پيام هاى خطبه فدک 27 اتمام حجت خطبه فدکيه از لسان حضرت زهرا (عليها السلام)

مشخصات کتاب

سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -

Ansari,Mohammad Baqir

عنوان و نام پديدآور : پیام های خطبه فدک : 27 اتمام حجت خطبه فدکیه از لسان حضرت زهرا علیهاالسلام/محمدباقر انصاری.

مشخصات نشر : تهران: دلیل ما، 1402.

مشخصات ظاهری : 72 ص.

شابک : 978-600-442-336-6

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

عنوان دیگر : 27 اتمام حجت خطبه فدکیه از لسان حضرت زهرا علیهاالسلام.

موضوع : فاطمه زهرا (س)، 8؟ قبل از هجرت - 11ق. -- کلمات قصار

موضوع : Fatimah Zahra, The Saint -- Quotations

موضوع : فاطمه زهرا (س)، 8؟ قبل از هجرت - 11ق. . خطبه فدک

موضوع : Fatimah Zahra, The Saint . Khotbeh Fadak

رده بندی کنگره : BP27/22

رده بندی دیویی : 297/973

شماره کتابشناسی ملی : 9194109

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

ویراستار دیجیتالی: محمد مبین روزبهانی دره ساری

خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان

ص: 1

اشاره

شناسنامه

نام اين فايل PEYAM5 در 72 صفحه است.

==============================================

آخرين کار تا ساعت 14 روز پنجشنبه 25 / 8 / 1402

==============================================

براى پشت جلد:

کتاب حاضر با خلاصه گيرى از خطابه مادرمان حضرت زهرا (عليها السلام) شاخص ترين تابلوهاى خطبه فدکيه را در چهار موضوع تقديم کرده است. صديقه کبرى (عليها السلام) در اين پيام هاى کوتاه، شاهراهِ بهشت غدير و کجراهِ جهنم سقيفه را به مردم جهان نشان داده و پرچم فدک را بالا برده، و از سکوت مرگبار مسلم-انان در مقابل سقيفه فرياد زده است.

ص: 2

اهدا

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اهدا

به مادرى که ،

براى فرزندان اعتقادى اش ،

خطبه فدک را ،

به يادگار گذاشت .

ص: 3

اين کتاب در 4 بخش :

1 . شاهراهِ بهشت··· 9

2 . کجراهِ جهنم··· 23

3 . و امّا فدک··· 39

4 . سکوتِ مرگبار··· 53

ص: 4

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اى بانوى بهشت، يا سيدة النساء !

از آغاز خطبه شما که مردم مدينه و اهل سقيفه و غاصبين خلافت و مهاجرين و انصار را مورد خطاب قرار داده ايد تا اين نهايت که حتى به زنان آنان اتمام حجت فرموده ايد، قدم به قدم با کلامتان همراه بوده ام. سعى کرده ام آن را خوب بفهمم تا هم پرونده اعتقادم را نسبت به مقام بلندتان کامل نمايم، و هم دشمن شما را از لسان مبارکتان بشناسم.

اى پهلو شکسته، اکنون تمام قامت در برابر قامت خميده شما به احترام مى ايستم. سپس به خاک پايتان مى افتم و با هزاران عرض ادب و تواضع، از خطابه اى که با تنى مجروح و قلبى شکسته براى اتمام حجت بر همه تاريخ ايراد کرده ايد سپاسگزارى مى کنم، و عرضه مى دارم: در روزهايى که ما نبوده ايم مادرانه به فکر ما فرزندانتان بوده ايد، و نگذاشته ايد حقايق غدير زير خاکستر سياه سقيفه مدفون گردد.

ص: 5

اى مادرِ شيعه، امروز بر خود لازم مى دانم با مرورى بر خطبه شما فرموده هايتان را خلاصه گيرى کنم، تا بتوانم آنها را به عنوان «تابلوهاى خطبه فدکيه» بر صفحه قلبم نقش نمايم. از ساحت مقدس شما اجازه مى خواهم پيام عظيم و جهانى شما را به پيام هاى کوتاهِ جداگانه تبديل نمايم، تا معارف آن را در قطعه هاى کوچک همراه با شواهدى از متن کلامتان تبليغ کرده باشم.

اى مظلومهٔ مدينه، اگرچه خطبه شما بى نهايت هشدار و بيدارباش دارد؛ اما از سخنرانى شما 27 پيام شاخص تر را استخراج کرده ام، که اصلى ترين اهداف شما به نظرم آمده است. به همين دليل با مقدمه اى براى هر پيام ذهن خواننده را آماده کرده ام و سپس شواهد آن را از متنِ عربى خطبه تان با ترجمه فارسى آن آورده ام. فرازهاى خطبه برگرفته از متن کامل و مقابله شده آن در کتاب «اسرار فدک» و «صداى فاطمى فدک» از همين مؤلف است. اين پيام هاى شما را در 4 موضوع زير تقسيم بندى کرده ام:

1 . شاهراهِ بهشت 2 . کجراهِ جهنم

3 . و امّا فدک 4 . سکوتِ مرگبار

ص: 6

اى صديقه شهيده، خطبه شما را مى خوانم و به توحيد غدير و عظمت قرآن و عترت مى رسم، و فداکارى هاى رسول اللّه و مولى على (علیهما السّلام) را به ياد مى آورم. مى بينم غدير براى هيچکس عذرى نگذاشته، اما بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با فتنه سياه سقيفه و خلافت مغصوب از يک سو و نفاق و عقبگرد مردم از سوى ديگر رو به رو مى شوم!

اى مالكِ ابدىِ فدک، تا نوبت به فدكِ شما مى رسد چشم انتظارىِ فرزندانت را مى شنوم به هديه اى که خدا و رسول برايشان آماده کرده بودند؛ و به فدکى که غصب گرديد و تلخ شد و اشک تو در آن به يادگار ماند!

