سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -
Ansari,Mohammad Baqir
عنوان و نام پديدآور : نماز در غدیر: وقایع مربوط به وضو و غسل و نماز و دعا و مسجد در واقعه یک ماهه غدیرخم/ محمدباقر انصاری.
مشخصات نشر : تهران: موسسه فرهنگی انتشاراتی ستاد اقامه نماز، 1404.
مشخصات ظاهری : 80 ص.؛ 5/14 × 5/21 س م.
شابک : 720000 ریال: 978-964-537-328-1
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
عنوان دیگر : وقایع مربوط به وضو و غسل و نماز و دعا و مسجد در واقعه یک ماهه غدیرخم.
موضوع : غدیر خم
Ghadir
نماز عید غدیر خم
*Prayer of 'Id al-Ghadir
شناسه افزوده : ستاد اقامه نماز. موسسه فرهنگی انتشاراتی
رده بندی کنگره : BP223/5
رده بندی دیویی : 297/452
شماره کتابشناسی ملی : 10063003
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
ویراستار دیجیتالی: علی کهن کار
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ص: 1
شناسنامه
نام اين فايل NAMAZ4 در 80 صفحه رقعى است.
ص: 2
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اهداء
به آنان كه نماز را
كه عمود دين است،
با ولايت اهل بيت عليهم السلام
كه ريشه دين است،
به جا مى آورند.
ص: 3
در اين كتاب مى خوانيم:
1 . نماز: از اعلان سفر غدير تا مكه··· 9
2 . نماز: در مكه قبل از غدير··· 17
3 . نماز: از مكه تا غدير··· 39
4 . نماز: در سه روزه غدير··· 47
5 . نماز: بعد از غدير تا مدينه··· 65
ص: 4
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
واقعه يك ماهه غدير و اعلان ولايت ماجراهاى شيرينى از «مسجد» و «نماز» را در خود جاى داده، به خصوص آنكه اين سفر با حج بيت اللّه الحرام قرين شده است.
كاروان صد و بيست هزار نفرى حُجّاج تا رسيدن به غدير بارها همراه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به نماز ايستادند، تا روزى كه به قبله مسلمانان كعبه معظمه رسيدند. از آن ايام ده ها مسجد به احترام جايگاه هاى نماز رسول اللّه صلّى الله عليه و آله وسلّم در طول مسير مدينه تا مكه بنا شده، و تا امروز قدمگاه هاى آن پيام آور «ولايت» و «نماز» پابرجاست.
با حركت كاروان عظيم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم از مكه به سوى غدير در مكان هايى نماز جماعت بر پا شد، و پس از نماز آماده سازى فكرى مردم براى اعلان ولايت در غدير با سخنان آن حضرت انجام گرفت.
ص: 5
وقتى به غدير رسيدند نماز جماعت استثنائى كنار بركه آن برگزار شد، و بعد از آن خطبه تاريخى و جهانى غدير توسط ختم نبوت درباره ولايت و امامت و خلافتِ دوازده امام عليهم السلام ايراد شد.
سه روز توقف در غدير براى بيعت و ادامه برنامه هاى غدير و نماز جماعت 120000 نفرى به امامت خاتم الانبياء صلّى الله عليه و آله وسلّم در اوقات نمازخاطره هاى بى نظيرى را در صفحات تاريخ ثبت كرد.
در واقع لحظه به لحظه اين سفر تركيبى از «نماز» و «ولايت» بود، آن هم با حضور مُبَلِّغ اَعظم غدير و امام منصوب در غدير! اين تقارن مسجد و غدير يادآور كلام امام باقر عليه السلام است كه مى فرمايد:
بُنِىَ الاِسلامُ عَلى خَمسٍٍ: الصَّلاةُ وَ الزَّكاةُ وَ الحَجُّ وَ الصَّومُ وَ الوِلايَةِ، وَ لَم يُنادِ بِشَى ءٍ ما نودِىَ بِالوِلايَةِ يَومَ الغَديرِ.(1)
اسلام بر پنج پايه بنا شده است: نماز و زكات و حج و روزه و ولايت؛ و هيچ حكمى مانند ولايت در روز غدير اعلام نشده است.
ص: 6
در كتاب حاضر كه به پيشنهاد ستاد اقامه نماز تأليف شده، با قافله پيامبرمان از مدينه حركت مى كنيم و همراه با نماز اين مسير 500 كيلومترى را تا مكه مى رويم، تا نمازهاى كنار كعبه و در عرفات و مشعر و مِنا را مشاهده كنيم. از آنجا همراه كاروان 120000 نفرى تا غدير در 200 كيلومترى مكه مى آييم، تا با داستان هاى نماز در اين مسير و در منطقه غدير خم آشنا شويم.
با پايان مراسم ولايت «مسجد غدير» را براى آينده هاى تاريخ به يادگار مى گذاريم، كه در چهارده قرن اسلام حاجيان در مسير رفت و برگشتِ حج با نماز در اين مسجد يادِ «يَومُ الوِِلايَة» را زنده نگه مى داشتند.
به اميد روزى كه با ظهور آخرين وارث امامت مهدى موعود عليه السَّلام توفيق نماز در مسجد غدير نصيبمان شود، و سفارش پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به ولايت و نماز را كنار بركه غدير بر زبان جارى كنيم، و در نماز جماعتى عظيم به آن امام غدير اقتدا نماييم.
قم، محمد باقر انصارى
عيد غدير 1446 ق
بهار 1404 ش
ص: 7
ص: 8
ص: 9
در اواخر سال دهم هجرى از سوى خداوند دستور ابلاغ دو حكم باقى مانده از اسلام يعنى ولايت و حج به پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم داده شد؛ كه هر دو حكم بايد طى سفرى يك ماهه ابلاغ مى شد.
نخستين آيه غدير در مدينه(1)
در ماه ذى القعدة سال دهم هجرى آيه ششم سوره احزاب: «النَّبىُّ اَولى بِالمُؤمِنينَ مِن اَنفُسِهِم ...» : «پيامبر بر مردم از خودشان صاحب اختيارتر است ...» بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، كه صاحب اختيارى آن حضرت را بر مردم بيان مى كرد و مقدمه اى بود براى كلمه «مَولى» در «مَن كُنتُ
مَولاه ُ فَعَلىٌّ مَولا هُ » كه در غدير اعلام شد.
از پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پرسيدند: يا رسول اللّه، اين ولايت چيست كه به وسيله آن شما بر ما از خودمان بيشتر اختيار داريد؟ حضرت در پاسخ فرمود:
ص: 10
«پذيرفتن و اطاعت در آنچه دوست بداريد و آنچه بر شما خوش نيايد و دوست نداشته باشيد». مردم با شنيدن اين محتواى بلند گفتند: پذيرفتيم و اطاعت مى كنيم.
نخستين آيه غدير در مدينه(1)
در مرحله بعد خداوند به پيامبرش دستور داد واليان امر مردم را به آنان بشناساند، و ولايت را براى آنان تفسير و بيان كند همان گونه كه نماز و زكات را برايشان بيان كرده است؛ و از همين جا بود كه برنامه غدير تدارك ديده شد تا در آن مراسم عظيم مفهوم و شئون ولايت در شكوهمندترين شكل خود براى مردم بيان شود.
با اين مقدمات كه مردم را براى مسئله ولايت به كنجكاوى وادار كرده بود، جبرئيل بر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نازل شد و چنين پيام آورد:
يا محمد، خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: من پيامبرى از پيامبرانم و رسولى از فرستادگانم را از دنيا نبردم مگر بعد از كمال دينم و مؤكد نمودن حجتم. اكنون دو مسئله از واجبات باقى مانده كه بايد آن را به قومت ابلاغ نمايى: يكى حج و ديگرى ولايت و خلافت بعد از خودت، چرا كه من زمينم را از حجتم خالى نگذاشته ام و تا ابد خالى نمى گذارم.
ص: 11
نزول آيات حج و اعلان عمومى(1)
از سوى ديگر آيه 22 سوره حج درباره ابلاغ احكام حج نازل شد: «وَ اَذِّن فِى النّاسِ بِالحَجِّ يَأتوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأتينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَميقٍِ»: «بين مردم براى حج اعلان عمومى كن كه پياده و بر هر مركب لاغرى و از هر گردنه دور دستى نزد تو مى آيند».
اين گونه برنامه حج و اعلام ولايت همزمان و با پشتيبانى آيات قرآن آغاز شد. اعلان عمومىِ اين سفر يك ماهه به دستور پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به 2 صورت انجام شد:
1 . مناديانى را در مدينه و اطراف آن فرستاد تا تصميم حضرت براى اين سفر را به اطلاع همه برسانند، و اعلان كنند كه هر كس بتواند با كاروان حضرت همراه شود.
2 . به مناطق دوردست از قلمرو اسلام و كسانى كه امكان نامه فرستادن به آنان بود طى نامه اى اين سفر را اطلاع داد.
با اين روش خبر اين سفر تا اقصى نقاط قلمرو اسلام در آن روز رسيد. مردم آماده سفر شدند و از اطرافِ دور و نزديك مدينه خلق كثيرى براى همراهى حضرت در اين سفر وارد مدينه شدند تا اعمال حج را از نزديك ببينند و از حضرت بياموزند.
ص: 12
حركت به سوى مكه(1)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم صبح روز شنبه بيست و پنجم ماه ذى القعده غسل كرده و دو لباس اِحرام برداشتند و همراه كاروان هفتاد هزار نفرى حجاج از مدينه خارج شدند. در اين كاروان عظيم مردانى به تنهايى عازم سفر بودند. زنانى نيز تنها براى حج مى رفتند. گروهى با همسران خود آمده بودند. عده اى با پسران و دختران بزرگسال خود همراه بودند و گروهى كودكان خود را نيز آورده بودند. در اين سفر فاطمه زهرا عليهاالسلام در كنار پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بودند. همچنين كليه همسران حضرت براى سفر حج آمده بودند.
نماز در مسجد شجره(2)
هنگام ظهر به منزلگاه «ذُوالحُلَيفة» رسيدند؛ و فاصله 9 كيلومترى به خاطر كاروان هايى كه مى بايست يكى پس از ديگرى حركت مى كردند، در چند ساعت طى شد.
