قرآن نامه غدير : آنجا كه خدا غديريان را توصيف مى كند

مشخصات کتاب

عنوان و نام پديدآور : قرآن نامه غدیر : آنجا که خدا غدیریان را توصیف می کند/ محمدباقر انصاری.

مشخصات نشر : قم: دلیل ما، 1387.

مشخصات ظاهری : 140 ص.

شابک : 16000 ریال : 978-964-397-433-6

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت

موضوع : غدیر خم -- جنبه های قرآنی

رده بندی کنگره : BP104 /غ4 الف77 1387

رده بندی دیویی : 297/159

شماره کتابشناسی ملی : 1 5 0 7 7 3 5

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا

خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان

ویراستار کتاب : آقای محمد حسن قمی

ص: 1

اشاره

شناسنامه

آخرين كار تا ساعت 13 يكشنبه 17 / 2 / 1402

ص: 2

بسم الله الرحمن الرحیم

هديه به همه قرآنيان

تقديم به همه غديريان

ص: 3

در اين كتاب مى خوانيم:

1 . روز زيباى غديريان در قرآن ··· 9

2 . روز تلخ دشمنان غدير در قرآن ··· 25

3 . امامان نورانى غدير در قرآن ··· 41

4 . بشارت هاى لطيف غديريان در قرآن ··· 51

5 . وظايف شيرين غديريان در قرآن ··· 67

6 . تهديد شديد به دشمنان غدير در قرآن ··· 83

7 . عاقبتِ شوم مخالفانِ غدير در قرآن ··· 103

ص: 4

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اگر نامه اى قرآنى براى غدير بنويسيم، بايد درخشش غدير و ولايت در كتاب خدا و جلوه هاى كلام اللّه در واقعه غدير را پيدا كنيم؛ تا نقطه تلاقى غدير و قرآن را بر قلم جارى كنيم.

در آن نقطه، قرآن در سايه غدير و غدير در سايه قرآن براى ما سخن از يكديگر مى گويند. آنجاست كه آيات قرآن آينه مفاهيم غدير مى گردد و انوار غدير اعماق قرآن را به ما مى نماياند. امتزاج اين دو نور « قرآن نامه غدير» را به ما تقديم مى دارد، و ما را بين اقيانوس عميق قرآن و درياى مواج غدير به حركت در مى آورد.

ص: 5

نگاه اعتقادى ادبى به آيات غدير

در اين نوشتار پس از استخراج آيات مربوط به غدير، با يك نگاه اعتقادى ادبى به نكته پردازى درباره آن پرداخته ايم. اين روش بر گرفته از كلام پيامبر و اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام است، كه استناد غدير به قرآن را در موارد غير صريح، با تفسير و تبيين خود خاطر نشان فرموده اند و مصاديق قرآنى غدير را به ما نشان داده اند.

استنادهايى كه در كتاب حاضر به قرآن شده بدون استثنا از متون روايات ائمه معصومين عليهم السلام استخراج گرديده، كه قسمتى از آنها در متن خطبه غدير است. از آنجا كه اين نوشته از نگاه ادبى تدوين گرديده و استنتاج گونه اى از روايات مزبور در نظر گرفته شده، آدرس حديث مربوط به هر متن در پى نوشت ذكر مى شود تا براى دريافت تفصيل احاديث به منابع روايى مراجعه گردد. موارد مربوط به خطبه غدير به كتاب «اسرار غدير» از همين مؤلف ارجاع شده، كه متن كامل و مقابله شده خطابه است.

در اين مجموعه عنوانى گويا براى هر فراز قرار داه شده، و سپس با توضيحى ادبى آمادگى براى درك ارتباط آيه با غدير فراهم شده است. آنگاه آيه مربوطه با ترجمه مطرح شده و آدرس آيات در پى نوشت آمده، و در مجموع يك نتيجه گيرى اعتقادى از ارتباط آيه با غدير به دست آمده است.

ص: 6

هفت محور در قرآنيات غدير

كتاب حاضر در هفت قسمت تقديم مى شود، كه بر محور قرآنيات غدير مى گردد و هدفِ نشان دادن غدير و غديريان در آينه قرآن را دنبال مى كند.

بخش اول روزهاى زيباى غديريان را از متن قرآن ترسيم مى كند. دومين بخش كتاب درباره روزهاى تلخ دشمنان غدير است كه با شواهد قرآنى ذكر شده است. درخشش امامان نورانى غدير در متن آيات الهى در بخش سوم كتاب آمده است.

آنگاه نوبت بشارت هاى لطيفى است كه غديريان بايد از كتاب اللّه دريافت كنند، و بخش چهارم در بر دارنده اين مهم است. وظايف قرآنى غديريان جلوه ديگرى است كه بخش پنجم را به خود اختصاص داده است.

سپس نوبت تهديدهاى قرآنى نسبت به دشمنان غدير است كه در بخش ششم آمده است. عاقبتِ شوم مخالفانِ غدير آخرين بخش كتاب حاضر است، كه با استناد به آيات قرآن عذاب الهى را بر منكرين و معاندين غدير نازل كرده است.

ص: 7

به استقبال نامه قرآنى غدير

به ياد مُبلّغ اعظم غدير كه همو مبلغ قرآن عظيم بود، بايد غديريان بر خود ببالند كه در قرآن معرفى شده اند و خدا و رسول و امامان به وجودشان افتخار مى كنند؛ و بايد دشمنان غدير بسوزند كه قباحت آنان در قرآن به تصوير كشيده شده و پيش وعده جهنم برايشان مژده داده شده و مورد تنفر و لعنت خدا و رسول و اولياء خدايند.

اكنون قرآن در يك دست و غدير در دست ديگر، به استقبال نامه قرآنى غدير مى رويم، تا در سايه سار كلام خدا از غديرى بودن خود لذت ببريم، و گرماى محبت را از دست پدرانه آخرين يادگار غدير حضرت بقية اللّه الاعظم عليه السلام بر سر خود احساس كنيم.

قم، محمد باقر انصارى

عيد غدير 1429، 27 آذر 1387

ص: 8

1. روز زيباى غديريان در قرآن

اشاره

ص: 9

ص: 10

حلاوت كلام اللّه بر زيبا پسندانِ غدير

غدير زيباترين روز تاريخ است كه خدا زيبايى نعمت هايش و نعمت هاى زيبايش را به بشر نشان داد، و زيباترين نعمتش را به انسان ها تقديم نمود. آنگاه نامه «اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى» را همراه آن فرستاد و اين خبر زيبا را به انسانيت داد.

غديريان قدر اين نعمت زيبا را نيك دانسته اند و از احساس زيبايى هاى آن لذت مى برند. آنان خبر شيرين «رضايت پروردگار» را از دو لب دلسوزترين پيام آور الهى، زيباترين پيام آسمانى مى دانند كه پيمانى به رنگ عقل بر سر آن بسته اند.

دوستان غدير الماس آن را در حقه اى از طلاى ناب پيچيده اند و چهارده قرن است كه به حراست آن پرداخته اند. آنان صندوقچه دل را به امام غدير سپرده اند و گوهر ولايت را از دست پيام آور بزرگ غدير دريافته در آغوش جان مى فشارند تا روزى كه سربلند به حضور خداى غدير درآيند.

23 عنوان بخش حاضر ابعاد اين روز زيباى خلقت را در آينه قرآن جلوه گر مى كند و حلاوت كلام اللّه را با زيبايى غدير در مى آميزد.

ص: 11

ميثاق غدير در قرآن يادآورى شد

* ميثاق غدير در قرآن يادآورى شد(1)

غدير روز بازخوانى پرونده همه مردم بود كه در روز «اَلَست» سر تسليم در برابر پروردگار فرود آوردند. امروز بايد معلوم مى شد كه آيا همچنان بر سر پيمان خويش هستند يا آن را به فراموشى سپرده اند يا در صدد انكار آن هستند. آن ميثاق و اين يادآورى در متن قرآن براى هميشه انعكاس يافت، آنجا كه فرمود: «وَ اذْكُروُا نِعْمَةَ اللّه ِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذى واثَقَكُمْ بِهِ اِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ اَطَعْنا وَ اتَّقوُا اللّه َ اِنَّ اللّه َ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدوُرِ»(2): «به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما و پيمانى كه از شما گرفته، آنگاه كه گفتيد: شنيديم و اطاعت كرديم، و تقوى را به كار بنديد كه خداوند به راز سينه ها آگاه است».

ص: 12


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 296. الاقبال: ص 453 - 459.
2- . سوره مائده: آيه 7.

دلسوزى مبلغ غدير در قرآن اعلام شد

* دلسوزى مبلغ غدير در قرآن اعلام شد(1)

غدير روزى بود كه مردم زيباترين جلوه دلسوزى پيامبر صلى الله عليه و آله براى امتش را به چشم خود ديدند. او در آن روز با تمام توان و تلاشى سخت توانست بر فراز منبرى از سنگ در برابر صد و بيست هزار نفر، جانشين خود را بر سر دست بلند كند و تا افق دور دست قرن ها او را نشان دهد. آنجا بود كه قرآن اين دلسوزى را به تصوير كشيد: «ثُمَّ تَتَفَكَّروُا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ، اِنْ هُوَ اِلاّ نَذيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَىْ عَذابٍ شَديدٍ»(2): «تفكر كنيد كه پيامبرِ شما مجنون نشده است. او نيست مگر ترساننده اى براى شما پيش از فرا رسيدن عذابى شديد»؛ و اين گونه به همه فهمانيد كه جز دلسوزى و اعلام خطر از قيامت و پاسخ الهى هيچ انگيزه ديگرى در پيامبرِ خود نخواهيد يافت.

آخرين واجب الهى در غدير اجرا شد

* آخرين واجب الهى در غدير اجرا شد(3)

غدير روزى است كه آخرين امرِ الهى و دستورِ وَحْيانى و فرمانِ

خداوندى كه ولايت بود در كامل ترين صورت آن نازل شد، و قرآن بر اين آخرين كلام تأكيد كرد، آنجا كه پرسيدند: «آيا باز هم واجبى باقى مانده است»؟ و پاسخ شنيدند كه «قُلْ اِنَّما اَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ»(4): «بگو: شما را به يك چيز موعظه مى كنم»، يعنى فقط همين يك مسئله ولايت باقى مانده است.

ص: 13


1- . الاحتجاج: ج 1 ص 379. بحار الانوار: ج 90 ص 122.
2- . سوره سبأ: آيه 46 .
3- . بحار الانوار: ج 90 ص 122. الاحتجاج: ج 1 ص 379.
4- . سوره سبأ: آيه 46 .

سيصد آيه در يك ماه براى غدير نازل شد

* سيصد آيه در يك ماه براى غدير نازل شد(1)

غدير در بين وقايع اسلام بيشترين پشتوانه قرآنى را دارد، به گونه اى كه از آغاز تا انجام آن بيش از 300 آيه مطرح شده است. از اين تعداد، 200 آيه در متن واقعه غدير نازل گرديده و 100 آيه به صراحت يا كنايه تفسير به آن واقعه شده است.

قرآن آخرين امام غدير را وعده داد

* قرآن آخرين امام غدير را وعده داد(2)

غدير آن روزِ تاريخى بود كه مردم از بلنداى قرن ها وعده مهدى صاحب الزمان عليه السلام را از دو لب مبارك مبلغ اعظم غدير گرفتند، كه منتقم همه ظالمين قبل از روز قيامت خواهد آمد. همان روز اين وعده را در متن قرآن نشان دادند آنجا كه مى فرمايد: «وَ اِنْ مِنْ قَرْيَةٍ اِلاّ نَحْنُ مُهْلِكوُها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ»(3): «هيچ آبادى نيست مگر آنكه ما هلاك كننده آن قبل از روز قيامت هستيم»، و به همه اعلام گرديد كه اين منتقم مهدى آل محمد عليهم السلام است.

ص: 14


1- . اسرار غدير: ص 98 ، 195 .
2- . اسرار غدير: ص 150 بخش 6 .
3- . سوره اسراء: آيه 58 .

به حكم قرآن با خداى غدير بيعت كرديم

* به حكم قرآن با خداى غدير بيعت كرديم(1)

غدير روزى بود كه مردم با خدا دست بيعت دادند و عهد و پيمان بستند كه بر سر قول خود وفادار بمانند، و از خدا شرم كنند كه رو در روى او پيمان شكنى كنند. اين حقيقت بزرگ در آيه اى صريح در آغوش قرآن قرار گرفت: «اِنَّ الَّذينَ يُبايِعوُنَكَ اِنَّما يُبايِعوُنَ اللّه َ، يَدُ اللّه ِ فَوْقَ اَيْديهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّه ُ فَسَيُؤْتيهِ اَجْرا عَظيما»(2): «كسانى كه با تو بيعت مى كنند در واقع با خدا بيعت مى كنند. دست خداوند بر روى دست آنان است. پس هر كس بيعت را بشكند اين شكستن بر ضرر خود اوست، و هر كس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمى عنايت خواهد كرد». اين گونه بيعت غدير گِره ابدىِ دست مردم با دست خداوند عز و جل و دست محمد و على عليهماالسلام شد.

غدير پشتوانه قرآنى زنده دارد

*غدير پشتوانه قرآنى زنده دارد(3)

غدير روزى است كه وظيفه مردم در برابر نماينده تام الاختيار پروردگار با استناد به قرآن بيان شد، به گونه اى كه تا روز قيامت هيچ كس عذرى در برابر صاحب اختيار مطلق خود نخواهد داشت؛ چرا كه پشتوانه قرآنى هميشه زنده و در كنار مقام ولايت است.

ص: 15


1- . اسرار غدير: ص 155 بخش 9 ، ص 159 بخش 11.
2- . سوره فتح: آيه 10.
3- . اسرار غدير: ص 98 ، 195 .

آغاز غدير به دستور قرآن بود

*آغاز غدير به دستور قرآن بود (1)

غدير روزى بود كه مسير ششهزار ساله انبياء با منصوب كردن جانشين ختم نبوت به پايان خود رسيد، و اين مهم در قرآن با يك دستور منعكس گرديد كه «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصبْ»(2): «هر گاه فراغت يافتى منصوب كن»، و اين بدان معنى بود كه نقطه ختم رسالت نصب مقام ولايت است.

غدير فرهنگبانان قرآن را نشان داد

* غدير فرهنگبانان قرآن را نشان داد(3)

غدير روزى بود كه در آن مفسرين قرآن و تبيين كنندگان فرهنگ قرآنى غدير - كه چهارده معصوم عليهم السلام هستند - به طور كامل معرفى شدند، به گونه اى كه در برابر فرهنگ جاهلى سقيفه هيچ ابهامى براى هدايت خواهان باقى نماند.

انواع تفسير قرآن را در غدير آموختيم

انواع تفسير قرآن را در غدير آموختيم(4)

غدير آن روزى بود كه در يك 24 ساعت، انواع تفسير قرآن از دو لب مبارك آورنده قرآن يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده شد. پنج آيه قرآن به طور كلى در سراسر قرآن تفسير شد. سه سوره كامل از قرآن در قسمتى ديگر تفسير شد. 18 آيه قرآن به صراحت مورد تفسير قرار گرفت، و 92 آيه قرآن به صورت اقتباس يا استشهاد تفسير شد، و 14 آيه با اشاره مورد تفسير قرار گرفت.

ص: 16


1- . شرح الاخبار: ج 1 ص 245 ح 270.
2- . سوره انشراح: آيه 7.
3- . اسرار غدير: ص 140 - 150، بخش هاى 3 - 6 .
4- . اسرار غدير: ص 98 ، 195 .

قرآن صاحب ولايت غدير را نشان داد

قرآن صاحب ولايت غدير را نشان داد(1)

غدير روز تبيين پر عمق ترين واژه در رسالت انبياء بود و بايد معناى «اولو الامر» در چهار چوبى واضح و بى نقاب روشن مى شد. ولايت على عليه السلام در سايه اين آيه بيان شد: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسوُلُهُ وَ الَّذينَ آمَنوُا الَّذينَ يُقيموُنَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتوُنَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعوُنَ»(2): «صاحب اختيار شما خداست و رسولش و كسانى كه ايمان آورده نماز را به پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى پردازند». ولايت امامان نيز با استناد به اين آيه تبيين گرديد: «اَطيعوُا اللّه َ وَ اَطيعوُا الرَّسوُلَ وَ اوُلِى الاَْمْرِ مِنْكُمْ»(3): «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا و پيامبر و صاحب اختيار خود را اطاعت كنيد». با اين تبيين، ولايت و صاحب اختيارى مطلق معصومين عليهم السلام تا ابد از متن قرآن درخشيد و به ابديت قرآن پيوست.

خطبه غدير با پنجاه آيه به استقبال امامت آمد

خطبه غدير با پنجاه آيه به استقبال امامت آمد(4)

غدير روزى است كه در مفصل ترين خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله، مقام امامت و ابعاد مختلف آن با استناد به بيش از پنجاه آيه قرآن به طور كامل تبيين گرديد، به گونه اى كه هيچ نقطه ابهامى درباره آن باقى نماند.

ص: 17


1- . اسرار غدير: ص 139 بخش 2. الاحتجاج: ج 1 ص 379. بحار الانوار: ج 90 ص 122. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 233، 234. كتاب سليم: ص 198، 200. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 250.
2- . سوره مائده: آيه 55 .
3- . سوره اسراء: آيه 59 .
4- . اسرار غدير: ص 98 ، 195 .

به حكم قرآن صراط مستقيم غدير است

به حكم قرآن صراط مستقيم غدير است(1)

غدير روزى بود كه با اشاره دقيق، دست روى «صراط مستقيم» گذاشته شد؛ و اين راه راست بدون هر زنگارى در شفاف ترين آينه ها به مردم نشان داده شد. تفسير سوره حمد در خطابه غدير و تبيين اين فراز سوره حمد كه «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ»(2) يعنى «ما را به راه راست هدايت فرما» به راه على عليه السلام، و در ادامه آن استشهاد به «وَ اتَّبِعوُنِ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ»(3): «پيرو من باشيد كه اين راه مستقيم است»، بلندترين معرفى راه راست بود كه ولايت را با نماز پيوند ابدى داد.

در غدير ولايت از متن قرآن ترجمه شد

در غدير ولايت از متن قرآن ترجمه شد(4)

غدير روزى بود كه ولايت از متن قرآن ترجمه شد و لغت نامه ها از تبيين آن عاجز ماندند. آن روز كلمه فشرده «مَوْلى» با اين آيه تفسير شد: «النَّبِىُّ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ»(5): «پيامبر صلى الله عليه و آله بر مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر است». اين بيان هم صاحب اختيارى مطلق را رساند و هم قِرانِ نبوت و ولايت را ثابت كرد.

ص: 18


1- . اسرار غدير: ص 151 بخش 7. بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244، ج 36 ص 23، ج 37 ص 183. الطرائف: ص 142 ح 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ج 2 ص 561. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 69 ح 46 .
2- . سوره حمد: آيه 6 .
3- . سوره زخرف: آيه 61 .
4- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 296 و 297. الاقبال: ص 453 ، 459 .
5- . سوره احزاب : آيه 6 .

قرآن از مبلغ اعظم غدير پشتيبانى كرد

* قرآن از مبلغ اعظم غدير پشتيبانى كرد(1)

غدير آن روزى است كه بى نظيرترين شكل دستور الهى به ميان آمد، و براى رسولِ حق از هر سو براى ابلاغ مهمترين فرمان پروردگار آمادگى ايجاد شد و پشتيبانى از او قدم به قدم از سوى خداوند اعلام گرديد.

از يك سو با سؤال گونه اى از مبلّغ غدير رفع نگرانى شد كه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يوُحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ»(2): «شايد تو بخواهى ترك كنى بعضى از آنچه بر تو وحى شده و سينه ات از آن به تنگ آمده باشد».

از سوى ديگر با خطابى دستور اكيد بر ابلاغ اين فرمان و بى توجهى به دشمنان صادر شد، آنجا كه فرمود: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ، اِنّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ»(3): «آنچه به تو دستور داده شده انجام ده و از مشركين رويگردان باش. ما تو را از شر مسخره كنندگان كفايت مى كنيم».

در مرحله حساس ماجرا، فرمان اصلى آمد: «يا اَيُّهَا الرَّسوُلُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ»(4): «اى پيامبر، ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر انجام ندهى رسالت خدا را نرسانده اى، و خدا تو را از شر مردم حفظ مى كند»؛ و با يك ضمانتِ همه جانبه تكليف را روشن كرد.

ص: 19


1- . بحار الانوار: ج 9 ص 104. ج 36 ص 147، ج 40 ص 72. تفسير فرات: ص 186 ح 236. تفسير العياشى: ج 2 ص 141 ح 11. شواهد التنزيل: ج 1 ص 257، 358. تأويل الآيات: ج 1 ص 158. امالى المفيد: ص 279. البرهان: ج 2 ص 210. امالى الصدوق: 290 ح 1. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 39.
2- . سوره هود: آيه 12.
3- . سوره حجر: آيات 94 - 95.
4- . سوره مائده: آيه 67 .

تبديل يا مشاركت با مولاى غدير محال است

* تبديل يا مشاركت با مولاى غدير محال است(1)

غدير روزى است كه در برابر هر گونه تغيير و تبديلى در دستور الهى ولايت، اين خطاب نازل شد: «قُلْ ما يَكوُنُ لى اَنْ اُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسى اِنْ اَتَّبِعُ اِلاّ ما يوُحى اِلَىَّ»: «بگو: من اختيار ندارم كه آن را از پيش خود تغيير دهم. من فقط تابع آن چيزى هستم كه به من وحى مى شود». در پى آن با آيه اى راه تحريف مسدود گرديد، كه فرمود: «اِنّى اَخافُ اِنْ عَصَيْتُ رَبّى عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ»(2): «اگر عصيان پروردگارم نمايم از عذاب روزى عظيم مى ترسم».

آنگاه در مقابل تقاضاى مشاركت ديگران در خلافت، كلمه قاطعى نازل شد: «لَئِنْ اَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ»(3): «اگر مشاركت دهى عمل تو سقوط مى كند و بى ارزش مى شود و از زيانكاران خواهى بود». اين گونه بود كه غدير در بى سابقه ترين شكلِ همه دستورات الهى در تاريخ انبيا به بشريت ابلاغ گرديد.

ص: 20


1- . الاقبال: ص 453 - 459. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 67 ، 297. بحار الانوار: ج 36 ص 148 ح 124، ج 37 ص 160، 161. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 238، 239. تفسير فرات: ص 177 ح 227. تنزيه الانبياء: ص 120.
2- . سوره يونس: آيه 15.
3- . سوره زمر: آيه 65 .

غدير سرآمد نعمت ها در قرآن است

غدير سرآمد نعمت ها در قرآن است(1)

غدير روزى بود كه خداوند با آن همه نعمت كه به بشريت ارزانى داشته، بزرگترين نعمت خود را بر بشر نازل فرمود، و اين كمالِ نعمت را با «الْيَوْمَ . . . اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى»(2): «امروز نعمت خود را بر شما در حد كمال عنايت كردم» اعلام فرمود، تا ولايت سرآمد همه نعمت هاى الهى شناخته شود.

«مولا» در غدير «انفسنا» در قرآن بود

* «مولا» در غدير «انفسنا» در قرآن بود(3)

غدير آن روز شيرينى بود كه لايق شأن رسول و آنكه قادر بر اداى حق آن مقام است با يك جمله تاريخى بيان شد: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ»: «هر كس من صاحب اختيار اويم على صاحب اختيار اوست». آن روز بود كه معناى «اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ»(4) در آيه مباهله روشن شد كه چه كسى لياقت نفس رسول بودن را دارد. اين يگانگى محمد و على عليهماالسلام تا آنجا پيش رفت كه اين آيه نازل شد: «فَاِمّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَاِنّا مِنْهُمْ مُنْتَقِموُنَ»(5): «اگر تو را ببريم باز هم از آنان انتقام خواهيم گرفت»؛ و تبيين شد كه بعد از رسول صلى الله عليه و آله به دست على عليه السلام انتقام خواهيم گرفت، و آن روز همه فهميدند كه دست على عليه السلام دست محمد صلى الله عليه و آله است.