اى صاحب خطبه فدک، شما را در هم شکستند و با مصيبت در هم پيچيدند! مى پرسم: چه کسانى؟ کى؟ کجا؟ براى چه؟ آنگاه بى تفاوتىِ عمدىِ مردم نسبت به تنها دختر پيامبرشان را مى شنوم و مى بينم که آنان را از درگاه خود رانده اى!

امروز خطبه ات در دستانم و پيش چشمانم بر در خانه سوخته ات خواهم ماند، تا روزى که در رکاب مهدى موعود (علیه السّلام) براى انتقام اين همه مظلوميتِ شما بيايم.

قم ، محمد باقر انصارى

ايام محسنيه 1445 ق

مهرماه 1402 ش

ص: 7

ص: 8

1. شاهراهِ بهشت

اشاره

ص: 9

پيام 1

توحيدِ غدير

اگر با خدا کار داريد و بازگشتتان را به سوى خدا مى دانيد، خاندانى که به خداوند متصل است و خداپرستى را به شما مى آموزد اينجاست، نه سقيفه! ببينيد که وقتى بانويم سخن را با تمجيد پروردگار آغاز مى کند چگونه توحيد ناب در کلماتش موج مى زند. آن حضرت خداشناسى را با چنين جملاتى جلوه مى دهد:

ص: 10

«مَن هُوَ اَولى بِالحَمدِ» : «خدايى که به ستايش از همه سزاوارتر است» .

«اِستَحمَدَ اِلَى الخَلائِقِ بِاِجزالِها» : «خدايى که براى کامل نمودن بخشش هايش حمد و ستايش خود را از خلايق خواسته است» .

«(لا اِلهَ اِلاَّ اللّه ُ) كَلِمَةً جَعَلَ الاِخلاصَ تَأويلَها» : «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه ُ کلمه اى است که خداوند تأويل آن را اخلاص قرار داده است» .

«المُمتَنِعِ مِنَ الاَبصارِ رُؤيَتُهُ وَ مِنَ الاَلسُنِ صِفَتُهُ» : «خداوندى که امکان ديدن او بر چشم ها و قدرت توصيفش بر زبان ها محال است» .

«اِبتَدَعَ الاَشياءَ لا مِن شَى ءٍ قَبلَها» : «خدايى که تمام اشياء را بدون آنکه چيزى قبل از آنها باشد به وجود آورده است» .

«ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ ... حياشَةً لَهُم اِلى جَنَّتِهِ» : «خدايى که براى سوق بندگان به بهشتش ثواب را ... قرار داده است» .

ص: 11

پيام 2

اهل بيت وحى

خاندانى بايد امامت و خلافت و جانشينىِ پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در دست بگيرد که به نبوت متصل بوده، و وحى در بيوتِ آنان نازل شده باشد. سقيفه در انتظار مرگ چنين پيامبرى بود تا دستوراتش را زير پا بگذارد. بنگريد که بانويم مُبلّغ اعظم الهى يعنى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) را چگونه معرفى مى نمايد:

ص: 12

«اِصطَفاهُ قَبلَ اَن يَبتَعِثَهُ» : «خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبل از خلقتش اختيار نمود» .

«اِبتَعَثَهُ اِتماما ِلاَمرِهِ» : «خدابراى اتمام امر خود پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث گردانيد» .

«فَاَنارَ اللّه ُ بِأَبى مُحَمَّدٍ ظُلَمَها» : «خداوند به برکت پدرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ظلمت ها را به نورانيت مبدل ساخت» .

«هَداهُم اِلَى الدّينِ القَويمِ» : «پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را به دينى محکم هدايت نمود» .

«اَمينِهِ عَلى وَحيِهِ وَ صَفيِّهِ وَ خيرَتِهِ مِنَ الخَلقِ»: «پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) امين وحى خدا و برگزيده و منتخب از خلق بود» .

ص: 13

پيام 3

فداکارى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم)

بايد بدانيد پيامبرتان چه زحمات طاقت فرسايى کشيد تا درخت اسلام به ثمر رسيد. از همين نگاه سعى کنيد با حراست از فرامين اسلام و عمل به آنها، خود را در حفظ دسترنج آن حضرت سهيم نماييد. با اين هدف، بانويم گوشه هايى از تلاش بيست و سه ساله پدر را برايتان چنين روشنگرى مى کند:

ص: 14

«بَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعا بِالنِّذارَةِ» : «پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسالت الهى خود را به انجام رسانيد، در حالى که امور باعث عذاب پروردگار را معرفى مى نمود» .

«داعيا اِلى سَبيلِ رَبِّهِ بِالحِكمَةِ وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَةِ» : «پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دعوت کننده مردم به راه پروردگارش با حکمت و پند نيکو بود» .

«حَتَّى انهَزَمَ الجَمعَ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ» : «تا آنکه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اجتماع آنان را از هم پاشيد و آنان از صحنه فرار کردند» .

«خَرِسَت شَقاشِقُ الشَّياطينَ» : «(دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنجا رسيد که) زبان شياطين لال شد» .

«اِنحَلَّت عُقَدَ الكُفرِ» : «(دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنجا رسيد که) همبستگى هاى کفر و خلاف از هم پاشيده شد» .

«اَنقَذَكُمُ اللّه ُ بِنَبيِّهِ» : «خداوند به برکت پيامبرش شما را نجات داد» .

«بَعدَ اَن مُنِىَ بِبُهَمِ الرِّجالِ» : «(پيروزى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) بعد از آن بود که گرفتار پهلوانان کفار گرديد» .

