سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -
Ansari,Mohammad Baqir
عنوان و نام پديدآور : گلستان غدیر/ محمد باقر انصاری
مشخصات نشر : قم: دلیل ما، 1385.
مشخصات ظاهری : [59] ص.؛ 5/14 × 5/21 س م.
موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- *Proof of caliphate
موضوع : غدیر خم
Ghadir
رده بندی کنگره : BP223/5/الف83گ4 1385
رده بندی دیویی : 297/452
ویراستار دیجیتالی: محمد مبین روزبهانی
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ص: 1
بسم اللّه الرحمن الرحيم
«غدير» گلستانى است دائمى و پرطراوت، كه هر روز دسته گلى به پيشگاه ولايت علوى تقديم مى نمايد. اكنون هزار و چهارصد سال از عمر سراسر بركت اين باغ زيباى نبوت مى گذرد، در حالى كه ميلياردها دوستدار اهل بيت (علیهم السّلام) را مهمان عطر دل انگيز محبت نموده و با غنچه هاى روح بخش ولايت به پيشواز آنان رفته و بر خان نعمت كامل شده خويش پذيرا گشته است.
شيعه در حيات معنوى خود نياز مبرم به تجديد عهد با غدير دارد، و هر روز با بوسه اى ديگر بر دست مبارك اميرالمؤمنين على بن ابى طالب (علیه السّلام)، پيمان خود با امامش را محكمتر مى كند. گلستان غدير ميعادگاه دلپذيرى است براى آنان كه با گشت و گذار بين شكوفه هاى ولايت، خنكاى محبت را از عمق جان احساس مى كنند.
نوشته حاضر مجموعه اى در اين راستا است، تا هر از چند گاه به مناسبتى از غدير ياد شود و قلبهاى شيفته اهل بيت (علیهم السّلام) نشاطى تازه بگيرد. با هدف فراگيرى آن نسبت به جوانب مختلف غدير، مطالب در ده بخش مجزا تنظيم شده است:
1 . با غدير آشنا شويم
2 . مراسم غدير
3 . خطابه غدير
4 . جشن و عيد غدير
5 . فرهنگ غدير
6 . شعر غدير
7 . يادگارهاى غدير
8 . غدير در دعاها
9 . غدير در كلام اهل بيت (علیهم السّلام)
10 . دفاع از غدیر
به اميد آنكه با گردشى در گلستان غدير، دلها را از محبت اميرالمؤمنينعليه السلام سيراب نماييم؛ و با قدوم نورانى وارث غدير حضرت بقية اللّه الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جمال دلاراى غدير را به تماشا بنشينيم.
قم، محمد باقر انصارى
غدير 1421 ، زمستان 1379
ص: 2
---------------------------------------------
غدير، زلال پر بركت باغستان توحيد
غدير، ضامن بقاى اسلام
غدير، عيد انسانيت
آينده هاى غدير
چكيده غدير
آرزوى غديريان
غدير، خنثى كننده توطئه ها
اتمام حجت غدير در بلند مدت
نسلهاى غديرى
نورِ غدير، نور ولايت
وظيفه سنگين در برابر غدير
هيچ حكمى مثل ولايت اعلام نشد
نشانه اهميت غدير در دين ما
غدير مقبول همه
پرونده غدير
نام غديريان
حراست و دفاع از غدير
غدير در عينيّت جامعه
غدير جهانى
غدير بهترين اعياد امت
غدير بر بلندترين قله تاريخ
غدير درخت ولايت
چهارده قرن با ياد غدير
خاطرات شيرين غدير
خورشيد بلند غدير
ص: 3
غدير، آبى است كه همهٔ درختان و گل بوته هاى باغستانهاى توحيد براى تغذيه و رشد به آن نيازمندند.
هزار و چهارصد سال است كه شيعه زلال پر بركت غدير را به پاى درختان ولايت مى افشاند و از آن بيابان خشك باغهاى پر ثمر اعتقادى و گلهاى زيباى محبت را پرورش داده، و با حجتى قوى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دستش داده مرزهاى اعتقاد را بر روى معاندين بسته و جرأت تعرّض را از آنان سلب نموده است.
------------------------------------------------------
غدير، حافظ گذشته اسلام و ضامن بقاى آينده اسلام است، كه سياست گذار آن خداوند تعالى و اعلان كننده اش پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مجرى آن دوازده امام معصوم (علیهم السّلام) اند.
------------------------------------------------------
غدير عيد همه انسانيت است. آن روز آرزوى نهايى از خلقت انسان بيان شد و هدف انسانيت مشخص گرديد. آنانكه آن روز را ضايع كردند حق انسانيت را زير پا گذاشتند و حق ميلياردها بشر را ناديده گرفتند.
غدير در روح ما و از طينت ماست. با غدير به دنيا آمده ايم، و با زلالش كه با شيره جانمان آميخته به ملاقات پروردگار خواهيم رفت.
------------------------------------------------------
ص: 4
در غدير چشمان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دور دستهايى را مى نگريست كه مى بايد كشتى اسلام آن را طى كند و هدف نهايى آن به ظهور برسد؛ و آينده هايى را مى نگريست كه گرگهاى عقيده اسلام را از داخل مورد تعرض قرار داده اند.
دست على بن ابى طالب (علیه السّلام) را گرفت و او را بلند كرد و از همانجا او را به همه نسلهاى تاريخ نشان داد و بعنوان جانشين خود معرفى فرمود.
------------------------------------------------------
غدير، مجموعه وقايعى سرنوشت ساز است كه «خطبه غدير» شاخص ترين و زنده ترين سند آن است. اين خطبه قانون نامه زير بنائى و آبروى ابدى اسلام است كه چكيده آن جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» و نتيجه آن «ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام)» است.
------------------------------------------------------
به اميد روزى كه با ظهور صاحب غدير حضرت بقية اللّه اعظم ارواحنا فداه و عجّل اللّه فرجه، تحقق عملى «من كنت مولاه فعلى مولاه» را به تماشا بنشينيم، و كنار شمع وجودش معناى «اللهم وال من والاه» را از عمق جان احساس كنيم، و با يارى او اوج «اللهم انصر من نصره» را به نمايش بگذاريم، و «غدير» را آنگونه كه در «خم» ريختند بيابيم و بچشيم و لذت ببريم.
------------------------------------------------------
ص: 5
آنچه مى توانست همه نقشه هاى دشمنان را يكجا خنثى نمايد و اسلام را بر حقيقت خود حفظ كند، تعيين و اعلان رسمى جانشين پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. آنحضرت اين مهم را از آغاز بعثت خويش در هر فرصت مناسب بيان مى فرمود. با همه اين اقدامات، پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اعلان و نصب و تعيين رسمى و عمومى را براى موقعيتى مهم از نظر زمانى و مكانى در نظر گرفته بود كه در عظيم ترين اجتماع مردم در تاريخ حيات آنحضرت و در آخرين ماههاى عمر او در بود. آن موقعيت زمانى و مكانى براى اعلان رسمى، همان «غدير خم» بود.
------------------------------------------------------
پيامبر خدا با در نظر گرفتن آينده دين الهى كه تا آخرين روز دنيا ادامه آن است، و با توجه به دامنه وسيع مسلمين در حد جهانى، جانشينان خود را تا روز قيامت - يعنى دوازده امام معصوم (علیهم السّلام) - در يك خطابه رسمى به جهانيان معرفى فرمودند.
------------------------------------------------------
بنابر اين اگر اكثريت اجتماع آن روزِ مسلمين، كلام پيامبرِ دلسوز خود را كنار گذاردند وخلافتِ بلا فصل اميرالمؤمنين (علیه السّلام) را قبول نكردند، ولى بسيارى از افراد نسلهاى بعدى مسلمانان وصى واقعى پيامبرشان را شناختند كه اين بالاترين هدف از «غدير» بود.
------------------------------------------------------
ص: 6
اين نورِ «غدير» است كه پس از پانزده قرن رقم صدها ميليونىِ شيعيان و محبين اهل بیت (علیهم السّلام) را در طول تاريخ در پهنه جهان و در هر زمانى باقى گذارده است، و نور ولايت را همچنان در مناطق مختلف دنيا درخشنده و تابناك حفظ كرده است. جمع عظيم شيعيان در طول تاريخ فقط على بن ابى طالب و يازده فرزند او را جانشينان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى دانند.
------------------------------------------------------
خطابه غدير براى عده اى محدود و زمانى معين بيان نشده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده بايد حاضران به غائبان، شهرنشينان به روستائيان، پدران به فرزندان تا روز قيامت اين خبر را برسانند و همه در ابلاغ اين پيام انجام وظيفه كنند.
------------------------------------------------------
در تاريخ بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فقط حكم ولايت در غدير است كه با مقدمات مفصل و در مكانى خاص و در اجتماعى عظيم بصورت خطابه اى طولانى بيان شده است. ساير احكام الهى در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و يا خانه آنحضرت براى عده اى بيان مى شد و بعد خبر آن به همه مى رسيد. امام باقرعليه السلام در اين باره مى فرمايد:
«لَمْ يُنادِ بِشَىْٔ مِثْلَ ما نُودِىَ بِالْوِلايَةِ يَوْمَ الْغَديرِ»، «هيچ حكمى مثل ولايت در روز غدير اعلام نشده است».
اصول كافى: ج 2 ص 21.
------------------------------------------------------
ص: 7
توجه خاصّ ائمه (علیهم السّلام) به سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير، وبخصوص كلام اميرالمؤمنين و حضرت زهرا (عليها السلام) كه فرمودند: «روز غدير خم براى كسى عذرى باقى نگذاشت»؟ و نيز اهتمام علماء به تفصيل مباحث مربوط به غدير به تبعيت از ائمه هدى (علیهم السّلام) بعنوان ريشه اصيل ولايت و امامت، همه اينها نشان اهميت فوق العاده غدير در دين ماست.
بحار الانوار: ج 28 ص 186 . عوالم: ج 11 ص 595 ح 59 .
-----------------------------------------------------
سند و شيوه نقل حديث غدير از نظر تاريخى، حديثى، رجالى، كلامى و ادبى، و همچنين فراگيرى و راهيابى آن به قلوب مردم، در ميان روايات ولايت بى مانند است. محققان تواتر اين حديث را به اثبات رسانده و همه مسلمانان با هر فرقه و مسلكى كه دارند به درستى اين حديث اعتراف كرده اند.
------------------------------------------------------
پرونده غدير با كليد «من كنت مولاه فعلى مولاه» گشوده مى شود و اوراق آن به دو بخش تقسيم مى گردد: يكى «اللهم وال من والاه و انصر من نصره» و ديگرى «اللهم عاد من عاداه و اخذل من خذله». در اين پرونده عكس العملهاى دو جبهه غدير و دشمنانش منعكس شده و مى شود.
پرونده غدير هرگز بسته نمى شود تا روز قيامت كه در پيشگاه محمد و على (صلوات اللّه عليهما و آلهما) باز شود و همه درباره آن، مورد سؤال قرار گيرند.
------------------------------------------------------
ص: 8
خدايا نام ما را در صفحات «اللهم انصر من نصره» ثبت فرما، و به ما شناختى كامل از گروه «اللهم اخذل من خذله» عنايت فرما. اى خداى شيعه، خورشيد بلند غدير را تا هميشه روزگار در كرانه اقيانوس اسلام، چراغراه اهل بهشت قرار ده و نام آن را جهانى فرما.
