نوای سیدا جلد 3

مشخصات کتاب

سرشناسه : حسینی نژاد، سیدابراهیم، 1334-

عنوان و نام پديدآور : نوای سیدا/ شاعر سیدابراهیم حسینی نژاد ؛ گردآوری سیدمجتبی حسینی نژاد.

مشخصات نشر : قم: اثر قلم، 1399 -

مشخصات ظاهری : ج.

شابک : دوره 978-622-7581-08-9 : ؛ 450000ریال: ج.2 978-622-7581-09-6 :

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

يادداشت : ج.4(چاپ اول: 1403)

موضوع : شعر فارسی-- قرن 14

Persian poetry -- 20th century

شناسه افزوده : حسینی نژاد، سیدمجتبی، 1359-، گردآورنده

رده بندی کنگره : PIR8341

رده بندی دیویی : 8فا1/62

شماره کتابشناسی ملی : 7531856

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان

ویراستار کتاب : خانم نرگس قمی

ص: 1

اشاره

نوای سیّدا

(جلد سوم)

شاعر: سید ابراهیم حسینی نژاد

به کوشش

حجة الاسلام سید مجتبی حسینی نژاد

ص: 2

نوای سیّدا

(جلد سوم)

شاعر: سید ابراهیم حسینی نژاد

به کوشش

حجة الاسلام سید مجتبی حسینی نژاد

ص: 3

شناسنامه کتاب

نام کتاب: ... نوای سیّدا/ جلد سوم

شاعر: ... سید ابراهیم حسینی نژاد

گردآوری: ... حجة الاسلام سید مجتبی حسینی نژاد

ناشر: ... آثر قلم

صفحه آرایی: ... حمیدرضا علیزاده

چاپ: ... احسان

نوبت چاپ: ... اول/ 1399

تیراژ: ... 1000 نسخه

شابک: ... 2-10-7581-622-978

شابک دوره: ... 9-08-7581-622-978

قیمت: ... 50000 تومان

حق چاپ محفوظ است

شماره تماس: 02537842678 - 09364310318

ص: 4

فهرست مطالب

مقدمه. 21

1/ بین الملل

آل سعود آل یهود. 25

بسوي صلح و سازش با یهودان. 25

بکشد بر سر سعود و بن سلمان. 26

آل سعود و آل خلیفه. 27

به روز و شب. 27

طاهر کنید کاخ سفید از خباثتش. 27

در جواب سعدی شیراز. 28

خوش به حال سعدی. 29

نفهمی آل سعود. 30

امارات. 30

ص: 5

بر امارات دارم این پیغام. 31

خیانتی که امارات کرده با اسلام. 32

به بن سلمان بگو. 33

به بن زاید بگو مردی نه آنه. 34

آل سعود و آل خلیفه کنم بیان. 34

با تلاویوت شود یکسر هلاک. 35

نتانياهو از فلسطين دست بردار. 36

شیخ کویت رفت ز دنیا برادرم. 37

امروز جهان دشمن این مذهب و دین است. 37

به آذربایجان و ارمنستان. 38

چه آرزو که نکردند چه حرف ها نزدند. 38

نه صلحت صلح و نه جنگ تو جنگ است. 39

یک وهابی صفت چنین گفته. 40

ترامپ امروز حرفی زد که دنیا. 41

به این خبیث بگو شاد از غم چه کسی. 41

این ملتی که موشک آن نقطه می زند. 42

اروپا نیست یار و یاور ما. 42

به مکرون پیامی فرستم چنین. 43

محمد سيد دنیا ودین است. 44

دوستی را به این دوتا منما. 44

چه کسی گفته که رسوای جهانیم کاکا. 46

ایران نه لیبی هست این را گوش دار. 47

ترامپ ای ثانی شیطان ملعون. 48

ص: 6

آمریکا دشمن به ما هاهست نیست؟. 49

دل مکن خوش سران آمریکا. 50

کشوری مانند ایران می درخشد در جهان. 50

هست افغانی گل روی زمین. 52

وزیدی یک نسیم از ملک افغان. 53

2/ ایران، شهادت و انقلاب و رهبر

فرمانده کل قوا. 57

بله این رهبر ایران زمین است. 57

رهبر والا حقیقت. 57

باشم عمار علي با همت پروردگار. 58

رهبر ما زنسل پاک علی است. 59

ای مرحبا به رهبر با اقتدار ما. 60

هرکسی که پیرو خط امام و رهبر است. 61

رهبری داریم در ایران زمین. 62

تا ترا داریم از دشمن چه باک. 63

شماها که اندر خط رهبرید. 63

تا رهبری بسان علی در میان ماست. 64

آنکه با رهبر نباشد این زمان. 65

چشم ها سوی شما باشد امید ما تویی. 66

ای کسی که رهبری ساز ی خطاب. 67

مجلس آینده ما. 67

ص: 7

در مجلسی که صحبت ایشان دنا بود. 68

ای دوست بد مجلس شورا بد ما نیست. 68

ای ترامپ ای خاک عالم برسرت. 69

جایگاه خبرگان رهبری. 70

اگر سپاه نباشد محافظ کشور. 70

بسیجی همیشه جلودار هست. 71

عهد می بندم به خون پاکت ای مخلص ترین. 71

بسیجی پیرو خط امام است. 72

گام دوم. 73

وطنم پاره تنم. 74

کشور آل محمد به جهان جز این نیست. 75

دستی اگر دراز شود سوی کشورم. 75

ایرانیان سلام سلامی زراه دور. 76

ایکه در ایران نشستی دائما نق می زنی. 77

ایران ما وجمع بزرگان این دیار. 78

دوستان این کشور صاحب زمان. 79

دشمن ایران زمین. 80

ایران که بود کشور شیعه شده محصور. 80

مردان روزگار بميدان نمی برند. 81

بزن فریاد یک فریاد رسی نیست. 82

شاهی که چهل سال از این کشور رفت. 83

یاد از شهید. 83

مکن مذمت خاک وطن بیان سیمین. 84

ص: 8

گوش کن ایرانی با افتخار. 85

تلنگری به جوانان امروز. 85

جانبازان وطن. 87

آشوب عراق و لبنان. 87

شیعه و سنی. 88

صدای بوق کشتی های ایران. 88

نره شیران (انقلاب ما انفجار نور بود). 89

سیدا در خانه بنشین روز و شب شکر خدا کن. 90

خداوندا نصيب ما نه این است. 91

تا خدا حامی ایران عزیز است بدان. 91

اگر دست داعش به ما می رسید. 93

دراین فکرم اگر داعش به آن حجمی که از اول. 94

3/ مناسبات و اشخاص

عباس رهبری و علی اکبری به جان. 97

نام او قاسم... سلیمانی به شهرت این شهید. 98

کیست این قاسم سلیمانی. 99

سلیمانی که نامش بود قاسم. 100

واقعا عمار رهبر بود و رفت. 100

قسم به روح خمینی به جان خامنه ای. 101

ما به خواب ناز بودیم او برفت. 101

سرباز وطن فخر مسلمانی ما رفت. 102

ص: 9

شبی تاریک و ظلمانی عزیز ما سلیمانی. 102

بحق خون پاک سر بداران. 103

بیان رهبر فرزانه گوش کن بنگر. 103

داغ سلیمانی دل رهبر شکسته. 104

هرکجا کفتارها شادند و زوزه می کشند. 105

وصیت کرده سردار سرافراز. 106

از مجتهدین گرفت امضاء. 107

در مورد ترور ناجوانمردانه محسن فخری زاده دانشمند هسته ای. 109

ترور کردند شیرانی زایران. 110

قسم به صبح دل انگیز و نم نم باران. 111

شهید محسن فخری زاده. 112

دریغا رفت فخری زاده از دست. 112

سر قاآنی ایران بدانند. 113

سردار حاجی زاده عمار زمان است. 114

هیچ میدانی که آن عین الاسد. 115

صدو هفتاد و شش لاله زبرج آسمان پرزد. 116

سردار سلیمانی ما باغ جنان است. 117

دستغیب. 118

سردار فضلی. 118

من نیم عمار گر بودم نمی بود این چنین. 119

پسر فاطمه تنهاست کجایی عمار. 120

اینه عمار. 121

در فراق برادر(شاعر) مرحوم سیدعبدالحسین حسینی نژاد. 122

ص: 10

حاج احمد آن عزیز رفته از ما زین دیار. 122

در فراق شوهر دختر عمه (شاعر). 123

در سوگ رئیس فرهنگ و ارشاد ابراهیم میر. 124

عبد خدا به نام و به شهرت نخست وار. 124

قاسم بهشت بهر خودش کرده دست و پا. 125

درسوگ محمد صفری. 126

در سوگ اسد ذالمن. 126

در سوگ حسن تناور. 127

حاجی پسر تقی حاجی. 127

حسین همچه گل خزان گردید. 128

رفتی امیر نوگل باغم چرا چنین. 128

امیر حسین رشیدی گل همیشه بهار. 129

دریغا رفت رضوانی به آنی. 130

علی طاهری دیگر نه پیداست. 130

علی طاهری روحت کنم شاد. 131

حاج محمود بدیعی خیری والاتبار. 132

بیاد مرحوم محمود رضوانی. 132

دریغا رفت سرو جویبارم. 133

مهران باغکی زجهان رفت ناگهان. 133

بهرام محمدی سفر کرد. 134

غم مادر بزرگ و جانگداز است. 135

افسوس و صد فغان که جناب طويل مرد. 135

رفت سید محسن از دار جهان. 136

ص: 11

به آرامش رسید آرامش اما حیف از ایشان. 136

خانواده حقایقی مادر. 137

محمد علی رنجبر هم زين جهان. 137

آنکس که مرا روح و روان بود پدر بود. 137

محمد علی رنجبر از این جهان. 138

که فلانی رفت از دار جهان. 138

نام این سید علی اصغر است. 139

حال در قیر است برسادات ما چون سنگر است. 140

بنام حاج حمزه قطعه شعری.. 141

تقدیم به پاسداران رشید اسلام جناب سرگرد یونس عرفان پور و جناب سروان علیرضا میرزاده 142

محمد نام در شهرت أمينا 142

غلام گز بلند. 143

الحق که غلام بر رضائی. 143

هفته دفاع مقدس. 144

بگفت صدام خوزستان بگیرم. 144

به نحسی همچنان ماه صفر نی. 145

جمعه ها می آید و... 146

باز جمعه تا دهم فریاد سر. 146

حج عمره. 147

هندوانه و یلدا. 148

یلدا گذشت. 148

یلدا گذشت. 149

ص: 12

باز آمد ماه بهمن از سفر. 149

روزی که امام و رهبر آمد. 150

دو سه روز دگر عید است یاران. 150

ماه رمضان در ره ما منتظر آن. 151

رمضان ماه خدا سر می رود. 151

ماه مبارک نه شده کم کم شود کم. 152

نوزده روز گذشت از رمضان. 153

شب قدر است امشب دل غمینم. 154

ببخشا جرم و عصیانم تمامی. 155

از نماز جمعه ما بودیم جمله سر فراز. 156

سوم خرداد این ماه خدا. 157

4/ متفرقه

آدمیزاد است با صد گونه رنگ. 161

اسب لنگی داشت مردی یک زمان. 161

خر و مرغزار. 162

خوشت اومد فورا به شعر درآوردم. 164

بود ملائی بنام نصر دین. 165

هرچه فریاد است بر سر واتساپ بکشید. 165

فضا آلوده کرده این مجازی. 166

کارهائی که فضای مجازی می کند. 167

شده از محتکران ناباب. 168

ص: 13

صبر هم طاقتش زسر رفته. 168

الأمان از بي نوائی الاامان. 169

مال وجمع ثروت. 169

تمام این گرانی امتحان است. 170

صبحی است دل انگیز. 171

گرچه کورش پادشاهی خوب بود. 171

سجده بر کوروش! 172

دزد بیت المال. 173

الحمد رئیسی آمده تاگیرد. 173

رئیسی جان جدت رحم منما. 174

ضربه خورد اسلام زین قوم عمین. 175

تبر بردار ابراهیم دوران. 175

اول صبح مرا یاد آمد. 176

به خون چه شهیدی پا کشیدند. 177

خجالت می کشم از روی رهبر. 177

در دهی گاوی بدزدیدند دزدان صبحگاه 178

از چه به گوشم می رسد اینک صدایت. 179

بگو یابن الحسن ما نیمه جانیم. 179

هست از این پول همچون زهر مار. 180

اینگونه ملتی که چنینند در زمین. 180

پاسخ به شعرشهریار میرزایی. 181

مردم آگاه ایران. 182

آخرالزمان. 183

ص: 14

دستی به سر و روی کشور. 183

جهان فانی و ما فانی تر از آن. 184

انتخاباتی که مارا پیش روست. 185

انتخابات. 185

شناسنامه بر دست و من با شتاب. 186

سر رائ دادن به هم می پرند. 187

سرانجام کرسی همین است و بس. 188

مجلس ما در مثل کارش بسان مغز هست. 188

کولبرها رانگر. 189

دست و پای دزد. 190

فتنه دگر. 190

به روح الله زم برگو. 191

دیو و شیطان هم به از تو ای مصی خار مو. 191

مردان نمی گریند. 192

باران بیا 193

دستشوئی جای خانه. 194

رزمایش سه کشور دریای ما ببین. 195

عید نوروز است مارا پیش رو. 195

خبر آمد خبر ی در راه است. 196

عرض تبریکم به یک یک دوستان. 197

پاسخ به شاعر هتاک. 197

خاک قم پاک با صفاست بدان. 198

دیدم به خواب گفت بگوشم کسی چنین. 199

آی بچه خوب و زرنگ. 200

ص: 15

5/ رباعیات و اشعار کوتاه

پیری آمد به سراغم. 203

حضرت مهدی. 203

کوه گوتو. 203

حسن خونت بسوزه ام سزونی. 204

خذاراشکر توخونه مرخ دارم. 204

خون هزاران شهید. 204

پیله و پرولنه. 205

دروغ. 205

توره. 206

عروسی کذیم. 206

حنا بندان. 206

سرتراشون. 207

تکرار تاریخ. 207

پیر میدان دار عشقم. 208

شهید این است. 208

دلبر. 208

سیه گیسو. 208

اسد حالم خراب و نا گوارن. 209

شیر اگر باشی به تنهائی شکارت می کنند. 209

سردار فضلی. 210

هر صبح بیاد حضرت مهد ی باش. 210

ص: 16

پنجشنبه در ره و باشم به فکر مادرم. 210

آسمان از داغ سردار سلیمانی گریست. 211

مهم هرگز نباشد از کجایم. 211

می کشیم دشمن هوا هم در زمین. 211

یاد سردار حرم ..... پاسدار کشورم. 212

گاو با عالم انسان چکار. 212

بانگ برخیز سحر شد بشنیدم زخروس. 212

دژ کام دژ دفاع بر رهبر ماست. 213

درودم به دلجو که دلجوی ماست. 213

امیدو آرزو که دو خدمت گذار ماست. 213

ایخدا صبری بده بر مادر و بابای من. 214

خواهشی دارم به هرکس می پرستی گوش کن. 214

خواهم ز شهید احمد آگاهی. 215

مردم بخدا امام ما می آید. 215

ماه رمضان آمده با روزه برو پیش. 215

خیرین از مومنان عالمند. 215

عیدی ما دیدن مهدی امام بیکسان. 216

شهربانو خواهرم یادت به خیر. 216

سرمایه تو همین که با جمع نوه. 217

خوشا آنانکه با عزت زگیتی. 217

خدایا لطف کن راهی تو بگشا. 218

نزنی ماسک عزیزان خود از دست بدی. 218

همه تقصیر ماست ای دانا. 219

ص: 17

اگر که قصد سوئی هست در راه. 219

بکام دوستان ما شکر ریز. 219

عمر من و تو بسان صبح است و پسین. 220

زر نباریده آسمان به سرش. 220

6/ کرونا

رسید موج چهارم ز درد بی درمان. 223

کرونا. 223

این کرونا همچه طاعون سخت نیست. 224

این درد کرونا بگرفته است جهانی. 225

کرونا دست کم هرکس بگیره. 226

تو سرا پا شاد اما این کرونا در کمین. 227

درد بی درمان در این عصر و زمان. 227

گردیده از وبای کرونا دلم کباب. 228

سه دقیقه بسوی مزار. 229

وضعیت قرمز ما خانه نشین از زن و مرد. 230

بشو دردی ندارد هیچ درمان. 230

این درد نه درد است عذابی است الهی. 231

گر خدا خواهد ترا زندان کند. 231

بهر این درد همه فکر شفائي بکنیم. 232

درد بیدرمان که می گویند یقین باشد همین. 233

با نیش زنبور عسل این درد درمان می شود. 234

ص: 18

واقعا درد بدی گشته دچار این جهان. 234

درد بی درمان که می گفتند پدید آمد بدان. 235

این درد و وبا بریده نیروی همه. 236

کرونا کرده ای خانه نشینم. 236

یک طرف هم این کرونا کرده ظلمش پیرمان. 237

مدتی باشد دچار درد بی درمان شدیم. 238

صبح آدینه در پناه خدا 238

صدای عر عری دیگر شنیدم. 239

نخل بی سر می دهد گاهی ثمر. 239

صبحی دگر رسیده بیا فکر خویش باش. 239

خداوندا تو رحمان و رحیمی. 240

فکر ما باشید فردا دور باشد ای جوان. 240

پهلوان باشد کسی که صبح گاه 241

اول صبحی دلم در تاب و تب. 241

الهی ای ترامپ و دردی بگیری. 241

کرونا گرفته ترامب لعین. 241

به استقلال و پیروزی دوتیم خوب می نازیم. 242

أجل کمین جوان است جوان سرش بالا. 242

روانت شاد اي استاد آواز. 242

کاکا جون خوذت فکر خوذت باش. 243

جام تلخ این حقیقت نوش کن. 243

امروز هم به لطف خدا می کشم نفس. 243

توهین به شیعه می نمایی. 244

ص: 19

برخیز ای برادر من وقت خواب نیست. 244

پیامت شنیدم در این روزگار. 244

نسیم صبح سعادت محمد است و علی. 245

طلوع صبح ربیع و جمال احمد مرسل. 245

برخیز ای برادر من وقت خواب نیست. 246

با محبت میتوانی رفت اوج آسمان. 246

محبت است که از خار گل زند بیرون. 247

دشمن به باطل خود این همه پایبند است. 247

صبح است بیا تا نفسی تازه کنیم. 247

ما یاد برادران آزاده کنیم. 248

در وصف (شاعر) سروده استاد اسد نصراللهی. 248

برای مولف کتاب. 249

مجتبا نام و حسینش در دل است. 249

ص: 20

مقدمه

خداوند را بر نعمت سلامتی شکر می کنم که توفیق داد هم اینک جلد سوم کتاب نوای سیدا که جمع آوری اشعار عمویم حاج سیدابراهیم حسینی نژاد است آماده کنم.

جلد دوم و سوم اشعار سالهای 1398 و 1399 تا نیمه آذر ایشان است که توسط خود ایشان در فضای مجازی منتشر می شد و بنده اشعار ایشان را جمع آوری کردم که هم اینک پیش روی شماست.

در جمع آوری جلد دوم بعد از سر و سامان دادن صفحات در قالب شعری توسط برادر بزرگوار حمید رضا علیزاده متوجه شدم که صفحات از چهارصد صفحه بیشتر می شود لذا به فکر جلد سوم افتادم.

جلد سوم همچون جلد دوم به حمایت دوستداران اشعار ایشان خاصه دایی بزرگوار اسماعیل رشیدی بود که با زبان خیر ایشان و هواداری مالی اقوام و بستگان و همشهریان این جلد تهیه گردید.

مزیت این جلد اضافه کردن اشعار کرونا که همزمان با انتشار این ویروس منحوس است می باشد.

در پایان از خداوند متعال سلامتی عموی بزرگوار و همه دوستداران و حامیان فرهنگ طلب می کنم.

سیدمجتبی حسینی نژاد

قم المفدسه

زمستان 1399

ص: 21

ص: 22

1/ بین الملل

اشاره

ص: 23

ص: 24

آل سعود آل یهود

آل سعود آل یهود است بی گمان *** بی شک رسانده دین خداوند را زیان

وهابیان که غاصب بیت خدا شدند *** رحمی نمی کند نه پیران و نه جوان

هرروزه میکشد زیمن پیر مرد و زن *** کوتاه دست آل سعود از یمانیان

دست دعا بلند نما ئیم تا کند *** دشمن ترین فرقه گمره به شیعیان

حسین نژاد

بسوي صلح و سازش با یهودان

بسوي صلح و سازش با یهودان *** امارات و دگر بحرین و سودان

زدند خنجر به پشت خویش این ها *** به پول احمقی مانند سلمان

فلسطین شدرها بیکس به دنیا *** ندارد یاوری جز ملک ایران

جهان کم کم زیاد خویشتن برد *** که روزی غصب شد ارض مسلمان

مسلمانی این دنیا به پول است *** که دارند این گروه نامسلمان

فلسطین می زند فریاد یاری *** یکا یک فکر صلح با یهودان

سعودي ها به صف از بهر رفتن *** دگر مصر بقیه از ذلیلان

شود روزی فلسطین هم پذیرد *** نهند برپشت این اعراب پالان

مسلمانان مسلمانی همین است *** فلسطین را رها کردید اینسان

برای لقمه نانی جمله رفتید *** کنار ناتنی یاهو به آسان

خودم بشنیدم از سودان چنین گفت *** برای اقتصاد است ای پدر جان

دوصد لعنت به آنان که برفتند *** فلسطین اینچنین آنگونه جولان

بله از نیل تا شط فرات است *** سخن از دشمنان این پلید آن

ترامپ آخر سر سفره نشاند *** ملک سلمان و سيسي را به یک آن

ص: 25

بیا سید دعا/ي کن بیاید *** امید بیکسان سلطان دوران

عزیز فاطمه مهدی بیاید *** رها سازد فلسطین مسلمان

حسین نژاد

بکشد بر سر سعود و بن سلمان

هرکه خواهد زجان کشد فریاد *** بکشد بر سر سعود و بن سلمان

فتنه ها ي جهان از این ها هست *** دشمن شیعه هست این نادان

می دهد پول و می خرد جانی *** تا بگیرید زشیعیان او جان

غافل از اینکه خون بهایش خون *** هست این قائده به کل جهان

قتل بالقتل و گوش هم با گوش *** چشم با چشم گفته این قرآن

محسن فخری زاده کشت به پول *** باید او را کشیم در هر آن

با یهود است خود یهودی است *** گرچه نامش نهاده اند سلمان

نامسلمان کجاش سلمان است *** ضد دین خداست این انسان

بو مشار است او مگو سلمان *** باید اورا شناخت در این سان

هست بیرحم چون یزید پلید *** کرده اکنون برادرش زندان

کشورش نیست غیر زندان جا *** پر نموده رجال با نسوان

چند روزی ترامپ یا رش بود *** چه نکردی ز ظلم بر اینان

مردمش نیست جرئت گفتن *** چه رسد تا کلام از ایشان

ای خدا ریشه اش درآر خودت *** کن تو نابود جمله از عدوان

سیدا جمعه یک دعائي کن *** که فرستد خدا امام زمان

یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 14/9/1399

ص: 26

آل سعود و آل خلیفه به روز و شب

یک مدتی است خانه نشینم در این مکان *** زندانیم زبخت بد خویش دوستان

از بسکه مرگ و مرده زیاد است روز و شب *** حیرت مرا گرفته از این درد در جهان

يارب چرا دچار چنین درد گشته آیم *** جرم ب شر چه بوده که باید شود چنان

آیا عذاب بنده خود کرده ای چنین *** رحمی نما به حال تمامی بندگان

باید تقاص مردم بیچاره در یمن *** ما پس دهیم ایکه به مائی تو مهربان

آل سعود و آل خلیفه به روز و شب *** پر پر کنند مردم بیچاره این زمان

یکراست رو سراغ ترامپ نتا نیا *** هستند این گروه مسلمان کش جهان

داعش پدید آمده با دست این گروه *** بردند اسارت اینهمه نسوان و کودکان

دست دعا به سوی تو ما می کنیم دراز *** حاجت روا نما و شفا ده به شیعیان

میلاد باسعادت احمد رسول ماست *** مارا به او ببخش که باشیم ناتوان

حسین نژاد

طاهر کنید کاخ سفید از خباثتش

طاهر کنید کاخ سفید از خباثتش *** بیرون کنید چهره زشت و کثافتش

کاخ سفید کرده سیه دیو زرد مو *** با دشمنی به ملت ما با سیاستش

دشمن به ماست حاکم این خطه از زمین *** ملت گناه نیست به جز این ریاستش

صدها چه او بمیرد و یا که سکت شود *** خواهیم دید آتش سوزان قیامتش

حسین نژاد

ص: 27

در جواب سعدی شیراز

چه خوش گفت سعدی به عهد قدیم *** که اجرش به خلاق رب الرحیم

بوصف بنی آدم و شان او *** نموده به شعرش چنین گفتگو

بنی آدم اعضای یک پیکر است *** که در آفرینش ز یک گوهر است

چه عضوی به درد آورد روزگار *** دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی *** نشاید ترا گفت کز آدمی

بیا بشنو از من تو سعدی سخن *** که دارم به دل درد و رنج و محن

اگر بود آدم زمان تو بود *** قضاوت نمودی چرا زود زود

سر از خاک بردار ایشان نگر *** ایا سعدی ای شاعر پر هنر

تو گفتی که آدم ز یک گوهر است *** بشر جمله از یک زن و شوهر است

ولیکن بنی آدم عصر ما *** از این ها پناه می برم بر خدا

بنی آدم عصر ما همچه گرگ *** ترحم ندارد به خردو بزرگ

سری زن به اقصی فلسطین نگر *** به افغان و لبنان مسکین نگر

بیا این طرف تر ببین در عراق *** بلند است فریادشان الفراق

زسوریه دیگر نباشد به جا *** به جز تل خاکی به ارض ثری

یمن را ببین دست آل سعود *** زکف داده اند هرچه بود و نبود

دگر لیبی مردم خوب آن *** کند روز و شب حمله حفتر به آن

وجب در وجب خون انسان روان *** بدست همین آدم خوش لسان

خلاصه نباشی سرایی دگر *** چنین شعر زیبا ایا باهنر

بخواب و ازاینها مزن دم دگر *** برفته زکف نسل کل بشر

چنانچه بیایی تو با طبع شعر *** چه خواهی نمودن به زیر سپهر

ترامپ آمده داده یک عده تفت *** خوراکش خودش گفته اینجاست نفت

ولی خواب باشند آل سعود *** که ای کاش سلمان به دنیا نبود

ص: 28

همه فتنه ها گشته زینها بلند *** بیا سیدا بس نما لب ببند .

مگو شعر بی قافیه بیش از این *** نگردان دل دوستانت غمین

حسین نژاد قیر وکارزین فارس- 11 ابان 98

خوش به حال سعدی

خوش به حال سعدی از دنیا سفر کرد و ندید *** روز گار ما وگرنه جامه از تن می درید

سعدیا اشعار خوب و دلنشینت پیش ماست *** خوش به حال آنکه در بستان تو گل ها بچید

گفته ای وصف بنی ادم که از یک مادرند *** آمده دنیا وجود ازدو هزاران تن پدید

سعدیا انسان در این عصر و زمان دشمن بهم *** گشته اند بر ضد همدیگر چنان شمر و یزید

در قساوت شمر بهتر باشد از داعش صفت *** هر طرف رو می کنی بیچاره ها را سر برید

پول بن سلمان به یک سو صهیونیزم ازآن طرف *** از یمن تا سوریه آدم به خاک و خون کشید

کشور ما هم که تحریم است دست آمریکا *** ناله واحسرتا عرش و او ادنی رسید

سعدیا راحت بخواب خواب این دنیا مبین *** سید بیچاره هم راحت در این دنیا ندید

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 27 آذر 98

ص: 29

نفهمی آل سعود

در حیرتم از نفهمی آل سعود *** ایکاش در زمانه و عصر نبود

بیچاره بسان گاو می دوشندش *** از سوی دگر شده بله گوی یهود

دارد صفت خادم کعبه صد حیف *** غافل که خدا نمی شناسد به وجود

از نفت سعودیه و بحرین و کویت *** می دوشن و می خورند اما بی سود

از خوردن آنها جگرم می سوزد *** بهر فقراء خویش گشتند کبود

در گوشه کعبه دیدم آنها صدها *** بنشسته فقیرانه نبردندی سود

میلیارد ریال بن سعود از هرجا *** خرج دگران کنند از بود و نبود

وشک بخرند و توپ صدها قبضه *** مستضعف بیچاره کشند از کمبود

آتش به دل پیرو جوان یمن است *** سوریه بگوش می رسد رود ای رود

لعنت به شما که دشمنان بشرید *** باشید به روز حشر منفور و کبود

ما دست برادری نماییم دراز *** آن ها به فرار دور از گفت و شنود

فکر دگری مرا به سر افتاده *** این قوم بیاوریم از اسب فرود

با حرف خوش این قوم شدند بیگانه *** ای کاش خدا عذابشان می فرمود

والسلام حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 14 ابان 98

امارات

اماراتی که نصف قیر مانیست *** شده موی دماغ کشورما

بگو بنشین سر جایت امارات *** کجا تو و کجا این لشکر ما

اگر عطسه کنند می پاشی از هم *** جلو گیری نموده رهبر ما

وگرنه طرفته العینی امارات *** زپس برد گلویت خنجر ما

13 ابان 98

ص: 30

بر امارات دارم این پیغام

بر امارات دارم این پیغام *** افتتاح کلام ماست سلام

چون مسلمان و پیرو دینیم *** با شما مسلمین هم آئینیم

دوما این پیام من بشنو *** جنگ ما موشک است نه برنو

کاخ هاتان تمامش از شیشه *** شیرها خفته اند در بیشه

بسته ای با یهود تو پیمان *** نکند سیر گشته ای از جان

کارگر هرکجا رود آزاد *** باید اورا کنی زخود دلشاد

این شنیدم که گفته ای ایران *** دشمن ماست نیست اطمینان

بروند کشور خود این عمال *** تا ببینند خوب روی زوال

پا منه از گلیم خود بیرون *** که پشیمان شوی تو این مجنون

ای امارات گو که چند غازی *** بادم شیر می کنی بازی

فکر کردی یهود یار توست *** گول خوردی تو خوب روز نخست

این یهودان صهیونیزم بدان *** می کنندت زریشه ای نادان

ملت بینوا فلسطینی *** کور گشتی که تو نمی بینی

خوار آواره هر دیار شدند *** خانه رفته و بی تبار شدند

غزة محتاج لقمه از نان است *** چونکه در گیر قوم نادان است

وای بر تو و وای بر بحرین *** گر بیاد آورید بدر و حنين

با یهودان چنین نمی کردید *** گر که داشتید یک رگ مردی

الغرض گوش کن تو این پندم *** ورنه باشی چه دانه از قندم

کوچکی در مقابل ایران *** هم تو هم دیگران و بن سلمان

لقمه چپ به روز جنگ و نبرد *** پیش رو شماست لشکر مرد

چندسال آیت در یمن باشی *** وای از آن روز جنگ من باشی

خلاصه از ما گفتن

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 6/9/1399

ص: 31

خیانتی که امارات کرده با اسلام

خیانتی که امارات کرده با اسلام *** نکرده هیچ یهودی به مذهب خودشان

خدا بحق شهیدان مسجد الاقصی *** مسببین به سزا و جزایشان برسان

تعجبم زاماراتیان سر این است *** چرا به پشت زدی خنجر ای لعین زمان

شماکه مردمتان داشت دعوی اسلام *** یهود داده فریب شما چنین آسان

زخشم مردم دنیا بترس بن زاید *** که این عمل بشود ثبت از تو در دلشان

فریب کوشنر ملعون تو خوردی و رفتی *** بسوی قوم یهودی که هست در قرآن

فریبکار و دغلباز دشمن دینت *** رها کنند شماها به جنگ درمیدان

یهود و قوم نصارا به دوستی تو مگیر *** وگرنه می شوی آخر جهنمی نادان

به عهد خویش بیندایش تا که تو نشوی *** زبانزد همه عالم و دشمن ایران

رعایت همه لازم خصوص جیرانت *** به پشت خویش مکن دشمنی چنان پنهان

ص: 32

کسی که دشمن ایران زمین و اسلام است *** دهد فریب و نباشید امن یا که امان

خلاصه سید بیچاره داد این انذار *** دوچشم خویش گشایید ای گروه جبان

حسین نژاد

به بن سلمان بگو

به بن سلمان بگو نامرد این شیر ژیان بنگر *** برون کن باد نخوت لحظه ای خارج شو از سنگر

یمن را کرده ای ویران نبودت یک سر جو رحم *** چه خواهی گفت در پیش خدا و پرسش محشر

از حیوان بیاموزید رحم از روی نادانی *** چراباشی در این دنیا به دنبال دوتا کافر

ز آمریکا و اسرائیل بیچاره ببر زیرا *** نمی باشند یار تو خورند از مالتان یکسر

بسان گاو می دوشند از شیر شما لیکن *** کمک سازی به دشمن تا کشد بیچاره و مضطر

به امید بیداری همه مسلمانان

حسین نژاد - 17 آذر 98

ص: 33

به بن زاید بگو مردی نه آنه

عرب ها را نگو مرد زمانه *** که می پوشند مقنای زنانه

ولی زن ها همه لختند و عریان *** به بن زاید بگو مردی نه آنه

رها کردی به نامردی فلسطین *** زدی تیشه بدست خویش بر دین

به دنیایت اگر که دین نداری *** مده صهیون اینگونه سواری

اگر مردی به عالم هست این است *** همان نصر خدا اندر زمین است

حسن نامش زسادات گرام است *** به حق این عصر از نسل امام است

نه تو که آبروی خویش بردی *** ندیده روی مرد از ترس مردی

خلاصه ای عرب فکر دگر کن *** حمایت بر یمن آن شیر نر کن

بنازم بر یمن که مثل شیره *** سعودی را به مردی خود بگیره

آل سعود و آل خلیفه کنم بیان

در حیرتم از اینکه عرب های این زمان *** بی رگ شدند غیرتشان رفت از میان

روی سخن نه جمله عرب هاست ای رفیق *** آل سعود و آل خلیفه کنم بیان

یک مردکی که ارزش او نیست ده ریال *** می دوشد همچه گاو و دهد پز بما چنان

آن غيرت و شجاعت أعراب در کجاست *** بودند یکه تاز بميدان دشمنان

زور شما به آل محمد رسید که *** کشتید تشنه لب گل گلزار باغتان

شرم آوراست مشت یهودی دهد فرار *** جای شما نشیند و گیرد زخاکتان

آن هرزه گوی بی پدر آن مست روزگار *** دارد خطاب گاو به شیخ کبیرتان

منکه خدا گواه بگیرم در این زمان *** شرمنده ام به پیش خداوند مهربان

شرمنده ام که می شنوم حرف های مفت *** از این یهودزاده که می گوید آنچنان

این چند روز عمر نیرزد رفیق من *** باشی به زیر یوغ ستم های بیکران

ص: 34

پول شما بگیرد و خرج شما کند *** یک مشت جنس بنجل و قیمت بسی گران

دانم زشعر من عصبانی تو می شوی *** این یک حقیقت است مگو بد به ما فلان

عرق وطن پرستی من حکم می کند *** باشم بسان شیر جلودار دشمنان

امر خداست عزت اسلام نزد ما *** گر کشته هم شویم دهد جایمان جنان

بیدار باش تاکه نگردی حقیر و خوار *** در پیش این ترامپ خطابت کند چنان

من سیدم که منتسبم برعلی و آل *** زین رو خطاب من به شماهست در جهان

حسین نژاد

با تلاویوت شود یکسر هلاک

می رسد روزش که حیفا را به خاک *** با تلاویوت شود یکسر هلاک

تو کجا بودت چنین جرئت شغال *** خائنان کردند یاری بر شما

که بیائی و نباشی بیمناک *** شیشه از سنگ است سنگش بشکند

تا توانستی کنی مارا هلاک *** پول بن سلمان و یاری بر شما

ای بسوزد لقمه چرب از خوراک *** وقت آن هم می رسد روزی روی

سینه مارا نمودی چاک چاک *** صحبتی دارم در اینجا خائنان

جا بگیری مثل روباه در مغاک *** از برای پول دنیا می کشید

شرمتان بادا که باشید آنچنان *** واقعا پستید و خائن بر وطن

بهترین فرزند از ایرانیان *** راهتان گیرید و درآنجا روید

نیست این خاک دلیران جایتان *** این وطن جای چنان شیرودی است

چون شماها نیست اینجا جایتان *** آن شهیدانی که جان کردند فدا

یا سلیمانی و دیگر عاشقان *** پیش خود یک لحظه بنمائید فکر

نه شما بیگانه نوکر بر سگان *** آن یکی پرپر شود در روی مین

ص: 35

در کجا شد غیرت ایرانیان *** نه مسلمانید و نه دین یهود

دیگری کشور دهد بیگانگان *** جانور هم دوست دارد خاک خود

از خدا بیگانه چون جانوران *** ای خدا رفته فشارم بر هوا

پست فطرت خاک بر سر لا مکان *** سیدا بنماد عائی تا خدا

چه بگویم من از این جور زمان *** بفرستد حضرت صاحب زمان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 14/9/1399