ص: 15

پيام 4

حق على (علیه السّلام) بر امت اسلام

هر مسلمانى بايد اين را بداند که اگر على (علیه السّلام) نبود اثرى از اسلام نبود، و دين الهى مرهون فداکارى هاى اوست. بر اين اساس تا نام اسلام بر پاست قدردانى از على (علیه السّلام) وظيفه همه مسلمين است. در واقع همه بر سر سفره پيامبرى نشسته اند که على بن ابى طالب (علیه السّلام) جزء لاينفک او بوده است. اکنون بانويم مسير رسالت را همراه حقيقتى به نام على (علیه السّلام) تشريح مى فرمايد:

ص: 16

«كُلَّما اَوقَدوا نارا لِلحَربِ ... قَذَفَ اَخاهُ عَليّا فى لَهَواتِها» : «هرگاه که آتشِ جنگ را مى افروختند ... پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برادرش على را براى نابودى آنان به عمق دهانشان مى افکند» .

«فَلايَنكَفِئُ حَتّى يَطَأَ صِماخَها بِأَخمَصِهِ» : «على (علیه السّلام) تا گوش هاى دشمنان را پايمال نمى کرد باز نمى گشت» .

«مُجتَهِدا فى اَمرِ اللّه ِ» : «على (علیه السّلام) در راه خدا سختى ها و مشکلات را تحمل مى کرد» .

«قَريبا مِن رَسولِ اللّه ِ (صلی الله علیه و آله و سلم)» : «على (علیه السّلام)نزديکترين شخص به پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود» .

«لاتَأخُذُهُ فِى اللّه ِ لَومَةُ لائِمٍ» : «در راه خدا سرزنش ملامت کنندگان تأثيرى در على (علیه السّلام) نداشت» .

ص: 17

پيام 5

معرفى قرآن و عترت

اگر شما امت اسلام هستيد بدانيد که صاحب اسلام دو چيز گرانبها را به عنوان پايه همه امور دينتان گذاشته است: قرآن و اهل بيت (علیهم السّلام). هيچ کس حق ندارد از اين دو محور خارج شود، و هر کس به هر شکلى از اين دو فاصله بگيرد از اسلام دور شده است. خوب گوش کنيد که بانويم در اين باره چه فرموده:

ص: 18

«نَحنُ بَقيَّةٌ استَخلَفَها عَلَيكُم» : «ما (اهل بيت عليهم السلام) يادگارانى هستيم که خداوند ما را جانشين پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر شما قرار داده است» .

«مَعَنا كِتابُ اللّه ِ» : «همراه ما (اهل بيت (عليهم السلام)) کتابِ الهى است».

«بَيِّنَةٌ بَصائِرُهُ» : «دليل هاى قرآن روشن است».

«مُؤَدٍّ اِلَى النَّجاةِ استِماعُهُ» : «گوش دادن به قرآن نجات را به دنبال مى آورد» .

«فيهِ بَيانُ حُجَجِ اللّه ِ المُنَوَّرَةِ ... وَ شَرائِعِهِ المَكتوبَةِ» : «در قرآن است بيان دليل هاى نورانى الهى ... و قوانينى که واجب شده است».

ص: 19

پيام 6

اسرار احکام الهى

کسى مى تواند جانشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را عهده دار شود که خداوند او را بر اسرار اوامرش آگاه کرده باشد. در اين باره بانويم ذره اى از پرونده بزرگِ حکمتِ احکامِ الهى را به روى شما باز مى کند، تا فاصله غدير با سقيفه را بفهميد! آنجا که مى فرمايد:

ص: 20

«الصَّلاةَ تَنزيها لَكُم مِنَ الكِبرِ» : «خدا نماز را دورى از تکبر قرار داد» .

«الصّيامَ تَثبيتا لِلاِخلاص» : «خدا روزه را براى محکم کردن اخلاص قرار داد» .

«العَدلَ تَنسيقا لِلقُلوبِ» : «خدا عدالت را براى براى همسويى قلب ها قرار داد» .

«طاعَتَنا اَهلَ البَيتَ نِظاما لِلمِلَّةِ» : «خدا اطاعت ما اهل بيت را موجب نظام دين قرار داد» .

«اِمامَتَنا اَمانا مِنَ الفُرقَةِ» : «خدا امامت ما اهل بيت را امان از تفرقه و جدايى قرار داد» .

«القِصاصَ حَقنا لِلدِّماءِ» : «خدا قصاص را باعث حفظ خون ها قرار داد» .

«حَرَّمَ اللّه ُ الشِّركَ اِخلاصا بِالرُّبوبيَّةِ» : «خدا براى اخلاص در قبول ربوبيتِ خود شرک را حرام نمود» .

ص: 21

ص: 22

2. کجراهِ جهنم

اشاره

ص: 23

پيام 7

نفاق بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

بى ايمانىِ بزرگى که پس از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) علنى شد و در زمان آن حضرت پنهانى وجود داشت، مسئله «نفاق» بود. اين رمزى است که بسيارى از پيچيدگى هاى روزهاى اول تاريخ اسلام را حل مى کند و علت بسيارى از ضلالت ها را کشف مى نمايد. افشاگرى بانويم را در اين باره بشنويد:

ص: 24

«ظَهَرَت فيكُم حَسيكَةُ النِّفاقِ» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) دشمنى ناشى از نفاق شما ظاهر گرديد» .

«نَطَقَ كاظِمُ الغاوينَ» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) خشم فرو خورده گمراهان به تکلم درآمد» .

«فَأَلفاكُمُ لِدَعوَتِهِ مُستَجيبينَ» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) شيطان ديد که دعوت او را اجابت مى نماييد» .

«فَوَسَمتُم غَيرَ اِبِلِكُم» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) شتر ديگران را براى خود علامت گذارى نموديد» .

«بِدارا زَعَمتُم خَوفَ الفِتنَةِ» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) به گمان ترس از بروز فتنه به سرعت اقدام کرديد» .

«تَستَجيبونَ لِهِتافِ الشَّيطانِ الغَوىِّ» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) نداى شيطان مکار را اجابت کرديد» .