------------------------------------------------------
پرونده علمى غدير تا كنون دوران بى وقفه هزار و چهارصد ساله اى را پشت سر گذاشته كه طى آن امر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر پشتيبانى دائمى از غدير به اجرا در آمده است. واعظان بسيارى بر فراز منبرها، و علماى
وارسته اى در مجالس بحث و مناظره، و مؤلفان زبردستى در كتابها، و ابرمردانى همچون سلمان و ابوذر و مقداد بعنوان شاهدان صدق غدير، و نيز خدمتگزارانى در آحاد جامعه، وظيفه حراست و دفاع از اين آرمان بزرگ اسلام را بر دوش كشيده اند.
-----------------------------------------------------
اگر غدير در عينيّت جامعه تحقق مى يافت اختلاف و تفرقه اى نبود تا نياز به احتجاجها و مناظرات براى اثبات بنيادهاى ولايت باشد. آنانكه زلال غدير را گِل آلود نمودند نسلهايى را از نوش گواراى آن محروم ساختند. صلوات و رحمت و بركات خداوند بر امامان دلسوز امت، كه براى نجات غرق شدگان در فتنه به حفظ و احياى غدير در شرايط مختلف پرداختند.
------------------------------------------------------
ص: 9
علماى شيعه در دوران غيبت امام زمان عجل اللّه فرجه پرچم دفاع از غدير را به دوش كشيده اند و در پاى آن مقاومت نموده اند. تا آنجا كه در مواردى حتى خود دشمن اقرار به غدير نموده و از انكار آن عاجز مانده است.
امروز دامنه اين احتجاجات از كتابها و جلسات بالاتر رفته و در كنفرانسها و بصورت برنامه هاى راديويى و تلويزيونى و حتى در اينترنت مطرح شده است.
------------------------------------------------------
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از غدير، در مدينه فرمود: «روز غدير بهترين اعياد امت من است و آن همان روزى است كه خداوند به من دستور داد برادرم على بن ابى طالب را براى امتم منصوب نمايم».
بحار الانوار: ج 37 ص 109 ح 2
------------------------------------------------------
چهارده قرن است كه غدير بر بلندترين قله تاريخ مى درخشد.
چهارده قرن از حيات پر بركت غدير مى گذرد چون پيامبر و على و حسين (علیهم السّلام) زنده اند؛
چهاردهمين قرنِ روزى كه خداوند غدير را والاترين نعمت خود اعلام كرد.
چهارده قرن از ساعتى مى گذرد كه پيامبر عزيز با صداى ملكوتيش خبرِ خوشِ غدير را براى مردم آورد.
------------------------------------------------------
ص: 10
چهارده قرن از روزگار امامانى گذشته كه نام على (علیه السّلام) را با غدير زنده نگه داشتند.
چهارده قرن است كه پاسداران غدير درخت ولايت را آبيارى مى كنند و پرچم آن را به دوش مى كشند و در راهش جانفشانى مى نمايند.
چهاردهمين قرنى است كه پرونده پرافتخار غدير پايه هاى استوار آن را به جهانيان مى نماياند.
چهارده قرن است كه قلم در راه غدير انجام وظيفه مى كند و ميراث مكتوب عظيمى از غدير را به يادگار گذاشته است.
------------------------------------------------------
چهارده قرن است كه شعر و ادب جلوه هاى زيبايى از غدير را در معرض تماشاى جهانيان گذاشته است.
چهارده قرن است كه غدير را دعا مى كنيم و به زيارت صاحب غدير مى رويم.
چهارده قرن است كه مسجد غدير در وادى خم ياد «ايام الولايه» را تازه مى كند.
چهارده قرن است كه غدير را عيد مى گيريم و با دوستان غدير شيرينى آن روز را به جشن مى نشينيم.
آغاز پانزدهمين قرنى است كه دفتر غدير ورق مى خورد و هر روز خاطره اى از ولايت علوى را در خود ثبت مى كند.
------------------------------------------------------
پرونده هزار و چهارصد ساله غدير، با كليد «من كنت مولاه فعلى مولاه» گشوده شد و دو جلوه از خود نشان داد: «اللهم وال من والاه ... و انصر من نصره»، «اللهم عاد من عاداه ... و اخذل من خذله».
در يك نگاه برگهاى اين پرونده شامل خاطرات شيرين و تلخ غدير در چهارده قرن است.
اينك از بلنداى چهارده قرن، افقهاى دور دستى را مى توان نگريست كه غدير سبز پرچم سفيد علوى را برفراز گيتى برافراشت و از آن روز غدير گرانسنگ امتحان شد.
ص: 11
خدايا نام ما را در صفحات «اللهم انصر من نصره» ثبت فرما، و به ما شناختى كامل از گروه «اللهم اخذل من خذله» عنايت فرما.
اى خداى قدير، خورشيد بلند غدير را تا هميشه روزگار در كرانه اقيانوس اسلام، چراغراه اهل بهشت قرار ده و نام آن را جهانى فرما.
اى صاحب اختيار هستى، چشمانمان منتظر موعود غدير است تا با ظهورش حضور غدير را جشن جهانى بگيريم و نام «على (علیه السّلام)» را نقش آسمان نماييم.
------------------------------------------------------
ص: 12
---------------------------------------------
انتخاب «غدير خم»
اشتياق مردم براى حضور در غدير
منبر استثنائى غدير
اجتماع غدير، استثنايى در تاريخ انبيا (علیهم السّلام)
سخنرانى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير
على بن ابى طالب (علیه السّلام) بر فراز دست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير
تبريك و تهنيت در غدير
تكرار «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...» در غدير
بيعت مردان در غدير
بيعت زنان در غدير
ايام الولاية غدير
------------------------------------------------------
ص: 13
انتخاب منطقه «غدير» كه به امر خاص الهى بود از چند جهت قابل ملاحظه است:
يكى اينكه در راه بازگشت از مكه، كمى قبل محل افتراق كاروانها و تقاطع مسيرهاست.
دوم اينكه در آينده هاى اسلام كه كاروانهاى حج در راه رفت و برگشت از اين مسير عبور مى كنند با رسيدن به وادى غدير و نماز در مسجد پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، تجديد خاطره و بيعتى با اين زيربناى اعتقادى خود مى نمايند و ياد آن در دلها احيا مى گردد.
سوم اينكه «غدير» كمى قبل از «جحفه»، بيابانى وسيع و آبگيرى براى جمع شدن آب سيلها و همچنين آب چشمه اى كه از سمت شمال غربى به آن مى ريزد و چند درخت كهنسال تنومند بوده، كه براى برنامه سه روزه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ايراد خطبه براى آن جمعيت انبوه بسيار مناسب بوده است.
------------------------------------------------------
صبح آن روز كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از مكه به مقصد غدير حركت كردند، سيل جمعيت كه بيش از صد و بيست هزار نفر بودند بهمراه حضرت حركت كردند. حتى پنج هزار نفر از اهل مكه و عده اى حدود دوازده هزار نفر از اهل يمن - كه مسيرشان به سمت مدينه نبود - براى درك مراسم غدير همراه حضرت آمدند.
------------------------------------------------------
در غدير مردم صورتى از منبر و سخنرانى را ناظر بودند كه تا آن روز نديده بودند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)بر فراز منبر ايستادند و اميرالمؤمنين (علیه السّلام) را فرا خواندند و به او دستور دادند بالاى منبر بيايد و در سمت راستش بايستد. قبل از شروع خطبه، اميرالمؤمنين (علیه السّلام) يك پله پائين تر بر فراز منبر در طرف راست حضرت ايستاده بودند و دست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر شانه آنحضرت بود.
------------------------------------------------------
ص: 14
با در نظر گرفتن شكل خاص منبر و سخنرانى، كه دو نفر بر فراز منبر در حالت قيام ديده مى شوند و بيش از صد و بيسست هزار انسان اين منظره بديع را مى نگرند، به استقبالِ غدير خواهيم رفت.
اجتماع 120000 نفر براى يك سخنرانى و در مقابل يك خطيب، در گذشته ششهزار ساله انبيا تا آن روز استثنايى بود و مردم هرگز چنين مجلس عظيمى براى سخنرانى نديده و نشنيده بودند.
------------------------------------------------------
سخنرانى تاريخى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير كه حدود يك ساعت طول كشيد در يازده بخش قابل ترسيم است:
حضرت در اولين بخش سخن، به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت حق تعالى را ذكر فرمودند، و بعد از آن به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.
در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصريح كردند كه بايد فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب ابلاغ كنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.
در سومين بخش، امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرين روز دنيا اعلام فرمودند تا همه طمعها يكباره قطع شود. از نكات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همه انسانها و در طول زمانها و در همه مكانها و نفوذ كلماتشان در جميع امور بود، و نيابت تام ائمه (علیهم السّلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جميع اختيارات اعلام فرمودند.
در بخش چهارم خطبه، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با بلند كردن و معرفى اميرالمؤمنين (علیه السّلام) فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»: «هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بوده ام اين على هم نسبت به او صاحب اختيارتر است. خدايا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند».
سپس كمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه (علیهم السّلام) اعلام فرمودند و بعد از آن، خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند.
در بخش پنجم حضرت صريحا فرمودند: «هر كس از ولايت ائمه (علیهم السّلام) سر باز زند اعمال نيكش سقوط مى كند و در جهنم خواهد بود». بعد از آن شمه اى از فضائل اميرالمؤمنين (علیه السّلام) را متذكر شدند.
ص: 15
مرحله ششم از سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جنبه غضب الهى را نمودار كرد. حضرت با تلاوت آيات عذاب از قرآن فرمودند: «منظور از اين آيات عده اى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده است، و چشم پوشى از آنان در دنيا مانع از عذاب آخرت نيست».
در بخش هفتم، حضرت تكيه سخن را بر اثراتِ ولايت و محبت اهل بیت (علیهم السّلام) قرار دادند و فرمودند: «اصحاب صراط مستقيم در سوره حمد شيعيان اهل بیت (علیهم السّلام) هستند».
سپس آياتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شيعيان آل محمد (علیهم السّلام) تفسير فرمودند. آياتى هم درباره اهل جهنم تلاوت كردند و آنها را به دشمنان آل محمد (علیهم السّلام) معنى كردند.
در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقية اللّه الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره كردند و آينده اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل اللّه فرجه را به جهانيان مژده دادند.
در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابى طالب دعوت مى كنم. پشتوانه اين بيعت آن است كه من با خداوند بيعت كرده ام، و على هم با من بيعت نموده است؛ پس اين بيعتى كه از شما مى گيرم از طرف خداوند و بيعت با حقتعالى است.
در دهمين بخش، حضرت درباره احكام الهى سخن گفتند كه مقصود بيانِ چند پايه مهم عقيدتى بود: از جمله اينكه چون بيان همه حلالها و حرامها توسط من امكان ندارد، با بيعتى كه از شما درباره ائمه (علیهم السّلام) مى گيرم حلال و حرام را تا روز قيامت بيان كرده ام، زيرا علم و عمل آنان حجت است. ديگر اينكه بالاترين امر به معروف و نهى از منكر، تبليغ پيام غدير درباره امامان (علیهم السّلام) و امر به اطاعت از ايشان و نهى از مخالفتشان است.