هنگام نماز شد. پيامبر صلّى الله عليه و آله سلّم كنار درختى كه در ذوالحُلَيفه بود آمد تا نماز ظهر را به جماعت بخواند. صف هاى جماعت برقرار شد و چون
ص: 13
مسافر بودند نماز شكسته خوانده شد. در طول سفر حج نيز چون درهيچ مكانى ده روز نماندند همه نمازها را شكسته خواندند. مكانى كه حضرت نماز خواند چون كنار «درخت» بود مسجدى در نظر گرفته شد و به نام «مسجد شجره» ناميده شد. آن درخت هم درخت «سَمُر» بود كه به فارسى به آن «كُنار» مى گويند و در صحراهاى حجاز مى رويد و معمولاً كهنسال مى شود.
نظافت و غسل در ميقات حج(1)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در ميقات مسجد شجره به مردم دستور نظافت داد كه موهاى زايد را بر طرف كنند و براى احرام «غسل» نمايند. زمانى از توقف در اين منزلگاه صرف شستشو و غسل و آمادگى براى احرام شد.
غسل نِفاس قبل از مراسم احرام (2)
ماجرايى كه كمى باعث تأخير در حركت كاروان حجاج شد تولد محمد بن ابى بكر بود، كه به محض خروج از مدينه در ذوالحُلَيفه به دنيا آمد.
ص: 14
وقتى محمد متولد شد او را نزد پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم آوردند، و اسماء مادر محمد درباره احرام خود - به خاطر مسئله نفاس (زايمان) - از پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم سؤال كرد. حضرت به او دستوراتى از نظر پوشش داد و امر كرد مانند بقيه مردم احرام ببندد و اعمال حج را نيز مانند بقيه انجام دهد، و فقط طواف و سعى براى بعد از پاك شدن از نفاس باقى بماند.
بناى مسجد در محل نمازهاى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم(1)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در فاصله بين مدينه تا مكه در منزلگاه هايى براى استراحت شبانه يا روزانه توقف داشت، كه نمازها را در آنجا به جماعت خواند. مكان هايى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نماز به جا آورد علامت گذارى شد و به صورت مساجدى در بين راه بنا شد. ترتيب 28 مسجدى كه حضرت در آنها نماز خواند چنين است:
1. مسجد «شجَرَه».
2. مسجد «شَرَف الرَّوحاء».
3. مسجد «عِرقُ الظَّبيَة».
4. مسجد «رَوحاء».
5. مسجد «مُنصَرَف» (غَزاله).
6. مسجد «رُوَيثة».
7. مسجد «ثَنيَّةُ رَكوبَة».
ص: 15
8. مسجد «الاَثايَة».
9. مسجد «العَرج».
10. مسجد «مُنبَجَس»
11. مسجد «لُحَى الجَمَل».
12. مسجد «مَدلَجَةُ تَعهَن».
13. مسجد «الرَّمادَة».
14. مسجد «الاَبواء».
15. مسجد «عَقَبَة هَرشى».
16. مسجد «جُحفَه».
17. مسجد «طَرَفُ قُدَيد».
18. مسجد «جبل خُلَيص».
19. مسجد «وادى خُلَيص».
20. مسجد «وادى مَرُّ الظَّهران».
21. مسجد «سَرِف».
22. مسجد «تَنعيم».
23. مسجد «ذى طُوى».
24. مسجد «صَغراء».
25. مسجد «ذات آل».
26. مسجد «ذَفران».
27. مسجد «ال-ُرود».
28. مسجد «مَبرَك».
ص: 16
ص: 17
كاروان 70000 نفرى كه از مدينه حركت كرده بودند با جمعيتى كه از شهرها و روستاهاى بين راه تا مكه ملحق شدند اضافه شد، و گروه هايى نيز از يمن و آفريقا و نجد و طائف اضافه شدند، و بدين صورت عدد حجاج به 120000 نفر رسيد.
با رسيدن به مكه اعمال عمره و حج آغاز شد كه نماز آن پس از طواف خوانده مى شد. آنگاه راهى عرفات و مشعر و مِنا مى شدند و سپس به مكه بازگشته طواف و نماز آن را به جا مى آوردند.
نماز طواف در مقام ابراهيم عليه السَّلام(1)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پس از طواف به طرف مقام ابراهيم عليه السَّلام آمد در حالى كه آيه
ص: 18
125 سوره بقره را تلاوت مى فرمود: «وَ اتَّخِذوا مِن مَقامِ اِبراهيمَ مُصَلّى»: «از مقام ابراهيم جاى نمازى در نظر بگيريد». مقام ابراهيم عليه السَّلام جاى قدم هاى حضرت ابراهيم عليه السلام است كه پس از بناى كعبه با فرزندش حضرت اسماعيل عليه السَّلام و طواف بر گِرد آن، در آنجا ايستاد و نماز طواف به جا آورد. اين موضع تا قيامت به يادگار ماند تا هر كس مى خواهد نماز طواف بخواند بر اساس آيه مذكور در جاى پاى آن حضرت يا نزديك ترين مكان به آن نمازش را به جا آورد.
لازم به يادآورى است كه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در سال قبل از حج (يعنى در فتح مكه) مقام ابراهيم عليه السَّلام را از جايى كه هم اكنون هست به كنار كعبه آوردند كه حضرت ابراهيم عليه السَّلام در آنجا نماز خوانده بود، و بعدها دوباره به جاى كنونى باز گردانده شد.
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پشت مقام ابراهيم عليه السلام براى نماز ايستاد به گونه اى كه مقام بين آن حضرت و كعبه قرار گرفت. آنگاه دو ركعت نماز طواف خواند كه در ركعت اول بعد از حمد سوره «قُل يا اَيُّهَا الكافِرونَ» و در ركعت دوم بعد از حمد سوره «قُل هُوَ اللّه ُ اَحَدٌ» را قرائت فرمود.
در حالى كه حضرت در مقام ابراهيم عليه السَّلام بود، جبرئيل دعاى «مُجير» را بر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نازل كرد. دعايى كه سراسر تسبيح خداوند است و با ذكر اسماء الهى در فرازهاى دعا، در هر فراز با نداى «يا مُجير» از خداوند پناه مى طلبد. آغاز اين دعاى مفصل چنين است: «سُبحانَكَ يا اَللّه ُ تَعالَيتَ يا رَحمانُ اَجِرنا مِنَ النارِ يا مُجيرُ ...».
ص: 19
آموزش نماز توسط پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در مكه(1)
از وقايع ايام حج تازه مسلمانانى بودند كه از جزئيات احكام اسلام اطلاعات كمى داشتند، و براى اولين بار پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم را ملاقات مى كردند.
از جمله فرستادگان قبيله «صُدف» از يمن و نيز فرستادگان قبيله «عَبَس» بودند، كه خدمت پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم آمدند و حضرت اوقات نماز را به آنانآموخت و فرمود:
بدانيد كه اولياء خدا نمازگزارانند. كسانى كه نماز واجب را كامل بخوانند و آن را حق خدا بر خود بدانند؛ و زكات واجب را بپردازند؛ و ماه رمضان را روزه بگيرند؛ و از گناهان كبيره اجتناب كنند.
پوشش جديد براى كعبه(2)
در سالى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به حج آمد پرده كعبه كهنه شده بود و نياز به تعويض داشت. اين بود كه آن حضرت براى كعبه پوششى از پارچه هاى پشمين مشكى يمنى تهيه كرد و بر كعبه پوشانيد. اين سنت پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم تا امروز باقى است، و هر ساله پوشش كعبه با پارچه مشكى تعويض مى گردد.
ص: 20
نماز در مِنا قبل از عرفات(1)
روز هشتم ذى الحجه همه حجاج لبيك گويان آماده حركت از مكه به سوى مواقف حج شدند. كاروان صد و بيست هزار نفرى از مرد و زن و كودك و جوان و پير آماده حركت مى شدند، و تا نزديك ظهر طول كشيد تا همه آماده حركت شوند.
صبح روز هشتم (ترويه) سيل عظيم مردم از مكه به قصد عرفات حركت كردند، كه بايد از مِنا عبور مى كردند. هنگام ظهر كه به مِنا رسيدند پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نماز ظهر و عصر را به جماعت با مردم خواندند.
هنگام غروب نيز نماز مغرب و عشا را به جماعت خواندند، و شب را در مِنا ماندند تا صبح به سوى «عرفات» حركت كنند. با طلوع فجر نماز صبح را به جماعت خواندند و منتظر شدند تا آفتاب طلوع كند، و صبح روز نهم ذى الحجة آماده حركت به سوى عرفات شدند.
نماز در مسجد «عُرَنه» قبل از عرفات(2)
اكنون كاروان آماده حركت بود تا براى ظهر - كه اولين لحظه اعمال حج است - خود را به عرفات برسانند.
قافله حجاج لبيك گويان از مِنا خارج شدند و به مشعر الحرام رسيدند و از آنجا هم عبور كردند تا به كوه «نَمِرَه» مقابل «اِراك» رسيدند.
ص: 21
در آنجا خيمه پشمينه اى براى حضرت زدند و مردم نيز خيمه زدند و تا نزديك ظهر منتظر ماندند.
نزديك ظهر پيامبر صلى الله عليه و آله همراه جمعيت با شتر «قَصواء» حركت كرد و لبيك گفتن را قطع نمود، و همچنان پيش آمدند تا به مسجد رسيدند. با رسيدن به «وادى عُرَنَه» - كه مُشرف بر عرفات است - نماز ظهر و عصر را پس از اذان و اقامه برپا داشتند، و بعد از آن وارد وادى عرفات شدند.