ص: 25

پيام 8

بازگشت مردم از اسلام

آگاه باشيد که مردم مسلمان بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صد و هشتاد درجه تغيير مسير بلکه تغيير هويت دادند! گويا منتظر بسته شدن چشمان پيامبرشان بودند که اسلام را کنار بگذارند. در اين باره سخنان بانويم را به ياد داشته باشيد که فرمود:

ص: 26

«اَتَقولونَ : ماتَ مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه ِ (صلی الله علیه و آله و سلم)»: «آيا به راحتى مى گوييد: محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنيا رفت»؟

«اَفَاِن ماتَ اَو قُتِلَ انقَلَبتُم عَلى اَعقابِكُم» : «آيا اگر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بميرد يا کشته شود به جاهليت خود بر مى گرديد»؟

«عُجتُم عَنِ الدّينِ» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) از دين برگشته ايد»!

«اَفَتَجمَعونَ اِلَى الغَدرِ اعتِلالاً عَلَيهِ بِالزّورِ»: «آيا (بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) همگى بر سر بى وفايى اجتماع کرده ايد»؟

ص: 27

پيام 9

فتنهٔ عالمگيرِ سقيفه

سقيفه را عده اى آغازگر بودند، اما اذعان داشته باشيد که آثارِ شوم آن همه بشريت را فرا گرفته و مردم را از سعادت دنيا و آخرت دور کرده، و به سوى سختى ها و دشوارى ها در دو جهان خواهد کشاند. پس آنان را نفرين کنيد و سر منشأ گرفتارى هايتان را شناسايى نماييد. مؤسسين غصب خلافت هم خود را براى عقابى عظيم آماده کنند. به ياد داشته باشيد که در اين باره بانويم فرمود:

ص: 28

«هُنالِكَ ... يَعرِفُ التّالونَ غِبَّ ما اَسَّسَ الاَوَّلونَ»: «آنجاست که آيندگان از نتيجه آنچه پيشينيان پايه گذارده اند آگاه مى شوند» .

ص: 29

پيام 10

غدير عذرى باقى نگذاشته

مردم در کنار گذاشتنِ صاحب غدير هيچ عذرى ندارند، چرا که بالاترين اتمام حجت ها از آغاز بعثت تا پايانِ غدير درباره على (علیه السّلام) انجام شده، به طورى که راه فرارى براى کسى باقى نمانده است. عذر تراشى و بهانه هاى واهى در برابر اتمام حجت هاى عظيم خداوند درباره ولايت علوى نزد هيچ عاقلى خريدار ندارد. پس بهتر است غاصبين خلافت و طرفدارانشان اعتراف به جنايت کنند و در جستجوى بهانه هاى بيهوده نباشند و اذهان مردم را مشوش ننمايند. بانويم 3 جمله در اين باره فرموده تا به خاطر داشته باشيد:

ص: 30

«لا عُذرَ بَعدَ تَعذيرِكُم» : «با بهانه هاى بيهوده تان عذر شما پذيرفته نيست» .

«لا اَمرَ بَعدَ تَقصيرِكُم» : «با کوتاهى هاى شما جاى هيچ سخنى باقى نمانده است» !

«ما جَعَلَ اللّه ُ ِلاَحَدٍ بَعدَ غَديرِ خُمٍّ مِن حُجَّةٍ وَ لا عُذرٍ» : «خداوند بعد از واقعه غدير خم براى احدى دليل و عذرى باقى نگذاشته است»!

ص: 31

پيام 11

خلافتِ مغصوب

اگر تمايل مردم به سقيفه و رها کردن صاحب غدير عجيب است، پذيرفتن غاصبين از ميان ده ها راه باطلى که پيش رويشان بود، عجيب تر است. گويا هدف مردم فرار از على (علیه السّلام) و امر الهى، و مقصود اصلى شان بازگشت به جاهليت بوده است! در اين باره بانويم 4 جمله فرمود:

ص: 32

«اَنّى زَحزَحوها عَن رَواسِى الرِّسالَةِ» : «خلافت را از کوه هاى بلند رسالت به کجا کشاندند»؟

«اِلى اَىِّ سِنادٍ استَنَدوا» : «به کدام تکيه گاهى اتکا نمودند»؟!

«لِمَن اختاروا وَ لِمَن تَرَكوا»: «براى چه کسى انتخاب کردند و براى چه کسى رها نمودند»؟!

«اِستَبدَلوا الذُّنابى بِالقَوادِمِ ... وَ العَجُزَ بِالکاهِلِ»: «پس ماندگان را به جاى پيشتازان ... و فرومايگان را به جاى معتمدان قراردادند».

ص: 33

پيام 12

سعادتِ از دست رفته

گنج عظيم و سعادت ابدى که مردم با کنار گذاشتن امامان غدير از دست دادند، از گناهِ رفتن به سوى باطل سقيفه بالاتر است، چرا که اگر رفتن به مسير غلط يک جرم است، از دست دادن مسير آماده و مستقيم هدايت جرم بالاتر است! رفتن به سوى ضرر و خسران دنيا و آخرت يک جرم است، و پشت پا زدن به منفعت دنيا و عقبى در آسان ترين شکل آن جرم بالاتر است. در اين باره از بانويم بشنويد:

ص: 34

«وَ لكِنَّهُم بَغَوا، فَسَيَأخُذُهُمُ اللّه ُ بِما كانوا يَكسِبونَ» : «ولى طرفداران سقيفه از حق روى گردانيدند، پس به زودى خداوند آنان را به آنچه براى خود کسب کرده اند مؤاخذه مى نمايد» .

ص: 35

پيام 13

با دشمن بجنگيد

فراموش نکنيد که غاصبين خلافت رسما عَلَم مخالفت را در برابر اسلام برافراشته اند، و در ضديت با اوامر خداوند حرکت مى کنند. پس بايد با آنان مقابله کرد چرا که هم پيمان شکن و هم آغازگر بوده اند. هرگز از آنان نهراسيد، که مخالفت همه مردم هم به خدا ضرر نمى زند. مگر نشنيديد که بانويم فرمود:

ص: 36

«اَتَخشَونَهُم فَاللّه ُ اَحَقُّ اَن تَخشَوهُ» : «آيا از آنان هراس داريد؟ خداوند سزاوارتر است که از او بترسيد» .