در آخرين مرحله خطابه، بيعتِ لسانى انجام شد و حضرت فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبانهاى شما اقرار بگيرم». سپس مطلبى را كه مى بايست همه مردم به آن اقرار مى كردند تعيين كردند كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (علیهم السّلام) و عهد و پيمان بر عدم تغيير و تبديل و بر رساندن پيام غدير به نسلهاى آينده و غائبان از غدير بود. در ضمن بيعت با دست هم حساب مى شد زيرا حضرت فرمودند: «بگوئيد با جان و زبان و دستمان بيعت مى كنيم».
كلمات نهايى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)دعا براى اقراركنندگان به سخنانش و نفرين بر منكرين اوامر آنحضرت بود و با حمد خداوند خطابه حضرت پايان يافت.
بحار الانوار: ج 37 ص 201 - 207 . اثبات الهداة: ج 2 ص 114 ، ج 3 ص 558
------------------------------------------------------
ص: 16
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به امير المؤمنين (علیه السّلام) كه بر فراز منبر كنار حضرت ايستاده بودند، فرمودند: «نزديكتر بيا». آنحضرت نزديكتر آمدند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دو بازوى او را گرفتند. در اين هنگام اميرالمؤمنين (علیه السّلام) دست خود را به سمت آسمان باز كردند تا آنكه دستهاى هر دو به سوى آسمان قرار گرفت. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اميرالمؤمنين (علیه السّلام) را - كه يك پله پايين تر قرار داشت - از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آنحضرت محاذى زانوهاى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار گرفت و مردم سفيدى زير بغل ايشان را ديدند، كه تا آن روز ديده نشده بود. در اين حال فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه»: «هر كس من مولى و صاحب اختيار اويم اين علىّ مولى و صاحب اختيار اوست».
بحار الأنوار : ج 37 ص 111 ، 209 . عوالم: ج 15/3 ص 47 . كتاب سليم: ص 888 ح 55
------------------------------------------------------
پس از پايان خطبه، مردم به سوى پيامبر و اميرالمؤمنين (صلوات اللّه عليهما و آلهما) هجوم آوردند، و با ايشان بعنوان بيعت دست مى دادند، و هم به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و هم به اميرالمؤمنين (علیه السّلام) تبريك و تهنيت مى گفتند. صداى مردم بلند شده بود كه: «آرى، شنيديم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت مى كنيم».
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى فرمودند: به من تبريك بگوئيد، به من تهنيت بگوئيد، زيرا خداوند مرا به نبوّت واهل بيتم را به امامت اختصاص داده است.
بحار الانوار: ج 21 ص 387. امالى شيخ مفيد: ص 57
------------------------------------------------------
ص: 17
از سوى ديگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به منادى خود دستور دادند تا بين مردم گردش كند و اين خلاصه غدير را تكرار كند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»، تا در غدير بعنوان تابلويى نقش ببندد.
بحار الانوار: ج 21 ص 387. امالى شيخ مفيد: ص 57
------------------------------------------------------
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از فرود از منبر دستور دادند تا دو خيمه برپا شود. يكى را مخصوص خود قرار دادند و در آن جلوس فرمودند، و به امير المؤمنين (علیه السّلام) دستور دادند تا در خيمه ديگر نمايد، و امر كردند تا مردم جمع شوند.
پس از آن مردم دسته دسته در خيمه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حضور مى يافتند و با آنحضرت بيعت نموده و تبريك و تهنيت مى گفتند. سپس در خيمه مخصوص اميرالمؤمنين (علیه السّلام) حاضر مى شدند و بعنوان امام و خليفه بعد از پيامبرشان با آنحضرت بيعت مى كردند و بعنوان «امير المؤمنين» بر او سلام مى كردند، و اين مقام والا را تبريك مى گفتند. برنامه اين بيعت تا سه روز ادامه داشت.
بحار الأنوار : ج 21 ص 387 ، ج 28 ص 90 ، ج 37 ص 166 ، 127 . الغدير : ج 1 ص 58 ، 271 ، 274. عوالم: ج 15/3 ص 42 ، 60 ، 65 ، 134 ، 136 ، 194 ، 195 ، 203 ، 205
------------------------------------------------------
ص: 18
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)دستور دادند تا زنان هم با آنحضرت بيعت كنند و بعنوان «اميرالمؤمنين» سلام كنند و به حضرتش تبريك و تهنيت بگويند، و اين دستور را درباره همسران خويش مؤكد داشتند.
براى اين منظور دستور دادند تا ظرف آبى آوردند، و پرده اى بر روى آن زدند بطورى كه زنان در آن سوى پرده با قرار دادنِ دستِ خود در آب، و قرار دادنِ اميرالمؤمنين (علیه السّلام) دست خود را در سوى ديگر با آنحضرت بيعت كنند؛ و بدين صورت بيعت زنان هم انجام گرفت.
يادآور مى شود كه بانوى بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (علیه السّلام) از حاضرين در غدير بودند. همچنين كليه همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ام هانى خواهر اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و فاطمه دختر حضرت حمزه و اسماء بنت عميس در آن مراسم حضور داشتند.
بحار الانوار: ج 21 ص 388. عوالم ج 15/3 ص 309
------------------------------------------------------
پس از سه روز، مراسم غدير پايان پذيرفت و آن روزها بعنوان «ايام الولاية» در ذهنها نقش بست. خبر واقعه «غدير» در شهرها منتشر شد و بسرعت شايع گرديد و بگوش همگان رسيد، و بدون شك توسط مسافران و ساربانان و بازرگانان تا اقصى نقاط عالم آن روز يعنى ايران و روم و چين پخش شد و غير مسلمانان هم از آن با اطلاع شدند.
بحار الأنوار : ج 37 ص 136 ، ج 39 ص 336 ، ج 41 ص 228 . عوالم : ج 15/3 ص 68 . كشف المهم: ص 109 . بصائر الدرجات: ص 201
------------------------------------------------------
ص: 19
------------------
---------------------------------------------
نكات شاخص در خطبه غدير
تقسيم موضوعى خطابه غدير
اشتهار حديث غدير
تبيين معناى ولايت در خطبه غدير
معناى ولايت در غدير
آمارى از موضوعات خطبه غدير
اسماء متبركه در خطبه غدير
آيات قرآن در خطبه غدير
معناى غدير در «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...»
انتخاب بهترين مولى در غدير
ولايت و امامت حضرت مهدى (علیه السّلام) در غدير
------------------------------------------------------
ص: 20
نكاتى كه در يك نگاه به صورت عمومىِ خطبه شاخص است:
1 . شاهد گرفتن حضرت، خداوند را بر تبليغ خود در موارد مختلف خطبه.
2 . شاهد گرفتن حضرت، مردم را بر تبليغ خود در مواضع مختلف خطبه.
3 . استشهاد به آيات قرآن در بسيارى از مواضع خطبه.
4 . تأكيد حضرت بر مسئله امامت دوازده امام عليهم السلام بعد از خود در چند مورد از خطبه.
5 . تأكيد حضرت بر عدم تغيير حلال و حرام و تبيينِ آن توسط امامان در چند مورد.
6 . تفسير بسيارى از آيات قرآن به اهل بیت (علیهم السّلام) در مواضعى از خطبه.
------------------------------------------------------
توحيد، نبوّت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، ولايت على بن ابى طالب (علیه السّلام)، ذكر دوازده امام معصوم (علیهم السّلام)، فضائل اهل بيت (علیهم السّلام)، فضائل اميرالمؤمنين (علیه السّلام)، لقب «اميرالمؤمنين»، علم اهل بيت (علیهم السّلام)، حضرت مهدى (علیه السّلام) ،محبّين وشيعيان اهل بيت (علیهم السّلام)، دشمنان اهل بيت (علیهم السّلام)، ائمّه ضلالت، اتمام حجّت،بيعت، قرآن، تفسيرقرآن، حلال و حرام، نماز و زكات، حج و عمره، امر به معروف و نهى از منكر، قيامت و معاد.
------------------------------------------------------
شخص اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا (علیهما السّلام) كه ركن غدير بودند، و نيز ائمه (علیهم السّلام) يكى پس از ديگرى تأكيد خاصى بر حفظ اين حديث داشتند، و همه ايشان بارها در مقابل دوست ودشمن بدان احتجاج و استدلال مى فرمودند، و در آن شرايط خفقان مى بينيم كه امام باقر (علیه السّلام) متن كامل خطبه غدير را براى اصحابشان فرموده اند. همچنين بيش از دويست نفر از صحابه و عده زيادى از تابعين آن را نقل كرده اند.
بهمين جهت در بين قاطبه مسلمين، هيچ حديثى به اندازه «حديث غدير» روايت كننده ندارد، و گذشته از تواتر آن، از نظر علم رجال و درايت، اسنادِ آن در حد فوق العاده اى است.
عوالم : ج 15/3 ص 472 - 476
ص: 21
با توجه به متن خطبه مفصل و دقت در ساير مطالبى كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه خود فرموده اند، معناى «مولى» و مراد از «ولايت» هم براى مخاطبين در غدير بسيار واضح و روشن بوده، و هم براى هر مُنصفى كه متن را مطالعه كند و شرايط خطبه را بطور كامل در نظر بگيرد واضح تر از آن خواهد بود كه جاى بحث و احتجاج باشد.
------------------------------------------------------
خطبه غدير منشور دائمى اسلام تلقى مى شود و داراى محتوايى فراگير نسبت به همه جوانب اسلام بصورت كلى است. ولى بحثهاى علمى در متن حديثِ غدير عموما در كلمه «مولى» و معانى عرفى و لغوى آن مرتكز است.
اين بدانجهت است كه قطب اصلى حديث جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» - كه در حساسترين موقعيت خطبه ادا شده است - و هرگاه بصورت اختصار به حديث غدير اشاره شود همين جمله مد نظر قرار مى گيرد، و راويان و محدثين نيز در هنگام اختصار به همين جمله اكتفا نموده و قرائن همراه آن را حذف كرده اند.
------------------------------------------------------
بكار گرفتن كلمه «مولى» براى آن است كه هيچ لفظى نمى تواند حامل معناى دقيقى باشد كه فوق همه معانى الفاظ مذكور است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمى خواهد فقط امامت يا خلافت يا وصايت حضرت را بيان كند، بلكه مى خواهد اولى به نفس بودن و صاحب اختيار تام مردم بودن و بعبارت واضحتر «ولايت مطلقه الهيه» را كه به معناى نيابت تامه از طرف پروردگار است بيان كند، و هيچ لفظى فصيح تر و گوياتر از «مولى» براى رساندن اين منظور پيدا نمى شود.
------------------------------------------------------
ص: 22
موضوعات مورد نظر حضرت در خطبه غدير و تعداد جملاتى كه درباره هر يك آمده چنين است:
1 . صفات خداوند تعالى: 110 جمله.
2 . مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): 10 جمله.
3 . ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام): 50 جمله.
4 . ولايت ائمه (علیهم السّلام): 10 جمله.