ص: 21


1- . اسرار غدير: ص 146 بخش 4 .
2- . سوره مائده: آيه 3.
3- . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244، ج 36 ص 23، ج 37 ص 183. الطرائف: ص 142 ح 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ج 2 ص 561. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 69 ح 46 .
4- . سوره آل عمران: آيه 61 .
5- . سوره زخرف: آيه 41 .

به حكم قرآن غدير ختم اديان است

غدير آن روز با عظمتى است كه خداوند ختم تمام اديان را با «الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ»(1) اعلام فرمود، و اوج كمال دين الهى را بر بلندترين قله ها با اين چهار كلمه كنار هم چيده شده نشان داد كه «الْيَوْمَ» يعنى اين كمال در روز اعلان ولايت است، و «اَكْمَلْتُ» يعنى كامل كننده دين خداست و به اراده او دين به كمال خود رسيده، و «لَكُمْ» يعنى اين كمال در راه مصلحت بشريت انجام گرفته، و «دينَكُمْ» يعنى دينى كه خدا از شما مى خواهد آن است كه با ولايت اهل بيت عليهم السلام باشد.

امامان غدير به حكم قرآن نسل خليل اند

امامان غدير به حكم قرآن نسل خليل اند(2)

غدير آن روزى است كه خداوند پاك ترين نسل ها را براى امامت برگزيد، كه از اصلاب شامخه و ارحام مطهره قدم در اين جهان گذارده اند. اين نسل پاك از سلاله ابراهيم خليل عليه السلام جز در نسل مطهر پيامبر صلى الله عليه و آله نمى تواند باشد، و اين عظمت در قرآن به صراحت نقش بسته و خدا فرموده: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ»(3): «امامت را مسئله اى باقى در نسل او قرار داد». پيامبر صلى الله عليه و آله هم در غدير اين آيه را تفسير كرد كه اينان از نسل من هستند كه همگى از نسل ابراهيم عليه السلام هستيم.

ص: 22


1- . سوره مائده: آيه 3.
2- . اسرار غدير: ص 157 بخش 10. تأويل الآيات: ج 2 ص 555 .
3- . سوره زخرف: آيه 28.

آيات غدير جمع «رضايت» و «اسلام» و «دين» است

آيات غدير جمع «رضايت» و «اسلام» و «دين» است(1)

غدير آن روز رضايت پروردگار است كه هر دو بُعد رضايت و سخط الهى با تابلوى بلند ولايت نشان داده شد. آنگاه كه اعلام شد «الْيَوْمَ . . . رَضيتُ لَكُمُ الاِْسْلامَ دينا»(2): «امروز اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم»، جمع بين «رضايت» و «اسلام» و «دين» واژه هاى ناشكفته بسيارى را با عميق ترين معانى شكوفا ساخت.

آن روز بود كه معناى انحصار در آيه «اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه ِ الاِْسْلامُ»(3): «دين فقط نزد خدا اسلام است» روشن شد، كه منظور كدام اسلام است.

آن روز همه فهميدند كه آيه «فَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلامِ دينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ»(4): «هر كس غير از اسلام دينى را انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد»، اشاره به كدامين غير اسلام هايى است كه به اسم اسلام بر مردم تحميل شده است!

بر اولين مبلغ غدير سپاس قرآنى آمد

بر اولين مبلغ غدير سپاس قرآنى آمد(5)

غدير آن روزى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله با ابلاغ آخرين و بزرگترين پيام الهى، نشانِ اجر بى منت را به خود اختصاص داد و اين افتخار در متن قرآن ثبت شد كه «وَ اِنَّ لَكَ لاََجْرا غَيْرَ مَمْنوُنٍ»(6): «براى تو اجر بى منتى است» ، و اين گونه اولين مبلغ غدير امضاى الهى را بر انجام خطيرترين رسالت خويش دريافت كرد.

ص: 23


1- . اسرار غدير: ص 146 بخش 4 .
2- . سوره مائده: آيه 3.
3- . سوره آل عمران: آيه 19.
4- . سوره آل عمران: آيه 85 .
5- . تفسير فرات: ص 495 ح 648 .
6- . سوره قلم: آيه 3.

غدير سند بهشت در قرآن است

غدير سند بهشت در قرآن است(1)

غدير پايان يك انتظار براى به دست آوردن براتِ بهشت بود. ولايت اهل بيت عليهم السلام كليد جنت بود كه جز خدا كسى نمى توانست آن را در دست مردم گذارد، و اين گونه است كه در بهشت خواهند گفت: «الْحَمْدُ للّه ِِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا اَنْ هَدانَا اللّه ُ»(2): «سپاس خدايى را كه ما را به اين هدايت فرمود، و اگر خدا هدايت نمى كرد ما هدايت نمى شديم».

ص: 24


1- . اسرار غدير: ص 159 - 160 بخش 11 .
2- . سوره اعراف: آيه 43.

2. روز تلخِ دشمنان غدير در قرآن

اشاره

ص: 25

ص: 26

غضب الهى بر دشمنانِ تلخ پسند غدير

غدير امتحانى بود كه به كام عده اى ناخوشايند آمد. آنان جمعى تشكيل دادند و امامانى غير از امامان غدير را برگزيدند و اكثريتى را به وجود آوردند كه غدير را نمى پسنديدند.

زيبايى غدير براى دوستانش ماند، و ديگران گاهى منكر غدير و گاهى دشمن غدير و گاهى مخالف غدير و گاهى بى تفاوت در برابر غدير ماندند!

21 عنوان بخش حاضر، ابعاد روز زيباى غدير را در آينه قرآن ترسيم مى كند، و نگاه پروردگار را به مخالفان زيبايىِ غدير به تصوير مى كشد.

ص: 27

ناراضيان غدير را قرآن معرفى كرد

ناراضيان غدير را قرآن معرفى كرد(1)

غدير روز شناسايى كسانى است كه با اطلاع از «رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ دينا»(2): «امروز اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم»، آگاهانه به دنبال سخط خدا رفتند و رضايت الهى را زير پا گذاشتند. خداوند هم با آيه اى آنان را معرفى كرد تا غديريان گول نخورند: «ذلِكَ بِاَنَّهُمْ اتَّبَعوُا ما اَسْخَطَ اللّه ُ وَ كَرِهوُا رِضْوانَهُ»(3): «اين بدان جهت است كه آنان پيروى كردند از آنچه خدا را ناراضى مى كند و رضايت او را نخواستند».

ص: 28


1- . مثالب النواصب ابن شهر آشوب نسخه خطى: ص 93 ، 94. بحار الانوار: ج 30 ص 163. تفسير القمى: ج 2 ص 308.
2- . سوره مائده: آيه 3 .
3- . سوره محمد صلى الله عليه و آله: آيه 28.

غدير امتحان نهايى مردم است

غدير امتحان نهايى مردم است(1)

غدير روز سخت ترين امتحان مردمان بود، كه با عبور از باب حطه(2) و سوار شدن بر كشتى نجات(3) بايد فكر رسيدن به بهشت را به نتيجه مى رساندند. دو ضربه هشدار دهنده مراحلِ غدير براى بيدار باش مردم كافى بود، كه در متن قرآن براى بيدارى نسل ها باقى ماند.

از يك سو با آيه اى شروع امتحان اعلام شد: «اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكوُا اَنْ يَقوُلوُا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنوُنَ»(4): «آيا مردم گمان كرده اند كه رها مى شوند با همين كه بگويند ايمان آورديم در حالى كه امتحان نشوند؟»؛ و از سوى ديگر با آيه اى جهت گيرى اين امتحان و كارنامه اى كه به قبول شدگان آن اعطا خواهد شد تبيين گرديد؛ آنجا كه فرمود: «اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَكوُا وَ لَمّا يَعْلَمِ اللّه ُ الَّذينَ جاهَدوُا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذوُا مِنْ دوُنِ اللّه ِ وَ لا رَسوُلِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(5): «آيا گمان كرده ايد كه به حال خود رها مى شويد در حالى كه هنوز خدا جهاد كنندگان از شما را بايد بشناسد كه جز خدا و رسول و مؤمنين را صاحب اسرار خود قرار نمى دهند».

ص: 29


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 95 - 96 ، ج 40 ص 216. ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. كشف اليقين: ص 137.
2- . درى بود در بنى اسرائيل كه بايد در برابر آن سر تسليم فرود مى آوردند و از آن عبور مى كردند. در احاديث ولايت اهل بيت عليهم السلام به اين در تشبيه شده كه همه بايد در برابر ايشان سر تسليم و تعظيم فرود آورند.
3- . اشاره به كشتى نوح عليه السلام است، كه ولايت اهل بيت عليهم السلام به آن تشبيه شده است.
4- . سوره عنكبوت: آيات 1 - 4.
5- . سوره توبه: آيه 16.

اكثريت بر ضد غدير به حكم قرآن بى ارزشند

اكثريت بر ضد غدير به حكم قرآن بى ارزشند(1)

غدير روزى است كه با انتخاب الهى، براى مردم اختيارى نماند تا چه رسد به اكثريت كه ارزشى داشته باشد. اعلام بى ارزشى اكثريت آنگاه به اوج خود رسيد كه با استناد به آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ اَكْثَرُ الاَْوَّلينَ»(2): «قبل از آنان اكثريت پيشينيان گمراه شدند» بى ارزشى اكثريت تا گذشته هاى بسيار دور نيز به اثبات رسيد.

قرآن امامان آتش را از غدير نشانه رفت!

قرآن امامان آتش را از غدير نشانه رفت!(3)

غدير آن روزى است كه در كنار معرفى امامانِ جنّت، سوق دهندگان مردم به سوى دوزخ نيز به مردم معرفى شدند؛ تا با چشمانى باز به آينده خود بنگرند، و از كنار حوادث دينشان بى تفاوت نگذرند. اين حقيقت تلخ در غدير با تفسير اين آيه براى همه تبيين گرديد كه «وَ جَعَلْناهُمْ اَئِمَّةً يَدْعوُنَ اِلَى النّارِ»(4): «آنان را امامانى قرار داديم كه به آتش دعوت مى كنند».

ص: 30


1- . اسرار غدير: ص 150 بخش 6 .
2- . سوره صافات: آيه 71.
3- . اسرار غدير: ص 149 بخش 6 .
4- . سوره قصص: آيه 41.

كتاب خدا عقبگرد از غدير را هشدار داد

كتاب خدا عقبگرد از غدير را هشدار داد(1)

غدير روز بيدار باش امت از آينده اى پر حادثه و ظلمانى بود كه در آن فتنه مردم تا دَرّه اى سقوط مى كنند كه در اين آيه آمده: «اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ؟»: «آيا اگر او بميرد يا كشته شود عقبگرد مى كنيد؟». اما بايد بدانند كه به خدا ضرر نمى زنند چنانكه فرموده: «وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه َ شَيْئا»: «هر كس عقبگرد كند هرگز به خدا ضررى نمى زند»، و اين ناهوشيارانند كه خسارت مى كنند، و راه طى شده را باز مى گردند.

دشمنان غدير در قرآن شياطينِ انس اند

دشمنان غدير در قرآن شياطينِ انس اند(2)

غدير آن روزى است كه شياطين خود را در پوست انسان نشان دادند، در حالى كه سعى در مخفى كارى حال خود داشتند و خود را به پيامبر صلى الله عليه و آله بسيار نزديك نشان مى دادند. آن روز با نزول آيه اى بر همه معلوم شد كه چه آتشى زير خاكستر براى اسلام تدارك فتنه مى بيند، آنجا كه فرمود: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطينَ الاِْنْسِ وَ الْجِنِّ يوُحى بَعْضُهُمْ اِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُروُرا»(3): «اين گونه است كه براى هر پيامبرى دشمنى از انس و جن قرار مى دهيم كه به يكديگر سخنان زينت شده را از روى غرور الهام مى كنند».

ص: 31


1- . اسرار غدير: ص 148 - 149 بخش 6 ، ص 160 بخش 11.
2- . اسرار غدير: ص 151 بخش 7.
3- . سوره انعام: آيه 112.

عذاب بر دشمن غدير در قرآن ثبت شد

عذاب بر دشمن غدير در قرآن ثبت شد(1)

غدير روزى بود كه دشمنان غدير نشان دادند حاضرند ولايت را نپذيرند اگرچه عذاب بر آنان نازل شود، همانطور كه شيطان حاضر شد آتش را بپذيرد ولى سخن خدا را نپذيرد. خداوند اين جلوه غدير را با سخن حارث فهرى در انكار غدير، در قرآن ثبت كرد: «اللّهُمَّ اِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ فَاَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ اَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ اَليمٍ»(2): «آنگاه كه گفتند: خدايا اگر اين حقى از جانب توست از آسمان سنگى بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما فرست»، و با «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»(3): «سؤال كننده اى عذاب واقع شدنى را درخواست كرد» نشان داد كه خدا براى دشمن ولايت تخفيفى قائل نمى شود.

دشمنان كينه توز غدير را كلام خدا نشان داد

دشمنان كينه توز غدير را كلام خدا نشان داد(4)

غدير آن روزى بود كه دل هاى پر از كينه نسبت به اسلام و مبلّغ اعظم آن پيامبر صلى الله عليه و آله، عداوت خود را با على عليه السلام ظاهر ساختند؛ و قرآن اعلام كرد كه هنوز كينه هاى بسيارى در سينه دارند، آنجا كه فرمود: «قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ اَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفى صُدوُرُهُمْ اَكْبَرُ»(5): «دشمنى از دهانشان آشكار شده و آنچه سينه هاى آنان مخفى مى كند بالاتر است»؛ و آن كينه ها بود كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله آتش بر در خانه على و زهرا عليهماالسلام زد.

ص: 32


1- . الكافى: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 روضه ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . الفضائل (شاذان): ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين: ص 83 . العمدة (ابن بطريق): ص 101. الاقبال: ص 453 - 459. حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306 . تفسير ثعالبى: ج 3 ص 239 . تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير (ابن جوزى): ج 4 ص 10.
2- . سوره انفال: آيه 33.
3- . سوره معارج: آيات 1 - 3.
4- . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 636 . مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 14.
5- . سوره آل عمران: آيه 115.

قرآن آبروى توطئه گران ضد غدير را بُرد

قرآن آبروى توطئه گران ضد غدير را بُرد(1)

غدير روز آبرو ريزى دشمنان اسلام بود كه غدير را بزرگترين سد راه خود به حساب آوردند. خدا هم آنان را آماج حملات قرآنى قرار داد و گاهى با «وَ مَكَروُا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا»(2): «آنان حيله اى به كار بستند و ما هم مكرى به كار گرفتيم»؛ و گاهى ديگر با «يُخادِعوُنَ اللّه َ وَ الَّذينَ آمَنوُا وَ ما يَخْدَعوُنَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ»(3): «آنان با خدا و مؤمنين حيله مى كنند، ولى جز خود را گول نمى زنند»؛ و گاهى ديگر با «اَمْ اَبْرَموُا اَمْرا فَاِنّا مُبْرِموُنَ»(4): «آيا مسئله اى را محكم مى كنند؟ پس ما هم محكم مى نماييم»؛ به معرفى آنان پرداخت.

آزار دهندگان رسول صلى الله عليه و آله در غدير معرفى شدند

* آزار دهندگان رسول صلى الله عليه و آله در غدير معرفى شدند(5)

غدير روز شناسايى اذيت كنندگان مقام رسالت بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله با آنان به ديده اغماض مى نگريست، اما متن قرآن آنان را با صفتشان معرفى كرد: «وَ مِنْهُمْ الَّذينَ يُؤْذوُنَ النَّبِىَّ وَ يَقوُلوُنَ هُوَ اُذُنٌ»(6): «از آنان كسانى هستند كه پيامبر را اذيت مى كنند و مى گويند او «اُذُن» (گوش دهنده به هر حرفى) است».

ص: 33


1- . تفسير الامام العسكرى عليه السلام: ص 111 - 123. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 154 - 161. بحار الانوار: ج 30 ص 223 - 226، ج 37 ص 142 - 148. مدينه المعاجز: ج 1 ص 438. تأويل الآيات: ج 1 ص 40 ح 11. تفسير البرهان: ج 1 ص 59 ح 1. اثبات الهداة: ج 3 ص 573 .
2- . سوره نمل: آيه 50 .
3- . سوره بقره: آيه 9.
4- . سوره زخرف: آيه 80 .
5- . اسرار غدير: ص 139 - 140 بخش 2 .
6- . سوره توبه: آيه 61 .

افشاگران راز غدير در قرآن نشان داده شدند

افشاگران راز غدير در قرآن نشان داده شدند(1)

غدير روزى بود كه امانت داران وحى از يك سو و افشاكنندگان اسرار رسول از سوى ديگر شناخته شدند، و با آيه «وَ اِذْ اَسَرَّ النَّبِىُّ اِلى بَعْضِ اَزْواجِهِ حَديثا»(2): «هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله گفتارى پنهانى به بعضى از همسرانش سپرد» معلوم گرديد كه آتش بسيارى از فتنه ها زير سر دو تن از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله است، و گردانندگان سقيفه از اين موقعيت حد اكثر استفاده را برده اند.

دشمنان غدير ياوران ابليس اند

دشمنان غدير ياوران ابليس اند(3)

غدير روز شناسايى كسانى بود كه ابليس چشم اميد بدانان داشت و در آرزوى يارى آنان لحظه شمارى مى كرد، تا آنجا كه گمان خود را بر آنان عملى كرد و مصداق اين آيه شدند: «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ اِبْليسُ ظَنَّهُ»(4): «ابليس گمان خود را به باور آنان رسانيد»، در حالى كه گروه «اِنَّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ»(5): «تو را بر بندگان من تسلطى نيست»، همچنان ستبر و استوار راه خود را ادامه دادند.

ص: 34


1- . ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. كشف اليقين: ص 137. تفسير فرات: ص 185. مجمع البيان: ج 1 ص 56 . نور الثقلين: ج 5 ص 370 ح 8 . مناقب اميرالمؤمنين عليه السلامكوفى: ج 2 ص 346. تأويل الآيات: ج 2 ص 697 . الصراط المستقيم: ج 3 ص 168. تفسير قمى: ج 2 ص 376. امالى الشيخ الطوسى: ص 302. بحار الانوار: ج 22 ص 232، 239 ح 4، 243 ح 9، 246 ح 17، ج 27 ص 246 ح 17، ج 28 ص 95 - 97، 106 - 107، ج 30 ص 383، ج 31 ص 640 ح 157. صحيح بخارى: ج 7 ص 17، ج 8 ص 449 . صحيح مسلم: ج 7 ص 24. السيرة النبوية (ابن كثير): ج 4 ص 449. فتح القدير شوكانى: ج 5 ص 250. مجمع الزوائد (هيثمى): ج 7 ص 126. تفسير قرطبى: ج 18 ص 187. زادالمسير (ابن جوزى): ج 8 ص 51 . مسند احمد: ج 1 ص 33، ج 6 ص 52 .
2- . سوره تحريم: آيه 3 .
3- . كتاب سليم: ص 145. الكافى: ج 8 ص 345. تفسير القمى: ج 2 ص 201. تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 6 . تفسير العياشى: ج 2 ص 301 ح 111. الاقبال: ج 2 ص 249. شرح الاخبار: ج 2 ص 236. مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119، 135، 164، 168، ج 63 ص 256. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 125، 141، 303.
4- . سوره سبأ: آيه 20.
5- . سوره حجر: آيه 42.

توطئه گران بر ضد غدير نشان الحاد گرفتند

توطئه گران بر ضد غدير نشان الحاد گرفتند(1)

غدير روز شناسايى كسانى بود كه با امضاى صحيفه ملعونه در كنار كعبه بى شرمى را به حد اعلا رساندند، تا آنجا كه خداوند با آيه «وَ مَنْ يُرِدْ فيهِ بِاِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ اَليمٍ»(2): «هر كس با الحاد و كفر وارد خانه خدا شود او را عذاب دردناكى مى چشانيم»، پُتْك عذاب را بر سر آنان فرود آورد.

پرده از منكرين غدير برداشته شد

پرده از منكرين غدير برداشته شد(3)

غدير روزى است پرده ها برداشته شد و گروهى با تابلوى «وَ لَقَدْ قالوُا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ اِسْلامِهِمْ»(4): «كلمه كفر را بعد از اسلامشان گفته اند» شناخته شدند، و گروهى ديگر با علامت «اِنَّ الَّذينَ آمَنوُا ثُمَّ كَفَروُا ثُمَّ آمَنوُا ثُمَّ كَفَروُا»(5): «كسانى كه ايمان آوردند و سپس كافر شدند و سپس ايمان آوردند و سپس دوباره كافر شدند» شناسايى گرديدند.

ص: 35


1- . بحار الانوار: ج 23 ص 376 ح 59 ، ج 30 ص 265. الكافى: ج 1 ص 421 ح 44. تأويل الآيات: ج 1 ص 335 ح 6 . الصراط المستقيم: ج 1 ص 290.
2- . سوره حج: آيه 25.
3- . الصراط المستقيم: ج 1 ص 296. التحصين ابن طاووس: ص 537 . بحار الانوار: ج 31 ص 635 ، ج 37 ص 119، 154، 163. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 134، 139، 140. تفسير العياشى: ج 2 ص 99 ، 100. الاصول الستة عشر (كتاب سلام بن ابى عمرة): ص 118. تفسير القمى: ج 1 ص 175. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 242.
4- . سوره توبه: آيه 74.
5- . سوره نساء: آيه 137.

توطئه گران بر ضد غدير مفسد فى الارض اند

توطئه گران بر ضد غدير مفسد فى الارض اند(1)

غدير آن روزى بود كه مفسدين فى الارض در اعلاترين مصداق آن شناسايى و معرفى شدند. آنان كه بزرگ ترين پيمان نامه را بر ضد خدا نوشتند، با نشانِ «اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدوُنَ»(2): «اَلا كه آنان مفسدان هستند» شهره عالم شدند، و با تابلوى «فَهَلْ عَسَيْتُمْ اِنْ تَوَلَّيْتُمْ اَنْ تُفْسِدوُا فِى الاَْرْضِ»(3): «آيا انتظار مى رود كه اگر رويگردان شديد در زمين فساد كنيد؟» به همه معرفى گرديدند.

اعمال دشمنان غدير ساقط است

اعمال دشمنان غدير ساقط است(4)

غدير روزى بود كه دشمنان غدير به آن زن بنى اسرائيلى تشبيه شدند كه رشته هاى خود را پنبه مى كرد، و اينان با انكار ولايت همه پايه هاى ساخته عمر خود را ويران كردند تا آنجا كه مصداق اين آيه شدند: «كَالَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ اَنْكاثا»(5): «مانند آن زنى كه بافته هاى خود را بعد از محكم شدن رشته مى كرد».

ص: 36


1- . شرح الاخبار: ج 2 ص 351 ح 707. تفسير الامام العسكرى عليه السلام: ص 111 - 123. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 154 - 161. بحار الانوار: ج 30 ص 223 - 226، ج 37 ص 142 - 148. مدينة المعاجز: ج 1 ص 438. تأويل الآيات: ج 1 ص 40 ح 11. تفسير البرهان: ج 1 ص 59 ح 1. اثبات الهداة: ج 3 ص 573 .
2- . سوره بقره: آيه 12.
3- . سوره محمد صلى الله عليه و آله: آيه 22.
4- . بحار الانوار: ج 36 ص 169 ح 157، ج 37 ص 120 ح 11. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 136.
5- . سوره نحل: آيه 92.

به ارشاد قرآن از دشمنان غدير بيزاريم

به ارشاد قرآن از دشمنان غدير بيزاريم(1)

غدير روز بيزارى از دشمنان آل محمد عليهم السلام است قبل از روزى كه حسرتِ اين بغض و برائت را نسبت به آنان بكشيم، و مصداق اين آيه غديرى شويم كه «وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعوُا لَوْ اَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤوُا مِنّا».(2): «كسانى كه پيرو شده بودند گفتند: اى كاش بازگشتى داشتيم تا از آنان بيزارى بجوييم همان گونه كه آنان از ما بيزارى جستند».