«فَقاتِلوا اَئِمَّةَ الكُفرِ اِنَّهُم لا اَيمانَ لَهُم» : «با امامان کفر جنگ کنيد که آنان پايبند به سوگندهايشان نيستند» .

«اَلا تُقاتِلونَ قَوما نَكَثوا اَيمانَهُم» : «آيا با گروهى که سوگندهاى خود را ناديده گرفتند نمى جنگيد»؟

«فَاِن تَكفُروا اَنتُم وَ مَن فِى الاَرضِ جَميعا فَلن يَضُرَّ اللّه َ شَيئا» : «اگر شما و تمام کسانى که در زمين هستند کافر شوند خداوند از همه آنان بى نياز است» .

ص: 37

ص: 38

3. و امّا فدک

اشاره

ص: 39

پيام 14

فدک براى فرزندانم !

يادتان باشد «فدک» گذشته از اينکه بخشوده پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به امر خدا به دخترش بود، آن را به عنوان يادگارى براى آينده فرزندانش نگه داشته بود، که سادات جهان تا آخر دنيا از «باغاتِ مادر» استفاده برند. افسوس که امت اسلام چشمِ ديدنِ آن را نداشتند و اين ننگ را بر خود خريدند که همه بگويند: «به اندازه يک فدک حاضر به قدردانى از پيامبرشان نشدند»! در اين باره اشاراتِ بانويم را در سخنانش شنيديد:

ص: 40

«بُلغَةَ ابنَىَّ» : «ذخيره دو پسرم» .

«اَما كانَ رَسولُ اللّه ِ (صلی الله علیه و آله و سلم) اَبى يَقولُ : المَرءُ يُحفَظُ فى وُلدِهِ» : «حُرمت هر کسى را نسبت به فرزندانش بايد نگاه داشت» .

«اَتَقولونَ : ماتَ مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه ِ (صلی الله علیه و آله و سلم)» : «آيا به راحتى مى گوييد: محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنيا رفت»؟

«باقيةَ العارِ» : «عار اين غصب فدک براى هميشه باقى است» .

«مَوسومَةَ بِ- ... شِنارِ الاَبَدِ» : «اين غصب فدک با ننگ ابدى علامت گذارى شد» .

«شَنَنتُ عَلَيهِم عارَها» : «ننگ غصب فدک را بر سرشان افکندم» .

ص: 41

پيام 15

تصرف فدک تجاوز است

آنچه غاصبين فدک از تصرف عدوانى نسبت به آن انجام داده اند باطل و ناحق است، و هيچ راه حلّى درباره آن فرض نمى شود جز بازگرداندن همه آن به مالک اصلى اش که فاطمه (عليها السلام) است. اين سخن را بانويم با اين جملات فرموده است:

ص: 42

«اَنتُمُ الآنَ تَزعُمونَ اَن لا اِرثَ لَنا» : «شما اکنون معتقديد که ارثى براى ما اهل بيت نيست» !

«اَفَحُكمَ الجاهِليَّةِ تَبغونَ» : «آيا در پى حکم جاهليت هستيد» ؟

«ءَاُبتَزُّ اِرثَ اَبى» : «آيا ارث پدرم به زور از من گرفته مى شود» ؟

«لَقَد جِئتَ شَيئا فَريّا» : «مطلبى تعجب آور و متحير کننده آورده اى» !

«ءَأُهضَمُ تُراثَ اَبى» : «آيا در ارث پدرم به من ظلم شود» ؟

«فَما لى اُمنَعُ اِرثَ اَبى» : «براى چه از ارث پدرم محروم شوم» ؟

«شَكواىَ اِلى اَبى» : «شکايت خود را به پدرم مى نمايم» !

ص: 43

پيام 16

فدک هبه است نه ارث

فدک ارثيه پدر نيست تا مسائل ميراث درباره آن جارى شود، بلکه بخشوده پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دخترش است. ادعاى «النَّبىُّ لايوَرِّث» ابوبکر - که جعلى است - ربطى به فدک ندارد، زيرا فدک ارث نيست! در اين باره بانويم فرمود:

ص: 44

«هذَا ابنُ اَبى قُحافَةَ يَبتَزُّنى نِحلَةَ اَبى» : «اين پسر ابوقحافه است که با قهر و غلبه بخشش پدرم را مى گيرد» .

«فَزَعَمتُم اَن لا حَظَّ لى» : «گمان نموديد بهره اى براى من نيست» .

«ما هذِهِ ... الغَميزَةُ فى حَقّى» : «اين چه چشم پوشى درباره حق من است» .

«وَ اُكِلَتِ الاَموالُ» : «(بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) اموال خورده شد» .

ص: 45

پيام 17

قوانين ارث براى همه

قوانين ارث در اسلام براى همه مسلمانان است و حتى دختر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن استثنا نشده است. پس اگر فدک را ارث هم حساب کنيد، ادعاى «النَّبىُّ لايُوَرِّث» در اين باره جعلى و ساختگى و بدون پشتوانه الهى است. در اين باره بانويم حرف هاى بسيارى فرمود:

ص: 46

«اَفَحُكَم الجاهِليَّةِ تَبغونَ» : «آيا در پى حکم جاهليت هستيد» ؟!

