سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -
عنوان و نام پديدآور : غدیر من: جدیدترین شیوه های تبلیغ غدیر در عصر ارتباطات با الهام از روش های ابلاغ پیامبر صلی الله علیه و آله/ محمدباقر انصاری.
مشخصات نشر : قم: دلیل ما، 1387.
مشخصات ظاهری : 59 ص.؛ 5/14×5/21 س م.
شابک : 7000 ریال 978-964-397-432-9 : ؛ 9000 ریال(چاپ چهارم)
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : پشت جلد به انگلیسی: My Qadir.
يادداشت : چاپ چهارم : 1389.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : غدیر خم
رده بندی کنگره : BP223/5/الف83غ4 1387
رده بندی دیویی : 297/452
شماره کتابشناسی ملی : 1 3 3 9 3 8 5
ویراستار دیجیتالی: علی کهن کار
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ص: 1
ص: 2
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تقديم
به آنان كه
تبليغ غدير را
فراتر از وظيفه مى دانند.
ص: 3
در اين كتاب مى خوانيم:
* امروز ... ما ... غدير... 5
1 . پيش برنامه در تبليغ غدير... 13
2 . ميان برنامه در تبليغ غدير... 29
3 . پس برنامه در تبليغ غدير...41
ص: 4
ما غديريان مى گوييم: غدير از آنِ ماست و ما از غديريم! در رگ هايمان آميخته غدير در جريان است. اين را در روز خلقتمان در وجود ما كاشته اند. با غدير به دنيا آمده ايم و با غدير زنده ايم و با غدير خواهيم رفت. غديرِ عزيز را بر سر چشمانمان بالا مى بريم تا روحمان را جانى تازه بخشد.
از روزى كه خود را شناخته ايم با نام على و حسين عليهماالسَّلام انس داشته ايم. ابلاغ غدير نه تنها بر ما واجب است، كه وظيفه خلقتى ماست. هر كجا كه باشيم و در هر زمانى كه زندگى كنيم و در هر شرايطى كه برايمان فراهم شود عاشورا و غدير را در كنار هم تبليغ خواهيم كرد، و پيام آن را خواهيم رساند و همه را از اين دو ركن اعتقادى آگاه خواهيم ساخت.
در نگاهى به عمق غدير، با واقعه اى پرماجرا و خطبه اى بلند رو به رو مى شويم. آنگاه از خود و از همه انسان ها مى پرسيم: كدام سخنرانى را در سراسر تاريخ سراغ داريد كه در طراز خطابه غدير پيش بينى و برنامه ريزى و
ص: 5
تداركات براى آن در نظر گرفته شده باشد؟ آيا در بين همه ملت ها - حتى با امكانات پيشرفته امروز - خطابه اى با اين همه پيش برنامه و ميان برنامه و پس برنامه پيدا مى كنيد؟ و سپس سؤال مى كنيم: چه كسى مى تواند آن برنامه ريزى توانمند و با عظمت را از پشتيبانى خداوند نداند؟
امروز نوبت ما و نسل هاى بعد از ماست كه براى قدردانى از آن همه لطف الهى و به عنوان سپاسگزارى از آن تلاش بى وقفه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بپاخيزيم. آن برنامه پيچيده و حساب شده در غدير درسى بزرگ و راهنمايى جاويد براى همه ماست، كه در عصر ارتباطات و با اين امكانات متفاوت و گسترده كه در اختيار داريم، همطراز آن روزِ غدير برنامه ريزى كنيم و براى انتشار خبر غدير به صورت همه جانبه و با استفاده از همه امكانات و با تدارك همه جهات تبليغى، حركتى جهانى براى تبليغ غدير آغاز نماييم.
اين بدان معنى است كه عظمت غدير اقتضا مى كند به بلنداى آن برنامه ريزى داشته باشيم، و گمان نكنيم پيامى با آن عظمت را در گونه هاى كم ابهت تبليغ مى توان جلوه گر ساخت. احترام به مقام با عظمت غدير به ما فرمان مى دهد كه آن را در جذاب ترين و ارزشمندترين گونه هاى رسانه اى جلوه گر سازيم، و هر گونه تبليغى در رابطه با غدير را لايق شأن آن و به عظمت ساحت مقدس اولين مبلِّغ آن يعنى پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله وسلّم به انجام رسانيم.
ص: 6
اكنون جا دارد كيفيت تبليغ غدير را از مبلغ اعظم آن بياموزيم، و گام به گام مسيرى را كه پيامبر معظم صلّى الله عليه و آله وسلّم به ما آموخته از فراسوى چهارده قرن در امروز زمان به اجرا در آوريم. اين بدان معنى است كه اگر مى خواهيم مبلِّغ غدير باشيم بايد آگاه باشيم كه براى ابلاغ جهانى و همه جانبه عظيم ترين حكم اسلام دست بالا زده ايم، همان كه ساير اعمال بدون آن قبول نمى شود.(1)
بايد بدانيم كه خدا و رسول هم تبليغ اين امر ابدى را در گونه اى متفاوت مطرح كرده اند و شيوه هاى استثنائى براى ابلاغ آن به كار گرفته اند. چنانكه امام باقر عليه السَّلام فرمود:
لَمْ يُنادِ بِشَىْ ءٍ مِثْلَ ما نُودِىَ بِالْوِلايَةِ يَوْمَ الْغَديرِ.
هيچ حكمى مانند ولايت در روز غدير اعلام نشده است.(2)
امروز غدير هزار و چهارصد سال را پشت سر گذاشته و وارد پانزدهمين قرن خود شده است. در اين زمان بلند هر نسلى به اقتضاى امكانات تبليغى و شيوه هاى ارتباطى خود از ابلاغ پيام غدير كوتاهى نكرده، و نتايج اعتقادى آن را به غدير آموزان زمان خود منتقل كرده است.
ص: 7
اكنون كه نوبت ماست بايد درك كنيم كه ابزار ارتباطى زمان ما با گذشته قابل مقايسه نيست. چه از نظر تنوع وسايل تبليغى، و چه از نظر گستردگى مخاطبان در دوردست هاى دست نيافتنى، و چه از نظر سرعت ابلاغ، و چه از نظر آزادى عمل، و چه از نظر آسانى استفاده از آنها براى همگان، در شرايطى هستيم كه گذشتگان ما حتى تصورى از آن نداشته اند و حسرت ذره اى از آن را در دل مى پرورانده اند.
در چنين شرايط ويژه اى وظيفه ماست كه لايق شأن غدير و متناسب با امكانات روز براى اين تبليغ عظيم دست به كار شويم؛ با اذعان به اينكه مبلغ اعظم غدير با گفتار و عمل خود در كيفيت ابلاغ آن، همه راهكارهاى پيشرفته براى تبليغ غدير را به ما آموخته است.
اينك با اقتدا به اولين پيام رسان غدير يعنى مخاطَب «يا اَيُّهَا الرَّسوُلُ بَلِّغْ»، بايد بدانيم كه يك شيوه و برنامه عادى لايق پيامى به عظمت غدير نيست و كوتاهى در حق آن به حساب مى آيد.
ما امروز به گستردگى مفاهيم غدير نياز به برنامه ريزى وسيعى داريم؛ كه در آن با سنجش افكار و كارشناسى راه هاى تبليغ، در تدارك پيش برنامه و ميان برنامه و پس برنامه باشيم.
كتاب حاضر با اين هدف، ابتدا به تبيين شيوه هاى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در تبليغ غدير پرداخته و سپس كيفيت اجراى همان شيوه را در زمان حاضر بيان نموده
ص: 8
است. بخش هاى سه گانه اين كتاب بر اساس پيش برنامه ها و ميان برنامه ها و پس برنامه هاى تحقق يافته در غديرِ سال دهم هجرى طراحى شده، كه همه آنچه در تبليغ غدير گفتنى است از فرازهاى آن به دست مى آيد.