خوشامد به مهمانان پروردگار(1)
با ورود به عرفات اولين كار پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم استقبال از مهمانان خداوند بود. آن حضرت رو به قبله و رو به مردم قرار گرفت و چنين فرمود: «مرحبا به مهمانان پروردگار، مرحبا به مهمانان پروردگار، مرحبا به مهمانان پروردگار! كه اگر درخواست كنند به آنان داده مى شود و آنچه خرج كرده اند جايش پر مى شود، و در آخرت به جاى هر درهمى هزار حسنه به آنان داده مى شود». سپس فرمود: اى مردم، آيا به شما بشارت دهم؟ گفتند: آرى يا رسول اللّه. فرمود:
ص: 22
چنين شبى كه مى شود خداوند با اهل موقف عرفات بر ملائكه مباهات مى كند و مى فرمايد: اى ملائكه من، به بندگان و كنيزان من بنگريد كه از گوشه و كنار زمين خسته و غبار آلود نزد من آمده اند. آيا مى دانيد آنان چه مى خواهند؟ ملائكه مى گويند: پروردگارا از تو مغفرت مى خواهند. خدا مى فرمايد: «شما را شاهد مى گيرم كه آنان را آمرزيدم». آنان از عرفات بيرون مى روند در حالى كه گذشته شان مورد بخشش قرار گرفته است. صبحگاهان يا شامگاهان كارى را براى خدا انجام دادن بهتر است از دنيا و آنچه در آن است.
دعاى اول پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات(1)
عرفات مهد دعا و محل آمرزش است. پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با دعاهاى خود در آن روز اين مهم را تحقق بخشيد. آن حضرت در روز عرفه اين دعا را بسيار مى خواند: «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه ُ، وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ وَ لَهُ الحَمدُ، بِيَدِهِ الخَيرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ».
دعاى دوم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات(2)
از دعاهاى ديگر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات اين دعا بود:
ص: 23
خدايا حمد براى توست آن گونه كه تو مى گويى و بهتر از آنچه ما مى گوييم. خدايا، نماز و عبادت و زندگى و مرگم براى تو و بازگشتم به سوى توست. اى پروردگار من، ميراثم براى توست.
خدايا، به تو پناه مى برم از عذاب قبر و وسوسه دل و بى نظمى امور. خدايا، به تو پناه مى برم از شرِّ آنچه وزش باد مى آورد.
دعاى سوم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات(1)
همچنين از دعاهاى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در موقف عرفات چنين بود:
اَللّهُمَّ اِنَّكَ تَسمَعُ كَلامى وَ تَرى مَكانى وَ تَعلَمُ سِرّى وَ عَلانيَتى، لايَخفى عَلَيكَ شَىْ ءٌ مِن اَمرى. اَنَا البائِسُ الفَقيرُ المُستَغيثُ المُستَجيرُ الوَجِلُ المُشفِقُ المُقِّرُ المُعتَرِفُ بِذَنبِهِ. اَسأَلُكَ مَسأَلَةَ المِسكينِ وَ اَبتَهِلُ اِلَيكَ ابْتِهالَ المُذنِبِ الذَّليلِ وَ اَدعوكَ دُعاءَ الخائِفِ الضَّريرِ، مَن خَشَعَت لَكَ رَقَبَتُهُ وَ فاضَت لَكَ عَيناهُ وَ ذَلَّ لَكَ كُلُّ جَسَدِهِ وَ رَغَمَ لَكَ اَنفَهُ. اَللّهُمَّ لاتَجعَلنى بِدُعائِكَ شَقيّا وَ كُن بى رَؤوفا رَحيما، يا خَيرَ المَسئُولينَ وَ يا خَيرَ المُعطينَ.
ص: 24
خدايا، صداى مرا مى شنوى و موقعيت مرا مى بينى و پنهان و آشكار مرا مى دانى و چيزى از امور من بر تو مخفى نيست.
من آن بيچاره فقيرم كه به تو پناهنده شده ام. ترسان و لرزانم و اقرار كننده و معترف به گناهانم هستم. از تو همچون مسكينان سؤال مى كنم و مانند گناهكار ذليل به درگاهت رو آورده ام.
همچون خائف بى دست و پايى تو را مى خوانم كه گردن در برابر تو خم كرده، و از چشمانش در برابر تو اشك مى جوشد و تن خود را در برابر تو ذليل نموده و بينى خود را بر خاك ماليده است.
خدايا، مرا نسبت به دعايت شقاوتمند مكن، و نسبت به من مهربان باش، اى بهترين سؤال شوندگان و اى بهترين عطا كنندگان.
دعاى چهارم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات(1)
همين كه آفتاب خواست غروب كند پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به بلال فرمود: اى بلال، به مردم بگو سكوت كنند. بلال بپاخاست و صدا زد: «براى سخن پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم سكوت اختيار كنيد»؛ و مردم ساكت شدند.
ص: 25
آنگاه حضرت فرمود: اى مردم، جبرئيل لحظه اى پيش نزد من آمد و از سوى پروردگارم سلام رساند و گفت: خداوند عز و جل اهل عرفات و مشعر را آمرزيد. پروردگار شما در چنين روزى بر شما منت گذاشت و نيكان شما را آمرزيد و نيكان شما را شفيعِ بدكارانتان قرار داد. به بركت خدا از عرفات حركت كنيد در حالى كه آمرزيده شده ايد.
با غروب آفتاب پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به درگاه الهى عرضه داشت:
پروردگارا! به تو پناه مى برم از فقر، و از تشتت امور و از شر آنچه در شب و روز حادث مى شود. ظلم من به عفو تو پناه آورده، و ترس من به امان تو پناهنده شده، و ذلت من به عزت تو پناه آورده، و صورت فانى من به وجه باقى تو پناهنده شده است.
اى بهترين كسى كه مورد سؤال واقع مى شوى، و اى بخشنده ترين كسى كه عطا مى كند. با رحمت خود مرا ارزش ده، و عافيتت را بر من بپوشان و شرّ همه خلقت را از من دور كن.
ص: 26
دعاى پنجم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات(1)
پس از همه دعاها دستان پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم براى مغفرت امتش بالا رفت و براى رحمت خدا بر آنان بسيار دعا كرد. خداوند به آن حضرت وحى فرستاد: «قبول كردم مگر ظلم آنان نسبت به يكديگر را، اما گناهانى كه بين من و آنان است آمرزيدم».
آنگاه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم تبسمى فرمود. اصحاب گفتند: يا رسول اللّه! تبسم كرديد در ساعتى كه تبسم نمى كرديد؟! فرمود: از حال شيطان تبسم كردم كه وقتى ديد خداوند دعاى مرا درباره امتم اجابت كرده شروع به واى و ويل كرد در حالى كه خاك بر سر خود مى ريخت.
يكى از اصحاب پرسيد: يا رسول اللّه! آيا اين بخشش مخصوص ماست؟ فرمود: براى شما و كسانى است كه بعد از شما تا روز قيامت مى آيند.
همچنين پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم فرمود: هر پيامبرى دعا و درخواستش را از خدا كرده و خدا به او داده است مگر دعا و درخواست من، كه آن را نزد پروردگارم براى روز قيامت ذخيره كرده ام. سپس فرمود: «انبيا با كثرت امت هاى خود در قيامت عرضه مى شوند، پس مرا با رفتار نادرست
ص: 27
خود در برابر امت ها خوار نكنيد، چرا كه من براى شما بر سر حوض كوثر خواهم نشست».
سفارش نماز در عرفات(1)
با غروب آفتاب وقوف در عرفات پايان يافت و پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم همراه مردم به سوى مشعر الحرام حركت كردند. يك نفر بين عرفات و مشعر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم را ملاقات كرد و افسار شتر حضرت را گرفت و عرضه داشت: چه چيزى مرا به بهشت نزديك و از آتش دور مى كند؟ فرمود:
بدان به خدا قسم، اگرچه سؤالت كوتاه است ولى بسيار عظيم است و كار طولانى لازم دارد. نمازهاى واجب را بپا دار، و زكات واجب را بپرداز و حج خانه خدا را به جا آور. هر كارى را كه دوست دارى مردم با تو انجام دهند نسبت به آنان انجام ده، و آنچه دوست ندارى مردم با تو انجام دهند تو نيز با مردم انجام مده. اكنون افسار شتر را رها كن!
سؤال درباره نماز در مشعر(2)
مرد چادرنشينى در مكه سراغ پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم را گرفت و اوصاف حضرت
ص: 28
را برايش گفتند و در آنجا نتوانست حضرت را ببيند. او از آنجا به عرفات آمد و در آنجا هم نتوانست حضرت را ببيند، تا حضرت را در مشعر الحرام پيدا كرد.
آن مرد تا چشمش به پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم افتاد از بين جمع آن حضرت را شناخت. آنگاه با چوبدستى خود بر سر تا كمر شتر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم كشيد. مردم گفتند: عجب جرئتى دارى! پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم فرمود: با او كارى نداشته باشيد چرا كه حاجتى دارد.
آنگاه حضرت خطاب به او فرمود: حاجتت چيست؟ عرض كرد: فرستادگان تو نزد ما آمدند و دستور آوردند كه نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و حج خانه خدا به جا آوريد و از جنابت غسل نماييد. اكنون قوم من مرا به عنوان نماينده نزد تو فرستاده اند. دلم مى خواهد تو را قسم دهم ولى مى ترسم عصبانى شوى! حضرت فرمود:
من غضب نمى كنم. من آن كسى هستم كه خدا در تورات و انجيل نام مرا محمد رسول اللّه، برگزيده انتخاب شده گذاشته، كه ناسزاگو نيستم و همچون نادانان در بازارها نمى گردم، و بدى را با بدى پاسخ نمى دهم بلكه بدى را با نيكى پيگيرى مى نمايم.
اكنون درباره آنچه مى خواهى از من سؤال كن. من همان كسى هستم كه خداوند در قرآن مرا ياد كرده و فرموده: «وَ لَو كُنتَ
ص: 29
فَظّا غَليظَ القَلبِ َلانْفَضّوا مِن حَولِكَ»(1) «اگر تندخو و سنگدل بودى مردم از اطراف تو پراكنده مى شدند». اكنون درباره آنچه مى خواهى سؤال كن.