«اَفى كِتابِ اللّه ِ اَن تَرِثَ اَباكَ وَ لا اَرِثَ اَبى» : «آيا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببرى ولى من از پدرم ارث نبرم» ؟

«اَفَعَلى عَمدٍ تَرَكتُم كِتابَ اللّه ِ» : «آيا از روى عمد کتاب خدا را رها کرده ايد» ؟

«اَفَخَصَّكُمُ اللّه ُ بِآيَةٍ اَخرَجَ مِنها اَبى» : «آيا خداوند شما را به آيه اى اختصاص داده که پدرم را از آن خارج نموده است» ؟

«اَم اَنتُم اَعلَمُ بِخُصوصِ القُرآنِ وَ عُمومِهِ مِن اَبى وَ ابنِ عَمّى» : «آيا شما به عام و خاص قرآن از پدرم وپسرعمويم (على (علیه السّلام)) آگاهتريد»؟

«فَما لى اُمنَعُ اِرثَ اَبى» : «پس براى چه از ارث پدرم محروم مى شوم» ؟

«ما كانَ اَبى عَن كِتابِ اللّه ِ صادِفا وَ لا ِلاَحکامِهِ مُخالِفا» : «هرگز پدرم از کتاب خدا رويگردان نبوده و مخالفت احکام آن را نکرده است»؟

ص: 47

پيام 18

فدک تلخ شد !

فدک آنگاه در دست فاطمه (عليها السلام) لذت داشت و هنگامى تصرف دختر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى مسلمانان افتخار بود، که با شيرين کامى در دست او باشد. اکنون که زخمى شد و به دست خود مسلمانان غصب گرديد، دختر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را به سوى مردم طمعکار پرتاب کرد، و نفرين شان نمود و آنان را به قيامت حواله داد. در اين باره سخنان بانويم را ببينيد:

ص: 48

«فَدونَكَها مَخطومَةً مَرحولَةً مَزمومَةً» : «اين فدک را به عنوان مَرکبى زين و افسار شده آماده بردار» .

«تَكونُ مَعَكَ فى قَبرِكَ» : «(وزر و وبال فدک) در قبر همراه تو باشد».

«تَلقاكَ يَومَ حَشرِكَ» : «(وزر و وبال فدک) در روز حشرت با تو ملاقات کند» .

«لايَنفَعُكُم اِذ تَندِمونَ» : «زمانى که پشيمان مى شويد براى شما نفعى ندارد» .

«فَدونَكُموها فَاحتَقِبوها» : «پس شتر خلافت را بگيريد و باربندش را محکم به شکم آن ببنديد» .

«مَوسومَةً بِغَضَبِ الجَبِّارِ» : «فدک با غضب خداى جبار علامت گذارى شده است» .

ص: 49

پيام 19

غصب فدک از خدا مخفى نيست

بدانيد که خدا ناظرِ فدک است، از روزى که به فاطمه (عليها السلام) عطا شد تا روزِ غصب آن! هر چه دوستان و دشمنانش بگويند نزد خداوند ثبت مى شود و روزى محاسبه و محاکمه خواهد شد. اين را بانويم در خطبه اش با صداى بلند فرموده است:

ص: 50

«بِعَينِ اللّه ِ ما تَفعَلونَ» : «آنچه انجام مى دهيد پيش چشم خداوند است» .

«رَبَّنَا احكُم بَينَنا وَ بَينَ قَومِنا» : «پروردگارا، بين ما و قوممان حکم کن» .

«سَيَعلَمُ الكُفّارُ لِمَن عُقبَى الدّارِ» : «به زودى کافران خواهند دانست که عاقبت کار به نفع کيست» .

«فَسَيَرَى اللّه ُ عَمَلَكُم» : «به زودى خدا عملِ شما را مى بيند» .

«فَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ خَيرا يَرَه» : «هر کس به اندازه ذره اى عمل خير انجام دهد نتيجه اش را مى بيند» .

«فَنِعمَ الحَكَمُ اللّه ُ وَ الزَّعيمُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ المَوعِدُ القيامَةُ» : «خداوند خوب حکم کننده اى و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خوب زعيمى و قيامت خوب وعده گاهى است» .

«عَدواىَ اِلى رَبّى» : «انتقام از ستم آنان را به درگاه خدا مى برم» .

«لَتَجِدُنَّ مَحمِلَهُ ثَقيلاً» : «بار غصب فدک را سنگين مى يابيد» .

«اللّهُمَّ اَنتَ اَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً وَ حَولاً» : «خداوندا ! تو در قدرت و قوت بر منع از آنان قوى تر هستى».

ص: 51

ص: 52

4. سکوتِ مرگبار

اشاره

ص: 53

پيام 20

عظمت مصائب فاطمى

چرا بايد او که با عنوان «سيدة النساء» شناخته مى شود، بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عظيم ترين و سنگين ترين مصيبت ها را تحمل کند، تا آنجا که بار محنت و غم بر قلبش سنگينى نمايد؟ روزگارش چون شب تار شود و زندگى را به کامش تلخ کنند؟! اين 3 جهت را در کلام بانويم بشنويد:

ص: 54

«فَقَد فُقِدتَ» : «(اى پدر)، اکنون نيستى».

«لَمّا مَضَيتَ» : «(اى پدر)، هنگامى که رفتى» .

«سَوفَ نُبکيكَ» : «(اى پدر)، به زودى بر تو گريه مى کنيم» .

«خَطبٌ وَاللّه ِ جَليلٌ» : «به خدا قسم (از دست دادن تو اى پدر) مصيبت بزرگى است» .

«لَو كُنتَ شاهِدَها لَم تَكثُرِ الخَطبُ» : «اگر تو شاهد آن مصائب بودى مصيبت سنگين نمى شد» .

«اَنتَ كُنتَ جَناحى» : «(اى پدر)، تو بال من بودى».

«اِختَلَّ قَومُكَ» : «(اى پدر)، قوم تو در هم ريخته اند» .

«اَبدَت لَنا رِجالٌ نَجوى صُدورِهِم» : «عده اى پنهان هاى سينه شان را براى ما ظاهر کرده اند» .