جا دارد با مطالعه كتاب حاضر سنگينى مسئوليتى كه به خاطر غدير بر عهده ماست، احساس كنيم و اگر براى غدير بپاخاسته ايم مناسب با عظمت آن حركت كنيم. فعاليت هاى علمى، هزينه هاى اقتصادى، تلاش هاى اجتماعى و هر گامى در هر شكلى براى غدير برداشته مى شود، نقطه اوج را نشان دهد و ترسيم كننده «لَمْ يُنادِ بِشَىْ ءٍ مِثْلَ ما نوُدِىَ بِالْوِلايَةِ» باشد. ما بايد نشان دهيم كه براى غدير چه ارزشى قائليم و آنگاه كه نوبت غدير مى رسد همچون عاشورا سر از پا نمى شناسيم و جان و مال و تمام امكانات خود را به پاى ولاى على عليه السَّلام نثار مى كنيم.
ما بايد به امام زمانِ خود حضرت بقية اللّه الاعظم ارواحنا فداه نشان دهيم كه جان فداى غديريم، و تلاش همه جانبه خود براى ابلاغ جهانى غدير را وظيفه اى در برابر آن آخرين يادگار غدير و به عنوان اعتلاى نام مقدس او مى دانيم. در انتظار روزى كه بيايد و از بپرسيم كه آيا وظيفه غديرى خود را آن گونه كه او مى خواسته به انجام رسانده ايم؟ آيا به عظمت و بلنداى غدير گام برداشته ايم؟
ص: 9
اين انتظار، فكرى ژرف و همتى بلند و پشتكارى بى نظير مى طلبد؛ تا كارى در شأن عظمت مولاى غدير به انجام رسد. اكنون فقط يك تصميم، يك اراده، يك عزم جزم لازم است، كه در راه اعتقادش با جديت قدم بردارد و لذت فداكارى براى غدير را با تمام وجود احساس كند.
بر اين باورم كه آنچه در نوشته حاضر به عنوان راهكارهاى تبليغى براى غدير آمده، نمى تواند همه آن چيزى باشد كه در اين مسير بدان نياز داريم. چرا كه هم شرايط و امكانات تبليغى با سرعت غير قابل انتظارى در حال پيشرفت است؛ و هم به كار گرفتن ذوق سليم در مسائل تبليغى تازه هايى را در فكرهاىمتفاوت ايجاد مى كند كه به ذهن ديگران نرسيده است.
بنابراين به عنوان يك درخواست جدى در راه تكميل تأليف حاضر، از همه كسانى كه اين كتاب را مطالعه مى كنند مى خواهم تا هر روش و نكته تبليغى براى غدير به نظرشان مى رسد به آدرس انتشارات دليل ما و با اشاره به كتاب حاضر ارسال نمايند، تا از همه آنها در راه تكميل نوشته حاضر استفاده شود. باشد كه پرونده اى كامل براى ابلاغ غدير آماده كنيم كه بين همه ملت ها و در همه كشورها و در شرايط گونه گون اجتماعى، شيوه هاى متنوعى را در اختيار ما قرار دهد؛ و مبلغين غدير با روش هاى ويژه تبليغى براى موقعيت هاى مختلف آگاه باشند و ولايت اهل بيت عليهم السلام را در زيباترين صورت به مردم جهان برسانند.
ص: 10
كلام امام كاظم عليه السَّلام در اين باره مُشوِّق همه ما براى گام هاى حساب شده تبليغى در راه غدير خواهد بود، آنجا كه مى فرمايد:(1) «مَنْ يَخْرُجِ الْحَقَّ الدّالَّ عَلى فَضْلِنا بِاَحْسَنِ صوُرَةٍ حَتّى يُنَبِّهَ الْغافِلوُنَ وَ يَسْتَبْصِرَ الْمُتَعَلِّموُنَ وَ يَزْدادَ فى بَصائِرِهِمُ الْعالِموُنَ، بَعَثَهُ اللّه ُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فى اَعْلى مَنازِلِ الْجِنانِ»: «هر كس حق دلالت كننده بر فضيلت ما اهل بيت را در زيباترين صورت ارائه دهد، تا در نتيجه غافلان بيدار شوند و آموزندگان روشن شوند و عالمان بصيرت بيشترى پيدا كنند، چنين كسى را خداوند در بالاترين درجه بهشت محشور فرمايد».
قم، محمد باقر انصارى
عيد غدير 1429، 27 آذر 1387
ص: 11
ص: 12
ص: 13
ص: 14
اگر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم قبل از ابلاغ پيام غدير تداركات وسيع و پيش برنامه هاى مفصلى را تدارك ديده بود، اين به ما مى گويد كه با در نظر گرفتن كيفيت رسانه اى عصر حاضر و با تهاجمى كه مسلمانان و همه مردم دنيا در معرض آن هستند، بايد چه پيش بينى هايى را قبل از تبليغ غدير تدارك ببينيم.
آيا نبايد براى غدير آمادگى فكرى ايجاد كنيم؟ نبايد تركيب جامعى از مخاطبين داشته باشيم؟ نبايد شرايط زمانى و مكانى را در نظر بگيريم؟ آيا نبايد تدابيرى براى آرامش فكرى در نظر بگيريم تا گام هاى حساب شده برداريم.
ص: 15
از غدير بياموزيم كه براى تبليغ آن بايد ذهن مخاطبين رابراى پذيرش آن آماده نماييم. عوامل خاص آن زمان براى استقبال افكار مردم از غدير در زمان ما نيز موارد مشابهى دارد كه با به كار گرفتن آنها مى توانيم در مخاطبين براى فرا گرفتن غدير ايجاد اشتياق نماييم. در اينجا نمونه هايى برگرفته از روش پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم را كه راهگشاى تبليغ غدير در جهان امروز است يادآور مى شويم:
اگر در غدير اعلان نزديكى رحلت پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم عاملى قوى براى اشتياق مردم شد تا غدير و مسئله جانشينى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم را پيگير باشند، امروز نيز نزديكى ظهور حضرت بقيه اللّه الاعظم عليه السَّلام مى تواند عاملى مؤثر براى احساس نياز مردم نسبت به ولايت دوازده امام معصوم عليهم السَّلام باشد كه ركن آن غدير است، و مدار غدير بر محور آن بوده است.
ص: 16
اگر در غدير يادآورى صاحب اختيارى خدا و رسول مقدمه مناسبى براى ولايت صاحب غدير بود، امروز نيز اقرار همه موحدين به ولايت مطلقه الهى و اقرار مسلمانان به ولايت مطلقه رسول اللّه صلّى الله عليه و آله وسلّم، مى تواند بهترين مقدمه براى درك صحيح صاحب اختيارى دوازده امام معصوم عليهم السَّلام باشد، كه ولايتشان در غدير به صراحت و براى هميشه دنيا تا روز قيامت اعلام شد.
اگر در غدير يادآورى فرموده هاى گذشته خدا و رسول - مانند حديث ثقلين - خاطر نشان خوبى براى «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» بود، امروز نيز يادآورى صدها فراز از آيات و فرمايشات پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم درباره ولايت اهل بيت عليهم السَّلام مى تواند باور غدير را در ذهن مسلمانان آسان نمايد، و به راحتى آن را هضم كنند و بپذيرند، و بدانند كه غدير مسئله تازه اى در دين ما نيست بلكخ تثبيت حقيقت ولايت است.