آن مرد گفت: تو را قسم مى دهم به خدايى كه آسمان ها را بدون ستونى بالا برده، آيا همان خدا تو را فرستاده است؟! حضرت فرمود: آرى، او مرا فرستاده است. گفت: تو را قسم مى دهم به خدايى كه آسمان ها به امر او قرار گرفته اند، آيا او كتاب را و نماز واجب و زكات را بر تو نازل كرده است؟ فرمود: آرى. پرسيد: همان خدا دستور غسل از جنابت و همه دستورات ديگر را به تو داده است؟ فرمود: آرى.
عرض كرد: «پس ما هم ايمان مى آوريم به خدا و پيامبرانش و كتاب او و روز قيامت و زنده شدن دوباره و ترازوى اعمال و توقف در پيشگاه الهى و حلال و حرام و دستورات كوچك و بزرگش». آنگاه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم براى او استغفار كرد و دعا نمود.
نماز صبح در مشعر الحرام(2)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پس از ملاقات هايى كه با گروه هاى مردم در مشعر داشت،
ص: 30
در همان مكانى كه توقف كرده بود، وسايل استراحت را آماده كرد و شب را به استراحت پرداخت و خوابيد تا از اذان صبح وقوف واجب را آغاز كند.
با طلوع فجر نماز صبح را خواندند و وقوف در مشعر را آغاز كردند كه زمان آن تا طلوع آفتاب بود.
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بعد از نماز صبح به بالاى كوه «قُزَح» در انتهاى مشعر و نزديك وادى «مُحَسَّر» آمد و رو به قبله ايستاد و ذكر «اللّه ُ اَكبَر» و «لا اله الا اللّه وَحدَهُ» فرمود، و همچنان ايستاده بود تا صبح كاملاً روشن شد.
با طلوع آفتاب كه وقوف در مشعر پايان مى يافت، پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به بلال فرمود: مردم را دعوت به سكوت كن. با سكوت مردم حضرت فرمود:
خداوند بر اين اجتماع شما منت گذاشت و گناهكاران شما را به خاطر نيكان شما آمرزيد، و به نيكوكاران شما آنچه درخواست كردند عطا نمود. اكنون با نام پروردگار (به سوى مِنا) حركت كنيد.
سفارش به نماز در مِنا(1)
پس از مشعر الحرام به سوى مِنا رفتند تا توقف سه روزه در آنجا را
ص: 31
آغاز كنند. براى توقف در مِنا پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم دستور داد مهاجرين از جلوى «مسجد خيف» خيمه ها را برپا كنند، و انصار از پشت مسجد و بقيه مردمدر بقيه جاهاى پراكنده باشند.
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در مِنا در حالى كه سوار بر شتر بود براى مردم خطابه اى ايراد كرد. حضرت با نگاه به دور دست ها فرمود: صداى مرا مى شنويد؟ يك نفر از انتهاى جمعيت صدا زد: چه مى فرماييد؟ حضرت فرمود:
اى مردم، پيامبرى بعد از من نيست و امتى بعد از شما نيست. پروردگارتان را عبادت كنيد و پنج نماز واجب را بخوانيد و ماه رمضان را روزه بداريد و به حج خانه پروردگارتان بياييد و با رضاى خاطر زكات اموال خود را بپردازيد، و از صاحب اختياران خود اطاعت كنيد تا وارد بهشت پروردگارتان شويد.
خطابه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پس از نماز در مسجد خيف(1)
هنگام ظهر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نماز ظهر و عصر را در مسجد خيف كه يادگار
ص: 32
حضرت ابراهيم عليه السَّلام در مِنا است به جماعت خواند. سپس آن حضرت خطبه غرايى ايراد كرد در موقعيتى كه صداى آن حضرت به مردم مى رسيد. آن حضرت چنين فرمود: «اى مردم، من ثَقَلين (دو چيز گرانبها) در بين شما باقى مى گذارم».
پرسيدند: يا رسول اللّه، ثَقَلين چيست؟ فرمود: كتاب خدا و عترتم اهل بيتم. خداى لطيف خبير به من خبر داده است كه اين دو از يكديگر جدا نمى شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند، مانند اين دو انگشتم - و حضرت دو انگشت سبابه را كنار هم قرار داد - و نمى گويم مانند اين دو - و حضرت انگشت سبابه و وسط را كنار يكديگر قرار داد - و فرمود: يعنى يكى بر ديگرى مقدم نيست و بر آن فضيلت ندارد.
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در ادامه خطابه اش جهت ديگرى از ثقلين را چنين بيان فرمود: اى مردم، من در بين شما دو چيز باقى گذارده ام كه هرگز گمراه نشويد: كتاب خدا و عترتم اهل بيتم. حلال آن را حلال بدانيد و حرام آن را حرام بدانيد و به محكمات آن عمل كنيد و به متشابهات آن ايمان داشته باشيد و بگوييد: «به آنچه خدا از قرآن نازل كرده ايمان آورديم». سپس فرمود:
اهل بيت و عترت مرا دوست بداريد و هر كس آنان را دوست بدارد دوست بداريد، و آنان را يارى كنيد در برابر كسانى كه با آنان دشمنى مى كنند. قرآن و عترت همچنان در بين شما خواهند بود تا روز قيامت بر سر حوض بر من وارد
ص: 33
شوند ... خدايا، هر كس با على دشمنى كند در زمين براى او جايگاهى قرار مده و در آسمان براى او جاى صعودى مگذار و او را در پايين ترين درجه آتش قرار ده.
خطابه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم درباره مساجد(1)
با پايان اعمال حج در مِنا و بازگشت به مكه، پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در باقيمانده روز چهاردهم ذى الحجة كنار كعبه آمد. در آنجا محاذىِ درب خانه كعبه ايستاد و دست بر حلقه در گرفت و رو به مردم كرده با صداى بلند ندا كرد: ايها الناس!
با نداى حضرت كسانى كه در مسجد الحرام حاضر بودند، و كسانى كه در بازارهاى اطراف مسجد بودند يكديگر را خبر كردند و از هر سو آمدند و مقابل حضرت جمع شدند. در آن حال سلمان نزديك ترين فرد به حضرت بود.
حضرت رو به مردم كرده فرمود: گوش فرا دهيد كه مى خواهم از آنچه بعد از من رخ مى دهد به شما خبر دهم. حاضرين شما به غايبين خبر دهند. سپس حضرت گريست و همه مردم به گريه درآمدند. وقتى
گريه حضرت آرام شد فرمود:
ص: 34
بدانيد خدا شما را رحمت كند، ... زمانى مى آيد كه خار است و برگى نيست، به گونه اى كه ديده نخواهد شد جز سلطان ظالم يا ثروتمند بخيل يا عالم رغبت كننده در مال يا فقير دروغگو يا پيرمرد فاسق يا بچه بى حيا يا زنشهوت ران!
سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم گريه كرد. سلمان برخاست و پرسيد: يا رسول اللّه! اين اتفاق در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: «اى سلمان، آنگاه كه علماى شما كم شوند و قاريان شما از بين بروند و زكات را قطع كنيد و كارهاى منكر را علنى نماييد و صداهايتان در مساجد بلند شود و دنيا را بالاى سرتان قرار دهيد و علم را زير پايتان بگذاريد. دروغ گفتگوى شما شود و غيبت شوخى شما گردد و حرام را غنيمت به حساب آوريد و بزرگان به كوچكان رحم نكنند و كوچك ها به بزرگ ها احترام ننمايند. آنگاه است كه لعنت بر شما نازل مى گردد و زد و خورد شما بين خودتان قرار داده مى شود و از دين بين شما فقط لفظى بر زبانتان مى ماند ...».
هشدار پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم درباره نماز و اذان و مسجد(1)
در حالى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم كنار كعبه سخن مى گفت عده اى برخاستند و گفتند: يا رسول اللّه! در چه زمانى اين اتفاق مى افتد؟ فرمود:
ص: 35
هنگام تأخير نمازها و پيروى از شهوات و ... و ناسزا گفتن به پدران و مادران. تا آنجا كه حرام را غنيمت بشماريد و زكات را غرامت حساب كنيد و مرد از همسرش اطاعت كند و به همسايه اش جفا كند و قطع رحم نمايد.
مهربانى بزرگان از بين برود و حياى خردسالان كم شود و بناها را بالا برند و به غلامان و كنيزان ظلم كنند، و طبق هوا و هوس گواهى دهند و به ظلم حكم نمايند.
مردم به پدر خويش ناسزا گويند و نسبت به برادر خويش حسد ورزند، و شريكان به خيانت معامله كنند، و وفادارى كم شود و زنا زياد گردد.
مردان به لباس زنان زينت كنند و پرده حيا از زنان سلب شود و تكبر در قلب ها راه يابد مانند جريان سمّ در بدن، و معروف كم شود و جرائم بسيار گردد و گناهان بزرگ كوچك شمرده شود.
با مال دنبال مدح باشند و در راه موسيقى اموال را خرج كنند و به جاى آخرت مشغول دنيا شوند و پرهيزكارى كم شود و طمع و هرج و مرج بسيار گردد. مؤمن ذليل شده و منافق عزيز شود.
مسجدهاى آنان با اذان آباد است ولى قلب هايشان از ايمان خالى است. به قرآن بى توجهى مى كنند و مؤمن به پايين ترين درجه ارزش نزد آنان مى رسد.
ص: 36
رحمت خدا به خاطر عبادت كنندگان مخلص(1)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در ادامه سخنانش در كنار كعبه فرمود: روزى نيست مگرآنكه خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: «آيا به من مغرور شده ايد؟ يا بر من جرئت پيدا كرده ايد؟ آيا گمان كرده ايد كه شما را بيهوده خلق كرده ايم و شما به سوى ما باز نمى گرديد؟
قسم به عزت و جلالم، اگر نبودند كسانى كه با اخلاص مرا عبادت مى كنند سرپيچى كنندگان از فرامينم را به اندازه چشم بر هم زدنى مهلت نمى دادم. اگر نبود تقواى پرهيزكاران از بندگانم از آسمان قطره اى باران نازل نمى كردم و يك برگ سبز نمى روياندم.
تعجب است از قومى كه خدايان آنان اموالشان است و آرزوهاى آنان طولانى و عمرشان كوتاه است. آنان طمع در جوار مولاى خود (يعنى بهشت) دارند ولى به اين مقصد نمى رسند جز با عمل، و عمل جز با عقل تمام نمى گردد».