نتانياهو از فلسطين دست بردار

نتانياهو از فلسطين دست بردار *** بیرون برو مردم مکن تو بیش از این خوار

روزی رسد که مسجد الاقصی بگیریم *** آزاد سازیمش چنانچه ما بمیریم

حکم خدا باشد نريد و انمنه *** بیرون روی هرچند باشی کله گنده

مشتی حکومت های پوشالی اعراب

داده فریبت میشوی بیچا ره وخوار *** گر بشنوی ازمن بیا و دست بردار

آنجا برو که بوده ای در اولین بار *** ملک فلسطین نیست جای مردم آزار

این پور بن سلمان خودش دیوانه باشد *** از ترس حوثي ها همه در خانه باشد

آخر یمن درسی دهد بر او که میرد *** وانگه تقاص قاشق و چنگال گیرد

با اره قاشقچی برید از دست و از پا *** دیوانه باشد می کشد او خویش در جا

گفتم بیا پند مرا در گوش خود گیر *** آخر شوی دیوانه و و از جان خود سیر

حسین نژاد

ص: 36

شیخ کویت رفت ز دنیا برادرم

شیخ کویت رفت ز دنیا برادرم *** ماهم بسان او ز جهان می برند زود

ای خوش بحال آنکه کند دست پر سفر *** قارون به مال مثل خودش هیچ کس نبود

چشمت به هم زنی شده ای پیر و گوشه گیر *** ناگه خبر شوی که فلانکس اجل ربود

از من نصیحتی به شما که جوان ترید *** فکری کنید هیچ ندارد جمال سود

حسین نژاد التماس دعا

امروز جهان دشمن این مذهب و دین است

امروز جهان دشمن این مذهب و دین است *** در هر وجب از خاک وطن دیو کمین است

یکسو به طرفداری صهیون سعودی است *** در سوی دگر مردک مو بور یهودی است

هرروز فشار است و به تحدید تمامی *** از پای درآرند شما خط امامی

باید همه هوشیار در این عرصه بکوشیم *** هرچند کلام ولی امر بگوشیم

ما منتظر امر علی نائب مهدی *** باشیم و تو می باش که پا بند

به عهدی

ص: 37

گیرم تقاص همه از خون شهیدان *** از دشمن بد عهد و سعودی نه مسلمان

حسین نژاد - 8 دی 98

به آذربایجان و ارمنستان

نصیحت می کنم از ملک ایران *** به آذربایجان و ارمنستان

که بردارید دست ازجنگ آن جا *** خدا را خوش نیاید جنگ یاران

به روی همدگر آتش گشودید *** برای هیچ و پوچ ای غمگساران

جهان خواهد شما در جنگ باشید *** فروشند اسلحه این قوم نادان

من از هشت سال جنگ خویش گویم *** بما تحمیل شد از سوی ایشان

عزاران سرو گل در. خون طپان شد *** چه شد آخر چنین باشیم نالان

دو کشور دوست می باشید با هم *** نجنگید جنگ سازد خانه ویران

فقیرانی به خواب خوش شماها *** به طیاره نمایید بمب باران

به ولله خدا را خوش نیاید *** به صلح و دوستی حل گردد آسان

به جزئی اختلاف اینگونه باهم *** زنید آتش به ملک هم هم ار جان

زسید این نصیحت گوش گیرید *** اگر اهل کتابید و مسلمان

که صلح از جنگ بهتر هست این را *** خدا فرموده در آیات قرآن

حسین نژاد 4/7/1399

چه آرزو که نکردند چه حرف ها نزدند

چه آرزو که نکردند چه حرف ها نزدند *** تو در خیال فروباشی وطن باشی

نمی شود به تو گفته شود زایرانی *** که بی خیال ز درد و غم و محن باشی

ببین چگونه سعودی به امر آمریکا *** کشند نقشه وگویند به امر من باشی

ص: 38

تو بیخیال به کنجی نشین و هی نق زن *** رسد به پیش تو آن روز بی کفن باشی

چه جرئتی ز حمایت به دست آورده *** سخن زتجزیه گوید که بی وطن باشی

کجاست غیرت ایرانی و کجارستم *** دوچشم خویش نما باز به ز من باشی

توئی جوان و منم پیر لیک بیدارم *** کنم دعا زبلا دور و جان من باشی

حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه سرودم - 12 دی 98

نه صلحت صلح و نه جنگ تو جنگ است

نه صلحت صلح و نه جنگ تو جنگ است *** کلامت بهر ما جمله ننگ است

توکه از صلح و سازش می زنی دم *** کمیتت در چه رو هربار لنگ است

ترامپت تازه مارا کرده تحریم *** جواب صلح ماها قلوه سنگ است

طرف نوکر به اسرائیل باشد *** به دست هردوتا بیل کلنگ است

یکی دائم فلسطین کرده ویران *** یکی سر گرم از تریاک و بنگ است

کدامین صلح داری می زنی حرف *** سخن هایت تمامی رنگ رنگ است

برو دنبال برجامت برادر *** که این صلح شما هم دنگ و فنگ است

خودت برما زعمر و عاص گفتی *** سخن هایت به قلب ما خدنگ است

چهار ماه دگر داری بیاسا *** برو که مغز ماها جمله هنگ است

گرانی های تو ثبت است به تاریخ *** برو آن جا که نام آن فرنگ است

کسی که تابعیت بر دوجا شد *** هویدا گشته جاسوسی زرنگ است

گزیده کی شود مومن زسوراخ *** خودت برگو چنین کاری قشنگ است

حسن کشتن حسین را سر بریدند *** نتیجه صلح اینجوری فشنگ است

ترامپ خواهد سلاح ما بگیرد *** حماقت بس که ایرانی زرنگ است

حسین نژاد قیرفارس 1399

ص: 39

یک وهابی صفت چنین گفته

یک وهابی صفت چنین گفته

سخن از تجزیه همین گفته *** گفته ایران چهار قطعه شود

سخن اوست این چنین گفته *** حال گویم جواب این ابله

دله خالیست بد تر از دله *** گفته ای این سخن که ما ایران

تجزیه می کنیم و هم ویران *** اولا این غلط رئیس شما

جنگ آغاز کرد از زمین و هوا *** او که صدام بود دام افتاد

چونکه در فکرهای خام افتاد *** گفته بود او سه روزه در تهران

باشم می کنم زجا ویران *** لیک مشت گره نموده امام

زد دهانش که بود خون آشام *** حال ای بی وطن وهابی نحس

این چنین می کشی زمعده نفس *** شیر بیدار و منتظر آئید

گرکه مردی و این چنین خواهید *** گوشمالی دهندت این شیران

که بیادت بماند ای نادان *** آنکه ارباب توست چیزی نیست

تو که نوکر به اویی حرفت چیست *** حال ایرانیان بگوش و به هوش

کنج دیوار ماست مشتی موش *** تله ها درکمینشان بگذار

تاکه این موش ها کنیم شکار *** الغرض سید این بداهه سرود

که منم جند حق توئی نمرود *** پشه ای رفت داخل بینیش

زد به مغز نداشته اش هی نیش *** ای سعودی ز خواب شو بیدار

شیرتان خوب می خورد کفتار *** بده شیرت به بچه ات مسکین

نه ترامپ آن یهودی بیدین *** به امید بیداری مسلمین عالم

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 12 دی 98

ص: 40

ترامپ امروز حرفی زد که دنیا

ترامپ امروز حرفی زد که دنیا *** از این حرفش به خشم آمد تمامی

نه اعرابی که با او تلاشند *** گروهی مردم خط امامی

بگفتا دین دگر جایی ندارد *** جهان در پیش من باشد چه جامی

من از پول عرب ها روز تا شب *** نمایم صرف در راه حرامی

نمی ترسم زقتل هیچ قومی *** عرب یاکه عجم یا قوم سامی

تمامی باید از ما خط بگیرند *** دهم بر مردم دنیا پیامی

منم که کد خدای این جهانم *** ندارم ترس می دانم که خامی

عربها پیش من ارزش ندارند *** همه سرگرم اندر شادکامی

ولی ترس من از ایرانیان است *** که دارند چون علی بر خود امامی

سر صحبت شمایید ای عرب ها *** چرا سازید با بی احترامی

حسینی صبر کن مهدی بیاید *** جوابش می دهد یک صبح و شامی

به زیر پرده صاحب اختیار است *** رسد روزی به فریاد تمامی

حسین نژاد

به این خبیث بگو شاد از غم چه کسی

به این خبیث بگو شاد از غم چه کسی *** به پیش مردم ایران بسان یک مگسی

تو شاد باش نما شادی ای یهود دنی *** تعجب از تو نباشد چرا که خار و خسی

شهادتی که خدا وصف کرده در قرآن *** نصیب مثل سلیمانی است و همچه کسی

شما که فهم شهادت نداری و خنگی *** چگونه فهم نمایی که خویش در قفسی

برای آل سعود آن سگی که می باید *** چنین بگویی و شادی کنی به هر نفسی

هزار رحمت حق باد بر سلیمانی *** کنند یاد فدا کاریش جهان بسی

ص: 41

خلاصه وقت شماهم به زود می آید *** بگوش نحس تو آید به زود یک جرسی

کنی تو گریه و شلوار خود نمایی تر *** نه راه چاره نمایی فرار با فرسی

حسین نژاد - 13 دی ماه 98

این ملتی که موشک آن نقطه می زند

این ملتی که موشک آن نقطه می زند *** در زیر بار ظلم شماها نمی رود

ای غربیان به حیله و تزویر رو کنید *** از یاد ملت این همه غم ها نمی رود

کشتید سروری که ندیده جهان چه او *** یادش برون زجمله دل ها نمی رود

گفتید می کشیم سلیمانی عزیز *** ایران برای بردن دعوا نمی رود

اما به کوری همه چشمان دشمنان *** دودش به چشم شیر به تنها نمی رود

برگو زما به دشمن دیرینه ای ترامپ *** دیگر کلاه بر سر ماها نمی رود

یک گر زنی خوری تو زماها به ده عدد *** این حرف رهبر است که تنها نمی رود

حسین نژاد

اروپا نیست یار و یاور ما

ترامپ امروز بر آن ها امیر است *** نمی گنجد دگر بر باور ما

که این ها حامی ایران باشند. *** رهایش کن منه سر بر سر ما

نمی دانم چه دیدی تو از این ها *** نما باور تو حرف رهبر ما

اگر بار دگر گویی زبرجام *** ز تو خواهند محو لشکر ما

تو دادی هسته ای آسان آسان *** بهایش چه گرفتی گو برما

نمی دانم چه داری زیر سر تو *** کلاه دیگری منما سرما

سفیر انگلیس دیدی ندیدی *** چها می کرد او با کشور ما

فرانسه هم که اورا می شناسی *** خودمکرون شده دشمن تر ما

ص: 42

چگویم آنکه آلمان است نازی *** به نازی می رود از سنگر ما

بچسپ بر کشور خود تا نسازند *** بسان دسته از گل پر پر ما

نصیحت کردمت بشنو حسن جان *** بله این است پند از منبر ما

حسین نژاد - دو بهمن 98

به مکرون پیامی فرستم چنین

به مکرون پیامی فرستم چنین *** که بشنو پیامم زایران زمین

نمودی به توهین د ل ما کباب *** دهم من به شعری جنابت جواب

رسولی که آخر سفیر خداست *** کجا از تو توهین به ایشان رواست

محمد زعیسی و موسی سر است *** ندانی که پیغمبر آخر است

اگر بیسوادی تو انجیل بخوان *** که احمد رسول است آخر زمان

حرام زاده را نیست جای سئوال *** که حتما ببیند به دنیا زوال

زوال شما هست نزدیک تر *** نما فهم اسمع کلامم تو.....

حمار از شما بهتر و برتر است *** برد بار خود او به خلقت خر است

توکه بر فرانسه رئیسی چرا *** به توهین کردی اذیت مرا

بدان که در آخر خوری چوب آن *** هم از اهل سنت هم از شیعیان

مسلمان عالم تمامی یکیست *** در اینباره هیچ اختلافات نیست

محمد رسول همه عالم است *** که او بر رسولان همه خاتم است

درود خدا بر محمد وآل *** به اسلامیان دور بادا زوال

خدایا خودت ده جوابش که او *** زما دو رباشد کنم گفتگو

ولی میسرایم به ا شعار من *** که تا بشنود شعر آن اهرمن

زبان ادب شعر باشد بدان *** جهان خوب داند یقین قدر آن

حسین نژاد

ص: 43

محمد سيد دنیا ودین است

محمد سيد دنیا ودین است *** رسول از سوی رب لعالمین است

محمد نور چشم مسلمين است *** محمد خار به چشم مشرکین است

محمد شافع امت به محشر *** محمد باب زهرا در زمین است

محمد گوهر یکتای هستی *** برای ما جناب او نگین است

محمد در جهان آمد خدا گفت *** که ایشان آن سفیر آخرین است

اول نوح است ابراهیم و موسی *** وعیسی شد چهار او پنجمین است

همه این ها شدند معروف مرسل *** محمد بر جهان از بهترین است

کسی که بد به او گوید یقینا *** بدان در نزد ما تخم گمین است

فرانسه گو بکن تجدید کردار *** که این انذار از ما مومنین است

بگو از ما هلوکاست تو دریاب *** کنی کتمان چرا او این چنین است

شما حامی ظلم و کینه هستید *** حسابت با کرام الکاتبین است

به پشت گرمی یک مشت یهودی *** نمی دانی که او دشمن ترین است

به نزد ما مسلمانان یهودی *** نجس و بدتر از هرکس همین است

درسته که شما سلمان ملعون *** کنید یاری ولیکن او نه این است

به یک ملیارد توهین این چنینی *** زخر مکرون نادان خر ترین است

حسین نژاد

دوستی را به این دوتا منما

این کلام خداست گوش نما *** تا بگویم ازآن برای شما

با نصارا دگر یهود پلید *** دوستی را به این دوتا منما

خوب بنگر رئیس یک کشور *** کافر و احمق و ندان و خر

ص: 44

کرده توهین به شافع محشر *** آنکه پیغمبر است به جن و بشر

با چنین کس تو دوستی نادان *** وای بر یک گروه از عربان

متفق جمله غیروهابی *** ضد این نانجیب چشم آبی

عربستان نگفته است سخنی *** گو به شاهش چقدر تو خفنی

این فرانسه رئيس آن مکرون *** هست دیوانه و خل و مجنون

چندمین بار می کند توهین *** باید اورا زنیم ما به زمین

تف و لعنت به شیر ناپاکت *** سگ کند ناگهان صد چاکت

حامی یک سگی به خانه خویش *** واق واقي کند هم از پس و پیش

ای که در دین خود مسلمانی *** بده اکنون جواب آن جانی

تا بداند که ما هواداریم *** خط قرمز رسول بشماریم

لعنت حق به آنکه کرده چنین *** یا که توهین بر رسول امين

يا محمد فدای تو جانم *** سیدم من زملک ایرانم

گر که فتوا دهد مرا رهبر *** می کنم نسل دشمنان پر پر

گو به مکرون چنانچه بار دگر *** بد بگوئی به شخص پیغمبر

خانه ات بر سرت خراب کنم *** گوشت جانت همه کباب کنم

بدهم بر سگی خورد کامل *** چونکه نباشی بشر تو ای جاهل

هیچ قومی ندارد حق آن *** که بگوید بد دگر ادیان

دینها جمله از خداوند است *** پیروانش به آن پابند است

الغرض توبه کن تو ای ملعون *** تا نگردی چنین تو خوار و زبون

پدرت آورم به در از گور *** من به اشعار کمتر از یک مور

ص: 45

چه کسی گفته که رسوای جهانیم کاکا

چه کسی گفته که رسوای جهانیم کاکا *** بهترین مردم به از همه گانیم کاکا

کشوری که زده اندر دهن آمریکا *** ملت ماست همین پیرو جوانیم کاکا

دیگران نوکر این مردک مو زرد شدند *** ما که تاج سر این گله بزانیم کاکا

صفت گاو ترامپ داده به سلطان حجاز *** من و تو شیر براین گاو چرانیم کاکا

بايدن آمده بنشسته به جای دگری *** چه به ما ها مگه ما دل نگرانیم کاکا

هرکه خواهد بشود ما نگران خویشیم *** نه که رسوای جهان بهتر از آنیم کاکا

نگرانی همه جنس گران است بدان *** ما گرفتار گروهی زبدانیم کاکا

دزد آورده چنین روز به روز کشور *** ور نه ما تاج سر کل جهانیم کاکا

چندروزی نکشد طول که دزدان بروند *** ما به آینده خود دل نگرانیم کاکا

چشم خود وا بنما تا نخوری گول دگر *** همچه حالا که پی لقمه زنانیم کاکا

ص: 46

مومن آن است به سوراخ گزیده نشود *** که در آن مار زده نیش چنانیم کاکا

حسین نژاد

ایران نه لیبی هست این را گوش دار

اولا ایران نه لیبی هست این را گوش دار *** که بیاید دشمنی گیرد در این بیشه قرار

شیرهائی خفته اینجا هریکی شیر ژیان *** می کند پوست از سر دشمن در این کوی و دیار

رهبری بیدار دارد حامیش باشد خدا *** نائب مهدی است این سید علی در روزگار

آنکه مشت محکمی زد بر دهان آمریکا *** کی رود فرزند زهرا ای برادر زیربار

مکتب ما مکتب مولا حسین ابن علی است *** هست حامی بر وطن معصوم از هشت و چهار

از هیاهوی ترامپ و انگلیس و آلمان *** دیگری مکرون مترس زیرا زنند داد و هوار

دشمن ما هست داخل دزدهای بی شرف *** تو بیا بنما دعا آرد خدا زینها دمار

گوئیا این قرن باشد قرن پیروز ما *** داده در قرآن خبر خلاق عالم گوش دار

ص: 47

و نرید انمن هست آیات خدا *** در زبور هم این خبر گفته قوی شو هوشیار

یاور اسلام باشیم و سپاه بیکران *** ای بنازم بر سپاهی که نمی گیرد قرار

هرکجا سیل آید اول می رود آنجا سپاه *** زلزله آید همین ها باز باشند پای کار

یک سلیمانی ترور کردند صدها می کشند *** حامیان ما کنندی دشمن دین را شکار

ای خدایا رهبر فرزانه ما حفظ کن *** سایه پر مهر اورا از سرما بر ندار

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - دو بهمن 98

ترامپ ای ثانی شیطان ملعون

ترامپ ای ثانی شیطان ملعون *** نباشد جنگ با ما کار آسون

شنیدم در عراق آمد سپاهت *** زمن بشنو دهی از کف وجاهت

چرا که شیعه بی صاحب نباشد *** کسی بر شیعه ها غالب نباشد

نخواندی گر تو تاریخ از بزرگان *** برو در کشورت مارا مرنجان

کرونا کشورت از پا در آورد *** زنی هیجار می خواهم هماورد

هماورد تو باشد این کرونا *** بگیرد مردمت از پیر و برنا

دوسه روزی در اینجا شیر خوردی *** برو بیرون از اینجا تا نمردی

زگاو شیرده خوردی بس ات نیست *** زنی بر طبل جنگ اما کس ات نیست

تو بشنو حرف من زودی روان شو *** که می گردی دچار درد تو شو

ص: 48

خلاصه مردک مو بور شوکور *** برو از کشور اسلام شو دور

خدایا شاهدی کردم نصیحت *** بر این موزرد بد هیبت به این چت

اگر که بشنود سالم بماند *** وگرنه فاتحه بر خود بخواند

امام مسلمین لب گر کند تر *** شوی خوار جهان آنی از این در

جهاد از بهر ما حکم خدا هست *** به امت امر این رهبر روا هست

بیا زودی برو بیرون از این جا *** گذشته کار از سرباز و نینجا

نخواندی که خدا نمرود و شداد *** بساط هردو خود دادی دم باد

حسین نژاد

آمریکا دشمن به ما هاهست نیست؟

من نمی دانم چه دارد زیر پوست *** دشمن ایران زمین است یا که دوست

سخت چسپیده به دشمن بهرچه *** آنکه اسم او ظریف است و نکوست

گیچ گردیدیم ما ایرانیان *** هرچه می بینم زآمریکا زیان

بازهم باخنده رویت سوی اوست *** راست گو تو دشمنی یا آنکه دوست

از چه داری ترس این عصر زمان *** کرنش شیطان نمائی بیکران

دست بردار از سر ایران زمین *** یا که باش مانند دیگر مومنین

مومنی یا که منافق گو به ما *** ازچه باشد خط تو از ما جدا

آمریکا دشمن به ماها هست نیست *** تو بگو این دوستی ها بهر چیست

الغرض حیرانم از کار شما *** لطف کن از پوستت بیرون بیا

حسین نژاد

ص: 49

دل مکن خوش سران آمریکا

دل مکن خوش سران آمریکا *** هرکسی شد رئیس یکسان است

جو بايدن شود ویاکه ترامپ *** هر دوتا شون به ضد ایران است

مثل ما واین گرو این است *** خلقت آدم است و شیطان است

خوی این ها ستمگری باشد *** خورده دریاد ملک ایران است

یا بده دست خویش اسرائیل *** یا که تحریم شان دو چندان است

قصه ای هست بهرتان گویم *** قصه کوزه گر و طوفان است

کوزه گر کوزه ساخت خشک شود *** همسرش گفت شوی باران است

کوزه گر در جواب او گفتا *** چه بیاید نیاید یکسان است

الغرض سیدا بفکر وطن *** باش در پیش بیش طوفان است

صبحتان منور در پناه خدا

حسین نژاد 1399

کشوری مانند ایران می درخشد در جهان

کشوری مانند ایران می درخشد در جهان *** مثل خورشید است روشن می نماید دیگران

منبع نور تمام کهکشان خورشید ماست *** گر نباشد نیست نوری جمله از سیاره گان

کشوری که کل دنیا کرده تحریمش چنین *** روی پای خود نماید یاوری بر این و آن

مردم خوب و شریف این دیار و آب و خاک *** هرکجا باشند باشندی جلوتر از زمان

ص: 50

رهبری دارد علی گونه چه کوهی استوار *** یارو یاور باشد او یاری کند مستضعفان

انقلاب ما همان اول شعارش بود این *** که نه شرقی و نه غربی هرکه هستی این بدان

فکر کردند آن جهانخواران عالم می شود *** سرنگون سازند با سرنیزه همچون دیگران

غافل ازاین که خدا خود وعده داده این چنین *** و نريد و انمن آيه از قرآن بخوان

حیف افتادی اواخر دست مشتی تازه کار *** اختلاس و دزدی و اجناس ها باشد گران

هست امیدم دوباره باز گردد کشورم *** مثل اول انقلابی ها شوند حاکم در آن

هفت ماه دیگر هم سر می رود اما پسر *** چشم بگشا تا نیفتی خود به چاه این و آن

مومن هر گز از یه سوراخی گزیده کی شود *** گر شود مومن نباشد چشم بگشا و بدان

سیدا خود کرده را تدبیر کی باشد بگو *** سعی بنما این اواخر فکر بنما ای جوان

گر شود مانند این حاکم دوباره فاتحه *** هم برای خود و هم بر کشور خوبت بخوان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

ص: 51

هست افغانی گل روی زمین

هست افغانی گل روی زمین *** مردمانی سخت کوش و خوش نشین

هم مسلمانند و هم اهل نماز *** باخدای خویش در راز و نیاز

مردم افغان زدست دشمنان *** این چنین آواره باشند در جهان

مردمی و خوب و شریف و جنگجو *** کاش آب رفته باز آید به جوی

جنگ ها بیرون رود از خاکشان *** خوب و خرم باز گردد خاکشان

ای خدایا حفظ کن آن خاک پاک *** دشمنانش را نما یکسر هلاک

حاج سید ابراهیم حسین نژاد *** سرودم برای برادرم عتیق

مورد قبول قرار گیرد *** هست افغانی نسیم با وفا

می وزد باز نسیم از جبهه ها *** هست افغانی نسیم با وفا

حد و مرزی نیست بهر عاشقان *** خواه افعان باش یا ایرانیان

ما مسلمانان عالم باهمیم *** جمله از حوا و از یک آدمیم

لعنت حق بر تمام ظالمان *** ظلم کردند بر همه افغانیان

حال جسم این نسیم خوب رو *** می دهد بر خاک جانا آبرو

در کنار مرقد هشتم امام *** آرمیده مرحبا ختم کلام

ای خدا اسلام را یاری نما *** در جهان باشد همیشه پا به جا

رحمت حق بر نسیم باوفا *** این مجاهد هست مهمان رضا

حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه

ص: 52

وزیدی یک نسیم از ملک افغان

وزیدی یک نسیم از ملک افغان *** حمایت کرد او در جنگ ایران

شهید جبهه گردید او بیامد *** کنار مرقد شاه خراسان

خوشا حال چنین شیران که رفتند *** به فتوای امام خویش میدان

مسیر دین و دینداری همین است *** مسلمان بودن این است شرط ایمان

نسیم خاکش زافغان بو د لیکن *** نبودی حد و مرزی بهر ایشان

به هل من ناصر رهبر بلی گفت *** خوشا حالش که باشد با شهیدان

اگر که مومن و مخلص تو باشی *** جهان باشد برایت مثل زندان

خدایا باشهیدانم بده جا *** کنار جنت الفردوس و رضوان

خدا گر که قبول من نماید *** منم خادم به جمع این شهیدان

حسین نژاد 1399

ص: 53

ص: 54

2/ ایران، شهادت و انقلاب و رهبر

اشاره

ص: 55

ص: 56

فرمانده کل قوا

در کجا فرمانده کل قوا *** امر بر لشکر نماید که نشین

جمله نیروهای ارتش با سپاه *** می نشیند خود ستاده این چنین

پیر مردی همچه ایشان روی پا *** امر بنمائید به لشکر که نشین

نائب مهدی به والله که اوست *** ای خدا عمرش بده تو بیش از این

حسین نژاد - ده ابان 98

بله این رهبر ایران زمین است

بله این رهبر ایران زمین است *** خودش سرباز جیش مسلمین است

به سنگر همچه سربازی نشسته *** بنازم بر جنابش که امین است

علی گونه چهل سال است رهبر *** چه خاری بردوچشم مشرکین است

کجا اینگونه رهبر دیده دنیا *** به جز ایران که خود از بهترین است

خمینی رفت چون از دار دنیا *** بگفتا این ولی بر مسلمین است

درود ما تمامی بر چنین مرد *** گلی خوشبو برای مومنین است

هرآنکس غیر ازاین اندیشه دارد *** بدان او دشمن اسلام و دین است

حسین نژاد قیر 1399

رهبر والا حقیقت

ای رهبر والا حقیقت بی بدیلی *** در جنگ با نمرودیان همچه خلیلی

مردم ترا از جان و دل فرمان پذیرند *** هرچند دربیراهه افراد قلیلی

ص: 57

دم می زنند از صلح با دشمن شب و روز *** غافل که باشد آنسرش خوی ذلیلی

دنیای امروزی به ماها گشته دشمن *** زیرا که ما باشیم آگه مرد و هم زن

در راس کشور رهبری آگاه داریم *** فرمان پذیر حضرت او بی شماریم

هرگز ندارد دشمن دیرینه جائی *** پیروز آخر حق بود خواهی نخواهی

اما برادر چشم حق بینت نما باز *** راه درازی پیش روی ماست پر راز

رازش فقط با وحدت با انسجام است *** تنها طریق حق همین راه امام است

حسین نژاد - 11 آذر 98

باشم عمار علي با همت پروردگار

می شود بار دگر تاریخ تکرار این دیار *** که علی بی یار گردد ما هزاران سر بدار

گر چنین روزی بیاید منکه راهم روشن است *** مثل مسلم خون بریزم نه یکی صدها هزار

عهد بستم باخدای خویش تا آخر نفس *** باشم عمار علي با همت پروردگار

آنکس که می فروشد رهبرش با پول و مال *** نیست فرزند پدر بیگانه خوانش در شمار

ص: 58

یا علی والله تا این سر به تن باشد مرا *** با تو می باشم نخواهم کرد از نهضت فرار

ما قسم خوردیم با پیر جماران آن زمان *** حال هم باشیم سر باز علی زین روزگار

گر سر موئی دل رهبر به درد آید بدان *** می زنیم در روز روشن دشمن رهبر به دار

منتظر باشیم آید مهدی صاحب زمان *** پرچم سبز وطن گیرد جنابش زین دیار

یا علی بنما دعائي با خلوص نیتت *** حضرت مولا بیاید عدل سازد بر قرار

حسین نژاد 1399

رهبر ما زنسل پاک علی است

رهبری که تمام دشمن و دوست *** خوبی حضرتت کنند بیان

بیگمان این تویی به کشور ما *** نائب خاص از امام زمان

دوستان گر کنند وصف کسی *** هست از روی حب چنین و چنان

لیک دشمن نمی کند وصف *** دشمنش پیش چشم کل جهان

باید این را به فال نیک گرفت *** که تو باشی زنسل صدیقان

رهبر ما زنسل پاک علی است *** خود علی حامیش امام زمان

سیدا مستدام سایه تو *** بر سر ما همه در این دوران

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 21 آدر98

ص: 59

ای مرحبا به رهبر با اقتدار ما

ای مرحبا به رهبر با اقتدار ما *** باشد در این جهان سند افتخار ما

بعد از امام امت همین سید بزرگ *** رهبر به کشور است و امید دیار ما

سید علی که نائب مهدی امام ماست *** یاری رسان اوست امام کبار ما

سید زنسل فاطمه باشد جناب او *** خاری به چشم دشمن و یار فگار ما

یارب نگاه دار تو این رهبر و ولی *** خدمت کند به کشور هشت و چهار ما

روی سخن به توست برادر نمای گوش *** یاری نما به او که بود هوشیار ما

هرگاه دشمنان ز کمینگاه آمدند *** سینه سپر نمود نسازند شکار ما

یارب بحق صاحب امر ولی عصر *** عمرش دراز تاکه بماند کنار ما

من با زبان الکن خود گفتم این چنین *** استاد شعر اوست و این است شعار ما

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 2 دی98

ص: 60

هرکسی که پیرو خط امام و رهبر است

مردم خوب و شریف زادگاهم مرد و زن *** گوش بنمائید تا گویم از این دوره سخن

هرکسی که پیرو خط امام و رهبر است *** گوش بنماید به حرف رهبر والا چه من

رهبر والای ما این عید صحبت می کند *** گوش بنمائید حرف رهبری با جان و تن

او ولی امر باشد امر او باشد مطاع *** عیدیش باشد دعا یی از خدای ذالمنن

رهبرا بنما دعا باشد دعایت مستجاب *** بد بلائی باشد این درد پراز رنج و محن

حال ای مردم همه باهم چه پیرو چه جوان *** با دعا بردرگه حق بیمه سازیم این وطن

خواهش ما اینکه از خانه نیاید کس برون *** پرشده ویروس بد در دره و دشت و دمن

سیدا تا میتوانی گو به اشعار خودت *** سخت باشد داغ فرزندان برای مردو زن

هرکه بعد ازاین همه داد و فغان بیرون رود *** حق او باشد زنی برگرده اش چوب جوون

مصرع آخری جهت تنبیه است

حسین نژاد

ص: 61

رهبری داریم در ایران زمین

رهبری داریم در ایران زمین *** مثل و مانندش نباشد مسلمین

گر که بودی جمله مثل او بدان *** کشور ما بود چون خلد برین

مات و مبهوت از کلامش یک جهان *** وقت صحبت پروفسور ها در کمین

تا چه گوید پیر استاد زمان *** در کجا دارد جهان رهبر چنین

بی گمان گوشش به فرمان کسی است *** کو بود صاحب زمان یا مومنین

خود به چشم خویش دیدم پیش او *** با دو زانو بود مردی چون پوتین

آری آدم گر که بودی با خدا *** جن و انسش می دهد یاری یقین

رو تاشب فکر این مرد خدا *** هست فکر کشور و مستضعفین

ای خدا خود رهبرم یاری نما *** زین جهان ای قادر حی مبین

سیدا تا می توانی یار باش *** پیرو این مرد خوب و نازنین

ص: 62

بار آلاها اول صبحی پذیر *** برگ سبز سیدی در واپسین

دردهای بی بینوایان را شفا *** ده بحق روح ختم المرسلین

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 3/7/1399

تا ترا داریم از دشمن چه باک

رهبرم...

تا ترا داریم از دشمن چه باک *** از دعایت می شود دشمن هلاک

سایه ات باشد همیشه بر سرم *** زنده و پاینده باشی رهبرم

عید قربان ما به قربان سرت *** زنده باشی دست خالق یاورت

ما همه باشیم اسماعیل تو *** سیدم ای رهبرم فامیل تو

روز و شب باشد دعایم این چنین *** ای خدایا حفظ کن ایران زمین

هست ایران کشور ما شیعیان *** می درخشد همچه نوری در جهان

روشنیش بر وجود پاک توست *** تا ابد پیروز آب و خاک توست

امر کن آماده باشیم ما همه *** چون تو باشی یادگار فاطمه

ایخدایا حفظ بنما رهبرم *** سایه اش باشد همیشه بر سرم

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

شماها که اندر خط رهبرید

پیامم به ایرانیان دلیر *** بزرگان ایران صغیر و کبیر

همه مردم شیعه در این زمان *** عزادار مولا در این خاکدان

ص: 63

شماها که اندر خط رهبرید *** کند امر فرمان او می برید

محرم که باشد همه پیش رو*** نموده جنابش چنین گفتگو

اگر گفت بهداشت بر پا کنید *** وگرنه اطاعت ازاین ها کنید

کرونا که اندر کمین شماست *** وبائی خطرناک و هم بی دواست

نگیرید این دردها دست کم *** زند زندگانی ماها به هم

نه راضی خدا باشد و نه رسول *** نمایید گفتار دکتر قبول

بیا جام تلخش کمی نوش کن *** ولا تهلکو راتو در گوش کن

نگاهت به لب های رهبر به دوز *** اطاعت نما خود به آتش نسوز

به والله این درد درد بدی است *** نجات از چنین درد ده در صدی است

خلاصه زسید تو بشنو کلام *** نما گوش هر لحظه حرف امام

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

تا رهبری بسان علی در میان ماست

تا رهبری بسان علی در میان ماست *** دست خدا ولطف ولی پشتیبان ماست

دنیا چنانچه هست تمامی بیکطرف *** صاحب زمان چو شیریلی پاسبان ماست

ایران زمین همیشه تاریخ زنده است *** خون شهید یاور این گلستان ماست

از من بگو ترامپ تو کشتی یکی زما *** چون قاسم آن گلی که به باغ جنان ماست

اما بدان نخورده از اینجا نمی روی *** بشنو صدای غرش تیر و کمان ماست

ص: 64

بردی زیاد لرزش عین الأسد یقین *** این ها یکی زغرش موشک پران ماست

بنشین به جای خویش مکن اشتلم که ما *** داریم ارتشی که چه آتشفشان ماست

ناتانیا بگو نکند دست خود دراز *** این سو به بیشه غرش شیر ژیان ماست

ای رهبرم به جان ابوالفضل شاد باش *** در روز و شب دعا همه ورد زبان ماست

من سیدم زنسل علی زين العابدين *** زندویه جد أرشد و ایشان نشان ماست

آقا به جان فاطمه داریم التماس *** غصه نخور سلامت تو همچه جان ماست

حاج سید ابراهیم حسین نژاد بخش خیرگو

آنکه با رهبر نباشد این زمان

آنکه با رهبر نباشد این زمان *** باليقين باشد یکی از دشمنان

خواه ایشان شاه باشد یا گدا *** می دهد آنروی خود روزی نشان

شیعه باید با علی باشد رفیق *** ورنه می باشد زبیر این جهان

از اطیعو الله قرآن خوانده ام *** امر این رهبر برای ماست آن

که مطیع رهبری باشیم ما *** همچه مالک یا که عمار ای جوان

گر که بودی چون سلیمانی به دهر *** یار ایشانی در این خط و نشان

وصف ایشان بشنو از پیری که گفت *** رهبر اول خمینی وصفشان

ص: 65

بعد من سید علی از هرجهت *** هست رهبر رهبر مستضعفان

ای خدا این سید والا تبار *** حفظ بنمایش زجور دشمنان

آمریکا شیطان ملعون پلید *** کید و مکرش کن نصیب احمقان

احمقانی همچنان ال سعود *** حاکم بحرين و دیگر دشمنان

رهبری همچون حسین ابن علی *** دین جدش حفظ کرده آن چنان

سیدا بنما به حق او دعا *** تا که باشد خار چشم ناکثان

حسین نژاد

چشم ها سوی شما باشد امید ما تویی

رهبرا فکری نما حیف است این ملت چنین *** در فشار زندگی باشند از دولت غمین

ملتی که سر به زیرند این چنین اندر فشار *** لایق ما نیست بدبختی به این صولت یقین

چشم ها سوی شما باشد امید ما تویی *** مملکت روی هوا باشد امید ما تویی

این همه خون شهید و کشور ما این چنین *** آنکه باشد حامی خون شهید ما تویی

باک ما از دشمن بیرون نمی باشد ولی *** چون ولی ما تویی دشمن شناس قابلی

حسین نژاد

ص: 66

ای کسی که رهبری سازی خطاب

ای کسی که رهبری ساز ی خطاب *** می زنی تو حرف های ناحساب

رهبری از چه نمی گوید جواب *** سخت داری اشتباهاتی جناب

گوش بنما تا ترا روشن کنم *** آنکه او خواهد نماید من کنم

قوه مجریه را بنما خطاب *** نه که رهبر فهم کن عالی جناب

رهبری آنجا شود وارد که ما *** گم نماییم راه خود را جا به جا

دشمن بیرون شناسد در جهان *** اوست ناظر بر همه پیرو جوان

رهبری فکری ما این رهبرست *** نه که بر خورد و خوراکت زین در است

هرکسی در کار خود مسئول هست *** دست و پای دزدها باید شکست

ای برادر ما که رفتیم و شما *** می سپاریم جمله بر دست خدا

مجلس آینده ما

یکی باید رود مجلس که باشد *** بفکر ملت بیچاره آنجا

نه فکر خویش و فکر مال باشد *** بشو بیدار تا کی خواب آقا

زرنگ و با خدا در خط رهبر *** نه هرکس گفت باشم با شماها

اول باید قسم خوارش نمائید *** نگه بر کوت و شلوارش نمایید

دوم قولی دهد که بخش باشیم *** نه در پشت سرش سینه خراشیم

کسی را برگزین دلسوز باشد *** به خدمت اوشبانه روز باشد

خرش ردشد زپل پل را ببیند *** دگر آنکه خودش بالا نبیند

چنانچه بود خاکی برگزینش *** وگرنه با کمر زن بر زمینش

چهل سال است خیرگو این چنین است *** غریب و بی کس و یار و معین است

چه کردند این چهل سالی که بگذشت *** نیامد کس سراغ ما به گلگشت

سر خرمن از او بستان نه آخر *** زما گفتن تو هم بشنو برادر

حسین نژاد - 2بهمن 98

ص: 67

در مجلسی که صحبت ایشان دنا بود

در مجلسی که صحبت ایشان دنا بود *** این را بدان به کرسی مجلس گنا بود

هم مجلس دهم و همین یازده رفیق *** دستان شان بخون همه رنگ حنا بود

آن کس که چانه می زند از بهر خویش هان *** این درد نابکار نه فکر بنا بود

گویا زبیخ هرکه رود می خرندشان *** ای وای بر وکیل که فکر سنا بود

خلاصه این ها قبل از اینکه بفکر ملت باشند بفکر خودشان هستند.

وای و صد وای به ما ملت خام که سر در کاش متحیریم.