5 . فضائل اميرالمؤمنين (علیه السّلام): 20 جمله.
6 . حكومت حضرت مهدى (علیه السّلام): 20 جمله.
7 . شيعيان اهل بيت و دشمنان ايشان: 25 جمله.
8 . بيعت با معصومين (علیهم السّلام): 10 جمله.
9 . قرآن و تفسيرِ آن: 12 جلمه.
10 . حلال و حرام، و واجبات و محرمات: 20 جمله.
------------------------------------------------------
تصريحهاى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به اسماء مبارك در خطبه غدير اهميت فوق العاده آنها را مى رساند. ذيلاً موارد حساس آن تقديم مى شود:
1 . نام اميرالمؤمنين (علیه السّلام) چهل بار بعنوان «على (علیه السّلام)» تصريح شده است.
2 . كلمه «ائمه (علیهم السّلام)» ده بار صريحا آمده است.
3 . نام امام زمان (علیه السّلام) چهار بار بعنوان «مهدى (علیه السّلام)» ذكر شده است.
------------------------------------------------------
ص: 23
آيات قرآنى كه بعنوان شاهد و يا براى تفسير در خطبه آمده است.
استشهاد به آيات قرآن در بسيارى از مواضع خطبه از نكات شاخص آن است. آياتى كه در خطبه غدير بعنوان شاهد يا تفسير آمده 50 مورد است كه اهميت اين سند بزرگ اسلام را جلوه گر مى كند.
تفسير 25 آيه قرآن به اهل بیت (علیهم السّلام) و 15 آيه به دشمنان اهل بیت (علیهم السّلام) در متن خطبه نيز از نكات بسيار مهم آن است.
بيش از 10 آيه از قرآن نيز در ايام واقعه غدير نازل شده كه آيه «سأل سائل بعذاب واقع» نمونه است.
------------------------------------------------------
ترجمه دقيق جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...» چنين مى شود:
هر مسلمانى كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بعنوان صاحب اختيار خود قبول دارد، و در مورد فرمايشات و اوامر و افعال او اجازه هيچگونه شك و شبهه و اعتراض به خود نمى دهد، بايد نسبت به على بن ابى طال (علیه السّلام) نيز همين اعتقاد را داشته باشد و سخنان و افعال او و آنچه از او مى بيند و مى شنود را حق بداند، و از آنجا كه هيچگونه جاى اعتراض و تشكيك درباره او وجود ندارد، لذا هر كس به هر عنوان با او مخالفت كند و يا رو در روى او بايستد باطل و مساوى با كفر است.
------------------------------------------------------
چقدر بايد مسلمانان، بلكه همه انسانها از پروردگار خود تشكر كنند كه اينچنين درهاى رحمت بيكران خويش را بسوى مردم گشوده است و انوار قدسيه چهارده معصوم پاك (علیهم السّلام) را از آن عالم نورانى به صورت بشر آورده و بعنوان نمايندگان خود معرفى كرده است و با اين نعمت بزرگ منتى عظيم بر همه بشر گذارده است.
خدا را سپاس كه به ما اجازه نداد خودمان صاحب اختيارى تعيين كنيم تا دچار هزاران اشتباه شويم، و در انتخاب خود هم انسانهاى عادى را بعنوان مولاى ما تعيين نكرده، بلكه كسانى را منصوب فرموده كه بهترين هاى تمام عالم اند.
ص: 24
در خطبه غدير، در باره حضرت بقية اللّه الأعظم حجة بن الحسن المهدى صلوات اللّه عليه و عجل اللّه تعالى فرجه الشريف و جعلنا من اعوانه و انصاره توجه خاصى شده است.
اخبار از مهدى موعود براى آن مردمى كه قبول ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) برايشان سنگين بود، بيانگرِ آينده نگرى اسلام و برنامه بلند مدت دين الهى براى مسلمين است.
در خطبه غدير، 25 جمله در باره حضرت مهدى (علیه السّلام) آمده است كه آنها را تحت 6 عنوان مى توان خلاصه كرد: بشارت به او، خاتميت او، ج : مقام و منزلت او، علم او، قيام او، انتقام او. اعلامِ اين مطالب در غدير، يك پيشگويى و اخبار از غيب نيز بشمار مى آيد.
------------------------------------------------------
ص: 25
---------------------------------------------
مراعات شئونِ جشن غدير
تبريك و تهنيت عيد غدير
جشن عمومى غدير
عقد اُخوّت و برادرى در غدير
زيارت صاحب غدير
------------------------------------------------------
ص: 26
از آنجا كه هر قومى با چگونگى عيد گرفتن، ماهيتِ فرهنگى و عقيدتى خود را نشان مى دهند، لذا در مذهب اهل بیت (علیهم السّلام) هم براى عيد گرفتنِ «غدير» امور و جوانب مختلفى در نظر گرفته شده است كه با مراعات آنها گوشه اى از ماهيتِ فكرى تشيع به جهانيان معرفى مى شود. اين موارد كه از روايات استخراج شده در اين قسمت ذكر خواهد شد.
مراسم جشنى كه بمناسبت غدير گرفته مى شود منحصر به آنچه ذكر مى كنيم نيست، ولى بايد ضمن اظهار سرور و شادى سه جهت اساسى در نظر گرفته شود:
اولاً : برنامه هاى جشن تناسب با موضوع عيد داشته باشد، و متناسب با مقام صاحب عيد يعنى اميرالمؤمنين (علیه السّلام) باشد، و رنگ مذهبى در سراسر مراسم مد نظر باشد و با جشنهاى عادى از قبيل عروسى و وليمه و غيره كاملاً متمايز باشد.
ثانيا : كارهايى كه با شرع منافات دارد - چه حرام و چه مكروه - به هيچ عنوان در مراسم جشن مخلوط نشود. آنچه قلب ائمه (علیهم السّلام) را رنج مى دهد و هر كس مى تواند به حكم وجدان بفهمد كه ايشان از نبودن آن خشنودترند، در همه جشنها بخصوص چنين جشنهايى بايد ترك شود.
ثالثا : آنچه ذيلاً از روايات استخراج شده مورد توجه باشد و تا حد امكان سعى در پياده كردن آنها در مراسم غدير باشد.
------------------------------------------------------
اميرالمؤمنين (علیه السّلام) روز غديرى را كه با جمعه مقارن شده بود جشن گرفتند و در خطبه اى به همين مناسبت، مطالب مفصلى درباره غدير و عيد گرفتن آن فرمودند. پس از نماز، حضرت به اتفاق اصحابشان به منزل امام مجتبى (علیه السّلام) كه جشنى در آن برپا كرده بود رفتند و پذيرايى مفصلى انجام شد.
عوالم : ج 15/3 ص 209
------------------------------------------------------
ص: 27
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: هرگاه در اين روز برادر مؤمن خود را ملاقات كردى بگو:
الْحَمْدُ للّه ِ الَّذي أَكْرَمَنا بِهذَا الْيَوْمِ وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُؤْمِنينَ، وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُوفينَ بِعَهْدِهِ الَّذي عَهِدَهُ إِلَيْنا وَ ميثاقِهِ الَّذي واثَقَنا بِهِ مِنْ وِلايَةِ وُلاةِ أَمْرِهِ وَالْقُوّامِ بِقِسْطِهِ وَ لَمْ يَجْعَلْنا مِنَ الْجاحِدينَ وَ الْمُكَذِّبينَ بِيَوْمِ الدّينِ.
شكر خداى را كه ما را به اين روز گرامى داشته و ما را از مؤمنين قرار داده و از وفاداران به پيمانى كه با ما بسته و عهدى كه درباره واليان امرمان و بر پا دارندگان عدالت از ما گرفته است، و ما را از منكرين و تكذيب كنندگان روز قيامت قرار نداده است.
امام رضا (علیه السّلام) فرمود : در اين روز به يكديگر تهنيت و تبريك بگوئيد، و هرگاه برادر مؤمن خود را ملاقات كرديد چنين بگوئيد:
الْحَمْدُ للّه ِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ أَميرِالْمُؤْمنينَ (علیه السّلام).
سپاس خدايى را كه ما را از تمسك كنندگان بولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) قرار داده است.
عوالم : ج 15/3 ص 215، 223
------------------------------------------------------
يكى از مراسم خاص روز غدير، زيارت بارگاه مطهر و حريم ملائك پاسبانِ صاحب اين روز يعنى اميرالمؤمنين (علیه السّلام) است. چه بسا بتوان اين معنى را در زيارتش در نظر گرفت كه : چون ما موفق نشده ايم در صحراى غدير حضور يابيم تا به حضرتش تبريك و تهنيت بگوئيم، اينك در چنين روزى - پس از قرنها - به زيارت قبر او مى رويم يا از راه دور به سلام او مى ايستيم، و با اين اعتقاد كه امام معصوم هميشه زنده است و او صداى ما را مى شنود، به ساحت اقدس او تبريك و تهنيت مى گوئيم و با او تجديد بيعت مى نمائيم.
عوالم : ج 15/3 ص 220
------------------------------------------------------
ص: 28
يكى از مراسمى كه براى عيد غدير ذكر شده برنامه «عقد اُخُوّت» است، به اين معنى كه برادران دينى - طى يك سنت اسلامى - برادرى خود را مستحكم مى نمايند و با يكديگر پيمان مى بندند كه در آخرت نيز به ياد يكديگر باشند. در ضمن درباره حقوق برادرى اسلام كه بسيار زياد است و مراعات آنها احتياج به مواظبت دارد از يكديگر حليت مى گيرند، و با همين حلاليت بار ديگر خود را متوجه لزوم مراعات آنها مى نمايند.
كيفيت اجراى عقد اُخُوّت چنين است :
دست راست خود را در دست راست برادر مؤمن مى گذارى و مى گويى:
واخَيْتُكَ فِى اللّه ِ وَ صافَيْتُكَ فِى اللّه ِ وَ صافَحْتُكَ فِى اللّه ِ، وَ عاهَدْتُ اللّه َ وَ مَلائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِيائَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ عَلى أَنّي إِنْ كُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفاعَةِ وَ أُذِنَ لي بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا أَدْخُلُها إِلاّ وَ أَنْتَ مَعي.
با تو در راه خدا برادرى و يك روئى (با صفائى) مى نمايم و دست مى دهم، و با خدا و ملائكه اش و رسولان و انبيائش و امامان معصوم (علیهم السّلام) پيمان مى بندم كه اگر من از اهل بهشت و اهل شفاعت بودم و به من اجازه ورود به بهشت داده شد، وارد آن نشوم مگر آنكه تو نيز همراه من باشى.
آنگاه برادر دينى در جواب او بگويد: «قَبِلْتُ»: «قبول كردم». سپس بگويد: «أَسْقَطْتُ عَنْكَ جَميعَ حُقُوقِ الاْخُوَّةِ ما خَلاَ الشَّفاعَةَ و الدُّعاءَ وَ الزِّيارَةَ»: «همه حقوق برادرى را از تو ساقط كردم (و بر تو بخشيدم) مگر شفاعت و دعا و زيارت را».