خبر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم از آسيب هاى مسجد و نماز(2)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم اخبار مفصل ديگرى از آينده مسلمانان خبر دادند تا آنكه سلمان پرسيد: يا رسول اللّه، آيا واقعا چنين اتفاقى مى افتد؟ فرمود:
ص: 37
آرى، قسم به آنكه جانم به دست اوست. اى سلمان، آنگاه است كه مساجد مانند كنيسه ها و كليساها مزين مى گردند و قرآن ها زينت مى شوند، و مناره ها بلند ساخته مى شود و صف هاى نماز با قلب هايى پر از كينه يكديگر و با زبان هايىناهمگون شلوغ مى شود.
سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم اخبار بسيارى درباره آخر الزمان دادند و خطابه خود را با پيشگويى هايى از آينده جهان و مسلمانان به پايان بردند.
ص: 38
ص: 39
قافله عظيم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با فراغت از مناسك حج آماده حركت به سوى غدير براى برنامه اعلام ولايت بودند. براى آمادگى جمعيت 120000 نفرى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در روز چهاردهم ذى الحجه به بلال دستور داد تا بين مردم اعلان كند: «فردا كسى جز معلولان نبايد باقى بماند، و همه بايد به سوى غدير خم حركت كنند».(1)
وداع پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با مسجد الحرام(2)
ساعاتى به اذان صبح روز پانزدهم مانده در تاريكى شب پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم تا كنار بيت اللّه آمد و وارد مسجد الحرام شد. آنگاه طواف وداع را آغاز كرد و پس از هفت دور نماز طواف را به جا آورد.
ص: 40
آنگاه بين حجر الاسود و درب كعبه رو به بيت اللّه ايستاد، و سينه و پيشانى و ذراع و كف دستانش را بر كعبه گذاشت در حالى كه دست ها را باز كرده بود و اين گونه براى آخرين بار كعبه را زيارت كرد و با خانهخدا وداع نمود.
آنگاه از مسجد الحرام بيرون آمد و نگاهى به كعبه كرد و از روى حزن اشك از ديدگانش جارى شد. در آنجا براى دلجويى از پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم آيه 13 سوره محمد صلّى الله عليه و آله وسلّم نازل شد:
وَ كَأَيِّن مِن قَريَةٍ هِىَ اَشَدُّ قُوَةً مِن قَريَتِكَ الَّتى اَخرَجَتكَ اَهلَكناهُم فَلا ناصِرَ لَهُم.
چه بسيار آبادى كه از آبادىِ تو - كه تو را از آن بيرون كردند - قوى تر بود و ما آنان را هلاك كرديم و هيچ كمكى نيافتند.
سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به قافله پيوست و از مكه خارج شدند و به سمت غدير خم به حركت درآمدند.
نماز در «قُدَيد»(1)
پس از دو روز طى طريق در روز هفدهم ذى الحجة كاروان پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم
ص: 41
به «وادى قُدَيد» رسيد كه تا غدير كمتر از يك روز ديگر فاصله داشت.
با ورود به اين آبادى كاروان توقف كرد و مردم براى استراحت از راهى كه شبانه طى شده بود پياده شدند.
با نزول كاروان در قديد و فرا رسيدن هنگام نماز صف ها آماده شد و نماز جماعت خوانده شد. پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پس از نماز صداى خود را بلند كرد به گونه اى كه همه بشنوند:
اللّهُمَّ هَب لِعَلِىٍّ المَوَدَّةَ فى صُدورِ المُؤمِنينَ وَ الهَيبَةَ وَ العَظَمَةَ فى صُدورِ المُنافِقينَ.
خدايا، به على محبت در سينه مؤمنين و هيبت و عظمت در سينه منافقين عنايت فرما.
دعاى اول براى على عليه السَّلام در «قُدَيد»(1)
در حالى كه در منزلگاه «قُدَيد» مردم همچنان بعد از نماز در مقابل پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم نشسته بودند، آن حضرت على عليه السَّلام را فرا خواند و فرمود: يا على، دستان خويش را به سوى آسمان بلند كن و دعا كن تا من آمينبگويم. يا على، بگو:
ص: 42
اَللّهُمَّ اجْعَل لى عِندَكَ عَهدا وَ اجْعَل لى عِندَكَ وُدّا وَ اجْعَل لى فى قُلوبِ المُؤمِنينَ مَوَدَّةً.
خدايا، براى من نزد خود عهد و پيمانى قرار ده، و براى من در پيشگاه خود دوستى و مودت قرار ده، و براى من در قلب مؤمنين محبتى قرار ده.
اميرالمؤمنين عليه السَّلام دعاى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم را تكرار كرد، و آن حضرت آمين گفت.
دعاى دوم براى على عليه السَّلام در «قُدَيد»(1)
بعد از دعا و آمين اول در منزل «قُدَيد»، پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم فرمود: يا على، هر دعايى براى خود دوست دارى بنما تا آمين بگويم. اميرالمؤمنين عليه السلام هم سه بار اين دعا را تكرار كرد:
اللّهُمَّ ثَبِّت مَوَدَّتى فى قُلوبِ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ اِلى يَومِ القيامَةِ».
خدايا، محبت مرا تا روز قيامت در قلوب مردان و زنان مؤمن ثابت و پايدار فرما.
ص: 43
پس از اين دعا پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم آمين گفت، و بلافاصله آيات 96 و 97 سوره مريم نازل شد:
اِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ سَيَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمنُ وُدّا. فَاِنَّما يَسَّرناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ المُتَّقينَ وَ تُنذِرَ بِهِ قَوما لُدّا.
كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام مى دهند به زودى خداوند براى آنان مودّت قرار مى دهد. ما آن را بر زبان تو آسان نموديم تا متقين را بشارت دهى و قومى كه در خصومت شديد هستند بترسانى.
نزول اين آيات به معناى استجابت دعاى پيامبر و اميرالمؤمنين عليهماالسَّلام بود، كه مردم از سرعت استجابت اين دعا تعجب كردند. پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم فرمود: «يا على، خداوند آيه اى از كتابش درباره تو نازل كرده و براى تو در قلب هر مؤمنى محبت قرار داده است». سپس فرمود: «الحَمدُ ِللّه ِ الَّذى جَعَلَ قُلوبَ المُؤمِنينَ تَتوقُ اِلَيكَ بِالمَوَدَّةِ»: «شكر خدايى را كه قلوب مؤمنين را با محبت مشتاق تو قرار داد»؛ و آنگاه فرمود: «هيچ مؤمنى را نمى بينى مگر آنكه در قلب او محبت على عليه السَّلام است».
در همين موقعيت پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به اميرالمؤمنين عليه السَّلام فرمود:
اِنّى سَأَلتُ رَبّى اَن يُوالِىَ بَينى وَ بَينَكَ فَفَعَلَ، وَ سَأَلتُ رَبّى اَن يُواخِىَ بَينى وَ بَينَكَ فَفَعَلَ، وَ سَأَلتُ رَبّى اَن يَجعَلَكَ وَصيّى فَفَعَلَ.
ص: 44
من از پروردگارم خواستم كه بين من و تو ولايت قرار دهد،و خدا پذيرفت؛ و از او خواستم بين من و تو برادرى قرار دهد، و او پذيرفت؛ و از او خواستم تو را جانشين من قرار دهد، و او پذيرفت.
اين مراسم دعا و آمين و استجابتِ فورىِ الهى با نزول آيه در حضور مردم، يك مقطع استثنايى در زندگانى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به شمار مى آمد كه همه را مبهوت و متعجب كرد، و در آستانه غدير مقام عظيم على بن ابى طالب عليه السَّلام را در پيشگاه خداوند روشن ساخت.
ص: 45
ص: 46
ص: 47
با پايان استراحت در وادى «قُدَيد» كاروان به سوى غدير حركت كرد و مسير شبانه را تا آنجا را در پيش گرفت. همان شب دستور كامل اعلان ولايت در آيه 67 سوره مائده توسط جبرئيل بر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم چنين نازل شد:
يا اَيُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعصِمُكَ مِنَ النّاسِ، اِنَّ اللّه َ لا يَهدِى القَوْمَ الكافِرينَ.
اى پيامبر، ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر انجام ندهى رسالت خدا را نرسانده اى، و خدا تو را از شرّ مردم حفظ مى كند. خداوند قوم كافر را هدايت نمى كند.(1)
ص: 48
كاروان نزديك ظهر روز هيجدهم ذى الحجه سال دهم هجرى كنار بركه زيباى غدير خم و پنج درخت كهنسال آن رسيد. مردم در آن روزِ گرم در جاى جاى بيابان پراكنده شدند و براى استراحت خود مكانى را آماده كردند.
جايگاه نماز و منبر در غدير(1)
موقعيت درختان غدير به گونه اى بود كه بركه در سمت قبله آن به طرف جنوب قرار داشت، و پنج درخت كنار يكديگر از شرق به غرب قرار داشتند، و هنگام نماز جماعت مردم رو به درختان و بركه بودند.
به دستور پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بين درختان بناى منبرى از سنگ را تدارك ديدند كه رو به مردمِ نمازگزار و پشت به قبله قرار مى گرفت. ابتدا با جمع آورى سنگ هاى بزرگ و كوچك آنها را روى هم چيدند، و منبرى به بلندى قامت حضرت ساختند.
سپس از رواندازهاى شتران و ساير مركب ها كمك گرفتند و بناى آن را تكميل كردند. در مرحله بعد پارچه اى براى زيبايى از بالا تا پايين منبر انداختند. منبر را طورى برپا كردند كه نسبت به دو طرف جمعيت در وسط قرار بگيرد، و پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم هنگام سخنرانى مُشرف بر مردم باشد تا همه آن حضرت را ببينند.