اگر در غدير مراسم حج در مراسم سه روزه اعلان ولايت ادغام نشد و پس از اتمام برنامه اول اقدام به برنامه سه روزه شد تا مستقل ديده شود و ارزش آن جداگانه محاسبه شود، امروز نيز بايد غدير پرونده خاص خود را داشته باشد و به طور مستقل درباره اش تبليغ شود و شعارهايش مشخص باشد.
اين مى تواند بدان معنى باشد كه در درياى فضايل على عليه السلام، غدير پررنگ تر از همه بايد نشان داده شود. در فضاى اعتقادى ما نيز بايد غدير به عنوان نقطه
ص: 17
حساسى معرفى شود كه بدون آن هيچ عملى پذيرفته نيست. غدير در فرازهاى تاريخ اسلام بايستى مقطعى شناخته شود كه هرگز تكرار نشده است. در دنياى ادبيات دينى ما غدير بايد جايگاهى داشته باشد كه يازده جلد «الغدير» به خاطر آن تأليف شود.
متقابلاً مخاطبين نيز بايد بدانجا برسند كه پرونده اى جداگانه براى غدير در زندگى خود باز كنند و ابعاد مختلف آن را بياموزند و در مسير زندگى خود وارد نمايند. نتيجه اين استقلال غدير آن است كه هر فرد معتقد به پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با صداى بلند اعلام كند: «غديريَم، سقيفه اى نيستَم»! يعنى آن كسى كه براى غدير صفحه خاصى در زندگى خود دارد، «صِراطَ الْمُسْتَقيمَ» را از «مَغْضُوبٌ عَلَيْهِمْ» و «ضالّينَ» جدا كرده است. يعنى اگر با غدير آشنا شده و آشتى كرده، از سقيفه فاصله گرفته و با آن قهر كرده است. يعنى در يك دل فقط يك پرونده باز خواهد بود كه اگر آن پرونده مفتوح غدير باشد، دفتر سقيفه بسته است و راهى در قلب ندارد.
اگر بلافاصله بعد از حج و با سرعت تمام مراسم غدير آماده شد، و پيامبر صلى الله عليه و آله منتظر بازديدها و سؤالات مردم نماند؛ اين به ما مى آموزد كه درباره غدير تعجيلى بايد، و امروز دير شده است و تا فرداها منتظر ماندن جفاست. بى درنگ بايد آغاز كرد و بى صبرانه بايد نتايج را دنبال كرد و از ثانيه ها بايد حداكثر استفاده را برد.
اگر بلال از سوى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم هم زمان و هم مكانِ تبليغ غدير را مشخص كرد
ص: 18
و اعلام نمود كه همه بايد فردا حركت كنند و بايد در سرزمين غدير خم حاضر باشند، اين درسى براى ماست كه براى غدير كلاس هاى مخصوص داير كنيم، و آن را وارد متون درسى مراكز آموزشى نماييم، و در زمان و مكان معين پيگير آن باشيم، و به تبليغات كلى اكتفا نكنيم.
ص: 19
اگر در غدير با يك پيش بينى دقيق، مخاطبين متفاوت درمنسجم ترين شكل كنار يكديگر قرار گرفتند، و به گونه اى ناگزير هر يك به رسانه اى براى ابلاغ خبر غدير تبديل شدند، تا آنجا كه كفار و مشركين هم در برابر منبر غدير حضور يافتند؛ امروز نوبت ماست كه با درس گرفتن از آن شيوه بديع، مخاطبين غدير را فقط قشرهاى آشنا به غدير ندانيم، و مخاطبين متفاوت از گروه هاى مختلف اجتماع - حتى غيرمسلمانان - را به اين سفره بزرگ دعوت نماييم. در اين باره با پيروى از سياست پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در غدير مى توانيم شيوه هاى زير را به كار گيريم:
با توجه به حضور بسيارى از منافقين و دشمنان داخلىِ پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در مراسم بى نظير غدير و وجود بسيارى از فرازهاى غدير در منابع آنان، ما هم نه تنها از مخالفين غدير نهراسيم، بلكه به گونه اى برنامه ريزى كنيم كه پيام بلند غدير را
ص: 20
وارد رسانه هاى آنان نماييم و مخاطبان بسيارى از آنان را در شنيدن و انتقال پيام غدير تغذيه كنيم. اين دقيقا بدان هدف است كه اگرچه مخاطب مستقيما هدايت نيابد ولى انتقال سخن توسط آنان يقينا در مقاطعى تأثير گذار خواهد بود.
اگر در غدير مراسم حج باعث اجتماع آن جمع عظيم بود، ما نيز بايد موقعيت هايى را كه مردم با پاى خود و به طور منسجم در آنها جمع مى شوند شناسايى كنيم و از آن فرصت ها براى تبليغ غدير حداكثر استفاده را نماييم.
در همين روزگار نيز ايام حج بهترين موقعيت زمانى و مكانى براى تبليغ غدير است. از كنار كعبه تا حرم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با حضور ميليونى حجاج، فرصت هاى طلايى براى ابلاغ پيام غدير وجود دارد كه با در نظر گرفتن عرفات و مشعر و مِنا و جمرات سه گانه و صفا و مروه و زيارتگاه هاى مختلف مكه و مدينه ضريب تبليغى غدير چند برابر مى شود، و ما نبايد هيچ يك از آنها را از دست بدهيم.
حرم اميرالمؤمنين عليه السَّلام در نجف، و حرم سيد الشهداء عليه السَّلام در كربلا نيز جايگاه خاصى است كه از جمع عظيم مردم در ارتباط با صاحبان ولايت كه در همان ضريح مقدس زيارت مى شوند بايد استفاده برد، و چه جايى بهتر از آنجا براى تبليغ غدير! حرم هاى ساير امامان در كاظمين و خراسان و سامرا و اماكن مقدسه اى كه در اطراف آنها قرار دارند، و همه امامزادگان و زيارتگاه ها از موقعيت هاى مناسب براى تبليغ غدير به حساب مى آيند، چرا كه در آنجا آمادگى مخاطبين در حد كمال است.
ص: 21
اگر اجتماعات مردم در مجالس جشن و سوگوارى اهل بيت عليهم السَّلام را به اين مجموعه اضافه كنيم و مساجد و حسينيه هايى را كه در اكثر كشورهاى جهان وجود دارند به آن بيفزاييم، اذعان خواهيم داشت كه امروزه براى تبليغ آن پيام جهانى موقعيت هاى بى شمارى در اختيار ماست كه هنوز به شناسايى آنها نپرداخته ايم.
اگر بدين مجموعه، دنياى رسانه ها را كه با مخاطبين ناپيدا در ارتباط هستند اضافه كنيم درمى يابيم آنچه در غدير با صد و بيست هزار مخاطب ابلاغ شد، امروزه با عدد ميلياردى مخاطبين امكان پذير است.
راديو، تلويزيون، شبكه هاى ماهواره اى، سايت هاى اينترنتى، شبكه هاى ويدئويى ابزارهايى هستند كه از طريق آنها به راحتى مى توان پيام آن روز بزرگ را تبليغ كرد. اگر تعدد زبان ها در اين رسانه ها و سهولت كار ترجمه را در نظر بگيريم - كه در دنياى امروز به آسانى انجام مى پذيرد - متوجه هزاران بلندگو مى شويم كه غدير مى تواند از طريق آنها منتشر گردد، و حقا آن پيام بزرگ لايق تبليغى بدين وسعت است.
اگر در غدير، جذبه سخن آن گونه بود كه عده اى از اهل يمن و طائف و مكه، على رغم مسير خود به سمت جنوب، زحمت سفر تا غدير را كه به سمت شمال مكه بود بر خود هموار كردند، تبليغ امروز ما براى غدير نيز بايد به گونه اى جذاب باشد كه مخاطبين حاضر شوند سخن ديگران را رها كنند و به
ص: 22
استقبال غدير بيايند، اگر چه براى آنان زحمتى داشته باشد و يا لازم باشد در راه آن هزينه كنند.