مستدرك الوسائل (محدث نورى) چاپ قديم ج 1 ص 456 باب 3، از كتاب زاد الفردوس نقل كرده است. همچنين از شيخ نعمة اللّه بن خاتون عاملى نقل كرده كه بر اين مطلب از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نصّ وارد شده است. همچنين مرحوم فيض كاشانى در كتاب خلاصه الأذكار، باب دهم (ص99) برنامه «عقد اُخُوّت» را ذكر نموده است.
------------------------------------------------------
ص: 29
---------------------------------------------
غدير و كتاب
اولين كتابها در موضوع غدير
فرهنگ مكتوب غدير
زمينه علمى غدير در چهارده قرن
آمارى از كتب غدير
تبليغ گسترده غدير با فرهنگ مكتوب
------------------------------------------------------
ص: 30
از قرن اول هجرى، همگام با روايت سينه به سينه غدير، كتاب نيز نقش خود را در رساندن پيام غدير به نسلهاى مسلمين ايفا كرده و پرونده پرافتخار غدير را باز نگه داشته است؛ و از قرن دوم كتاب و كتابت بصورت جدى درباره آن بكار گرفته شده است. در كتب اعتقادى و تاريخى و حديث اسلامى - در هر كجا و هر زمان كه تأليف شده باشد - نور غدير قابل كتمان نبوده است.
------------------------------------------------------
سه كتاب را بايد بعنوان اولين كتابهايى نام برد كه ماجراى غدير را ثبت كرده اند:
1 . «كتاب على (علیه السّلام)»، كه نوشته اميرالمؤمنين (علیه السّلام) از املاى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. اين كتاب از ودايع امامت است كه جز معصومين (علیهم السّلام) كسى به آن راه ندارد.
2 . اولين كتاب از تأليفات بشرى كه مسئله غدير را در خود ثبت كرده «كتاب سليم بن قيس هلالى» است.
مؤلف آن كه در سال 76 هجرى درگذشته، در موارد مختلف آن مسئله غدير را آورده و حتى در يك حديث مستقل ماجراى غدير را بطور كامل منعكس نموده است.
3 . اولين كتاب مستقلى كه در موضوع غدير تأليف شده، از عالم بزرگ ادبيات عرب، خليل بن احمد فراهيدى متوفاى سال 175 است كه خطبه مفصل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير را در آن آورده است.
بحار الانوار: ج 37 ص 121 ح 15 . عوالم: ج 15/3 ص 44
------------------------------------------------------
رسوخ غدير در جهات مختلف دين در حدى است كه در موضوعات متعددى مورد بحث قرار گرفته است. در كتب حديثى بعنوان سند و متن آن، در كتب تاريخى بعنوان مهمترين واقعه اسلام، در كتب كلامى بعنوان مؤثرترين بحث اعتقادى كه همان ولايت و خلافت است، در كتب تفسير بعنوان تفسير آياتى كه به خلافت برمى گردد، در كتب لغت بعنوان معناى كلمه «مولى» و در كتب ادب و شعر بعنوان قطعه زيباى تاريخ اسلام كه در قالب نظم و نثر ارائه شده است.
ص: 31
در طول قرن اول هجرى، سينه هاى امين و حافظه هاى قوى افراد بود كه همچون كتاب عمل كرد و راه صد ساله را بخوبى پيمود و غدير اين وديعه آل محمد (علیهم السّلام) را در خود حفظ كرد. بسيارى از صحابه و تابعين واقعه غدير را در محافل بيان مى كردند و آن را به نسلهاى بعد از خود انتقال مى دادند. اگر چه كتابهايى مثل كتاب سليم نيز مخفيانه در دست تأليف بود و غدير را در خود ثبت مى كرد.
از اوايل قرن دوم هجرى كه تدوين معارف دينى آزاد شد، تبليغ غدير نيز شكلى تازه بخود گرفت و كم كم از شكل روايت بصورت تأليف درآمد.
از قرن چهارم تحقيق و بحث در متن حديث غدير آغاز شد و قطعه اصلى خطبه غدير كه جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» است، در مناظرات شيعه و مخالفينش مطرح گشت و رجال اسناد و ناقلين حديث غدير نيز به دقت مورد بررسى قرار گرفت.
اين تحقيقات در قرنهاى چهارم و پنجم و ششم به اوج خود رسيد و تا سال هزار همچنان پيش رفت كه آثار برجسته اى از اين قرون در دست است.
از اوايل قرن يازدهم هجرى تا امروز، يا ايجاد ميدان باز علمى، محققين و انديشمندان اسلام، تأليفات بسيار پر محتوا و مهمى درباره غدير تأليف كرده و بخوبى از زحمات هزار ساله نتيجه گيرى كرده اند. تحقيقات بزرگانى همچون قاضى شوشترى، علامه مجلسى، شيخ حرعاملى، سيد هاشم بحرانى، مير حامد حسين هندى، علامه امينى و بسيارى ديگر از علما بهترين شاهد اين مدعا است.
------------------------------------------------------
كتابهاى مستقل درباره غدير اكثرا به زبانهاى عربى و فارسى و اردو بوده و تعدادى نيز به انگليسى است و چند كتاب هم به زبان تركى آذرى و استانبولى و بنگالى و نروژى در دست است. اين كتابها گاهى بصورت تأليف و گاهى ترجمه و در مواردى تلخيص و اقتباس است.
از نظر تقسيم بندى علمى، تعدادى از اين كتابها ترسيم كامل از واقعه غدير را ارائه نموده، و تعدادى فقط به تنظيم متن كامل خطبه غدير پرداخته است. كتابهاى بسيارى نيز جمع آورى اسناد حديث غدير و بحثهاى رجالى آن را بر عهده دارد.
------------------------------------------------------
ص: 32
در يك نگاه به فرهنگ مكتوب غدير، جلوه هاى آن را به صورت هاى مختلفى مى بينيم. گذشته از كتابهاى بزرگ و كوچك، بصورت جزوه ها، بروشورها، مقالات مجلات و روزنامه ها، برنامه هاى علمى كامپيوترى، خطاطى هاى زيبا در كاشى ها و تابلوها و بصورت كارتها و پوستر جلوه كرده است.
اين روند هر ساله اوج بيشترى از خود نشان مى دهد، و در ظل عنايت حضرت بقيه اللّه الاعظم عجل اللّه فرجه آثار عميق خود را در ابلاغ پيام غدير به اثبات رسانده است.
------------------------------------------------------
ص: 33
---------------------------------------------
شعر و ادبيات غدير
شعراى غدير عربى، فارسى، اردو، تركى
شعر غدير در عصر حاضر
شعر و ادب فارسى غدير
------------------------------------------------------
ص: 34
در ميان وقايع اسلام، تنها واقعه غدير است كه از همان لحظات وقوع قطعه شعرى بعنوان سند دائمى ضميمه آن است. شعر با وزن و قافيه اى كه دارد مدرك ماندگارى در پرونده غدير است كه سينه به سينه حفظ شده و با توجه به اهميت ادبى آن در كتابها ثبت گرديده است. نسلهاى بعدى كه در اثر تبليغات سوء دشمنان از معارف خود فاصله گرفته اند از طريق شعر حسان و امثال او درباره غدير آن را باز يافته اند.
در طول تاريخ نيز، در كنار اسناد و مدارك حديثى و تاريخى، شعر غدير كه توسط شعراى قرنهاى مختلف سروده شده در حفظ اين ماجرا اثر بسزايى داشته است.
------------------------------------------------------
در طول چهارده قرن، مسئله غدير در قالب اشعار عربى، فارسى، اردو، تركى و غير آن به نظم كشيده شده است. اولين قدم را شاعر زبردست عرب حسان بن ثابت برداشت و با اجازه رسمى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حضور مردم اشعارى را كه در غدير درباره واقعه آن سروده بود خواند.
خود اميرالمؤمنين (علیه السّلام) درباره غدير شعرى سروده اند و چند تن از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نيز عده اى از اصحاب ائمه (علیهم السّلام) اشعارى درباره غدير دارند كه از جمله آنان قيس بن سعد بن عباده، سيد حميرى، كميت اسدى، دعبل خزاعى و ابوتمام است.
عده اى از علماى بزرگ نيز كه قريحه شعرى داشته اند اشعار رسايى درباره غدير سروده اند كه از جمله آنان شريف رضى، سيد مرتضى، قطب راوندى، حافظ برسى، شيخ كفعمى، شيخ بهايى، شيخ كَرَكى، شيخ حر عاملى، سيد على خان مدنى و آية اللّه كمپانى است.
شعراى زبردستى چون ابن رومى، وامق نصرانى، حمانى، تنوخى، ابوفراس حمدانى، بشنوى كردى، كشاجم، ناشى صغير، صاحب بن عباد، مهيار ديلمى، ابوالعلاء معرى، اقساسى، ابن عرندس، ابن عودى، ابن داغر حلى، بولس سلامه مسيحى از شعراى عرب درباره غدير شعر سروده اند.
گذشته از شعراى عرب، شاعران پارسى گوى و اردو زبان و ترك زبان نيز سهم بسزايى در نظم محتواى غدير و حفظ و نشر آن در غالب شعر داشته اند.
------------------------------------------------------
ص: 35
در زمان ما آثار شعر غدير از جنبه هاى ادبى فراتر رفته و ارزش تبليغى خاصى به خود گرفته است و انعكاس آن در موارد بسيارى چون كتابها، مجلات، روزنامه ها، برنامه هاى راديويى و تلويزيونى و كامپيوترى، استفاده از اشعار در جشنها بصورت مداحى و تهيه نوارهاى صوتى و تصويرى و كامپيوترى و حتى پخش آنها از طريق اينترنت جلوه هاى تازه اى به شعر غدير داده است.