حسین نژاد

ای دوست بد مجلس شورا بد ما نیست

ای دوست بد مجلس شورا بد ما نیست *** چون منتخب کشور همسایه ما نیست

ماییم که این ها به کرسی بنشاندیم *** بد گفتن این عده خداوند رضا نیست

هرگفته شنیدی بدیدی به مجازی *** این را تو بدان آ یه قرآن خدا نیست

باتیشه مزن ریشه خود جان برادر *** تقصیر ترامپ است که این درد دوا نیست

ص: 68

نامرد به تحریم فلج کرده وطن را *** بیچاره حسن واکنه را هیچ گناه نیست

فعلا کرونا را ز وطن دور نمایید *** این درد بدی هست که امروز دوا نیست

دانم که به اشعار من هم خورده بگیرید *** والله که این شاعردرمانده گنا نیست

حسین نژاد

ای ترامپ ای خاک عالم برسرت

ای ترامپ ای خاک عالم برسرت *** همچه ما سازد فلک در به درت

درد بیدرمان اگر کاری نکرد *** لقمه گیرد در گلوی عنترت

بی حیا هر روز داری اشتلم *** مرگ آید گر نباشد باورت

می روی روزی از این دنيا بدان *** می خورد گرز نکیران بر سرت

بشنو از من زرد موی بی حیا *** می شود تقسیم روزی کشورت

شوروی را یاد داری که چه شد *** و توهم سر می رود کر و فرت

این جهان کوه است فعل تو ندا *** می رسد آن را که می گویی برت

الغرض سلمان وهابي نمود *** با دلار و نفت این جوري خرت

می رسد روزی که سلمان پلید *** آید او با اره اش برد سرت

حسین نژاد

ص: 69

جایگاه خبرگان رهبری

جایگاه خبرگان رهبری *** هست بر ایران بسان سنگری

سنگری که حافظ ایران ماست *** هست اعضایش بسان لشکری

پس بیا دژکام بنما انتخاب *** حفظ سازد این دژ پیغمبری

ساکنین خطه استان فارس *** ایکه بر دژکام یار و یاوری

برجنابش یاوری کن از وفا *** تا شود بیمه وطن از هر دری

حسین نژاد قیر وکارزین فارس

اگر سپاه نباشد محافظ کشور

اگر سپاه نباشد محافظ کشور *** یقین بدان که به آنی شویم زیر و زبر

امام رحمت حق بر روان پاکش باد *** چنین کلام به اول ورود یادم داد

سپاه حافظ این انقلاب باشد و بس *** بخواب راحت و هرگز زدشمنان نترس

خدای حفظ نماید سپاه لشکر دین *** همیشه در ره دین جانفدا به صبح و پسین

سپاه اول و دوم بسیج و سوم ما *** کنیم هرکه در این دوره کار بهر خدا

بسیجیم شب و روزی ندارم ای انسان *** که خط قرمز من رهبر است درایران

ص: 70

اول برای خدا پاسدار دینم من *** دوم وطن که نیاید به سوی او دشمن

به ذات قادر یکتا خدای جن و بشر *** زنیم به جان تمامی دشمنان شرر

حسین نژاد

بسیجی همیشه جلودار هست

بسیجی همیشه جلودار هست *** خدا بر بسیجی همه یار هست

درود خدا بر بسیجی همه *** دهد اجرشان بی بیم فاطمه

یکی هست سید حسین آن مکان *** زنسل حسین است این را بدان

شب روز زحمت کشد بهر ما *** کرونا نیاید بگیریم وبا

تمام بسیجی عزیزان ماست *** چراکه بسیجی به راه خداست

بنازم به این مردم با خدا *** شب روز زحمت کشند بهر ما

حسین پور هاشم زسادات ماست *** خدا هم زکارش یقینا رضاست

عهد می بندم به خون پاکت ای مخلص ترین

عهد می بندم به خون پاکت ای مخلص ترین *** تا که باشم زنده در دنیا کنم یاری به دین

عهد می بندم بسیجی وار سازم زندگی *** یار رهبر باشم و یاری گر مستضعفین

عهد می بندم به خون پاک عباس شهید *** آنکه ترکش خورد بر فرقش نماز واپسین

ص: 71

آن شهیدی که بمحراب عبادت شد شهید *** مثل مولاي شهید خود امیر المؤمنين

عهد می بندم ولی مسلمین یاری کنم *** همچنان عمار باشم تا وداع آخرین

عهد می بندم در این دنیای وانفسا که من *** سینه را سازم سپر در جنگ با مستکبرین

من بسیجی هستم و فرمانده ام باشد علی *** هرکجا فرمان دهد رنگین کنم از خون زمین

با خمینی عهد بستم یاورم بر رهبری *** ای خدایا حفظ بنما کشور ایران زمین

یادگار جبهه و جنگم بسیجیم هنوز *** تا بمیرم خط من باشد برادر جان همین

حاج سید ابراهیم حسین نژاد عصو بسیج مستضعفین

جانباز 15/%بسیج بخش خیرگو ساکن قیر

بسیجی پیرو خط امام است

بسیجی پیرو خط امام است *** بسیجی نور چشم خاص و عام است

بسیجی حافظ دین مبین است *** بسیجی جانثار راه دین است

بسیجی عضو گردان امام است *** بسیجی چشم کشور صبح و شام است

بسیجی پاک و صاف ساده باشد *** بسیجی سر به زیر افتاده باشد

دلش پاک و سرشتش پاک باشد *** بسیجی چابک و چالاک باشد

بسیجی پاسدار بی نشان است *** بسیجی رتبه اش تقدیم جان است

ص: 72

بسیجی سر به پیش و سردار است *** بسیجی خط شکن دشمن شکار است

خدایا حفظ بنما جمله ایشان *** که باشند حافظ خاک دلیران

دلیرانی چو قاسم در جوانی *** سلیمانی حسین همدانی

حسین فهمیده باشد رهبر ما *** خمینی رهبر و تاج سر ما

همینک رهبر فرزانه داریم *** تمامی سر به حکمش می سپاریم

سلام ما به این فرزانه رهبر *** که باشد یادگار از نسل حیدر

علي نام و علی خلق و علی خوی *** بسیجی ها برای او چه قنبر

من ابراهیم بن عبدالرضا یم *** بسیجی خادم جمع شمایم

هفته بسیج مبارک باد - حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر 2/9/1399

گام دوم

گام دوم شد جوانان نوبت کار شماست *** کشور ایران تمامی مرد و زن یار شماست

شد چهل سال و دگر پیری رسیده بهر ما *** نوبت حفظ و حراست چشم بیدار شماست

سخت و محکم تا رسیدن قله های آخرین *** گام های استوار جمع سرکار شماست

انقلاب ما نه آسان آمده آسان رود *** خون صدها نوگل پر پر در انظار شماست

می زنند فریاد ما رفتیم و تحویل شما *** داده ایم این انقلاب و دست حق یار شماست

یاری رهبر نمائید و جنابش بنگرید *** هرچه می گوید کلامش حکم دادار شماست

ص: 73

نائب مهدی به غیر او نباشد هیچ کس *** اندر این عصر و زمان ایشان هوادار شماست

وای بر آنکس که او ساز جدایی می زند *** دشمن ایران زمین باشد نه او یار شماست

بگذرد این نارسائی ها و دیگر سر رود *** این گرانی ها که چون باری به سر بار شماست

حاصل هر انقلابی در جهان باشد دو چیز *** خون در اول و پیامش در جهان کار شماست

خون که دادیم نوبت دوم رسیده بر پیام *** یا علی گو وقت آن باشد خدا یار شماست

حسین نژاد

وطنم پاره تنم

هرآن کس خائن ایران زمین است *** بدان که دشمن ما مسلمین است

چراکه ذره ذره خاک ایران *** به خون تک تک ماها عجین است

بداند آنکه دشمن شد به ایران *** به چشم ما یکی از بدترین است

وطن ناموس ما ایرانیان است *** سزای دشمن ناموس این است

دو روزی فرصت آمد دستت ای زم *** خیال کردی جهانت در نگین است

ندانستی سپاه پاسداران *** ترا مانند شیری در کمین است

دو گوش کر خود واکن و بشنو *** همه گویند سزای تو همین است

که باشی سال ها در کنج زندان *** نه زندان جای تو زیر زمین است

حسین نژاد

ص: 74

کشور آل محمد به جهان جز این نیست

هیچ کس دشمن این خاک پر از خوبان نیست *** دشمن خاک پر از خون شده ایران نیست

کشور آل محمد به جهان جز این نیست *** دشمن آل علی هیچ در این سامان نیست

حرف مردم همه این است گرانی غوغا *** کرده این درد چرا هیچ بر او درمان نیست

ملتی که همه جا پیش قدم بوده و هست *** بهر چه درپی نان است و برايش آن نیست

به خداوند خدا ملت ایران ناب است *** هست مانند طلا پاک تر از ایشان نیست

خبر هرروزه رسانند شده جنس گران *** چه شده جنس خوراکی به وطن ارزان نیست

حسین نژاد

دستی اگر دراز شود سوی کشورم

دستی اگر دراز شود سوی کشورم *** دندان کنم چه اره و از بیخ و بن برم

از من بگو به دشمن این خاک دور شو *** ورنه بهای هر وجبش نیست جز سرم

این را بدان که کشور ایران پراست شیر *** روباه کجا توان که نماید از آن درم

ص: 75

ایران کشوری است که هشت سال آزگار *** جنگید دست خالی پر بود سنگرم

لطف خداست شامل این آب و خاک ما *** دشمن بدان علي ولی خدا هست سرورم

گر نائبش علي زمان گویدم برو *** در آتش این بدان که به والله می پرم

ترسد زمرگ آنکه به دنیا دلش خوش است *** من دل خوشم حسین به دامن نهد سرم

فرق است بین ما و شما فکر هم نکن *** با دادن سراست که فردوس می خرم

شکر خدا که رهبر ما پور فاطمه *** باشد بسان سد سکندر برابرم

یارب بحق صاحب امر و ولی عصر *** یاری نما حسین زمان تاج بر سرم

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 23/8/1399

ایرانیان سلام سلامی زراه دور

ایرانیان سلام سلامی زراه دور *** چشمان دشمنان شما هرچه باد کور

تحریم نیست اسلحه آزاد شد دگر *** خواهیم کرد ازهمه تحریم ها عبور

یک اسلحه بخر و بشو پاسبان خویش *** ایمن شوی زدست گروه بد و شرور

ای آنکه خارجی بزنی پول ها به جیب *** هرگز نگیردت دوسه روزه کمی غرور

قارون برفت مال و منالش به گل فرو *** بنما نگه چگونه بشر می رود به گور

امروز کشوری همه در گیر این غمند *** نه صاحبي است تا که نظر افگند به دور

ص: 76

هرکس برای خویش بچاپید بیت مال *** مال آن برد شبانه که دارد به دست نور

دزدی که باچراغ بیاید یقین برد *** در گران. نه زین و نه پالان از ستور

لعنت بر آنکه می برد اموال بی کسان *** حلوا کسی خورد که خدایش بداد زور

آنکس تواند امر به معروف سازد او *** زورش زیاد وپشت سرش جيش سلم و تور

سید مگو سخن تو که از مور کمتری *** له می کنند رأس شریفت بسان مور

حسین نژاد

ایکه در ایران نشستی دائما نق می زنی

ایکه در ایران نشستی دائما نق می زنی *** پشت پا بر خون پاک هر شقایق می زنی

یاد آوردی زمانی خون پاک عاشقان *** پیش رو دریاو هی پارو به قایق می زنی

یادآور شیخ زکزاکی میان کافران *** داده شش فرزند حرف نا موافق می زنی

از چه می گویی که بردن مال ایران این و آن *** خلق را نشناخته دم از خلائق می زنی

در میان عده ای دشمن چنین شیخ بزرگ *** این بلال از ماست جانا ازچه رو دق می زنی

آفرین دارد بلال نیجریه این زمان *** اوست سربازی زیاران امام اندر جهان

یاور مهدی است بن سلمان شود کور از حسد *** گرچه باقی نیست بیچاره به زندان جز جسد

ص: 77

پس دعایی کن خدا اورا رها سازد فلان *** شیخ زکزاکی چنان سرباز مولایت بخوان

خدا اورا نجات دهد انشا الله

حسین نژاد - 6 دی 98

ایران ما وجمع بزرگان این دیار

ایران ما وجمع بزرگان این دیار *** گردیده در تمسخر بیگانگان دچار

ای خالقی که حامی مائی در این جهان *** آور خودت ز گرده این ناکسان دمار

این خاک پر گهر به جهان مدح کرده اند *** هم شاعران دور و هم این شاعر فگار

روی سخن به آنکه زند طعنه باشدم *** غصه نخور که مال جهان نیست پایدار

گیرم شما نظام جهانی به قلدری *** ایرانیان کنید حصاری در این حصار

اما همیشه بوده که ایران فاتح است *** آید کشا نمی برد این کش مده شعار

یارب به حق صاحب امر و ولیعصر *** این کشور عزیز به لطفت نگاه دار

با رهبری به عرصه دوران زنم قدم *** زیرا که اوست نائب مهدی به ماست یار

ص: 78

از من به غرب گوی که ایران عراق نیست *** آئی چهار روزه و گیری در آن قرار

این بیشه زار ببر بیان است و شیر نر *** روباه کجا و بیشه شیران خوش شکار

در روز رزم صد نفر از این بسیج ما *** دارد برابری به شماها به صد هزار

ما با عمل به خون خود اثبات کرده ایم *** این یک حقیقت است نباشد ز ما شعار

یکدم به خود بیا و مکن دشمنی به ما *** این کشور است کشور معصوم هشت و چار

حسین نژاد - 7دی 98

دوستان این کشور صاحب زمان

دوستان این کشور صاحب زمان *** مورد هجمه شده از دشمنان

تو که ایرانی چرا ضد وطن *** عکس سردارت کنی پاره خفن

تو که می گفتی سلیمانی منم *** آتش اندر جان دشمن می زنم

پس چه شد آن ادعایت ای جوان*** رفته ای در خدمت بیگانگان

آه از این داغ بر بالای داغ *** راه گم کردی کبوتر چون کلاغ

شیعه زاده این هیاهو بهر چیست *** راه حق رو راه باطل هیچ نیست

گوش بر فرمان رهبر این زمان *** باش تا سوزد قلوب دشمنان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

24دی 98

ص: 79

دشمن ایران زمین

هرکه باشد دشمن ایران زمین *** می زند دست خدایش بر زمین

چون خدا تنها معین کشور است *** کشورخاص امیرالمومنین

اشهد ان علیا روز و شب *** در اذان ماست این قسمت ببین

ای خدا این کشور ما حفظ کن *** از بدی های گروه مشرکین

آمریکا و دیگری آل سعود *** تو بزن این ها تمامی بر زمین

بگو آمین - حسین نژاد

ایران که بود کشور شیعه شده محصور

مردم همه باهم به در خانه ارباب *** فریاد نمائیم که مولا همه دریاب

ایران که بود کشور شیعه شده محصور *** ارزاق برای فقرایش شده نایاب

یکسو مرض از چین و به یک سو شده تحریم *** ای شاه جهان مهدی زهرا تو بشتاب

مولا به خدا مردم بیچاره شدند له *** کس نیست بفکر فقرا شیخ و دگر شاب

لعنت به ترامپ و دگر اذناب یهودیش *** این سو بنموده است سعودی همه بی تاب

دادند کرونا به تمامی جهان مفت *** دردیست فراگیر وبا گونه شده باب

این ماسک چه باشد که نداریم به کشور *** مسئول بود عیب تو رفتی به چنین خواب

ص: 80

ای ملت مظلوم بیایید تمامی *** فریاد زنیم ای پسر فاطمه دریاب

این کشور اسلامی ما مال شماهست *** از نور رخ خود بده اش نور چه آفتاب

حسین نژاد

مردان روزگار بميدان نمی برند

مردان روزگار بميدان نمی برند *** هرچند نان خالی خود لقمه ای خورند

ما در زمان جنگ شنیدیم این کلام *** بودیم این چنین همگی یاور امام

امروز جنگ نیست گذشته است سال ها *** از چه زدند کشور ما پس قباله ها

هرکس برد زمال نگویند نامشان *** گویا سند زدند تمامی بنامشان

این مملکت زخون شهیدان بنا شده *** دست جهان بخون جوانان حنا شده

حالا یه مشت دزد رسیدند بر مقام *** خون می کنند چنین بدل رهبر و امام

والله می رسد زمان که دچار غضب شوید *** بردست صاحبش همه یکجا ادب شوید

ای صاحب زمان پسر فاطمه بیا *** بردست آن بریده لب علقمه بیا

ص: 81

دیگر چقدر صبر نمائیم مهدیا *** جان ها بلب رسیده تو مولا بیا بیا

وقتی به روزگار یمن می کنم نگاه *** از سینه می کشم بخدا من هزار آه

دیگر خلیج فارس نداری تو یاوری *** گشتند یاوران یهودان خیبری

ما هم اسیر شب ابوطالبیم بیا *** اما به دشمنان همگی غالبیم بیا

بار فراق یکطرف این فقر یکطرف *** دیگر نمانده ذره برای کسی شرف

هرکس رسیده پست ببرده ز مالمان *** گویند پر کنیم تمامی جوال مان

فکر شما نمی کند اینجا دگر کسی *** شاید بیائی و تو فریاد دین رسی

حسین نژاد 7/9/1399

بزن فریاد یک فریاد رسی نیست

امام ما کجائی تا ببینی *** دمی با ما سر سفره نشینی

ببینی سفره مستضعفان را *** شده خالی به جز یک لقمه نان را

همه بردند و خود خوردند ایران *** نمانده هیچ چیز ارزان در آن

فقیر و بینوا جائی ندارد *** توان گفتن و نائی ندارد

همه خوبند قبل از انتخابات *** بمجلس رفتن این قوم خرابات

خراب اندر خراب اندر خرابند *** نه فکر ما نه فکر نان و آبند

ص: 82

فقط صحبت زماشین است و ماشین *** کنند انواع بهر خویش گلچین

ولیکن ملت بیچاره شد سرخ *** زسیلی صورتش از بهر یک مرغ

همان هم رفته اوج آسمان ها *** إماما ما شدیم تنهای تنها

بفکر بی کسان اینجا کسی نیست *** بزن فریاد یک فریاد رسی نیست

چگویم من ز اصلاحات اصلاح *** شدند ناصالهان بر گرده ما

حسین نژاد

شاهی که چهل سال از این کشور رفت

شاهی که چهل سال از این کشور رفت *** امروز به دنبال سرش می گردی

پیریم تمام ما شده درد زیاد *** فکر کرونا باش چنانچه مردی

شاه رفت و دگر باز نخواهد آمد *** کشور به جلو ببر نه که بر گردی

صدها و هزارها شهید و رفتند *** امروز بگو تو بعدشان چه کردی

هرروز همین نوشته من می خوانم *** ای شاه بیا فقط تو تنها مردی

ول کن بابا به زیر خاک است آن شاه *** باشی تو به بیرون و پی یش می گردی

حسین نژاد

یاد از شهید

مهر مادر را ببین و یاد بنما از شهید *** مادران داغدیده تو بگو که چه کشید

بچه اش پیدا شده اینگونه می نالد ز غم *** وای برآنکه عزیزش رفت روی او ندید

حال جانا خود قضاوت کن پدر یا مادری *** چه کشیده لحظه ای اخبار فرزندش شنید

ص: 83

ای خدا صبری بده بر مادران داغدار *** یا پدرهای عزیزی که بریدندی امید

حسین نژاد قیر وکارزین فارس

مکن مذمت خاک وطن بیان سیمین

مکن مذمت خاک وطن بیان سیمین *** ندارد هیچ کجا مردمی چنین بادین

درسته عده محدود بی خیال کنند *** میان جامعه رفتار فاقد از آئین

ولیک مردم ایران یگانه دهرند *** به هیچ جای دگر نیست مردمان چنین

به شعر خویش اشاره به داغ پیشانی *** نموده ای تو بدان کرده ای خدای غمین

زخوب و بد که تو گفتی کجا نباشد گو *** که فاقد است در این خطه شاعر مسکین

هرآنکسی که به مکه رود مگویش بد *** نموده امر خدایش اجابت او از دین

خلاصه مردم ما مردم خدا جویند *** نباشد هیچ کجا مثل خاک تو به زمین

حسین نژاد - 28 مهرماه 98

ص: 84

گوش کن ایرانی با افتخار

گوش کن ایرانی با افتخار *** تا بگویم بر شما من با شعار

انتخاباتی که ما را پیش روست *** کشور ایران زمین را آبروست

هرکه هستی پیر باشی یا جوان *** خویش را آماده ساز و این بدان

رفتن در پای صندوق آن زمان *** می شوند مایوس جمع دشمنان

کشور خود را اگر داری تو دوست *** رای دادند بهر ایرانی نکوست

پس نگو بامن چه ای عالی جناب *** رای ده آن هم برو بنما شتاب

حامی خون شهیدانم ما *** بر سر آن عهد و پیمانیم ما

من نمی گویم چه کس را بر گزین *** چون تو آزادی حمایت کن ز دین

انشا الله موفق باشید حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 16بهمن 98

تلنگری به جوانان امروز

ای جوانان وطن سرمایه های انقلاب *** باشم دارم سخن دیگر تمام شیخ و شاب

انقلاب ما به امید خدا رو به جلو *** می رود با سرعت و قدرت به پیش و با شتاب

لیک از هر سو صدای دشمنان آید به گوش *** همت مردانه می خواهد بریدن دل ز خواب

چشم بگشاییم بینیم این گروه ضد دین *** چه کسانی تشنه کامانند دنبال سراب

روی آوردند در لبنان و دیگر در عراق *** تا به تبلیغات واهی گل بریزندی به آب

ص: 85

آب چون گردد گل آلود ماهی از هر سو رود *** ماهیان گیرند و سازندی برای خود کباب

دشمن امروز باید خوب بشناسیم ما *** از ترامپ بی حیا تا شاهک نیمه شباب

پور بن سلمان دوچشمش بسته دارد می دود *** با چنین سرعت ولی افسوس دنبال سراب

مرد شمر کربلا تو شمر امروزت شناس *** ای جوانی که ترا رهبر چنین کرده خطاب

کشور آینده به دست پیرو برنای شماست *** کن حمایت تا نیفتد دست ضد انقلاب

جمله سربازیم اما فرق باشد بین ما *** ما چهل ساله دگر پیر و شماها هم شباب

منکه گشتم شصت و سه ساله توانم رفته است *** لیک حرف رهبرم باشد مرا فصل الخطاب

از حبیب ابن مظاهر مسلم ابن عوسجه *** این طرف تا قاسم اصغر بسان در ناب

جمله سربازیم در راه خدا با تو جوان *** س بیا چشمان خود بنما تو باز و رو متاب

پیش دشمن همچه کوهی باش صابر تا رود *** رو به جائیکه دگر اینجا ببیند او به خواب

ببخشید فی البداهه سرودم ببخشید اگر نواقصی دارد که دارد شما بزرگوارید.

حسین نژاد - ده ابان 98

ص: 86

جانبازان وطن

جانبازان وطن این روزها *** کس ندارند جز خداوند خدا

بعد ذات پاک او هم رهبری *** یاد می آرند در صبح و مسا

غیر این دو کس بفکر چاره نیست *** چه کشندی یادگاران دفاع

سال ها بر روی ویلچر گوشه ای *** بی خبر باشند با شور و نوا

ایکه مسئولی دوچشمت باز کن *** روز محشر وای بر حال شما

سال ها در گوشه ای افتاده اند *** جانبازانی که هست قطع نخاع

عمر این دنیا دو روزی بیش نیست *** می روی مال تو می ماند به جا

خانه و کاشانه ای که ساختی *** سهم وارث باشد ای نیکو لقا

جانبازان یادگار جبهه اند *** کی سزاوارند این جور و جفا

الغرض فکری به حال ما کنید *** گفتن از ما بود باقی با خدا

ای خدا صبری به جانبازان بده *** روی ویلچر یا در این دار فنا

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 14 ابان 98

آشوب عراق و لبنان

روی سخنم شماست یا اهل عراق *** نگذار که بین ما کند رخنه نفاق

در سایه وحدت این مشاکل ها حل *** نه دشمنی و بدی و نه راه فراق

از چیست شما چنان و لبنان چنین *** افتاده به جان هم چه با چوب و چماق

ای وای به حال مردمی اینگونه *** بردند زیاد خویش اقصی و براق

دشمن نکند رحم اگر وارد شد *** آنگاه نماند ز شما یکتن باق

امروز چرا زیاد داعش بردید *** گفتید بیا که این کلید است و اطاق

آری به خدا شما ندارید وفا *** دادیم شما در زمان ما سه طلاق

ص: 87

بنشسته به بیخ گوشتان اسرائیل *** ای وای به حال مرد ظاهر چاق

دشمن بکشد به سیخ چاقان اول *** دوم بنهد تمامتان توی اجاق

حسین نژاد - 16 ابان 98

شیعه و سنی

دین اسلام است کامل شیعه و سنی ندارد *** غیر این دو درجهان که مذهب ثانی ندارد

شیعه و سنی دو بازویند بهر دین اسلام *** آنکه غیر از این بداند دین و ایمانی ندارد

آیه وحدت به قرآن است گفته خالق ما *** هرکسی کردی عمل او خوی شیطانی ندارد

تفرقه در این زمان از کار شیطان لعین است *** می رود در راه شیطان آنکه ایمانی ندارد

دشمنان دین اسلامند در این دوره بسیار *** وای بر آنکس که اینجا لقمه نانی ندارد

از پی یک لقمه نان دین شریف خود فروشد *** خاک بر سر اعتقادی بر مسلمانی ندارد

حسین نژاد - 16 ابان 98

صدای بوق کشتی های ایران

صدای بوق کشتی های ایران *** جهان بشنید و شد خوشحال و خندان

زمان یکه تازی سر رسیده *** به خود آئید احمق های نادان

ص: 88

اگر دست از حماقت بر ندارید *** شود عین الاسد از نو نمایان

ترامپ ای فاقد عقل و درایت *** کمی بر خود بیا این است ایران

زمان زور گویی سر رسیده *** خصوصا از برای شیران

سلیمانی اگر شد کشته ناحق *** کند خونش ترا این گونه گریان

نه راه چاره داری نه فراری *** کنار گوشت آمد پاسداران

زمن بشنو ودست از پا تو بردار *** بدوش آن گاو و راحت شو به دوران

همینک پنج کشتی در مسیر است *** پس از این ها رود در چین دو چندان

بنازم کاپتان های دلاور *** که باشند اکثرا از پاسداران

دلیرانه زدند بر قلب دریا *** نترسیدند زمشت کره شیطان

حسین نژاد

نره شیران (انقلاب ما انفجار نور بود)

چه خون هایی که درراهش بدادیم *** بشد پیروز از خون جوانان

خدایا خود نگهدارش که باشد *** پناهگاهی برای شیعه ایران

در این دنیا که نامردان زیادند *** تو بنما حفظ آن خون شهیدان

خدا داند همه مسئول باشیم *** به پیش قادر منان هرآن

خمینی داده تحویل من و تو *** بیا از کف مده ایشیعه ارزان

کسی باور نمی کرد این چنین روز *** که جمهوری شود این خاک ایران

همینک سیدی در راُس کار است *** شجاع همچون علی ای اهل ایمان

همین سید علی بردوش دارد *** علم از مهدی زهرا به دوران

به جای درد دل حامی او باش *** جهان باید پذیرد حکم قرآن

خدایا رهبر مارا نگهدار *** به زیر سایه ات ای حی سبحان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه سرودم نواقصش ببخشید

ص: 89

سیدا در خانه بنشین روز و شب شکر خدا کن

هرکه باشد خائن این کشور ایرانی نباشد *** خاک پاک مملکت را جای ویرانی نباشد

گرچه در این کشور ما درد بی درمان زیاد است *** نیست دردی در جهان که راه درمانی نباشد

درد این کشور زدزدان است و دزدان هم زیادند *** حیرتم اینجاست دزدان از چه زندانی نباشد

یک زمانی پادشاهی بود اینجا رفت از کف پادشاهی *** انقلابی شد در این کشور که سلطانی نباشد

ایکه بر ما حکم می رانی دو چشمت باز بنما *** تا سرانجامت چه فرزند رضا خانی نباشد

مملکت داری نه این است ای برادر خاک ایران *** از گرانی و تورم هیچ خندانی نباشد

تخم مرغی از هزار افزون گردیده چسازم *** دست خالی سفره خالی لقمه از نانی نباشد

شهر تهران برج ها سازید نوکش تا به افلاک *** شهرما بنگر همه لختند تنبانی نباشد

وای بر مسئول کشور که لبش پر خنده باشد *** غافل از مردم که دیگر باعث و بانی نباشد

سیدا در خانه بنشین روز و شب شکر خدا کن *** شاید این ها سر رود روزی و گریانی نباشد

حسین نژاد

ص: 90

خداوندا نصيب ما نه این است

خداوندا چرا ایران چنین است *** سزای پیرو قرآن نه این است

مسلمانیم و شیعه زاده اینجا *** شب و وزان دل ماها غمین است

چهل سال است درد و رنج و حرمان *** نصیب عده ای مستضعفین است

زمان جنگ تحمیلی در ایران *** نبودی غم چرا اکنون چنین است

به چشم خویش دیدم خاک کشور *** نصیب عده ای دزد لعین است

چنین دزدی به پیش چشم مردم *** نه در شب روز روشن برده این است

هزار ملیارد پول کم نباشد *** به جیب دزدها و اهل کین است

زبس شد اختلاس این کشور ما *** به رتبه در جهان از آخرین است

کنندی مسخره ما را به خارج *** که ایرانی پی نان جوین است

زباله گرد و بیچاره زیاد است *** زبد اوضاع ماها بدتر ين است

دروغ و خدعه و پلتیک و دزدی *** خداوندا نصيب ما نه این است

خدایا يا بکش يا راحتم کن *** شب و روزم غم و غصه کمین است

دلار افزون زسی دوهزار است *** حسابش با کرام الکاتبین است

دلم راغم گرفته بی معینم *** بله گفتار من نه د ل نشین است

چرا حق تلخ باشد ای برادر *** خدائی قسمت ماها نه این است

حسین نژاد

تا خدا حامی ایران عزیز است بدان

تا خدا حامی ایران عزیز است بدان *** هیچ کس نیست به دنیا که زند ضربه به آن

ما به داخل زخودی ضربه پذیریم رفیق *** جو بايدن نتواند که شود مانع مان

ص: 91

آن ترامپی که چنان زامبی خون خور بدی *** سریک جو نتوانسته کند خویش عیان

حال هم رفت به آنجا که عرب نی انداخت *** حامی کشور ما هست خدای منان

تو دعا کن که به داخل نزنند ضربه به ما *** جوبایدن نکند خوار خودش را به جهان

هرکه با آل علی طفره برفته دیده *** ثمر از دشمنیش نیست دگر تاب و توان

هست ایران به پهنای جهان پر رونق *** وای و صد وای به کم کاری مشتی دزدان

اختلاسی که نمودند شکسته کمرش *** ور نه با قدرت و شوکت شده آقای جهان

در کجا این همه ظلمی که به ایران شده است *** بازهم نیست جوی دغدغه در خاطرشان

یک نگاهی بنما و عربستان بنگر *** آبرویش به کجارفت زدست سلمان

گفتنش گاو توئی شیرتو ارزش دارد *** ورنه بی ارزش و خواری به میان دگران

عاقبت حاکم بحرین و امارت چه کرد *** یک نگاهی بنما تا بشناسی ایران

پسرم کشور ما قدرت این منطقه است *** نه به موشک و سلاح بلکه سلاح ایمان

ص: 92

جوبایدن تو بگو زنده سلیمانی هاست *** مرده آن است برد بار شما مثل خران

عربستان و امارات و امیر بحرین *** می رسند خدمتتان تا ببرند بار گران

ما همینیم نه تو بلکه بزرگتر از تو *** نتواند که کند یک نگهی از چپمان

مثل آن بچه آدم طرفت را بشناس *** هست ایران زمین بیشه صدها شیران

سیدا حامی ما می رسد از پرده غیب *** داده این وعده خداوند به نسل انسان

بار الها بحق خون شهیدان وطن *** کشور ما تو به آن جای گرامش برسان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

اگر دست داعش به ما می رسید

اگر دست داعش به ما می رسید *** وطن کربلا می شد آن ها یزید

ولیکن زهی فکر باطل که ما *** همه باد بودیم و داعش چه بید

سلیمانی ما یکی بود و بس *** چه کردی به آن قوم پست و عنيد

زاسمش تمامی فراري شدند *** زمانی که پایش در آنجا رسید

بیا هم وطن شکر خالق نما *** چنین فتنه ها دست کمشان مگیر

چه کردند این ها به ملک عراق *** که نشنیده گوشی و چشمی ندید

هزاران زن و مرد و کودک ربود *** به انسانیت خط بطلان کشید

همه فتنه از آمریکا بود آن *** دگر صهیونیسم آن شوم پلید

ص: 93

خدا را هزار مرتبه شکر ما *** که این جنگ بیرون زایران کشید

به روح سلیمانی آن پاک مرد *** دگر یاورانش که گشتند شهید

درود زن و مرد ایران زمین *** نثار ابر مرد خوب و رشید

دگر رهبر ما که روز و شبان *** بفکر وطن بود و قدش خمید

غم مرگ یاران پیرش نمود *** خدایا نمایش خودت رو سفید

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

دراین فکرم اگر داعش به آن حجمی که از اول

دراین فکرم اگر داعش به آن حجمی که از اول

بیامد در عراق و شام می آمد به ایران ما چه می کردیم

خدائی فکر بنما وسپس برگو شهیدان بهر چه رفتند

اگر قاسم سليماني و يا يار عراقيش ابو مهدي نمی بودند نامی از حرم ها بود

شهید اني زایران و عراق و سوریه لبنان حزب الله

خودت برگو خدائی ما چه می کردیم

مشو ناشکر شکر حق نما زیرا که آزادی

اگرچه در بهایش شیر نرهایی که جان دادی

خدا رحمت نماید یک یک از آن ها

درودم بر روان پاک انسان ها

که نام خویش تا پایان نوشتن بر در دروازه دنیا

که ایرانی نمی میرد

وذلت نیست در ذاتش حسین ابن علی چون پیشوایی اوست.