اگر در غدير، در مواردى خانواده ها حضور داشتند و در مواردى مردان يا زنانى به تنهايى آمده بودند، ما نيز خانواده ها را با غدير آشنا كنيم، و مردان و زنان را در هر شرايطى هستند از خطاب غدير مستثنى ندانيم.
اگر در غدير مردم با درجات متفاوت ايمان حضور داشتند ما نيز همه مردم را در همه درجاتشان از نظر ايمان در غدير سهيم بدانيم.
اگر تركيب قبايلى و نژادى در غدير لغو شد و پيام غدير براى عرب و عجم و سياه و سفيد و سرخ و زرد به طور يكسان تبليغ شد، امروز نيز غدير را بدون در نظر گرفتن تفاوت هاى نژادى يا امثال آن تبليغ كنيم و از اروپاى سفيد تا آفريقاى سياه تا شرق زردپوست پيام رسان غدير باشيم.
ص: 23
اگر در غدير موقعيت هاى عام و خاص زمانى با دقت در نظر گرفته شد و زمانى مفصل بدان اختصاص داده شد، امروز نيز بايد موقعيت هاى عام از نظر حضور فكرى و قلبى مردم سنجيده شود و موقعيت هاى خاص مانند ايام جشن و عزاى اهل بيت عليهم السَّلام و ساير موقعيت هايى كه اجتماعى در آن تشكيل مى شود و حتى مهمانى ها و اجتماعات خصوصى مردم در حد امكان براى ابلاغ پيام غدير به كار گرفته شود. راهكارهاى زير در همين راستا از مراسم غدير قابل استفاده
است:
اگر در غدير موقعيت مكانى با دقت تمام انتخاب شد و مكان هاى بسيارى مانند مدينه، كنار كعبه، عرفات، مشعر و مِنا ناديده گرفته شد، تا تأثير مكان بر عظمت سخن حفظ شود، ما نيز بايد جايگاه هاى تبليغ غدير را با دقت مورد
ص: 24
كارشناسى قرار دهيم و ظرفيت ها و پذيرش ها و خصوصيت اماكن را در زمان هاى خاص مورد ارزيابى قرار دهيم.
اگر موقعيت استثنائى غدير در بيابان و در مسير مسافران در تبليغ اين امر مهم مؤثر بوده، ما نيز در صدد كشف چنان شرايطى استثنائى باشيم تا تأثير گذارى آن بر مخاطبان بيشتر شود و هرگز از خاطره ها فراموش نشود. در دنياى امروز هر رسانه اى مى تواند شرايط و گونه هاى استثنائى براى تبليغ غدير داشته باشد، كه يافتن راه هاى خاص به سوى آن نتايج فوق العاده اى در تبليغ غدير به همراه خواهد داشت.
اگر در غدير خم امكانات مناسبى براى سخنرانى و نيز استراحت مردم ايجاد شد، ما نيز بايد در ايجاد امكانات رفاهى براى كسانى كه به مناسبت غدير جمع مى شوند تلاش كنيم، تا مشقت مردم از عظمت پيام نكاهد. اگر شعاع آسمانى غدير را در نظر بگيريم درخواهيم يافت كه مانند عاشورا در لزوم ايجاد امكانات رفاهى براى عزاداران، در غدير نيز به عنوان مهمترين جشن اسلام بايد امكانات رفاهى گسترده اى براى شركت كنندگان در مراسم بزرگداشت آن فراهم كرد.
اگر در غدير خم منبرى از سنگ با آن كيفيت خاص زير درختان بنا شد كه در نوع خود بديع بود، ما نيز بايد در تزيين آنچه به نام غدير منتشر مى شود از
ص: 25
تمام توان هنرى خود استفاده كنيم و زيباترين جلوه ها را - چه در كتاب ها و چه در پوسترها و بيلبوردها و چه در تزيين جشن هاى عيد غدير و چه در تيزِرهاى تلويزيونى و ساختار سايت ها و سى دى هاى مربوط به غدير به كار گيريم، و از فكر متخصصين هنرىِ معتقد حداكثر استفاده را بنماييم.
ص: 26
اگر در غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با تدابير همه جانبه اى توانست آن برنامه ابلاغ عظيم را در كمال آرامش به نتيجه برساند، ما نيز در تبليغ غدير بايد مراقب دشمنان و توطئه گران داخلى و خارجى باشيم، و با در نظر گرفتن شرايط امن مناسبى به اين مهم بپردازيم كه نمونه هايى از آن ذكر مى شود:
اين بدان معناست كه در جاى خود صبر و بردبارى نشان دهيم و براى پيشبرد اهداف غدير لب به افشاگرى نگشاييم، همان گونه كه در جاى خود پرده از توطئه ها برداريم و به روشنگرى بپردازيم.
سعى كنيم اخبار مربوط به اقدامات و نقشه هاى دشمنان غدير را پيگيرى كنيم و واقعيت هاى موجود و شرايطى را كه در آن به سر مى بريم، بشناسيم. با
ص: 27
روشى كه به كار مى گيريم دشمن را به اين نتيجه برسانيم كه مقابله با غدير وجهه او را بيش از پيش خراب مى كند، و با تهديد آنان به افشاگرى مشت آنان را ببنديم.
پاسخ دادن به هر سؤالى درباره غدير با كمال آرامش، سياست ديگرى بود كه در غدير و بعد از آن اجرا شد؛ و ما نيز به پيروى از آن به دنيا اعلان مى كنيم: بى آنكه احساس خستگى كنيم يا از سؤالى ناراحت شويم، آماده پاسخگويى به هر پرسشى درباره غدير هستيم، تا معلوم شود جايى از ابهام در هيچ نقطه غدير وجود ندارد.
اينها نمونه اى از پيش برنامه هاى غدير بود كه بايد از آنها درس لازم را براى تبليغ غدير بگيريم.
ص: 28
ص: 29
ص: 30
اگر مى بينيم سخنرانى غدير در اوج فصاحت و بلاغت ايراد شده، و در اثناى خطابه كارهايى صورت گرفته كه آن را كاملاً استثنائى جلوه داده، به گونه اى كه نظير آن را در سخنرانى هاى بزرگان ملل نمى توان يافت، بر ما نيز لازم است از چنين شيوه اى پيروى كنيم.
بايد بدانيم كه عَرضه ساده لايق شأن غدير نيست، و بايد تبليغ گفتارى و نوشتارى آن را در قالب هاى زنده صوتى و تصويرى با آخرين و جديدترين متدهاى تبليغى روز به اجرا درآوريم. اكنون روزگارى است كه بايد براى ابلاغ غدير فنون سخن را بكار گيريم و از روش هاى استثنائى تبليغ استفاده كنيم. آيا چنين نيست؟
ص: 31
در غدير فصاحت و بلاغت و شاهكارهاى سخنورى در اعلا درجه آن به كار گرفته شد و ثمره خود را به هنگام خود نشان داد. اكنون بر ماست كه همان راه را در پيش بگيريم و به مُبلِّغ اول غدير اقتدا كنيم، و راهكارهاى زير را عملى سازيم:
اگر در غدير بلاغت به معناى مراعات مقتضاى حال و مخاطب و موضوع در نظر گرفته شد، ما نيز در تبليغ غدير بايد در هر موردى موقعيت مخاطب را از نظر ظرفيت و سابقه علمى و شرايط تربيتى در نظر بگيريم، و محدوده موضوع مطرح شده را تعيين كنيم و آينده يك سخن يا نوشته و بُرد آن را در نظر آوريم.