ص: 49
نماز جماعت در برابر منبر غدير(1)
مردمِ پراكنده در گوشه و كنار منطقه غدير در انتظار فرمان بعدى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم براى آغاز مراسم بودند. مقارن ظهر انتظارها به سر رسيد و منادىِ حضرت نداى عمومى داد و مردم را براى اجتماع در مقابل جايگاه فرا خواند. مردم همه وضو گرفته رو به قبله صف هاى نماز را مرتب كردند، كه طبعا رو به منبر نيز بود. زنان نيز در قسمت خاصى قرار گرفتند كه منبر را مى ديدند.
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم از خيمه خود بيرون آمد و به عنوان امام جماعت جلوى صف اول قرار گرفت. آنگاه مؤذن پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم اذان گفت، و سپس نماز جماعت صد و بيست هزار نفرى در برابر منبر غدير خوانده شد.
پس از نماز جمعيت منتظر سخنرانى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بودند. چند نفر كه صداى بلندى داشتند مأمور شدند كلام حضرت را براى افرادى كه دورتر قرار داشتند تكرار كنند، تا همه سخنان حضرت را شنيده باشند.
آغاز خطابه غدير با ياد دعا(2)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم پس از نماز برخاست و به سمت منبر رفت و تا آخرين نقطه
ص: 50
آن بالا رفت و در آنجا ايستاد. سپس اميرالمؤمنين عليه السَّلام را فرا خواند تا بالاى منبر بيايد. مردم شاهد بودند كه على عليه السَّلام از منبر بالا رفت و در سمت راست پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم يك پله پايين تر ايستاد در حالى كه احتراما كمى متمايل به سمت آن حضرت بود و دست پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بر شانه آن حضرت قرار داشت.
آنگاه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم خطابه استثنايى خود در تاريخ ششهزار ساله انبيا را آغاز كرد. در آغاز اين خطبه حمد و ثناى بلندى بر زبان جارى كرد، ك-ه در آن خداوند را با عنوان اجابت كنن-ده دعا ياد كرد و چنين فرمود:
مُستَجيبُ الدُّعاءِ ... وَ لا يُضجِرُهُ صُراخُ المُستَصرِخينَ ، وَ لا يُبرِمُهُ اِلحاحُ المُلِحّينَ ... الَّذِى اسْتَحَقَّ مِن كُلِّ مَن خَلَقَ اَنيَشكُرَهُ وَ يَحمَدَهُ عَلى كُلِّ حالٍ .
اجابت كننده دعا ... كه فريادِ دادخواهان او را منضجر نمى كند، و پافشارى اصرار كنندگانش او را خسته نمى نمايد ... خدايى كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالى شكر و سپاس گويند.
ص: 51
ثناى خطابه غدير با حمد الهى(1)
سپس ثناگويى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به ساحت مقدس پروردگار با حمد و سپاس به درگاه ربوبى چنين ادامه يافت:
اَحمَدُهُ كَثيرا وَ اَشكُرُهُ دائِما عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ.
او را سپاس بسيار مى گويم و دائما شكر مى نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتارى، چه در حال شدت و چه در حال آرامش.
معرفى اميرالمؤمنين عليه السَّلام با نماز در خطبه(2)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در ادامه خطابه خود در غدير علت نزول آيه اكمال و سبب برگزارى مجلس خطابه غدير را با ياد بخشش انگشتر در حال نماز توسط اميرالمؤمنين عليه السَّلام چنين بيان فرمود:
ص: 52
جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم - كه او سلام است - مرا مأمور كرد كه در اين اجتماع بپاخيزم و بر هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه «على بن ابى طالب برادرِ من و وصى من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسى است جز اينكه پيامبرى بعد از من نيست؛ و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است».
خداوند در اين مورد آيه اى از كتابش بر من نازل كرده است: «اِنَّما وَليُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعونَ»: «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند». و على بن ابى طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مى كند.
نصب اميرالمؤمنين عليه السَّلام در غدير با دعايى بلند(1)
حساس ترين لحظه خطابه غدير هنگام بلند كردن اميرالمؤمنين عليه السَّلام به دست پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بود، كه با دعايى بلند همراه شد. آن حضرت از مردم پرسيد: «اى مردم، چه كسى بر شما از خودتان صاحب اختيارتر است»؟
ص: 53
گفتند: «خدا و رسولش». سپس با دو دستش دو بازوى على عليه السَّلام را گرفت و آن حضرت را بلند كرد، تا حدى كه پاهاى آن حضرت موازى زانوان پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم رسيد. در آن حال فرمود:
اَلا فَمَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ انْصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُل مَن خَذَلَهُ ...
بدانيد كه هر كس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.
تكرار دعا پس از نصب اميرالمؤمنين عليه السَّلام در غدير(1)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در ادامه خطبه براى تأكيد بر نقطه حساس غدير دعايى را كه پس از «مَن كُنتُ مَولاهُ ...» فرموده بود، بار ديگر به اين صورت تكرار كرد:
يَقولُ اللّه ُ : «ما يُبَدَّلُ القَولُ لَدَىَّ». بِاَمرِكَ يا رَبِّ اَقولُ: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ اْنصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُل مَن خَذَلَهُ وَ العَن مَن اَنكَرَهُ وَ اغْضِب عَلى مَن جَحَدَ حَقَّهُ.
ص: 54
خداوند مى فرمايد: «سخن در پيشگاه من تغيير نمى پذيرد»، پروردگارا، به امر تو مى گويم : «خداوندا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس على را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس على را يارى كند و خوار كن هر كس على را خوار كند، و لعنت نما هر كس على را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق على را انكار نمايد».
اعلان نزول آيه اكمال در غدير با يك دعا(1)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در ادامه خطابه غدير، نزول آيه اكمال پس از اعلان ولايت را در قالب يك دعا چنين بيان فرمود:
اللّهُمَّ اِنَّكَ اَنزَلتَ الآيَةَ فى عَلىٍّ وَليِّكَ عِندَ تَبيينِ ذلِكَ وَ نَصبِكَ ايّاهُ لِهذَا اليَومِ : «اَليَومَ اَكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَ اَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسلامَ دينا». وَ قُلتَ: «اِنَّ الدّينَ عِندَ اللّه ِ الاِسلامُ»، وَ قُلتَ: «وَ مَن يَبتَغِ غَيرَ الاِسلامِ دينا فَلَن يُقبَلَ مِنهُ وَهُوَ فِى الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرينَ».
پروردگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن على در اين روز اين آيه را درباره او نازل كردى: «امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر
ص: 55
شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم»،و فرمودى: «دين نزد خدا اسلام است» و فرمودى: «هر كس دينى غير از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود».
شاهد گرفتن خدا بر ابلاغ غدير با يك دعا(1)
در اواسط خطابه غدير كه كار اصلىِ اعلان ولايت دوازده امام عليهم السَّلام به طور دقيق و كامل انجام گرفته بود و آيه اكمال مُهر تأييد الهى بر اين تبليغ بود، پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم عملكرد خود نسبت به آيه تبليغ و ابلاغ كامل پيام غدير را در قالب يك دعا بر زبان آورد و خدا را شاهد گرفت و عرضه داشت:
اَللّهُمَّ اِنّى اُشهِدُكَ اَنّى قَد بَلَّغتُ.
پروردگارا، تو را شاهد مى گيرم كه من ابلاغ نمودم.
سفارش به نماز در خطبه(2)
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در اواخر خطبه سخنانى درباره عبادات به خصوص نماز
ص: 56
فرمود، و دو نكته اساسى درباره آنها پايه گذارى كرد كه تا ابد راهكار مسلمانان باشد:
1. نماز و ساير عبادات بايد در همه جزئيات آن گونه باشد كه خدا فرموده و نمى توان به شكل كلى آن اكتفا كرد.
2. براى دانستن مسائل نماز و بقيه عبادات فقط بايد به امامان منصوب شده در غدير مراجعه كرد، كه نمايندگان مستقيم خداوند هستند، و هيچ كس ديگرى حق اظهار نظر درباره احكام الهى ندارد.
آن حضرت درباره اين دو اصل مهم چنين فرمود:
مَعاشِرَ النّاسِ ، اَقيموا الصَّلاةَ وَ آتوا الزَّكاةَ كَما اَمَرَكُمُ اللّه ُ عَزَّ وَ جَلَّ، فَاِن طالَ عَلَيكُمُ الاَمَدُ فَقَصَّرتُم اَو نَسيتُم فَعَلىٌّ وَليُّكُم وَمُبَيِّنٌ لَكُم؛ الَّذى نَصَبَهُ اللّه ُ عزَّ وَ جَلَّ لَكُم بَعدى اَمينَ خَلقِهِ.
اى مردم، نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد همان گونه كه خداوند عز و جل به شما فرمان داده است؛ و اگر زمان طويلى بر شما گذشت و كوتاهى نموديد يا فراموش كرديد، على صاحب اختيار شماست و براى شما بيان مى كند، او كه خداوند عز و جل بعد از من به عنوان امين بر خلقش او را منصوب نموده است.
ص: 57
سفارش دوباره به نماز در خطبه(1)
آنچه در اواخر خطابه غدير جلب توجه مى كند تكرار سفارش به عبادات و نماز است، و جالب تر اينكه خودِ حضرت تأكيد مى كند كه من سخن خود را تكرار مى كنم!
اين يعنى متوجه هستم كه لحظاتى پيش عين اين سخن را بر زبان آورده ام و شما شنيده ايد، اما چون برايم اهميت دارد و مى خواهم شما هم متوجه اين اهميت باشيد آن را تكرار مى كنم و مجددا بر زبان جارى
مى نمايم. در اين باره فرمود:
اَلا وَ اِنّى اُجَدِّدُ القَولَ: اَلا فَاَقيموا الصَّلاةَ وَ آتوا الزَّكاةَ وَ أْمُروا بِالمَعروفِ وَ انْهَوا عَنِ المُنكَرِ.
من سخن خود را تكرار مى كنم : نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و به كار نيك امر كنيد و از منكرات نهى نماييد.