منكرين غدير حسرت كشان قيامت اند

منكرين غدير حسرت كشان قيامت اند(3)

غدير آن روزِ حسرت بار براى دشمنان ولايت در قيامت است كه به شرم زدگى و تأسفِ اين آيه دچار شوند: «كَذلِكَ يُريهِمُ اللّه ُ اَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ»(4): «اين گونه است كه خداوند اعمال آنان را به عنوان حسرتى بر آنان مى نماياند»، و به دنبال آن «ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النّارِ»(5): «آنان از آتش خارج شدنى نيستند» نشانگر جايگاه ابدى آنان باشد.

ص: 37


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 637 . مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 212.
2- . سوره بقره: آيه 167.
3- . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 637 . مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 212.
4- . سوره بقره: آيه 167.
5- . سوره بقره: آيه 167.

رسول خدا بر منكرين غدير تأسف خورد

رسول خدا بر منكرين غدير تأسف خورد(1)

غدير روزى است كه پيامبرِ غدير تأسفِ بلندى همراه با دلسوزى درباره كسانى داشت كه به ولايت ايمان نياوردند و اين نعمت عظمى را از دست دادند، تا آنجا كه خداوند با اين آيه پيامبرش را مورد خطاب قرار داد: «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ اِنْ لَمْ يُؤْمِنوُا بِهذَا الْحَديثِ اَسَفا»(2): «گويى تو مى خواهى در اثر اعمال آنان خود را از تأسف و غم و اندوه هلاك كنى، اگر به اين گفتار ايمان نياورند».

كفار با غدير مأيوس شدند

كفار با غدير مأيوس شدند(3)

غدير روز مأيوس شدن كفار از رخنه در اسلام است، چرا كه قافله سالار آن تا ابد تعيين شده و هيچ كس را جرئت نگاهِ ناروا به آخرين دينِ الهى نيست، و چه زيبا اين امضاى الهى در غدير آمد كه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروُا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ».(4): «امروز كافران از تخريب دين شما نااميد شدند. ديگر از آنان نترسيد و از من بترسيد».

ص: 38


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 155. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 114 ح 146. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 224.
2- . سوره كهف: آيه 6 .
3- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 163. بحار الانوار: ج 37 ص 134.
4- . سوره مائده: آيه 3.

حق و باطل در غدير جدا شد

حق و باطل در غدير جدا شد(1)

غدير روز جدا سازى اصحاب يمين از كوردلان است، كه ثمره اش در قيامت ظاهر مى شود آنگاه كه «يَوْمَ نَدْعوُ كُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ»: «روزى كه هر گروهى از مرم را با امام شان مى خوانيم»، پس گروهى خرسند مى شوند كه مصداقِ اين آيه باشند: «فَمَنْ اوُتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَاوُلئِكَ يَقْرَؤوُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَموُنَ فَتيلاً»(2): «كسانى كه نامه اعمال شان به دست راست آنان داده شود كسانى هستند كه نوشته خود را مى خوانند و ذره اى مورد ظلم قرار نمى گيرند»، همان گونه كه گروهى ديگر ناخشنود مى گردند كه مصداق اين آيه باشند: «مَنْ كانَ فى هذِهِ اَعْمى فَهُوَ فِى الاْخِرَةِ اَعْمى وَ اَضَلُّ سَبيلاً»(3): «هر كس در دنيا كوردل باشد در آخرت هم كوردل و گمراه تر خواهد بود»؛ و آن روزى است كه راه هاى بازگشت بسته است.

ص: 39


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 52 - 53 . بحار الانوار: ج 37 ص 151 ح 37. اثبات الهداة: ج 3 ص 546 . تفسير العياشى: ج 2 ص 97 ح 89 .
2- . سوره اسراء: آيه 71.
3- . سوره اسراء: آيات 71 - 72 .

ص: 40

3. امامان نورانىِ غدير در قرآن

اشاره

ص: 41

ص: 42

فخر ابدى با امامان قرآنى

غديريان تسليم امر رب العالمين اند كه امامان غدير را پذيرفته اند. آنان به ائمه اى معتقدند كه نمايندگان تام الاختيار پروردگارند. يعنى سخن خدا و محمد و على يكى است كه از لبان حجة اللّه شنيده مى شود.

امام غديريان اولو الامرى نورانى با نشانه هاى قرآنى از نسل پاك خليل اللّه و از فرزندان مطهر محمد و على و فاطمه عليهم السلام است، كه هدايت الهى و عدالت آسمانى را براى مردم به ارمغان آورده است.

امامان تابناك غدير علم الهى را در روح و جان مردم منعكس مى كنند و چشمه هاى معرفت را بر جويبار دل انسان ها سرازير مى نمايند.

11 عنوان بخش حاضر، امامان سراسر نور غدير را از صفحات قرآن به رخ دشمنان غدير مى كشد، و اين فخر ابدى را در غديريان زنده مى كند.

ص: 43

غدير اطاعت از پروردگار است

غدير اطاعت از پروردگار است(1)

اطاعت از صاحبان ولايت اطاعت از فرامين پروردگار است و به معناى فرق نگذاشتن بين انواع دستورات الهى و انواع فرستادگان خداست، و بدين معناست كه بازگشت همه انبيا و اوصيا به خداست. در دعاى روز غدير اين شعار قرآنى را ذكر لب مى نماييم كه «لا نُفَرِّقُ بَيْنَ اَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ»(2): «ما بين هيچيك از پيامبران خدا فرق نمى گذاريم، و گفتند: شنيديم و اطاعت مى كنيم. پروردگارا، اميد مغفرت تو را داريم و بازگشت به سوى توست».

ص: 44


1- . اسرار غدير: ص 159 بخش 11 .
2- . سوره بقره: آيه 285.

خدا در غدير «اولو الامر» را معرفى كرد

خدا در غدير «اولو الامر» را معرفى كرد(1)

در غدير «اولو الامر» بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله تا روز قيامت تعيين شدند، تا طمع ها يك باره قطع شود و همه بدانند كه در اين باره جاى مطرح كردن هوس ها نيست. جالب است كه در همان آغاز سفر غدير در مدينه اين آيه نازل شد و بارها در اتمام حجت ها و نيز دعاهاى غدير به عنوان موضوع اصلى غدير از آن سخن به ميان آمد كه غدير براى تفسير اين آيه است: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَْمْرِ مِنكمْ»(2): «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا و پيامبر و صاحب اختيار خود را اطاعت كنيد».

نذير و بشير قرآن در غدير معرفى شدند

نذير و بشير قرآن در غدير معرفى شدند(3)

خدايا تو را شكر كه روز قيامت براى دشمنان ولايت عذرى باقى نگذاشتى كه بگويند: براى ما بشير يا نذيرى نيامد. پيامبر صلى الله عليه و آله از فراز منبر غدير با صداى بلند اعلام كرد كه من نذيرم و على بشير است و به اين آيه اشاره داشت كه «اَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ ما جاءَنا مِنْ بَشيرٍ وَ لا نَذيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ بَشيرٌ وَ نَذيرٌ وَ اللّه ُ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٌ»(4): «كه مبادا روز قيامت بگوييد: بشير و نذيرى براى ما نيامد. آرى براى شما بشير و نذير آمد و خداوند بر هر چيزى قادر است».

ص: 45


1- . اسرار غدير: ص 139 بخش 2. الاحتجاج: ج 1 ص 379. بحار الانوار: ج 90 ص 122. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 233، 234. كتاب سليم: ص 198، 200. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 250.
2- . سوره نساء: آيه 59 .
3- . اسرار غدير: ص 153 بخش 7 .
4- . سوره مائده : آيه 19 .

نشانه صاحب اختيار مردم در قرآن ثبت شد

نشانه صاحب اختيار مردم در قرآن ثبت شد(1)

صاحب اختيار ما تعيين شده، و خداوند مى خواهد با علائم مختلفى او را به ما نشان دهد. آن شخص با عظمتى كه در حال ركوع زكات مى دهد با اين علامت معرفى شده تا راه توطئه ها بسته شود. در اتمام حجت هاى قرآنى غدير بارها آيه اى مطرح شده كه در آغاز سفر غدير در مدينه نازل شد تا نشان دهد براى چه بار سفر بسته اند: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(2): «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات مى دهند».

هدايت و عدالت قرآنى فقط در امامان غدير است

هدايت و عدالت قرآنى فقط در امامان غدير است(3)

تشخيص حقيقت صد در صد و سپس هدايت مردم طبق آن و اجراى عدالت بر اساس آن فقط براى كسانى ممكن است كه خداوند حق را آن گونه كه هست به آنان نشان داده و چنين ضمانتى را درباره آنان داده است. خطبه غدير امامان معصوم عليهم السلام را صاحب چنين مقامى مى داند كه در متن قرآن از آن سخن به ميان آمده است: «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ»(4): «از كسانى كه خلق كرديم امتى هستند كه به حق هدايت مى كنند و طبق آن به عدالت رفتار مى كنند».

ص: 46


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 233. كتاب سليم: ص 198. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 25.
2- . سوره مائده : آيه 55 .
3- . اسرار غدير: ص 151 بخش 7 .
4- . سوره اعراف : آيه 181 .

كلام خدا در خليفه غدير تغيير ناپذير است

كلام خدا در خليفه غدير تغيير ناپذير است(1)

مقام ولايت مانند قرآن است كه قابل تغيير و تبديل نيست، و سرّ تعيين الهى همين است كه حقيقت محض را به ميدان مى آورد و مانند بشر هر روز تغييرِ فكر نمى دهد. اين است كه وقتى منافقين از هر حيله اى عاجز مى شوند و مسئله تبديل مقام امامت را به ميان مى آورند از قرآن پاسخ مى شنوند كه «قُلْ ما يَكُونُ لى اَنْ اُبَدِّلَهُ مِن تِلْقاءِ نَفْسى اِنْ اَتَّبِعُ اِلاّ ما يُوحى اِلَىَّ»(2): «بگو: من اختيار ندارم كه آن را از پيش خود تغيير دهم. من فقط تابع آن چيزى هستم كه به من وحى مى شود».

امامت غدير در سوره حمد است!

امامت غدير در سوره حمد است!(3)

صراط مستقيم فقط راه امامان تعيين شده از طرف خداست و غير راه ايشان يا مورد غضب الهى و يا گمراهى است. اين بدان معنى است كه نمى توانيم خود را گول بزنيم و همه راه ها را درست بدانيم و خود را در شمار مغضوبين يا ضالين قرار دهيم، چنانكه در غدير اين آيات به راه ولايت تفسير شد: «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ؛ صِراطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضّالّينَ»(4): «ما را به راه راست هدايت كن، راه كسانى كه به آن نعمت دادى، نه آنان كه مورد غضب قرار گرفتند و نه گمراهان».

ص: 47


1- . تفسير فرات: ص 177 ح 227.
2- . سوره يونس : آيه 15 .
3- . اسرار غدير: ص 151 بخش 7 .
4- . سوره حمد : آيات 6 - 7 .

امام غدير به علم الهى متصل است

امام غدير به علم الهى متصل است(1)

ما معتقديم امام غدير علم به همه چيز دارد و هيچ جهلى به او راه ندارد و هيچ سؤالى را بى پاسخ نمى گذارد. امامى كه صاحب اختيار مطلق مردم است بايد هم اين گونه باشد و با اتصال به درياى بيكران علم الهى بتواند علم لازم براى رفع همه نيازهاى بشر را در زمانى به بلنداى عمر دنيا داشته باشد. در غدير اين اعتقاد با پشتوانه قرآنى اعلام شد كه «وَ كُلَّ شَىْ ءٍ اَحْصيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ»(2): «هر چيزى را در امام مبين جمع كرده ايم»؛ و صاحب اين مقام على بن ابى طالب عليه السلام معرفى شد كه «وَ اِنَّهُ فى اُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكيمٌ»(3): «او در ام الكتاب نزد ما على حكيم است».

امامت فقط در نسل پاك محمد صلى الله عليه و آله است

امامت فقط در نسل پاك محمد صلى الله عليه و آله است(4)

آن امامى كه صاحب اختيار مطلق و دارنده درياى علم است بايد در نسلى پاك قرار داشته باشد، تا اين همه عظمت را با خود حمل نمايد. چه كسى جز خداوند مى تواند اين نسل پاك را به ما نشان دهد؟ اوست كه از بلنداى منبرِ غدير به وسيله پيامبرش آن سلاله مطهر را با استناد به قرآن به ما مى شناساند، آنجا كه مى فرمايد: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ»(5): «امامت را مسئله اى باقى در نسل او قرار داد».

ص: 48


1- . اسرار غدير: ص 141 - 142 بخش 3 . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 217 - 218. الاقبال: ص 475.
2- . سوره يس : آيه 12 .
3- . سوره زخرف : آيه 4 .
4- . اسرار غدير: ص 157 بخش 10. تأويل الآيات: ج 2 ص 555 .
5- . سوره زخرف : آيه 28 .

امامان غدير هدايت الهى دارند

امامان غدير هدايت الهى دارند(1)

امامان غدير چون هدايت الهى دارند نيازى به هدايت شدن ندارند. چنين رهبرانى را خداوند در غدير براى هدايت مردم معرفى فرمود كه با ضمانت الهى به حقِ ناب هدايت مى كنند. اينجاست كه هر هدايت كننده اى را در دنيا نشان دهند كسى خواهد بود كه با هدايت ديگرى راه يافته و بدون او راه را پيدا نمى كرد، به جز معصومين عليهم السلام كه هدايت شان از طرف ذات مقدس ربوبى است. براى همين پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير با اشاره به آيه قرآن مردم را از سركشى در برابر ولايت على عليه السلام باز داشت و اين آيه را مورد اشاره قرار داد: «اَفَمَنْ يَهْدى اِلَى الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ يُتَّبَعَ اَمَّنْ لا يَهِدّى اِلاّ اَنْ يُهْدى»(2): «آيا كسى كه به حق هدايت مى كند سزاوارتر به پيروى است، يا كسى كه هدايت نمى شود مگر آنكه هدايت شود»؟

ص: 49


1- . اسرار غدير: ص 142 بخش 3 .
2- . سوره يونس : آيه 35 .

ما را با امام غدير محشور فرما!

ما را با امام غدير محشور فرما!(1)

اين واضح ترين نتيجه غدير است كه پس از نشان دادن امام غدير خداوند مى فرمايد: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ اُناسِ بِاِمامِهِمْ»(2): «روزى كه هر گروه از مردم را با امام شان فرا مى خوانيم»؛ و واقعا مشكل است محشور شدن با بنى اميه و بنى عباس در قيامت!! عاقبت محشور شدن با چنين سردمدارانى روشن است، چرا كه اينان حتى امور دنياى مردم را نتوانستند اصلاح كنند، تا چه رسد به آخرت؛ كه نه تنها خود بلكه عده اى را همراه خود به مهمانى جهنم خواهند برد!

ص: 50


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 52 - 53 . بحار الانوار: ج 37 ص 151 ح 37. اثبات الهداة: ج 3 ص 546 . تفسير العياشى: ج 2 ص 97 ح 89 .
2- . سوره اسراء : آيه 71 .

4. بشارت هاى لطيف غديريان در قرآن

اشاره

ص: 51

ص: 52

گل بشارت هاى قرآنى براى غديريان

غدير دستور خداوند رحيم به پيامبر رحمت بوده، تا راه هدايت ابدى را توسط آن منادىِ ولايت به همه نشان دهد.

پس بايد غدير را بشارتى عظيم از سوى پروردگار بدانيم كه تابلوهاى بلند قرآنى علامت آن و متن قرآن لغتنامه اش است. ما اگر دست بيعت با ولايت مى دهيم در واقع پيمان نامه توحيد را امضا مى كنيم، و تا ابد بايد شكر گزار اين نعمت عظمى باشيم.

بنابر اين شادمانى اهل غدير بيهوده نيست كه در بهشت ملائكه با سلام به استقبال شان مى آيند. آرى، بيعت غدير بهاى بهشت است كه غديريان با صداى بلند مى گويند: با انتخاب خدا بشر را چه حقى؟ و تا خالق بهشت راه جنت را نشان مى دهد انسان ها كدام بيراهه را معرفى خواهند كرد؟!

21 عنوان بخش حاضر، بشارت هاى لطيف تر از گل را براى غديريان تابلو مى كند؛ كه با خواندن هر يك جانى تازه براى فداكارى در راه تبليغ غدير در كالبدشان دميده مى شود و لبخند ابتهاج و سرور بر لبان شان مى نشاند.

ص: 53

غدير دستور خدا به دست پيامبر صلى الله عليه و آله است

غدير دستور خدا به دست پيامبر صلى الله عليه و آله است(1)

ما بايد از طرف خدا بودنِ ولايت و به دست پيامبر صلى الله عليه و آله آمدن آن را اقرار نماييم، و اين همان دو نكته اى است كه در روز غدير بسيارى از منافقين سعى در خدشه دار كردن آن داشتند. اين است كه پس از چهارده قرن دست به دعا بر مى داريم و در دعاى روز غدير مى خوانيم: «رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ»(2): «پروردگارا، ما به آنچه نازل كردى ايمان آورديم و پيرو پيامبر صلى الله عليه و آله شديم. پس ما را هم از شاهدان بنويس».

ص: 54


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 219. الاقبال: ص 475 .
2- . سوره آل عمران: آيه 53 .

پيامبر صلى الله عليه و آله منادى ولايت در غدير بود

پيامبر صلى الله عليه و آله منادى ولايت در غدير بود(1)

ايمان به ولايت در واقع ايمان به خداست، چرا كه منادى ايمان پيامبرِ اوست كه نداى ولايت را در غدير از طرف خدا اعلام فرمود. از اينجاست كه در دعاهاى غدير مى خوانيم: «رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادى لِلاْيمانِ اَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنّا»(2): «پروردگارا ما شنيديم منادى براى ايمان ندا مى دهد كه به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما هم ايمان آورديم».

رحمتِ ولايت به دست پيام آورِ رحمت داده شد

رحمتِ ولايت به دست پيام آورِ رحمت داده شد(3)

پيامبرِ رحمتى كه در حضورش عذاب الهى نازل نمى شود، غديرِ رحمت را براى ما به ارمغان آورد. حارث فهرى با آن درخواست عذاب كه در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله نمود، با اين آيه قرآن روبرو شد كه تا تو - اى پيامبر - در ميان آنان هستى عذاب نازل نخواهد شد؛ و اين گونه شد كه وقتى حارث از محضر حضرت بيرون آمد سنگ آسمانى بر سرش فرود آمد. آن روز خداوند اين آيه را نازل كرد كه «وَ ما كانَ اللّه ُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللّه ُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»(4): «خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو در ميان آنان باشى، و خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه استغفار كنند».

ص: 55


1- . الاقبال: ص 475 . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 216 - 217 .
2- . سوره آل عمران: آيات 193 - 194 .
3- . بحار الانوار: ج 42 ص 40 ح 14.
4- . سوره انفال : آيه 33 .

منذر و هادى راه هدايت را تا غدير رساندند

منذر و هادى راه هدايت را تا غدير رساندند(1)

صراط مستقيم فراز و نشيب هاى انذار را پشت سر گذاشت، تا در سراشيبى هدايت قرار گرفت. اين بود كه قرآن عنوان «منذر» را به پيامبر صلى الله عليه و آله و عنوان «هادى» را به على بن ابى طالب عليه السلام داد، و همين عنوان را پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير تفسير كرد و در دعاهاى غدير با استناد به همين آيه ارتباط اعتقادى آن مطرح شد كه مى فرمايد: «اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ»(2): «تو ترساننده هستى و براى هر قومى هدايت كننده اى هست».

آيه «تبليغ» تابلوى قرآنى غدير است

آيه «تبليغ» تابلوى قرآنى غدير است(3)

خداوند با دستور «بَلِّغ» و نازل كردن عظيم ترين حكم خود، پيامبرش را در برابر «فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه»: «رسالت او را نرسانده اى» در صورت عدم اجراى آن قرار داد، ولى اگر ضمانت «يَعْصِمُكَ»: «خدا تو را حفظ مى كند» نبود هرگز اجراى چنين امرى با آن همه توطئه امكان نداشت. به همين جهت بود كه در نزديكى غدير به عنوان آغاز برنامه اى عظيم اين آيه نازل شد و به عنوان تابلوى ابدى غدير در قرآن شناخته شد: «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَّبِّ-كَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ»(4): «اى پيامبر، ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر انجام ندهى رسالت خدا را نرسانده اى، و خدا تو را از شر مردم حفظ مى كند».

ص: 56


1- . اسرار غدير: ص 153 بخش 7 .
2- . سوره رعد : آيه 7 .
3- . اسرار غدير: ص 138 - 140 بخش 2 .
4- . سوره مائده : آيه 67 .

غدير نزول نور ولايت در متن قرآن است

غدير نزول نور ولايت در متن قرآن است(1)

ولايت على عليه السلام نورى است كه به دست پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده و پروانگانش بى اختيار به سوى آن كشيده مى شوند، همان گونه كه خفاشان نور گريز از آن فرار مى كنند، چنان كه در خطابه غدير اين آيه به ولايت تفسير شده كه مى فرمايد: «فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذى اُنْزِلَ مَعَهُ اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(2): «آنان كه به او ايمان آورند و تعظيمش نمايند و ياريش كنند و از نورى كه همراه او نازل شده پيروى نمايند رستگارند».

قرآن لغتنامه «مولى» در غدير است

قرآن لغتنامه «مولى» در غدير است(3)

لغتنامه براى معناى «مولى» در «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» متن قرآن است. اگر معناى «النَّبِىُّ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ»: «پيامبر صلى الله عليه و آله بر مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر است» درباره پيامبر صلى الله عليه و آله براى مسلمانان روشن است، چرا اين گونه بر سر معناى آن درباره جانشين پيامبرشان شك مى كنند؟! پيداست كه در اين كلمه مشكلى وجود ندارد، بلكه درباره صاحب چنين مقامى كه على بن ابى طالب عليه السلام است دل هاى آكنده از نفاق قابليت پذيرش را ندارند.(4)

ص: 57


1- . اسرار غدير: ص 148 بخش 6 .
2- . سوره اعراف : آيه 157 .
3- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 296 ، 297. الاقبال: ص 453 ، 459 .
4- . سوره احزاب : آيه 6 .

ولايت همراه پيمان نامه توحيد است

ولايت همراه پيمان نامه توحيد است(1)

اين باور يك شيعه است كه آنچه در غدير اتفاق افتاد در واقع يادآورى اعتقادى بود كه در روز «اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» پيمان آن از مردم گرفته شد. روزى كه در متن قرآن از آن ياد شده و در دعاهاى غدير محتواى آن تبيين شده كه ولايت هم مانند توحيد در آن روز به مردم عرضه شده و به عنوان يك پيمان از آن سخن به ميان آمده است، آنجا كه مى فرمايد: «وَاِذْ اَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ اَشْهَدَهُمْ عَلى اَنْفُسِهِمْ اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا اَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلينَ»(2): «آنگاه كه پروردگار تو از بنى آدم - از صلب آنان - نسل آنان را گرفت و آنان را بر خودشان شاهد قرار داد كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى، شهادت داديم؛ كه مبادا روز قيامت بگوييد از اين مطلب غافل بوديم».

ولايت پذيران غدير حزب خدايند

ولايت پذيران غدير حزب خدايند(3)

خدا در اين جهان گروهى را براى خود برگزيده و نام حزب اللّه

را براى آنان تعيين كرده است. آنان كسانى اند كه ولايت را پذيرفته اند. اين ولايت پذيرى در خطابه غدير با تفسير آيه قرآن مطرح شده كه مى فرمايد: «وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَاِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْغالِبُونَ»(4): «هر كس ولايت خدا و رسولش و ايمان آورندگان را بپذيرد، حزب اللّه غالب هستند».