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 13/9/1399

ص: 94

3/ مناسبات و اشخاص

اشاره

ص: 95

ص: 96

عباس رهبری و علی اکبری به جان

بعد از امام خامنه ای مرد این جهان *** باشی تو ای حسن به خداوند بی گمان

شیر تو پاک بوده که خوردی و خورده ای *** رزق حلال زانکه چنینی در این میان

نامت حسن نهاد پدر خلق تو حسن *** از حسن خلق جای تو باشد قلوبمان

دشمن شبانه روز فکر پلیدش توئی و بس *** ای من فدای همچه تو مردی به دودمان

سید توئی شجاع توئی بی نظیر تو *** آقا توئی نه آنکه بترسد ز دشمنان

سی و سه روز دشمن بیدین زدی به هم *** فکرش نمی نمود توباشی حریفشان

اغراق نیست وصف تو گویم به شعر خویش *** عباس رهبری و علی اکبری به جان

عمار عصر ما تو زعمار برتری *** از خاندان احمدی و سید جنان

نطق و بیان توست چه آتش فشان خشم *** برجان دشمنان و گروه ستمگران

نصرت دهد خدای تو ای نصرت خدا *** سرباز با وفای علی این امام مان

ص: 97

راضی زتوست صاحب امر و لی عصر *** سرباز جان فدای امام زمانمان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس 21/5/1399

نام او قاسم... سلیمانی به شهرت این شهید

بیاد سردار دل ها

می نویسم قطعه شعری تا بماند در جهان *** وصف سرداری دلاور از دیار عاشقان

نام او قاسم... سلیمانی به شهرت این شهید *** پاسدار کشور شیعه در این عصر و زمان

هشت سال از جنگ تحمیلی درون جبهه ها*** آبدیده گشت این فولاد خوش فکر زمان

یار رهبر پاسدار کشور شیعه نشین *** حامی بیچاره گان ملجاء مستضعفان

شیر مرد جبهه ها در جنگ با داعش نمود *** سوریه پاک از وجود داعش و از کافران

او علمدار زمان ما و سردار سپاه *** بود اما شد شهید از دست آمریکائیان

نه به مردی کشتنش نامردمان روزگار *** اف برآن نامردمان پست فطرت در جهان

در شب تاریک گرگان هوائی حمله ور *** تا کشند مهدی مهندس با سلیمانیمان

ص: 98

دست او مانند عباس علی از تن جدا *** سر جدا پیکر جدا ابن هردو گل گشتی خزان

آه آن وقتی که رهبر یاد کرد از این عزیز *** اشک جاری شد زچشمان ولی امرمان

یاد عمارش نمود گریه کردی آن عزیز *** با دعایش جایشان خوش باد در

باغ جنان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس 1399

کیست این قاسم سلیمانی

کیست این قاسم سلیمانی *** هست سردار لشکر اسلام

پیرو راستین خط امام *** پاسداری شجاع و بی باک است

هست والا مقام و صاحب نام *** دشمن و دوست کرده اند اذعان

او شجاعی است اندر این ایام *** بله هرکس زخود گذشت شود

مورد احترام خاص و چه عام *** او کسی هست کردهای عراق

کرد آزاد زچنگ خون آشام *** داعش آن گرگ های هرجائی

با درایت نمودشان نا کام *** ای بنازم چنین کسی رهبر

ذالفقار ش به سینه کرد امام *** یعنی باشی تو ذالفقار علی

قاتل دشمنان بصبح و به شام *** درود بر سردار سلیمانی

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس - ششم ابان 98

ص: 99

سلیمانی که نامش بود قاسم

نمی زاید دگر مادر به دوران *** بسان شیر مرد جبهه و جنگ

سلیمانی که نامش بود قاسم *** برابر بود در میدان به یک هنگ

غلط گفتم زهنگ هم بیشتر بود *** چراکه بود در ایمان یک رنگ

اخیرا گشته بود فانی فی الله *** دلش نرم و به میدان بود چون سنگ

زمانی یاد می کرد از رفیقان *** به سوی جبهه می رفتی هماهنگ

خدایی چند نفر داریم چون او *** که باشد با خدای خویش یکرنگ

جواب پمپئو داد رئیسش *** شما باشید در دنیا یک الدنگ

منم تنها حریف لشکر تو *** نمی خواهد کنی با کشورم جنگ

به هرگاهی که یادش می نمایم *** دلم بر گفته هایش می شود تنگ

ایا سید بگو تا می توانی *** بوصف این چنین مردی به آهنگ

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 5/5/1399

واقعا عمار رهبر بود و رفت

از تبار سر بداران زمان *** بود این مرد خدا جانم بدان

واقعا عمار رهبر بود و رفت *** زود شد مانند گل عمرش خزان

مادر گیتی نمی زاید چه او *** ونباشد مثل أو در این جهان

شعر من وصفش نمی گنجد چرا *** چون سلیمانی است اهل آسمان

من ندیدم در زمین اینگونه مرد *** که حقوق خود دهد بر دیگران

پاسداری همچه او باشد مگر *** مادر گیتی نزاید همچه آن

با یک الحمدي تو روحش شاد کن *** تا شود خوشحال در باغ جنان

آن قمار بازی که شد قاتل براو *** خوار باشد مثل سگ در این جهان

ص: 100

مکتب ما مکتب شیر خداست *** مکتب خون مکتب آزادگان

پس سلیمانی نمرده زنده است *** آیه لاتحسبن الله بخوان

می خورد روزی چه ما که زنده آیم *** زنده او باشد و ماها مردگان

سیدا تا می توانی وصف کن *** وصف ایشان چون توئی در خطشان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

قسم به روح خمینی به جان خامنه ای

قسم به روح خمینی به جان خامنه ای *** تقاص دست جدا گشته تو می گیریم

چنانچه در ره اسلام و یاری قرآن *** زمان آن برسد پا به پات می میریم

پس از تو بیشه زشیران نمی شود خالی *** بگو به دشمن ایران تمام ما شیریم

خوش آنزمان که زرهبر رسد اوامر رزم *** به پای و دست شماها بسان زنجیریم

حسین نژاد - 13 دی 98

ما به خواب ناز بودیم او برفت

ما به خواب ناز بودیم او برفت *** رفت و پشت امتی از غم شکست

رهبر اسلام از داغش سه روز *** کرد اعلام عزا و خود نشست

در غم سرباز اسلام او گریست *** گریه اش بگرفت یارش بار بست

آری سردار سلیمانی پسر *** عهد بودش باخدا عهد الست

ص: 101

انتظارش می کشیدن آن جهان *** حیف قلب ما ز داغ خویش خست

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 13 دی 98

سرباز وطن فخر مسلمانی ما رفت

سرباز وطن فخر مسلمانی ما رفت *** آن شیر نر بیشه ی ایرانی ما رفت

کشور شده با رهبر خود باز سیه پوش *** زین داغ که سردار سلیمانی ما رفت

خود منتظر شهد شهادت دل ما سوخت *** آن لحضه که فرمانده میدانی ما رفت

چون حضرت عباس جدا گشت دوستش *** در خاک ابوالفضل گل ثانی ما رفت

شب بود زمستان و دل ما همگی گرم *** افسوس که گرمای زمستانی ما رفت

آن لحظه که بودند همه در خواب دریغا *** سردار سپاه و نوگل دوستانی ما رفت

حسین نژاد - 13 دی 98

شبی تاریک و ظلمانی عزیز ما سلیمانی

شبی تاریک و ظلمانی عزیز ما سلیمانی *** شهید راه حق شد او بدست بدترین جانی

اگر چه راحت از غم شد *** یکی از جیش ما کم شد

زداغش کشور ایران *** پر از اندوه و ماتم شد

زاسرار شهادت گو *** تو ای دشمن چه میدانی

دلت خوش کشته ی اورا *** کشی در شهر خود هورا

نمی دانی چه خواهد شد *** تو ای ملعون به پنهانی

تقاص او بسی سنگین *** بگیریم از تو بعد از این

بدانی مردک بی دین *** کنی خود را تو زندانی

ص: 102

ترامپ ای مردک نادان *** مشو خوشحال این میدان

نباشد خالی از شیران *** گرفتی درد بی درمان

نداری راه درمانی

حسین نژاد - 14 دی 98

بحق خون پاک سر بداران

خداوندا بحق حسن ياسين *** ببخشا بندگان از صنف عاصین

بحق أحمد و آل گرامش *** دهم این صبح در اینجا سلامش

بحق خون پاک سر بداران *** شهیدان بخون غلطان ایران

لیمانی ابو مهدی تمامی *** تمامی پیرو خط امامی

بخشا ای خدایا جمله از ما *** تمام مومنین از پیرو برنا

فا ده درد آنان که مریضند *** ندارند پول اندر جست و خیزند

کسانی که حمایت می نمایند *** چنان چشمه سرایت می نمایند

خدایا بنده آیم و تو پادشاهی *** به گه گاهی کند بنده گناهی

در توبه خودت را باز کردی *** گناهکاران امت شاد کردی

ببخشا تو طبیب و ما مریضیم *** گر مگذار آبرو بریضیم

الاها خالقا پروردگارا *** ببخشا اول صبحي تو مارا

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

بیان رهبر فرزانه گوش کن بنگر

بیان رهبر فرزانه گوش کن بنگر *** که گفت وصف سلیمانی آن گل پر پر

ص: 103

شقی ترین بشر . کشت بهترین بشر *** جهان به بهت فرو رفته زین سخن یکسر

چه پاسخی به نظر هست بهر آمریکا *** چگونه می شود آخر جهان از این منظر

هزار حیف که شیر وطن سلیمانی *** غریب وار دو دستش جدا شد از پیکر

بسان حضرت عباس گفت ادرکنی *** دریغ و درد ندیدم دوباره ات رهبر

نشسته رهبر با اقتدار در سوگش *** به گریه گفت دریغ از تو مالک اشتر

خدا دوچشم تو گریان نبیند ای مولا *** فدای اشک دو چشمت تمامی لشکر

سپاه و ارتش با اقتدار می گیرند *** تقاص خون سلیمانی آن عزیز جگر

پیام لشکر اسلام جملگی این است *** فدا کنیم به راه شما تمامی سر

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 14 دی 98

داغ سلیمانی دل رهبر شکسته

داغ سلیمانی

داغ سلیمانی دل رهبر شکسته *** درهای شادی بر جناب خویش بسته

در نیمه شب ها یاد عمارش نماید *** این غصه هرروزه آزارش نماید

ص: 104

باید تقاص خونش از دشمن بگیریم *** یا می رسیم براین هدف یا که بمیریم

رهبر اگر عمار رفته ما نمردیم *** در مرگ او همراه تو ما غصه خوردیم

وقتش رسد امرت اطاعت می نماییم *** بر دشمنانت ما برائت می نمایم

هرچند مسلم یا حبیبان پیر هستند *** پیران به روز رزم دشمن را شکستند

ما هرزمان باشد سر پیمان هستیم *** پیمان به به یاری شما با جان بستیم

هرچند ما اوضاع مالی مان خراب است *** اشک ترا بینیم دل هامان کباب است

هر صبح و شب یاد سلیمانی نماییم *** نفرین زمرگش باعث و بانی نماییم

یارب بحق خون پاکان در زمانه *** ماها نمیریم رختخواب و توی خانه

مارا شهادت چون سلیمانی عطا کن *** در یاری دین جمله عاری از خطا کن

دشمن شناسی را مبر از یاد ماها *** یاری نما یاری نما مارا الاها

سید در این صبحی به رهبر اقتدا کن *** خودرا ز این دنیا پرستی ها جدا کن

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

هر کجا کفتارها شادند و زوزه می کشند

هرکجا کفتارها شادند و زوزه می کشند *** این بدان شیر شجاعی بر زمین افتاده است

مرگ شیران شادی روباه و کفتار است و گرگ *** لیک غافل شیر در میدان مین افتاده است

حال ای وهابیان بی حیا شادی کنید *** بی حیا شادی مکن رخنه به دین افتاده است

گرچه جمعی از شما نامش مسلمان است لیک *** این بدان ناجیت آنجا بی معین افتاده است

ص: 105

آفرین و مرحبا بر مردم خوب عراق *** مردمش از غصه و غم خشمگین افتاده است

از زن و مرد آمدند تشیع سردار سپاه *** گفتن آن ها سرنوشت آخر چنین افتاده است

که ابو مهدی مهندس با سلیمانی روند *** جایشان هردو به فردوس برین افتاده است

منتظر حوران با خیل شهیدان در بهشت *** در گلستان برین فرش زرین افتاده است

گوارایشان باد بهشت برین

حسین نژاد - 14 دی 98

وصیت کرده سردار سرافراز

وصیت کرده سردار سرافراز *** نمی باشد کسی آگه از این راز

نوشته با قلم آن شیر میدان *** کنیدم دفن با خیل شهیدان

بروی سنگ قبر من نویسید *** که سر بازی در این خاک است پنهان

اگر خواهد کسی نامش بداند *** که او قاسم سلیمانی است این دان

لقب ها مال دنیا ما نخواهیم *** به پیش حق همه باشند یکسان

فقط یک سوره از قرآن بخوانید *** نثار من نمایید ای رفیقان

حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه سرودم - 14 دی 98

ص: 106

از مجتهدین گرفت امضاء

از مجتهدین گرفت امضاء *** این است نشان خوب سردار

گفتا که روم شهید گردم *** چون بود بفکر جنگ و پیکار

رحمت به چنین دلاور ما *** در جنگ و نبرد بود کرار

ایکاش نرفته بود آن شب *** آن شیر میان مشت کفتار

نامرد ترین فرد نامرد *** کشتش زخفا در آن شب تار

اف بر تو ترامپ ایکه باشی *** نامرد و درغگو و بی عار

گیرم دوسه سال زنده باشی *** با مرگ چه می کنی تو غدار

آنانکه شهید و در جنانند *** جای تو کجاست گوشه نار

دارم به شما نصیحتی چند *** از کشور ما تو دست بردار

زیراکه امام غائب ما *** آید و شوی تو بر سر دار

آن گاو بدوش چند روزی *** ایران نرود به زیر هر بار

این است کلام رهبر ما *** سید علی آن امام بیدار

هر یک زشما به ده جواب است *** پس گوش نما و خوب بشمار

با شعر بداهه گفتمت من *** حیف است نصیحتم به اشعار

برگو تو به گاو خویش ای گاو *** کاری منما که می شوی خوار

حامی است به خاک کشور ما *** خلاق جهان خدای ستار

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 2بهمن 98

بیاد شهید محسن فخری زاده

یاد و صد یاد تو ای محسن فخری زاده *** ایکه از بهر شهادت تو بودی آماده

ص: 107

خبر آمد که ترا دشمن دیرینه بکشت *** ازغمت آتش بیداد به دل افتاده

نانجیبان به سر راه تو کردند5 کمین *** آن گروهی که وطن را به خوارج داده

بهر پول است که این قوم خودش بفروشد *** غافل ازاین که چه در ورطه بد افتاده

بشنو از من توکه ایران وطنت بفروشی *** همه از دشمن ماهست که درست داده

هیچ دانی چه گلی چیدی و پر پر کردی *** خاک بر فرق تو ای خودسر خل و ساده

وطنت مادر تو باشد و دادی مادر*** دست دشمن توچه جنسی حرامي زاده

فرض کن دشمن مائی تو و دوری زوطن *** خاک ایران که چو مادر شمارا زاده

نه مسلمانی و نه دین و نه وجدان داری *** اف برآن کس که بتو شیره از جان داده

ای شهیدی که شدی کشته بدست دشمن *** دشمن این داغ به قلب همگان بنهاده

همه باشیم عزادار تو ای مرد بزرگ *** مژده بادت شده فردوس برات آماده

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر 1399

ص: 108

در مورد ترور ناجوانمردانه محسن فخری زاده دانشمند هسته ای

با توأم نامرد پست خود فروش *** خون ما آورده ای یکسر به جوش

ناجوانمردانه کشتی این عزیز *** کی شود این شعله در دل ها خموش

آن به قاسم، این به فخری زاده را *** می رسد این زمزمه ما را به گوش

پشت این پرده است اسرائیل دون *** آنکه باشد دشمن بی عقل و هوش

می خورد نتانیاهو چوب آن *** آن حمار جفتک انداز چموش

فکر کرده با امارات آن دنی *** می برد آسوده جان از این خروش

ما تقاص خون این ها را همه *** از تو می گیریم ای کمتر ز موش

منتظر باشیم از رهبر رسد *** امر ای نامرد پست خود فروش

گوشمان بر امر ایشان است و بس *** می کنیم فرمان او چون در به گوش

شاعر: حاج سید ابراهیم حسین نژاد - بخش خیرگو - لامرد فارس 11ربیع الاول 1442ق 7-9-1399ش

ای دشمن وطن بدان

ای دشمن وطن بدان *** چنانچه دین نداری آزاد مرد و ایرانی باش

نامرد تر از شما ندیدم به جهان *** انسان بکشی برای یک لقمه زنان

خاکت به سر ای ذلیل و پست و نامرد *** خوردی زدلار دشمن خود نادان

حالا که جهنمی برو می فهمی *** ای وای به احوال شما از نيران

ص: 109

آنجا نه ترامپ داری و نه یاری *** نه آن سگ صهیونیست بی نام و نشان

طوری بکشی عذاب آنجا که خودت *** فریاد براری که مرا برگردان

نه راه فرار داری و نه یاری *** فکری بنما برای خود ای نادان

جای شهدای ما خدا فرموده *** فردوس برین است دگر باغ جنان

ای خاک به فرق آنکه دنیا گیرد *** از کف بدهد بهشت و فردوس آسان

گیرم که مسیحی و یهودی باشی *** دارند قبول آخرت هردو یشان

صد رحمت حق بروح پاک شهدا *** مهمان خدای خویش باشند ایشان

حسین نژاد 7/9/1399

ترور کردند شیرانی زایران

ترور کردند شیرانی زایران *** که کرده داغشان دنیا پریشان

خدا لعنت کند بی دین جاسوس *** زند ضربه به خاک خویش ایران

خطاب شعر من این قوم باشند *** نبرده ذره ای بوئی زایمان

گرفتم چند روزی شاد باشی *** به پول و خانه و ماشین عدوان

ولی روزی رسد حتما بمیری *** در آن لحظه پشیمانی پشیمان

ص: 110

به خود گویی چه کاری بود کردم *** میان خاک ها بی دین و ایمان

کسی که مومنی از پا درارد *** همیشه جاودان باشد به نیران

خدا قاتل نمی بخشد در آنجا *** کلام خالقت باشد به قرآن

هم اکنون در بهشت جاودانند *** تمام این گروه از شهیدان

شهید مرده نباشد زنده باشد *** خورند روزی میان باغ رضوان

منافق این بداند نیست بخشش *** برايش از خدای انس و هم جان

شفیعی هم برای خود ندارد *** نباشد شافعی از بهر ایشان

خلاصه سخت باشد روز محشر *** رای کافر ضد مسلمان

وهابیها به خود آئید یک دم *** بگیرید دوری از نادان سلمان

به دنياي سیاست غرق باشد *** نبرده هیچ بو از دین و ایمان

به نامردی شده عامل به موساد *** کشد از بهرشان فردی مسلمان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

قسم به صبح دل انگیز و نم نم باران

قسم به صبح دل انگیز و نم نم باران *** تقاص خون ترا زود زود می گیریم

برای حفظ وطن خون ها نثار کنیم *** خوشا به حال شهادت تمام می میریم

شهید مرده نباشد همیشه جان دارد *** ز زندگانی ذلت کش شما سیریم

شعار رهبر ما نه به ذلت است بدان *** به روز رزم عدو یک به یک چنان شیریم

حسین نژاد 8/9/1399

ص: 111

شهید محسن فخری زاده

نمی دانی چه قدر گوهر وزر *** زدستت مفت می گیرند گوهر

چنین شخصی که مانندش نباشد *** ترور گردد ز آسانی به کشور

چگونه مشت بیگانه بیایند *** به روز روشن اینجا ای برادر

سئوال من به مسئولين این است *** مگر کشور ندارد درب و پیکر

سران کفر چون باهم نشستند *** زاسرائیل و بن سلمان زد این سر

حرام زاده تر از این ها نباشد *** به نامردی کنند گل ها پر پر

زبس خائن در این کشور زیاد است *** دهندی جا به این قوم ستمگر

چنین شخصی که عمری کرده خدمت *** کنند قطعه قطعه پای تا سر

اگر ماشین بود ضد گلوله *** کجا می کرد اثر اینگونه زين در

هرآن چیزی که دست کم گرفتی *** بگیرند از شما اینگونه گوهر

خدایا خون پاک محسن ما *** تقاصش گیر خود از قوم کافر

مکانش ده بهشت با دوستانش *** بحق فاطمه زهرای أطهر

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 8/9/1399

دریغا رفت فخری زاده از دست

دریغا رفت فخری زاده از دست *** در علم و عمل بر روی مابست

درسته او خودش راحت شد از غم *** ولیکن کشوری را پشت بشکست

ندیدم من رخ ایشان ولیکن *** دلم سوزد چرا از دست ما رفت

چنین افراد باشد حیف و صد حیف *** دهی اینگونه اورا مفت از دست

زفخری زاده دیگر شهریاری *** به کشور چند نفر اینگونه داری

سلیمانی و تهرانی مقدم *** نباشد در جهان چون این دو باهم

نخواهم وقتتان گیرم به اشعار *** خدائی مرگشان کوچک تو مشمار

ص: 112

بله رهبر کند گریه که داند *** نه آن شخصی که اشتر می چراند

همه یارند در کشور وفادار *** ولیکن فرق دارد یار با یار

محافظ های فخری زاده بنگر *** چه کردند واقعا سخت است باور

سپر کردند سینه تا خورند تیر *** بماند زنده فخری زاده آن شیر

کجا دارد چنین شیر وفادار *** به جز ایران که باشد مرد پیکار

ولی لعنت به آن نامرد نامرد *** که بهر پول این نامردمی کرد

حرام زاده ندارد دین و آئین *** حسین ابن علی هم می کشد این

چرا که خالقش پول است و دینار *** بده پولش دهد بر مادر آزار

خلاصه حیف از این مردان با دین *** چنین کشته شوند مظلوم از کین

تو َسید تسلیت بر گو به رهبر *** که باشد گونه اش از اشک غم تر

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 11/9/1399 قیرو کارزین فارس

سر قاآنی ایران بدانند

خدا ناکرده گر موئی شود کم *** سر قاآنی ایران بدانند

تمام لشکر کفر و سعودی *** برای خویش الحمدی بخوانند

سلیمانی اگر شد کشته رهبر *** هنوز از جزئیات و شرح آنند

تقاص خون پاکان پای برجا *** به جا هست و یهودان نگرانند

اگر بار دگر صهیون بدکار *** کند دم بازی این را خوب دانند

به ضرب موشک نقطه زن ما *** جهنم بهر خود آتش پرانند

به آمریکا بگو این بدانید *** جهانی زین تلنگر نگرانند

اگر روزش رسد آل سعودی *** دوباره باید ش اشتر چرانند

حسین نژاد

ص: 113

سردار حاجی زاده عمار زمان است

سردار حاجی زاده عمار زمان است *** بهر همه ایرانیان روح و روان است

خارمغیلانی به چشم دشمنان است *** سرباز رهبر حامی مستضعفان است

سردار حاجی زاده مومن باشد و او *** همچون سلیمانی شجاع این جهان است

سردار حاجی زاده چشم انقلاب است *** خود در زمین چشمش به سوی آسمان است

گر کرکسی در آسمان ما کشد پر *** شاهین صفت بالا سر آن کرکسان است

سردار حاجی زاده آن بی مدعا هست *** خاکی ترین افراد از ایرانیان است

ای ملت ایران مبادا با کلامی *** رنجانیش زیرا که خود یک امتحان است

گرچه برای رفتگان باشیم عزادار *** آن ها که هریک جایشان باغ جنان است

اما چرا یکعده با چشمان بسته *** راهی روند که راه بعضی جانیان است

عکس سلیمانی کنند پاره و گویند *** تقصیر او این غصه و بار گران است

ص: 114

عاقل چرا در این زمان دیوانه گشتی *** برگرد چون این راه راه دشمنان است

رفتی به زیر پرچم کفر ای برادر *** شیطان فریبت داد و گفتت پر توان است

دیدی توان دشمن پوشالی آن شب *** با غرش موشک چو موش بی زبان است

آری همان شب بود سردار دلاور *** در غرب و چشمانش به سوی آسمان است

سردار حاجی زاده را در یاد آور *** سرباز و جانباز ولی امرمان است

درود بر سردار حاجی زاده

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 24دی 98

هیچ میدانی که آن عین الاسد

هیچ می دانی که آن عین الاسد *** چیست نامش در لغت هم در عدد

فارسی گویند آن را چشم شیر *** شیر را کردیم ما خورد و خمیر

سیزده موشک شبانه آن دیار *** خویش زد گفتند رو گندم بکار

آری این باشد سپاه ما بدان *** ایکه باشی خام در دنیا جوان

می کنی توهین به سردار سپاه *** زین عمل باید بگویم آه آه

این سپاهی که کنی توهین به آن *** هست خاری در دوچشم دشمنان

توبه کن توهین کردی بر شهید *** آن شهیدی زحمت ماها کشید

گر نبودی زحمت بسیار او *** داعشی می کشت ما از چهار سو

ص: 115

صحبت من با شما ایرانیان *** گرچه بیدارید روزان و شبان

آفرین دارید از خرد و بزرگ *** می دهد دندان نشان بر شیر گرگ

گله از گرگان دوباره شد پدید *** دور ما پر گشته کفتار عنید

مار زخمی دور خود پیچید بدان *** وای برما شعر تا آخر بخوان

شیعه زاده پیرو پیغمبری *** دور کن از خویش این ناباوری

راه رهبر رو رسی بر راه راست *** راه دیگر غیر از این کلا خطاست

افتخار ما در این عصرو زمان *** اقتدار ماست ای ایرانیان

هر طرف ما را نمودندی حصار *** هم اروپا هم چه دیو شاخ دار

یاور اسلام ودین باش ای پسر *** تا نباشد کشور تو در خطر

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 27دی 98

صدو هفتاد و شش لاله زبرج آسمان پرزد

صدو هفتاد و شش لاله زبرج آسمان پرزد *** بقلب مردم ایران زمین یکباره آذر زد

صدای موشکی آمد خبر داد از غم آن ها *** که ای خوابیده ها هوشیار مرغ روحمان پرزد

زمرگ شیر مردی در عزا بودیم آمریکا *** به زخم تازه ما باز بیش از بیش نشتر زد

صدای غرش موشک زنسل آریائی ها *** بقلب دشمن دین خدا از روی خنجر زد

ولی افسوس این طیاره آنساعت بشد پیدا *** پدافندی نه هم عمدی به جان جمله اخگر زد

ص: 116

الا ای مردم ایران سپاهی هست از ایران *** نزن حرفی که گفتارش مرا آتش به در زد

بگفتا گردن ماها زتار موی هم کمتر *** خدایی در کجا اینگونه حرفی شخص افسر زد

بله ایرانیان جمله از این ماتم عزا دارند *** خدا رحمت نماید حرف آخر شخص رهبر زد

بگفتا جمله از آن ها برای ما چه اولادند *** شهیدان جایشان فردوس این گفته پیامبر زد

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 22دی 98

سردار سلیمانی ما باغ جنان است

سردار سلیمانی ما باغ جنان است *** امسال سر سفره خلاق جهان است

این عید کنار شهداء پیش خداوند* ** در پیش پیامبر و علی خنده کنان است

این خنده که گفتم ز سر شوق نماید *** چون بر سراین سفره حسین شافعمان است

زهرا و خدیجه دگر آسیه و مریم *** حقا که سزاوار چنین بزم همان است

سردار چه کردی که خدا مرتبه ات داد *** این رتبه جدائی دو دست از تن تان است

جعفر ز ابیطالب و عباس ابوالفظل *** سوم به چنین رتبه سلیمانی مان است

ص: 117

با بال زمرد به بهشتند به پرواز *** حقا که چنین بال عزیز لایقتان است

دست تو جدا پیکر مجروح و پر از خون *** با جمع شهیدان خدا شافعتان هست

حسین نژاد پایان 98 آغاز 99

دستغیب

دستغیب آن عالم وارسته گفت *** این سخن مانند دری خویش سفت

با بسیجی حاضری بیع و شرا *** تو نمایی با من اندر این ثری

حاضرم آنچه عبادت کرده ام *** واسپارم برتو و آماده ام

تودهی رکعت نماز بی وضوع *** آن نماز جبهه با حال خشوع

من دهم برتو عبادت های خویش *** حاصل هفتاد سال و باز بیش

چه رساند این پیام پر بها *** ای بسیجی فکر کار خود نما

آری بالاتر ازاین گفته امام *** وصف ماها رهبر والا مقام

آسمان دارد فرشته در زمین *** هست بسیجی به از آن این را ببین

رحمت حق بر امام و دستغیب *** کارتان هم خالص و عاری زعیب

افتخارم ای بسیجی هست این *** می نمایم خدمت اسلام و دین

حسین نژاد - 21 آذر 98

سردار فضلی

سردار فضلی چشم از دنیا فروبست *** قلب هواداران زداغش زود بشکست

این یادگار جبهه ها کوشید عمری *** تا این درخت انقلاب بر بار بنشست

یادش گرامی شافعش زهرا به محشر *** رفت به یاران شهید خویش پیوست

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 29 آذر 98

ص: 118

من نیم عمار گر بودم نمی بود این چنین

من نیم عمار گر بودم نمی بود این چنین *** پر زدزد و حیله گر این کشور ایران زمین

من نه عمارم نه سلمانم ابوذر نیستم *** رهبرم بینم میان این همه دشمن غمین

من کسی باشم که با دستان خود کردم تباه *** کجروی کردم سیه شد روز بر مستضعفین

گر به امر رهبری بودم که اینطوری نبود *** نیست بر خود کرده جز درد و غم و رنج ثمین

با توام ای آنکه بستی دکمه بر زیر گلو *** خویش را ظاهر نشان دادی زدی آتش به دین

ترس هم داری که روزی سخت باشد پیش رو *** این چنین غارت نمایی مال جمع مسلمین

اشتهایت هم که باشد همچه قارون در زمان *** وای بر تو وای بر روزی که داری واپسین

آن یکی سلطان سکه دیگری سلطان مرغ *** می خوری و می بری و می کنی خنده چنین

مجلس شورای اسلامی کجائی دزدها *** این چنین آمد به روز مردم این سر زمین

شیعه باشی از علی و این همه بی بند وبار *** مرحبا دارد نه یک بلکه هزاران آفرین

ص: 119

با عملکردت شدی دافع جوانان را زدین *** وای بر تو وای بر آنکه که باشد این چنین

حسین نژاد - 16/4/1399

پسر فاطمه تنهاست کجایی عمار

پسر فاطمه تنهاست کجایی عمار *** از چه خاموش نداری تو صدایی عمار

کم کمک صوت خوارج برسد برگوشم *** بر ولی امر خود این گونه فدائی عمار

نکند خسته شدی در خم و پیچ دنیا *** تو که از لذت این دهر جدائی عمار

خواهم این مرحله باشی تو سرافراز رفیق *** کفن آماده بر خویش نمائی عمار

وای آن روز علی یکه و تنها بشود *** اولین یار علی از شهدائی عمار

گرچه ثابت شده امروز علی تنها نیست *** آیا باید که تو ثابت بنمائی عمار

هر طرف زوزه کشان گرگ و شغالان زیاد *** خود نشان ده نکنند یک به دوتائی عمار

رنج و سختی که پدید آمده در کشور ما *** ننهند گردن این مرد خدائی ..عمار

آن گروهی که به شیطان لعین دل بستن *** خسته گردیده به روی همگی در بستند

ص: 120

حال باید وسط معرکه جولان بدهی *** دشمنان گو که همیشه سرپائی عمار

گر نگفته است علی بر تو که اینه عمار *** باید آمده شوی چون تو فدائی عمار

سیدا کار شما شعر سرودن باشد *** چون رسد وقت توهم سنگر مائی عمار

ما بسیجی همه عمار علی می باشیم *** باش خوشحال که تو حزب خدائی عمار

حسین نژاد سال 1399

اینه عمار

(حقایقی که آیت حق بود آن زمان)

حقایقی که آیت حق بود آن زمان *** صد حیف رفت حضرت او زود از جهان

عمري به راه دین خدا بود پر تلاش *** یادش گرامی است به هر عصر و هر زمان

ایشان کشید زحمت بسیار ای رفیق *** در راه دین و میهن خود قدر او بدان

دستش زمرگ کوته باشد به زیر خاک *** لطفی نما وسوره حمدی بر او بخوان

امروز هم که دختر او چشم خویش بست *** بر روی قوم خویش و پسرها و دختران

ص: 121

مرحومه رفت سوی پدر به َصد اشتیاق *** شد میهمان جده خود شاد در جنان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 5/9/1399 قیر

در فراق برادر (شاعر) مرحوم سیدعبدالحسین حسینی نژاد

در چنین شب سیدی رفت از جهان *** روی منبر پرگرفتی تا جنان

در عزای سیدی که شد شهید *** رفت این سید به کام خود رسید

او که مداح بزرگی بود رفت *** رفت ازداغش دل ماها شکست

پشت ما خم شد ز داغش در زمین *** در جوانی پیر گردیدم چنین

ایخدا در ماه شعبان او ببخش *** جای ده اورا به زیر این درفش

پرچم مهدی امام بیکسان *** چون بیاید مهدی آن صاحب زمان

نام او عبدالحسین بود این بدان *** باب او عبدالرضا و شد خزان

حرمت پیغمبر آخر زمان *** جای ده اورا خدا باغ جنان

حسین نژاد خیرگو

حاج احمد آن عزیز رفته از ما زین دیار

نیمه از شعبان رسید اما دریغا نیست یار *** حاج احمد آن عزیز رفته از ما زین دیار

یادم آید خاطرات با تو بودن روز و شب *** حیف باشد همچه تو پنهان کند خاک مزار

گرچه هر ذیروح روزی می شود عمرش تمام *** مثل تو افسوس دارد حاج احمد صدهزار

ص: 122

عصر پنجشنبه زیارت آمدم در پیش تو *** اشک جاری شد زچشمم همچه باران بهار

حال می دانم رفیق باوفا کمیاب هست *** روح تو شاد ای رفیق با وفا لیل و نهار

باز هم شکر خدا باقر به جایت زنده است *** گاه وقتی بینمش در جمعه مرد باوقار

شاد روحت حاج احمد نیمه از شعبان ماه *** همنشین باشی امامان جمله از هشت و چهار

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

در فراق شوهر دختر عمه (شاعر)

(که رحمت خدا رفته - مختار ابولی، خلیلی)

نام مختار قائدی شهرت *** اوکه می بود صاحب غیرت

جبهه دیدم بسان سرو بلند *** داشت بر لب عزیز ما لبخند

گفتمش هان جبهه ای مختار *** گفت آری برای صید شکار

گفته رهبر بیا من آمده ام *** عازم جنگ بعث من شده ام

واقعا با قیافه بود و دلیر *** درمیان تمام او چون شیر

یاد آن مرد با صفات به خیر *** همه باید رویم از این دیر

شاد کن روح به الحمدی *** گر به قرآن و دین پابندی

اجر تو باخدا به روز حساب *** لب حوضت دهد پیامبر آب

حاج سید ابراهیم حسین نژاد خیرگویی

ص: 123

در سوگ رئیس فرهنگ و ارشاد ابراهیم میر

رفتی ابراهیم از داغت پدر شد داغدار *** وای آن روزی سپارد این گل خود در مزار

تسلیت دارم به بابا و به مادر جملگی *** داستان مردن تو مثل گل باشد پسر

می سپاریمت بدست خالقت پروردگار *** چیده می گردد گل خشبو به دست روزگار

میر رفتی ما همه از رفتنت غرق عزا *** کاش می شد زیر تابوتت بخوانم چون هزار

لیک این درد کرونا سد راهم گشته است *** خوش به حالت پاک رفتی زین جهان زان سوی دار

سید ابراهیم دارد تسلیت زین غم که او *** نیست راه چاره جز صبر از غم تو گلعذار

حاج سید ابراهیم حسین نژاد - خیرگو 14 /4 /1399

خدا رحمتش کند و عرض تسلیت به بازماندگانش، ما را در غم خود شریک بدانید.

عبد خدا به نام و به شهرت نخست وار

عبد خدا به نام و به شهرت نخست وار *** باید که اهل خیر بگردد به روزگار

یادش گرامی آنکه کمک ها به مال کرد *** بودی بفکر منطقه هم لیل و یا نهار

سال گذشته قاری قرآن بود و رفت *** ماه مبارک است زایشان تو یاد آر

ص: 124

حیف از چنین گلی که زگلزار ما برفت *** آرام در مزار عزیزی بزرگوار

حمدی بخوان به شادی روحش نثار کن *** اورا خدا برد به جنت و گیرد در آن قرار

مولای او حسین شفیعش به حشر باد *** سید نما دعا که دعا هست سازکار

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس خیرگو

قاسم بهشت بهر خودش کرده دست و پا

قاسم بهشت بهر خودش کرده دست و پا *** این بهتر است بهر جنابش مکان و جا

الحق که خیر است خدا خیر او دهد *** این کار خیر اوست که ماند به سال ها

هر درهمی که در ره دین خرج می کند *** حتما بدان هزار برابر کند خدا

ازکاتها همیشه جلودار خدمتند *** اجر تمامشان به علی شاه لافتی

یارب نما نصیب تمامی خیرین *** صحن و سرای و مرقد سلطان کربلا

سید به شعر خویش چو درویش کن نثار *** این برگ سبز تحفه بده خیرین ما

حاج سید ابراهیم حسین نژاد دهستان خیرگو

ص: 125

درسوگ محمد صفری

ای محمد رفتنت از دار فانی زود بود *** پرکشیدن بهر تو زین ناگهانی زود بود

تو جوان اول عمر از چه رفتی ناگهان *** ای گل زیبا چنین رفتن ترا مشهود بود

چون شنیدم هر گلی زیبا تر از گل ها که بود *** داس گلچین انتظارش در کنار رود بود

با کمال تاسف در گذشت جوان عزیز را به خانواده صفری و باز ماندگان تسلیت عرض می نمایم برای آن مرحوم علو درجات مسئلت دارم حسین نژاد.

در سوگ اسد ذالمن

شهرتم ذالمن اسد هم نام *** خیرگو مسکنم پلنگ کنام

پدرم قنبر آن غلام علی *** یعه زاده وپیروم به امام

درکویتم اجل گرفت زعمر *** فتم از این جهان رفیق تمام

سوره حمد از محبت خوان *** شاد کن روح من به هر ایام

هرکه باشی و هرکجا باید *** چشم بندی به صبح یا که شام

الغرض لذت جهان است این *** گر که باشی به زور ابن السام

وقت رفتن روی به سان باد *** یدا شعر خویش ساز تمام

حسین نژاد - سید ابراهیم 9/6/98

ص: 126

در سوگ حسن تناور

حسن نامم و شهرت هم تناور *** رفیقان رفتم از پیش شما در

بسوی رفتگان پیش از خویش *** بله عمر شما هم می رود سر

کسی جاوید در دنیا نباشد *** چه قمری باید از دنیا زنی پر

کسی که بر سر قبرم نشستی *** نما فکری برای روز آخر

عجب سخت است وقت رفتن ما *** بریدن از زن و فرزند و دختر

خدایا رحم کن در اولین شب *** بحق حضرت زهرای اطهر

دگر بابش محمد آن پیامبر *** حسین و هم حسن مولایم حیدر

ببخشا جرم و عصیان تمامی *** خصوصا بر حسن شهرت تناور

حسین نژاد در گذشت مرحوم حسن تناوری را تسلیت می گوید مارا در غم خود شریک بدانید - روحش شاد

حاجی پسر تقی حاجی

یکسال گذشت رفت ملا *** قدم زفراق اوست دولا

حاجی پسر تقی حاجی *** تا بود به دین بود ناجی

هرچند کتاب جوهری داشت *** گویی که همان چه گوهری داشت

دل پاک و شریف و کار گر بود *** در خیر به پیش و ضد شر بود

صد رحمت حق به روح پاکش *** باشیم تمام سینه چاکش

ای داد که از جهان فانی *** رفتند تمام ناگهانی

روزی برسد که ما نباشیم *** اینگونه زجمعتان جدا شیم

قدر همه قوم و خویش دانیم *** تا زنده در این جهان فانیم

یک سال گذشته لیک دیروز *** یک ماه دگر به پیش نوروز

ص: 127

عید آید و جمله زیر خاکند *** افراد شجاع و جمله پاکند

یادی بکنید از تمامی *** از تازه برفته های نامی

یادشان گرامی - حسین نژاد - 29بهمن 98

حسین همچه گل خزان گردید

دریغ و درد حسین همچه گل خزان گردید *** به زیر خاک چنین سرو نوجوان گردید

خدا به داد دل مادر فگارش رس *** که پیر از غم فرزند و ناتوان گردید

پدر که روز و شبش گریه می نماید او *** ز داغ نوگلش اشکش به رخ روان گردید

حسین نام و به شهرت که کارگر باشد *** به راه کارگری او به خون طپان گردید

نمای شاد در این برهه روح او ایدوست *** به سالگرد حسین اشک ها روان گردید

حسین نژاد خیرگو - 26 اذر 98

رفتی امیر نوگل باغم چرا چنین

رفتی امیر نوگل باغم چرا چنین *** آتش زدی به خرمن جانم بیا ببین

آتش گرفتم از غم فقدانت ای جوان *** در اول بهار شدم من به غم قرین

ص: 128

از رود رود مادر بیچاره چون کنم *** می سوزد از فراق نشسته است دلغمین

گوید امیر علی عزیزم گمان نبود *** ناکام و نامراد روی جنت برین

یادت گرامی دایی عزیزم - حسین نژاد

در گذشت این جوان عزیز به دائیان و وابستگان و اقوام تسلیت می گوید.

مارا شریک در غمتان بدانید. روحش شاد

امیر حسین رشیدی گل همیشه بهار

امیر حسین رشیدی گل همیشه بهار *** خزان رسید به نوروز و رفت از این دار

دریغ درد چه سازد از این غم سنگین *** پدر ومادر بیچاره اش به لیل و نهار

امید مادر و بابا زفاف فرزند است *** به جای حجله چنین نوگلی رود به مزار

خدا تو صبر جمیلی بده به بابایش *** وگرنه سخت دهد مرگ او پدر آزار

امیر حسین دگر بلبل بهشت است او *** مکن تو گریه پدر صبر بایدت ناچار

خدا بگفته به قرآن که صبر پیشه کنید *** به صبر چاره این درد گفته خود ستار

خدایش رحمت نماید - حسین نژاد

ص: 129

دریغا رفت رضوانی به آنی

بیاد محمود رضوانی که در جوانی دارفانی را وداع نمود.