ص: 55

پيام 21

عاملين مصيبت هايم

نمى پرسيد: چگونه؟ کجا؟ کِى؟ چه کسانى بانويم را دچار اين همه مصيبت کردند؟ از تازيانه و غلاف شمشير و درِ آتش گرفته بپرسيد! قاتلين و ضاربين و غاصبينِ حق او را پيدا کنيد. مردمى را که يار و ياور آنان بودند نشانه رويد. اگر از مصائب بانويم بپرسيد در 2 جهت برايتان بازگو مى کند:

ص: 56

«تَهَجَّمَتنا رِجالٌ» : «عده اى بر ما هجوم آوردند» .

«ظُلمَ حامَتِنا ...» : «ظلم به خانواده ما ...».

«اُضيعَ الحَريمُ» : «(با فقدان تو اى پدر)، حرمت ضايع شد».

«اُذيلَتِ الحُرمَةُ عِندَ مَماتِهِ» : «هنگام مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حرمت از بين رفت» .

«استُخِفَّ بِنا» : «ما را سبک شمردند».

«اَخضَعُ لِلذَّليلِ» : «اکنون در مقابل انسان ذليل خضوع مى کنم» .

ص: 57

پيام 22

بى توجهى به اهل بيت (علیهم السّلام)

امان از بى توجهى مردم به مظلوميت خاندان رسالت، و سستى و چشم پوشى آنان از اهل بيتى که آبروى آنان حساب مى شد و لباس اسلام به دست پدرشان بر تن آنان پوشانده شد! واعجبا از افراطى که مردم بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در اين سهل انگارى از خود نشان دادند، بدون آنکه کمترين عذرى داشته باشند. فراموش نکنيد که در اين باره بانويم چه فرمود:

ص: 58

«ما هذِهِ الفَترَةُ عَن نُصرَتى» : «اين چه سستى است در يارى من» ؟!

«ما هذِهِ ... الوِنيَةُ عَن مَعونَتى» : «اين چه ضعفى است در کمک به من» ؟!

«ما هذِهِ ... الغَميزَةُ فى حَقّى» : «اين چه کوتاهى است درباره حق من» ؟!

«ما هذِهِ ... السِّنَةُ عَن ظُلامَتى» : «اين چه خوابى است در مورد ظلم به من» ؟!

«سَرعانَ ما اَحدَثتُم» : «چه زود کار خود را کرديد» .

«اَنّى جُرتُم بَعدَ البَيانِ» : «بعد از روشن شدن حق و بيان آن به کجا رفتيد» ؟

«اَفَتَجمَعونَ اِلَى الغَدرِ» : «آيا همگى بر سر بى وفايى اجتماع کرده ايد» .

ص: 59

پيام 23

عمدا به يارى نيامدند

بى تفاوت نگاه کرديد و حق بانويم را بردند و بر سر آن او را زدند!! اين در حالى بود که هم شما را به کمک فرا خواند و هم فريادش را شنيديد و هم قدرت بر يارى او داشتيد، اما نخواستيد و عمدا نيامديد! اين ننگ در مقابل همه اديان و ملل بر پيشانى امت اسلام ماند و هرگز قابل جبران نخواهد بود. بشنويد بانويم چه فرمود:

ص: 60

«لَكُم طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ» : «شما به آنچه طلب مى کنم قدرت کمک داريد» .

«لَكُم ... قُوَّةٌ بِما اَطلُبُ وَ اُزاوِلُ» : «شما بر آنچه در پى آن هستم و مى خواهم قوت گرفتن داريد» .

«ءَاُهضَمُ تُراثَ اَبى وَ اَنتُم بِمَرآى مِنّى» : «آيا در ارث پدرم به من ظلم شود در حالى که شما حال مرا مى بينيد» ؟

«تَلبِسُكُمُ الدَّعوَةُ فَلاتُجيبونَ» : «نداى نصرت طلبى من به شما مى رسد ولى اجابت نمى کنيد» .

«فيكُمُ العُدَّةُ وَ العَدَدُ» : «شما تدارکات و افراد در اختيار داريد» .

«تَأتيكُمُ الصَّرخَةُ فَلاتُغيثونَ» : «فرياد من به شما مى رسد ولى به دادخواهى نمى آييد».

ص: 61

پيام 24

سکوت به خاطر اسلام

صبر على (علیه السّلام) در مقابل غاصبين خلافت، به خاطر حفظ اسلام و به دستور خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) است. سابقه على (علیه السّلام) در خيبرها و خندق ها بر همه روشن است، و سکوت و توقف امروزش تعجب برانگيز! همه مى فهمند که عمدا دست نگه داشته است. خطاب بانويم در اين باره به همسر عزيزش چنين است:

ص: 62

«نَقَضتَ قادِمَةَ الاَجدَلِ» : «تو بال هاى بازان شکارى را مى شکستى» .

«اَضَعتَ حَدَّكَ» : «صلابتت را سست نماياندى».

«اِفتَرَستَ الذِّئابَ» : «تو گرگان را از هم مى دريدى» !

«خانَكَ ريشُ الاَعزَلِ» : «گويى پرِ پرندگان بى بال و پر بر تو تأثير کرده است» ؟!

«اَضرَعتَ خَدَّكَ»: «(عمدا) روى خود را به ذلت افکنده اى».

«اِفتَرَشتَ التُّرابَ» : «خاک را فرش خود قرار داده اى» .

ص: 63

پيام 25

هيچ کس دفاع نکرد

باور کنيد هيچ کس به دفاع از دختر پيامبرتان نيامد، به گونه اى که هر کس مى ديد به اين نتيجه مى رسيد که اگر روزى کفار هم به خانه فاطمه (عليها السلام) حمله کنند يا قصد گرفتن اموال او را داشته باشند، هيچ مسلمانى به دفاع از يادگار رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) بر نمى خيزد! گويا از مظلوميت او لذت مى بردند! آنان عمدا چشم از يارى او بستند، و تا آنجا پيش رفتند که پيش مردم خوار و ذليل و محکوم ديده شود! پيام بانويم را در اين باره به خاطر بسپاريد که فرمود:

ص: 64

«غَضَّتِ الجَماعَةُ دونى طَرفَها» : «همگى چشمشان را در يارى من بستند» .