ص: 58


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 217 - 218. الاقبال: ص 475 .
2- . سوره اعراف : آيه 172 .
3- . اسرار غدير: ص 151 بخش 7 .
4- . سوره مائده : آيه 56 .

قرآن را بايد امام غدير تفسير كند

قرآن را بايد امام غدير تفسير كند(1)

همان خدايى كه دستور به تدبر قرآن داده در آن محكم و متشابه قرار داده، و همو مسئله آن را كاملاً حل كرده است: از يك سو محكمات را اصل قرآن قرار داده؛ و از سوى ديگر مفسر متشابهات را فقط راسخين در علم تعيين كرده كه امامان معصوم عليهم السلام هستند. بنابراين تأويل آن از سوى ديگران افتادن عمدى در گمراهى است. اين ضابطه قرآنى را پيامبر صلى الله عليه و آله از فراز منبر غدير به گوش همگان رسانيد كه «هُوَ الَّذى اَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ اُمُّ الْكِتابِ وَ اُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ اِلاَّ اللّه ُ وَ الرّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ»(2): «او خدايى است كه كتاب را بر تو نازل كرد كه از جمله آن آيات محكمات است كه آنها ام الكتاب هستند، و آياتى ديگر متشابهات هستند. كسانى كه در قلوب آنان انحراف است به خاطر فتنه گرى و بدست آوردن تأويل آن از متشابهات پيروى مى كنند؛ ولى تأويل آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند»، و در همانجا آيه تدبر در قرآن را نيز بر مردم خواند كه «اَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»(3): «آيا در قرآن تدبر نمى كنند»؟

ص: 59


1- . اسرار غدير: ص 143 - 144 بخش 3 .
2- . سوره آل عمران: آيه 7 .
3- . سوره نساء: آيه 82 .

«رضيت» يعنى غير غدير مقبول خدا نيست!

«رضيت» يعنى غير غدير مقبول خدا نيست!(1)

اينكه دين خدا يكى است يعنى غير آن پذيرفته نيست و دقيقا مفسر «رَضيتُ لَكُم» است، يعنى خدا به دين ديگرى راضى نيست. اين را آيه اى كه اثناى خطابه غدير نازل شد به خوبى بيان مى كند: «الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِْسْلامَ دينا»(2): «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم»؛ و آيه اى كه در اين خطبه تفسير شد مؤكد مى نمايد: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلامِ دينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ»(3): «هر كس دينى غير از اسلام طلب كند هرگز از او قبول نمى شود و در آخرت از زيانكاران است».

شكر نعمتِ ولايت با ابديت قرآن مقرون است

شكر نعمتِ ولايت با ابديت قرآن مقرون است (4)

خدا را شكر كه ما را به ولايت رهنمون گشت كه اگر او هدايت نمى فرمود چگونه به چنين نعمت عظمايى راه مى يافتيم؟ اين حقيقتى است كه با تمام وجود به آن اقرار مى كنيم، به خصوص وقتى توطئه هاى شكننده سقيفه را مطالعه كنيم. براى همين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطابه غدير از مردم مى خواهد اين آيه شكرانه را بر زبان جارى كنند: «الْحَمْدُ للّه ِِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا اَنْ هَدانا اللّه ُ»(5): «سپاس خدايى را كه ما را به اين هدايت فرمود، و اگر خدا هدايت نمى كرد ما هدايت نمى شديم».

ص: 60


1- . اسرار غدير: ص 146 بخش 4 .
2- . سوره مائده: آيه 3 .
3- . سوره آل عمران: آيه 85 .
4- . اسرار غدير: ص 159 - 160 بخش 11 .
5- . سوره اعراف : آيه 43 .

قرآن راه راست را بدون تفرقه مى خواهد

قرآن راه راست را بدون تفرقه مى خواهد(1)

خداوند براى معرفى صراط مستقيم بيش از آنچه بشر را كفايت مى كرده معرف در برابر او قرار داده، تا آنجا كه گويا راه جلوى چشم اوست و با اشاره «هذا» مى توان آن را نشان داد. با اين چراغ هدايت دليلى براى پيروى از راه هاى ديگر نمى ماند و عذرى براى تفرقه و چندگانگى در دين خدا پذيرفته نخواهد بود. به همين جهت است كه در خطابه غدير با استشهاد به اين آيه قرآن راه ولايت به مردم نشان داده شده و با اشاره «هذا» فرموده است: «وَ اَنَّ هذا صِراطى مُسْتَقيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ»(2): «اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد و از راه هاى ديگر پيروى نكنيد كه شما را از راه خدا متفرق كند».

غدير بشارتى بود و انذارى!

غدير بشارتى بود و انذارى!(3)

مردم بايد بدانند كه غدير از يك سو بشارتى بود به دست پيام آور

نيكى ها كه بهشت خالص را تقديم پيروانش نمود، و از سوى ديگر انذار و ترساندن بود درباره آنچه كه از دست دادنش جهنم خالص را براى منكرينش به دنبال داشت. اين را پيامبر صلى الله عليه و آله در خطابه غدير با اشاره به متن آيه قرآن مطرح فرمود: «اِنْ اَنَا اِلاّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»(4): «من نيستم جز ترساننده و بشارت دهنده براى قومى كه ايمان مى آورند».

ص: 61


1- . اسرار غدير: ص 151 بخش 7 .
2- . سوره انعام : آيه 153 .
3- . اسرار غدير: ص 153 بخش 7 .
4- . سوره اعراف : آيه 188 .

غدير بهشت دنيا و آخرت است

غدير بهشت دنيا و آخرت است(1)

آنان كه با ديدن غلبه ظاهرى سقيفه باز هم به آن پشت پا زدند و جز راه اهل بيت عليهم السلام هيچ دينى را نپذيرفتند، حقا لايق بهشتند تا روزهاى خوش خود را با امان از هر ترسى در جوار پروردگار آغاز كنند؛ چنان كه در خطبه غدير اين وعده قرآنى با اشاره به اين سه آيه مطرح شد: «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لا اَنْتُمْ تحْزَنُونَ»(2): «داخل بهشت شويد كه ترسى بر شما نيست و محزون نمى شويد»؛ و «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ»(3): «با سلام و امنيت داخل آن شويد»؛ و «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدينَ»(4): «سلام بر شما، پاكيزه شديد، پس براى هميشه داخل آن شويد».

بهشت و رحمت و رضايت، تقديمى خدا به غديريان بود

بهشت و رحمت و رضايت، تقديمى خدا به غديريان بود(5)

اينان كه بشارت رحمت را از خداوند دريافت مى كنند جز پيروان غدير نيستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله درجه عظيم آنان و بشارت پروردگار در حق ايشان را با تفسير اين آيات قرآن از فراز منبر غدير اعلام فرمود: «الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فى سَبيلِ اللّه ِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ِ وَ اُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ. يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ».(6)

ص: 62


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 167 .
2- . سوره اعراف : آيه 49 .
3- . سوره حجر : آيه 46 .
4- . سوره زمر : آيه 73 .
5- . اسرار غدير: ص 160 بخش 11 .
6- . سوره توبه : آيات 20 - 21 .

بهشت و رضوان براى شيعيان غدير است

بهشت و رضوان براى شيعيان غدير است(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير مى خواست به همه بفهماند كه بهشت و رضايت الهى فقط در انتظار شيعيان على عليه السلام است، و بدون ولايت هر عملى بى ارزش است. اين بود كه در مراسم غدير مؤمنين در اين آيه را به شيعيان على عليه السلام تفسير كرد: «وَعَدَ اللّه ُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فى جَنّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّه ِ اَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»(2): «خداوند به مردان و زنان مؤمن وعده كرده بهشت هايى را كه در آن نهرهايى جارى است و در آن هميشگى خواهند بود و مسكن هاى پاكيزه اى كه در بهشت هاى عدن است و رضايتى از سوى پروردگار كه بالاتر است. اين است رستگارى عظيم».

شادمانى اهل غدير به استناد قرآن است

شادمانى اهل غدير به استناد قرآن است(3)

روز قيامت ترس منافقين از عذابى كه مى بينند با حزنى آميخته مى شود كه به خاطر از دست دادن نعيمِ بهشت بر آنان عارض مى شود. آنجا نوبت آن است كه پيروان غدير روز بى غم خود را در بهشت آغاز كنند. پيامبر صلى الله عليه و آله از فرازِ منبر غدير بشارت اين شادمانى غديريان را با اشاره به اين آيه قرآن اعلام كرد كه مى فرمايد: «اَلا اِنَّ اَوْلِياءَ اللّه ِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»(4): «اولياى خدايند كه ترسى بر آنان نيست و محزون نمى شوند».

ص: 63


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 167.
2- . سوره توبه : آيه 72 .
3- . اسرار غدير: ص 151 بخش 7 .
4- . سوره يونس : آيه 62 .

ملائكه به استقبال دوستان غدير مى آيند

ملائكه به استقبال دوستان غدير مى آيند(1)

منزلت يك اعتقاد را آن روز كه مردم براى حسابرسى جمع مى شوند مى توان فهميد. در حالى كه خلق اولين و آخرين خود را براى حساب آماده مى كنند و از عاقبت نامعلوم بر خود مى لرزند، ملائكه به پيشواز غديريان مى آيند و آنان را با سلام و درود وارد بهشت مى نمايند. اين وعده را پيامبر صلى الله عليه و آله از فراز منبر غدير با اشاره به اين آيه داد كه «لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الاَْكْبَرُ وَ تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ»(2): «وحشت بزرگ آنان را محزون نمى كند. ملائكه آن را ملاقات مى كنند و مى گويند: اين آن روزى است كه وعده داده شديد».

بيعت با غدير قيمتِ بهشت است

بيعت با غدير قيمتِ بهشت است(3)

بيعت با على عليه السلام به عنوان قبولِ ولايت و مقام اميرالمؤمنينىِ او بهشت را تقديم صاحب آن مى كند. يعنى ايمان و عمل صالح كه نتيجه اش بهشت است ولايت على بن ابى طالب عليه السلام است. اين پيام قرآنى را پيامبر صلى الله عليه و آله در خطابه غدير با اشاره به اين آيه بيان داشت كه «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ جَنّاتُ النَّعيمِ»(4): «كسانى كه ايمان آورده عمل صالح انجام دهند براي شان بهشت نعمت هاست». لذت اين بهشت آنگاه تكميل شده كه در خطبه غدير به اين آيه قرآن اشاره شده است: «فيها ما تَشْتَهيهِ الاَْنْفُسُ وَ تَلَذُّ الاَْعْيُنُ وَ اَنْتُمْ فيها خالِدُونَ»(5): «در آنهاست آنچه دل ها بخواهد و چشم ها لذت ببرد و شما در آن هميشگى خواهيد بود».

ص: 64


1- . اسرار غدير: ص 152 بخش 7 .
2- . سوره انبياء : آيه 103 .
3- . اسرار غدير: ص 160 بخش 11 . بحار الانوار: ج 37 ص 167.
4- . سوره لقمان : آيه 8 .
5- . سوره زخرف : آيه 71 .

با انتخاب خدا در غدير، بشر را چه حقى؟

با انتخاب خدا در غدير، بشر را چه حقى؟(1)

جايى كه خدا انتخاب كرده پر واضح است كه بشر حق انتخاب ندارد، و گرنه خدا انتخاب نمى كرد. اين اتمام حجتى است كه ريشه غدير را تشكيل مى دهد و خدا در قرآن آن را گوشزد مسلمانان فرموده كه «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ»(2): «پروردگارت آنچه بخواهد خلق مى كند و انتخاب مى نمايد، براى مردم حق انتخاب و اختيارى نيست»؛ و براى قطع يك باره طمع ها مؤمنين را نام برده و از آنان سلب اختيار فرموده و سرپيچى از انتخاب خدا و رسول را گمراهى و ضلالت واضح به شمار آورده و فرموده است: «ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسُولُهُ اَمْرا اَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ اَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللّه َ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبينا»(3): «وقتى خدا و رسولش در مسئله اى حكم كنند براى هيچ زن و مرد مؤمنى حق اختيار نمى ماند، و هر كس عصيان خدا و رسول نمايد دچار گمراهى آشكارى شده است».

ص: 65


1- . بحار الانوار: ج 25 ص 120.
2- . سوره قصص : آيه 68 .
3- . سوره احزاب : آيه 36 .

ص: 66

5. وظايف شيرين غديريان در قرآن

اشاره

ص: 67

ص: 68

لذت انجام وظايف قرآنىِ غدير

همه مى دانيم كه اگر غديرى هست سقيفه اى در برابر آن قد علم كرده، و خوب مى فهميم كه غدير و سقيفه قابل جمع نيست.

اكنون تقواى اعتقادى به ما فرمان مى دهد كه بيعت با دست خدا را از خاطر پاك نكنيم و بر سر پيمانى كه بسته ايم پايدار و ثابت قدم بمانيم.

آن ميثاق فراموش نشدنى به ما مى گويد كه از وظايف غديرى خود هراس نداشته باشيم و در راه ابلاغ غدير صبر را در نظر داشته باشيم، و به موقع تصميم بگيريم و امروز را به فرداها نگذاريم و از مسخره ها نهراسيم.

غدير عزيز از ما مى خواهد كه در راه حفظ غدير از كمى افراد نترسيم و راه ها را بر دشمن ببنديم؛ و به نام قرآن همه را به غدير دعوت كنيم.

19 عنوان بخش حاضر، شيرين ترين وظايف غديريان را در قرآن نشان مى دهد، تا با تكيه بر كلام پروردگار به دفاع از غدير بپردازيم و از اين انجام وظيفه لذت ببريم.

ص: 69

اعتقاد به غدير و اعتقاد به سقيفه، چه تفاوتى؟

اعتقاد به غدير و اعتقاد به سقيفه، چه تفاوتى؟(1)

غدير چه مى گويد و سقيفه چه مى گويد؟ غدير جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله را از طرف خدا مى داند و سقيفه به انتخاب مردم! دو مبناى فكرى كه بايد يكى را انتخاب كرد. بايد بدانيم كه اگر نزديك ترين كسان ما هم از اهالىِ سقيفه باشند نمى توانند غدير را بپذيرند. اين همان آيه قرآن است كه در متن خطبه غدير بدان استناد شده و مى فرمايد: «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ اَوْ اَبْناءَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ»(2): «نمى يابى قومى را كه ايمان به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند، و در عين حال با كسانى كه با خدا و رسولش ضديت دارند روى دوستى داشته باشند، اگر چه پدران شان يا فرزندان شان يا برادران شان يا فاميل شان باشند».

ص: 70


1- . اسرار غدير: ص 151 - 152 بخش 7 .
2- . سوره مجادله : آيه 22 .

بيعت با دست خدا در غدير را نشكنيم

بيعت با دست خدا در غدير را نشكنيم(1)

بيعت با خدا تعبيرى است كه آخرين محكم كارى را درباره بيعت غدير به تصوير مى كشد. خداوند در اين برخورد حتى دست رحمت خود را به ميان مى آورد و يد اللّه را روى دست بيعت كنندگان قرار مى دهد. آنگاه به نتيجه گيرى مى پردازد: آنان كه چنين بيعتى را كه با خدا انجام گرفته بشكنند بر ضرر خود كار كرده اند و دست خود را براى روزى كه با خدا كار دارند خالى گذاشته اند، و آنان كه به عهد و پيمان خود وفادار بمانند خداوند اجر عظيمى به خاطر اين وفادارى به آنان عنايت خواهد كرد. اين ضمانت در يك آيه قرآن منعكس است كه عينا در خطبه غدير بدان استشهاد شده است: «اِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ اِنَّما يُبايِعُونَ اللّه َ يَدُ اللّه ِ فَوْقَ اَيْديهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّه َ فَسَيُؤْتيهِ اَجْرا عَظيما»(2): «كسانى كه با تو بيعت مى كنند در واقع با خدا بيعت مى كنند. دست خداوند بر روى دست آنان است. پس هر كس بيعت را بشكند اين شكستن بر ضرر خود اوست، و هر كس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمى عنايت خواهد كرد».

ص: 71


1- . اسرار غدير: ص 155 بخش 9 ، ص 159 بخش 11.
2- . سوره فتح : آيه 10 .

اطاعت و خشيت و تقوا و فلاح در غدير است

اطاعت و خشيت و تقوا و فلاح در غدير است(1)

پذيرفتن ولايت و صاحب اختيارى معصومين عليهم السلام، هم تسليم در برابر فرمان خدا و هم اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله و هم ترس از عظمت پروردگار و هم بالاترين مظهر تقوا و هم رستگارى كامل عيار است. اشاره به يك آيه قرآن در خطابه غدير همه اين ثمرات غديرى را به ما خاطر نشان كرد كه «وَ مَنْ يُطِعِ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللّه َ وَ يَتَّقْهِ فَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(2): «هر كس خدا و رسولش را اطاعت كند و از خدا بترسد و تقواى خدا را در نظر داشته باشد، چنين كسانى رستگارانند».

سلام بر صبر در راه ولايت على عليه السلام!

سلام بر صبر در راه ولايت على عليه السلام!(3)

صبر عظيمى بر اهل ولايت على عليه السلام گذشته تا به امروزِ آن رسيده است. اين بدان معنى است كه صراط مستقيم هم دشمنان بسيار دارد و هم طى كردن آن فراز و نشيب هاى بسيارى را در پيش دارد كه بايد از آنها گذر كرد. اين چنين است كه هنگام ورود به بهشت ملائكه با سلامى بر صبر به استقبال شيعيان على عليه السلام مى آيند. اين را هنگامى كه سنگ آسمانى بر فرق دشمن غدير فرود آمد پيامبر صلى الله عليه و آله با تضمين اين آيه قرآن در كلام خويش فرمود: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ»(4): «سلام بر شما به خاطر آنچه صبر كرديد و خانه عاقبت خوبى است».

ص: 72


1- . اسرار غدير: ص 160 بخش 11 .
2- . سوره نور : آيه 52 .
3- . الكافى: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 روضه ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . الفضائل (شاذان): ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين: ص 83 . العمدة (ابن بطريق): ص 101. الاقبال: ص 453 - 459. حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306 . تفسير ثعالبى: ج 3 ص 239 . تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير ابن جوزى: ج 4 ص 10.
4- . سوره رعد : آيات 23 - 24 .

از وظيفه غديرى خود هراس نداشته باشيم

از وظيفه غديرى خود هراس نداشته باشيم(1)

جاى تعجب آن است كه عده اى به جاى قدردانى از خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر غدير، انتظار گنج قارون و حضور ملائكه را داشتند. اگرچه سينه هر مؤمنى از شنيدن چنين برخوردى تنگ مى شود، ولى انجام وظيفه هيچگاه از ما ساقط نمى شود. اين را خدا در نزديكى غدير با نزول آيات قرآن اعلام كرد: «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ اَنْ يَقُولُوا لَوْ لا اُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ اَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ»(2): «شايد تو بخواهى ترك كنى بعضى از آنچه بر تو وحى شده و سينه ات از آن به تنگ آمده باشد كه بگويند: اى كاش گنجى بر او نازل مى شد يا ملائكه اى همراه او مى آمد».

زلال غدير را از ظلم حفظ كنيم

زلال غدير را از ظلم حفظ كنيم(3)

اعتقاد به ولايت على عليه السلام نبايد با ظلم آلوده گردد و چهره زيباى آن بايد هميشه شفاف بماند. اين تأكيدى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در توصيف دوستان غدير فرمود و به اين آيه اشاره نمود كه «الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبَسُوا ايمانَهُمْ بِظُلْمٍ اُولئِكَ لَهُمُ الاَْمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»(4): «كسانى كه ايمان آورده اند و ايمانشان را با ظلم نپوشانده اند، آنانند كه براي شان امن است و آنان هدايت يافتگانند».

ص: 73


1- . مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 224. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 114 ح 146. بحار الانوار: ج 37 ص 155.
2- . سوره هود : آيات 12 - 24 .
3- . اسرار غدير: ص 152 بخش 7 .
4- . سوره انعام : آيه 82 .

پايدارى بر ولايت «قدم صدق» است

پايدارى بر ولايت «قدم صدق» است(1)

پايدارى بر ولاى اهل بيت عليهم السلام در حالى كه سقيفه تمام توان خود را براى نابودى آن به كار گرفته بشارتِ «قَدَم صِدق» در آخرت را به دنبال دارد. آن روز كه قدم هاى بسيارى خواهد لغزيد سربلندى در پيشگاه پروردگار خواسته اى است كه با هيچ قدرتى قابل به دست آمدن نيست، مگر آنكه ولاى على عليه السلام را به درگاه الهى تقديم كنيم. اين است كه در دعاهاى غدير قدم صدق در قيامت را از خدا مى خواهيم و به اين آيه اشاره داريم كه مى خوانيم: «وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا اَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»(2): «بشارت ده آنان را كه ايمان آوردند كه براى آنان قدم پابرجايى نزد پروردگارشان است».

غدير ميثاقى كه نبايد فراموش كرد

غدير ميثاقى كه نبايد فراموش كرد(3)

آنان كه در غدير سمعا و طاعةً گفتند و سپس پيمان خود را شكستند، چه عذرى به درگاه الهى خواهند داشت روزى كه خدا آن پيمان را به يادشان آوَرَد؟! در دعاها و زيارات قرآنىِ غدير از آن ميثاق به عنوان پيمانى كه نبايد آن را به فراموشى سپرد ياد شده همان گونه كه در آغاز حركت از مدينه ميثاق روز ازل با نازل شدن اين آيه به مردم يادآورى شد كه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه ِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذى واثَقَكُمْ بِهِ»(4): «به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما و پيمانى كه از شما گرفته است».

ص: 74


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 218. الاقبال: ص 475.
2- . سوره يونس : آيه 2 .
3- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 296. الاقبال: ص 453 - 459.
4- . سوره مائده : آيات 7 - 8 .

انتخاب الهى غدير آخرين امتحان انسان هاست

انتخاب الهى غدير آخرين امتحان انسان هاست(1)

غدير در يك نگاه مطرح كردن امتحان نهايىِ امت بود، كه بايد نشان دهند آيا هنوز در فكر انتخاب كسى غير از منتصب خدا و رسولش هستند يا خواسته خدا را بر هر انتخابى مقدم مى دارند؟ اين تابلو در آغاز سفر از مدينه به سوى مكه بر سَر دَرِ غدير زده شد تا همه بدانند به كجا و تا كجا مى روند و خدا تا پاسخ اين سؤال را نگيرد هيچ بنده اى را رها نخواهد كرد. در اين باره در مدينه اين آيه نازل شد: «اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمّا يَعْلَمِ اللّه ُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(2): «آيا گمان كرده ايد كه به حال خود رها مى شويد در حالى كه هنوز خدا جهاد كنندگان از شما را بايد بشناسد كه جز خدا و رسول و مؤمنين را صاحب اسرار خود قرار نمى دهند»؛ و بعد از اعمال حج به عنوان آغاز سفر غدير و اعلام آمادگى براى امتحان الهى اعلام گرديد: «اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لايُفْتَنُونَ»(3): «آيا مردم گمان كرده اند كه رها مى شوند با همين كه بگويند ايمان آورديم در حالى كه امتحان نشوند»؟

ص: 75


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 233. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 250. كتاب سليم: ص 198.
2- . سوره توبه : آيه 16 .
3- . سوره عنكبوت : آيه 2 .

ولايت وديعه نباشد، دائمى باشد!