------------------------------------------------------
مصطفى محدّثى خراسانى:
ملتهب در كنار يك بركه *** روح تاريخ پير منتظر است
دست خورشيد تا نهد در دست *** آسمان در غدير منتظر است
بر سر آسمانى آن ظهر *** آيه هاى شكوه نازل شد
مژده دادند آيه هاى شكوه *** دين احمد تمام و كامل شد
*
------------------------------------------------------
حاج غلامرضا سازگار:
غدير عيد همه عُمْر با على بودن *** غدير آينه دار على ولى اللّه ست
غدير حاصل تبليغ انبيا همه عمر *** غدير نقش ولاى على به سينه ماست
غديريك سند زنده، يك حقيقت محض *** غديراز دل تنگ رسول عقده گشاست
غدير صفحه تاريخ وال من والاه *** غدير آيه توبيخ عاد من عاداست
هنوز لاله «اكملت دينكم» رويد *** هنوز طوطى «اتممت نعمتى» گوياست
هنوز خواجه لولاك را نِداست بلند *** كه هر كه را كه پيمبر منم، على مولاست
بگو كه خصم شود منكر غدير، چه باك *** كه آفتاب، به هر سو نظر كنى پيداست
چو عمر صاعقه كوتاه باد دورانش *** خلافتى كه دوامش به كشتن زهراست
*
ص: 36
محمد جواد غفور زاده (شفق):
جلوه گر شد بار ديگر طور سينا در غدير *** ريخت از خم ولايت مى به مينا در غدير
رودها با يكدگر پيوست كم كم سيل شد *** موج مى زد سيل مردم مثل دريا در غدير
هديه جبريل بود «اليوم اَكمَلْتُ لَكُم» *** وحى آمد در مبارك باد مولى در غدير
با وجود فيض «اَتْمَمتُ عَلَيكم نعمَتى» *** از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدير
بر سر دست نبى هركس على را ديد گفت *** آفتاب و ماه زيبا بود زيبا در غدير
بر لبش گلواژه«مَنْ كُنْتُ مَولا» تا نشست *** گلبن پاك ولايت شد شكوفا در غدير
«بركه خورشيد» در تاريخ نامى آشناست *** شيعه جوشيده ست از آن تاريخ آنجا در غدير
گر چه در آن لحظه شيرين كسى باور نداشت *** مى توان انكار دريا كرد حتى در غدير
باغبان وحى مى دانست از روزنخست *** عمركوتاهى ست درلبخندگلها درغدير
ديده ها در حسرت يك قطره از آن چشمه ماند *** اين زلال معرفت خشكيد آيا در غدير؟
دل درون سينه ها در تاب و تب بود اى دريغ *** كس نمى داند چه حالى داشت زهرا در غدير
*
------------------------------------------------------
دكتر يحيى حدّادى ابيانه:
ستاره سحر از صبح انتظار دميد *** غدير از نفس رحمت بهار چكيد
گرفت دست قدر، رايت شفق بر دوش *** زمين به حكم قضا آب زندگى نوشيد
بر آسمان سعادت ز مشرق هستى *** سپيده داد نويدِ تولدِ خورشيد
به باغ، بلبل شوريده رفت بر منبر *** چو از نسيم صبا بوى عشق يار شنيد
ز خويش رفته، نواخوان عشق بود و سرود *** به بانك زير و بم، اسرار خطبه توحيد
فتاد غلغله در باغ و شورشى انگيخت *** كه خيل غنچه شكفت و به روى او خنديد
هوا ز عطر گلاب محمدى مشحون *** زمين به عترت و آل رسول بست اميد
رسول، سدره نشين شد، على به صدر نشست *** پىِ تكامل دينش خداى كعبه گزيد
گرفت پرچم اسلام را على در دست *** از اين گزيده زمين و زمان به خود باليد
به يُمنِ فيضِ ولايت شراب خمّ اَلَست *** به عشق آل على از غدير خم جوشيد
*
------------------------------------------------------
ص: 37
محمد على سالارى:
سر زد از دوش پيمبر، ماه در شام غدير *** تا كه جبرائيل او را داد پيغام غدير
مژده داد او را ز ذات حق كه با فرمان خويش *** نخل هستى بار و بر آرد در ايام غدير
دين خود را كن مكمَّل با ولاى مرتضى *** خوف تا كى بايد از فرمان و اعلام غدير
مى شود مست ولاى مرتضى، از خود جدا *** هر كه نوشد جرعه اى از باده جام غدير
شد بپا هنگامه اى در آسمان و در زمين *** تا ولايت شد على را ثبت، هنگام غدير
شور و شوقى شد در آن صحراى سوزان حجاز *** مرغ اقبال آمد و بنشست بر بام غدير
عشق مولا در دلم از زاد روز من نشست *** بر جبينم حك بود تا مرگ خود نام غدير
*
-----------------------------------------------------
محمود شاهرخى:
به كام دهر چشاندى مِيى ز خم غدير *** كه شور و جوشش آن در رگ زمان جارى است
ز چشمه سار ولاى تو اى خلاصه لطف *** به جويبار زمان فيض جاودان جارى است
*
------------------------------------------------------
حكيم ناصر خسرو:
بياويزد آن كس به غدر خداى *** كه بگريزد از عهد روز غدير
چه گوئى به محشر اگر پرسدت *** از آن عهد محكم شبر يا شبير
*
------------------------------------------------------
طائى شميرانى:
سايبان باور نكردم مه شود بر آفتاب *** تا نديدم بر فراز دست احمد بوتراب
آرى آرى ماه بر خورشيد گردد سايبان *** مصطفى گر آفتاب آيد، على گر ماهتاب
*
------------------------------------------------------
ص: 38
طاهره موسوى گرمارودى:
اى شرف اهل ولايت، غدير *** بركه سرشار هدايت، غدير
زمزم و كوثر ز تو كى بهترند *** آبروى خويش ز تو مى خرند
اين كه كند زنده همه چيز آب *** زاب غدير است نه از هر سراب
از ازل اين بركه بجا بوده است *** آينه لطف خدا بوده است
*
------------------------------------------------------
مكرم اصفهانى:
انديشه مكن زانكه كند وسوسه خناس *** در باب على يعصمك اللّه من الناس
بايد بشناسانيش امروز به نشناس *** بازار خَزَف بشكنى از حُقّه الماس
حق را كنى آنگونه كه حق گفت مدلّل
*
------------------------------------------------------
خوشدل كرمانشاهى:
در غدير خم نبى خشت از سر خم برگرفت *** خشت از خم ولاى ساقى كوثر گرفت
از خم خمر خلافت در غدير خم بلى *** ساقى كوثر ز دست مصطفى ساغر گرفت
*
------------------------------------------------------
يوسفعلى ميرشكاك:
ماه صد آئينه دارد نيمه شبها در غدير *** روزها مى گسترد خورشيد، خود را بر غدير
پيش چشم آسمان، پيشانى باز على *** آفتاب روى زهرا در پس معجر غدير
*
------------------------------------------------------
ص: 39
سيد مصطفى موسوى گرمارودى:
گلِ هميشه بهارم غدير آمده است *** شراب كهنه ما در خم جهان باقى است
خداى گفت كه «اكملت دينكم» آنك *** نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است
قسم بخون گل سرخ در بهار و خزان *** ولايت على و آل، جاودان باقى است
گل هميشه بهارم بيا كه آيه عشق *** بنام پاك تو در ذهن مردمان باقى است
*
------------------------------------------------------
عليرضا سپاهى لائين:
دشت غوغا بود، غوغا بود، غوغا در غدير *** موج مى زد سيل مردم مثل دريا در غدير
در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ *** بى گمان بارى رقم مى خورد فردا در غدير
اى فراموشان باطل سر به پايين افكنيد *** چون پيغمبر دست حق را برد بالا در غدير
حيف اما كاروان منزل به منزل مى گذشت *** كاروان مى رفت و حق مى ماند تنها در غدير!!
*
------------------------------------------------------
محمد على صفرى (زرافشان):
آن روز كه با پرتو خورشيد ولايت *** ره را به شب از چهار طرف بست محمد
صحراى غدير است زيارتگه دلها *** از شوق على داد دل از دست محمد
تا جلوه حق را به تماشا بنشينند *** بگرفت على را به سر دست محمد
*
------------------------------------------------------
يحيى:
ساقى اى قدت طوبى اى لبت كوثر *** كوثرى مِيَم امروز از غدير خم آور
آور از غدير خم، خم خُمَم مِىِ كوثر *** من منم بده ساغر، خم خمم بده صهبا
باده در غديرم ده، از غدير خم، خم خم *** همچون زاهدان شهر، در غدير خم شو گم
مى ز خم وصلم ده، تا كف آورم بر لب *** خم دل كنم دجله، دجله را كنم دريا
*
------------------------------------------------------
ص: 40
ناصر شعار ابوذرى:
گفت برخيز كه از يار سفير آمده است *** به چراغانى صحراى غدير آمده است
موج يك حادثه در جان غدير است امروز *** و على چهره تابان غدير است امروز
بيعت شيشه اى و آهن پيمان شكنى *** داد از بيعت آبستن پيمان شكنى
پس از آن بيعت پر شور على تنها ماند *** و وصاياى نبى در دل صحرا جا ماند
موج آن حادثه در جان غدير است هنوز *** و على چهره تابان غدير است هنوز
*
------------------------------------------------------
آية اللّه كمپانى:
ولايتش كه در غدير شد فريضه امم *** حديثى از قديم بود ثبت دفتر قدم
كه زد قلم به لوح قلب سيّد امم رقم *** مكمل شريعت آمد و متمّم نعم
شد اختيار دين به دست صاحب اختيار من
*
------------------------------------------------------
ناظم زاده كرمانى:
عارفان را شب قدر است شب عيد غدير *** بلكه قدر است از اين عيد مبارك تعبير
كرده تقدير بدينسان چو خداوند قدير *** اى على، اى كه تويى بر همه خلق امير
بهترين شاهد اين قصه بود خمِّ غدير *** كرد تقدير چنين لطف خداوند قدير
*
------------------------------------------------------
احمد عزيزى:
غدير خم از غيرت بجوش است *** ببين قرآن ناطق را خموش است
خم غدير از كف اين مى تَرَست *** زانكه على ساقى اين كوثر است
*
------------------------------------------------------
ص: 41
حالى اردبيلى:
صبح سعادت دميد، عيد ولايت رسيد *** فيض ازل يار شد، نوبت دولت رسيد
از كرمش بر گدا، داد همى جان فزا *** گفت بخور زين هلا، كز خُم جنت رسيد
*
------------------------------------------------------
فرصت شيرازى:
اين خم نه خم عصير باشد *** اين خم، خم غدير باشد
از خم غدير مى كنم نوش *** تا چون خم برآورم جوش
*
------------------------------------------------------
آية اللّه كمپانى:
باده بده ساقيا، ولى ز خمِّ غدير *** چنگ بزن مطربا، ولى به ياد امير
وادى خمِّ غدير منطقه نور شد *** باز كف عقل پير، تجلّى طور شد
*
------------------------------------------------------
آية اللّه ميرزا حبيب خراسانى:
امروز بگو، مگو چه روز است؟ *** تا گويمت اين سخن به اكرام
موجود شد از براى امروز *** آغاز وجود تا به انجام
امروز ز روى نص قرآن *** بگرفت كمال، دين اسلام
امروز به امر حضرت حق *** شد نعمت حق به خلق اتمام
امروز وجود پرده برداشت *** رخساره خويش جلوه گر داشت
*
ص: 42
آية اللّه ميرزا حبيب خراسانى:
امروز كه روز دار و گير است *** مى ده كه پياله دلپذير است
از جام و سبو گذشت كارم *** وقت خم و نوبت غدير است
امروز به امر حضرت حق *** بر خلق جهان على امير است
امروز به خلق گردد اظهار *** آن سرّ نهان كه در ضمير است
عالم همه هر چه بود و هستند *** امروز به يك پياله مستند
*
------------------------------------------------------
ص: 43
---------------------------------------------
يادبودهاى غدير
مسجد غدير
مسجد غدير سندى زنده در قلب صحرا
جشنهاى غدير
تاريخ جشن غدير
جشن پانزدهمين قرن غدير
در آرزوى احياى مسجد غدير
------------------------------------------------------
ص: 44
زنده نگه داشتن ياد غدير مؤثرترين عامل در احياى محتواى آن است. در طول تاريخ يابودهاى مختلفى از غدير به چشم مى خورد كه اقوام و ملل مختلف مسلمان به فراخور حال خود و شرايطى كه در آن بوده اند، براى حضور غدير در جامعه خود بكار گرفته اند.