ص: 58
ختم خطابه غدير با دعا(1)
آنگاه كه خطابه غدير به آخرين كلماتش رسيد پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با 3 دعا آن را به پايان برد: يكى قول به پروردگار براى وفادارى به غدير، و ديگرى تشكر از خداوند براى هدايت به غدير، و سوم دعاى خير براى
پذيرندگان غدير و نفرين بر منكرين آن. در اين باره چنين فرمود:
1. مَعاشِرَ النّاسِ ، قولوا الَّذى قُلتُ لَكُم وَ سَلِّموا عَلى عَلىٍّ بِاِمرَةِ المُؤمِنينَ، وَ قولوا : «سَمِعنا وَ اَطَعنا غُفرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيكَ المَصيرُ».
اى مردم، آنچه به شما گفتم بگوييد (تكرار كنيد)، و به على به عنوان «اميرالمؤمنين» سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا مغفرت تو را مى خواهيم و بازگشت به سوى توست».
2. وَ قولوا : «الحَمدُ ِللّه ِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهتَدِىَ لَولا اَن هَدانَا اللّه ُ، لَقَد جاءَت رُسُلُ رَبِّنا بِالحَقِّ» ....
ص: 59
و بگوييد: «حمد و سپاس خداى را كه ما را به اين راه هدايت كرد، و اگر خداوند هدايت نمى كرد ما هدايتنمى شديم. فرستادگان پروردگارمان به حق آمده اند».
3. اَللّهُمَّ اغْفِر لِلمُؤمِنينَ بِما اَدَّيتُ وَ اَمَرتُ وَ اغْضِب عَلَى الجاحِدينَ الكافِرينَ ، وَ الحَمدُ ِللّه ِ رَبِّ العالَمينَ.
خدايا، به خاطر آنچه ادا كردم و امر نمودم مؤمنين را بيامرز، و بر منكرين كه كافرند غضب نما، و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.
نمازهاى واجب در سه روزه غدير(1)
براى بيعت گرفتن از صد و بيست هزار نفر حاضر در غدير سه روز وقت لازم بود، تا همه بتوانند با هر دو بزرگوار بيعت كنند. ابتدا در خيمه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با آن حضرت و سپس در خيمه اميرالمؤمنين عليه السَّلام با حضرتش بيعت نمودند.
ص: 60
اين بود كه در روزهاى هيجدهم و نوزدهم و بيستم ذى الحجه، هنگام اذان نمازها به جماعت به امامت پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم خوانده مى شد، و دوباره بهمراسم بيعت باز مى گشتند. طبق رواياتى در آن سه روز نماز ظهر و عصر و نيز مغرب و عشا با هم و در يك زمان خوانده مى شد.
مُنكر نماز و غدير(1)
در آخرين ساعات روز بيستم ذى الحجة با پايان مراسم بيعت غدير، حارث فهرى به عنوان منكر غدير برخاست و با لسانى تند و با جسارت در برابر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم قرار گرفت و گفت: «وقتى قرار شد تو رسول اللّه باشى و على جانشين بعد از تو باشد و فاطمه دخترت سيده زنان عالم و حسن و حسين سيد جوانان اهل بهشت باشند، پس براى ساير قريش چيزى باقى نگذاشته اى»؟! پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم فرمود: «من اين مقامات را تعيين نكرده ام، بلكه خداوند معين فرموده است».
حارث سخن را به نقطه اصلى اعتراضش باز گرداند و به خصوص نماز را نام برد و گفت:
ص: 61
اى محمد، ما را دعوت كردى كه «لا اِله اِلاَّ اللّه» را قبول كنيم و ما هم پذيرفتيم. سپس دعوتمان كردى كه پيامبرى تو را بپذيريم و ما پذيرفتيم در حالى كه قلبمان رضايت نمى داد!!
سپس دستور نماز و بعد از آن روزه را دادى و ما انجام داديم. بعد از آن دستور حج و خمس و زكات را دادى و ما انجام داديم.
به همه اينها اكتفا نكردى تا امروز كه پسر عمويت را منصوب نمودى و گفتى: «مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَن والاهُ ...» آيا واقعا همه اينها از طرف خدا بود؟
پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در پاسخ حارث فرمود: «از طرف خدا به من وحى مى شود و جبرئيل سفير و واسطه الهى است و من به مردم خبر مى دهم، و جز آنچه خدا دستور دهد چيزى را اعلام نمى كنم». اينجا بود كه حارث سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت:
خدايا، اگر محمد در آنچه مى گويد صادق و راستگوست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذابى بر ما نازل كن كه انتقامى در اولين ما (منكرين ولايت) و نشانه اى براى آيندگان ما باشد؛ و اگر آنچه محمد مى گويد دروغ است عذابى بر او نازل كن.
ص: 62
سنگ آسمانى بر دشمن نماز تا غدير(1)
پس از اين سخنان كفرآميز منكر نماز تا غدير پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم به او فرمود:«اى حارث، يا توبه كن و يا از پيش ما برو»! حارث گفت: «اى محمد، راه ديگر اين است كه براى قريش هم نصيبى از آنچه در اختيار دارى قرار دهى، چرا كه با اين برنامه تو بنى هاشم همه مناقب عرب و عجم را به خود اختصاص دادند»!
حضرت فرمود: «اين مسئله در اختيار من نيست، بلكه مربوط به خداوند تبارك و تعالى است». حارث گفت: «اگر اين گونه است اعلام مى كنم كه قلبم توبه را نمى پذيرد، ولى از حضور تو مى روم»!
آنگاه برخاست و به سرعت به طرف شترش رفت و سوار شد و حركت كرد. دو عذاب الهى با هم بر حارث نازل شد در حالى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم و اصحابش از فاصله اى او را مى ديدند. خداوند پرنده اى از آسمان فرستاد كه در منقار او ريگى به اندازه عدس بود و آن را بر سر حارث رها كرد. سنگريزه از سر او وارد شد و طول قامت او را در
ص: 63
نورديد و او را نقش زمين ساخت، در حالى كه پاهايش را بر زمين مى كوبيد. در همين حال ابر سياهى ظاهر شد و رعد و برقى زد و صاعقه اى پديد آورد كه بر بدن حارث خورد و او را سوزانيد.
در آن لحظات جبرئيل نازل شد و سند قرآنى اين معجزه غدير را كه دعاى ظالم به غدير بر عليه خودش بود، با آيات 1 تا 3 سوره معارج آورد:
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلكافِرينَ لَيسَ لَهُ دافِعٌ، مِنَ اللّه ِ ذِى المِعارِجِ».
درخواست كننده اى عذاب واقع را درخواست كرد كه كافران قدرت دفع آن را ندارند، و اين از طرف خداوند بود.
ص: 64
ص: 65
با پايان مراسم سه روزه غدير هرگز پرونده آن بسته نشد، و در كنار معارف گسترده آن مجموعه اى از دعاها و نمازها و عبادات در ارتباط باغدير به عنوان تجديد عهد و پيمان و بيعت با آن براى ما باقى ماند. از سوى ديگر مسجد زيباى غدير در محل تشكيل مجلس 120000 نفرى آن و جايگاه سخنرانى جهانى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بنا گرديد و براى نسل هاى مسلمانان به يادگار ماند.
علامت گذارى مسجد غدير(1)
با غروب روز بيستم ذى الحجه، پس از سه روز مراسم پرشور غدير
ص: 66
پايان يافت و آن روزها به عنوان «ايام الولاية» در ذهن ها نقش بست. اكنون مسلمانان با حضور ده ها هزار نفرى در بى سابقه ترين مراسم اسلام و با شنيدن بلندترين و مهم ترين خطابه پيامبرشان درباره جانشينى دوازده امام معصوم عليهم السَّلام تا روز قيامت، آماده بازگشت به شهر و ديار خود مى شدند. لذا جايگاه منبر و محدوده اطراف آن با چيدن سنگ هايى علامت گذارى شد، تا در آينده هاى تاريخ به عنوان «مسجد غدير» يادگار آن روز عظيم باشد.
اين مكان مقدس در طول چهارده قرن همواره با نام «مسجد پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در غدير» بر سر زبان ها ماند، و ميليون ها زائر بيت اللّه در مسير رفت و برگشت حج بدان متبرك گشتند، و با عبادت در آن به بارگاه الهى تقرب جستند. در اين باره بيش از همه ائمه عليهم السَّلام به اصحابشان سفارش اكيدداشتند كه از زيارت مسجد غدير غفلت نكنند.
تخريب مسجد غدير به دست دشمنان(1)
همان گونه كه «غدير» پرچمى بر بلنداى تاريخ است كه از آن نور سبز «على ولى اللّه» مى درخشد، مسجد غدير هم تيرى به چشم دشمنان ولايت بوده كه بناى گِل و آجرى آن به عنوان سندى زنده از غدير در قلب كوه و صحرا مى درخشيد. از همين جاست كه دشمنان غدير و تابعين آنان در طول قرن ها هرگز چشمِ ديدن چنين بناى اعتقادى - تاريخى را نداشتند.
ص: 67
مسجد غدير خم از قرن اول تا قرن حاضر آباد بوده، و هر از چند گاه مورد تعرض دشمنان اهل بيت عليهم السَّلام قرار گرفته و دوباره باز سازى شدهاست. اين مسجد حتى بعد از خرابى بقيع باقى بوده است، تا آنكه در سال هاى اخير حكومت عربستان اين مسجد را كاملاً خراب كرده و آثارآن را از بين برده است.
آثار مسجد غدير كه توسط پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم و اصحابش علامت گذارى شده بود، اولين بار به دست سقيفه از ميان برده شد و علائم آن محو گرديد.
بار ديگر در زمان اميرالمؤمنين عليه السَّلام احيا شد، ولى معاويه پس از شهادت آن حضرت ساربانى را با دويست نفر فرستاد و آثار غدير خم را با خاك يكسان كردند!
مسجد غدير در زمان ائمه عليهم السَّلام(1)
بعد از آن امام حسين عليه السَّلام را در مسيرى كه از مكه به عراق مى آمد، مى بينيم كه كاروان كربلا را از غدير عبور مى دهد و در آنجا توقفى دارد.