ولايت وديعه نباشد، دائمى باشد!(1)

آيا با آن اعلان بلندِ ولايت در غدير، باز هم پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله احتمال ارتداد مردم وجود داشت؟ آيه قرآن چنين مى گويد و آن را تعجب آور نمى داند، چرا كه بعد از پيامبران گذشته هم چنين مسئله اى اتفاق افتاده است. بنابر اين بايد درباره همه - به خصوص صحابه - اين مطلب را فراموش نكرد كه امكان گمراهى بعد از هدايت وجود دارد؛ و بنابراين بايد از خدا بخواهيم قدم هاى ما را در اعتقادمان ثابت بدارد و ايمان ما را مستقر در قلوب قرار دهد و مستودع و موقت قرار ندهد، و نگذارد كافران بر ما غلبه كنند. اين است كه در خطابه غدير اين آيه مطرح شده است: «وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَ فَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه َ شَيْئا وَ سَيَجْزِى اللّه ُ الشّاكِرينَ»(2): «محمد صلى الله عليه و آله نيست مگر رسولى كه قبل از او پيامبرانى بوده اند. آيا اگر بميرد يا كشته شود به گذشته باز مى گرديد؟ ولى به خدا ضررى نمى رساند و خداوند سپاسگزاران را جزا مى دهد».

ص: 76


1- . اسرار غدير: ص 148 - 149 بخش 6 ، ص 160 بخش 11.
2- . سوره آل عمران: آيه 144 .

ثبات قدم در راه غدير بخواهيم

ثبات قدم در راه غدير بخواهيم(1)

در دعاهاى غدير با اقرار به آيه «اَ فَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ؟»(2): «آيا اگر بميرد يا كشته شود به گذشته باز مى گرديد؟» و با اذعان به آيه «وَ هُوَ الَّذى اَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ»(3): «اوست كه شما را از يك نفر به وجود آورده يا مستقر خواهد بود يا به امانت سپرده شده»؛ ملتمسانه مى گوييم: «رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا ...»(4): «پروردگارا، بعد از آنكه ما را هدايت كردى قلوب ما را منحرف مگردان و از پيشگاه خود به ما رحمتى عنايت كن، كه تو بخشاينده هستى»؛ و آنگاه مى خوانيم: «و ثَبِّتْ اَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ»(5): «قدم هاى ما را ثابت بدار و بر قوم كافر نصرت عنايت فرما».

تقواى اعتقادى پذيرش كلام رسول صلى الله عليه و آله در غدير است

تقواى اعتقادى پذيرش كلام رسول صلى الله عليه و آله در غدير است(6)

تقواى حقيقى - كه به معناى مراعات دستورات الهى است - در درجه اول تسليم در برابر اوامر پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ولايت است، كه معناى مسلمان بودن حقيقى نيز جز اين نيست. به همين جهت در خطبه غدير اعلام شد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(7): «اى كسانى كه ايمان آورديد حق تقوى را پيشه كنيد و نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد».

ص: 77


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 217، 219. الاقبال: ص 475.
2- . سوره آل عمران: آيه 144 .
3- . سوره انعام: آيه 98 .
4- . سوره آل عمران: آيه 8 .
5- . سوره آل عمران: آيات 147 - 148 .
6- . اسرار غدير: ص 148 بخش 5 .
7- . سوره آل عمران: آيه 102 .

بايد حقيقتِ ولايت خود را نشان دهد

بايد حقيقتِ ولايت خود را نشان دهد(1)

اتمام حجت الهى درباره ولايت تا آنجا پيش خواهد رفت كه خبيث و طيب از يكديگر جدا شوند، و بدون آنكه خداوند آنان را نشان دهد با گفتار و اعمالشان خود را معرفى كنند و اقرار نامه خود را امضا نمايند. اين يك سنت الهى است كه در خطابه غدير براى اشاره به آينده غدير مطرح شده است: «ما كانَ اللّه ُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما اَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللّه ُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ»(2): «خداوند مؤمنين را به حال خود رها نخواهد كرد تا آنكه خبيث را از پاكيزه جدا كند، و خداوند شما را بر غيب مطلع نمى كند».

براى غدير بايد زود تصميم گرفت

براى غدير بايد زود تصميم گرفت(3)

بايد مطمئن بود كه چراغ هدايت غدير آن قدر روشن است كه هر كس بايد تا فرصت باقى است درباره آن تصميم خود را بگيرد، چرا كه نفع و ضرر اين تصميم به خود او باز مى گردد. به همين جهت پيامبر صلى الله عليه و آله در پايان خطابه اش در غدير از مردم پرسيد: اكنون چه مى گوييد؟ و بدون آنكه منتظر پاسخ كسى بماند اين آيه را تلاوت فرمود: «مَنِ اهْتَدى فَاِنَّما يَهْتَدى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها»(4): «هر كس هدايت يافت به نفع خودش است و هر كس گمراه شد بر ضرر خود گمراه شده است».

ص: 78


1- . اسرار غدير: ص 150 بخش 6 .
2- . سوره آل عمران: آيه 179 .
3- . اسرار غدير: ص 159 بخش 11 .
4- . سوره اسراء : آيه 15 .

مسخره كنندگان نمى توانند مانع راه غدير شوند

مسخره كنندگان نمى توانند مانع راه غدير شوند(1)

يك شيعه بايد بداند كه باورهايش مورد استهزاى عده اى و انكار عده اى ديگر قرار خواهد گرفت، و نبايد از اين همه وحشت داشته باشد. ما بايد با پشتوانه الهى به كار خود ادامه دهيم؛ چون از امرى عظيم سخن مى گوييم كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله نيز هنگام ابلاغِ آن مورد استهزا و انكار قرار گرفت. آن روز خداوند با دستورِ «بَلِّغْ» (ابلاغ كن) و «فَاصْدَعْ» (به انجام رسان) و با ضمانتِ «يَعْصِمُكَ» (خدا تو را حفظ مى كند) و «كَفَيْناكَ» (خدا تو را كفايت مى كند)، به او دستور ادامه راه و بى توجهى به حركات دشمنان را داد، چنانكه اين دو آيه در نزديك ترين مرحله به غدير نازل شد: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ، اِنّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ»(2): «آنچه به تو دستور داده شده انجام ده و از مشركين رويگردان باش. ما تو را از شر مسخره كنندگان كفايت مى كنيم». دقيقا به همين جهت نيز نگرانى را از قلب پيامبرش مى زدايد و او را از تأسف به حال منكرين ولايت باز مى دارد، آنجا كه به او مى فرمايد: «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ اِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ اَسَفا»(3): «گويى تو مى خواهى در اثر اعمال آنان خود را از تأسف و غم و اندوه هلاك كنى، اگر به اين گفتار ايمان نياورند».

ص: 79


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 98. ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. كشف اليقين: ص 137.
2- . سوره حجر : آيات 94 - 95 .
3- . سوره كهف : آيه 6 .

غديريان از كمى افراد وحشت ندارند

غديريان از كمى افراد وحشت ندارند(1)

هميشه تاريخ نشان داده كه مؤمنين در اقليت اند و نبايد به خاطر اين قلت ترديد به دل راه دهند يا از وظيفه خود هراسناك شوند. غدير و ولايت نيز از اين كلى مستثنى نيست چنان كه در دعاهاى غدير با اشاره به آيه قرآن به اين مطلب تصريح شده است كه «وَ ما آمَنَ مَعَهُ اِلاّ قَليلٌ»(2): «جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند»، همان گونه كه در خطبه غدير به نفى اكثريت تصريح شده و به اين آيه قرآن اشاره شده كه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ اَكْثَرُ الاَْوَّلينَ»(3): «قبل از آنان اكثريت پيشينيان گمراه شدند».

از در خانه ولايت كجا مى رويد؟!

از در خانه ولايت كجا مى رويد؟!(4)

جا دارد منكرين ولايت به سردمداران خود بگويند: اكنون كه حجت غدير بر همه تمام و رحمت واسعه آن فراگير است، اگر ولايت على عليه السلام را رها كنيم پس كجا برويم؟ اگر درِ خانه خدا اينجاست، با سرپيچى از فرمان او چه كسى را براى راه خدا پيدا كنيم؟ آيا اين جز ضرر نقد چيز ديگرى است؟ در دعاهاى غدير اين مفهوم بلند را با اقتباس از اين آيه قرآن به ما آموخته اند كه «قالَ يا قَوْمِ اَرَأَيْتُمْ اِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبّى وَ آتانى مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنى مِنَ اللّه ِ اِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزيدُونَنى غَيْرَ تَخْسيرٍ»(5): «گفت: اى قوم، اگر من حجتى از پروردگارم دارم و رحمتى از سوى او براى من آمده، چه كسى مرا در برابر خدا كمك خواهد كرد اگر او را عصيان نمايم، پس شما جز ضرر به من چيزى اضافه نمى كنيد».

ص: 80


1- . اسرار غدير: ص 150 بخش 6 .
2- . سوره هود : آيه 40 .
3- . سوره صافات : آيه 71 .
4- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 217. الاقبال: ص 475.
5- . سوره هود : آيه 63 .

راه هر شبهه اى درباره غدير بسته است

راه هر شبهه اى درباره غدير بسته است(1)

خداوند متعال با آن همه لطفى كه درباره محبوب ترين خلقش حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله دارد و با مقام عظيمى كه به او عنايت فرموده و او را از هر گونه اشتباهى مُبرّى ساخته است، با اين همه براى آنكه دهان شبهه افكنان را به طور كامل بسته باشد، درباره عزيزترين مخلوقاتش سنگين ترين وزنه سخن را در ترازو گذاشته و مى فرمايد: اگر كوچك ترين سخن ناگفته اى به خدا نسبت داده شود رگ حيات او را قطع مى كنيم!! اين مطلب آنجا نازل مى شود كه عده اى با شبهه پراكنى مى خواهند نسبت غدير را به خداوند مورد تشكيك قرار دهند و خدا در پاسخ آنان مى فرمايد: «تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ، وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الاَْقاويلِ، لاََخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ، ثمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ»(2): «نازل شده از پروردگار عالم است. اگر بعضى گفته ها را به ناحق به ما نسبت دهد دست راست او را مى گيريم و سپس رگ گردن او را قطع مى كنيم».

ص: 81


1- . شرح الاخبار: ج 1 ص 241 ح 259. المحتضر: ص 65 . بحار الانوار: ج 36 ص 149. تفسير العياشى: ج 2 ص 269. المحتضر: ص 65 . بحار الانوار: ج 36 ص 149. تفسير العياشى: ج 2 ص 269. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 141 ح 207. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 238 ح 40. بحار الانوار: ج 24 ص 337، ج 36 ص 101 ح 45. الكافى: ج 1 ص 432، 435. تأويل الآيات: ج 2 ص 720 ح 47. مناقب ابن شهر آشوب: ج 1 ص 575 - 581 .
2- . سوره حاقه : آيات 43 - 52 .

با قرآن همه را به غدير دعوت مى كنيم

با قرآن همه را به غدير دعوت مى كنيم(1)

راه روشن غدير آن قدر واضح است كه به راحتى مى توان بدان اشاره كرد، و آن قدر مطمئن است كه با بصيرت كامل مى توان آن را ضابطه دعوت به سوى خداوند قرار داد. اين بدان جهت است كه ولايت ادامه راه توحيد است و از هر گونه شرك و كفرى بيزار است. اين شعارى است كه در دعاها و زيارات غدير با اقتباس از اين آيه قرآن اعلام شده است: «قُلْ هذِهِ سَبيلى اَدْعُو اِلَى اللّه ِ

عَلى بَصيرَةٍ اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنى وَ سُبْحانَ اللّه ِ وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ»(2): «بگو اين راه من است كه با بصيرت به سوى خدا دعوت مى كنم: من و آنان كه پيروان من اند. خدا منزه است و من از مشركين نيستم».

ص: 82


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 216 - 217. الاقبال: ص 475 .
2- . سوره يوسف : آيه 108 .

6. تهديد شديد به دشمنان غدير در قرآن

اشاره

ص: 83

ص: 84

اخطارهاى قرآنى به شياطين ضد غدير

اگر به دشمنان غدير اخطار مى كنيم، اين بر گرفته از متن قرآن است كه آنان را تهديد كرده و به آنان هشدار داده است.

اكنون زمان آن گذشته كه گول نفاق را بخوريم، و هيچ كس نمى تواند حقايق غدير را كتمان كند. زمان آن فرارسيده كه آغاز گران اختلاف در امت محمد صلى الله عليه و آله به همه معرفى شوند.

دشمنان حسود و كينه توز و منافقِ غدير، با همفكرى شوم خود، رهبرانى را به جاى امامان غدير بر مردم تحميل كردند كه ادامه آن بنيان هايى چون قتلگاه كربلا را بر جاى گذاشت.

اگر آنان در آن روزگار ابليس را يارى دادند، تا امروز نيز وسوسه گران در ولايت غدير همچنان آب در آسياب شيطان مى ريزند و گمانه هاى او را به عمل مى رسانند.

20 عنوان بخش حاضر، تهديدهاى الهى در قرآن نسبت به دشمنان غدير را بر سر آنان بلند كرده، تا جايگاه عظيم غدير را در فرهنگستان خدايى به همه بنماياند.

ص: 85

آنان كه غدير را ديدند انكارشان پذيرفته نيست

آنان كه غدير را ديدند انكارشان پذيرفته نيست(1)

خدا پس از اتمام حجت و اقرارِ كسى به نبوت و ايمان به آنچه نبى آورده، ديگر كفر و انكار او را نمى پذيرد و اصلاً چنين كسى را قابل هدايت نمى داند؛ تا آنجا كه آنان را مستحق لعنت و عذاب دائمى بدون تخفيف مى داند. در خطابه غدير منكرين ولايت مصداق اين آيه معرفى شدند كه مى فرمايد: «كَيْفَ يَهْدِى اللّه ُ قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ ايمانِهِمْ وَ شَهِدُوا اَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللّه ُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظّالِمينَ. اُولئِكَ جَزاؤُهُمْ اَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه ِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النّاسِ اَجْمَعينَ. خالِدينَ فيها لايُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»(2): «چگونه خدا هدايت مى كند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند و شهادت دادند كه پيامبر بر حق است و براى آنان بينات آمد، و خداوند قوم ظالم را هدايت نمى كند. آنان كسانى هستند كه جزايشان اين است كه بر آنان لعنت خدا و ملائكه و همه مردم است، و براى هميشه در آن خواهند بود و عذاب آنان تخفيف داده نمى شود و مهلت داده نمى شوند».

ص: 86


1- . اسرار غدير: ص 146 بخش 5 .
2- . سوره آل عمران : آيات 86 - 88 .

بعد از غدير گول نفاق را نمى خوريم

بعد از غدير گول نفاق را نمى خوريم(1)

نفاقِ دشمنان اهل بيت عليهم السلام مرضى است كه روز به روز در وجود آنان اوج مى گيرد و آثار آن بيش از پيش نمايان مى گردد. بنابراين اگر منافق بودن كسانى مسلم شد به هيچ وجه نبايد ظاهر سازى هاى آنان را باور كرد. در واقع آنان مردم را سفيه مى پندارند و به مسخره گرفته اند، پس ما نبايد بگذاريم پندار آنان تحقق پيدا كند. اين را از آيه تفسير شده در غدير آموخته ايم كه در معرفى منافقين مى فرمايد: «وَ اِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النّاسُ قالُوا اَنُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُفَهاءُ اَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ. وَ اِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا وَ اِذا خَلَوْا اِلى شَياطينِهِمْ قالُوا اِنّا مَعَكُمْ اِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ. اللّه ُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ»(2): «آنگاه كه به آنان گفته مى شود در زمين فساد نكنيد مى گويند ما اصلاح كننده ايم. بدانيد كه آنان فسادگر هستند ولى نمى فهمند. وقتى به آنان گفته مى شود ايمان بياوريد همان گونه كه مردم ايمان آورده اند مى گويند: آيا ايمان بياوريم همان گونه كه سفيهان ايمان آورده اند!؟ بدانيد كه آنان سفيهانند ولى نمى دانند. هر گاه كه ايمان آورندگان را ملاقت مى كنند مى گويند ايمان آورده ايم، و آنگاه كه با شياطين خود خلوت مى كنند مى گويند ما با شما هستيم، ما مسخره مى كرديم. خدا آنان را مسخره مى كند و آنان را مهلت مى دهد كه در طغيان خود كوردل بمانند».

ص: 87


1- . تفسير الامام العسكرى عليه السلام: ص 111 - 123. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 154 - 161. بحار الانوار: ج 30 ص 223 - 226، ج 37 ص 142 - 148. مدينه المعاجز: ج 1 ص 438. تأويل الآيات: ج 1 ص 40 ح 11. تفسير البرهان: ج 1 ص 59 ح 1. اثبات الهداة: ج 3 ص 573 .
2- . سوره بقره : آيات 8 - 15 .

كتمان حقايق اهرمى بر ضد غدير است

كتمان حقايق اهرمى بر ضد غدير است(1)

كتمان حقايق غدير و ولايت اهرمى بود كه سقيفه و پيروانش در طول تاريخ با استفاده از آن كارهاى خود را پيش بردند، و ظلم عظيمى از اين طريق به بشريت روا داشتند كه آنچه را شاهد بودند كتمان كردند و نسل ها را به اشتباه انداختند. در غدير اين حقيقت به صراحت اعلام شد كه «وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللّه ِ»(2): «چه كسى ظالم تر است از كسى كه شهادتى از خداوند نزد او كتمان شود»؟

آغازگر اختلاف بعد از غدير را بايد شناخت!

آغازگر اختلاف بعد از غدير را بايد شناخت!(3)

اسلام دو نوع نيست و به عبارت ديگر دين خدا يكى بيش نيست و آن ولايت اهل بيت عليهم السلام است. بنابراين آنان كه آغازگر اختلاف شدند عمدا و با علم به اين مطلب و دسيسه براى انحراف مردم به آن دامن زدند. در خطابه غدير اين حقيقت بزرگ با تابلوى قرآنى آن اعلام شد تا بيدار باشى براى مخاطبين باشد: «اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه ِ الاِْسْلامُ، وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ اُوتُوا الْكِتابَ اِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيا بَيْنَهُمْ»(4): «دين فقط نزد خدا اسلام است و كسانى كه كتاب به آنان داده شده اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه علم برايشان آمد و آنان از روى برترى جويى اختلاف كردند».

ص: 88


1- . ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. بحار الانوار: ج 28 ص 97 - 111.
2- . سوره بقره : آيه 140 .
3- . اسرار غدير: ص 146 بخش 4 .
4- . سوره آل عمران : آيه 19 .

دشمنان حسود غدير آرزوى محال داشتند

دشمنان حسود غدير آرزوى محال داشتند(1)

خداوند براى امامان معصوم عليهم السلام درياى علم را با عظمت آميخته، و اين گونه فضيلتى به ايشان عنايت فرموده كه هيچ كس را قدرت دست يافتن به آن نيست؛ و همين عجز است كه حسدها را بر مى انگيزد. درباره دشمنان غدير به اين نكته قرآنى اشاره شده كه «اَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّه ُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ اِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكا عَظيما»(2): «بر مردم حسد مى برند نسبت به آنچه خداوند از فضل خويش به آنان عطا كرده است. ما به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان مُلك عظيم عنايت كرديم».

منكران غدير قسم ياد كردند

منكران غدير قسم ياد كردند(3)

دشمنان غدير هم كافر شدند، هم كفر گفتند، و هم قسم ياد كردند كه كفر نگفتند! خداوند هم خبر آنان را در متن قرآن منعكس كرد تا كسانى كه در آينده هاى تاريخ با اين ترفند مردم را گول مى زنند بدانند كه خداوند هشدار لازم را درباره شان به مؤمنين داده است. در روز غدير نازل شدن اين آيه گوياى همه چيز بود كه «يَحْلِفُونَ بِاللّه ِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ اِسلامِهِمْ»(4): «به خدا قسم ياد مى كنند كه چنين سخنى نگفته اند، در حالى كه كلمه كفر را بعد از اسلام شان گفته اند».

ص: 89


1- . مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 252.
2- . سوره نساء : آيه 54 .
3- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 134. بحار الانوار: ج 31 ص 635 ، ج 37 ص 119. تفسير القمى: ج 1 ص 175.
4- . سوره توبه : آيه 74 .

سقيفه اختيارات غدير را به دست گرفت

سقيفه اختيارات غدير را به دست گرفت(1)

آنان كه مردم را از راه ولايت منحرف و گمراه كردند ولايت خود را به جاى ولايت معصومين عليهم السلام به مردم قبولاندند و به راحتى آنان را مورد امر و نهى قرار دادند و به اطاعت خود وا داشتند. در دعاهاى روز غدير از شر چنين شياطينى به خدا پناه برده شده كه در قرآن نقل قول آنان شده است: «وَ لاَُضِلَّنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِكُنَّ آذانَ الاَْنْعامِ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّه ِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيّا مِنْ دُونِ اللّه ِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرانا مُبينا. يَعِدُهُمْ وَ يُمَنّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ اِلاّ غُرُورا»(2): «آنان را گمراه نموده به آنان دستور خواهم داد تا گوش چهار پايان را به علامت جاهليت براى بت ها بِبُرند، و به آنان دستور خواهم داد كه خلق خدا را تغيير دهند، و هر كس شيطان را ولى خود حساب كند و خدا را كنار بگذارد خسارت روشنى كرده است. شيطان به آنان وعده مى دهد و آنان را اميدوار مى كند، ولى شيطان جز مغرور كردن چيزى به آنان وعده نمى دهد».

ص: 90


1- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 216 - 217. الاقبال: ص 475 .
2- . سوره نساء : آيات 117 - 120 .

دشمنان غدير كينه اسلام را بر دل داشتند!

دشمنان غدير كينه اسلام را بر دل داشتند!(1)

دشمنان ولايت كسانى را رازدار اسلام قرار دادند كه هيچ اعتقادى به دين نداشتند و دلسوزى براى دين برايشان مفهومى نداشت. آنان با آنكه عناد خود را در سينه پنهان كرده بودند، از برخورد و گفتارشان كينه و دشمنى قابل تشخيص بود. قبل از حركت به سوى غدير نازل شدن اين آيه هشدار لازم را به همه معتقدان ولايت داد كه «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لايَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ اَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفى صُدُورُهُمْ اَكْبَرُ»(2): «اى كسانى كه ايمان آورده ايد كسانى را كه از شما نيستند صاحب سِرِّ خود انتخاب نكنيد كه آنان در مقابله با شما از هيچ اقدامى كوتاهى نمى كنند. آنان دوست دارند آنچه شما را در رنج و سختى قرار دهد. دشمنى از دهانشان آشكار شده و آنچه سينه هاى آنان مخفى مى كند بالاتر است».(3)

غدير پايدار است اگرچه همه كافر شوند

غدير پايدار است اگرچه همه كافر شوند(4)

حارث فهرى خيال مى كرد اگر او غدير را نپذيرد همه چيز تمام شده است. منافقينِ همفكر او هم خيال مى كردند خدا نيازمند پذيرشِ آنان است. اما وقتى سنگ آسمانى نازل شد فهميدند چنين خبرى نيست و پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام كرد كه اگر همه اهل عالم كافر شوند خداوند از آنان بى نياز است و به اين آيه اشاره كرد: «اِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الاَْرْضِ جَميعا فَاِنَّ اللّه َ لَغَنِىٌّ حَميدٌ»(5): «اگر شما و همه كسانى كه در زمين هستند كافر شوند خداوند مستغنى و سپاس شده است».

ص: 91


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 636 ح 145. مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 14.
2- . سوره آل عمران : آيه 118 .
3- . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 636 . مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 14.
4- . اسرار غدير: ص 160 بخش 11 .
5- . سوره ابراهيم : آيه 8 .

نقشه ضد غدير همفكرى نفاق بود

نقشه ضد غدير همفكرى نفاق بود(1)

اصحاب صحيفه - مخفى از مردم - نه تنها صحيفه غصب خلافت را تدوين كردند، بلكه آن را با صحيفه دوم به عنوان اساسنامه اسلام جا زدند، و چنين شد كه تا امروز دستور العمل اكثريتى از مسلمانان قرار گرفت. بايد اذعان داشت چنين نقشه عظيمى هرگز توسط يك نفر انجام نشده و افكار منافق صفتى با يكديگر همفكرى كرده اند تا اين فتنه عظيم را برانگيخته اند. قرآن در همان روزهاى غدير اين حقيقت را خاطر نشان كرده است كه «يَسْتَخْفُونَ مِنَ النّاسِ وَ لايَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّه ِ وَ هُوَ مَعَهُمْ اِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ»(2): «از مردم مى ترسند ولى از خدا نمى ترسند، و خدا همراه آنان است هنگامى كه شبانه توطئه مى كنند گفتارى را كه خدا بدان راضى نيست».