مسجد غدير در بيابان غدير بعنوان جايگاهى متبرك زيارتگاه مسلمين بوده است. جشنهاى ساليانه غدير و برنامه هاى متنوعى كه بمناسبت آن اجرا مى شود نيز جلوه ديگرى از احياى غدير است. زيارت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در غدير نيز تجديد خاطره اى از غدير و دست بيعتى مجدد با صاحب غدير است. اين يابودها همه مظاهرى از حفظ نام غدير در جوامع معتقد به آن، و سنگر دفاعى از غدير در برابر مخالفين آن است. در سايه همين يادماندهاست كه پس از چهارده قرن نام غدير بر پيشانى تاريخ اسلام مى درخشد و هزاران توطئه براى نابودى آن خنثى شده است.
------------------------------------------------------
از روزى كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم اميرالمؤمنين (علیه السّلام) را به امامت منصوب فرمود، آن وادى تقدس تازه اى يافت. مراسم سه روزه در آن سرزمين با حضور دو نور پاك محمد و على (صلوات اللّه عليهما و آلهما) چنان روحى در كالبد آن جارى ساخت كه در طول چهارده قرن همواره با نام «مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير» بر سر زبانها ماند و ميليونها زائر بيت اللّه در رفت و بازگشت بدان تبرك جستند و با عبادت در آن به بارگاه الهى تقرب جستند.
بحار الانوار: ج 8 قديم ص 225 ج 37 ص 201 ، ج 52 ص 5 ح 4 ، ج 100 ص 225. اثبات الهداة: ج 2 ص 17 ح 67 ، ص 21 ح 87 ، ص 199 ح 1004 . معجم البلدان: ج 2 ص 389 . مصباح المتهجد: ص 709. الوسيله (ابن حمزه): ص 196. الغيبة (شيخ طوسى): ص 155 . الدروس: ص 156 . مزارات اهل البیت (علیهم السّلام) و تاريخها (سيد جلالى): ص 42
------------------------------------------------------
ص: 45
همانگونه كه «غدير» پرچمى بر بلنداى تاريخ است كه از آن نور سبز «على ولى اللّه» مى درخشد، مسجد غدير هم تيرى به چشم دشمنان ولايت بوده كه بناى گِل و آجرى آن بعنوان سندى زنده از غدير در قلب صحرا مى درخشيد.
مثالب النواصب (ابن شهر آشوب)، نسخه خطى: ص 63 .
------------------------------------------------------
در زمان آل بويه در ايران و عراق و در حكومت فاطميان در شام و مصر و يمن جشنهاى غدير بطور مفصل گرفته مى شد و اهميت خاصى براى آن قائل بودند. از زمان صفويه تا زمان ما نيز همه ساله مراسم غدير با شور و شوق خاصى برگزار مى شود.
اكنون ساليان متمادى است كه بزرگان علما و مقامات بلند پايه و اقشار مختلف مردم در روز غدير پيامهاى تبريك براى يكديگر مى فرستند و آن را گرامى مى دارند. جشنهاى غدير نيز از شهرهاى بزرگ گرفته تا دور افتاده ترين روستاها برگزار مى شود و حتى در همه كشورهاى جهان، هر جا كه چند نفر شيعه كنار هم باشند، از روز غدير بدون جشن نمى گذرند.
به كتاب «عيد الغدير فى عهد الفاطميين» مراجعه شود.
------------------------------------------------------
ص: 46
جشنهاى سراسرى غدير كه هر ساله در سالروز عيد غدير خم در هيجدهم ذى حجه برگزار مى شود از شاخص ترين آئينهاى يادبود غدير است و تأثير اجتماعى آن در حفظ محتواى غدير در اذهان عموم مردم فوق العاده است.
همانگونه كه جشن يادبود غدير همه ساله در آسمان با اجتماع همه ملائكه برگزار مى شود در زمين هم شيعيان يادبود آن روز را جشن مى گيرند.
اولين جشن غدير در همان بيابان غدير انجام شد كه سيل تبريك و تهنيت به پيشگاه پيامبر و اميرالمؤمنين (صلوات اللّه عليهما و آلهما)- جارى شد و مراسم پر شور و غيرقابل تكرارى در آن بيابان پياده شد.
عوالم: ج 15/3 ص 208 ، 221 ، 222
------------------------------------------------------
اكنون يكهزار و چهارصد و دهمين سالروز غدير را جشن مى گيريم و نام بلند غدير را گوشواره خورشيد مى كنيم و به آن افتخار مى نماييم و لبخند پيروزى غدير بر سقيفه را به تماشا مى نشينيم.
بسيار مناسب است در مجالسى كه هر ساله بمناسبت عيد غدير برپا مى شود «خطبه غدير» و شرح مفصل واقعه غدير براى عموم بيان شود تا به اين شكل، وظيفه تبليغ اين مهم را كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داده اند ايفا كرده باشيم، و با صاحبان ولايت مطلقه الهيه، پيامبر و اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و ائمّه معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين تجديدِ عهد و پيمان نموده باشيم.
------------------------------------------------------
به اميد آنكه با ظهور صاحب غدير، منطقه زيبا و روح انگيز غدير بار ديگر احيا شود، و بين آبگير و چشمه آن مسجد با شكوهى بنا شود و محل منبر و خيمه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با ترسيم كاملى از آن واقعه عظيم در آنجا مورد بازديد جهانيان قرار گيرد.
ص: 47
---------------------------------------------
زيارت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در روز غدير
غدير در دعاى ندبه
غدير در زيارت غدير
غدير در دعاى روز عيد غدير
غدير در فراز ديگرى از دعاى روز غدير
غدير در فراز ديگرى از دعاى عيد غدير
------------------------------------------------------
ص: 48
آرزوى هر شيعه است كه اى كاش زمان به عقب برمى گشت و در غدير حاضر بود و با مولايش دست بيعت مى داد و به آنحضرت تبريك مى گفت. اى كاش اميرالمؤمنين (علیه السّلام) اكنون زنده بود، و هر ساله در روز غدير به حضورش شرفياب مى شديم و با او تجديد بيعت مى كرديم و بار ديگر به او تهنيت مى گفتيم.
تحقق اين آرزو چندان مشكل نيست. زيارت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آنحضرت و عرض ادب به ساحت قدس او و سخن گفتن با او از صميم جان و باز گفتن اين آرزوى قلبى در پيشگاهش از نظر شيعه، تجديد بيعت حقيقى و تبريك و تهنيت واقعى است. سلام غدير به آن دوم شخصيت عالم وجود كه صداى ما را مى شنود و پاسخ ما را مى دهد در حكم حضور در بيابان غدير و بيعت با دست مبارك اوست.
امام صادق و امام رضا (علیهما السّلام) سفارش اكيد فرموده اند كه تا حد امكان در روز غدير كنار قبر اميرالمؤمنين (علیه السّلام) حاضر باشيم و اين يادبود عظيم را در حرم صاحب غدير بپا كنيم. حتى اگر نمى توانيم در حرم او حاضر شويم در هر جايى كه باشيم كافى است به سوى قبر حضرت اشاره كنيم و به او سلامى دهيم و قلب خود را در حرم او حاضر كنيم و با مولايمان سخن بگوييم، كه او سلام ما را سلامى گرم مى دهد و دست بيعت ما را با دستان يداللهى خويش مى فشارد.
عوالم: ج 15/3 ص 220
------------------------------------------------------
آنگاه كه دوران رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سرآمد ولىّ خود على بن ابى طالب (علیه السّلام) را بعنوان هدايتگر مردم منصوب نمود، چرا كه او ترساننده مردم بود و هر قومى هدايتگرى مى خواهد. لذا در حاليكه مردم در برابر او بودند فرمود: «هركس من صاحب اختيار او هستم على صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هركس او را دشمن بدارد و يارى كن هركس او را يارى كند و خوار كن هركس او را خوار كند.
------------------------------------------------------
ص: 49
سلام بر تو اى صاحب اختيار من و صاحب اختيار مؤمنين.
سلام بر تو اى دين محكم خداوند و راه مستقيم او.
شهادت مى دهم كه تو برادر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستى ... و آنحضرت از طرف خداوند آنچه درباره تو نازل كرده بود رسانيد و دستور خدا را به اجرا در آورد و وجوب اطاعت تو و ولايتت را بر مردم واجب كرد، و براى تو از آنان بيعت گرفت تو را نسبت به مؤمنين صاحب اختيارتر از خودشان قرار داد همانطور كه خداوند به آنحضرت را چنين مقامى داده بود.
سپس خداى تعالى را بر آنان شاهد گرفت و فرمود: آيا من به شما رساندم؟ گفتند: آرى بخدا قسم.
عرض كرد: خدايا شاهد باش و تو بعنوان شاهد و حاكم بين بندگان كفايت مى كنى.
خداوند منكر ولايت تو را بعد از اقرار و شكننده عهد تو را بعد از پيمان لعنت كند.
------------------------------------------------------
خدايا ما تصديق كرديم و اجابت نموديم دعوت كننده تو را و پيرو پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شديم درباره ولايت مولايمان و مولاى مؤمنان اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ... خدايا، پروردگارا، ما شنيديم مناديى براى ايمان ندا مى كند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد. ما نيز ايمان آورديم ... پروردگارا، ما - به منت و لطف تو - دعوت كننده ات را پاسخ مثبت داديم و پيرو پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شديم و او را تصديق كرديم و همچنين مولاى مؤمنين را تصديق كرديم، و به جبت و طاغوت كافر شديم. خدايا ولايتى را كه پذيرفته ايم همراهمان قرار ده.
------------------------------------------------------
حمد خدايى را كه فضيلت اين روز را به ما شناسانيد و ما را نسبت به حرمت آن بصيرت داد و بوسيله آن به ما كرامت بخشيد و با معرفت آن به ما شرف داد و به نور آن ما را هدايت كرد.
خدايا، از تو مى خواهم لعنت كنى كسانى را كه حق اين روز را انكار كردند و حرمت آن را نپذيرفتند و براى خاموش كردن نور تو راه تو را بستند.
ص: 50
خدايا از تو مى خواهم مرا در اين روزى كه براى وليت عهدى برگردن خلقت بسته اى و دين را برايشان كامل كرده اى، مرا از عارفين به حرمت آن و اقرار كنندگان به فضيلت آن قرار دهى ...
خدايا همانگونه كه آن را عيد بزرگ خود قرار داده اى و در آسمان روز عهد معهود ناميده اى و در زمين روز پيمان گرفته شده و اجتماع سؤال شونده نامگذارى كرده اى، بر محمد و آل محمد درود فرست و چشم ما را بدان روشن فرما و كارهاى ما را به بركت آن منظم فرما و بعد از هدايت ما را گمراه مفرما و ما را نسبت به نعمتهايت از شاكران قرار ده، اى رحم كننده ترين رحم كنندگان.
------------------------------------------------------
ص: 51
---------------------------------------------
اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و غدير
حضرت زهرا (عليها السلام) و غدير
امام رضا (علیه السّلام) و غدير
امام رضا (علیه السّلام) و عيد غدير
حضرت معصومه (عليها السلام) و حديث غدير
------------------------------------------------------
ص: 52
. . . فقال الرجل لأميرالمؤمنين (علیه السّلام): فاخبرني بأفضل منقبة لك من رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم). فقال (علیه السّلام):
«نَصْبُهُ إيّاىَ بِغَدِيرِ خُمٍّ، فَقامَ لي بِالْوِلايَةِ مِنَ اللّه ِ عَزَّ وَجَلَّ بِأمْرِ اللّه ِ تَبارَكَ وَتَعالى».