ص: 32
اگر در غدير فصاحت به معناى به كارگيرى گوياترين جملات، رمز «بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» شد؛ ما نيز بايد ادبيات هر زبانى را براى يافتن رساترين جملات مورد مطالعه قرار دهيم، تا غدير را بين هر قوم و ملتى با شيواترين و گيراترين عبارات منتقل نماييم.
اگر در غدير زيبايى هاى بديع كلام به كار گرفته شد، ما نيز مى آموزيم كه براى ابلاغ چنين مهمى بايد از زيباترين كلمات و اصطلاحات و تركيب بندى جملات براى تبليغ غدير در گونه هاى گفتارى و نوشتارى بلند و كوتاه استفاده بريم.
ص: 33
اگر در غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم هيجده اقدام فوق العاده در ضمن خطابه خود عملى نمود، اين بدان معناست كه ما هم در ابلاغ غدير بايد از روش هاى استثنائى استفاده كنيم؛ تا هر واحد تبليغى ما تأثير چند برابر پيدا كند و ماندگارى آن در خاطره ها از ضريب بالايى برخوردار شود، و اوج اين اقدام آنجاست كه بتوانيم با ابداع روش هاى بى سابقه جلب توجه خاصى به سمت غدير ايجاد كنيم و نمونه هاى زير را از مراسم غدير بياموزيم:
اگر در سخنرانى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در غدير دو نفر به حال ايستاده در برابر مردم قرار داشتند، اين به ما مى آموزد كه نبايد در تبليغ غدير به روش هاى سنتى اكتفا نمود. حتى ما هم مى توانيم بر فراز منبر بايستيم و غدير را تبليغ كنيم. ما هم مى توانيم يك برنامه دو يا چند نفره براى تبليغ غدير تدارك ببينيم كه به صورت دستجمعى در برابر مخاطبين اجرا شود.
ص: 34
اگر در خطبه غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم اعلام كرد كه تبليغ خاص غدير به خاطر امر «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلَّغْ ...» است، ما هم بايد به مخاطبين خود بفهمانيم كه اين همه اصرار درباره غدير و پرونده مستقلى كه براى غدير باز كرده ايم به خاطر امر خاص الهى و تأكيد ويژه خدا و رسول صلّى الله عليه و آله وسلّم درباره آن است، و در واقع اين دستور پروردگار را در درجه فوق العاده اى نسبت به ساير دستورات خدا مى بينيم.
اگر در سخنرانى غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم اعلام كرد كه در اين انجام وظيفه از كسى نمى ترسم، ما نيز بايد براى انتقال امر «فَلْيُبَلِّغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ» كه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در غدير دستور داده از كسى نهراسيم؛ و با قلبى سرشار از ايمان و شجاعتى برگرفته از پيامبر و على عليهم السَّلام به استقبال اين وظيفه خطير برويم.
اگر در خطابه غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم اعلام كرد كه مى خواهم على عليه السَّلام را معرفى كنم، اين بدان معناست كه ما نيز با آماده ساختن مخاطبين و ايجاد اشتياق و هيجان در آنها براى شنيدن پيام غدير، شيرينى و لطافت و ظرافت ولايت را در قلوب مردم بكاريم.
اگر در غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با چند سؤال از مخاطبين و اقرارى كه از آنان گرفت،
ص: 35
هم توانست مخاطبين را بر سر شوق آورد و آنان را در پيام رسانى غدير مشاركت دهد و هم گذشته اعتقادى آنان را يادآور شود؛ امروز هم ما مى توانيم با چند سؤال پيش بينى شده به تناسب اطلاعات مخاطبين، دريچه هاى ورود به غدير را به روى آنان باز كنيم تا با ذوق شكوفا شده و با پاى خود قدم در وادى غدير گذارند و به استقبال آن آيند. ما هم مى توانيم با يادآورى سابقه هاى اعتقادى تاريخىِ مردم آنان را وادار به جستجو و تحقيق درباره ولايت دوازده امام معصوم عليهم السَّلام نماييم.
اگر در خطابه غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با يك اقدام كاملاً استثنائى اميرالمؤمنين عليه السَّلام را بر سر دست بلند كرد، اين به ما مى آموزد كه بايد مفاهيم غدير را بر سر دست بلند كنيم و آن قدر بالا ببريم كه همه جهانيان ببينند. بايد غدير را به گونه اى معرفى كنيم كه اگر عده اى قادر به شنيدن نيستند لااقل ببينند، و اگر عده اى نمى توانند ببينند حداقل بشنوند. بايد هنگامى كه غدير را تا اوج دست ها بلند كرده و به همه نشان مى دهيم جامع ترين و زيباترين تابلوها را كه واگويه «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» باشد بر آن حك كرده باشيم.
اگر در خطابه غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پس از اعلام «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...» كمال دين و تمام نعمت و رضايت رب را اعلام كرد، ما نيز بايد مخاطبين را آگاه سازيم كه هر قدمى در راه تبليغ غدير برمى داريم، گامى در راه ابلاغ دينِ كامل و نعمتِ اتمّ است و رضايت پروردگار از چنين برنامه هايى به امضاى «رَضيتُ لَكُمُ الاِْسْلامَ دينا» رسيده است.
ص: 36
اگر در اوج اعلان ولايت در خطابه غدير، تعريض و تصريح به دشمنان در دستور كار پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم قرار مى گرفت، ما نيز در تبليغ غدير نبايد يك سويه عمل كنيم و فقط نقاط مثبت را يادآور شويم، بلكه اقدامات دشمنان غدير و به خصوص اصحاب سقيفه و صحيفه را براى مخاطبين خود روشن سازيم و دائما آنان را نسبت به خطر حمله مخالفان غدير هوشيار سازيم.
اگر در خطبه غدير ابدى بودن پيام آن براى تمامى نسل هاى حاضر و غايب و حتى نسل هاى به دنيا نيامده اعلام شد، ما هم بايد درس بگيريم و به مخاطبين خود اين اعلاميه را منتقل كنيم كه هدف ما حيات و احياى ابدى غدير
است و سخن ما فقط با نسل حاضر نيست. به همين دليل بايد گام هايى به بلنداى اين همت برداريم و چنين هدف بزرگى را مقصد نهايى خود قرار دهيم.
اگر در خطبه غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم رسما و صريحا خبر از غصب خلافت داد تا اصحاب صراط مستقيم بدانند به استقبال كدام آينده پر خطرى مى روند، ما نيز بايد به مخاطبين غدير اين حقيقت را بفهمانيم كه غصب حق اميرالمؤمنين عليه السَّلام توسط سقيفه حقى را باطل و باطلى را حق نمى كند؛ و پيروان حق با اطلاع از چنان اقدامات وحشتناكى على عليه السَّلام را رها نمى كنند و به اكثريت گمراه نمى پيوندند.
ص: 37
اگر در سخنرانى غدير تأكيد خاصى بر يكى بودن صراط مستقيم و نشان دادن دقيق آن بوده، اين به ما مى گويد كه به مخاطبين غدير قبل از همه بياموزيم كه راه راست يكى بيشتر نيست و بايد در جستجوى آن بود و آن را پيدا كرد. بايد غديريان را آگاه كنيم كه نمى توان ولايت على عليه السَّلام را در كنار ولايت اهل سقيفه پذيرفت، و با دشمنان غدير نمى توان دست محبت داد. بايد به اهل غدير فهماند كه بر سر بهشت و جهنم نمى توان مصالحه كرد و در جايى كه قاضى خدا و رسول است نمى توان با مسامحه عمل كرد و بين غدير و سقيفه جمع كرد! اگر جنت و نار يكى شدند غدير و سقيفه هم ادغام مى شود و دو گانگى از بين مى رود، و اين هرگز نخواهد شد.