دریغا رفت رضوانی به آنی *** به اوج شادکامی در جوانی

بسی زحمت کشید او مدت عمر *** برای زندگی زین دار فانی

اجل گفتش بیا ترک جهان کن *** رها کن خانمان و زندگانی

دوصد افسوس دارد داغ محمود *** برای قوم و خویش و یار جانی

خصوص آن مادری که پرووریدش *** اوان کودکی تا نو جوانی

رفیقان دیدنش روز قیامت *** فتاد از بهر ماها ای فلانی

چهل روز است محمود این مکان است *** به زیر خاک خوابیده نهانی

زدی آتش به جان ما تو محمود *** زچه یکباره رفتی ناگهانی

رسید مادرت اینک کنارت *** ز سوز گریه گوید رود جانی

عزیزم نور چشمم روح و جانم *** چگونه بعد تو زنده بمانم

گل پژمرده ام ای رودم ای رود *** نهال خم شدم هی رودم ای رود

چهل روز است محمود نپیداست *** دلم ازدوریش حیران و شیداست

محمد رفت رفتی پیش بابا *** نگفتی مادر بیچاره تنها

عیالت چه کند بعد از وفاتت *** چنین باشد پسر راه رفاقت

خدایا روح محمودم نما شاد *** به جنت جای ده این سرو آزاد

یادش گرامی - حسین نژاد خیرگو

علی طاهری دیگر نه پیداست

یکسال گذشت از فراقت *** رفتی و برفت صبر و طاقت

ذکر تو علی همیشه با ماست *** گر نیست طریق بر رفاقت

ص: 130

تو خفته به خاک تیره و ما *** سازیم به هجر درد ناکت

علی رفتی زدی آتش به جانم *** نه جانم بلکه کل خاندانم

شده یکسال روی تو ندیدم *** چگونه زنده ام حیران از آنم

پس از یکسال نالیدن زداغت *** فلک نالید از آه و فغانم

تو ای گل با صفا بودی به دنیا *** خزان گشتی ز باغ و بوستانم

علی طاهری دیگر نه پیداست *** کجا رفتی کجا رفتی جوانم

نوای مادری دلسوز این است *** نکردی رحم بر قد کمانم

فلک آتش زدی داغم نمودی *** بگیری آتش از آه و فغانم

بگو سید بخوان شعری زداغش *** که می خواهم بگریم تا توانم

تسلی گیرد از گریه دل ما *** چگونه صبر بنمایم ندانم

یادش گرامی - حسین نژاد خیرگو

علی طاهری روحت کنم شاد

شده یکسال روی تو ندیدم *** کجائی ای علی رود رشیدم

سفر کردی زدنیا ناگهانی *** از آن روزی که ترسیدم رسیدم

محمد طاهر از داغت غمین است *** پسر داغت به بابا سهمگین است

به یکسالی که رفتی نوردیده *** دلم مانند کوه آتشین است

علی جایت شده خالی پسر جان *** چگونه بنگرم جای تو ای جان

از آن ترسم نمایم سکته از غم *** ز دوری رخت جان دادن آسان

علی طاهری روحت کنم شاد *** شفیعت اهلبیت و آل طاها

به حمد و سوره ای از تو کنم یاد *** به جنت جا بگیری با دل شاد

یادت گرامی - حسین نژاد

ص: 131

حاج محمود بدیعی خیری والاتبار

حاج محمود بدیعی خیری والاتبار *** کارهایش تا قیامت جاودان و پایدار

آفرین و مرحبا بر این چنین خلق خدا *** راضی از کارش خداوند و رسول تاج دار

هرچه بیمار این مکان بهبود می یابد بدان *** می نماید او دعا بر باعث خیر این دیار

آفرین بر حاج محمود بدیعی در کویت *** کارهایش جاودان باشد به پیش کردگار

مال می ماند به دنیا گر کسی باشد بخیل *** می خورد وارث زمالش صاحبش چشم انتظار

لیک این مرد بزرگ از پیش کرده جاودان *** مال خود تا که نگوید وای در دار القرار

سید ابراهیم از او گوید این چند بیت شعر *** ای خدا او را سلامت دار در لیل و نهار

حاج سیدابراهیم حسین نژاد خیرگو

بیاد مرحوم محمود رضوانی

محمود رفت از بین ما یادش گرامی *** بروح او باد از تمام ما سلامی

افسوس عمرش شد تمام رفت ناگه *** مرگش برای ما دهد یاران پیامی

دنیا همین باشد نباشد جاودانی *** روزی رسد پایان عمر و زندگانی

تا میتوانی توشه گیر از دار دنیا *** ناگه اجل سر می رسد زین دار فانی

ص: 132

هر وقت یادش می کنم جاری است اشکم *** محمود بود از بهر ماها یار جانی

رفتم سر قبرش دلم آتش زد آن خاک *** با بی زبانی گفت آن سر نهانی

امروز برخاک من این جا پا نهادی *** فردا سر خاکت بیایند ای فلانی

روحش شاد - حاج سید ابراهیم حسین نژاد نیمه ازشعبان المعظم

دریغا رفت سرو جویبارم

دریغا رفت سرو جویبارم *** نمود از فرقت خود بیقرارم

گرفتی گور بهرام عزیزم *** زداغش تا قیامت اشکبارم

محمدی به شهرت نام بهرام *** خزان شد چون گل فصل بهارم

فلک آتش گرفتم از فراقش *** بسوزی سوختی دارو ندارم

جوانان نیست بهرام عزیزم *** گمان کی بود خاکش می سپارم

برای شادیش حمدی بخوانید *** کنیدش شاد رود باوقارم

الا ای خواهرانش اشک ریزید *** همه گویید صد یاد برارم

حسینی بس نما غم بیش از این است *** زدی آتش به اقوام و تبارم

حسینی نژاد خیرگو 1399

مهران باغکی زجهان رفت ناگهان

مهران باغکی زجهان رفت ناگهان *** می سوزد از فراق غمش جمع دوستان

بودی بسان گل که بشد پر پر ای دریغ *** شد چیده نیست این گل ماها به بوستان

هرگل که بیشتر به چمن می دهد صفا *** می چیندش فلک که بسوزند دوستان

ص: 133

با عرض تسلیت به تو احمد عزیز ما *** یادش به خیر رفت به گلگشت در جنان

ازمن به مادر و پدرش گو صبور باش *** آنکس که داد جان به شما خود گرفت جان

از سوی او تمام بنی آدم آمده *** باید خدا بگیرد از انسان امتحان

مهران امانتی است خدا داده بر شما *** بی شک در این جهان نبود انس جاودان

هر زنده تن که زاده شد از مادر عاقبت *** روزی بمیرد و شود از دیده ها نهان

حالا که رفته روح عزیزش نمای شاد *** یک حمد و سوره از سر اخلاص براو بخوان

من سیدم دعای من این باشد ای عزیز *** خواهم زجد خویش شفاعت کنند آن

حاج سید ابراهیم حسین نژاد در گذشت این برادر مرحوم را تسلیت می گوید شریک غمتان هستیم.

بهرام محمدی سفر کرد

بهر ام محمدی سفر کرد *** مادر زفراق خونجگر کرد

گردیده چهار ماه و ده روز *** قلب همگی پر از شرر کرد

بشکست برادرش کمر را *** اشکش زفراق در بصر کرد

بهرام نبود مال دنیا *** وه زود به آخرت سفر کرد

ص: 134

پوشید کفن به قامت و رفت *** یاد از غم رفتن پدر کرد

سید زغمش سرود این شعر *** چون خاله او پسر پسر کرد

یادش بکنم به ختم قرآن *** روحش به جنان پر ثمر کرد

حسین نژاد - یادش گرامی فقدانش تسلیت

غم مادر بزرگ و جانگداز است

برادر عزیز محمد علی پور در گذشت مادر مرحومه والده میرزا علی پور خدمت شما برادر فرهیخته تسلیت عرض می نمایم.

غم مادر بزرگ و جانگداز است *** که مادر سن پیری هم نیاز است

دعای مادران در حق فرزند *** قبول حق نمی دانم چه راز است

اطاعت بر پدر با مادر خود *** به واجب به دنیا چون نماز است

دریغا قدر مادر ماندانیم *** بهشت از بهر ما مادر جواز است

خدا رحمتش نماید؛ ما را در غم خود شریک بدانید؛ حاج سید ابراهیم حسین نژاد

افسوس و صد فغان که جناب طويل مرد

افسوس و صد فغان که جناب طويل مرد *** این یار خوب گل بی بدیل مرد

آری جهان همیشه همینطور بوده است *** این رابدان به مرگ جناب خلیل مرد

موسی برفت حضرت عیسی به دار رفت *** شاهی چنان قدر به غریبی ذلیل مرد

سید بگو به مردم دنیا در این این جهان *** زیبا رخی چه یوسف خوب و جميل مرد

ص: 135

فرقی نمی کند که تو شاهی ويا فقیر *** در راه مرگ هم زکثیر و قليل مرد

یادش به خیر اکبر خوب و شریف ما *** آن رود پر خروش چسان سلسبیل مرد

یادش گرامی - روحش شاد

رفت سید محسن از دار جهان

رفت سید محسن از دار جهان *** چون کبوتر جانب باغ جنان

شهرتش باشد حسینی این عزیز *** شادی روحش یک الحمدي بخوان

باب او باشد غلام بر حسین *** سيدي خوب و شریف و مهربان

خدایش رحمت نماید - حسین نژاد

به آرامش رسید آرامش اما حیف از ایشان

به آرامش رسید آرامش اما حیف از ایشان *** که دیگر نیست در دنیا میان قوم و هم خویشان

گلی بی مثل و بی مانند او عبد رضا بودی *** به دنیا بود او عاشق به شاه دین چه درویشان

خدائی با خدا بود او دریغا رفت ای یاران

به الحمدي نما روحش زخود شاد اندر أن دنیا *** شود خوشحال او هرگز نباشد جزء دل ریشان

یادش گرامی - حاج سید ابراهیم حسین نژاد

ص: 136

خانواده حقایقی مادر

مادري خوب و مهربان از ما *** رخت بربست سوی دار بقا

سيدة خانواده سادات *** بوده نجم الطرف در این دنیا

خانواده حقایقی مادر *** احمدی زاده ها همه یکجا

تسلیت بر تمامی فامیل *** آل سادات هرکجا هرجا

می فرستم به روح پاکش من *** سوره حمد از کلام خدا

روحش شاد - حاج سید ابراهیم حسین نژاد خیرگو

محمد علی رنجبر هم زين جهان

محمد علی رنجبر هم زين جهان *** سفر کرد اینجا بسوی جنان

به بازماندگانش زما تسلیت *** همه آل قنبر دگر رنجبران

بله آدمی عاقبت رفتنی است *** به شادی روحش یک الحمد خوان

خدا رحمتش نماید - حسین نژاد

آنکس که مرا روح و روان بود پدر بود

آنکس که مرا روح و روان بود پدر بود *** آنکس که برایم نگران بود پدر بود

افسوس که رفت از برم آن سایه رحمت *** آنکس که مرا فخر زمان بود پدر بود

مانند پدر نیست برای پسرانش *** آنی که قدش مثل کمان بود پدر بود

افسوس که با قد خمیده شب و روزش *** در فکر به یک لقمه زنان بود پدر بود

ص: 137

تا لحظه آخر پدرم بود پریشان *** فکر پسر و دخترشان بود پدر بود

قدر پدر مادر خود خوب بدانید *** آنی که برای همه جان بود پدر بود

حسین نژاد

محمد علی رنجبر از این جهان

محمد علی رنجبر از این جهان *** برفت چه گل گشت زودی خزان

کشیدی بسی زحمت روزگار *** که در پیری آید به کارش همان

ولی روزگار پر از حادثه *** نداد فرصت ماندنش بیش از آن

به یک ارجعی برد پیش خودش *** خداوند برما همه مهربان

کنون در بهشت است روحش یقین *** زاخلاص حمدي برايش بخوان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

که فلانی رفت از دار جهان

راستی امروز هم بشنیده ای *** که فلانی رفت از دار جهان

آری این اخبار دائم بشنوی *** کار دنیا هست یا ابن الفلان

آن کسیکه رفته بوده مثل ما *** داشته ماشین و پول آنچنان

خانه در صدرای شیراز ببین *** یاکه در تهران و یا مازندران

هرکجا باشی اجل تعقیب توست *** آدم بعدی توباشی ای جوان

از چه دنیا کرده مغرورت چنین *** نیستی یک ذره فکر آن جهان

آمدیم و دستی خالی بردنت *** وای بر طول سفر ای غافلان

ص: 138

راستی دیدی رفیقت روز پیش *** در کنارت بود و مرد او ناگهان

مرگ غوغا کرده هرروزه چنین *** یا به ماشین یا که با درد گران

چشم عبرت بين خود را باز کن *** خیرو خوبی پیشه کن خود وارهان

رفت استاد صدای ربنا *** می روی ای قاری قرآن خوان

خلقت ما این چنین خورده رقم *** مرگ همراه همه باشد بدان

سيدا این اول صبحي بخواب *** پیش رو داری بسی خواب گران

حسین نژاد

نام این سید علی اصغر است

سيدي از نسل سادات گرام *** واعظی بر مردم ما صبح و شام

زادگاهش خیرگو باشد بدان *** بود ایشان آن بزرگ خاندان

نام این سید علی اصغر است *** باب او عبدالحسین اکبر است

بیرمی الأصل اجدادش همه *** واقعا بودی زنسل فاطمه

در جوانی مکتبی دایر نمود *** خیرگو دارد به روح او درود

بچه ها ي ده نمودی باسواد *** دست رنجش هست این شاعر نماد

باب او عبدالحسین عاشقو *** خوش صدا داودی آوازش نکو

مادرش سید نسا آن شیر زن *** پاکدامن همچه گل طرف چمن

رحمت حق بر روان او مدام *** بود زحمت کش جنابش صبح و شام

خیرگو یادش کند پیرو جوان *** واقعا بودی تمامی همچه جان

شاد کن روحش به الحمدي جوان *** از سر اخلاص ت حیدی بخوان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد *** از پسرهایش اگر یاد آورم

هریکی باشد چه تاجی بر سرم *** اولی نامش علی اکبر است

ص: 139

سيدي نورانی و نام آوراست *** سید آغا هم علي اصغر است

باعث مکتب و کارش منبر است *** سومین عبدالوهابش بود نام

از همه سادات بر روحش سلام *** هست یحیی دیگری عبدالرضا

راضی از این ها همه بادا خدا *** در شجاعت جمله بی باک ودلیر

پنج پسر جمله شجاع و شیر گیر *** دخترانش هم تمامی باسواد

خانواده خوب باهم جمله شاد *** فاطمه دیگر سکینه با رباب

زینب آن زن که به ما دین داد یاد *** پاک دامن جمله از نسل علی

با خدا بودند اندر عاقلی *** یادشان بادا گرامی در جهان

شادی روح همه یک حمد خوان - حسین نژاد

حال در قیر است برسادات ما چون سنگر است

اینکه می بینید رویش همچه ماه خاور است *** جد او عبدالحسین بابش علی کبر است

اسم او از اسم بابش گشته ماخوذ این بدان *** نیک و خوش رفتار اندر جامعه این سرور است

مدتی از قبل ملائی به برکه خانه داشت *** حال در قیر است برسادات ما چون سنگر است

خاطراتی دارد از آن سال های دور دور *** هست تاریخی که خود شیرین بسان شکر است

در زمان خویش با مهمان نوازی روز و شب *** از بزرگان شاهد گفتار من ازاین در است

این دبستانی که در برکه زمان شاه ساخت *** یاد بودی از جنابش آن زمان در باور است

ص: 140

آری ایشان هست تاریخی برای این وآن *** بهرماسادات در طوفان ها چون لنگراست

الغرض عمری زمان خویشتن زحمت کشید *** سیدی لایق برای شعر من ازاین در است

نیست اشعارم تملق واقعا اولایق است *** سیدی والاتبار از نسل مولا حیدر است

یادبودی باشد ازسادات ما در این جهان *** من پسرعموی او ایشان مرا تاج سر است

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر اسفند ماه 1397

بنام حاج حمزه قطعه شعری

گرازی جایگاه خیرین است *** مکانی خوب در روی زمین است

بنام حاج حمزه قطعه شعری *** سرایم چونکه او از مومنین است

گرازی صاحب قدمت به تاریخ *** هزاران ساله جای متقین است

گرازی مردمش خوب و شریفند *** به مذهب پیرو سلطان دینند

زنسل پاسلاران و بزرگان *** زاجداد گذشته جانشینند

زبعداز شاوران روگیر سوم *** گرازی در میان همچون نگینند

حسین زارعی با جمله قومان *** برای ما همیشه یک معین است

بنازم پور ایشان این زمانه *** بنام حمزه از گل بهترینند

زکارخیر و در راه خدایش *** هوا خواه بسی مستضعفین است

خدایا خیر مارا نگهدار *** وجودش بهر ما در ثمین است

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر و کارزین فارس خیرگو

ص: 141

تقدیم به پاسداران رشید اسلام جناب سرگرد یونس عرفان پور و جناب سروان علیرضا میرزاده

تشکر دارم از سوی تمامی *** به عرفان پور آن خط امامی

سه سال و نیم چون زحمت کشیدی *** اگر خوبی بدی از ما بدیدی

ببخشا چون بزرگی ای دلاور *** دلاور مرد هم میدان و سنگر

زخیرگو این دو بیت شعر دارم *** ترا بر دست مولا می سپارم

به هرجا میروی یادی زمان کن *** در این ماه خدا برما دعاکن

چرا که اهل عرفانی به شهرت *** بنام آن یونس ثانی به شهرت

خدا همراه تو هرجا که باشی *** الهی که همیشه زنده باشی

به میر هم خیر مقدم دارم این جا *** ارادت مند سرکارم در اینجا

دهستانی که خیرگو نام دارد *** محبت هم به خاص و عام دارد

همه مهمان نواز و خوش بیانند *** که گوئی مانده از نسل کیانند

که گه مردانگی سنگ تمامند *** تمامی پیرو خط امامند

خدا همراه عرفان پور بادا *** به جایش میر می باشد هویدا

شماها نورچشم مردمانید *** برادر برهمه پیرو جوانید

خدایا هردو را سالم نگهدار *** بگیرند رتبه و گردند سردار

سروده شده توسط مداح اهلبیت و شاعرگرانقدر رزمنده هشت سال دفاع مقدس : حاج سیدابراهیم حسینی نژاد از خیرگو ساکن قیر

محمد نام در شهرت أمينا

محمد نام در شهرت أمينا *** أمينا در عمل دانا و بینا

تو بر این بخش تازه افتخاری *** تمام عمر تو باشد بهاری

ص: 142

حقیقت انتصاب تو به جا هست *** بدان در زندگی کار خدا هست

در این بخشی که اجدادا زآنی *** نما خدمت چرا که تو جوانی

جوانی صرف خدمت کن در این بخش *** بسان رستم دستان بر رخش

برو در پیش زیرا تازه کاریم *** نیاز خدمت از تو بیش داریم

موفقیت جناب عالی در همه زمینه ها از خداوند منان خواستارم

حاج سید ابراهیم حسین نژاد خیرگو 1/9/1399

غلام گز بلند

غلام گز بلند حالت چطورن *** بما برگو که احوالت چطورن

کجایی که هنوز هم یاد مائی *** به فکر غلملی و روستائی

خدا رحمت نماید قوم و خویشان *** خصوصا غلملی با دین و ایمان

دگر مسیح و میرزا و و فریدون *** حاجی تقی و دیگر قوم و خویشان

یادشان به خیر

الحق که غلام بر رضائی

الحق که غلام بر رضائی *** در خط امام و یار مائی

خواهم زخدا همیشه سالم *** باشی به خوشی که خود صفائی

ای حاج غلام قنبری تو *** پیرو به امام و با خدائی

عمری به قطر کشیدی زحمت *** اینک زچه از وطن جدایی

گردیده بهار سبز و خرم *** جیکه و خلل هرآنچه خواهی

سلم و کلمو پراست کاکل *** صحراه شده سبز عجیب دائی

یکبار دگر بیا به صحراه *** ایدوست رفیق با وفائی

ص: 143

مردان و زنان ده تمامی *** باشند به گشت گاه گاهی

هرچند که بوی جیکه گند است *** اما بر ماست چون دوائی

صحراه و کباب بره با ماست *** باسبزی ده نما تو شاهی

هر کس زده خانه ای به صحراه *** دیدم همه گرد هم کجایی

تا هست بهار سبز و خرم *** دوری بزنیم با تو دایی

حسین نژاد خیرگو

هفته دفاع مقدس

شد هفته دفاع مقدس دراین دیار *** یاد آورم حماسه مردان کار وزار

شیر اوژنان و صف شکنان گه نبرد *** رزم آوران و شیر شکاران پاسدار

یاد آورم بسیجی بی ادعا که او *** در راه دین و میهن خود گشت جانثار

یاد از هما فران دلیری چنان عقاب *** آن کرکسان بعث نمودند تارومار

آن ارتش دلیر که دشمن ز پیش او *** روباه وار جمله نمودند الفرار

دریادلان عرصه دریا چنان نهنگ *** بلعیدن از سپاه عدو جسم بیشمار

از من به غرب گوی که اینجا مکان ماست *** نه کشور ی که مثل ترامپش شود دچار

مانند گاو شیر دهندی به غربیان *** آری چنانچه عزم نمائی کنی فرار

یارب بحق صاحب امر و ولی عصر *** این کشور عزیز به لطفت نگاه دار

حسین نژاد

بگفت صدام خوزستان بگیرم

بگفت صددام خوزستان بگیرم *** رجوی هم که تا تهران بگیرم

یکی با نام داعش تیز درداد *** که مشهد جمله با نیران بگیرم

ص: 144

زبن سلمان توبشنو قارو قورش *** به آنی کل ایران را بگیرم

زجان بولتون گاو آمریکائی *** کریسمس جشن در تهران بگیرم

ولی امروز بنگر در کجایند *** فراری هریکی اندر نوایند

یکی گوید غلط کردم ولم کن *** بیا رحمی به احوال دلم کن

جهنم جا گرفت صدام ملعون *** رجوی گشته سرگردان و مجنون

زداعش نه نشان است و نه نامی *** ترامپ گفتا به جان بولتون تو خامی

نگویم وصف بن سلمان از این بیش *** که می گردد دلم از گفته اش ریش

شب و روزش بفکر حوثیان است *** بسان توره ای که نیمه جان است

ندارد چاره و فکر فرار است *** آرامکویش سراسر غرق ناراست

ولی ایران ما چون کوه محکم *** نکرده ذره ای قد خودش خم

جهان تحریم ما کردند ما هم *** نکردیم زیر بار جمله قد خم

همه گفتند مرد و زن که ماها *** به خط رهبریم و پای بر جا

خدایا مردم مارا نگهدار *** بده بر تک تک مردان ما کار

پس از این ها تو این سید نگهدار *** به زیر سایه ات ای حی دادار

حسین نژاد قیر وکارزین فارس سال 16/7/98

به نحسی همچنان ماه صفر نی

به نحسی همچنان ماه صفر نی *** ز بد بختی مردم کس خبر نی

نشسته آنکه دارد زیر کولر *** ولی بد بخت جائی جز کپر نی

خدا خارت کنه هیطو که خاریم *** سزاوار چنین مردم تبر نی

همیچی شد گران یارانه ما *** چهل و پنج تومان باشد ضرر نی

چهار کیلو خریزم سیب زمینی *** اللهی خیر از عمرت نوینی

ص: 145

تموم واوی چهل و پنج هزارت *** ببندم با دس خوزوم مزارت

خلاصه چه بگم حالم خراون *** چنان ماهی که دور از تنگ آبن

وامصیبتا فکری بکنید

خالو کلندر

جمعه ها می آید و...

جمعه ها می آید و ما زیر خاک *** قدر این جمعه بدان ای سینه چاک

وقت مردن هرچه گوید ارجعی *** نیست بر گشتی و خواهی شد هلاک

جمعه ها بگذشت یکبار هم نشد *** تا بیایی و نباشی بیمناک

گفته قرآن وصف جمعه بهر ما *** ایکه در دینت نباشد هیچ باک

گفته بنما سعی سوی آن بدو *** زودتر خود را رسان با جسم پاک

کسب را بنما رها د ر زندگی *** روزی ما می رسد بر ما چه باک

حسین نژاد - ده ابان 98

باز جمعه تا دهم فریاد سر

باز جمعه تا دهم فریاد سر *** در کجایی منجی نسل بشر

مهدیا عالم پر از ظلم و ستم *** گشته و دانم که باشی باخبر

لیک دارم یک سئوالی ای جناب *** ازچه در پرده نمی آیی به در

ما که دیگر مرده ایم و زندگان *** روز ها در خواب و شب ها در به در

بس گرانی و تورم حاکم است *** حاکم ما خوابش از ما بیشتر

رحم کن مولا بیا در این جهان *** وارهان ماراز مشت خیره سر

العجل یابن الحسن شاه زمان *** الامان ای پادشاه داد گر

حسین نژاد

ص: 146

حج عمره

حاضری با من بیائی حج عمره ای رقیق *** پس بشو آماده تا هر دو زنیم ره ای رفیق

گفت پیغمبر نمازجمعه باشد حج ما *** نه فدا می خواهد و نه پول کهره ای رفیق

حج مجانی نصیب ما به هر هفته شده *** یا بیا یا هم فدا بنما تو یک بره رفیق

این جهان بگذشتنی باشد همه باید رویم *** راه دشوار است پر از کوه هم دره رفیق

هرچه در دنیا نمائی کار خوب بد همه *** آیه قرآن بود مثقال و ذره ای رفیق

این تجارت تاجری گفته بیا که خود غنی است *** پس مشو از آمدن در جمعه ها غره رفیق

می خرد هرآنچه پاک و طاهرو صدق و صفا *** می کند بیرون زجسمت هرچه پرشره رفیق

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 16 ابان 98

ص: 147

هندوانه و یلدا

زمستان هرکه خوردی هندوانه *** کند خود را هلاک او بی بهانه

چرا که هندوانه سرد باشد *** به طبعش ای برادر در زمانه

چنانچه خورد فرد و مرد ایشان *** بدان مرده است جانا ناشیانه

اجل یلدا زند جولان برادر *** مده باخوردن از دستش بهانه

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - شب یلدا

هرکس هندونه خورذه مرذ کسی سر زنش نکنه مقصر خوذشن

آخه طبع هنونه سرذن زمستون هم سرذن ای هنونه کا پیزا واویز تو فرهنگ ما

میگن کار انگلیسی هان - 24 آذر 98

یلدا گذشت

یلدا گذشت عمر شماها دراز باد *** هشدار زندگی همه پر رمز و راز باد

بنشسته در شبی به کنار رفیق و دوست *** ای دوست همچنان تو بفکر نماز باد

بنما دعا به جان امام زمان خویش *** گو بر خدا که عمر امامت دراز باد

یلدای مسلمین جهان است آن شبی *** راضی ز کار بار تو آن سرو ناز باد

یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه - 30 آذر 98

ص: 148

یلدا گذشت...

یلدا گذشت عمر شماها دراز باد *** هشدار زندگی همه پر رمز و راز باد

بنشسته در شبی به کنار رفیق و دوست *** ای دوست همچنان تو بفکر نماز باد

بنما دعا به جان امام زمان خویش *** گو بر خدا که عمر امامت دراز باد

یلدای مسلمین جهان است آن شبی *** راضی ز کار بار تو آن سرو ناز باد

یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه - 30 آذر 98

باز آمد ماه بهمن از سفر

باز آمد ماه بهمن از سفر *** تا کنم یادی از آن شیران نر

یاد آرم از بسیج و از سپاه *** یاآرم از جوانان چه ماه

یاد آرم از حماسه از نبرد *** یاد آرم از سلیمانی مرد

ماه بهمن ماه عز و افتخار *** ماه بهمن ماه ایرانی تبار

ماه بهمن ماه پیروزی خون *** ماه بهمن شاه گشتی سر نگون

ماه بهمن پرچم صاحب زمان *** نصب شد بر سرتاسر ایرانمان

ماه بهمن از افق چون بر دمید *** در دوازده رهبرم از ره رسید

بیست دوم چون شد از بهمن پدید *** بانگ پیروزی به شیپورش دمید

شاه رفت از کشور ایران زمین *** گشت جمهوری اسلام جاگزین

حسین نژاد - 1بهمن 98

ص: 149

روزی که امام و رهبر آمد

روزی که امام و رهبر آمد *** شادی به تمام کشور آمد

طاغوت برفت ماه بهمن *** آن پیر زمان و سرور آمد

حق آمد و رفت باطل ایدوست *** ظلمتکده را منور آمد

گردید بهار در بهاران *** گل ها زرخش معطر آمد

یکبار دگر بشد گلستان *** آن لحظه که پور حیدر آمد

با خون شهید خاک ایران *** هرچند چه لاله پر پر آمد

گردید رها ز ظلم طاغوت *** این خاک وطن چنان زر آمد

حسین نژاد - 12بهمن 98

دو سه روز دگر عید است یاران

دو سه روز دگر عید است یاران *** دعا کن تا بیاید خوب باران

برد این درد را با خود به دریا *** دوباره شاد گردند اهل ایران

خدایا مردم ما را نگهدار *** به حق اهلبیت و آل اطهار

کرونا را ببر شادی بیاور *** نداریم طاقت این درد دشوار

خدایا درد بی درمان کجا بود؟ *** که آوردی به سوی ما چنین زود

به یکسو درد فقر و درد تحریم *** کرونا لایق بیچاره گی بود؟

کرونا ده ترامپ کله زردک *** که باشد کله اش مانند اردک

بدیدم می کند اکنون دعائی *** گمانم فکر دیگر داره مردک

کرونا در برو حالم خرابه *** برو پیش ترامپ اهل شرابه

در ایران مردمش طاقت ندارند *** ز من بشنو همین حرف حسابه

برو آن جا خورند خفاش بد بخت *** نشین چون پادشاهی بر سر تخت

نه این جا که تو را دشمن شمارند *** زنند بر کله ات یک آجر سخت

سیدابراهیم حسینی نژاد

ص: 150

ماه رمضان در ره ما منتظر آن

ماه رمضان در ره ما منتظر آن *** این مژده بداده است خداوند مسلمان

هرکس که در این ماه کند تزکیه خود را *** پاداش بگیرد زخدا جنت و رضوان

ماه رمضان ماه خداوند تبارک *** باشد و تو مهمان خدائ بشر این دان

بر سفره خلاق دو عالم چه نشستی *** شکرانه آن سر بده با آیه ز قرآن

برخوان تو دعای سحر از روی محبت *** یک شب بدهد اجر تو هریک به هزاران

در لیله زقدرش تو بیا قدر خودت دان *** اعمال همه دست امام است ب6 یک آن

حسین نژاد

رمضان ماه خدا سر می رود

رمضان ماه خدا سر می رود *** آن در آمد زود از این در می رود

خوش به حال آنکه سی روزش گرفت *** سرخوش آن مهمان داور می رود

عمرها هم این چنین باشد پسر *** مال و دولت کر و با فر می رود

ایکه باشی سالم و دور از مرض *** آدمی روزی به محشر می رود

آن زمان بینی که باشد روزه دار *** شاد چون همراه حیدر می رود

ای بشر دنیا همین بس بهر ما *** سر بسان باد صر صر می رود

ص: 151

گوی سبقت می رباید روزه دار *** از کسی که خورده خوش تر می رود

زندگی آنجا برای ماست خوش *** نه در اینجا که چنین سر می رود

می کشی زحمت نخورده می روی *** پس بخور چون مال یک سر می رود

وارثانت منتظر بنشسته اند *** مال دولت پول با زر میرود

الغرض این ماه فکر خویش باش *** بی خبر عمر همه سر می رود

حسین نژاد

ماه مبارک نه شده کم کم شود کم

بنما تحمل این گروه دوستان است *** ازدر مرو اینجا گلی شیرین زبان است

با ما بیا اینجا بخوان آیه زقرآن *** زیرا که با قرآن رهت سوی جنان است

ماه مبارک نه شده کم کم شود کم *** عمر من و تو هم چنین و آن چنان است

چشمت کنی وا پیر باشی خورد و خسته *** ای خوش به حال آنکه فعال و جوان است

در سن پیری گبر و ترسا پارسایند *** اما جوان با دین بودن شادمان است

پروردگارا عمر ما کوتاه مگردان *** تا توشه گیریم توشه گیری این مکان است

درآن جهان باید از این اعمالمان خورد *** روز حصاد آنجا برایت سایبان است

ص: 152

چیزی بخور چیزی ذخیره کن برادر *** اسراف هم منما که مالت پاسبان است

آنچه فرستادی به دست خویش داری *** ورنه همه مالت نصیب وارثان است

خنک آنکه گوی سبقت از شیطان ربوده *** شیطان به انسان دشمنی از دشمنان است

دنیا پر از دشمن گرفته در میانت *** اولاد دشمن مال دشمن زن هم آن است

سید بخواب این صبح مردم خواب باشند *** راحترین جا همرهی با عاقلان است

حسین نژاد قیر وکارزین فارس

نوزده روز گذشت از رمضان

نوزده روز گذشت از رمضان *** چه بگویم ز کرونا به جهان

بسته گردید مساجد همگی *** تا نخوانند دعا و قرآن

به گمانم که همین شیطان است *** نام بگرفته کرونا اینسان

لعنت حق به تو باد ای دشمن *** شده ای دشمن دین رحمان

این بدان واکسن تو آماده است *** چند روزی بده برما جولان

به جوابم کرونا گفت بشر *** نه منم دشمن دین و قرآن

این شمائید که دشمن گشتید *** به مسلمان کشی روز و شبان

نگهی کن به یمن تا بینی *** چه شده دست شما ای انسان

به گمانم که مسلمانی نیست *** در سعودیه و این بن سلمان

ص: 153

دستشان غرقه به خون یمن است *** و جهان است همه خواب گران

یکنفر یاور یاری نبود *** تا رسانند به آن لقمه زنان

این طرف سوریه و سوی دگر *** بین فلسطین تو بنگر لبنان

مرد و زن پیرو جوان خرد و بزرگ *** کوه صحرا شده پر از افغان

غضب خالق جبارم من *** که بنام کرونا باشم هان

آمریکا را بکشم خرد و بزرگ *** بدترین ظلم در آن است بدان

آتشی گر برسد در جائی *** وبسوزند ترو خشک زآن

شکر بنما که چنین درد بداد *** تا بشر درس بگیرد همگان

راه توبه زخدا باز شده *** اندراین ماه خدای خود خوان

تا اجابت بنماید زشما *** به دعائی ز همه نیمه شبان

سیدا دست دعایی بردار *** تا کرونا تونگیری ای جان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

شب قدر است امشب دل غمینم

شب قدر است امشب دل غمینم *** عزادار امیر المومنینم

به سوگ شاه دین عالم عزادار *** بیا بشنو تو آه آتشینم

صدای فزت رب الکعبه آید *** بله زینب جبریل امینم

بیا از ظلم کوفی ناله سرکن *** علی شد کشته و در فکر دینم

پس از او شیعه بی یار و معین است *** نه شیعه بلکه فکر مسلمینم

همه امت عزادارند زینب *** اللهی اشک چشم تو نبینم

میان خانه کلثوم مهمان *** علی گوید چرا امشب چنینم

بیا دختر غذای من بیاور *** نمک یا شیر یا نان جوینم

ص: 154

فدایت دخترت ای شاه دوران *** نشین تا من به پهلویت نشینم

روی بیرون و می آئی به داخل *** پدرجان کرده ای از غم غمینم

وصیت کرد با دختر عزیزم *** نبینی آنچه من آنجا ببینم

گمانم این شب پایان عمر است *** خبرداده از این ساعت امینم

امین وحی حق اخبار داده *** محمد سرور دنیا و دینم

به مسجد رفت مولای دو عالم *** علی شد کشته من غمگین از اینم

حسین نژاد

ببخشا جرم و عصیانم تمامی

خداوندا در این ماه مبارک *** ببخشا جرم و عصیانم تمامی

ندارم توشه غیر از آه و زاری *** بسر کردم جوانیم به خامی

خیالم نیست پیری از برایم *** دویدم بهر دنیا صبح و شامی

شدم یکباره پیر ای حی داور *** هدر دادم من عمر خود تمامی

سرشتی هیکلی از خاک و دادی *** زروح خود مرا جانی و نامی

تن خاکی رود در خاک و روحم *** زنور توست چون شمعی به جامی

خوش آنگه از تو گیرم نور ای نور *** شود نورانی قلب ظلامی

حسین نژاد

ص: 155

از نماز جمعه ما بودیم جمله سر فراز

کرونا لعنت به تو محروم باشیم از نماز *** از نماز جمعه ما بودیم جمله سر فراز

مدتی باشد نماز جمعه تعطیل از تو است *** چه جواب از سوی خود داری بفرما گو به راز

ای کرونا خود که باشی قاتل نوع بشر *** بهرچه باشی چنین دشمن به این راز و نیاز

گر تو باشی لشکر حق ما که مخلوق خدا *** پس میازار ای به قربان تو مشتی دم دراز

ما خلیفه از خدا باشیم اینجا آمدیم *** پس مکن بر سوی ما دیگر تو آن دستت دراز

گرچه تو زنگ خطر باشی به بعضی لیک ما *** جمله محصوریم از سوی ترامپ چون گراز

پس برو آنجا سراغ این ترامپ بی حیا *** نه گرفتی از مسلمانان به هرهفته نماز

خواهش مندیم برو سراغ آنها که مارا محاصره اقتصادی کردند و رحم و مروتی ندارند.