. . . آن مرد خدمت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) عرض كرد : بالاترين فضيلت خود از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به من خبر دهيد. حضرت فرمود :
«منصوب كردن آنحضرت مرا در غدير خم كه ولايت مرا ازطرف خداوند وبه امر او اعلام فرمود».
كتاب سليم : ص 903 حديث 60
------------------------------------------------------
حضرت زهرا (عليها السلام) درباره عمق ماجراى غدير مى فرمايد:
وَاللّه ِ لَقَدْ عَقَدَ لَهُ يَوْمَئِذٍ الْوِلاءَ لِيَقْطَعَ مِنْكُمْ بِذلِكَ الرَّجاءَ.
پيامبر در روز غدير، عقد ولايت را براى على محكم كرد تا اميد دشمنان را بدين طريق از آن قطع كند.
عوالم : ج 11 ص 595 ح 58
------------------------------------------------------
امام رضا (علیه السّلام) مى فرمايد: اين روز، روز عيدِ اهل بيت محمد (علیهم السّلام) است.
همچنين فرمود: هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مى كند.
در روز عيد غديرى، حضرت رضا (علیه السّلام) عده اى از خواص اصحاب خود را براى افطار دعوت فرمود، و به منازل آنان هدايا و عيدى فرستاد، و درباره فضائل اين روز سخنانى فرمود.
عوالم : ج 15/3 ص 221، 223.
ص: 53
امام رضا (علیه السّلام) درباره آثار بلند مدت غدير مى فرمايد:
«مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ في قَبُولِهِمْ وِلاءَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ الَّسلامُ في يَوْمِ غَديرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلائِكَةِ في سُجُودِهِمْ لاِدَمَ، وَ مَثَلُ مَنْ أَبى وِلايَةَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ يَوْمَ الْغَديرِ مَثَلُ إِبْليسَ».
مَثل مؤمنين در قبول ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در روز غدير خم مَثَل ملائكه در سجودشان مقابل حضرت آدم (علیه السّلام) است، و مَثل كسانى كه در روز غدير از ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) سرباز زدند مَثل شيطان است.
عوالم : ج 15/3 ص 224
------------------------------------------------------
حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) و حديث غدير را به سند زير نقل فرموده است:
. . . حضرت فاطمه دختر امام موسى بن جعفر (علیه السّلام)، از فاطمه دختر امام صادق (علیه السّلام)، از فاطمه دختر امام باقر (علیه السّلام)، از فاطمه دختر امام زين العابدين (علیه السّلام)، از فاطمه و سكينه دختران امام حسين (علیه السّلام)، از اُمّ كلثوم دختر فاطمه زهرا (عليها السلام) نقل فرموده است كه مادرش حضرت زهرا دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به مردم فرمود:
« . . . أَنَسيتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللّه ِ يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ : مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ » ؟ !
« . . . آيا سخن پيامبر خدا را در روز غدير خم فراموش كرديد كه فرمود : هر كس من مولا و صاحب اختيار او هستم على مولا و صاحب اختيار اوست» ؟ !
عوالم العلوم : ج 11 ص 595 ، اسنى المطالب جزري : ص 50
------------------------------------------------------
ص: 54
---------------------------------------------
پشتيبانى دائمى از غدير
دفاع مقدس از حريم غدير
پرچم دفاع از غدير
غدير، اتمام حجت خداوند تعالى
اتمام حجت صاحب غدير
اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و غدير
اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)و غدير
اصحاب اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و غدير
اتمام حجت زنان با غدير
اقرارهاى مخالفين غدير
------------------------------------------------------
ص: 55
پرونده علمى غدير تا كنون دوران بى وقفه هزار و چهارصد ساله اى را پشت سر گذاشته كه طى آن امر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر پشتيبانى دائمى از غدير به اجرا در آمده است. ابرمردانى همچون سلمان و ابوذر و مقداد بعنوان شاهدان صدق غدير، و علماى وارسته اى در مجالس بحث و مناظره، و مؤلفان زبردستى در كتابها، و واعظان بسيارى بر فراز منبرها، و نيز خدمتگزارانى در آحاد جامعه، وظيفه حراست و دفاع از اين آرمان بزرگ اسلام را بر دوش كشيده اند.
------------------------------------------------------
تاريخچه دفاع از غدير، دلير مردان علم را در خود جاى داده كه در هر زمانى به اقتضاى آن و در هر مكانى طبق شرايط آن، از فكر و روح سرشار از معنويتشان گرفته تا جان و آبرويشان در طبق اخلاص مى گذاشتند، و با اسلحه استدلالهاى قاطعِ ولايت كه پشتيبانش پروردگار است، دشمنان زبون و رنگ به رنگ ولايت را در صحنه بحثهاى علمى شكست داده و نام تشيع و غدير را در گستره جهان بلند آواز و سرافراز ساخته اند.
------------------------------------------------------
نمونه هاى بارز احتجاجات و استدلالها و يادآوريهاى غدير توسط خود ائمه (علیهم السّلام) و اصحابشان صورت گرفته است. تمام راويانى كه در طول هزار و چهارصد سال حديث غدير را روايت كرده اند.
علماى شيعه در دوران غيبت امام زمانعجل اللّه فرجه پرچم دفاع از غدير را به دوش كشيده اند و در پاى آن مقاومت نموده اند. تا آنجا كه در مواردى حتى خود دشمن اقرار به غدير نموده و از انكار آن عاجز مانده است.
امروزه دامنه اين احتجاجات از كتابها و جلسات بالاتر رفته و در كنفرانسها و بصورت برنامه هاى راديويى و تلويزيونى و حتى در اينترنت مطرح شده است.
ص: 56
اصل واقعه غدير يك اتمام حجت الهى بر بشريت و ادامه اتمام حجتهاى خداوند با ارسال پيامبران بود. پس از غدير نيز پروردگار قادر متعال - به عنوان مهر تأييد و امضاى ربوبى - در چندين مقطع حساس، با يَدِ قدرت خود نشان داد كه از هيچكس هيچ عذرى درباره اعتقاد به غدير و ابلاغ آن به نسلهاى آينده پذيرفته نيست و مخالفت با غدير شمشير كشيدن در برابر خالق جهان است.
------------------------------------------------------
سزاوارترين كسى كه احتجاج با غدير حق او بوده صاحب آن اميرالمؤمنين (علیه السّلام) است، و مناسب ترين اوقات براى اتمام حجت با غدير روزهاى آغازين غصب خلافت و دوران حيات آنحضرت است. بهمين جهت از همان روزهاى اول رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) غدير بصورت تبليغ، احتجاج، مناشده و مناظره با حضور شخص اميرالمؤمنين (علیه السّلام) مطرح شد.
------------------------------------------------------
در دوران پنج ساله حكومت ظاهرى حضرت مجلس بزرگى در ميدان اصلى كوفه تشكيل شد و حقيقت بزرگ غدير براى عموم مردم تبيين شد. در زمان حضرت غدير رسما عيد گرفته شد و سخنرانى مفصلى درباره عظمت اين روز از سوى حضرت ايراد شد. اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در روزهاى آخر عمر، نوشته اى آماده كردند كه هر جمعه بر مردم خوانده شود و در آن با غدير استدلال كردند، و بالأخره اميرالمؤمنين (علیه السّلام) بعنوان بالاترين فضيلت خود غدير را مطرح كردند.
------------------------------------------------------
ص: 57
اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضران در غدير بوده اند و بعنوان شاهد ماجرا از يك سو و ياران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از سوى ديگر مطرح هستند.
در نگاهى ديگر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در نظر اهل سنت جايگاه ويژه اى دارند و در عدالت آنان ترديدى ندارند. اينك اگر گروهى از صحابه درباره غدير شهادت دهند، بايد آن را دليلى عظيم بر حقانيت آن دانست.
موارد مختلفى كه اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) غدير را مطرح كرده اند به اهميت آن مى افزايد چه آنكه اكثرا در موقعيتهايى كه صورت مناظره و اتمام حجت داشته و حتى از نظر اجتماعى برايشان مسئله ساز بوده، به گفتن حقيقت مبادرت ورزيده اند و از كتمان آن اجتناب كرده اند.
------------------------------------------------------
يكى از جلوه هاى زيباى دفاع از غدير، اقدامات دوستان آن است. شيفتگان ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) كه چون پروانه گرد آن وجود مقدس طواف مى كردند، بالاترين افتخار خود را دفاع از پايه اصيل غدير مى دانستند و ساير اركان اعتقادى خود را بر آن استوار مى ديدند.
لطافت خاصى از گفته هاى حساب شده و ريشه دار اصحاب اميرالمؤمنين (علیه السّلام) درباره غدير ديده مى شود و موقعيت هاى حساسى در آنها بچشم مى خورد كه راهگشاى موارد بسيارى از بحثهاى علمى در آينده هاى غدير بوده است.
------------------------------------------------------
ص: 58
حضرت فاطمه زهرا (علیه السّلام) در مقام عصمت و مرتبه سيدة نساء العالمين، اولين مدافع غدير بودند.
زنان نيز بعنوان نيمى از مخاطبان «من كنت مولاه فعلى مولاه» در اعتقاد به غدير و دفاع از آن وظيفه دارند. همانگونه كه ولايت صاحب غدير بر مردان و زنان يكسان است وظيفه اين دو گروه نيز در برابر او يكسان است. در طول تاريخ نيمى از عدد ميلياردى شيعيان و دوستان اميرالمؤمنين (علیه السّلام) را زنان تشكيل داده اند و در اعتقاد به آن حضور داشته اند.
در موقعيت هاى دفاعى غدير، بنابر شرايط مختلف زمانها، به موارد شاخصى برمى خوريم كه زنان از غدير دفاع كرده اند و در برابر دشمنان اتمام حجت كرده اند، و اين حاكى از آن است كه دفاع از ولايت در هر شرايطى بر مرد و زن واجب است.
------------------------------------------------------
سرعت و وسعت انتشار خبر غدير به قدرى حيرت انگيز بود كه باعث شد تلاشهاى مذبوحانه دشمن براى مخفى كردن آن ناكام بماند و ذكر آن علنى باشد.
در چنين شرايطى مخالفين غدير نيز مورد سؤال قرار مى گرفتند و درباره غدير از آنان پرسيده مى شد، و آنان چاره اى جز اقرار نداشتند، و اين اقرارها بقدرى علنى بود كه دوست و دشمن را به تعجب واداشت.
ارزش اين اقرارهاى خصم در بحثهاى علمى غدير بر احدى پوشيده نيست و نزديك ترين راه براى اثبات غدير است. اقرارهاى دشمنان اوليه غدير در قرنهاى بعد بصورت كتابهايى كه مخالفين غدير نوشتند و در آنها حديث غدير را با اسناد معتبر نقل كردند جلوه نمود.
اين سير تا آنجا پيشرفت كه عده اى از مؤلفين مخالف به جمع آورى اسناد و متون مربوط به غدير در ضمن كتابهايشان و يا بصورت كتابهاى مستقل پرداختند و جاى هرگونه شك و اشكال در اين زمينه را تا ابد مسدود نمودند.
------------------------------------------------------
ص: 59