شيطان در برابر غدير تحمل ندارد

شيطان در برابر غدير تحمل ندارد(3)

بندگانى كه حق بندگى را ادا كرده اند پذيرندگان ولايت على عليه السلام هستند؛ اما شيطان آرام ننشسته و در صدد لكه دار كردن چهره منزّه آنان است. براى خدا بسيار آسان است كه هر قدرتى را از شيطان سلب كند، ولى امتحان الهى براى تعيين درجات شيعيان همچنان ادامه دارد. اين است كه عده اى همچنان در معرض دام هاى شيطان قرار دارند. اين آيه با مطرح شدن در دو قسمت از مراسم غدير - يكى هنگام اعلان ولايت و ديگرى هنگام نزول سنگ آسمانى - اين هشدار را به ما داد كه «اِنَّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ اِلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ»(4): «تو را بر بندگان واقعى من راهى نيست، مگر گروهى از گمراهان كه پيرو تو باشند».

ص: 92


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 102 - 105. كشف اليقين: ص 137. ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135.
2- . سوره نساء : آيه 108 .
3- . كتاب سليم: ص 145. الكافى: ج 8 ص 345. تفسير القمى: ج 2 ص 201. تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 6 . تفسير العياشى: ج 2 ص 301 ح 111. الاقبال: ج 2 ص 249. شرح الاخبار: ج 2 ص 236. مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119، 135، 164، 168، ج 63 ص 256. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 125، 141، 303.
4- . سوره حجر : آيه 42 .

هشدار درباره دشمنان غدير را فراموش نكنيم

هشدار درباره دشمنان غدير را فراموش نكنيم(1)

قرآن دو هشدار درباره اصحاب صحيفه به ما داده كه در روز نوشتن صحيفه آن را بر پيامبرش نازل كرده است: يكى اينكه خود مى نويسند و به خدا نسبت مى دهند: «فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِندِ اللّه ِ لِيَشتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمّا كَتَبَتْ اَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمّا يَكْسِبُونَ»(2): «واى بر كسانى كه كتاب را به دست خود مى نويسند، سپس مى گويند اين از طرف خداست تا در مقابل آن پول كمى بگيرند. واى بر آنان از آنچه دستان شان مى نويسد و واى بر آنان از آنچه كسب مى كنند».

هشدار ديگر اينكه نويسندگان صحيفه ملعونه شياطين اند و كلمات را آرايش مى دهند: آنجا كه مى فرمايد: «وَ كذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطينَ الاِْنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحى بَعْضُهُمْ اِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا»(3): «اين گونه است كه براى هر پيامبرى دشمنى از انس و جن قرار مى دهيم كه به يكديگر سخنان زينت شده را از روى غرور الهام مى كنند».

ص: 93


1- . مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. تفسير القمى: ج 2 ص 201. تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 6 . الكافى: ج 8 ص 345. كتاب سليم: ص 145. تفسير العياشى: ج 2 ص 301 ح 111. الاقبال: ج 2 ص 249. شرح الاخبار: ج 2 ص 236. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119، 135، 164، 168، ج 63 ص 256. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 125، 141، 303.
2- . سوره بقره : آيه 79 .
3- . سوره انعام : آيه 112 .

چشم ديدن امام غدير را نداشتند

چشم ديدن امام غدير را نداشتند(1)

على عليه السلام آن قدر به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك بود كه در هر صبح شام با آن حضرت خلوتى داشت، و اين بر ديگران گران مى آمد تا جايى كه نسبت پيامبر و على عليهماالسلام را «سرا پا همه گوش» نام نهادند! در حالى كه منافقين از يك ارتباط الهى رنج مى بردند خداوند با آيه مباهله نسبت بين آن دو بزرگوار را جان و نفس يكديگر اعلام كرد. در خطابه غدير پيامبر صلى الله عليه و آله رسما اين بى تحملى آنان را با قرائت آيه قرآن اعلام كرد كه مى فرمايد: «وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ قُلْ اُذُنُ خَيرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّه ِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّه ِ لَهُمْ عَذابٌ اَليمٌ»(2): «از آنان كسانى هستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را اذيت مى كنند و مى گويند او «اذن» (گوش فرا دهنده) است. بگو: گوش است بر ضد كسانى كه گمان مى كنند او «اذن» است و براى شما خير است. به خدا ايمان مى آورد و در مقابل مؤمنين تواضع و احترام مى نمايد، و براى كسانى از شما كه ايمان آورده اند رحمت است، و براى كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را اذيت مى كنند عذاب دردناك است».

ص: 94


1- . اسرار غدير: ص 139 - 140 بخش 2 .
2- . سوره توبه : آيه 61 .

امتى كه در پى رهبران غير الهى رفت

امتى كه در پى رهبران غير الهى رفت(1)

براى يك امت بسيار مهم است كه پيامبرش نسبت به آمدن امامان دعوت كننده به آتش به آنان هشدار دهد. اين بدان معناست كه آينده اى وحشتناك در انتظار مسلمانان است و گذشته از شيطان و نفس اماره و نيروهاى ظاهرىِ كفر، رهبران آتش رسما امور را به دست خواهند گرفت و مردم را علنا به سوى جهنم فرا خواهند خواند. اگر راه پيامبر صلى الله عليه و آله راه بهشت است آيا مخالفان غدير جز خلاف آن حضرت راه ديگرى رفتند؟ اين هشدار نبوى در متن خطبه با اشاره به اين آيه قرآن بود كه مى فرمايد: «وَ جَعَلْناهُمْ اَئِمَّةً يَدْعُونَ اِلى النّارِ»: «آنان را امامانى قرار داديم كه به آتش دعوت مى كنند»؛ و با اين عاقبت شوم معرفى شدند كه «وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنصرُونَ»: «و در روز قيامت يارى نمى شوند». آنگاه قبل از آمدنشان به همه اعلام شد كه «وَ اَتْبَعْناهُمْ فى هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً»: «در اين دنيا پشت سر آنان لعنت مى فرستيم»؛ و به دنبال آن اعلام گرديد: «وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحينَ»(2): «روز قيامت از نكوهش شدگان خواهند بود».

ص: 95


1- . اسرار غدير: ص 149 بخش 6. الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 218.
2- . سوره قصص : آيات 41 - 42 .

ابليس را بر ضد غدير يارى ندهيم

ابليس را بر ضد غدير يارى ندهيم(1)

خدايا، ما را از كسانى قرار مده كه شيطان را خشنود مى كنند. او از اينكه بتواند گمان خود را به مرحله عمل برساند شادى مى كند و از انباشته شدن جهنم لذت مى برد. غديريان با قرار گرفتن در سايه غدير توانسته اند شيطان را غصه دار كنند، همان گونه كه منكرين غدير با گام برداشتن بر ضد غدير توانسته اند خنده تمسخر آميز شيطان را نسبت به دين خدا و رسولان خدايى بيشتر نمايند. اين اخطار را ما در غدير دريافت كرده ايم كه منافقين با وعده هايى كه به ابليس داده اند، در يك آيه قرآن به تصوير كشيده شده اند آنجا كه فرموده: «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيهِمْ

اِبْليسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ اِلاّ فَريقا مِنَ الْمُؤْمِنينَ»(2): «ابليس گمان خود را به باور آنان رسانيد و جز گروهى از مؤمنين از آنان پيروى كردند». آن روز نوبت حسرت آنان است كه در كنار منتخبين خدا اين گونه دنيا و آخرت خود را باختند و اين گفته براى آنان باقى خواهد ماند كه «يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللّه ِ»(3): «اى حسرت بر آنچه درباره جنب خدا تفريط و كوتاهى كردم».

ص: 96


1- . تفسير العياشى: ج 2 ص 301 ح 111. الاقبال: ج 2 ص 249. كتاب سليم: ص 145. الكافى: ج 8 ص 345. تفسير القمى: ج 2 ص 201. تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 6 . شرح الاخبار: ج 2 ص 236. مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119، 135، 164، 168، ج 63 ص 256. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 125، 141، 303.
2- . سوره سبأ: آيه 20 .
3- . سوره زمر : آيه 56 .

صحيفه ضد غدير بود كه كربلا را رقم زد

صحيفه ضد غدير بود كه كربلا را رقم زد(1)

شكى نيست كه با نوشتن صحيفه ملعونه، ماجراى احراق بيت تا واقعه كربلا يك جا رقم خورد. مهم اين است كه خداوند در برابر آنان اراده اى دارد و از همه اسرار آنان خبردار است، و نوشته هاى آنان را ثبت فرموده و اين را در متن قرآنش اعلام مى فرمايد: «اَمْ اَبْرَمُوا اَمْرا فَاِنّا مُبْرِمُونَ، اَمْ يَحْسَبُونَ اَنّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُم بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ»(2): «آيا مسئله اى را محكم مى كنند؟ پس ما هم محكم مى نماييم يا گمان مى كنند ما سِرّ و نجواي شان را نمى شنويم؟ بلى، حتى فرستادگان ما نزد آنان مشغول نوشتن هستند»؛ و براى اطمينان خاطر آنان از اين ثبت اسناد ضد غدير مى فرمايد: «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ اِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا اَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا اَكْثَرَ اِلاّ هُوَ مَعَهُمْ اَيْنَ ما كانُوا ثمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ»(3): «هيچ نجواى سه نفرى نمى شود مگر آنكه خدا چهارمى آنان است، و هيچ نجواى پنج نفرى نمى شود مگر آنكه خدا ششمى آنان است و كمتر و بيشتر از اين عدد نجوايى اتفاق نمى افتد مگر آنها هر كجا باشند خدا همراه آنان است، سپس روز قيامت آنان را به آنچه انجام داده اند خبر مى دهد».

ص: 97


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 122، ج 31 ص 634 ح 139. الصراط المستقيم: ج 1 ص 296، ج 3 ص 151. مثالب النواصب ابن شهر آشوب نسخه خطى: ص 92.
2- . سوره زخرف : آيات 74 - 80 .
3- . سوره مجادله : آيه 7 .

انكار غدير جلو افتادن از خدا و رسول است

انكار غدير جلو افتادن از خدا و رسول است(1)

چرا و چگونه به خود جرئت مى دهند از خدا و رسول جلوتر بيفتند و با آنكه مى بينند در غدير همه چيز تعيين شده باز مسئله شورى و تعيين خليفه را مطرح كنند؟ اين كارها هيچ معنايى جز كنار زدن خدا و رسولش، بلكه گام برداشتن جلوتر از صاحب شريعت ندارد. ما اگر بر سر غدير ايستاده ايم به خاطر آن است كه هيچگاه به خود اجازه نمى دهيم حتى يك قدم از آنچه خالق ما دستور داده قدم پيشتر بگذاريم، چرا كه او را دلسوزتر از خودمان نسبت به خودمان مى دانيم. اين همان اتمام حجتى بود كه بلال در برابر اهل سقيفه مطرح كرد و به اين آيه استدلال كرد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَىِ اللّه ِ وَ رَسُولِهِ»(2): «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از خدا و رسولش جلوتر نرويد».

ص: 98


1- . مثالب النواصب ابن شهر آشوب نسخه خطى: ص 134 - 135.
2- . سوره حجرات : آيه 1 .

افشا كنندگان اسرار اسلام را بشناسيم

افشا كنندگان اسرار اسلام را بشناسيم(1)

ما بايد از خود بپرسيم: اين كدامين رازى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله با همسرش در ميان گذاشت و او آن را افشا كرد؟ و بايد تعجب كنيم هنگامى كه بدانيم آن سِرّ درباره ولايت على عليه السلام بوده و افشاى آن در چنان موقعيتى چه فتنه هايى را به دنبال داشته است. آنگاه خواهيم دانست كه عايشه چه نقشى براى سقيفه ايفا كرده و چه مسائلى از اين راز نگاه نداشتن او متوجه اسلام شده است.

ص: 99


1- . ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. كشف اليقين: ص 137. تفسير فرات: ص 185. مجمع البيان: ج 1 ص 56. نور الثقلين: ج 5 ص 370 ح 8 . مناقب اميرالمؤمنين عليه السلامكوفى: ج 2 ص 346. تأويل الآيات: ج 2 ص 697 . الصراط المستقيم: ج 3 ص 168. تفسير قمى: ج 2 ص 376. امالى الشيخ الطوسى: ص 302. بحار الانوار: ج 22 ص 232، 239 ح 4، 243 ح 9، 246 ح 17، ج 27 ص 246 ح 17، ج 28 ص 95 - 97، 106 - 107، ج 30 ص 383، ج 31 ص 640 ح 157. صحيح بخارى: ج 7 ص 17، ج 8 ص 449 . صحيح مسلم: ج 7 ص 24. السيرة النبوية ابن كثير: ج 4 ص 449. فتح القدير شوكانى: ج 5 ص 250. مجمع الزوائد (هيثمى): ج 7 ص 126. تفسير قرطبى: ج 18 ص 187. زادالمسير (ابن جوزى): ج 8 ص 51 . مسند احمد: ج 1 ص 33، ج 6 ص 52 .

وسوسه گران در ولايت هميشه هستند

وسوسه گران در ولايت هميشه هستند(1)

از شاخص ترين خصلت هاى اهل سقيفه ايجاد شك و شبهه در قلوب اهل ايمان است. اين ترفند را پيروان آنان تا قرن ها پس از بنيان گذارانشان ادامه داده و مى دهند؛ و اين گونه حقيقت غدير را با وسوسه هاى شيطانى پشت زنگارهاى بى ريشه شبهات قرار مى دهند. بايد به خدا پناه بريم از شرِّ وسواس هاى خناسى كه تا قيامت وجود خواهند داشت و دست از دسيسه هاى خود بر نخواهند داشت. در غدير كه اين توطئه ها آغاز شد آيه هم به همانان تفسير شد كه «قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ، مَلِكِ النّاسِ، اِلهِ النّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ، الَّذى يُوَسْوِسُ فى صُدُورِ النّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ»(2): «بگو: به پروردگار مردم پناه مى برم، به پادشاه مردم،به خداى مردم، از شر وسوسه كننده منقبض شونده از ذكر خدا، كه در سينه هاى مردم وسوسه مى كند چه از جن باشد و چه از انسان ها».

ص: 100


1- . مثالب النواصب ابن شهر آشوب نسخه خطى: ص 356 .
2- . سوره ناس : آيات 1 - 6 .

آن كه ضديت با ولايت را در غدير نشان داد

آن كه ضديت با ولايت را در غدير نشان داد(1)

انعكاس يك حركت ضد غدير در متن قرآن حاكى از اهميت فوق العاده آن است و براى شناخت شخصى چون معاويه كافى است. معاويه در غدير با تكبر به مسخره غدير مى پردازد، و بلا فاصله خداوند تكبر او را و پشت كردن او به خدا و رسول را در ظريف ترين عبارات منعكس مى فرمايد: «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى، وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى، ثمَّ ذَهَبَ اِلى اَهْلِهِ يَتَمَطّى»(2): «نه تصديق كرد و نه سر تسليم فرود آورد، ولى تكذيب نمود و روى گردانيد، و سپس با تكبر به سوى دوستانش رفت»؛ و آنگاه كه رسولش قصد قتل او را مى نمايد به او دستور صبر مى دهد و مى فرمايد: «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ»(3): «درباره او زبانت را به سخنى باز مكن كه درباره او عجله كرده باشى».

ص: 101


1- . كتاب سليم: ص 240. تفسير فرات: ص 517 . المسترشد: ص 586 ح 257. شواهد التنزيل: ج 2 ص 390 ح 104. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 239. تفسير القمى: ج 2 ص 397. تأويل الآيات: ج 2 ص 74. تفسير البرهان: ج 4 ص 406. الصراط المستقيم: ج 1 ص 314. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 97، 277. بحار الانوار: ج 30 ص 315، ج 33 ص 163 ح 428، ج 37 ص 161، 194.
2- . سوره قيامت : آيات 31 - 35 .
3- . سوره قيامت : آيه 16 .

ص: 102

7. عاقبت شوم مخالفانِ غدير در قرآن

اشاره

ص: 103

ص: 104

قيامتى از آتش بر منكرين غدير

آن كه بهشتِ غدير را نپذيرد آتشگيره جهنم است و لايق عذاب. بايد اذعان داشت كه منكرين غدير درهاى دوزخ را به روى مردم باز كردند، و قبل از همه با صحيفه ملعونه شان تا قعر جهنم رفتند و آنگاه پيروان خود را آتش زدند.

اگر انكار غدير با آن همه تأكيد عجيب است، عذاب شديد آن هم تماشا دارد. اين جرم عظيم عذاب اليم دارد و قابل گذشت نيست.

تعجب از مقابله دشمنان غدير با عذاب الهى است؛ و عجيب تر از آن عجله منكر غدير براى نزول عذاب آسمانى! اين چه جبار عنودى است كه از ارتداد تا كفر تا سقوط عمل را يك شبه طى مى كند، و عقبگرد يك امت را بر دوش مى كشد تا حسرت و لعنت در قيامت گريبانگيرش گردد.

15 عنوان بخش حاضر، شراره هاى خشم خدا را در عاقبت نكبت بار منكرين غدير نشان داده، كه در تابلوهاى قرآنى جلوه گر است. اين همه درسى است براى ما، كه تا ابد قدر غدير را بدانيم و خدا را بر عاقبت شوم دشمنانش شكرگزار باشيم.

ص: 105

آن كه بهشت غدير را نپذيرد آتشگيره جهنم است

آن كه بهشت غدير را نپذيرد آتشگيره جهنم است(1)

دشمنان غدير خودشان جهنم اند چرا كه بهشت ولايت را حتى براى دنياى خود نپسنديده اند. آنان مستحق عذابى اند كه هيزم آن انسان و سنگ است. اين را پيامبر صلى الله عليه و آله از فراز منبر غدير هنگام بر حذر داشتن از مخالفت على عليه السلام اعلام داشته و اين آيه را تضمين كلام خود فرموده است كه «فَاتَّقُوا النّارَ الَّتى وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ اُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ»(2): «بپرهيزيد از آتشى كه هيزم آن مردم و سنگ ها هستند و براى كافران آماده شده است».

ص: 106


1- . اسرار غدير: ص 142 بخش 3 .
2- . سوره بقره : آيه 24 .

توطئه گران بر ضد غدير حسرت مى خَرَند

توطئه گران بر ضد غدير حسرت مى خَرَند(1)

عذاب دشمنان ولايت نزد خداوند جنبه هاى مختلفى دارد: بيزارى از يكديگر، حسرت در روزى كه حسرت فايده ندارد، خلود در جهنم. بيزارىِ حسرت آميز آنان از يكديگر در روز قيامت در اين آيه غدير آمده كه «وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعُوا لَوْ اَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنهُمْ كَما تَبَرَّءُوا مِنّا كَذلِكَ يُريهِمُ اللّه ُ اَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النّارِ»(2): «كسانى كه پيرو شده بودند گفتند: اى كاش بازگشتى داشتيم تا از آنان بيزارى بجوييم همان گونه كه آنان از ما بيزارى جستند. اين گونه است كه خداوند اعمال آنان را به عنوان حسرتى بر آنان مى نماياند، و آنان از آتش خارج شدنى نيستند»؛ و لعنت آنان نسبت به يكديگر در اين آيه غدير است كه «قالَ ادْخُلُوا فى اُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ فِى النّارِ كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّى اِذَا ادَّارَكوا فيها جَميعا قالَتْ اُخْراهُمْ لاُِولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ اَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذابا ضِعْفا مِنَ النّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ»(3): «گفت: همراه امت هايى از جن و انس كه قبل از شما بوده اند داخل آتش شويد، كه هر گروهى داخل آتش جهنم مى شوند همتاى خود را لعنت مى كنند تا هنگامى كه همه كنار يكديگر خود را در آتش مى يابند آخرين آنها به اولين شان مى گويد: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، پس عذاب چند برابرى از آتش به آنان بده. خداوند در پاسخ مى فرمايد: براى همه عذاب چند برابر است ولى شما نمى دانيد».

ص: 107


1- . اسرار غدير: ص 152 بخش 7 .
2- . سوره بقره : آيه 167 .
3- . سوره اعراف : آيه 38 .

دشمن غدير از ارتداد تا كفر تا سقوط عمل مى رود

دشمن غدير از ارتداد تا كفر تا سقوط عمل مى رود(1)

ارتداد از ولايت اهل بيت عليهم السلام و مرگ با همان حالت مساوى با كفر است، و اين به معناى سقوط اعمال در دنيا و آخرت و خلود در آتش است. از فراز منبر غدير اين هشدار قرآنى به گوش همگان رسيد كه «وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَاُولئِكَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ اُولئِكَ اَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ»(2): «هر كس از شما از دين خود باز گردد و در حالى بميرد كه كافر باشد، چنين كسانى همانانى هستند كه اعمالشان در دنيا و آخرت سقوط مى كند و آنان اصحاب آتش هستند كه براى هميشه در آنند»؛ و سپس اين استدلال به آن اضافه شد كه «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما اَسْخَطَ اللّه ُ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ اَعْمالَهُمْ»(3): «اين بدان جهت است كه آنان پيروى كردند از آنچه خدا را ناراضى مى كند و رضايت او را نخواستند، پس خدا هم اعمال آنان را ساقط و بى ارزش نمود».

صحيفه ملعونه در قعر آتش است

صحيفه ملعونه در قعر آتش است(4)

اگر منافقين در پست ترين درجه آتش قرار دارند اصحاب صحيفه - كه سردمداران نفاق هستند - در قعر جهنم در چاه ويل قرار خواهند داشت، كه خداوند عذابى بدتر از آن خلق نكرده است. اين مهم را پيامبر صلى الله عليه و آله در خطابه غدير با تفسير اين آيه مطرح فرموده كه «اِنَّ الْمُنافِقينَ فِى الدَّرْكِ الاَْسْفَلِ مِنَ النّارِ»(5): «منافقين در درجه پايين تر آتش هستند».

ص: 108


1- . اسرار غدير: ص 146 بخش 5 .
2- . سوره بقره : آيه 217 .
3- . سوره محمد صلى الله عليه و آله : آيه 28 .
4- . اسرار غدير: 149 بخش 6 .
5- . سوره نساء : آيه 145 .

مقابله با عذاب، تفكرِ دشمنان غدير است

مقابله با عذاب، تفكرِ دشمنان غدير است(1)

نه تنها هر انسانى تفكر حارث فهرى را شنيده از تعجب به تحير رسيده، بلكه تعجب انگيز بودن آن به حدى بوده كه خداوند عين گفتار او را در متن قرآن منعكس كرده است. چگونه مى شود كسى عذاب را در صورت حق بودن طرف مقابل براى خود بخواهد؟! اين مرگى فراتر از جاهليت به نظر مى آيد كه بارها در اتمام حجت هاى قرآنى غدير سخن از آن به ميان آمده، و خدا عين واقعه را در قرآن آورده است: «وَ اِذْ قالُوا اللّهُمَّ اِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ اَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ اَليمٍ»»(2): «آنگاه كه گفتند: خدايا اگر اين حقى از جانب توست از آسمان سنگى بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما فرست».

دشمنان غدير لايق چه هستند؟

دشمنان غدير لايق چه هستند؟(3)

دشمنان ولايت به جرم شقاوت بايد خود را براى صداى وحشتناك جهنم و شعله هاى خيره كننده آن آماده كنند. خداوند عذاب را براى چنين اشقيايى قرار داده كه نشان دادند لياقت بهشتِ ولايت را ندارند. در خطبه غدير پيامبر صلى الله عليه و آله با اعلان اين مطلب به اين آيه اشاره كرد كه «فَأَمَّا الَّذينَ شُقُوا فَفِى النّارِ لَهُمْ فيها زَفيرٌ وَ شَهيقٌ»(4): «اما كسانى كه شقى شدند در آتش خواهند بود و براى آنان است در آن صداى نفس هايشان كه از ترس فرو مى دهند و باز پس مى آورند».