«ماتَ العَمَدُ وَ وَهَنَ العَضُدُ» : «تکيه گاه از بين رفت و بازو سست گرديد» .

«فَلا دافِعَ وَ لا مانِعَ» : «نه دفاع کننده اى هست و نه منع کننده اى» !

«عُدتُ راغِمَةً» : «با خوارى به خانه بازگشتم» .

«لَيتَنى مِتُّ قَبلَ هُنَيَّتى وَ دونَ ذِلَّتى» : «اى کاش قبل از اين لحظه و قبل از خواريَم مى مُردم» .

ص: 65

پيام 26

رانده از درگاه فاطمه (عليها السلام)

رفتار و برخورد و عکس العمل و واکنش منفىِ مردم در دفاع از دختر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقابله با غاصبين حق او به حدى ناهنجار و شرم آور بود که بانويم آنان را از خود راند، و بعد از آن قصور و کوتاهى ديگر آنان را نپذيرفت. آن حضرت در اين باره چنين فرمود:

ص: 66

«اَصبَحتُ وَاللّه ِ عائِفَةً لِدُنياكُنَّ» : «صبح کرده ام در حالى که به خدا سوگند از دنياى شما متنفرم» .

«قاليةً لِرِجالِكُنَّ» : «نسبت به مردان شما غضبناکم» .

«لَفَظتُهُم بَعدَ اَن عَجَمتُهُم» : «با امتحانِ اول آنان را به دور افکندم».

ص: 67

پيام 27

اتمام حجت براى ولايت

همه بدانيد که بانويم با خطبه اش حجت را درباره غاصبين بر همه مردم عالم تمام کرد و ناگفته اى باقى نگذاشت، اما اين را هم بدانيد که غاصبين و مردم بر سخنان او اثرى قائل نشدند. اکنون به خانه آمده تا شرح ماجرا را براى على (علیه السّلام) بازگو کند تا به گوش همه برسد که مظلوم رفت و مظلوم بازگشت و فقط روشنگرى و بيانِ حقيقت ماند. سخنانش با على (علیه السّلام) را در اين باره به ياد داشته باشيد:

ص: 68

«خَرَجتُ كاظِمَةً وَ عُدتُ راغِمَةً» : «پر از خشم فرو خورده از منزل خارج شدم، و با خوارى به خانه بازگشتم» .

«عَذيرىَ اللّه ُ مِنهُ عاديا وَ مِنكَ حاميا» : «عذر من به درگاه خداوند همين بس که دشمنم متجاوز بود و من مى خواستم از تو حمايت کرده باشم» .

ص: 69

فهرست

1

شاهراهِ بهشت

پيام 1 : توحيد غدير··· 10

پيام 2 : اهل بيت وحى··· 12

پيام 3 : فداکارى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم)··· 14

پيام 4 : حق على (علیه السّلام) بر امت اسلام··· 16

پيام 5 : معرفى قرآن و عترت··· 18

پيام 6 : اسرار احکام الهى··· 20

2

کجراهِ جهنم

پيام 7 : نفاق بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)··· 24

پيام 8 : بازگشت مردم از اسلام··· 26

پيام 9 : فتنه عالمگير سقيفه··· 28

پيام 10 : غدير عذرى باقى نگذاشته··· 30

پيام 11 : خلافتِ مغصوب··· 32

پيام 12 : سعادتِ از دست رفته··· 34

پيام 13 : با کفار بجنگيد··· 36

ص: 70

3

و اما فدک

پيام 14 : فدک براى فرزندانم !··· 40

پيام 15 : تصرف فدک تجاوز است··· 42

پيام 16 : فدک هبه است نه ارث··· 44

پيام 17 : قوانين ارث براى همه··· 46

پيام 18 : فدک تلخ شد !··· 48

پيام 19 : غصب فدک از خدا مخفى نيست··· 50

4

سکوتِ مرگبار

پيام 20 : عظمت مصائب فاطمى··· 54

پيام 21 : عاملين مصيبت هايم··· 56

پيام 22 : بى توجهى به اهل بيت (علیهم السّلام)··· 58

پيام 23 : عمدا به يارى نيامدند··· 60

پيام 24 : سکوت به خاطر اسلام··· 62

پيام 25 : هيچ کس دفاع نکرد··· 64

پيام 26 : رانده از درگاه فاطمه (عليها السلام)··· 66

پيام 27 : اتمام حجت براى ولايت··· 68

ص: 71

THE MESSAGES

OF THE FADAK SERMON

27 undisputable arguments

made in the Fadak sermon

by lady Fatima al-Zahra (P)

Mohammad Baqer Ansari

ص: 72

درباره مركز

بسمه تعالی
جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
(توبه : 41)
چند سالی است كه مركز تحقيقات رايانه‌ای قائمیه موفق به توليد نرم‌افزارهای تلفن همراه، كتاب‌خانه‌های ديجيتالی و عرضه آن به صورت رایگان شده است. اين مركز كاملا مردمی بوده و با هدايا و نذورات و موقوفات و تخصيص سهم مبارك امام عليه السلام پشتيباني مي‌شود. براي خدمت رسانی بيشتر شما هم می توانيد در هر كجا كه هستيد به جمع افراد خیرانديش مركز بپيونديد.
آیا می‌دانید هر پولی لایق خرج شدن در راه اهلبیت علیهم السلام نیست؟
و هر شخصی این توفیق را نخواهد داشت؟
به شما تبریک میگوییم.
شماره کارت :
6104-3388-0008-7732
شماره حساب بانک ملت :
9586839652
شماره حساب شبا :
IR390120020000009586839652
به نام : ( موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه)
مبالغ هدیه خود را واریز نمایید.
آدرس دفتر مرکزی:
اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109