حسین نژاد قیر وکارزین فارس

ص: 156

سوم خرداد این ماه خدا

سوم خرداد این ماه خدا *** گشت خونین شهر آزاد و رها

شهر خون آزاد شد خرداد ماه *** آفرین و مرحبا دارد سپاه

لشکر صاحب زمان از هر طرف *** دشمن بعثی نمودندی تلف

ارتش آن مردان با غیرت چنان *** آتش افگندند به جان دشمنان

هم بسیج و هم سپاه بیکران *** پاک کردند شهر خود از کافران

ایخدا این لشکر صاحب زمان *** خود نگهدار از بلاهای جهان

واقعا در آتش و خون شهر خون *** گشت آزاد و رها بااین نشان

رهبرم فرمود آن پیر زمان *** که خدا آزاد کردش این بدان

یا د بنمائیم از آن پیر مراد *** روح ایشان شاد بودند ی نماد

حال هم این سید و رهبر نما *** هرکه هستی کن بر ایشان این دعا

ای خدا یاری تو بنما رهبرم *** او علی باشد ومنهم قنبرم

یا علی - حسین نژاد

ص: 157

ص: 158

4/ متفرقه

اشاره

ص: 159

ص: 160

آدمیزاد است با صد گونه رنگ

آدمیزاد است با صد گونه رنگ *** رنگ ها اما نه زیبا و قشنگ

گاه گاهی در ره دین می رود *** گاه اسبش می دواند تا فرنگ

تا توانی خوب و صاف و ساده باش *** نه بسان موش مرده نه پلنگ

راه دین راهی میانه گفته اند *** راه صافی که ندارد خورده سنگ

گرچه باشد پیش رو راه زیاد *** راه خوبان رو ولو با پای لنگ

تا کنون بشنیده ای صوت اذان *** آری این راه است گوشت ده به زنگ

می رسد بانگ جرس از چهار سو *** که جوان رفته پی تریاک و بنگ

از چه باید این چنین باشد جوان *** چونکه بیکار است با صد دنگ و فنگ

می رود دنبال آن کار خلاف *** تا نگیرد وقت او بیل و کلنگ

مال مفتی گیر آورده که او *** صبح و شامش بگذرد گیچ و ملنگ

موهایش هست چون شانه به سر *** گر بپرسی گویدت باشد فشنگ

ای پدر فکری نما بهر جوان *** تا نکوبیده به فر قت چوب و سنگ

فقر و بدبختی نموده این چنین *** زندگی دارد هزاران دنگ و فنگ

حسین نژاد

اسب لنگی داشت مردی یک زمان

اسب لنگی داشت مردی یک زمان *** پای اسبش لنگ بود و ناتوان

حقه زد انمرد میخی جور کرد *** زد به سم اسب آ ن نامرد مرد

کرد پیدا شخصی و اسبش فروخت *** شخص دیگر چشم بر آن هردو دوخت

ص: 161

دید اسب ارزان خریدی گفت هان *** بر فروشنده چرا اسب گران

دادی ارزان اسب را ای ناتوان *** رو و اسب خویش را ازآن ستان

چون بدیدم اسب تو میخی به پا *** داشت می لنگید ای مرد خدا

گفت نه خود میخ را کردم فرو *** رو تو ای بیچاره از این هم بگو

با خریدنده بگفت این اسب لنگ *** رو بده پس گرچه با دعوا و جنگ

گفتمش او صد بو دقلابی بدان *** تو برو خودرا به کار خود رسان

دست می باشد بدان بالای دست *** میخوری ضربه چنان ای فیل مست

حسین نژاد

خر و مرغزار

خری در چرا بود در مرغزار *** علف خورد می بود در کاروزار

به ناگاه زنبورکی از عسل *** نشست روی گل غافل از روزگار

نگو خر رسید و دهانش گشود *** گل پشه باهم به آنی ربود

پشه دید له می شود در دهان *** گزیدی به نیشش الاغک زبان

زبان الاغ باد کردی چنان *** که از شدتش باز کردی دهان

ص: 162

الاغک چه دید پشه پرواز کرد *** به دنبال او عر عرآغاز کرد

برفت تا به کندو رسید آن الاغ *** بینداخت از خشم بادی دماغ

زصوت الاغ شاه آمد برون *** بگفتا به خر چیست ای بی زبون

چرا عرعر اینگونه اینجا کنی *** دهان بیخود از چه به ما واکنی

بگفتا الاغ ای ملک پشه ات *** زبانم گزیده است او بی جهت

نما حاضر اورا کشم این زمان *** شود عبرت پشه ها در جهان

ملکه بگفتا شود حاضر او *** نماید زکارش به خر گفتگو

چه شد حاضر آن پشه بینوا *** به پیش الاغ و بشد عذر خواه

که ای خر به هنگام خوردن ز گل *** گرفتار دندان شدم ای تپل

برای رهای گزیدم زبان *** گشودی تو ازدرد آنجا دهان

وگرنه مرا خورده بودی تو خر *** نبودم گشایم چنین بال و پر

ملکه بگفتا به خر تو برو *** نهم ریشم اینجا به پیشت گرو

خودم میکنم پشه ام را عذاب *** نسازد اذیت تو عالی جناب

ولیکن الاغک نکردی قبول *** بگفتا نخواهم خورد از تو گول

بده تا کشم پشه با دست خویش *** وگرنه کنم قلب از غصه ریش

پشه گفت با شاه خود پادشاه *** نباشد من بینوا را گناه

چرا می کشی شاه از این درم *** بکن رحم بر بینوا مادرم

ملکه بگفتا که باشد درست *** بدانم گناهت نباشد نخست

ولیکن فتادی چو در دام خر *** بباید شوی کشته در این سفر

چرا که خر است ندارد قبول *** کند عمرت از این خریت افول

بله هرکه افتاد در دام خر *** کند عاقبت طول عمرش ضرر

حسین نژاد - برگرفته از داستان زهرا حسین نژاد - 27/6/98

ص: 163

خوشت اومد فورا به شعر درآوردم

خلاصه مطلب می رسونه، اگر چنانچه خوب نباشد.

این هم به خاطر شما دختر خوبم *** اگر به گل نگری جان من به فصل بهار

اگر به گل نگری جان من به فصل بهار *** بری تو پی به خداوندی خدا بسیار

چگونه قطعه چوبی دوباره جان گیرد *** زبرگ سبز دهد گل عجب گلی هوشیار

به دست قدرت خود رنگ های بسیاری *** پدید آورد از بهر آدمی بسیار

به هرکجا نگری صورت خدا بینی *** مگر کسی که شده کور و تار در این دار

خدا بحق محمد دگر ولی خودت *** نجات ما بده زین درد خالق جبار

بشر کجا و توانائی سر افرازی *** تویی سمیع و بصیر و خدای ما دادار

تو خالقی که زخاکی کنی بشر تولید *** به عقل و هوش شود آدم نماید کار

منم که وصف تو گویم به روز شب خالق *** بیده تو وسعت فکرم در این جهان بسیار

حسین نژاد

ص: 164

بود ملائی بنام نصر دین

بود ملائی بنام نصر دین *** حرف حق برلب برای آن و این

شوخ طبعی مرد خوب و خنده رو *** می نمود شوخی برای این و او

رفت شخصی خانه اش دیگی بخواست *** دیگ بگرفت آن برفتی راست راست

مدتی ملا طلب بنمود از آن *** گفت زائیده بگیر این هردو جان

باز ملا رفت با شخص کذا *** گفت خواهم قرض دیگ ای باوفا

مرد دیگی داد که بودی بزرگ *** با خودش ملا به زوری دیگ بر

چند روزی صاحب دیگ آمدی *** گفت از چه دیگ ماها رازدی

گفت ملا دیگتان دیروز مرد *** آروزی دیدنت در خاک برد

گفت کی دیده بمیرد دیگ هان *** گفت ملا آنکه زاید هست فان

الغرض ملای ما که عاقل است *** شوخ طبع و مومن و اهل دل است

سیدا مانند ملا باش تا *** خنده آری روی لب ها از صفا

حسین نژاد - 20 تیر ماه 1399

هرچه فریاد است بر سر واتساپ بکشید

واتساپ ای مایه جنگ و جدال *** ایکه هستی عامل وزر و وبال

آن زمانی که نبودی بین ما *** جمله می بودند در صلح و صفا

نه خبر از این و آن ما داشتیم *** نه چنین درد و فغان ها داشتیم

هرچه باشد عاملش هستی شما *** دست بردار از سر ما ای دغا

بچه تازه سن او ده سال نیست *** گر نباشد واتساپش حال نیست

مثل جوجه سر زتخمش زد برون *** میخرد تبلت و می گیرد جنون

دختر معصوم و فیلم آنچنان *** می دهد بر مادر و بابش نشان

ص: 165

مادر و بابای غافل از خدا *** هست خوشحال و دهد پز جا به جا

که ببینید بچه من این چنین *** هست امروزی و باشد بهترین

غافل از آنکه دوسه سال دگر *** بر گزیده دخترش دوست پسر

ای مسلمان گوش بنما و ببین *** گر مسلمانی مشو غافل چنین

نیست اینگونه عمل بر ما روا *** ما کجا بی بند و باری ما کجا

از قدیم یاد آور و غیرت ببین *** که چگونه بودن آن ها در زمین

خواستگاری نزد ما بود این چنین *** صاف و ساده بود اما دل نشین

دختر ک هر گز ندیده رو پسر *** و پسر خارج نبودش هیچ خبر

نامه بابایش برایش می نوشت *** که بیا دنبال بخت و سر نوشت

پسر از خارج می آمد بی خبر *** تا ببیند نامزدش زین رهگذر

ترس بابا که نبیند آن پسر *** کرده صحبت دخترش در این سفر

دنباله آن بعدا می نویسم - حسین نژاد

فضا آلوده کرده این مجازی

فضا آلوده کرده این مجازی *** به هر سو می کنند با دین بازی

دروغ و حرف مفت اینجا زیاده *** مکن باور تو رفتی که نسازی

کنی تبلیغ ازچه ای برادر *** گرفتی کشور ایران ببازی

به هر کشور که نفت و گاز باشد *** کند دشمن به انسو دست درازی

ترامپ بی حیا با نوکرانش *** به میدان آمدند با ترک تازی

به داخل هم کمک سازیم ماها *** سر ما آورند چون حزب نازی

دعا سازید مولا مهدی آید *** رها سازد جهان با سر فرازی

حسین نژاد

ص: 166

کارهائی که فضای مجازی می کند

کارهائی که مجازی می کند *** روز و شب با مغز بازی می کند

گاه حرف راست اندک می زند *** گاه بر بنزین فندک می زند

این مجازی کرده دنیا را اسیر *** گوش بر لفاظی آن ها مگیر

عده ای در این فضاها دشمنند *** ریشه هم دین و هم ما می کنند

ما مگر در این وطن بی صاحبیم *** یا مسیحی بدون راهبیم

ما علي داریم در این گیر و دار *** حرف ایشان را برادر گوش دار

ضربه هائی که زاین ها می خوریم *** مال این است جمله ماها خودسریم

مجتهد ها بیخبر از کشورند *** یا که آنها پیرو از رهبرند

هرکسی که شد مقلد در جهان *** مجتهد دارد فلان ابن فلان

يا خودش محطاط باشد در عمل *** یا که باشد مجتهد در راه حل

پس در این دنیا مرو خود سر پسر *** که بیفتی چاه آنهم تو به سر

چاه بی بن این فضا از بهر ماست *** پس مرو در چاه بی بن راست راست

رهبر ما که ندارد دشمنی *** از چه هر روزه تو اهل من مني

گوش کن بر حرف رهبر تا که او *** عاقبت خواهد نمودی گفتگو

هرچه بی بی سی و آن بیگانه گفت *** تو بدان گویند آن ها حرف مفت

بی خبر باشد زما خارج نشین *** دشمن دینند آن قوم لعین

حال هم این دوره ها سر می رود *** این حسن از پست کشور می رود

چشم خود بگشا مرو راه دگر *** راه حق بر گیر ای جانم پسر

یاد گیر از مومن و سوراخ مار *** که دوباره می گزد مارت دوبار

خائن کشور یکی دو تا که نیست *** گوششان بر دشمن دارند لیست

گرجه و مرغ و برنج و میوه جات *** هست کار آمریکا بنشین جات

داخل کشور نباشد کاردان *** تو از این مجمل هزاران قصه خوان

ص: 167

روغن و ماست پنیر و هم خیار *** نیست تحریم از زمین بیرون بیار

گر که بد گفتم زمن خورده مگیر *** یا دوچشمت باز کن یاکه بمیر

حسین نژاد 3/9/1399

شده از محتکران ناباب

روغن امروز بکلی نایاب *** شده از محتکران ناباب

چون مخدر شده یک شیشه زآن *** نیست گردیده تمامی یک آن

ده مغازه پی آن رفتم من *** گفتنم نیست نه پیدا نه نهان

چه شده مملکت ما تو بگو *** ای برادر که تو مسئولي هان

کاش می شد دوسه میشی بخرم *** هم خورم روغن هم گوشت زآن

میش گردیده یکی ده ملیون *** چندل غاز کجا ميش جوان

الغرض یک دوسه روز دگری *** خبر آرند نمی باشد نان

سیدا روغن جامد هم نیست *** بهتر آنست روی زودتر از دارجهان

حسین نژاد

صبر هم طاقتش زسر رفته

از عملکرد دولت این آخر *** می رسد برمشام فتنه و شر

مرغ و تخمش گران نموده چرا *** دست بردار نیست این خود سر

ترمزی نیست ترمزش گیرد *** می رود هرچه شد از این بدتر

نه دری دارد و نه دروازه *** آتش افتاده هم به خشک و تر

آنکه دارد غمش نمی گیرد *** هست بیچاره اشک چشمش تر

صبر هم طاقتش زسر رفته *** این چکاراست صاحب منبر

روی منبر بگو چنانچه شنید *** دست بردارد از سر کشور

حسین نژاد

ص: 168

الأمان از بي نوائی الاامان

گرجه بعراق رفت اما *** یک دانه از آن نخوردن ای دوست

کردند به چاله جمله از آن *** داخل همه مردم از پی اوست

کیلو به دو ده هزار بیش است *** ای وای به ما چه کس جوابگوست

والله نمانده آبروئی *** در مملکتی که خوب و نیکوست

بیست و سه هزار کیلو از رز *** رز هست برنج بدان تو ای دوست

وامصیبت دارد این درد گران *** از گرانی ایکه باشی حکمران

کار مرد بر گدائی می کشد *** و کشیده نیست پاسخگو فلان

گرجه هم تحریم آمریکاستی *** الأمان از بي نوائی الاامان

واقعا اینها نمی بیند کسی *** یا که باشد دشمن مستضعفان

مردم از بس می نویسم این چنین *** گوش کر هم بشنود اندر جهان

الغرض فکری که دارد می رود *** دین ایمان از پی فقر این مکان

حسین نژاد

مال وجمع ثروت

به عهدی که ما زندگی می کنیم *** بزرگی در این عهد عقل است

خدا را نکرده نبودت پشیز *** و مال اگر عقل کلی بیابی زوال

چه افراد با عقل در گوشه ای *** فتاده ندارد سر جو مجال

دهد خویشتن را نشان همه *** ولی حیف بگرفته درد طحال

خدایا بزرگان تومنما فقیر *** که باشند در بین مردان رجال

همه مرد باشند اما بزرگ *** بزرگان نجیبند در هر دو حال

در این عصر دارند یک عده پول *** ندارند صد حیف قدری کمال

بسی پولداران در زیر خاک *** نمودند و گفتند دیگر منال

ص: 169

بیا تا توانی در این عمر کم *** تکانی به خود ده نگهدار سال

نه خمس و زکاتی نه خیری دگر *** بده قبل آنی بیفتی به چال

خلاصه در این صبح گفتم شما *** نمایید فکری برای ریال

ریالی که ملیون آن لقمه ای *** نیرزد تو سید نشین و بنال

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین 29/7/1398

تمام این گرانی امتحان است

تمام این گرانی امتحان است *** برای قشر ما مستضعفان است

همین گفتار وعاظ گرامی *** چه پتکی بر سر و بر مغزمان است

گرسنه هر که باشد دین ندارد *** دگر امید به آن و این ندارد

بخوان بر مغز او قرآن شب و روز *** رمق آن فاعل مسکین ندارد

به سفره اکثرا بانان خالی *** کنندگی زندگی حالی به حالی

همین هم شد گران زیرا که کشور *** فتاده دست یک مشت روانی

که چسپیده شب و روزان به برجام *** رسانده قیمت اجناس بر بام

کسی دیگر در این کشور نباشد *** که اینگونه دل مارا خراشد

خدایا منکه دیگر ناتوانم *** گرانی بند بنموده زبانم

چگویم در جواب بچه هایم *** رسیده جان به لب زین های هایم

اگر فکری به حال ما نسازند *** مسیر زندگی حتما ببازند

ششم ابان 98

ص: 170

صبحی است دل انگیز...

صبحی است دل انگیز ولی حیف گرانی است *** ایران عزیزی است پر از ظالم و جانی است

فکری بنمائید لگد کوب جهانیم *** صبر از بر بیچاره و بیچاره زمانی است

مردیم و ندیدیم رخ شادی دنیا *** از بهر چه بیچاره پی لقمه نانی است

با این همه ثروت به جهان آخر آنیم *** مسئول نداریم و یا کار ندانی است

احسنت که اصلاح نمودید وطن را *** در دولت اصلاح مگر مشت روانی است

مسئول بیا بهر خدا فکر نما فکر *** سید که در این صبح یقین دان روانی است

سید ابراهیم حسین نژاد

صبح شما به خیر بکوشید دوستان خدمت مستضعفان

گرچه کورش پادشاهی خوب بود

در کجایی حامی کورش ببین *** در زمان شاه باشد این زمین

گوسفندان در کنارش می چرند *** حامیانش با تفکر بنگرند

گرچه کورش پادشاهی خوب بود *** گوی سبقت او زشاهان می ربود

لیک اینگونه نبوده این زمان *** تا کنندی اغتشاش از بهر آن

جمع گردن نوجوان و پیر مان *** که زنند ضربه به ما ودینمان

ص: 171

گر که او پیغمبر ایران بود *** بهر ایرانی بسان جان بود

نی که بز ها در حریمش می چرند *** تو بگو این لحظه چندش می خرند

پس بیاد آور زمان شاه را *** هی نگو کورش بر آور آه را

باز می گویم که دارد احترام *** احترامش می کنیم از خاص و عام

لیک بی نظمی ندارد هیچ جا *** در چنین کشور بیا خودرا بپا

می کنند برخورد با هرکس بدان *** پیر باشی یا که کودک یا جوان

گوش بنما حرف من بشنو ببین *** عاقل آسوده بر جایت نشین

7 ابان 98

سجده بر کوروش!

سجده بر کورش زکی گردید باب *** با توام ایرانی ای عالی جناب

تو مسلمانی و افتادی به خاک *** وای بر تو زین عمل ای سینه چاک

هیچ میدانی بسان مشرکان *** ای مسلمان داده ای خودرا نشان

گربهایی یا که ذرتشتی درست *** از مسلمان این بعید استی نخست

ثانیا اینجا که اسرائیل نیست *** گوی به من اینکار تو از بهر چیست

هفتم آبان دیگر ماه ها *** هست در تاریخ ما روز خدا

در کجایش نام کورش برده است *** اینچنین قلب شما آزرده است

در کدامین قسمت از تاریخ ما *** شاعران دارند از کورش نوا

حافظ و سعدی مولانادگر *** شاعران خاکی ما سر به سر

یکنفر آور که نامی برده است *** کورش هم زین کارتان سرخورده است

الغرض اعمال شرک آلود تان *** می زند لطمه به دین نوجوان

پس بباید آنکه دارد حب دین *** کارشان تقبیح سازد این چنین

7 ابان 98

ص: 172

دزد بیت المال

خدا لعنت نماید آنکه دزده *** زبیت المال مردم جمله خورده

کجا خواهد رود برگردد اینجا *** نصیبش در میان قبر گرده

بگو کمتر بخور نامرد زشته *** به قرآن خدا بر تو نوشته

ریالی گر خوری از مال ایتام *** شود آتش سراپایت سرانجام

شکم از آتش دوزخ مکن پر *** نمی ارزد دوروزه گوهر ودر

به پشت سر هزاران آه داری *** دلت خوش که پرادویی سواری

بدان آخر به تابوتی روانه *** کنی بیچاره در چالی تو خانه

هرآنچه خورده ای سهم است بر مار *** بیا از مال مردم دست بردار

نمی بینی مگر امثال تو رفت *** در دولت بروی خویشتن بست

چرا غافل شدی ای دزد نادان *** اگر مردی تو این اشعار من خوان

بکش دست از سر اموال مردم *** که دست و پای خود را می کنی گم

درآن لحظه که منکر با نکیرش *** رسد برسر تو با دستت بگیرش

ز تو پرسند از پیغمبر و دین *** دگر از آنچه کردی مرد مسکین

به فرقت گرزهای آتشین را *** بسان سرمه سازندت جبین را

بیا دزدی مکن ای دزد نادان *** که آخر می شوی روزی پشیمان

حسین نژاد 98 قیروکارزین فارس

الحمد رئیسی آمده تاگیرد

اینجا همه چیز خوب در جریان است *** نامش وطن است بهرما ایران

اما چکنم که دزدهای جانی *** همکار همند و دزد بی وجدان است

از بس که کنند اختلاس و دزدی *** از غرب گروه گوش بر فرمان است

الحمد رئیسی آمده تاگیرد *** آن دزد بزرگ که غرب پشت آن است

ص: 173

این مژده دهم تمامی هم وطننان *** این سید اصل و گوش بر فرمان است

از رهبر خویش خط وره می گیرد *** دشمن به گروه دزد بی ایمان است

هرگز تو مخور غصه که دزدان بردند *** چون جای تمام گوشه زندان است

حسین نژاد - 15 ابان 98

رئیسی جان جدت رحم منما

خدا لعنت کند دزدان کشور *** زنند ضربه به ایران و به رهبر

زبیت المال بردند بخوردند *** شبانه روز این قوم بد اختر

شدم حیران زاعداد و زارقام *** چگونه می شود دزدید از این در

برفتم بانگ گفتم وام خواهم *** سه ملیون بهر کاری ای برادر

بگفتا اولش ظامن تو داری *** دگر سفته سپس چک هم بیاور

سه ظامن هم که باید بعد از این ها *** کنم فکری برایت من از این در

دوازده درصد از سودش سخن گفت *** پس آنگه گفت شیرینی بیاور

خلاصه هفت خوان را طی نمودم *** سه ملیون مرا هم شد میسر

تعجب دارم اینها این همه پول *** چه جوری می برند بیرون زکشور

نه یک ملیارد و نه دو صدهزاران *** مثال آب خوردن بلکه کمتر

مخم زین اختلاس افتاد ازکار *** که قاضی هم بگیرد رشوه زین در

طبری با تبر بیست سال ببرید *** چهل ملیارد ازاین هم بلکه بیشتر

رئیسی جان جدت رحم منما *** تبر بردار زن بر ریشه یکسر

تمام دم کلفتانی که خوردن *** تو با حکمی زحلقشان درآور

بحق خون پاک جمله پاکان *** سلیمانی و دیگر جمله یاران

بگیر حق شهیدان ای برادر *** خدا پشت و پناهت تا به محشر

حسین نژاد

ص: 174

ضربه خورد اسلام زین قوم عمین

ریشه دزدان درآور از زمین *** چونکه نام توست رب العالمین

تو خداوند جهان را جمله ای *** کن رها از این بلا مستضعفین

واقعا با این همه دزد کلان *** آمدند این قوم دون با نام دین

گرچه اسلام است از این ها بری *** ضربه خورد اسلام زین قوم عمین

با دروغ و حیله چاپیدند ما *** کشوری از پا درآوردند چنین

خانه های آنچنانی بهر خود *** بهر ماها نیست جز نان جوین

وه چگویم نای گفتن نیست ما *** کشوری یکپارچه جمله غمین

بدتر از این هفت سالی که برفت *** هست سال پیش رو بر آن و این

مرغ افزون از هزار و تخم مرغ *** وای بر ما وای بر ایران زمین

تا بخواهی حرف حق گویی همه *** ضد تو گویند باشی ضد دین

هیچ ایرانی نمی خواهد دگر *** کافران آیند در این سر زمین

حرف مردم هست از دزدان و بس *** می برند ملیاردها در ثمین

کرده اند غارت زبیت المال ما *** این گروه دزد مکار لعین

ای رئیسی مثل ابراهیم باش *** با تبر دمب همه دزدان بچین

حرف رهبر کن تو نصب العین خویش *** واهمه منما زپا هرگز مشین

به امید روزی که دزدی نباشد در کشور اسلامی ایران.

حسین نژاد - هفت تیرماه 1399

تبر بردار ابراهیم دوران

تبر بردار ابراهیم دوران *** زبن دزدان کشور را بخشکان

مکن رحم از سر مهر و شفقت *** علی گونه بده تو حکم دزدان

چنانچه دست ها را می بریدی *** نمی شد این چنین دزدی فراوان

ص: 175

به حق فاطمه دخت پیامبر *** ترا برجده ات زهرای اطهر

امیر المومنین انبر به آتش *** نهادی تا کند روشن برادر

چه می بینم در این عصر زمانه *** نماید خنده برما قوم کافر

رسیده جان بر حلقوم ماها *** نجات ما بده حق پیامبر

علی در این زمانه گشته تنها *** تو می باش از برایش یارو یاور

به دورش گله گرگان صف کشیده *** آیا شیر ژیان کن حمله زین در

طبری ها نشان ده هست قانون *** نه اینکه در روند زودی زکشور

خدایا کشور مارا نگهدار *** نجات شیعه ده گردیده مضطر

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

اول صبح مرا یاد آمد

اول صبح مرا یاد آمد *** قصه مردم خوب ایران

ملتی بی کس و بی یار ولی *** قهرمان است به زعم همه گان

کشوری دشمن طاغوت بزرگ *** گشته تحریم زسوی شیطان

عجبم این همه دزدی با درد *** می کنند زندگی روز و شبان

اختلاسی که اگر جای دگر *** بود در آن شدندی ویران

لیک این ملت محروم اینجا *** نه گزد هیچ کدامی ککشان

صبحتان عالی و با شور و نشاط *** پسر فاطمه یار ی گرتان

من بنازم به حسن روحانی *** هریکی داده به ملیون تومان

گفته این است کمک از دولت *** سال دردی بخورید نوش جان

وقت برگشت همین پول شما *** دوسه ماه دگر است این بدان

دوسه در صد که نه از ده هم بیش *** شاد باشید خورید جمله از آن

ص: 176

او نه داند که شده خرج همه *** پنج ملیون به یک ماه چنان

خنده ای می کند و می گذرد *** سر رود نوبت او چون دگران

ای خدا صاحب ایران توئی *** برسان مهدی صاحب به زمان

ورنه این شخص کشد جمله ما *** با همان خنده و آن قهقهه شان

صبحتان ملت ایران به خیر *** همه باشید ز کرونا به امان

حسین نژاد

به خون چه شهیدی پا کشیدند

لواسان است اینجا یا جنان است *** بهشت پولداران زمان است

چها کردند باایران خدایا *** جهان حیران از این کارشان است

یکی اینگونه دارد مال دنیا *** یکی هم در زمان محتاج نان است

لواسان خاک ایرانی ویا که *** اروپا در تواین گونه نهان است

خدایا آنچه می بینم درسته *** چنین پولی زبیت المالمان است

حقوق من دوملیون نیست اما *** سگ این ها خوراکش بیش ازآن است

به خون چه شهیدی پا کشیدند *** که اینگونه بهشتی جایشان است

حسینی بس نما سکته نمایی *** مخورغصه که ایران مالشان است

حسین نژاد

خجالت می کشم از روی رهبر

ای امام ...

کجایی رهبر والا تبارم *** ببینی بعد مرگت روزگارم

عجایب روزگاری پیش داریم *** فقط رحمی کند پروردگارم

ص: 177

بهشتی ساختن تهران نامش *** من اینجا توشه بر خوردن ندارم

هرآنکس آمده یک چند روزی *** درآورده ز گرده اودمارم

شده سید علی تنها ی تنها *** چگویم رهبرا من شرم دارم

خجالت می کشم از روی رهبر *** وگرنه بیش ازاین من گله دارم

خدایا کشور مارا نگهدار *** زمشت دزد بیت المال خوارم

در دهی گاوی بدزدیدند دزدان صبحگاه

در دهی گاوی بدزدیدند دزدان صبحگاه *** تاکنند اورا سوار خودرو خود آن پگاه

گاو سرسختی نمود و میزد آنها بر زمین *** آمد از مسجد یکی برسویشان کردی نگاه

گفتن اورا شیخ برما کن حمایت این زمان *** چون تو می باشی به ظاهر از گروه مومنان

برسر این گاو دستی کش شود رام و سوار *** اجر تو این صبح گاهان باد ذات کردگار

مرد هم دستی کشید پیشانی آن گاونر *** گاو شد رام سوار رفتن ازده زود در

مرد شد مغرور می بالید بر خود زان میان *** خانه آمد دید همسر می کند آه و فعان

گفتش ای زن این فغان صبحگاهت بهر چیست *** گفت بنما یک نگاهی گاومان برجای نیست

مرد باخود آمد ای بیداد گاو صبحگاه *** گاو خود بوده در آن لحظه نمود افغان و آه

ص: 178

او که شد مغرور بر خود گاو را نشناختی *** اندراین بازی ریاکارانه مالش باختی

سیدا این صبگاهی دست از ما هابدار *** گر تو هشیاری برادرگاو خود منما سوار

حسین نژاد - 15 ابان 98

از چه به گوشم می رسد اینک صدایت

امروز با گفتار شیخ شوخ گفتار *** دیدم شنیدم آنچه مارا داد آزار

از بردن پول کلان بینوایان *** در یزد دم زد تا کند افگار بیدار

غافل از آنکه خویش را رسوا نموده *** زیرا گذشته سال ها دم بسته زین کار

گر راستگویی شیخنا از چه نگفتی *** آن برده را نامش مگر باشی تو ستار

کوچکترین ها در کلامت می بری نام *** ملیاردها بردند نکردی هیچ هیجار

ضد مرحبا داری بنازم که زرنگی *** الحق جنابعالی نه ایرانی فرنگی

بس وعده ها دادی بما کو وعده هایت *** از چه به گوشم می رسد اینک صدایت

دیگرندارد شیخ ما رنگی حنایت *** هتر روی از دیگری سازی حمایت

در انگلستان جای تو خالی است آنجا *** رو در همانجا و مباش اینجا هویدا

19 ابان 98

بگو یابن الحسن ما نیمه جانیم

فقط یک جمله می گویم برادر *** از اینهم می شود آینده بدتر

دعا کن روز و شب شاید امامت *** رهاند ملت بیچاره زین در

بگو یابن الحسن ما نیمه جانیم *** هفت هشت ساله گرفتار فلانیم

ص: 179

کلیدی را نشان داد و خرم کرد *** خودم بیچاره بودم بدترم کرد

نه راه پس نه راه پیش داریم *** گرفتار به عده دزد هاریم

خدایا رو کجا آریم دیگر *** قضاوت خود نما ای حی داور

بیا بر گیر جانا راحتم کن *** بسان چاکلیتی پاکتم کن

کرونا سوی ماها روی آور *** خلاص ما نما ویروس ابتر

خوراکم تخم مرغی بود آنهم *** گران گردید مارا برد در غم

اگریک تخم مرغی که هزار است *** خود مرغش یقینا دو دلار است

بیا همراه ماها تو دعا کن *** شکایت از حسن پیش خدا کن

هست از این پول همچون زهر مار

می رسد روزی که نامی از دلار *** نشنوم در کشور خود ای نگار

هرچه بد بختی جهان بگرفته است *** هست از این پول همچون زهر مار

حیرتم اینجا فزاید مردمان *** روز تاشب در پی این پول خوار

ای بشر یک برگ کاغذ این چنین *** کرده کشورهای دنیا تارو مار

جنگها از بهر این باشد به پا *** کشته ها یش از جوانان بیشمار

کی شود مردم نخواهندی از آن *** رونق دیگر بگیرد خوار و بار

اف براین دنیای نامردان نما *** تانباشی این چنین تو خوار و زار

حسین نژاد

اینگونه ملتی که چنینند در زمین

اینگونه ملتی که چنینند در زمین *** باید نمود گریه به حال و به روز دین

از مرز بیست فراتر دلار رفت *** حالا برقص تا که نباشی تو دلغمین

ص: 180

رفتم خرید سازم گفتم زتخم مرغ *** گفتا مجوی گشته به پولدار هم نشین

هر تخم مرغ قیمت آن از هزار بیش *** دیگر مپرس قیمت میوه برو ببین

پروردگار کشور ایران شده خراب *** آن کشوری که بسته به او صاحبان دین

با یک کلید اینهمه بدبخت گشته ایم *** جانا برقص تا که نباشیم دلغمین

اینک نه وقت رقص برای من و شماست *** بنشین گریه کن تو به ابن روز سر زمین

حسین نژاد

پاسخ به شعرشهریار میرزایی

برادرجان زدی بر سیم آخر *** ز درد مردم بی چیز مضطر

همه آخوندها که بد نباشند *** به جز این اندک حاکم به کشور

همین که با کلیدی مردم ما *** بلا نسبت نمودی مثل خود.....

درسته شاعران باید بگویند *** حقیقت لیک دارد نقض زین در

چرا که بین این ها خوب هم هست *** بسان آیت اللهی چه رهبر

جهان روی کلام گوهرینش *** تامل دارد و اندیشه برتر

هزاران عالم دین خوب باشند *** خدا لعنت کند دزدان کشور

اگر این ها نبودند بر سر کار *** بهشتی بود ایران ای برادر

خدایی منکه ماندم چه بسازم *** دراین غوغای وانفسا چه محشر

در این کشور کسی فکر کسی نیست *** گرسنه سر بری سیری از این در

زمان شاه هم بودیم و دیدیم *** بد این ها که هیچ زین بد بدتر

خلاصه گفتن ازما گرشنیدی *** بگوشعری نترسی روز محشر

به پیش خون پاک آن شهیدان *** که رفتن جانشان گردید پر پر پر

حسین نژاد - 23 ابان 98

ص: 181

مردم آگاه ایران

عجب دارم از این ملت به دنیا *** بوقتش آدم کور است بینا

چه خرجی که نمودند و نبردند *** سعودی های ملعون راه بر جا

هیاهوی به ایران شد هویدا *** همه گفتند ایران رفت در جا

زدند آتش به آموال عمومی *** گروهی ملحد خارج از اینجا

زآمریکا و و آلمان و فرانسه *** دگر روباه پیر زین جر و دعوا

چها کردند با تبلیغ و گفتار *** ولی زد حرف آخر مردم ما

عرب های سعودی در تکاپوی *** که در ایران شد یکباره بلوا

چه خوشحالی نکردند و نگفتند *** برای خویش حرف پوچ و بیجا

ولیکن مردم آگاه ایران *** نشان دادند با دینند نه دنیا

کلامی گفت رهبر جمله مردم *** ببستند چشم بر این حرف آنها

اگر باشد گرانی و تورم *** ولی باشند بارهبر در این راه

بنازم مردم ایران تمامی *** خصوصا مردم خط امامی

درود حق به اموات شماها *** که باشید پیر و برنا خوب آگاه

ولی ای مردم خوب و گرامی *** شما که پیرو خط امامی

در این دوره دو چشمت باز بنما *** که باشد انتخابت خوب و در جا

کسی را کن وکیل زندگانی *** که دیگر مثل ما در آن نمانی

به مجلس یا رئیس کشور خویش *** اول زین باره کن تحقیق و اندیش

کسی باید که درد ما بداند *** نه آنکه اسب خود تنها براند

حسین نژاد - 9 آذرماه 98

ص: 182

آخرالزمان

در دوره آخرالزمانیم رفیق *** سعیت بنما به جا نمانیم رفیق

این واقعه ها که چشم ما می بیند *** ما منتظر وقوع آنیم رفیق

گفتند حدیثی ز رسول اسلام *** در عصر چنین بد جهانیم رفیق

او گفته به ما حدیثی از عالم غیب *** این دوره گرفتار همانیم رفیق

روزی برسد زعالمان بگرزیند *** چون بره زگرگ بی شبانیم رفیق

آید سه بلا به مردم بیچاره *** یک مرگ زنوع ناگهانیم رفیق

دیگر برکت زمال کلا برود *** محتاج به یک گرده زنانیم رفیق

سلطان بدی شود به انسان حاکم *** از جور بدش به صد فغانیم رفیق

این گفته ز من نیست رسول حق گفت *** آن روز رسیده ما درآنیم رفیق

صدق است هر آنچه گفته اند معصومین *** گر پیرو خوب خاندانیم رفیق

حسین نژاد - 10/9/98 قیر فارس

دستی به سر و روی کشور

وقت است به جای آنچه پیش آمده است *** دستی به سر و به روی کشور بکشیم

خودرا به دلیل شوک بنزین گران *** با وحدت یکدلی به زیور بکشیم

با رهبر خویش عهد و پیمان بندیم *** تا قله پیش روی خود پر بکشیم

هرکس به توان خویش یاری سازد *** نومیدی و یاس را به دفتر بکشیم

ایران عزیز و مردم خوب و شریف *** از قلب تمام غصه ها در بکشیم

بگذشته و بگذرد جهان در شب و روز *** این جام شفا دهنده بر سر بکشیم

دریا متلاطم است برگو به همه *** این بار به دوش خویش لنگر بکشیم

اطراف نگاهی بنما تا بینی *** نه کشور خویش را به اخگر بکشیم

ص: 183

دنیای غریبی شده هرسو دشمن *** ما هرچه کشیم ز دیو ابتر بکشیم

این ال سعود بیحیا هم هم گشته *** در بند وهابیان عنتر بکشیم

القصه بکوش تا نباشی مایوس *** اطراف وطن تمام سنگر بکشیم

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 12آذر 98

جهان فانی و ما فانی تر از آن

جهان فانی و ما فانی تر از آن *** مشو غافل اجل را نیست درمان

به راه و نیمه راهی می برد او *** سواره یا پیاده ای پسر جان

بله آدم به دم معروف باشد *** فرو بندد به دم فرزند انسان

دوسه روزی که مهمان جهانی *** جهان گویند برما هست زندان

ولی گوینده اش هرگز نباشد *** چه ما در فکر فردا و پس از آن

اگر بودند با این اختلاسات *** نمی کردن وطن اینگونه ویران

خدائی منکه ماندم روز تاشب *** چرا حاکم به ما گشتند دزدان

خدا لعنت کند دزدان کشور *** بزرگ و کوچک از امثال ایشان

خدایی من یکی محتاج نانم *** ولی مسئول ما شامش فسنجان

خودم مسئول دیدم با دوچشمم *** نبودش مثل ما درخانه تنبان

ولی امروز در شیراز و تهران *** خریده خانه از پول مسلمان

به ما وتو زبیت المال گویند *** ولی خود می برند میلیارد پنهان

خدایا نیمه از شب رفته و من *** بفکر نان صبحم چیست درمان

ببند لب از سخن سید در این شب *** تو هم می میری و راحت دهی جان

والسلام حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 15 آذر ماه 98

ص: 184

انتخاباتی که مارا پیش روست

ای برادر با تو دارم من سخن *** ماهمه جانیم و کشور مثل تن

هرکجایی این بدن بد کار کرد *** آدم بیچاره حتما خوارکرد

انتخاباتی که مارا پیش روست *** کشور ما را تمامی آبروست

دشمنان هرسو نشسته در کمین *** تا چه پیش آید دراین ایران زمین

گرنشینیم خانه و بی اعتناء *** سست گردد شالوده از بنا

دشمن غدار ما در انتظار *** تاچنین روزی رسد در این دیار

تو نگو بامن چه مسئولیم ما *** در انرژی ارت یانولیم ما

هرکدامش هست تنهایی خموش *** پس بیا بهر خدا آن لحظه کوش

تا طمع برد زما دیو دوسر *** ما شویم آسوده زین زنگ خطر

هرکسی گوید به تو تحریم کن *** تو بیا و از خدایت بیم کن

رهبری یاری نما در این زمان *** گر تو باشی از گروه شیعیان

حق تو باشد نمایی اعتراض *** نه چنین وقتی که حکام ریاض

داده اند پول کلان و بیشمار *** تا درآرند ملت از گرده دمار

الغرض بااین سواد اندکم *** دشمنان بنزین و منهم فندکم

بهرما ایران ملاک است ای عزیز *** پس بر این آتش توهم آبی بریز

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 15 آذر 98

انتخابات

انتخاباتی که مارا پیش روست *** آبروی کشور ما اندر اوست

گر تو ایرانی و باشی هوشیار *** رای ده بر موسوی سردار کار

موسوی که خود زما بیچاره هاست *** او دوای درد بی درمان ماست

ص: 185

سیدی با مدرک بالا چنین *** آمده در خدمت مستضعفین

دکتری والا تبار از جنس ماست *** موسوی را برگزین مرد خداست

موسوی خدمت نموده بر همه *** هرچه گویم وصف این سید کمه

می توانم گفت در وصفش فقط *** ای عمو اجرت به جده ات فاطمه

مردم خوب و شریف از مر دو زن *** ایکه باشی خیرگوئی همچه من

وهله اول زمن گوئید به او *** من حمایت کرده ام بی گفتگو

گر که رفتی مجلس این جا یاد آر *** خیرگو را بخش کن تا این دیار

سال ها باشد دعاگوی شما *** هر کجا رفتی نمایندت دعا

خیرگو با مردم خوبش تمام *** راهشان راه شما خط امام

پای صندوق خیرگوئی مرد وزن *** می روند آدینه با وجه حسن

اجرتان بادا به زهرا و علی *** رای بر موسی است کار عاقلی

حسین نژاد خیرگو - 30بهمن 98

شناسنامه بر دست و من با شتاب

چه فردا برآید بلند آفتاب *** شناسنامه بر دست و من با شتاب

روم رائ خودرا به اهلش دهم *** که دارد برای من بینوا آن ثواب

تو هم مثل من آن کسی برگزین *** که باشد زایران و ایران زمین

اول پیرو رهبری باشد او *** زهر تهمت و بد بری باشد او

کسی برگزینم که باشد شجاع *** به مجلس نماید زحقم دفاع

نماینده آن است باشد دلیر *** نه ترسد به آنجا امیر و وزیر

دهد وقت مجلس جنابش بها *** کند خدمت ایشان به صبح و مسا

بکوشد به آبادی شهر خویش *** بکارش تسلی دهد دل پریش

ص: 186

به خون شهیدان بود پایبند *** چه آنجا رود او شود خود پسند

برادر وخواهر گشا چشم دل *** نگردی به پیش شهیدان خجل

سلیمانی آور بیاد ای عزیز *** سپس رائ خود تو به صندوق ریز

کسی را نما انتخاب آن زمان *** نخندد به ریشت شهیدانمان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد - 1/12/1398