ص: 109


1- . الكافى: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 روضه ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . الفضائل (شاذان): ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين: ص 83 . العمدة (ابن بطريق): ص 101. الاقبال: ص 453 - 459. حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306 . تفسير ثعالبى: ج 3 ص 239 . زاد المسير ابن جوزى: ج 4 ص 10. تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 .
2- . سوره انفال : آيه 32 .
3- . اسرار غدير: ص 152 بخش 7 .
4- . سوره هود : آيه 106 .

تعجب از عجله دشمن غدير براى عذاب است!

تعجب از عجله دشمن غدير براى عذاب است!(1)

تعجب از حارث فهرى فقط از اين جهت نبود كه با انكار حق از خدا درخواست عذاب مى كرد، بلكه عجله او و حِدّت گفتارش تعجب برانگيزتر بود. خداوند درباره اين رفتار او آيه جداگانه اى نازل كرد و او را توبيخ كرد كه چرا در حالى كه مردم در خير عجله دارند اين منافق در عذاب عجله مى نمايد: «وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللّه ُ لِلنّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِىَ اِلَيْهِمْ اَجَلُهُمْ . . .»(2): «اگر خداوند براى مردم شرّ را فورا مى فرستاد - همان گونه كه خير را فورا مى فرستد - اجل آنان را مقدر مى فرمود. ما رها مى كنيم كسانى را كه اميد ملاقات ما را ندارند، تا در طغيان خود متحيّر بمانند»؛ و وقتى عذاب نازل شد خطاب آمد: «اَفَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ»(3): «آيا به عذاب ما عجله مى كنند»؟

متكبران در برابر غدير درهاى جهنم را باز كردند!

متكبران در برابر غدير درهاى جهنم را باز كردند!(4)

اصحاب صحيفه متكبران در برابر ولايت بودند كه همچون شيطان جهنم و غضب الهى و هر بدبختى را براى خود و ديگران خريدند، اما حاضر به تسليم در برابر صاحب ولايت نشدند. خداوند هم با اين آيه كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير مطرح فرموده درهاى جهنم را به روى آنان باز كرد: «فَادْخُلُوا اَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ»(5): «از درهاى جهنم وارد شويد در حالى كه در آن دائمى خواهيد بود، و بد جايى براى متكبران است».

ص: 110


1- . بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22. الكافى: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 روضه ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . الفضائل (شاذان): ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين: ص 83 . العمدة (ابن بطريق): ص 101. الاقبال: ص 453 - 459. تفسير ثعالبى: ج 3 ص 239 . تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير (ابن جوزى): ج 4 ص 10. حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306 .
2- . سوره يونس : آيه 11 .
3- . سوره شعراء : آيات 201 - 204 .
4- . اسرار غدير: ص 149 بخش 6 .
5- . سوره نحل : آيه 29 .

دشمن غدير متكبر است

دشمن غدير متكبر است(1)

دشمن غدير خودش به استقبال عذاب رفت و اين باب را گشود، اما خداوند چنان دهان او را پر از خاك كرد و بينى او را به خاك ماليد كه تكبر همه آنان را شكست و كينه پنهان آنان را به همه نشان داد، تا بدانند غدير شكست ناپذير است و هيچ جبارِ متكبرى را ياراى مقاومت در برابر آن نيست. اين آيه به محض نزول عذاب به درخواست آن متكبر كينه توز نازل شد كه «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ»(2): «ابتدا خودشان درخواست كردند، و اين گونه هر جبار معاندى ضرر كرد و به هدف خود نرسيد».

دشمن ولايت در انتظار چه عذابى باشد؟

دشمن ولايت در انتظار چه عذابى باشد؟(3)

ظلم در حق غدير انكار ولايت على عليه السلام و مخالفت با امر اوست. عذاب چنين ظلمى چه عقابى خواهد بود؟ عذابى غير عادى به بلنداى ابديت و خلود. اين را پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به عنوان عاقبتى غير قابل گريز براى دشمنان على عليه السلام اعلام كرد و آن را حتمى دانست، و به اين آيه اشاره كرد: «اَمّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ اِلى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذابا نُكْرا»(4): «اما كسى كه ظلم كرد بزودى او را عذاب مى كنيم و سپس به سوى پروردگارش باز مى گردد و او را عذابى سخت مى نمايد».

ص: 111


1- . حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306 . تفسير ثعالبى: ج 3 ص 239 . تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير ابن جوزى: ج 4 ص 10. الكافى: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 (روضه) ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . الفضائل (شاذان): ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين: ص 83 . العمدة (ابن بطريق): ص 101. الاقبال: ص 453 - 459 .
2- . سوره ابراهيم : آيات 15 - 17 .
3- . اسرار غدير: ص 142 بخش 3 .
4- . سوره كهف : آيه 87 .

انكار ولايت پس از شناخت جرم عظيم است

انكار ولايت پس از شناخت جرم عظيم است(1)

به حكم «اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى» نعمتى با عظمت تر از ولايت نيست. اكنون آنان كه با آن خطابه مفصل آن را شناختند و سپس به گونه اى آن را انكار كردند كه گويى هرگز در غدير نبوده اند يا در غدير سخنى گفته نشده، اينان جز با مُهر كفر بر پيشانى و آيه اى كه ابعاد اين جنايت را نشان دهد چه توشه اى براى خود آماده كرده اند، آنجا كه مى فرمايد: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ»(2): «سپس در آن روز درباره نعمت ها مورد سؤال قرار خواهيد گرفت»؛ و در درجه بعدى مى فرمايد: «يَعْرِفُونَ نِعْمَةَ اللّه ِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها وَ اَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ»(3): «نعمت خدا را مى شناسند و سپس آن را انكار مى كنند و اكثر آنان كافرند». آيا به اينان خطاب نشد كه «لا تَنْقُضُوا الاَْيْمانَ بَعْدَ تَوْكيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّه َ عَلَيْكمْ كَفيلاً»(4): «قسم ها را بعد از مؤكد كردن آن نشكنيد در حالى كه خدا را بر خود ضامن و شاهد قرار داده ايد»؟ آيا به اينان گفته نشد: «وَ لا تَتَّخِذُوا اَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها»(5): «عهد و قسم هايتان را براى فريب يكديگر به كار نبريد تا قدمى بعد از ثابت بودن بلغزد»؟

ص: 112


1- . اثبات الهداة: ج 2 ص 164 ح 736 .
2- . سوره تكاثر : آيه 8 .
3- . سوره نحل : آيه 83 .
4- . سوره نحل : آيه 91 .
5- . سوره نحل : آيه 94 .

خدا قبول ولايت را مى خواهد

خدا قبول ولايت را مى خواهد(1)

خدا نمى گذرد از كسانى كه ولايت على عليه السلام را - پس از آن همه تأكيد و تلاش و زحمت - انكار نمايند. اين را پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به صراحت فرمود و به اين آيه قرآن اشاره كرد: «سَواءٌ عَلَيْهِمْ اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ اَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللّه ُ لَهُمْ اِنَّ اللّه َ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقينَ»(2): «بر آنان مساوى است كه برايشان استغفار نمايى يا استغفار نكنى. خدا هرگز آنان را نمى بخشد. خداوند قوم فاسق را هدايت نمى كند».

راهى كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله رفتند

راهى كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله رفتند(3)

خداوند درباره آنچه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله اتفاق افتاد مى فرمايد: «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْرا لَمْ يَكُنِ اللّه ُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبيلاً»(4): «كسانى كه ايمان آوردند و سپس كافر شدند؛ بعد از آن دوباره ايمان آوردند و سپس بار ديگر كافر شدند و بر كفر خود افزودند، خدا چنين كسانى را نمى آمرزد و به راهى هدايت نمى كند».

ص: 113


1- . اسرار غدير: ص 142 بخش 3 .
2- . سوره منافقون : آيه 6 .
3- . اثبات الهداة: ج 2 ص 7 ح 18 .
4- . سوره نساء : آيه 137 .

سقيفه لعنت شده و عقبگرد كننده است

سقيفه لعنت شده و عقبگرد كننده است(1)

آنچه در غدير براى ايمان و اعتقاد عرضه شد نور بود كه از آن بركت مى باريد. آنان كه آمادگى پذيرش آن را نداشتند لايق سيلى محكم الهى بودند چنانكه رويشان به عقب برگردد، و مستحق لعنت الهى بودند همانند اصحاب سبت كه براى فرار از دستور الهى از هيچ حيله اى فرو گذار نكردند. پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير به صراحت فرمود كه منظور از اين ملعونين گروهى از اصحابم هستند كه از ذكر نام آنان خوددارى مى كنم و قسم ياد كرد كه اين آيه درباره آنان نازل شده است: «آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ»(2): «ايمان آوريد به آنچه نازل كرديم و تصديق مى كند آنچه را كه نزد شماست، قبل از آنكه صورت هايى را هلاك نماييم و آنها را به پشت برگردانيم، يا آنان را مورد لعنت قرار دهيم همان گونه كه اصحاب سبت را لعنت كرديم».

ص: 114


1- . اسرار غدير: 148 ص 6 .
2- . سوره نساء : آيه 47 .

بى ولايتِ امامان غدير عليهم السلام اعمال ساقط مى شود

بى ولايتِ امامان غدير عليهم السلام اعمال ساقط مى شود(1)

ذره اى از تلاش انسان ها نزد خدا فراموش شدنى نيست، به شرط آنكه آن را به دست خود نابود نكنند. در خطابه غدير امامت دوازده امام به آن بلندا اعلام شد كه اگر كسى آن را نپذيرد همه زحماتش سقوط مى كند و نابود مى گردد؛ و به اين آيه اشاره شد كه «اُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرينَ»(2): «آنان كسانى هستند كه اعمال شان در دنيا و آخرت سقوط مى كند و آنان اصحاب آتش هستند كه براى هميشه در آنند».

ص: 115


1- . اسرار غدير: ص 146 بخش 5 .
2- . سوره آل عمران : آيه 22 .

فهرست

ص: 116

1

روز زيباى غديريان

حلاوت كلام اللّه بر زيبا پسندانِ غدير··· 11

ميثاق غدير در قرآن يادآورى شد··· 12

دلسوزى مبلغ غدير در قرآن اعلام شد··· 13

آخرين واجب الهى در غدير اجرا شد··· 13

سيصد آيه در يك ماه براى غدير نازل شد··· 14

قرآن آخرين امام غدير را وعده داد··· 14

به حكم قرآن با خداى غدير بيعت كرديم··· 15

غدير پشتوانه قرآنى زنده دارد··· 15

آغاز غدير به دستور قرآن بود··· 16

غدير فرهنگبانان قرآن را نشان داد··· 16

انواع تفسير قرآن را در غدير آموختيم··· 16

قرآن صاحب ولايت غدير را نشان داد··· 17

خطبه غدير با پنجاه آيه به استقبال امامت آمد··· 17

به حكم قرآن صراط مستقيم غدير است··· 18

در غدير ولايت از متن قرآن ترجمه شد··· 18

قرآن از مبلغ اعظم غدير پشتيبانى كرد··· 19

تبديل يا مشاركت با مولاى غدير محال است··· 20

غدير سرآمد نعمت ها در قرآن است··· 21

«مولا» در غدير «انفسنا» در قرآن بود··· 21

به حكم قرآن غدير ختم اديان است··· 22

امامان غدير به حكم قرآن نسل خليل اند··· 22

آيات غدير جمع «رضايت» و «اسلام» و «دين» است··· 23

بر اولين مبلغ غدير سپاس قرآنى آمد··· 23

غدير سند بهشت در قرآن است··· 24

ص: 117

2

روز تلخ دشمنان غدير

غضب الهى بر دشمنانِ تلخ پسند غدير··· 27

ناراضيان غدير را قرآن معرفى كرد··· 28

غدير امتحان نهايى مردم است··· 29

اكثريت بر ضد غدير به حكم قرآن بى ارزشند··· 30

قرآن امامان آتش را از غدير نشانه رفت!··· 30

كتاب خدا عقبگرد از غدير را هشدار داد··· 31

دشمنان غدير در قرآن شياطينِ انس اند··· 31

عذاب بر دشمن غدير در قرآن ثبت شد··· 32

دشمنان كينه توز غدير را كلام خدا نشان داد··· 32

قرآن آبروى توطئه گران ضد غدير را بُرد··· 33

آزار دهندگان رسول صلى الله عليه و آله در غدير معرفى شدند··· 33

افشاگران راز غدير در قرآن نشان داده شدند··· 34

دشمنان غدير ياوران ابليس اند··· 34

توطئه گران بر ضد غدير نشان الحاد گرفتند··· 35

به امر قرآن منكرين غدير كافر شدند··· 35

توطئه گران بر ضد غدير مفسد فى الارض اند··· 36

اعمال دشمنان غدير ساقط است··· 36

به ارشاد قرآن از دشمنان غدير بيزاريم··· 37

منكرين غدير حسرت كشان قيامت اند··· 37

رسول خدا بر منكرين غدير تأسف خورد··· 38

كفار با غدير مأيوس شدند··· 38

حق و باطل در غدير جدا شد··· 39

ص: 118

3

امامان نورانى غدير

فخر ابدى با امامان قرآنى··· 43

غدير اطاعت از پروردگار است··· 44

خدا در غدير «اولو الامر» را معرفى كرد··· 45

نذير و بشير قرآن در غدير معرفى شدند··· 45

نشانه صاحب اختيار مردم در قرآن ثبت شد··· 46

هدايت و عدالت قرآنى فقط در امامان غدير است··· 46

كلام خدا در خليفه غدير تغيير ناپذير است··· 47

امامت غدير در سوره حمد است!··· 47

امام غدير به علم الهى متصل است··· 48

امامت فقط در نسل پاك محمد صلى الله عليه و آله است··· 48

امامان غدير هدايت الهى دارند··· 49

ما را با امام غدير محشور فرما!··· 50

ص: 119

4

بشارت هاى لطيف غديريان

گل بشارت هاى قرآنى براى غديريان··· 53

غدير دستور خدا به دست پيامبر صلى الله عليه و آله است··· 54

پيامبر صلى الله عليه و آله منادى ولايت در غدير بود··· 55

رحمتِ ولايت به دست پيام آورِ رحمت داده شد··· 55

منذر و هادى راه هدايت را تا غدير رساندند··· 56

آيه «تبليغ» تابلوى قرآنى غدير است··· 56

غدير نزول نور ولايت در متن قرآن است··· 57

قرآن لغتنامه «مولى» در غدير است··· 57

ولايت همراه پيمان نامه توحيد است··· 58

ولايت پذيران غدير حزب خدايند··· 58

قرآن را بايد امام غدير تفسير كند··· 59

«رضيت» يعنى غير غدير مقبول خدا نيست!··· 60

شكر نعمتِ ولايت با ابديت قرآن مقرون است··· 60

قرآن راه راست را بدون تفرقه مى خواهد··· 61

غدير بشارتى بود و انذارى!··· 61

غدير بهشت دنيا و آخرت است··· 62

بهشت و رحمت و رضايت، تقديمى خدا به غديريان بود··· 62

بهشت و رضوان براى شيعيان غدير است··· 63

شادمانى اهل غدير به استناد قرآن است··· 63

ملائكه به استقبال دوستان غدير مى آيند··· 64

بيعت با غدير قيمتِ بهشت است··· 64

با انتخاب خدا در غدير، بشر را چه حقى؟··· 65

ص: 120

5

وظايف شيرين غديريان

لذت انجام وظايف قرآنىِ غدير··· 69

اعتقاد به غدير با سقيفه جمع نمى شود··· 70

بيعت با دست خدا در غدير را نشكنيم··· 71

اطاعت و خشيت و تقوا و فلاح در غدير است··· 72

سلام بر صبر در راه ولايت على عليه السلام!··· 72

از وظيفه غديرى خود هراس نداشته باشيم··· 73

زلال غدير را از ظلم حفظ كنيم··· 73

پايدارى بر ولايت «قدم صدق» است··· 74

غدير ميثاقى كه نبايد فراموش كرد··· 74

انتخاب الهى غدير آخرين امتحان انسان هاست··· 75

ولايت وديعه نباشد، دائمى باشد!··· 76

ثبات قدم در راه غدير بخواهيم··· 77

تقواى اعتقادى پذيرش كلام رسول صلى الله عليه و آله در غدير است··· 77

بايد حقيقتِ ولايت خود را نشان دهد··· 78

براى غدير بايد زود تصميم گرفت··· 78

مسخره كنندگان نمى توانند مانع راه غدير شوند··· 79

غديريان از كمى افراد وحشت ندارند··· 80

از در خانه ولايت كجا مى رويد؟!··· 80

راه هر شبهه اى درباره غدير بسته است··· 81

با قرآن همه را به غدير دعوت مى كنيم··· 82

ص: 121

6

تهديد شديد به دشمنان غدير

اخطارهاى قرآنى به شياطين ضد غدير··· 85

آنان كه غدير را ديدند انكارشان پذيرفته نيست··· 86

بعد از غدير گول نفاق را نمى خوريم··· 87

كتمان حقايق اهرمى بر ضد غدير است··· 88

آغازگر اختلاف بعد از غدير را بايد شناخت!··· 88

دشمنان حسود غدير آرزوى محال داشتند··· 89

منكران غدير قسم ياد كردند··· 89

سقيفه اختيارات غدير را به دست گرفت··· 90

دشمنان غدير كينه اسلام را بر دل داشتند!··· 91

غدير پايدار است اگرچه همه كافر شوند··· 91

نقشه ضد غدير همفكرى نفاق بود··· 92

شيطان در برابر غدير تحمل ندارد··· 92

هشدار درباره دشمنان غدير را فراموش نكنيم··· 93

چشم ديدن امام غدير را نداشتند··· 94

امتى كه در پى رهبران لعنت شده رفت··· 95

ابليس را بر ضد غدير يارى ندهيم··· 96

صحيفه ضد غدير بود كه كربلا را رقم زد··· 97

انكار غدير جلو افتادن از خدا و رسول است··· 98

افشا كنندگان اسرار اسلام را بشناسيم··· 99

وسوسه گران در ولايت هميشه هستند··· 100

آن كه ضديت با ولايت را در غدير نشان داد··· 101

ص: 122

7

عاقبت شوم مخالفانِ غدير

قيامتى از آتش بر منكرين غدير··· 105

آنكه بهشت غدير را نپذيرد آتشگيره جهنم است··· 106

توطئه گران بر ضد غدير حسرت مى خَرَند··· 107

دشمن غدير از ارتداد تا كفر تا سقوط عمل مى رود··· 108

صحيفه ملعونه در قعر آتش است··· 108

مقابله با عذاب، تفكرِ دشمنان غدير است··· 109

دشمنان غدير جز جهنم لايق هيچ نيستند··· 109

تعجب از عجله دشمن غدير براى عذاب است!··· 110

متكبران در برابر غدير درهاى جهنم را باز كردند!··· 110

دشمن غدير جبّار عَنود است··· 111

دشمن ولايت در انتظار عذابى عجيب باشد··· 111

انكار ولايت پس از شناخت جرم عظيم است··· 112

منكر ولايت قابل گذشت نيست··· 113

سقيفه كفرى غير قابل هدايت است··· 113

سقيفه لعنت شده و عقبگرد كننده است··· 114

بى ولايتِ امامان غدير عليهم السلام اعمال ساقط مى شود··· 115

ص: 123

پى نوشت ها

ص: 124

1 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 296. الاقبال: ص 453 - 459 .

2. سوره مائده آیه 7

3. الاحتجاج : ج 1 ص 379 بحار الانوار: ج 90 ص 122

4. سوره سبأ: آیه 46

5. بحار الانوار: ج 90 ص 122 الاحتجاج : ج 1 ص 379

6. سوره سبأ: آیه 46

7. اسرار غدیر: ص 98 ، 195.

8. اسرار غدیر: ص 150 بخش 6.

9. سوره اسراء آیه 58.

10. اسرار غدیر ص 155 بخش ،9 ، ص 159 بخش 11

11. سوره فتح: آیه 10.

12 . اسرار غدیر: ص 98 ، 195

13 . شرح الاخبار: ج 1 ص 245 ح 270.

14. سوره انشراح: آیه 7.

15. اسرار غدیر ص 140 - 150 بخش های 63

16. اسرار غدیر ص 98 ، 195

17. اسرار غدیر: ص 139 بخش 2. الاحتجاج : ج 1 ص 379. بحار الانوار: ج 90 ص 122 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 233، 234 کتاب سلیم ص 198، 200. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 250.

18. سوره مائده آیه 55.

19. سوره اسراء آیه 59

ص: 125

20. اسرار غدیر ص 98 ، 195

21. اسرار غدیر ص 151 بخش . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244 ج 36 ص 23، ج 37 ص 183. الطرائف: ص 142 ح 217 شواهد التنزيل: ج 1 526. تأويل الآیات: ج 2 ص 561 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 69 ح 46 .

22. سوره حمد: آیه 6.

23. سوره زخرف آیه 61.

24. عوالم العلوم: ج 3/15 ص 296 و 297 الاقبال ص 453، 459 25. سوره احزاب : آیه 6.

26 . بحار الانوار: ج 9 ص 104. ج 36 ص 147، ج 40 ص 72. تفسیر فرات: ص 186 236. تفسير العياشي: ج 2 ص 141 ح .11. شواهد التنزيل : ج 1 ص 257، 358 تأويل الآيات : ج 1 ص 158. امالى المفيد ص .279 البرهان: ج 2 ص 210. امالی الصدوق: 290 ح 1 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 39.

27. سوره هود آیه 12.

28 . سوره حجر آیات 94 - 95.

29. سوره مائده آیه 67.

30 . الاقبال ص 453 - 459 عوالم العلوم : ج 3/15 ص 67، 297. بحار الانوار: ج 36 ص 148 ح 124، ج 37 ص 160 ، 161 مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 238، 239 تفسیر فرات ص 177 ح 227 تنزيه الانبياء: ص 120.

31. سوره یونس: آیه 15.

32. سوره زمر آیه 65 .

33. اسرار غدیر ص 146 بخش .4

34. سوره مائده: آیه 3.

35 . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244، ج 36 ص 23، ج 37 ص 183. الطرائف: ص 142 ح 217 شواهد التنزيل: ج 1 ص 526. تأويل الآيات: ج 2 ص 561 عوالم العلوم : ج 3/15 ص 69 ح 46 .

36. سوره آل عمران آیه 61

37. سوره زخرف: آیه 41.

ص: 126

38. سوره مائده آیه 3.

39. اسرار غدیر: ص 157 بخش 10 تأويل الآيات: ج 2 ص 555

40. سوره زخرف آیه 28

41. اسرار غدیر ص 146 بخش 4.

42. سوره مائده آیه 3

43. سوره آل عمران آیه 19

44. سوره آل عمران آیه 85

45. تفسیر فرات ص 495 ح 648

46. سوره قلم: آیه 3.

47. اسرار غدیر ص 159 - 160 بخش 11 .

48. سوره اعراف آیه 43

49 . مثالب النواصب ( ابن شهر آشوب ) نسخه خطی ص 93، 94. بحار الانوار: ج 30 ص 163. تفسير القمي: ج 2 ص 308

50. سوره مائده: آیه 3.

51. سوره محمد : آیه 28.

52. بحار الانوار: ج 28 ص 95 - 96 ، ج 40 ص 216 ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. كشف اليقين: ص 137.

53. دری بود در بنی اسرائیل که باید در برابر آن سر تسلیم فرود می آوردند و از آن عبور می کردند. در احادیث ولایت اهل بیت علیهم السلام به این در تشبیه شده که همه باید در برابر ایشان سر تسلیم و تعظیم فرود آورند.

54. اشاره به کشتی نوح است که ولایت اهل بیت به آن تشبیه شده است.

55. سوره عنکبوت آیات 1 - 4.