اگر در خطابه غدير به طور مفصل سخن از حضرت مهدى عليه السَّلام به ميان آمده اين بدان معناست كه ياد غدير بدون ذكر آخرين يادگار آن، حضرت بقية اللّه الاعظم عليه السَّلام ناقص است. در يك نگاه از اميرالمؤمنين عليه السَّلام تا حضرت ولى عصر عليه السَّلام ادامه يك اعتقاد است، و اگر امام پس از پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم لازم است اين حقيقت تا روز قيامت ادامه دارد. اينجاست كه وظيفه سنگين احياى مهدويت در كنار غدير بر دوش مبلغان غدير قرار مى گيرد و با پيروى از پيامبرشان در آن خطبه بلند، تبليغ غدير را هميشه آميزه اى از «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...» و «يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً» قرار مى دهند.
اگر در سخنرانى غدير مسئله بيعت مطرح شد تا از مردم عهد و پيمان گرفته
ص: 38
شود، امروز هم نبايد مخاطبين غدير را با مجرد اطلاع رسانى به حال خود رها سازيم؛ بلكه پس از تفهيم معانى بلند غدير آنان را وارد جرگه اعتقاد نماييم، و از آنان عهد و پيمان وفادارى بگيريم. يعنى هم از پذيرش آنان نسبت به پيام غدير مطمئن شويم، و هم از تعهد آنان در برابر غدير - چه در عمل به مقتضاى آن و چه در ابلاغ آن به ديگران - اطمينان حاصل كنيم.
اگر در خطابه غدير بيعت با مقام امامت دستيابى به احكام حلال و حرام الهى تا روز قيامت بود، ما نيز بايد براى مخاطبين خود اين فراز مهم غدير را تبيين كنيم كه بدون تعظيم در برابر «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» و امامت يازده امام عليهم السَّلام پس از على عليه السَّلام درباره دستورات الهى متحير خواهند ماند، و از هيچ دريچه ديگرى بدان دسترسى نخواهند داشت.
اگر در سخنرانى غدير بيعت لسانى مطرح شد و بدين وسيله قلب و جان و زبان و دست مردم در بيعت حضور يافت، ما نيز بايد آن گونه غدير را ابلاغ كنيم كه وقتى مخاطبان دست وفادارى مى دهند و با زبان اقرار مى كنند حاضر باشند با جان و مال و تمام وجود در راه آن فداكارى كنند.
اگر در خطبه غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با سؤال گونه خود يك استفهام تقريرى را به ميان آورد و از مردم اقرار گرفت و پس از آن اتمام حجت بلند خواستار عكس العمل مردم شد؛ امروز هم بايد مخاطبين غدير را پس از يك اتمام
ص: 39
حجت همه جانبه به حال خود رها نكرد، بلكه حاصل چنين زحمتى را از آنان پيگيرى كرد كه آيا باز هم جايى براى توقف باقى مانده است؟ آيا زيباتر و بليغ تر از غدير هم سراغ دارند؟ آيا با اين اتمام حجت براى درگاه الهى در روز قيامت پاسخى مانده است؟ و با اين پرسش ها قلوب مستمعين را تا اعماق غدير همراه خود نماييم و نتيجه بگيريم.
اگر در خطابه غدير محور سخن و مقاصد كلى و پايه ها و مبانى فكرى آن كاملاً مشخص بود، جا دارد ما هم براى مخاطبين غدير اين جوانب سه گانه را تبيين كنيم تا بدانند قطب كلام در سخنرانى غدير كدام بوده و اهداف عام آن كدام است و بر چه ريشه هاى عقيدتى پايه گذارى شده است.
اينها نمونه اى از ميان برنامه هاى غدير بود كه بايد از آنها درس لازم را براى تبليغ غدير بگيريم.
ص: 40
ص: 41
ص: 42
اگر در مراسم غدير با پايان خطابه، مردم شاهد برنامه هاى پيش بينى شده اى بودند كه هر يك به نوعى در روند پيشبرد اهداف خطبه و درك مفاهيم آن نقش داشت، ما هم از اين روش درس بگيريم و به محض ابلاغ آن پيام جهانى مخاطب را به حال خود رها نسازيم.
ما بايد اولين ابلاغ غدير را يك حركت مثبت فكرى به عنوان زمينه مناسبى براى مراحل بعدى آن بدانيم. يعنى در مرحله اول نَه مى توان تمام جوانب غدير را بر زبان آورد و نَه فرصت آن وجود دارد. بنابراين پس از جاى گرفتن اصل مطالب در ذهن مخاطب، بايد به جلوه دادن عملىِ مفاهيم و تكميل آنها در قالب هاى غير گفتارى بپردازيم، و پشتيبانى و رضاى الهى نسبت به غدير و معرفى اسناد ماندگار درباره آن را به مخاطبين نشان دهيم.
آيا احساس نمى كنيد كه موظفيم در اين راه مخاطب را رها نكنيم و ارتباط آسمانى غدير را بر او تأكيد نماييم و از راه هاى مختلف ياد غدير را زنده بداريم؟
ص: 43
خطابه غدير به ما مى آموزد كه بايد به مخاطب ارزش قائل شد، و اين را مخاطب احساس خواهد كرد و متقابلاً با ديده احترام به موضوعِ سخن خواهد نگريست. همان گونه كه در برابر درك و احساس مخاطب نسبت به موضوع نبايد بى تفاوت باشيم، و بايد اين فكر را به او منتقل كنيم كه تا هميشه براى رفع هر گونه ابهام دوش به دوش غدير در حركتيم؛ و هر كس غدير را بپذيرد يكى از كاروانيان غدير به حساب مى آوريم. اينك نمونه هايى از همگامى با مخاطبان را از غدير مى آموزيم:
اگر پس از خطابه غدير مردم نسبت به مبلغ اعظم آن ابراز احساسات مى كردند و پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نيز به احساسات آنان پاسخ مى داد، ما نيز بايد اين مهم را درباره عكس العمل مخاطبين غدير با آخرين شيوه ها عملى سازيم.
ص: 44
آنگاه كه در تبليغ خود به نتيجه مى رسيم و مخاطب ها عكس العملى از رضايت و پذيرش و اعجاب نسبت به غدير نشان مى دهند، اين هنر يك مبلِّغ است كه بتواند با پاسخى مناسب به احساسات مخاطب و نيز تشويق او، تشكر و سپاس خود را ابراز نمايد، و او را بيش از پيش به سوى اهداف غدير جذب نمايد.
اگر پس از خطبه غدير، مراسم بيعت آن قدر اهميت داشت كه توقف سه روزه در بيابان غدير به خاطر آن بود؛ اين به ما مى فهماند كه در صورت امكان نبايد به عهد و پيمان كلى يك جمعيت درباره غدير اكتفا كرد؛ بلكه جا دارد پس از ابلاغ كلى با تك تك مخاطبين تماس حاصل شود و با سنجش افكار و برداشت هر يك، كشش و جذابيت هاى لازم را بكار برد و عكس العمل ها را به دقت زير نظر گرفت، و از اين رهگذر آمارى براى آينده تهيه كرد.
دقت در برپايى دو خيمه خاص براى بيعت و صف كشيدن مردم مى تواند درس هاى خوبى درباره رسميت دادن غدير به ما بياموزد، كه چگونه مى توانيم با برنامه هاى دنباله دار حساب شده غدير را در قلوب حك كنيم و به زير سازى آن بپردازيم.