سر رائ دادن به هم می پرند

بنی آدم اعضاء یک پیکر است *** که در آفرینش ز یک گوهر است

ولیکن بنی آدم عصر ما *** از این ها پناه می برم بر خدا

سر رائ دادن به هم می پرند *** تو گوئی نه دشمن زآن بد ترند

یکی دیگر آنجا رود ما به جر *** برادر زند بر برادر تشر

کلیپی بدیدم که چوب و چماق *** زدند همدگر تا شدندی چلاق

چرا ای بشر این چنین ضد هم *** خوری روز و شب بهر دیگر تو غم

کند پول مسکین خود خرج آن *** که روزی به مجلس رود آن فلان

چه رفتند مجلس برندت زیاد *** زبس فکر خویشند ای حزب باد

کسی را نما انتخاب این زمان *** که باشد خودش جنس مستضعفان

کسی که خورد گوشت و ماهی کجا *** بیاد تو باشد ایا بینوا

کسی که زند تکیه بر مبل زر *** فراموش بنما و نامش مبر

فقیرا نما گوش بر رهبری *** اگر پیرو خط پیغمبری

کسی بهر مجلس نما انتخاب *** که بر روی کرسی نباشد به خواب

خلاصه بیاید این دور ما *** نمائیم راضی تمامی خدا

حسین نژاد - دوم اسفند 98

ص: 187

سرانجام کرسی همین است و بس

سرانجام کرسی همین است و بس *** در آخر نمی ماند از بهرکس

اگر عاقلی دل به کرسی مبند *** بسان غذائي است در أو مگس

ندیدی مگر پادشاهان پیش *** نبودند راضی دهندش به کس

چه خون هایی پاکی سر این مکان *** بشد ریخته تا به آخر نفس

کسانی بدیدم برای مقام *** برادر چه قمری بکردند قفس

پدر چشم فرزند خود کور کرد *** برای همین پست پر خار و خس

ترامپ رفت با آن همه قيل قال *** جوبایدن بیامد به او گفت بس

چهارسال بودی به کاخ سفید *** برو که دگر نیست جای تو نحس

بله کرسی این است ای فیل مست *** روان است مانند رود ارس

حسین نژاد 1399

مجلس ما در مثل کارش بسان مغز هست

مشکل اصلی کشور اقتصاد است اقتصاد *** فکر بکری کن که خرمن هست در معنی حصاد

بسکه این کشور گرفته درد بیکاری فرا *** راه چاره ده ارائه ای برادر بر فساد

آنچه چوبش می خورد ملت فساد است این بدان *** اختلاسات کلانی هست این مشکل نماد

ایکه در آینده چشمت سوی کرسی هست و بس *** راه چاره اولش برگو که آوردم به یاد

اقتصاد مملکت با حرف کی گردد درست *** حرف مفت است همچه خاکستر درون تند باد

ص: 188

انتخاباتی که باشد پیش روی ما جوان *** تو نگو بامن چه و کشور مده در دست باد

یک نفر پیدا نما با سعی و کوشش وانگهی *** کن وکیل خویش نه مانند بعضی بی سواد

مجلس ما در مثل کارش بسان مغز هست *** این بدن بی مغز ناکار آمد است ای باسواد

حسین نژاد - 16 آذر 98

کولبرها رانگر

کولبرها رانگر وجدان خود قاضی نما *** کولبر با پای مصنوعی کجا و آن کجا

آری ای جان برادر حال و روز کشور است *** وه چه می سازد دوروزه این بشر با حب جاه

وای بر اینگونه افرادی که ما بادست خود *** رائی دادیمش ندانسته چه شد در این ثری

آن یکی برکول دارد رزق خود اورا ببین *** و ببین برکول این نوعی زجنس بی حیا

هردو بر کول است ای شیعه ببین انصاف ده *** حال روز ما ست اما این کجا و آن کجا

حسین نژاد - 21 آدر 98

ص: 189

دست و پای دزد

خدایا دست و پای دزد بشکن *** مگیر چیزی بدون مزد بشکن

به هرجا چشم بگشایی شده دزد *** بزرگش که نه دست خورد بشکن

شده آهن فروش هم دزد دیگر *** بیا و گردن آن لرد بشکن

شدم حیران چرا ایران چنین است *** دوپای آن دکل را برد بشکن

دکل در روی دریا می برد دزد *** اگر حالا نه . وقت مرد بشکن

زبالا تا به پایین دزد گشته *** وظیفه نه سر سرگرد بشکن

حسینی بس دلش بگرفته از غم *** دل آنکس نکرد بر خورد بشکن

حسین نژاد قیر وکارزین فارس

21 آذر 1399

فتنه دگر

گویند که فتنه دگر در راه است *** نازم به کسی که آن زمان آگاه است

در دوره آخرالزمانیم رفیق *** این گفته حدیث از رسوالله است

هرگز نبود هراسم از تاریکی *** فرمانده ما علی بسان ماه است

در شام و عراق فتنه از سفیانی است *** ای وای به حال آنکه نا آگاه است

کشور به یقین بیمه و ترس ما نیست *** ترس من ازآنکه پی حب و جاه است

بر خائن مملکت هزاران لعنت *** آنکس که طریق دشمنانش راه است

ای وای کسی که پشت کردی به شهید *** رفتی بسوی رهی که ره برچاه است

والسلام حسین نژاد قیر وکارزین فارس

25 آذر 98

ص: 190

به روح الله زم برگو...

به روح الله زم برگو که آدم *** چرا از کشور خود کرده ای رم

شدی دشمن به آب و خاک ایران *** نمودی پشت بر ایران و پرچم

بگو آمد نیوزت در کجا رفت *** تمام زحمتت باد هوا رفت

پسر با آن شکم در کنج زندان *** چه خواهی کرد با یک گرده از نان

ّکسی که قدر بهبودی نداند*** خدا اورا به روز بد رساند

خیال کردی که کشور رو هوا است *** ندانستی که پشت ما خدا هست

بخور زندان ز آب سرد و دیگر *** مرو بیراهه ای دشمن به کشور

شنیدم دشمنان ماتم گرفتن *** برای اینکه اکنون زم گرفتن

دو چشمت واکنی چند ماه دیگر *** تو خواهی دید که زمزم گرفتن

خلاصه هرکه دشمن شد به ایران *** شود در عاقبت راهی زندان

دیو و شیطان هم به از تو ای مصی خار مو

هرکسی شیطان ندیده بنگرد بر روی او *** برده از فامیل خود این پتیاره آبرو

حال هم با افتخار او می نماید ادعا *** که شدم من حامله و نیست باکم هردوسو

موهایم را برون انداختم ضد خدا *** این نه آزادی است پس نامش چه باشد خود بگو

آفرین بر تو نداری شرم . چون دیوی پلید *** دیو و شیطان هم به از تو ای مصی خار مو

کرده ای خود را خراب و افتخار هم می کنی *** دختری که این چنین باشد بیندازش به جوی

ص: 191

آفرین داری بنازم روی چون بوزینه ات *** تو چه هستی آدمی . نه . خانمی بی آبرو

مردان نمی گریند

بدرود حسین نژاد قیر

باید کارد به استخوان رسیده باشد که مردی بگرید *** آیا گریه یکمرد دیده ای در این روزگار ببین

*****

گریه منما مرد در این روزگار نگبتی *** گرچه می دانم تو با گریه بفکر ملتی

شصت و سه سال از جوانی پشت سر بگذاشتی *** تو برادر عاری از هرننگ و عار و ذلتی

شاعرا این درد بیدرمان فقر و فاقه را *** ریشه یابی کن کنار درد باشد علتی

چشم بسته راه افتادیم دنبال حسن *** با کلیدی کرد بیچاره نه تو یک ملتی

آری اصلاحاتشان اصلاح کرد بی آب ریش *** درد آن باشد به صورت بهر ماها مدتی

آن اصولی این به اصلاحات باید گریه کرد *** تو به پایت کفش داری ماهمه پای پتی

ای برادر شاعر خوش ذوق شعرت تازه کن *** چون هنر مندی و سرشار از هنر زین ثروتی

ص: 192

بگذرد این روزگار تلخ بر ما و شما *** شادی آید جای این درد ای برادر همتی

همتی کن نیمه شب دستی برآور از دعا *** سر رود تلخی بنوشاند به ماها شربتی

مهدی زهرا بیاید وقت آن نزدیک هست *** هم من هم تو بیا ما هم نمائیم خدمتی

مردم در خواب را باشعر خود بیدار کن *** روز رائ مجلس شورا برآرند حاجتی

جملگی آییم از پیرو جوان خرد و بزرگ *** سعی بنماییم در هر لحظه و هر ساعتی

حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه سرودم

5 دی 98

باران بیا

باران بیا که تشنه زمین است این دیار *** از فرط ظلم و کینه غمین است این دیار

روز شب تمام فقیران سرزمین *** بدتر زحال مردم چین است این دیار

باید خورند کرم زمین از نبود گوشت *** فاقد زنوع پروتئین است این دیار

آن کارگر که روز بگیرد چهل هزار *** وضعش خودت بگو نه چنین است این دیار

ص: 193

باران ببار تا که هکالی شود پدید *** چون وعده از خوراک همین است این دیار

حسین نژاد - 26 آذر 98

دستشوئی جای خانه

حق ما این است ای مسئول در ایران زمین *** دستشوئی جای خانه چه کسی دیده چنین

کشوری با این بزرگی مردمانش اهل خیر *** مادری این گونه باید رنج بیند مسلمین

گر مسلمانی چنین است خوب حافظ گفته است *** وای اگر باشد پس از امروز روز واپسین

ایخدایا بسکه خوردم غصه گردیدم مریض *** بسکه دیدم حال روز بیکسان از آن و این

ای رئیس کشور اسلامی ای بالا نشین *** خود بده انصاف روحانی بیا و خود ببین

سفرها گسترده اما نیست در تویش غذا *** جای خانه دستشوئی سهم ما مستضعفین

به امید رسیدگی

حسین نژاد - 26 آذر 98

ص: 194

رزمایش سه کشور دریای ما ببین

رزمایش سه کشور دریای ما ببین *** روسیه هست کشور ایران و ملک چین

از من به غرب گو نگاهی نما برو *** راحت به جای خدعه سر جای خود نشین

نشناختی هنوز تو ایرانیان بدان *** ایرانی است نه برگ چغندر فقط همین

عامو ترامپ هرچه کنی بد به خود کنی *** یکدم بخود بیا و مشو شیر در کمین

نشناختی درست تو ایرانیان شناس *** تحدید گوئیاست بخون شما عجین

تحریم کرده ای چه بدستت رسیده است *** بیرون بریز کینه و بغض و مشو غمین

این پرچم است پرچم مهدی امام ما *** باشد جناب حضرت او ناجی زمین

حسین نژاد - 7 دی 98

عید نوروز است مارا پیش رو

عید نوروز است مارا پیش رو *** خانه زندانیم جانا تو بگو

چه کنیم از دست این دردی که هست *** نام نحسش کرونا از چارسو

عید تان بادا مبارک مردمان *** شاد و سالم جمله در امن و امان

بگذرد این درد اما دوستان *** یاد آوردی امام بی کسان

ص: 195

آن امامی که به غیبت اندر است *** یادگار حضرت پیغمبر است

حضرت مهدی که پور عسکری است *** غیبتش برما نه از بی یاوری است

بسکه شیعه در پی حب است و جاه *** از چه آید سوی ما آن پادشاه

کی نمودی تو دعا آید امام *** چند نالیدی جنابت صبح و شام

تا زمانی که نخوانیمش بدان *** بگذرد سخت از برای شیعیان

عید نوروز است ای سرمایه دار *** دستگیری کن فقیران ندار

گویمت از سرگذشت بینوا *** وای بر ما وای از روز جزا

خانه باشد خالی از نان و پنیر *** ایکه دستت می رسد دستی بگیر

تارود سر این همه رنج و بلا *** ما نگردیم از کرونا مبتلا

ای رفیق پولدار این جهان *** وای بر روزی که گردی ناتوان

سخت باشد درد بی پولی عزیز *** آتش سوزنده است آبی بریز

قلب می سوزد زمانی که زنت *** می شود راضی برای مردنت

به خدا سخت است فقر ای یاوران *** ایکه داری دستگیری کن فلان

عید تان بادا مبارک پیش پیش *** نشوی از شعر سید دل پریش

حسین نژاد خیرگو

خبر آمد خبری در راه است

خبر آمد خبری در راه است *** خرم آنکس که دلش آگاه است

می رسد عید ولی کشور ما *** یکطرف ناله و یکسو آه است

درد بگرفته تمام کشور *** غافل آنکس که مسیرش چاه است

هرکسی درد کرونا گیرد *** قبر چون چاه مقام و جاه است

زیر خروار زخاکت سازند *** گرچه دنیا بر تو خرگاه است

خانه بنشین مرو جای دگر *** بستر گرم به از آن چاه است

حسین نژاد

ص: 196

عرض تبریکم به یک یک دوستان

عرض تبریکم به یک یک دوستان *** دوستانی خوب و با ما مهربان

سال خوبی در کنار همدگر *** با لب خندان همه پیرو جوان

سید ابراهیم این سال جدید *** عرض تبریکش کند خوشحالتان

وقتتان با شعر پر کردم بسی *** عفو سازیدم مبارک عید تان

سال خوبی خالی از درد و مرض *** رخت بر بندد کرونا از جهان

در پناه حضرت خیر النساء *** مادر آقا امام عصرمان

سال با خیر خوشی سازد نصیب *** با ظهور حضرت صاحب زمان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

29/12/98

پاسخ حاج سیدابراهیم حسینی نژاد

پاسخ به شاعر هتاک

گوش بنما جوابش هم بشنو *** گر تو باشی کلاش من برنو

درد در قم نبوده در اول *** بوده ووهان چه گاز هم خردل

هرکه باشد فرار بنماید *** نه که آخوند بلکه شه شاید

بعد هم نام سیدان بردی *** از چه این ها کمی دل آزردی

شیر هم میکند ز درد فرار *** نه که آخوند هرکه بین زار

حرم جمکران و معصومه *** بسته شد اینکه خوب معلومه

می روند پای بوس صدهاتن *** می شوند فاعلات درد و محن

جمکران مسجدی نباشد بیش *** خسته منما در زمینه خویش

حسین نژاد

ص: 197

خاک قم پاک با صفاست بدان

خاک قم پاک با صفاست بدان *** مدفن نورچشم ماست جوان

قم به روی جنان بنا گردید *** هست خاکش یقین زخاک جنان

گر کرونا به قم روان گشته *** بوده کردار عده ای نادان

راه دادند به مشت گردشگر *** مبتلا بوده چند از آنان

همه جا درد رفته ای شاعر *** بگرفته دوسوم عرض جهان

پس گنه نیست ازقم و اطراف *** کرونا یاکه درد بی درمان

الغرض شیعه زاده بینا شو *** منویس هرچه دیده ای به عیان

این فضای مجازی از دشمن *** پرشده از همه چنین و چنان

دختر شاه هفتمین آنجاست *** مامن و ملجاء شما انسان

مشهد و کربلا و کعبه تمام *** بسته باشند بروی جمله کسان

حال کشور شده قرنطینه *** پس بیا و به شعر کن کتمان

ما در این ره دهیم ذهن تمام *** سوی دشمن نه سوی دین داران

شعر گو وصف دشمن وطنت *** آن ترامپی که هست خود نادان

الغرض این نصیحتم بشنو *** بد مگو شهر سید نسوان

هست معصومه عمه سادات *** شافع ما همه گنهکاران

حسبن نژاد

ص: 198

دیدم به خواب گفت بگوشم کسی چنین

روزی گذشت کره خری از گذر گهی *** فریاد شوق بر سر هر کوی و با م رفت

دیدند سوار بنز و سیگاری به زیر لب *** بر روی صندلی همان بنز او نشست

گفتا که من پسر به رئیس اداره ام *** بابای من هرآنچه بخواهم دهد دو دست

آیا شنیده ای که من آقای زاده ام *** فرزند آن رئیس بزرگم رئیس نفت

داده خدا زرتبه به ما پست این چنین *** باید شوم زمال برادر بسان مست

گازی بداد و رفت شدم زیر خاک من *** گفتم خدا بیا مرا هم بگیر دست

دیدم به خواب گفت بگوشم کسی چنین *** سهم شما پراید و موتور هست و داربست

سی سال بعد بهر خریدش برو به پیش *** آن هم پراید نه بده چرخی همین که هست

خلاصه ...

از خواب پریدم دیدم پراید شده الاغ - حالا جلش هم ندارم

حسین نژاد - شانزده تیر1399

ص: 199

آی بچه خوب و زرنگ

آ ی بچه خوب و زرنگ *** نوگل زیبا و قشنگ

زخانه بیرون تو نرو *** کرونا باشد چه پلنگ

کرونا این درد گران *** پر است زمین و آسمان

دنبال هر پیرو جوان *** تو خانه خودت بمان

این درد که بی درمونه *** دواش کسی نمی دونه

یه راه داره این را بدان *** عاقل تو خونه می مونه

آی تپلی آی تپلی *** تو نازکی مثل گلی

نرو بیرون خانه بمون *** کرونا از خودت برون

درد بدی برای ماست *** دواش فقط پیش خداست

دوای او باشد دعا *** دعا بکن بگو خدا

مریضا را شفا بده *** شادی ها را به ما بده

حسین نژاد قیر 1399

ص: 200

5/ رباعیات و اشعار کوتاه

اشاره

ص: 201

ص: 202

پیری آمد به سراغم

پیری آمد به سراغم قلمم لرزان است *** چه کنم لحظه پیری است تنم بی جان است

رفت آن شور جوانی و به جایش پیری *** وه که این لحظه برای همه از انسان است

دیر یا زود بباید که ببندی بارت *** وای بر آنکه چنین بی سر و بی سامان است

راهمان پرخطر و مقصد ما نامعلوم *** به جهنم ببرند یا بسوی رضوان است

حسین نژاد - 21 اذر 98

حضرت مهدی

هر صبح بیاد حضرت مهد ی باش *** یاد آور خویشتن زبی عهدی باش

ایدوست مبادا تو که از یاد بری *** یاور به امام زمهد تا لحدی باش

حسین نژاد - 29 آذر 98

کوه گوتو

سرکوه گتو دو دو روم من *** به سروقت گل نو می روم من

اگر کار خداوند رو بگیره *** دوصد منزل به یک شو میروم من

سر کوه گتو دو دو روم من *** به سروخت گل نو میروم من

اگر کار خذاون رو بگیره *** دوصد منزل به یک شو می روم من

نسو رذ شد سگش بر ما وکی که *** ا... ما ول داذ نگه خره ي تقی که

ص: 203

هنوز حرفی به او مو که نگفتم *** نشست گرویذ و گله ولکی که

ولم ره أو بیاره مو دویزم *** نزیکیای برکه شه رسیزم

زهی بر این خیال باطل مو *** که بوشون پشت بون بی مو ندیزم

سربرکه نشسم یارم اومه *** صدای دلبر گلنارم اومه

یه مرته پاویزم از جا مرادید *** بگفت کاماوه که برارم اومه

حسن خونت بسوزه ام سزونی

همه خونه مه ری بنجه نشونی *** زذی آتش به جون کل مرزوم

گرانی به حد اعلا رسونی *** دلم خوش بی که خاگ مرخ دارم

نفهمیزم که سیخ سرخ دارم *** دیگه سرو پرگو گیر نمی آ

خدا را شکر توخونه مرخ دارم

دی خالو

خدا رحمت نماید دی خالو ما *** که می پخت زیر تش آلو بر ما

کلی خاگ و ماینی روخن خوش *** رازیونش میکه چالو برما

حسین نژاد

خون هزاران شهید

نیامدن که نمانند جانیان جهانی *** بلی زخون هزاران شهید هست چه دانی

دگر به همت عالی رهبر این یل میدان *** که نیست غافل از این دشمنان دین زمانی

حسین نژاد

ص: 204

پیله و پرولنه

چه دستی از درون پیله با کرمی چنین پروانه می سازد

به چشم دیگر ار بینی ترا دیوانه می سازد

خداوندا به عمری منکه رفتم راه از بیراهه دیدم من

چگونه آدمی از مشت خاکی با دو دستش خانه می سازد

بله ما خانه می سازیم اما نیست پا برجا

ولی او را بنازم با گل و خاکی چنین جانانه می سازد

حسین نژاد

دروغ

از بس که شنیدیم دروغ از روئسامون *** ببریده چنان سیل ره راست برامون

هر لحظه دروغی و به هرثانیه پولتیک *** چوپان که به خواب است و رها کرده چرامون

شش ماه ندیدم به خداوند کمی گوشت *** وضع است که اصلاح درست کرده برامون

فکری بنمائید که مردیم تمامی *** خالی شده از لقمه زنان صحن و سرامون

شرمنده کوچک و بزرگیم تمامی *** والله نمانده بنهیم روی به هامون

حسین نژاد

ص: 205

توره

توره دوید و مو دویدم *** سر بن نری موشه رسیزم

دوتا ترکه از بته محکی بریزم *** شپاشپ گرزه توره کشیزم

مادر توره اومه با گریه زاری *** چکاره توره بدبخت داری

همو باغی که داشتم گوز شوره *** همه دازم نماز و روزه بیچاره توره

سر بن نری و سایه لشت *** غضنفر بمپخی میخورز و می گشت

عروسی کذیم

عروس سوار خر وامیکرزن لحافی هم ری خر مناختن

آینه هم ترک پیشونی خر دار میکرزن

حسین زارغلوم بیت می گفت زن ها هم جوابش می دادن

های شوا های شوا

ماه نسای بالا بلند زیر جومه رو رو

مو سیل تو می کنم تو سیل برنو

ای عزیزم ای رفیقم ای وفا دار

دینتم در گرزنت زود پاشا وردار

حنا بندان

یه پاتیلک حنا می آورزن دست و پای دوماز تو حنا می نازن

بیت هم می گفتن

حنا بنی حنا بن و حنا بنی حنا بن

ای حنا بن ای حنا بن یک حنای خوبیش بون

داخ فرزندت نوینی مور بیار حجلش بوند

ص: 206

سرتراشون

اساز شام سر تراش سر روزم بتراش

با وجودی که یه حمامی نداشتن توش شنو بکنن

طرف می گفت

یک حمومی سیت بسازم چل ستون چل پنجره

خونه هاشون یه ستونی نداشت

ای می گفت چل ستون چل پنجره

شیره دوماز توش بگیره با یراق و سلسله

قذیما یاذش به خیر اوسا حسین زارغلوم *** تو عروسیا اول بی با بچاش اصبح و شوم

دموماز ا نفهم بیزن او زمانا ی خیلی قذیم *** تکرارش میگه حسین زارغلوم با دل خین

دسمالی بسته بیزن در بخلهای دوماز *** مشزی فرج می رفت ریبون و هی میزه ساز

واطلبون ری پشت بون با کرنا ساز گتو *** دم صبحی میزد و بچه همه میزد دو

23 ابان 98

تکرار تاریخ

تکرار تاریخ است در این دوره جانا *** هوشیار می باید تمام پیرو برنا

امروز آنروز است در تکرار تاریخ *** دشمن فریبت می دهد ای مرد دانا

او که دم از تسلیم دارد نیست عاقل *** گویا که باشد بی خبر زین ورطه تنها

امروز بر ما این علی در ره چراغ است *** روشنگری سازد چه جد خویش آقا

حسین نژاد - 11 اذر98

ص: 207

پیر میدان دار عشقم

پیر میدان دار عشقم آمدم گویم همه *** هرچه گوید رهبریت بهر ما باشد ملاک

ورنه در این دوره آخر زمان ما می شویم *** دست یک عده زنا محرم برادر جان هلاک

خدایا نشود روزی اشک رهبرم جاری شود دوباره

پیر بسیجی حسین نژاد خیرگو - 19 آذر ماه 98

شهید این است

لباسش هم پس از سی سال و اندی *** دهد بوی گلاب ناب و عنبر

شهید این است دست کم مگیرش *** خدا فرموده در قرآن مکرر

خورد روزی به درگاه خداوند *** شهیدان زنده اند الله و اکبر

حسین نژاد - 21 آذر 98

دلبر

به ره بودم که دلبر زد صدایم *** زصوتش سست گردید هر دوپایم

نگاهی کرد بر من از ره مهر *** شدم شیدای یار با وفایم

سیه گیسو

بنازم آن خدا که آفریدت *** سیه گیسو چنین روی سفیدت

سیاهی با سفیدی نقش بسته *** به قربان تو و قد رشیدت

نگارا چشم مستت آتشم زد *** النگوی دو دستت آتشم زد

به زیر گوش برق گوشواره *** نگاه ریز نقشت آتشم زد

24 آذر 98

ص: 208

اسد حالم خراب و نا گوارن

دو ابرویت بسان نیش کژدم *** گنه داره مزن بر طفل مردم

بترس از عقرب روز قیامت *** که درد این شود در درد آن گم

اسد حالم خراب و نا گوارن *** ز دوری رخ زیبا نگارن

حسینی روز تاشب ناله داره *** بگو جان برادر این چه کاره

24 آذر 98

شیر اگر باشی به تنهائی شکارت می کنند

شیر اگر باشی به تنهائی شکارت می کنند *** یا کشندت یا دچار ننگ و عارت می کنند

وای بر آن ملتی که رفته در خواب گران *** تا شود بیدار در یک لحظه خوارت می کنند

عاقلا اندیشه کن کفتارهای این زمان *** لقمه لقمه چون غذا شام و نهارت می کنند

این کلیپ و شعر من سرتاسرش پند است پند *** گر نگیری دشمنان فوری به دارت می کنند

حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه سرودم نواقصش ببخشید

28 آذر 98

ص: 209

سردار فضلی

سردار فضلی چشم از دنیا فروبست *** قلب هواداران زداغش زود بشکست

این یادگار جبهه ها کوشید عمری *** تا این درخت انقلاب بر بار بنشست

یادش گرامی شافعش زهرا به محشر *** رفت به یاران شهید خویش پیوست

یادش گرامی

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 29 آذر 98

هر صبح بیاد حضرت مهدی باش

هر صبح بیاد حضرت مهدی باش *** یاد آور خویشتن زبی عهدی باش

ایدوست مبادا تو که از یاد بری *** یاور به امام زمهد تا لحدی باش

یا مهدی ادرکنی

حسین نژاد - 29 آذر 98

پنجشنبه در ره و باشم به فکر مادرم

پنجشنبه در ره و باشم به فکر مادرم *** آنکه بودی در زمانه همچه تاجی برسرم

خود شد از رنج جهان آسوده اما این حقیر *** همچه شاهینی بکنج خانه بی بال و پرم

کی شود بالی برآرم تا به اوج آسمان *** آسمان هم زیر پا بنهاده از آن بگذرم

شصت و سه سال است عمرم شد تلف در این جهان *** روزهای خوش زمانی بود بودی مادرم

حسین نژاد - 7 دی 98

ص: 210

آسمان از داغ سردار سلیمانی گریست

آسمان از داغ سردار سلیمانی گریست *** ارض گفتا آسمان این گریه و زاری زچیست

در جوابش گفت خفاشان کور این جهان *** چون نمی دیدند گفتن نور تابان بهر چیست

نور راخاموش کردند تا نبینند بیش از این *** آری ای جان برادر زین سبب دنیا گریست

14 دی ماه 98

مهم هرگز نباشد از کجایم

مهم هرگز نباشد از کجایم *** مهم این است من باشم زایران

همه ایران زمین است زادگاهم *** ولی مادر مرا زایید کرمان

شجاعت ارث دارم از خمینی *** دگر خامنه ای باشد مرا جان

14 دی 98

می کشیم دشمن هوا هم در زمین

می کشیم دشمن هوا هم در زمین *** موشک ما می زند آتش به جان

ای ترامپ لعنتی این را بدان *** نیمه شب کشتی تو سردار سپاه

نیمه از شب بود خوردی از هوا *** این بداند دشمن بی دین که ما

می دهیم پاسخ زمونک بر شما *** یاد سردار حرم .....پاسدار رهبرم

حسین نژاد

ص: 211

یاد سردار حرم ..... پاسدار کشورم

یاد سردار حرم ..... پاسدار کشورم

آمریکا شیطان ملعون لعین *** کشت سردار سپاه مسلمین

ضامن موشک به نامردی کشید *** جسم سردار سپه در خون طپید

یاد سردار حرم ....پاسدار رهبرم

گاو با عالم انسان چکار

گاو با عالم انسان چکار *** شیرده گاو نگردی تو شکار

ملت ما که نه از جنس شماست *** گور خر را چه به شیر ای غدار

ملت ما زشجاعت ثابت *** کرده این را تو بدان ای مکار

الغرض برسر جایت بنشین *** ورنه باید بروی بر سر دار

حسین نژاد

بانگ برخیز سحر شد بشنیدم زخروس

بانگ برخیز سحر شد بشنیدم زخروس *** ای بنازم به خروسی که سحر بیدار است

آدمیزاد سر از بالش و بستر بردار *** که خداوند ترا منتظر دیدار است

ای خوشا حال کسیکه پی دلدار رود *** لذت هردو جهان بودن با دلدار است

حسین نژاد - 17بهمن 98

ص: 212

دژ کام دژ دفاع بر رهبر ماست

دژ کام دژ دفاع بر رهبر ماست *** دژکام کسی که حزب او حزب خداست

ما ها همه رائیمان جناب دژکام *** دژکام به هر زمینه ای راه گشاست

ایشان که امام جمعه در شیراز است *** سرباز ولایت است و هم سنگر ماست

همه باهم دژکام

حسین نژاد قیر وکارزین فارس

درودم به دلجو که دلجوی ماست

درودم به دلجو که دلجوی ماست *** به بهداشت باشد دلش سوی ماست

شب و روز زحمت کشد این زمان *** کرونا نیاید دهستانمان

خدایا نگهدارش از هربلا *** نصیبش نما تا رود کربلا

تمام عزیزان دراین گیرودار *** خدایا تمامی سلامت بدار

حسین نژاد

امیدو آرزو که دو خدمت گذار ماست

امیدو آرزو که دو خدمتگذار ماست *** بابایشان حسن که همان یار غار ماست

زحمت کشند هردو برای تمام ما *** ایشان به زیر سایه پروردگار ماست

خواهم من از خدا که به روز جزا دهد *** مزدی که لایقش دو گل در کنار ماست

بودی حسن بنام شفا شهرتش به دهر *** مرد خدا و لایق شعر و شعار ماست

بار ایخدا بهشت مکانش بده که او *** حتما که شافعش شه دلدل سوار ماست

حسین نژاد

ص: 213

ایخدا صبری بده بر مادر و بابای من

ایخدا صبری بده بر مادر و بابای من *** بعد ایندو صبرده بابا بزرگ حاجی حسن

منکه راحت گشتم از رنج زمانه دوستان *** سخت باشد از برای دوستان خوش سحن

یادش گرامی

خواهشی دارم به هرکس می پرستی گوش کن

خواهشی دارم به هرکس می پرستی گوش کن *** جام تلخ این پیام از من برادر نوش کن

مرگ در پیش است ازچه دست کم بگرفتیش *** ترک این بیرون نما فکری تو بر آن روش کن

روی دیگر دارد این دیوار مرگ و زندگی *** پس نشین در خانه دوری از بز و خرگوش کن

درد دیگر امده اسمش نمی دانم چه هست *** گفته اند از موش باشد دوری از هر موش کن

روحت آرام درآن دار قرار *** ایکه بودی به جهان یاور و یار

حیف محمود که رفتی ز جهان *** و ندیدم رخ تو آخر کار

تو به شیراز گرفتار شدی *** ومن این گوشه چه زندانی زار

عاقبت روی ترا می بینم *** گر نه اینجا ولاکن آن دار

روحت شاد - حسین نژاد

ص: 214

خواهم ز شهید احمد آگاهی

خواهم ز شهید احمد آگاهی *** هرچند در آن جهان بفکر مائی

اما زخدا بخواه شهادت بر ما *** دانم که برای دوست این می خواهی

احمد تو شهید راه دین می باشی *** بر ما توشفیع آن جهان فردایی

ناکام شهید شد برادر احمد *** خوش کام توئی شهید بر الله هی

حسین نژاد خیرگو

مردم بخدا امام ما می آید

مردم به خدا امام ما می آید *** امید به صبح و شام ما می آید

دیدار رخش برای ما نزدیک است *** دنیا همگی به کام ما می آید

روزی برسد جهان نماید آرام *** آن شیر سوی کنام ما می آید

بنشسته به خانه ندبه خوان خوش باش *** ناگاه همای بام ما می آید

حسین نژاد

ماه رمضان آمده با روزه برو پیش

ماه رمضان آمده با روزه برو پیش *** از آتش دوزخ تو بیا خوب بیندایش

هر کس که رود روزه به مهمان خداوند *** در روز جزا مزد دهد از همه گان بیش

حسین نژاد

خیرین از مومنان عالمند

خیرین از مومنان عالمند *** حیف از اینگونه آدم ها کمند

دستگیری کن زمالت آدمی *** توشه گیر آن توشه با تو همدمند

ص: 215

در سرازیری قبرت مال ها *** مال دولت ها رهایت می کنند

همسر و فرزند و مال و مکنتت *** تالب گور با جنابت همرهند

وای برآن کس شود مانع به خیر *** آتش دوزخ برایش می دمند

درود بر خیرین - حسین نژاد

عیدی ما دیدن مهدی امام بیکسان

عیدی ما دیدن مهدی امام بیکسان *** ده قرار ای خالق هستی به مخلوق جهان

ما گنهکاریم این ماه سرا سر رحمت است *** رحمتت شمامل نما برخوب و بد از شیعیان

خوب ها با خوبی خود بخش بدها هم ببخش *** چون تویی بخشنده بر زیروح اندر این جهان

ای کریم الصفح ای زیبا زبخشش یا خدا *** سید بیچاره هم بخشش به لطف بیکران

حسین نژاد

پیشاپیش عید تان مبارک

شهربانو خواهرم یادت به خیر

شهربانو خواهرم یادت به خیر *** زود رفتی از برم یادت به خیر

ما عزادار از غم خود کرده ای *** قوم و خویش و مادرم یادت به خیر

درگذشت مرحومه شهربانو موسوی به برادران بزرگوار سید جعفر و عباسی و همه بستگان تسلیت عرض می نمایم مارا در غم خود شریک بدانید روحش شاد و یادش

ص: 216

گرامی حسین نژاقیر وکارزین فارس.

سرمایه تو همین که با جمع نوه

بنام خالق هستی بخش عالم

بر قامت دلربای مهدی صلوات

دنیا همه هیچ و مال دنیا همه هیچ *** ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

روزی که تولد است و تو گریه کنی *** چون پیر شدی مال خودت بهره کنی

سرمایه تو همین که با جمع نوه *** بنشینی و هی صدای چون بره کنی

فکری بنما برادرم عمر گذشت *** با دست تهی نشینی و گریه کنی

از ما گفتن - حسین نژاد 1399 قیروکارزین

خوشا آنانکه با عزت زگیتی

خوشا آنانکه با عزت زگیتی *** حقوق جمله دزدیدند و رفتند

فراری گشتن از کشور ولیکن *** به آنی جمله پاشیدند و رفتند

رومانی رفتن و صد حیف اما *** ندیده مال رقصیدند و رفتند

اگر واقعا دزد بودی الا جهنم *** برادروگرنه مرگ حقت نبود

آه آن روز که پیچیند به دور تو کفن

صورتت با چه بشویم که شود پاک حسن *** آتش افتاده زگفتار شما بر دل من

واقعا شرم نداری زچنین گفتارت *** که زدی نعره کشیدند چه از مرد و چه زن

ص: 217

ای خوش آنکس که به تو رائی نداد و رد کرد *** این دروغی که تو دادی براندی تو سخن

یک سئوالی ز تو دارم نکنی شرم زخویش *** آه آن روز که پیچیند به دور تو کفن

می توانی بزنی گول خدواند مجید *** چند ارزد زبرای تو زگفتار خفن

بر سرت گرز گران آید و منکر ونکیر *** بر نکیر هم تو بده وعده که باشند چو من

یاهو یا من لا هو الا هو - حسبن نژاد

خدایا لطف کن راهی تو بگشا

هفت هشت ساله که یارو راُس کاره *** به ماها زندگی چون زهر ماره

خدایا لطف کن راهی تو بگشا *** فقط در مملکت بارون بباره

نزنی ماسک عزیزان خود از دست بدی

هم وطن درد گران است خودت فکری کن *** ورنه باید بروی سوی دیار ابدی

درد سختی است کرونا که ندارد دارو *** نزنی ماسک عزیزان خود از دست بدی

در عجب باشم از آنکس که گرفته شوخی *** ترس از مرگ نداری که تو ماسکت نزدی

ماسکتون بزنید با جان درد بی درمان که می گویند کروناست

افهم بفهم ای نا........