56. سوره توبه آیه 16.

57. اسرار غدیر: ص 150 بخش 6.

58. سوره صافات آیه 71

59. اسرار غدیر: ص 149 بخش 6.

60. سوره قصص: آیه 41.

60. سورۀ قصص: آیۀ 41.

ص: 127

61. اسرار غدیر ص 148 - 149 بخش 6 ، ص 160 بخش 11.

62. اسرار غدیر: ص 151 بخش 7

63. سوره انعام: آیه 112.

64. الکافی ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 (روضه) ص 57 ح 18. تفسیر القمی: ص 695 الفضائل (شاذان): ص 84 تفسیر فرات ص 190، 505 ح 663. مناقب ابن شهر آشوب ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين: ص 83 . العمدة (ابن بطريق) 101 . الاقبال ص 453 - 459 حلية الابرار : ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 267 - 276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6ح 6، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306 تفسير ثعالبی: ج 3 ص 239 تفسير القرطبي: ج 8 ص 315 ، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير ( ابن جوزی) ج 4 ص 10.

65. سوره انفال آیه 33

66. سوره معارج: آیات 1 - 3.

67. بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 636. مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 14.

68. سوره آل عمران آیه 115.

69. تفسير الامام العسكري علیه السلام : ص 111 - 123 عوالم العلوم ج 3/15 ص 154 - 161. بحار الانوار: ج 30 ص 223 - 226، ج 37 ص 142 - 148. مدينة المعاجز: ج 1 ص 438. تأويل الآيات: ج 1 ص 40 ح .11. تفسير البرهان ج 1 ص 59 ح 1. اثبات الهداة : ج 3 ص 573.

70. سوره نمل آیه 50.

71. سوره بقره آیه 9.

72. سوره زخرف آیه 80.

73. اسرار غدیر ص 139 - 140 بخش 2.

74. سوره توبه آیه 61.

75. ارشاد القلوب ج 2 ص 112 - 135 کشف اليقين ص 137 تفسیر فرات ص 185 مجمع البيان: ج 1 ص 56 نور الثقلين: ج 5 ص 370 ح 8. مناقب امير المؤمنين علیه السلام

ص: 128

(کوفی): ج 2 ص 346. تأويل الآيات: ج 2 ص 697 الصراط المستقيم: ج 3 ص 168. تفسیر قمی ج 2 ص 376 امالى الشيخ الطوسى ص 302. بحار الانوار: ج ص 232 ، 239 ج 4، 243 ح 9 246 ح 17 ، ج 27 ص 246 ح 17، ج 28 ص 95 - 97، ح 106 - 107، ج 30 ص 383، ج 31 ص 640 ح 157 صحیح بخاری: ج 7 ص 17، ج 8 449. . صحيح مسلم: ج 7 ص .24 السيرة النبوية ( ابن كثير) ج 4 ص 449 فتح القدير شوکانی ج 5 ص 250 مجمع الزوائد ( هيثمي ) : ج 7 ص 126. تفسیر قرطبی ج 18 ص 187 زادالمسیر (ابن جوزی) ج 8 ص 51 مسند احمد: ج 1 ص 33، ج 6 ص 52.

76. سوره تحریم: آیه 3.

77 . کتاب سلیم ص 145 الکافی ج 8 ص 345. تفسير القمي: ج 2 ص 201. تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 473، 474 ح 5 و 6 تفسیر العیاشی ج 2 ص 301 ح 111. الاقبال: ج 2 ص 249 شرح الاخبار: ج 2 ص 236 مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119 ، 135، 164، 168، ج 3 ص 256. عوالم العلوم: ج 3/15 ص 125، 141، 303.

78. سوره سبأ: آیه 20.

79. سوره حجر آیه 42

80. بحار الانوار: ج 23 ص 376 ح 59، ج 30 ص 265 الکافی: ج 1 ص 421 ح 44. تأویل الآيات : ج 1 ص 335 ح .6. الصراط المستقيم: ج 1 ص 290.

81. سوره حج آیه 25.

2. الصراط المستقيم: ج 1 ص 296. التحصين (ابن طاووس): ص 537. بحار الانوار ج 31 ص 635 ، ج 37 ص 119 ، 154 163 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 134، 139، 140. تفسير العياشي ج 2 ص 99 ، 100. الاصول الستة عشر ( كتاب سلام بن ابي عمرة ): ص 118 تفسير القمي: ج 1 ص 175 مناقب ابن شهر آشوب: ج 2

ص 242.

83. سوره توبه آیه 74.

84. سوره نساء آیه 137.

85. شرح الاخبار: ج 2 ص 351 ح 707 تفسير الامام العسكري علیه السلام : ص 111 - 123.

ص: 129

عوالم العلوم: ج 3/15 ص 154 - 161. بحار الانوار: ج 30 ص 223 - 226، ج 37 ص 142 - 148. مدينة المعاجز: ج 1 ص 438 تأويل الآيات: ج 1 ص 40 ح 11. تفسير البرهان: ج 1 ص 59 ح 1 اثبات الهداة: ج 3 ص 573

86. سوره بقره آیه 12.

87. سوره محمد : آیه 22

88. بحار الانوار: ج 36 ص 169 ح 157، ج 37 ص 120 ح 11. عوالم العلوم: ج 3/15 ص 136.

89. سوره نحل آیه 92

90 . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 637. مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 212

91. سوره بقره آیه 167.

92. بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 637 مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 212.

93. سوره بقره آیه 167

94. سوره بقره آیه 167

95 . بحار الانوار: ج 37 ص 155. عوالم العلوم : ج 3/15 ص 114 ح 146. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 224.

96. سوره کهف: آیه 6.

97 . عوالم العلوم: ج 3/15 ص 163. بحار الانوار: ج 37 ص 134.

98. سوره مائده آیه 3.

99 . عوالم العلوم: ج 3/15 ص 52 - 53. بحار الانوار: ج 37 ص 151 ح 37 اثبات الهداة: ج 3 ص 546. تفسير العياشي: ج 2 ص 97 ح 89.

100 . سوره اسراء: آیه 71.

101 . سوره اسراء: آیات 71 - 72.

102 . اسرار غدیر: ص 159 بخش 11.

103. سوره بقره آیه 285.

104. اسرار غدیر ص 139 بخش 2. الاحتجاج: ج 1 ص 379 بحار الانوار: ج 90 ص 122. عوالم العلوم : ج 3/15 ص 233 ، 234 کتاب سلیم ص 198، 200. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 250.

ص: 130

105. سوره نساء: آیه 59.

106 . اسرار غدیر: ص 153 بخش 7.

107. سوره مائده: آیه 19 .

108. عوالم العلوم : ج 3/15 ص 233 کتاب سليم 233. کتاب سلیم ص 198 فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 25.

109 سوره مائده : آیه 55 .

110 . اسرار غدیر ص 151 بخش 7.

111. سوره اعراف : آیه 181 .

112 . تفسیر فرات: ص 177 ح 227.

113. سوره یونس : آیه 15.

114 اسرار غدیر: ص 151 بخش 7.

115. سوره حمد : آیات 76.

116. اسرار غدیر ص 141 - 142 بخش 3 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 217 - 218. الاقبال: ص 475

117. سوره یس : آیه 12.

118. سوره زخرف: آیه 4 .

119. اسرار غدیر ص 157 بخش 10. تأويل الآيات: ج 2 ص 555.

120 . سوره زخرف: آیه 28

121 . اسرار غدیر: ص 142 بخش 3.

122. سوره یونس : آیه 35.

123 . عوالم العلوم: ج 3/15 ص 52 - 53 . بحار الانوار: ج 37 ص 151 ح 37 اثبات الهداة: ج 3 ص 546. تفسير العياشي: ج 2 ص 97 ح 89.

124. سوره اسراء : آیه 71.

125 . عوالم العلوم: ج 3/15 ص 219 الاقبال: ص 475.

126. سوره آل عمران: آیه 53.

127 . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 3/15 ص 216 - 217 . 128. سوره آل عمران آیات 193 - 194 .

ص: 131

129 . بحار الانوار: ج 42 ص 40 ح 14

130. سوره انفال : آیهٔ 33.

131. اسرار غدیر ص 153 بخش 7

132. سوره رعد : آیه 7.

133 . اسرار غدیر: ص 138 - 140 بخش 2 .

134. سوره مائده : آیه 67

135. اسرار غدیر: ص 148 بخش 6

136. سوره اعراف : آیه 157.

137. عوالم العلوم: ج 3/15 ص 296 ، 297. الاقبال: ص 453، 459.

138. سوره احزاب : آیه 6.

139 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 217 - 218. الاقبال: ص 475 140. سوره اعراف آیه 172

141. اسرار غدیر: ص 151 بخش 7.

142. سوره مائده : آیه 56.

143. اسرار غدیر ص 143 - 144 بخش 3.

144. سوره آل عمران: آیه 7

145. سوره نساء: آیه 82.

146. اسرار غدیر: ص 146 بخش 4.

147. سوره مائده: آیه 3

148. سوره آل عمران: آیه 85

149. اسرار غدیر ص 159 - 160 بخش 11 .

150. سوره اعراف : آیه 43 .

151. اسرار غدیر: ص 151 بخش 7.

152. سوره انعام : آیه 153 .

153. اسرار غدیر: ص 153 بخش 7.

154. سوره اعراف: آیه 188.

155 . بحار الانوار: ج 37 ص 167.

ص: 132

156. سوره اعراف: آیه 49.

157. سوره حجر: آیه 46.

158. سوره زمر : آیه 73.

159. اسرار غدیر: ص 160 بخش 11 .

160. سوره توبه آیات 20 - 21 .

161 . بحار الانوار: ج 37 ص 167

162. سوره توبه آیه 72.

163. اسرار غدیر: ص 151 بخش 7.

164. سوره یونس : آیه 62

165. اسرار غدیر: ص 152 بخش 7

166. سوره انبیاء : آیه 103 .

167. اسرار غدیر ص 160 بخش 11 بحار الانوار: ج 37 ص 167.

168. سوره لقمان : آیه 8.

169. سوره زخرف آیه 71.

170. بحار الانوار: ج 25 ص 120

171. سوره قصص : آیه 68

172. سوره احزاب : آیه 36

173. اسرار غدیر: ص 151 - 152 بخش

174. سوره مجادله : آیه 22

175. اسرار غدیر ص 155 بخش 9، ص 159 بخش 11.

176. سوره فتح : آیه 10.

177. اسرار غدیر: ص 160 بخش 11.

178. سوره نور آیه 52.

179 . الکافی ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 (روضه) ص 57 ح 18. تفسير القمي: ص 695. الفضائل (شاذان) ص 84 تفسیر فرات ص 190، 505 ح 663. مناقب ابن شهر آشوب ص 3 ح 40 اربعین منتجب الدين: ص 83. العمدة ( ابن بطريق): ص 101. الاقبال ص 453 - 459. حلیة الابرار: ج 2 ص 125 مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 -

ص: 133

276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306. تفسیر ثعالبی: ج 3 ص 239 . تفسير القرطبي : ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير (ابن جوزی): ج 4 ص 10.

180. سوره رعد : آیات 23 - 24

181 . مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 224 عوالم العلوم ج 3/15 ص 114 ح 146. بحار الانوار: ج 37 ص 155

182 . سوره هود : آیات 12 - 24 .

183. اسرار غدیر: ص 152 بخش 7.

184. سوره انعام : آیه 82.

185. عوالم العلوم : ج 3/15 ص 218 الاقبال ص 475

186. سوره یونس : آیه 2.

187 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 296. الاقبال: ص 453 - 459

188. سوره مائده : آیات 7 - 8

189 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 233. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 250. کتاب سلیم: ص 198.

190. سوره توبه : آیه 16.

191. سوره عنکبوت آیه 2.

192. اسرار غدیر ص 148 - 149 بخش 6، ص 160 بخش 11.

193. سوره آل عمران: آیه 144

194 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 217، 219. الاقبال: ص 475.

195. سوره آل عمران: آیه 144.

196. سوره انعام: آیه 98 .

197. سوره آل عمران: آیه 8.

198. سوره آل عمران: آیات 147 - 148 .

199. اسرار غدیر ص 148 بخش 5.

ص: 134

200. سوره آل عمران: آیه 102.

201. اسرار غدیر: ص 150 بخش 6.

202 . سوره آل عمران: آیه 179

203. اسرار غدیر: ص 159 بخش 11.

204 . سوره اسراء آیه 15

205 . بحار الانوار: ج 28 ص 98. ارشاد القلوب ج 2 ص 112 - 135. کشف اليقين: ص 137.

206. سوره حجر آیات 94 - 95 .

207. سوره کهف : آیه 6.

208. اسرار غدیر: ص 150 بخش 6.

209 سوره هود : آیه 40

210. سوره صافات آیه .71

211 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 217. الاقبال ص 475

212. سوره هود : آیه 63.

213. شرح الاخبار: ج 1 ص 241 ح 259 المحتضر: ص 65. بحار الانوار: ج 36 ص 149. تفسير العياشي: ج 2 ص 269 المحتضر ص 65 بحار الانوار: ج 36 ص 149. تفسیر العياشي: ج 2 ص 269. عوالم العلوم : ج 3/15 ص 141 ح 207. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 238 ح 40. بحار الانوار: ج 24 ص 337، ج 36 ص 101 ح 45. الكافي: ج 1 ص 432، 435. تأويل الآيات: ج 2 ص 720 ح 47. مناقب ابن شهر آشوب: ج 1 ص 575 - 581.

214. سوره حاقه : آیات 43 - 52 .

215 . عوالم العلوم: ج 3/15 ص 216 - 217 الاقبال: ص 475.

216. سوره یوسف : آیه 108.

217. اسرار غدیر: ص 146 بخش 5

218. سوره آل عمران : آیات 86 - 88

219 . تفسير الامام العسكري علیه السلام : ص 111 - 123 عوالم العلوم : ج 3/15 ص 154 - 161. بحار الانوار: ج 30 ص 223 - 226، ج 37 ص 142 - 148. مدينة المعاجز: ج 1

ص: 135

ص 438. تأويل الآيات : ج 1 ص 40 ح 11. تفسير البرهان: ج 1 ص 59 ح 59 ح 1. اثبات الهداة : ج 3 ص 573.

220 . سوره بقره: آیات 158

221 . ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. بحار الانوار: ج 28 ص 97 - 111.

222. سوره بقره: آیه 140 .

223. اسرار غدیر: ص 146 بخش 4.

224. سوره آل عمران : آیه 19.

225. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 252.

226. سوره نساء: آیه 54.

227 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 134. بحار الانوار: ج 31 ص 635 ، ج 37 ص 119. تفسیر القمي: ج 1 ص 175.

228. سوره توبه آیه 74

229 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 216 - 217. الاقبال: ص 475

230. سوره نساء آیات 117 - 120 .

231 . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 636 ح 145 مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 14

232. سوره آل عمران : آیه 118.

233 . بحار الانوار: ج 28 ص 116، ج 31 ص 636 مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 14.

234. اسرار غدیر ص 160 بخش 11

235. سوره ابراهیم : آیه 8.

236 . بحار الانوار: ج 28 ص 102 - 105. کشف اليقين: ص 137. ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135.

237. سوره نساء: آیه 108 .

238 . کتاب سلیم: ص 145 الکافی ج 8 ص 345 تفسیر القمی ج 345. تفسير القمي: ج 2 ص 201 تأويل الآيات : ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 6 تفسیر العیاشی ج 2 ص 301 ح 111. الاقبال ج 2 ص 249 شرح الاخبار : ج 2 ص 236 مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. بحار الانوار: . ج 28 ص 256 ح 40، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119، 135، 164، 168، ج 63

ص: 136

ص 256 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 125، 141، 303

239. سوره حجر: آیه 42.

240. مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. تفسیر القمی ج 2 ص 201. تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 6. الکافی ج 8 ص 345. کتاب سلیم ص 145. تفسیر العیاشی: ج 2 ص 301 ح 111 الاقبال: ج 2 ص 249 شرح الاخبار: ج 2 ص 236. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119، 135، 164، 168، ج 63 ص 256 عوالم العلوم: ج 3/15 ص 125، 141، 303.

241. سوره بقره : آیه 79.

242. سوره انعام : آیه 112.

243 اسرار غدیر: ص 139 - 140 بخش 2.

244. سوره توبه : آیه 61.

245. اسرار غدیر: ص 149 بخش 6. الاقبال ص 475 . عوالم العلوم: ج 3/15 ص 218

246. سوره قصص : آیات 41 42

247 . تفسير العياشي: ج 2 ص 301 ح 111 الاقبال: ج 2 ص 249. کتاب سلیم ص 145 الکافی ج 8 ص 345 تفسیر القمي: ج 2 ص 201 تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 و 6 شرح الاخبار: ج 2 ص 236 مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40 ، ج 31 ص 637 ح 147، ج 37 ص 119 ، 135، 164، 168، ج 3 ص 256. عوالم العلوم : ج 3/15 ص 125، 141، 303.

248. سوره سبأ: آیه 20 .

249. سوره زمر: آیه 56.

250 . بحار الانوار: ج 28 ص 122، ج 31 ص 634 ح .139 الصراط المستقیم: ج 1 ص 296 ج 3 ص 151. مثالب النواصب (ابن شهر آشوب) نسخه خطی: ص 92.

251. سوره زخرف: آیات 74 80

252. سوره مجادله : آیه 7.

253 . مثالب النواصب (ابن شهر آشوب) نسخه خطی: ص 134 - 135.

254. سوره حجرات : آیه 1.

255 . ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135 کشف اليقين: ص 137. تفسیر فرات: ص 185.

ص: 137

مجمع البيان: ج 1 ص 56 نور الثقلين ج 5 ص 370 ح 8 مناقب امير المؤمنين علیه السلام (کوفی): ج 2 ص 346. تأويل الآيات: ج 2 ص 697 الصراط المستقيم: ج 3 ص 168. تفسیر قمی: ج 2 ص 376 امالی الشيخ الطوسي ص 302. بحار الانوار: ج 22 ص 232، 239 ج 4، 243 ح 9 246 ح 17 ، ج 27 ص 246 ح 17، ج 28 ص 95 - 97، 106 - 107، ج 30 ص 383، ج 31 ص 640 ح 157 صحیح بخاری: ج 7 ص 17، ج 8 ص 449 . صحیح مسلم: ج 7 ص 24 السيرة النبوية (ابن کثیر): ج 4 ص 449. فتح القدير شوکانی ج 5 ص 250 مجمع الزوائد ( هيثمى) : ج 7 ص 126. تفسیر قرطبی ج 18 ص 187 زادالمسیر (ابن جوزی): ج 8 ص 51 مسند احمد: ج 1 ص 33، ج 6 ص 52.

256 . مثالب النواصب (ابن شهر آشوب) نسخه خطی: ص 356.

257. سوره ناس : آیات 1 - 6.

258 . کتاب سلیم ص 240. تفسیر فرات ص 517 المسترشد ص 586 ح 257. شواهد التنزيل : ج 2 ص 390 ح 104. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 239. تفسير القمي: ج 2 ص 397 تأويل الآيات : ج 2 ص 74 تفسير البرهان: ج 4 ص 406 الصراط المستقيم: ج 1 ص 314. عوالم العلوم: ج 3/15 ص 97 277 بحار الانوار ج . ص 315، ج 33 ص 163 ح 428، ج 37 ص 161، 194.

259. سوره قیامت : آیات 31 - 35

260. سوره قیامت : آیه 16 .

261. اسرار غدیر: ص 142 بخش 3

262. سوره بقره: آیه 24

263. اسرار غدیر: ص 152 بخش 7.

264. سوره بقره : آیه 167.

265. سوره اعراف: آیه 38

266. اسرار غدیر: ص 146 بخش 5.

267. سوره بقره: آیه 217

268. سوره محمد صلى الله عليه وسلم : آیه 28 .

269. اسرار غدیر: 149 بخش 6.

ص: 138

270. سوره نساء آیه 145 .

271 . الکافی ج 1 ص 422 (47، ج 8 (روضه) ص 57 ح 18 تفسير القمي ص 695. الفضائل (شاذان) ص 84 تفسیر فرات: ص 190 ، 505 ح 663. مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40 اربعین منتجب الدين: ص 83. العمدة (ابن بطريق) ص 101. الاقبال: ص 453 - 459 حلية الابرار: ج 2 ص 125 مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162 166 ، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم : ج 3/15 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح 185، ص 306. تفسیر ثعالبی: ج 3 ص 239 . زاد المسير ( ابن جوزی): ج 4 ص 10. تفسير القرطبي: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 .

272. سوره انفال : آیه 32

273. اسرار غدیر: ص 152 بخش 7.

274. سوره هود : آیه 106.

275. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22. الکافی: ج 1 ص (422 ح 47، ج 8 (روضه) ص 57 ح 18 تفسیر القمی ص 695 الفضائل (شاذان): ص 84 تفسیر فرات ص 190 ، 505 ح 663 مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين ص 83 العمدة ابن بطريق) ص 101. الاقبال ص 453 - 459. تفسير ثعالبی ج 3 ص 239 . تفسير القرطبي: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 زاد المسير ( ابن جوزی) : ج 4 ص .10. حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276 عوالم العلوم : ج 3/15 ص 56 ح 22، ص 68 ح 45، ، 130 ح 185، ص 306.

276. سوره یونس : آیه 11.

277. سوره شعراء : آیات 201 - 204 .

278. اسرار غدیر: ص 149 بخش 6.

279. سوره نحل : آیه 29 .

280 . حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. بحار الانوار: ج 8

ص: 139

ص6 ح 10 ، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22 . عوالم العلوم: ج 3/15 ص 56ح 56 ح 22، ص 68 ح 45، ص 130 ح ،185، ص 306 تفسیر ثعالبی: ج 3 ص 239 . تفسير القرطبي: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير ( ابن جوزی): ج 4 10. الكافي: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 ( روضه ص 57 ح 18. تفسیر القمی: ص 695. الفضائل (شاذان) ص 84 تفسیر فرات ص 190، 505 ح 663. مناقب ابن شهر آشوب ص 3 ح 40 اربعين منتجب الدين ص 83. العمدة (ابن بطريق): ص 101. الاقبال ص 453 - 459.

281 سوره ابراهیم : آیات 15 - 17 .

282. اسرار غدیر: ص 142 بخش 3.

283. سوره کهف : آیه 87.

284 . اثبات الهداة : ج 2 ص 164 ح 736.

285. سوره تکاثر : آیه 8.

286. سوره نحل : آیه 83.

287. سوره نحل : آیه 91 .

288 سوره نحل : آیه 94

289. اسرار غدیر: ص 142 بخش 3

290. سوره منافقون : آیه 6.

291. اثبات الهداة : ج 2 ص 7 ح 18 .

292. سوره نساء : آیه 137.

293. اسرار غدیر: 148 ص 6

294. سوره نساء : آیه 47.

295. اسرار غدیر: ص 146 بخش 5.

296. سوره آل عمران : آیه 22.

ص: 140

درباره مركز

بسمه تعالی
جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
(توبه : 41)
چند سالی است كه مركز تحقيقات رايانه‌ای قائمیه موفق به توليد نرم‌افزارهای تلفن همراه، كتاب‌خانه‌های ديجيتالی و عرضه آن به صورت رایگان شده است. اين مركز كاملا مردمی بوده و با هدايا و نذورات و موقوفات و تخصيص سهم مبارك امام عليه السلام پشتيباني مي‌شود. براي خدمت رسانی بيشتر شما هم می توانيد در هر كجا كه هستيد به جمع افراد خیرانديش مركز بپيونديد.
آیا می‌دانید هر پولی لایق خرج شدن در راه اهلبیت علیهم السلام نیست؟
و هر شخصی این توفیق را نخواهد داشت؟
به شما تبریک میگوییم.
شماره کارت :
6104-3388-0008-7732
شماره حساب بانک ملت :
9586839652
شماره حساب شبا :
IR390120020000009586839652
به نام : ( موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه)
مبالغ هدیه خود را واریز نمایید.
آدرس دفتر مرکزی:
اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109