اگر در غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم دستور داد طى سه روز نقطه اصلى خطابه غدير يعنى: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» را در بين مردم تكرار كنند، امروز هم تابلو كردن اين فراز اصلى غدير - چه در گفتار و شنيدار و چه در نمايه هاى تصويرى ثابت
ص: 45
و متحرك - اِشعار بر شعار غدير است و در بردارنده همه آن چيزى خواهد بود كه از غدير بايد آموخت.
اگر در غدير با روى باز به سؤالات مردم پاسخ داده شد، امروز نيز بايد اذعان داشته باشيم كه پس از مطرح كردن غدير در جامعه سيل سؤالات به سوى ما روان خواهد شد. ما بايد اين را به فال نيك بگيريم و دليل بر جا افتادن اهميت موضوع از يك سو و گيرايى آن براى مخاطب از سوى ديگر تلقى كنيم. حتى اگر برخى سؤالات از سوى معاندين مطرح شود باز هم نتيجه گيرى اجتماع از آن اقبال مردم و توجه نگاه ها به سوى غدير خواهد بود.
البته در كنار اين سؤالات بايد پرونده هاى تخصصى براى غدير باز كنيم و پرسش هاى احتمالى را پيش بينى كنيم، و براى روزى كه مورد سؤال قرار مى گيريم پاسخ لازم را آماده كنيم و يا اگر سؤال تازه اى مطرح شد مرجعى براى ارجاع و پاسخگويى داشته باشيم.
اگر در غدير سپاس خداوند را از مبلغ اعظم غدير مى بينيم، جا دارد ما هم قدردانى خود را از همه كسانى كه براى حفاظت از اين گنج هزار و چهارصد ساله فداكارى كرده و تلاش نموده اند، ابراز نماييم. همه راويان و محدثين و مؤلفينى كه طى چهارده قرن غدير را نقل كرده اند و به تبيين معارف آن پرداخته اند، و نيز همه خطبا و گويندگانى كه با كلام بليغ خود بر فراز منابر و
ص: 46
جايگاه هاى سخن ياد منبر غدير را زنده نگه داشته اند، و نيز همه كسانى كه با جان و مال و امكانات خود در راه ترويج و حفظ غدير كوشيده اند، بايد همگام با تبليغ غدير ياد شوند و مورد سپاسگزارى قرار گيرند.
ص: 47
حقايق پشت پرده غدير فراتر آن چيزى است كه در اين سوى حجاب ها مشهود است. بنابراين بايد به مخاطبان غدير در حد آمادگى فكرى شان بگوييم كه غدير خدايى است و از سوى او پشتيبانى مى گردد. بايد همه بدانند كه يك مسلمان بدون غدير هيچ است. بايد بدانند كه دشمن غدير حق ندارد نام اسلام را بر خود نشان كند. اين شيوه اى بود كه خود پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در آن شرايط آغازين بر آن تأكيد داشت؛ و ما نيز به او اقتدا خواهيم كرد و موارد زير را الگوى خود قرار خواهيم داد:
اگر در غدير تأكيد فوق العاده اى بر اين بود كه آن پيام عظيم از طرف خداوند تعالى است و بشر را راهى در زياده و نقصان آن نيست، ما هم با تأكيد بر اين اصل مهم در برابر سقيفه بايد اعلام كنيم كه غدير انتخاب مردم و حتى
ص: 48
انتخاب پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نيست، بلكه مستقيما انتصابى از سوى خالق جهان است. انتصابى كه هيچ انتخاب يا انتصابى توانايى مقابله با آن را ندارد و نمى تواند با آن در يك ترازو قرار بگيرد.
ما بايد امضاهاى پروردگار نسبت به غدير را كه از آغاز سفر حجة الوداع تا لحظه پايانى آن جلوه هاى تازه اى مى يافت، به مردم جهان نشان دهيم تا ببينند ما از اصلى سخن مى گوييم كه بر هر فراز آن مهر تأييدى از سوى خداوند ديده مى شود.
اگر در غدير پيام آمد كه هيچ حكم واجبى را بدون ولايت قبول نمى كنم، ما نيز بايد اين تابلوى غدير را به همه نشان دهيم تا بدانند غديريان از مسئله اى بنيادين سخن مى گويند و در واقع مى خواهند نماز و روزه و زكات و حج را آن گونه كه خدا مى خواهد بپا دارند.
اگر در غدير جبرئيل ظاهر شد و اعلام كرد كه غدير را جز منافق يا كافر بر هم نمى زند، ما هم امروز بايد پيام جبرئيل را هم عرض تبليغ غدير ابلاغ نماييم، چرا كه سخن پيك وحى دلنشينىِ ديگرى در قلوب خواهد داشت.
اگر پس از خطابه غدير، سنگ آسمانى بر مغز كج فكرِ دشمن غدير وارد شد و پشتيبانىِ خدا را از آن پيام اعظم به همه ثابت كرد، امروز جا دارد غديريان در
ص: 49
برابر همه مردم جهان فخر كنند و سينه سپر نمايند كه اگر پشتيبانى هزار و چهارصد ساله خداوند از غدير نبود در اثر اقدامات كينه توزانه سقيفه امروز اثرى از غدير باقى نمانده بود.
آن فرستنده سنگ آسمانى در تمام فراز و نشيب هاى تاريخ - با همه مظلوميتى كه غدير داشته - چنان تكيه گاهى براى غدير بوده كه هر روزِ آن از ديروزش سربلندتر بوده است، تا امروز كه از بلندترين قله هاى تاريخ بر افكار مردم جهان نور افشانى مى كند و فراتر از باورها خود را نشان داده است.
ص: 50
در حالى كه غديريان لحظه اى از تلاش و جوشش در راه غدير باز نمى ايستند، آيا جفا نيست كه دفترى براى ثبت خاطرات آنان نداشته باشيم؟ آيا نبايد پيروزى هاى غدير را به جشنى تازه نشينيم؟ آيا نبايد به نسل حاضر و آينده بگوييم
كه براى غدير چه كرده ايم، تا آنان دنباله راه را با بصيرت و تجربه بپيمايند؟ اكنون به گوشه اى از اين روش هاى بديع و بى سابقه در غدير كه درس هاى لازم را در شيوه هاى تبليغ غدير به ما داد اشاره مى كنيم:
اگر در غدير اسناد ماندگار از شعر و نوشته و بناى مسجد و عيد قرار دادن در نظر گرفته شد، اين به ما مى آموزد كه بايد از هر مراسم و بزرگداشتى كه براى غدير برگزار مى شود اسناد ماندگارى از گزارش خبرى صوتى و تصويرى و نوشتارى و نيز كتاب و شعر تهيه شود، تا آن مراسم به محدوده زمانى خود منحصر نشود.
ص: 51
آن اسناد ماندگار مى تواند به صورت زنده پخش شود، همان گونه كه مى تواند به فراسوى آن مجلس در همان شهر و شهرها و كشورهاى ديگر راه يابد و به نوعى آنان را حاضر در آن مجلس نمايد.
از همه مهمتر ماندگارى آن براى نسل هاى آينده است كه وقتى مجموعه اسناد و يادگارهايى از يك حقيقت كنار هم قرار مى گيرد، اتصال نسل اندر نسل آن را مى رساند و پشتوانه اى محكم براى فرداهاى آن مى شود.
اگر در غدير «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا» اعلان شد و شكست كافران رسما اعلام گرديد، ما نيز در موقعيت هايى كه ابزار تبليغى غدير مؤثر واقع مى شود و غدير از بلنداى چهارده قرن درخششى تازه پيدا مى كند، بى تفاوت نباشيم و هر پيروزى غدير را جشنى تازه بگيريم و گزارش خبرى آن را وسعت بخشيم و به گوش جهانيان برسانيم.