ص: 218

همه تقصیر ماست ای دانا

هر مشتی رجب چه دزدیدند *** داد مشتی رجب برفت هوا

روستایش تمام فهمیدند *** دزد برده خری شبانه زجا

سر صبحت گشودن آن مردم *** همه چی گفته شد جز از دزدها

کار معمار بوده کوتاه است *** از چه دیوار بوده است کوتاه

واندگر گفت کار نجار است*** درب محکم نبوده ای بابا

سومی گفت مشهدی باید *** شب بخوابد کنار خر آنجا

شد مقصر تمام غیر ازدزد *** دزد راحت الاغ برد از جا

حال ماییم و کشور ایران *** همه تقصیر ماست ای دانا

اگر که قصد سوئی هست در راه

اگر که قصد سوئی هست در راه *** خبر ده تاشوند احرار آگاه

خدا ناکرده گردشمن به راه است *** ویا قصدی کنندی قوم گمراه

به خون خویش ما پیمان بندیم *** دوباره با علی فرزند زهرا

حسین نژاد

بکام دوستان ما شکر ریز

خداوندا در این صبح دل انگیز *** بکام دوستان ما شکر ریز

عزیزان صبحتان مملو شادی *** همیشه در پناه حق سحر خیز

حسین نژاد

ص: 219

عمر من و تو بسان صبح است و پسین

عمر من و تو بسان صبح است و پسین *** از عمر ببر فائده غافل ننشین

شب صبح کنی رفته زعمرت روزی *** احسنت بر آدمی نباشد غمگین

حسین نژاد

زر نباریده آسمان به سرش

واقعا همینه ...

زر نباریده آسمان به سرش *** یا خودش دزد بوده یا پدرش

این را باید با آب طلا نوشت *** حالا من تکمیلش می کنم

زر نباریده آسمان به سرش *** یا خودش دزد بوده یا پدرش

یاکه فامیل بوده از نزدیک *** پارتی کرده این لباس برش

قصه دزدهای ما این است *** ای بنازم به گفته شکرش

حرف حق را بزن اگر تلخ است *** تا خدا بشکند زجا کمرش

آری این دردها کجا باید *** ببری بشنوند حرف زرش

ای خدا هرکسی کند دزدی *** زودی زود از جهان ببرش

حسین نژاد

ص: 220

6/ کرونا

اشاره

ص: 221

ص: 222

رسید موج چهارم ز درد بی درمان

سلام من به شما مردم شریف دیار *** دیار قیر تمامی چه از صغار و کبار

رسید موج چهارم ز درد بی درمان *** کوید نوزده آورده از جهان دمار

جوان و پیر ندارد هرآنکه هلاک بنماید *** به روز شب ببرد از جهان هزار هزار

کسی که قلب عمل کرده یا مریض بود *** خدا نکرده فرستد سریع سوی مزار

نصیحت من مسکین بگوش خود گیرید *** به چشم خویش بدیدم زنم چنین هیجار

چنانچه کار نداری نرو زخانه برون *** برای کار بزن ماسک رو ولی هوشیار

خلاصه شرط بلاغ است با تو می گویم *** نصیحتی است به آهستگی قدم بردار

حسین نژاد 27/6/1399

کرونا

هرآنکس خورد سوپ خفاش و مار *** کرونا بگیرد نگیرد قرار

کسانیک ه بیگانه باشند زدین *** شوند درد این گونه ای را دچار

بنازم به اسلام و دینش که او *** سخن گفته با آدمی کردگار

هرآن چیز پاکی حلال است بخور *** نخور اسب و قاطر ویا که حمار

ص: 223

زدریا بخور ماهیان تمیز *** به فلسش نگر بعد سازش شکار

زشاهین چنگال دار و کلاغ *** مخور تا نباشی گرفتار و خوار

حلال خدا را بخور هرکجا *** زمال حرام دست بران نزار

اگر چینیان می گرفتند پند *** نمی خوردن ازقورباغه صغار

کلیپی بدیدم که یک مادری *** ز قورباغه میداد آن طفل زار

الا چینیان دین اسلام را *** از او بهتری نیست در روزگار

حسین نژاد قیر وکارزین فارس - 13بهمن 98

این کرونا همچه طاعون سخت نیست

نیست جانم هیچ دردی بی دوا *** امتحانی است از سوی خدا

این کرونا همچه طاعون سخت نیست *** هست سرما خوردگی در نزد ما

لیک باید دست ها را پاک شست *** بعد از آن پرهیز بنما از غذا

هرکجا رفتی مخور از فست فود *** گوش کن بیرون منه از خانه پا

خانه بهر خود قرنطینه نما *** راحت و آسوده باش از هرکجا

استرس خود یک مرض باشد که او *** می کشد آدم زخود دورش نما

چند روزی صبر بنما ای رفیق *** می رود سر این بلاها کن دعا

یا من اسمه دوا ذکره شفا و طاعته غنی ارحم من راُس ماله الرجا و

حسین نژاد - نه اسفند 98

ص: 224

این درد کرونا بگرفته است جهان

دنیای عجیبی شده یاران و بزرگان *** درد است که از چین همه بگرفت به یک آن

این درد کرونا بگرفته است جهانی *** هرروزه برد مردم بیچاره شتابان

مسری است مده دست به هم نوع بیندایش *** بادست کند رخنه و آید سوی انسان

از بسکه جهان ظلم گرفته است خداوند *** تنبیه خود اینگونه نشان داده به دوران

نه رحم و مروت نه کسی فکر فقیر است *** دشمن نکند ظِلم بداینگونه و اینسان

آن محتکر بیشرف از بس که حسود است *** اجناس به انبار نموده است هزاران

کس نیست بگوید زچه اینگونه حریثی *** در گور نخواهی ببری پول فراوان

بی شک به سراغ تو همین درد بیاید *** آن گنده کنی خود نخوری مردک نادان

هر روز خبر می رسد از عالم خاکی *** مردند ز ابناء بشر الرجل و نسوان

ایران که شده ماسک درآن یکسره نایاب *** باید که بگردی و نیابی دوسه از آن

ص: 225

در چین زخفاش خوری خوردن و کردن *** عالم همه در گیر از این درد پسرجان

خفاش چه باشد که تو خوردی و نگفتی *** دردش برسد کل جهان آدم نادان

آری بشریت شده در گیر چنین درد *** در خانه نشین تا که نگردی تو پشیمان

حسین نژاد - 18 اسفند 98

کرونا دست کم هرکس بگیره

کرونا دست کم هرکس بگیره *** یقینا تب کند زودی بمیره

ندارد چاره جز خانه نشینی *** نما حالا تو فکری دیگه دیره

نشین در خانه ات یک چندروزی *** بسان آنکه زندان و اسیره

هرآنکس که زند از خانه بیرون *** خود و هم دیگران این درد گیره

برادر جان مرو از خانه بیرون *** که این درد بدی باشد خطیره

خطر دارد مکن بادست خود خوار *** ازآن ترسد کسی که خود خبیره

نگاهی کن جهان پرکرده این درد *** خبر کردم کسانی که بصیره

بخوان لا تهلکوه جانم زقران *** بدست خود هلاکت کار شیره

اگر مردی شوی راحت ولیکن *** به درد تو گروهی سر به زیره

خلاصه بشنو از سید نصیحت *** نرفتن به کرونایی بگیره

حاج سید ابراهیم حسین نژاد - 26اسفند، 98

ص: 226

تو سرا پا شاد اما این کرونا در کمین

اخطار عروسی در این زمان

گر عروسی می کنی دعوت مکن از دوستان *** قوم و خویشان را طلب منما مزن آتش به جان

تو سرا پا شاد اما این کرونا در کمین *** گر خدا ناکرده گیرند می روند از این جهان

می شود شادی مبدل بر عزا بنمای گوش *** تو رضایی مرگ آید بر سراغ دیگران

پس مکن دعوت عروسی خودت بر پا نما *** یا برو ماه عسل تاکه تو باشی در امان

خرج بیهوده مکن مالت نگه داری نما *** یک ولیمه ده گروهی بینوا از بیکسان

به خدا صدها نفر محتاج بر نان شبند *** با عروسی خودت خوشحال کن مستضعفان

به امید آنکه انشا الله کرونا از بین برود

حسین نژاد قیر وکارزین فارس فی البداهه

درد بی درمان در این عصر و زمان

درد بی درمان در این عصر و زمان *** آمده گیرد سراسر از جهان

نیست جز زنگی برای ما بشر *** باخبر باشید از پیرو جوان

بس جهان پر گشته از بارگناه *** گوشمالی داده خلاقت بدان

امر معروفی که گفته کردگار *** این بشر از یاد برده بی گمان

ص: 227

نهی از منکر که ننماید کسی *** گر نمائی می خوری فحش از بدان

آری این دردی که می بینی یقین *** هست از کار بد ما بی گمان

توبه بنمائیم باهم جملگی *** تا نماید رحم بر ما بندگان

درد در چین شد شروع از یکنفر *** حال گردیده فراگیر آن چنان

هیچ کس ازدست این درد ای رفیق *** نیست ایمن کودک و پیرو جوان

نیست روزی که نگویند برده است *** چند هزار از مردم کل جهان

دکتری یا کارگر یا بار بر *** درد می گیرد برادرجان به آن

می زنند فریاد در خانه نشین *** گوش ننمایند اینجا مردمان

عید نوروز آمده خانه نشین *** گر روی عیدی بگیری آن جهان

گوش خود کر کرده ای از بهر چه *** بشنو از من ای رفیق ای جان جان

گر شنیدی و نشستی خانه ات *** این بدان باشی از این درد درامان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

24اسفند 98

گردیده از وبای کرونا دلم کباب

این برهه از زمان که جهان سر به سر خراب *** گردیده از وبای کرونا دلم کباب

یک سو ز ظلم مردک موبور نانجیب *** یکسو زدست فقر گرفتار بی حساب

تحریم گشته ایم و نداریم یاوری *** جز ذات کردگار دهد ظلمها جواب

ای صاحب جهان به کجایی بیا بیا *** مولای ما انرژی مائی چه آفتاب

ص: 228

شیعه بدون نور تو گردیده بی معین *** یا صاحب الزمان ظهور نما زود و باشتاب

هر روز درد می برد این مردم فقیر *** چاره توئی دوای همه شیخ هم زشاب

این سید فقیر در این نیمه شب غمین *** دارد دعا به درگه حق روی بر متاب

خدایا مولایمان به داد ما برسان - حسین نژاد

سه دقیقه بسوی مزار

سه دقیقه برادرم بشمار *** میرود یکنفر بسوی مزار

ازچه مردم رعایتش نکنند *** تا درآرد زگرده ها دمار

لااقل پوش صورتت بیرون *** تا نگردی مریض یاکه دچار

واقعا درد سخت و درمان نیست *** وای بر جامعه زفصل بهار

آی با توام سرسری مگیر که تو *** میشوی عاقبت به تخته سوار

مرگ شوخی ندارد ای دانا *** شعر ما هم که نیست مشت شعار

بود دیروز یک رفیقی رفت *** روز دوم سه تا به ماها یار

چقدر خانواده ها گریان *** چقدر فکرها به لیل و نهار

همه این ها زبي خيالي توست *** توکه بي ماسک می روی بازار

خون هرکس که مرد گردن توست *** نگو بامن چه گر توئی هوشیار

سه دقیقه زمان یکی میرد *** نیست کم لحظه اش بیاد بیار

سیدا داد زن بکن ناله *** آنکه کس نشنود بود هیجار

حسین نژاد

ص: 229

وضعیت قرمز ما خانه نشین از زن و مرد

نیست روزی که زدنیا نرود *** پدری یا پسری مادري و تاج سری

وضعیت قرمز ما خانه نشین از زن و مرد *** کس نپرسد چه نمائی چسان سر ببری

وای از بس که قرنطینه به خوابم شب و روز *** شده این نیمه ازعمر چنینی سپری

روغن هم گیر نمی آید ما در پی آن *** دوستان عمر هدر گشت ندیدم ثمری

یکطرف ناله همسایه مسکین دارم *** یکطرف درد گرانی و غم در به دری

چه کسی عامل بدبختی این ملت شد *** آنکه بالاست ندارد زدل ما خبری

مرغ هم بار سفر بسته به خارج که گران *** گشته مانند طلا نیست زتخمش اثری

با توام ایکه به مجلس نگزد هیچ ککت *** بردی از یاد چه گفتی نزنی هیچ سری

باید امثال شما نمائیم و سپس *** آدم کری و بر گرده اتان چوب تری

این کرونا یه طرف درد گرانی یه طرف *** سیدا سعی نما آخر عمری نبری

حسین نژاد 12/9/1399

بشو دردی ندارد هیچ درمان

بزن باران خداوندا به ایران *** بشو دردی ندارد هیچ درمان

بزن باران تو رحمان رحیمی *** خودت خلاقی و خالق به انسان

یکایک مردن و رفتن زدنیا *** بشو خاک گل قبر رفیقان

بزن باران شود خرم تمامی *** دل ما و در و دشت و بیابان

بزن باران که تا گل ها نمیرند *** شود از بویشان بیننده شادان

بزن باران نفاق و کینه برکن *** میان مردم دنیا به یک آن

تو سید دعاکن روز تا شب *** اگر مردی پذیرندت شهیدان

شهیدانی که فردوس برینند *** نشسته دور هم در باغ رضوان

کنار مالک قدرت نمایند *** خوشا صد مرتبه بر حال ایشان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 11/9/1399

ص: 230

این درد نه درد است عذابی است الهی

افسوس که یاران و رفیقان همه رفتند *** ببريدة دل از ما همه بی واهمه رفتند

این درد نه درد است عذابی است الهی *** بگرفته سراسر همه جامعه رفتند

يارب تو سبب ساز شفا ده به مریضان *** برلب همه عشق علی و فاطمه رفتند

این ها همه از بهر حسین گریه نمودند *** دیدار ابوالفظل سوی علقمه رفتند

اکنون زکرونا به روی تخت به ناله *** نشنیده اند اخطار که بی واهمه رفتند

گفتند نگیریم کرونا که دروغ است *** ای وای که هم عالم و هم عالمه رفتند

دکتر چقدر زحمت دنیا بکشیده *** با خون جگر سردی و گرمی به چشیده

روز خوشی از زندگی خویش ندیده *** الحال زبي حالي أين جامعة رفتند

حسین نژاد

گر خدا خواهد ترا زندان کند

گر خدا خواهد ترا زندان کند *** ای بشر این را بدان در آن کند

یک کرونا که ندانم از چه هست *** یک جهان محصور خود اینسان کند

عالمی در خانه کرده جملگی *** آری با قدرت چنین منان کند

گر توداری قدرت اینجا خود رهان *** او جریمه برشما چندان کند

می فرستد درد ار ماچین و چین *** اولین را شهر از ووهان کند

کم کم این درد وبا یا کیودو *** خوردن از خفاش جای نان کند

وای بر آنکه خورد سگ را چه بز *** آری این آدم چرا عنوان کند

که خورد زنده هزارپا با شراب *** آری این ها دور از ایمان کند

وقت آن باشد خدارا یاد کرد *** ادعائی درد تو درمان کند

حسین نژاد

ص: 231

بهر این درد همه فکر شفائي بکنیم

اول صبح بیا تا که دعائی بکنیم *** طلب از خالق یکتا دوائي بکنیم

نیست روزی که نمیرند زابنا بشر *** بهر این درد همه فکر شفائي بکنیم

ما گدا زاده سر سفره او می باشیم *** فقط از حضرت ایشان گدائی بکنیم

نیست ابنا بشر هیچ به جز یک نفسی *** گریه ای ناله ای و سر و صدائی بکنیم

فکر بیچاره و بدبخت و ندارا باشیم *** نه که هر روز بر این فرقه جفائی بکنیم

درب نانوائی أين شهر برفتم پی نان *** دیدم آمد پسری گفت به شاطر این سان

می دهی چند عدد نان ببرم خانه امان *** پدرم هست مريض نبود تاب و توان

نتوانسته رود کار خدا هست بزرگ *** چون شود خوب دهد جمله ترا اجرت نان

وای بر ما زفقیران و یتیمان همگی *** چه جواب است به فردا من تو ای انسان

اینقدر کرده ذخیره نه خودش خورد و نبرد *** رفت در خاک زند ناله کند آه و فغان

ص: 232

کی خدا بار دگر لطف نما برگردم *** می دهم در ره تو هرچه مرا هست توان

پاسخی نیست به جز اینکه نمی گردی پس *** تا قیامت بخوری حسرت مالت نادان

بود دیروز بدیدی که رفیقت بردند *** به سر دوش سوی خوابگه دائم مان

گریه ای کردی یک سوره برايش خوندی *** بردی از یاد چه برگشتی و بودی گریان

الغرض ایکه خدا داده ترا مکنت و جا *** نوبت ما و تو هم می رسد این را تو بدان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد 12/9/1399 قیر

درد بیدرمان که می گویند یقین باشد همین

درد بیدرمان که می گویند یقین باشد همین *** هیچ داروئی ندارد جان من خانه نشین

روز و شب گویند با ما جمله مسئولین ما *** گر که ایرانی بیا بشنو تو حرف آن و این

آنکه می گوید مرو بیرون نباشد دشمنت *** دشمن تو هست در بیرون خانه در کمین

از چه لجبازی نمایی و روی بیرون پسر *** زور باید بشنوی همشهریم این سرزمین

ماهمه وابسته می باشیم برهم این مکان *** پس بیا بشنو کلام و حرف خوب و دلنشین

ص: 233

این کرونا میبرد هر روزه چندین تن زما *** پس مکن یاری به او گرکه تو باشی اهل دین

عید نوروز دگر هم هست ما را پیش رو *** گر که سالم در روی سال دگر سبزه بچین

سیزده هم حرف من بشنو مرو سیزده به در *** سیزده خود نحس باشد درد هم مارا قرین

خواهرم گر شوهرت می خواست جوری در رود *** ترمزش را گیر و گو بی ما برو تنها نشین

الغرض دست دعا بر دار بر گو یا خدا *** رفع بنما این بلا بر ما تو رب العالمین

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس

با نیش زنبور عسل این درد درمان می شود

صبح به خیر و شادی تندرست باشید انشا الله و از کرونا به دور

با نیش زنبور عسل این درد درمان می شود *** باشد شفای دردها عاید به انسان می شود

واقعا درد بدی گشته دچار این جهان

واقعا درد بدی گشته دچار این جهان *** وای بر حال کسیکه شد دچارش ناگهان

درد بی درمان که می گویند دنیا را گرفت *** نیست مستثنی کسی زین درد بی درمان بدان

ص: 234

داغ این دو چه کند با قوم و خویشان ای دریغ *** وای بر حال دل بابا و مادر هم زمان

خاندانی سوخت از هجر جوانان عزیز *** زاهدی و کاکلی رفتند و جمعی پیش از آن

این کوید نوزده باشد وبای قرن ما *** راه آن دوری و دیگر ماسک بر روی دهان

گر نمی خواهی شوی زین درد بی درمان دچار *** گوش بنما صحبت دکتر مرو بیرون جوان

گفته می شد پیرمردان می کشد اما دریغ *** رحم ننماید دگر نه پیر و نه قشر جوان

تسلیت دارم ز داغ این دو مردانی که رفت *** جایشان در جنت الفردوس و در باغ جنان

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر وکارزین فارس خیرگو

درد بی درمان که می گفتند پدید آمد بدان

درد بی درمان که می گفتند پدید آمد بدان *** آمده اخطار باشد بر بشر در این زمان

این تقاص خون مظلومان تاریخ است و بس *** ورنه در این قرن دردی این چنین کی دیده هان

ص: 235

این درد و وبا بریده نیروی همه

اللهم اجعلنی فی درعک الحصینه

آلتی تجعل فیها من ترید

دنیای عجیبی است فرا روی همه *** درد است که آید ز عمل سوی همه

اعمال بد گروهی از هم و طنان *** بد جور عوض نموده است خوی همه

چون رحم و مروت از وطن رفت یقین *** این درد و وبا بریده نیروی همه

زین درد عزای شاه دین تعطیل است *** ای وای به ما و خلق نیکوی همه

هر گوشه صدای فقر گردیده بلند *** قوت نبود به پشت و زانوی همه

کس نیست رسد بداد ما یا الله *** جز ذات تو ای خالق ذیروی همه

حسین نژاد

کرونا کرده ای خانه نشینم

کرونا کرده ای خانه نشینم *** نه باشم در هوا نه در زمینم

نه دارو داری و نه راه درمان *** شوی وارد به بینی از جبینم

بسان جن نمی باشی تو پیدا *** کنی رخنه به جسم نازنینم

رفیقانم که بردی رو تاشب *** چه می خواهی بگو دشمن ترینم

دواي تو عسل باشد گران است *** سیاه دانه چرا دیگر نبینم

به هر سوراخ در سر جا نمائی *** زچشم و بيني و لب فکر اینم

چگونه از تو من گردم فراری *** چه بهتر خانه ام راحت نشینم

ولیکن با عیال خود چه سازم *** از این گفتن چها سازم غمینم

حسین نژاد

ص: 236

یک طرف هم این کرونا کرده ظلمش پیرمان

یک طرف درد گرانی گشته دامنگیر مان *** یک طرف هم این کرونا کرده ظلمش پیرمان

گوئیا ایندرد هم باشد وزیر مملکت *** کرده زندانی نهاده دست و پا زنجیرمان

یک طرف تحریم کشور یکطرف درد گران *** ای خدا یا خود بگو بی پرده از تقصیر مان

اینقدر باشند از ما بدتران در روزگار *** اول آنها را بکش بعد آهوی نخجیر مان

ای خدای مهربان ای خالق روزی رسان *** از حسن ما ناامیدیم و تو بنما سیرمان

آمریکای بی حیا با حاکم موزرد خود *** بسکه خل باشد دهد روز شبان کنجیرمان

مست لایعقل نماید اشتلم بر بیکسان *** ترس ما باشد کند در جنگ بد در گیرمان

این طر ف مشتی عرب های حجازی دارد او *** لامروت آن سر دنیا بگیرد شيرمان

گاو ما باشد چرا می دوشد اورا دیگری *** غصه این گونه مولا کرده از غم پیرمان

آن امارات ندانم کار و بحرین ندان *** با یهودیان شدند همراه چه شد تقدیرمان

ص: 237

در لسان با ما برادر دشمن ما در نهان *** می زنند از پشت خنجر میزنند تک تیرمان

بار الها ای خدای مهر بان و دادگر *** صبر ما سررفته و بگرفته شل گلگیرمان

حسین نژاد

مدتی باشد دچار درد بی درمان شدیم

مدتی باشد دچار درد بی درمان شدیم *** نه که ما بلکه جهانی جمله سر گردان شدیم

ای خدایا این چه دردی بود آمد بر بشر *** امتحان است یا عذاب ما بندگان بر آن شدیم

مومن و مجرم به پیش آن یکی باشد چرا *** رحم کن برما تو منانی و ما انسان شدیم

آدم بیچاره را طاقت نباشد ای خدا *** رحم کن برما که بدجوری همه زندان شدیم

حسین نژاد

صبح آدینه در پناه خدا

صبح آدینه در پناه خدا *** بسلامت همه پگاه شما

دور باشید از بلا جمله *** ای رفیقان بسان ماه سما

ذکر یکتا خدای جن و بشر *** برلب جملگی زشاه و گدا

حسین نژاد 14محرم الحرام قیر

ص: 238

صدای عر عری دیگر شنیدم

(فرانسه سرزمین الاغان)

صدای عر عری دیگر شنیدم *** الاغی از اروپاه فحش داده

بگو قاطر شما ها که الاغید *** کنی توهین ایا الاغ ماده

نخل بی سر میدهد گاهی ثمر

نخل بی سر می دهد گاهی ثمر *** پند گیر از این پدیده ای بشر

ریشه باید داشت اندر خاک پاک *** در زمین شوره کی باشد مقر

سیدا تا میتوانی در جهان *** پاک باش و دور باش از خیره سر

حسین نژاد

صبحی دگر رسیده بیا فکر خویش باش

صبحی دگر رسیده بیا فکر خویش باش *** مگذار گیردت به بغل بینوا فراش

آبی بزن به صورت قبراق کن دعا *** بعدا برو به امر خدایت سوی معاش

فرموده خالق دو جهان با دعا بیا *** امرش نما اطاعت و از غافلان مباش

صبحگاهان در پناه لایزال

حسین نژاد قیر 20 محرم الحرام سال 1420

ص: 239

خداوندا تو رحمان و رحیمی

خداوندا تو رحمان و رحیمی *** بزرگی خالقی بر ما کریمی

نما لطفی مریضان را شفا ده *** خصوصا آن رفیقان قدیمی

حسین نژاد قیر 1399

فکر ما باشید فردا دور باشد ای جوان

عده ای در ناز و نعمت عده ای محتاج نان *** حال روز ماست در ایران برادر این بدان

گاهگاهی میزنم بازار میوه یکسری *** بررخش سازم نگاهی رد شوم در آ ن زمان

از هلو تا سیب پرسیدم نشد قسمت به ما *** بخرم از هرکدامش دانه ای ای جان جان

من از آن روزی حسن بر کشورم گشتی رئیس *** تا کنون از میوه جز رنگش ندیدم یا فلان

آ ه ای دنیا چرا باید فقیر و مستمند *** این چنین باشد برای لقمه نانی ناتوان

ای مسلمانان عالم ای جوانان غیور *** فکر ما باشید فردا دور باشد ای جوان

حسین نژاد

ص: 240

پهلوان باشد کسی که صبح گاه

پهلوان باشد کسیکه صبح گاه *** بگذرد از خواب در وقت پگاه

نیمه شب از خواب خیزد مثل شیر *** با عبادت بگذرد از هر گناه

حسین نژاد

اول صبحی دلم در تاب و تب

اول صبحی دلم در تاب و تب *** آمده ای دوستان جانم بلب

چه بگوئیم از گرانی ها چنان *** روز روشن کرده در چشمان شب

کاش بودم مرغکی در این جهان *** تا نباشم آدمی با این لقب

صبحگاهان به زیر سایه اللهی

حسین نژاد

الهی ای ترامپ و دردی بگیری

الهی ای ترامپ و دردی بگیری *** چرا که شخص نامردی بمیری

چرا تحریم ما مردم نمودی *** بسان کلب ولگردی بمیری

دیوانه تر از تو در جهان نیست *** اگر باشد خودت برگ و به ما کیست

کرونا گرفته ترامب لعین

کرونا گرفته ترامب لعین *** زسوز دعای شما مومنین

اللهی که زودی رود در سقر *** بسوزد به آتش به صبح پسین

چرا که به تحریم ایرانیان *** مصر است دایم به تحریم کین

دلش پرزکینه کند دشمنی *** به ایرانیان این پلید لعین

هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید

حسین نژاد

ص: 241

به استقلال و پیروزی دوتیم خوب می نازیم

به استقلال و پیروزی دوتیم خوب می نازیم *** اگر باهم شویم ماها به این زودی نمی بازیم

برادر وار باید اتحاد خویش سازی حفظ *** به هر بازی این دو ملت ایران ماشادیم

چه پیروزی چه استقلال هر دو مال ایران است *** به و حدت تیم هایی آسیا از . پای اندازیم

حسین نژاد

أجل کمین جوان است جوان سرش بالا

أجل کمین جوان است جوان سرش بالا *** اگر به زیر نظر افگند همین حالا

چننین نمی شود ای عاقل این بدان هرگز *** نهد به قلب پدر داغ غم همین والا

روانت شاد اي استاد آواز

روانت شاد اي استاد آواز *** که کردی اربعین چون باد پرواز

خدا رحمت نماید روح پاکت *** که بودی در صدایت بهرما راز

گلویی داشتی مانند داوود *** شدی با حصرت داوود دمساز

صدای تو صدایی جاودان است *** صدای ما نمی ارزد به یک غاز

حسین نژاد

ص: 242

کاکا جون خوذت فکر خوذت باش

کاکا جون خوذت فکر خوذت باش *** که تا فرذا نگویی مس مو کاش

جهان نامرذمی بسیار داره *** دمار از گرده انسان در آره

کسی در اینزمان فکر کسی نی *** زنی هیجار یک فریاد رسی نی

گرسنه گر بمیرد نیست نانی *** بکن فکر خذت تا می توانی

عامو گپو

جام تلخ این حقیقت نوش کن

دست دزد بی حیا باید برید *** ورنه در آینده ها خواهید دید

اینقدر دزدی پدید آید بدان *** خواه یا ناخواه می آید پدید

تا توانید دوستان خوب من *** مال خود را حفظ فرما همچه تن

با کد ملی اخیرا دزدها *** برده اند مال زیادی از جفا

من کلیپش می فرستم گوش کن *** جام تلخ این حقیقت نوش کن

حسین نژاد

امروز هم به لطف خدا می کشم نفس

امروز هم به لطف خدا می کشم نفس *** مانند بلبلی که شدم دور از قفس

شکر خدا وشکرخدا دورم از بلا *** با لطف بیکران خدا زنده آیم و بس

حسین نژاد

ص: 243

توهین به شیعه می نمایی

ای سگ پدر حرام زاده *** توهین به شیعه می نمایی

بحرین که خاک شیعه باشد *** کردی تو به شيعة بی حیائی

ای احمق بی حیای مصری *** بی شک نه زمصری از کجائی

دانم که یهود زاده باشی *** اینگونه خری سر به هوائي

باید بزنند تا بمیری *** چون غیر کتک نداشت جائی

القصه دلم خنک نمودند *** آنکس که نمود با وفائي

حسین نژاد

برخیز ای برادر من وقت خواب نیست

امروز تان هم در پناه خداوند منان دوستان گلم

برخیز ای برادر من وقت خواب نیست *** خواب گران به پیش که وقت جواب نیست

این لحظه که با تو سخن دارد این حقیر *** رفت از جهان یکی و دگر انتخاب نیست

شکر خدا که نیم نفس در من و شماست *** بر گیر توشه ای که به غیر از ثواب نیست

حسین نژاد

پیامت شنیدم در این روزگار

پیامت شنیدم در این روزگار *** دلم سوخت زین گفته چندین هزار

دراین کشو ي که سراسر طلاست *** چرا وضع یکعده رنج و بلاست

ص: 244

چرا جاروئی که دوملیون خرید *** دهد هشتصد باضرر نا امید

در آنجا که خیر زیاد است هان *** به این شخص سازید کمک در نهان

خدایا بحق بزرگان دین *** خودت رحم کن شخصهائی چنین

حسین نژاد

نسیم صبح سعادت محمد است و علی

نسیم صبح سعادت محمد است و علی *** شفيع روز قیامت محمد است و علی

خداوندا بحق محمد وآل محمد *** مهدي آل محمد بفریاد جهان بر سان

آمین

طلوع صبح ربیع و جمال احمد مرسل

طلوع صبح ربیع و جمال احمد مرسل *** اگر که پیرو آل محمدی صلوات

دگر به حیدر کرار و همسرش زهرا *** حسین و هم حسن از باغ احمدی صلوات

علي و باقر و صادق به موسی کاظم *** به نور روی علی شاه مشهدی صلوات

جواد وهادي باب أمام عصر این ها *** به روی آن گل زیبایی مهدوی صلوات

حسین نژاد

ص: 245

برخیز ای برادر من وقت خواب نیست

برخیز ای برادر من وقت خواب نیست *** خواب گران به پیش که وقت جواب نیست

این لحظه که با تو سخن دارد این حقیر *** رفت ازجهان یکی و دگر انتخاب نیست

شکر خدا که نیم نفس در من و شماست *** بر گیر توشه ای که به غیر از ثواب نیست

امروز تان هم در پناه خداوند منان دوستان گلم

حسین نژاد

با محبت می توانی رفت اوج آسمان

عشق چیزی نیست جز مهر و محبت درجهان *** با محبت می توانی رفت اوج آسمان

چشم بگشا و ببین حیوان چه با ما می کند *** گر محبت بیند آن باشد چه مادر مهربان

شیر وحشی رام می گردد بغل خوابت شود *** آنکس که بی محبت باشد انسانش مخوان

روی آور بر محبت تا شوی دلشاد شاد *** روی غم هر گز نبینی تا بمیری زین جهان

خدا مهربان است و با محبت

حاج سید ابراهیم حسین نژاد

ص: 246

محبت است که از خار گل زند بیرون

محبت است که از خار گل زند بیرون *** محبت است که شیری کند به ما مفتون

محبت است که انسان برد به اوج کمال *** محبت است شود حال احسن الأحوال

محبت است که مادر سحر کند بیدار *** به پای طفل نشیند سرش نهد دیوار

حسین نژاد

دشمن به باطل خود این همه پایبند است

دشمن به باطل خود این همه پایبند است *** ما چرا به آنچه که حق هست پایبند نباشیم

ترور کردند دانشمند مارا *** به نامردی گروهی ناجوانمرد

خدا لعنت نماید قاتلانش *** که از داخل چنین ظلمی به ما کرد

غریب هرگز نمی داند چه سازد *** به جز آنکه به داخل هست نامرد

سخن ها باتو این نامرد دارم *** چرا که صد هزاران درد دارم

صبح است بیا تا نفسی تازه کنیم

صبح است بیا تا نفسی تازه کنیم *** این کشور خویش را پر آوازه کنیم

دولت کمکی اگر ندارد به توان *** ما فکر برادران افتاده کنیم

حسین نژاد

ص: 247

ما یاد برادران آزاده کنیم

صبح است بیا تا نفسی تازه کنیم *** این کشور خویش را پر آوازه کنیم

دولت کمکی اگر ندارد به توان *** ما فکر برادران افتاده کنیم

سخت است در این زمان برای همه گان *** در حد توان خویش آماده کنیم

دلجوئی آن مریض افتاده به تخت *** ما یاد برادران آزاده کنیم

از سوز جگر دست دعا برداریم *** بر خویش نه بر مهدی شهزاده کنیم

صبحتان منور به أنوار اللهي

حسین نژاد 16/9/1399

در وصف (شاعر) سروده استاد اسد نصراللهی

جلیل القدر آقایی به منبر دیده ام امروز *** به سر تاجی چنان تاج پیمبر دیده ام امروز

چنین عالم ، چنین شاعربدوران کس نشد اخر *** چنین سروی ، چنین ماهی به سر دیهیم پیغمبر

نژادش از حسین است، نام ابراهیم *** شکر ریزد کلامش تاجور دیهیم

خدا یا عاقبت خیرش نما پیر پیمبر گون *** نما عمر شریف و نازنینش سال ها افزون

شعر اسد نصراللهی به حاج سیدابراهیم

23 ابان 98

ص: 248

برای مولف کتاب

شمه ای گویم زحال مجتبی *** نوگل سید مقیم آن باخدا

سه پسر دارد سه تا نخبه پسر *** مرتضی و مصطفی خیرگو مقر

مجتبی و مرتضی در راه دین *** مصطفی هم خدمت ایران زمین

الغرض این دو اوان کودکی *** راه دین را برگرفته هریکی

خوش صدا چون جد خود روز و شبان *** می کنند خدمت به جمع مومنان

باب ایشان هم که مسجد خانه است *** مسجدش همچون کبوتر لانه است

هرکه خواهد بیندش روز و شبان *** بایدش مسجد رود درانمکان

راه دین هرکس گرفتی این بدان *** راضی از او هست خلاق جهان

روز محشر چون شود بینی که او *** همنشین گردیده با پیغمبران

مجتبی باشد برادر زاده ام *** من به روی چشم خود جاداده ام

ایخدا یا حفظ بنما هرسه تا *** با پدر در سایه لطف خدا

حاج سید ابراهیم حسین نژاد قیر و کارزین فارس خیرگو

مجتبا نام و حسینش در دل است

برای مولف کتاب

ان که باید می نگفتی سید است *** مجتبا نام و حسینش در دل است

اهل ذوق و منبر و اهل ولاست *** شعر او زیبا که گویا کربلاست

لحن و صوتش جملگی محزون کند *** گریه بر افلاک عالم چون کند

تقدیم به حاج اقا سید مجتبی حسین نژاد ارادتمند حسین قاسمیان

یک فرد وظیفه گرا، دلسوز، متخصص

درود بر اندیشمند فرزانه حجه الاسلام والمسلمین سید مجتبی حسینی نژاد که انصافا جهادی و دغدغه مند عمل می کنند. خداوند طول عمر با عزت به شما عنایت فرماید. بدون هیچ تعارفی سید مجتبی یک فرد وظیفه گرا، دلسوز، متخصص و در حوزه کاری خود صاحب نظر و صاحب سبک است.

دکترسیدمجتبی عباسی

ص: 249

درباره مركز

بسمه تعالی
جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
(توبه : 41)
چند سالی است كه مركز تحقيقات رايانه‌ای قائمیه موفق به توليد نرم‌افزارهای تلفن همراه، كتاب‌خانه‌های ديجيتالی و عرضه آن به صورت رایگان شده است. اين مركز كاملا مردمی بوده و با هدايا و نذورات و موقوفات و تخصيص سهم مبارك امام عليه السلام پشتيباني مي‌شود. براي خدمت رسانی بيشتر شما هم می توانيد در هر كجا كه هستيد به جمع افراد خیرانديش مركز بپيونديد.
آیا می‌دانید هر پولی لایق خرج شدن در راه اهلبیت علیهم السلام نیست؟
و هر شخصی این توفیق را نخواهد داشت؟
به شما تبریک میگوییم.
شماره کارت :
6104-3388-0008-7732
شماره حساب بانک ملت :
9586839652
شماره حساب شبا :
IR390120020000009586839652
به نام : ( موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه)
مبالغ هدیه خود را واریز نمایید.
آدرس دفتر مرکزی:
اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109