اگر در غدير سند دست نوشته اى به عنوان گزارش واقعه غدير در حضور اصحاب و با اقرار آنان تهيه شد، بر ماست كه از هر مراسمى كه به هر مناسبتى به عنوان غدير مطرح مى شود، گزارش خبرى جامعى تهيه كنيم و اهداف آن را براى همه مخاطبان خاص و عام تبيين كنيم، و در حد امكان آن مجموعه خبرى را از كانالى قابل اعتماد بر مردم عرضه كنيم.
ص: 52
اگر در غدير شعر زيبايى درباره واقعه سروده شد، اين سرآغازى بود براى ديوان بزرگ غدير كه در طول چهارده قرن براى آن مراسم عظيم سروده شده است. اكنون آنچه بر دوش ما سنگينى مى كند و هنوز جاى آن خالى است، سرودن شعرهايى با مضامين بلند و كنايات و استعارات سنگين ادبى است، كه در شعر غدير هنوز راهى طولانى در پيش دارد.
اگر در غدير عيد اعلام كردن آن روز بزرگ عظمت آن را قرين ابديت ساخت و با تجديد عهد هر ساله ياد آن زنده نگه داشته مى شود، ما نيز گذشته از بزرگداشت هر ساله، مى توانيم مقاطع مختلفى از زمان را به غدير اختصاص دهيم و به همان مناسبت نام آن روز بزرگ را احيا كنيم. مثلاً در آغاز هر قرنى از غدير جشن مفصلى بگيريم چنانكه در چهاردهمين قرن غدير انجام شد، و يا به عنوان اهداى هداياى خاص يا مسابقاتى به مناسبت غدير مقاطع مختلفى از سال را به ياد غدير اختصاص دهيم.
اگر در غدير جايگاه آن خطابه جهانى را مسجدى بنا كردند تا براى هميشه ياد آن را زنده نگه دارد، امروز بر ماست كه با بناى يابودهايى به نام غدير از مساجد و بناها گرفته تا ميدان ها و خيابان ها، سمبل هايى به آن نام مبارك ايجاد كنيم كه مشاهده آنها يادآور آن روز بزرگ باشد.
اينها نمونه اى از پس برنامه هاى غدير بود كه بايد از آنها درس لازم را براى تبليغ غدير بگيريم.
ص: 53
ص: 54
به عنوان يك جمع بندى از آنچه گذشت جا دارد بگوييم: غدير عظمتى است حافظ همه عظمت هاى دينىِ ما، كه براى اين قله بلند هر گونه عظمت بيافرينيم ابعاد مختلف دينمان را اوج بخشيده ايم. اما اين مسير، فكرى ژرف و همتى بلند و پشتكارى بى نظير مى طلبد، كه در گونه هاى متفاوتى قابل اجراست.
برپايى مجالس مرتبط با غدير، تبليغ صوتى و تصويرى براى غدير، تبليغات شهرى غدير، تدريس مفاهيم غدير، تحقيق در محتواى غدير، تأليف درباره غدير، نشر كتاب هاى تأليف شده درباره غدير، به كار گرفتن هنر در راه غدير، مسابقات فرهنگى غدير، اهداى جوايز به نام غدير، مشاركت در تبليغ غدير، تبليغ غدير در ضمن اُمور ديگر، گونه هاى مختلفى از برنامه ريزى همه جانبه غدير است كه آن را در بلندترين تابلوهاى جهان با زيباترين و عميق ترين نقش ها به تصوير مى كشد و در معرض ديد مردم عالم قرار مى دهد.
ص: 55
ص: 56
پيشگفتار
امروز ... ما ... غدير··· 5
حركت جهانى به بلنداى غدير...6
تبليغ غدير را از پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بياموزيم...7
ابلاغ غدير با ابزار قرن پانزدهم...7
برنامه ريزى حساب شده براى غدير...8
تبليغ فداكارانه براى غدير...9
درخواست تازه هاى تبليغ براى غدير...10
1 پيش برنامه در تبليغ غدير
براى غدير آمادگى فكرى ايجاد كنيم··· 16
ظهور امام زمان عليه السَّلام مشوِّق غدير...16
ولايت مطلقه رسول اللّه صلّى الله عليه و آله وسلّم مقدمه غدير...17
فضايل اهل بيت عليهم السَّلام براى باور غدير...17
استقلال تبليغى براى تثبيت غدير...17
با عجله و بى درنگ براى تبليغ غدير...18
فصلِ خاصى براى غدير...18
ص: 57
تركيب جامعى از مخاطبين داشته باشيم··· 20
پيام غدير در رسانه هاى مخالفين...20
تبليغ غدير در اجتماعات مؤثر...21
دنياى رسانه هاى عمومى...22
تأثير گذارى در استقبال مردم...22
غدير در خانواده ها و نژادها...23
شرايط زمانى و مكانى را در نظر بگيريم···24
كارشناسى جايگاه هاى تبليغ غدير...24
كشف شرايط فوق العاده براى تبليغ غدير...25
امكانات رفاهى براى تبليغ غدير...25
توان هنرى براى ابلاغ غدير...25
فضاى آرام را فراموش نكنيم··· 27
بردبارى و روشنگرى...27
پيگيرى نقشه هاى دشمن...28
فضاى امن علمى براى غدير...28
2 ميان برنامه در تبليغ غدير
فنون سخن را بكار گيريم··· 32
مقتضاى حال و مخاطب و موضوع... 32
ص: 58
ادبيات زبان ها براى رساترين جملات... 33
زيباترين كلمات و اصطلاحات... 33
روش هاى استثنائى را بكار گيريم··· 34
تبليغ غدير در حال قيام... 34
تبليغ غدير به خاطر امر خاص الهى... 35
از تبليغ غدير نمى هراسيم... 35
هيجان و شوق در تبليغ غدير... 35
مشاركت مخاطبين در تبليغ غدير... 35
تابلوى غدير را به جهانيان نشان دهيم... 36
تبليغ از كمال دين در غدير..36
مخاطبين غدير را هوشيار سازيم... 37
احياى ابدى غدير هدف ماست.. 37
با مظلوميت غدير حقانيت آن را ... 37
با دشمن غدير سر سازش نداريم.. 38
با نام حضرت مهدى عليه السَّلام غدير را ... 38
با غدير پيمان ببنديم... 39
غدير دريچه اى به درياى علم الهى است... 39
فداكار غدير با تمام وجود... 39
از مخاطبين غدير سؤال كنيم... 39
مدار سخن در خطبه غدير را نشان دهيم... 40
ص: 59
3 پس برنامه در تبليغ غدير
مخاطب را رها نكنيم··· 44
تشويق مخاطبين و پاسخ به احساسات... 44
تماس با مخاطبين و بكار گيرى جذابيت ها...15
تابلوهاى گفتارى و شنيدارى و تصويرى... 45
پاسخ به سؤالات با پرونده هاى تخصصى... 46
قدردانى از پاسداران غدير... 46
ارتباط آسمانى غدير را تأكيد كنيم··· 48
تأكيد بر الهى بودن غدير... 48
تأكيد بر قبولى اعمال با ولايت... 49
تأكيد بر كفر و نفاق دشمنان غدير... 49
تأكيد بر پشتيبانى 1400 ساله خدا از غدير... 49
ياد غدير را زنده بداريم··· 51
از هر تلاشى اسناد ماندگار بگذاريم... 51
هر پيروزى غدير را جشنى تازه بگيريم... 52
گزارش خبرى جامع از مناسبت هاى غدير... 52
تدوين ديوان بزرگ غدير... 53
ياد غدير در مقاطع متفاوت... 53
بناى يادبودهاى غدير... 53
فكر، همت، پشتكار براى غدير... 54
ص: 60