ص: 68
بار ديگر مسجد غدير را در زمان امام باقر عليه السَّلام احيا شده مى بينيم. پس از آن امام صادق عليه السَّلام را مى بينيم كه رسما در سفر از مدينه به مكه در غدير توقفى مى نمايد و جاى منبر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم و جزئياتى از واقعه را نشان مى دهد. در نقطه اى ديگر محل خيمه منافقين را نشان مى دهد و برخى توطئه هاى آنان را بيان مى فرمايد.
در زمان امام كاظم عليه السَّلام نيز مسجد غدير را آباد مى بينيم، و حضرت به اصحابش دستور نماز در آن مسجد را مى دهد، و تصريح مى فرمايد كه پدرم نيز چنين دستورى را به اصحابش مى داد.
مسجد غدير از غيبت صغرى تا قرن چهاردهم(1)
غدير خم جاى خود را در جغرافياى اسلام باز كرده، به گونه اى كه ظالمان جرئت خراب كردن آن را نداشته اند و صفحات تاريخ همچنان حكايت از حفظ مسجد غدير دارد. در آغاز غيبت صغرى (سال 260 ق) كه على بن مهزيار اهوازى در سفرى كه به اشتياق ديدار امام زمان عليه السَّلام عازم مكه است در غدير پياده مى شود و در مسجد آنجا به مناجات مى پردازد.
ص: 69
پس از آن شيخ صدوق (متوفاى 381 ق) را مى بينيم كه تصريح بهبقاى مسجد غدير در زمان خود مى نمايد، و بر استحباب نماز در آنجا تأكيد مى كند.
بعد از او شيخ طوسى (متوفاى 460 ق) به وجود مسجد غدير در زمان خود اشاره مى كند.
قاضى ابن براج (متوفاى 481 ق) بقاى اين مسجد را تا زمان خود خاطر نشان ساخته، و پس از او ابن حمزه (متوفاى 560 ق) به اين مطلب تصريح مى كند.
پس از آن ابن ادريس حلى (متوفاى 598 ق) بقاى مسجد غدير در زمان خود را يادآور شده، و بعد از او علامه حلى (متوفاى 726 ق) اين مطلب را خاطر نشان كرده است. تا زمان شهيد اول (متوفاى 768 ق) كه مى گويد: «ديوارهاى اين مسجد تا امروز باقى است».
بعد از آن شيخ يوسف بحرانى (متوفاى 1186 ق) را مى بينيم كه به وجود مسجد غدير در زمان خود تصريح مى كند. سيد حيدر كاظمى(متوفاى 1265 ق) از وجود مسجد غدير خبر داده و مى گويد: «با آنكه جاده از غدير فاصله دارد ولى مسجد آن مشهور است».
محدث نورى نيز از وجود آن در قبل از سال 1300 ق خبر داده كه در سفر حج با استاد خود سيد مهدى قزوينى حلى در مسجد غدير نماز خوانده اند.
ص: 70
قرن چهاردهم و انهدام مسجد غدير(1)
شكى نيست كه چون منطقه غدير در مسير سيل است تغييراتى در شكل و حدود جغرافيايى آن پديد آمده است. در زمان عثمانى ها سيل شديد باعث خرابى مسجد شده و دوباره اقدام به بازسازى آن گرديده است.
نكته قابل توجه عنايت خاص سلاطين هند به مسجد غدير بوده، كه چند بار توسط آنان تعمير و بازسازى شده است. آنچه مسلم است اينكه تا يك قرن پيش و قبل از سلطه وهابيان در عربستان مسجد غدير رسما پا بر جا بوده و محل زيارت و نماز حاجيان در رفت و برگشت حج بوده است.
يكى از بناهاى مقدسى كه وهابيت همچون ساير موارد به انهدام آن دست يازيده مسجد غدير است. آنان با دو اقدام كينه توزانه اثر مسجد غدير را به كلى محو كرده اند:
1. ساختمان مسجد را كاملاً منهدم ساخته و از بين برده اند و اثرى از آن باقى نگذاشته اند.
2. جاده را به قدرى از غدير فاصله داده اند كه حتى دورنماى آن را از جاده نمى توان ديد.
ص: 71
محل كنونى مسجد غدير(1)
هم اكنون غدير به صورت بيابانى است كه در آن آبگير و چشمه آبى است و محل مسجد - كه اكنون اثرى از آن نيست - بين چشمه و آبگير بوده است. اين منطقه در حدود 200 كيلومترى مكه در نزديكى شهر «رابغ» در كنار روستاى جحفه قرار دارد، كه ميقات حُجاج است.
اين منطقه هم اكنون به نام «غدير» شناخته مى شود، و مردم آنجا به خوبى از محل دقيق و نام آن آگاهند؛ و مى دانند كه شيعيان هر از چندگاهى براى زيارت آن به منطقه مى آيند و پرس و جو مى كنند.
غدير روزِ شكر و حمد الهى(2)
امامان معصوم عليهم السَّلام كه خود منصوب شدگان غدير به عنوان جانشينان پيامبرند، دستوراتى براى زنده نگه داشتن غدير داده اند، كه از جمله آنها دعاهايى به عنوان سپاسگزارى درباره نعمت عظيم ولايت است، و 3 نمونه آنها را در اينجا مى آوريم:
1. اميرالمؤمنين عليه السَّلام فرمود: «در اين روز خداوند را بر اين نعمت (ولايت) كه بر شما ارزانى داشته شكر كنيد».
2 امام صادق عليه السَّلام فرمود: «اين روز، روزِ شكر خداوند و حمد اوست بر آنچه خداوند از امر ولايت بر شما ارزانى داشته است».
ص: 72
3. ادعيه مفصلى درباره چگونگى شكرگزارى در اين روز وارد شده است كه مضمون يكى از آنها چنين است:
شكر خدا را كه فضيلتِ اين روز را به ما شناسانيد و حُرمت آن را به ما فهمانيد، و با معرفت آن به ما شرافت داد.
نماز و عبادت و احياى غدير(1)
دستورات امامان غدير براى زنده نگه داشتن آن پس از سپاسگزارى به مجموعه اى از نمازها و عبادات مى رسد، كه 3 نمونه از آن را ذكر مى كنيم:
1. امام صادق عليه السَّلام فرمود: «اين روز، روزِ عبادت و نماز است».
2. امام صادق عليه السَّلام فرمود: «نيم ساعت قبل از ظهر - به عنوان شكر خداوند - دو ركعت نماز بخوان. در هر ركعت سوره را حمد ده مرتبه، سوره توحيد ده مرتبه، سوره قدر ده مرتبه، آية الكرسى ده مرتبه بخوان».
ص: 73
سپس فرمود: «هر كس اين نماز را بخواند نزد خداوند معادل صد هزار حج و صد هزار عمره است، و هر حاجتى از حوائج دنيا و آخرت را از خدا بخواهد به آسانى و عافيت بر مى آورد».
3. امام صادق عليه السَّلام فرمود: «مستحب است نماز در مسجد غدير، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن مكان اميرالمؤمنين عليه السلام را منصوب فرموده و خداوند حق را در اين روز ظاهر نموده است».
دعاى غدير: تجديد عهد و پيمان و بيعت(1)
دعاهاى مختصر و مفصلى براى روز غدير وارد شده است، كه خواندن آنها نوعى تجديد عهد و پيمان با خدا و رسول و ائمه عليهم السَّلام به شمار مى آيد و مى توان به عنوان «تجديد بيعت» از آن ياد كرد.
مضامين والاى اين دعاها در قالب شكرگزارى و اظهارِ عقايدِ يك شيعه در ولايت و برائت، و دعا براى آينده عقايد اوست كه مى توان آنها را تحت 3 عنوانِ «ولايت»، «برائت» و «مباركى روز غدير» خلاصه كرد. ذيلاً به 10 مورد از دعاهاى روز غدير اشاره مى كنيم:
1. خدايا همان گونه كه در ابتداى خلقتِ من (در عالم ذر) مرااز اجابت كنندگان «بلى» گويان قرار دادى، و پس از آن كَرَم
ص: 74
ديگرى نمودى كه همان عهد را در غدير تجديد نمودى و مرا به امامان هدايت فرمودى، خدايا اين نعمت را كامل فرما و تا هنگام مرگ آن را از من مگير، و مرا طورى بميران كه از من راضى باشى.
2. خداوندا، ما نداىِ منادىِ ايمان را اجابت كرديم، كه آن منادى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم بود و نداىِ او ولايت بود.
3. خدايا، تو را شكر كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله ما را به امامان عليهم السَّلام هدايت كردى كه آنان كمال دين و تمام نعمت بودند، و با اين هدايت بود كه اسلام را به عنوان دين ما پسنديدى.
4. خدايا، ما تابع پيامبر و اميرالمؤمنين عليهماالسَّلام هستيم، و به جبت و طاغوت و بُت هاى چهارگانه و تابعين آنها كفر مى ورزيم، و از هر كس كه آنان را دوست بدارد از اول تا آخر روزگار بيزاريم. خدايا، ما را با امامانمان محشور فرما.
5. خدايا، ما بيزار هستيم از هر كس كه با امامان روى جنگ داشته باشد، از جن و انس از اولين و آخرين.
6. خدايا تو را شكر مى كنيم بر ولايت اميرالمؤمنين عليه السَّلام و بر اتمام نعمت و تجديد عهد و پيمان بر ولايت او، و اينكه ما را از اتباعِ تغيير دهندگانِ دين و تحريف كنندگان قرار ندادى.
7. خدايا، در اين روز (غدير) چشم ما را روشن گردان، و پراكندگى ما را جمع فرما، و ما را بعد از هدايت گمراه مگردان، و ما را از شكر گزاران نعمتت قرار ده.
ص: 75
8. شكر خدا را كه ما را به اين روز گرامى داشته و ما را از وفاداران به عهد و پيمانش درباره واليان امرمان قرار داده است.
9. خدايا، اين روزى كه ما را به آن گرامى داشته اى مبارك فرما، و ما را در ولايت ثابت قدم فرما، و ايمانِ ما را مستودَع و عاريه قرار مده، و ما را از برائت جويندگان از دعوت كنندگان به دوزخ قرار بده.
10. خدايا، ما را توفيقِ همراهى با حضرت مهدى عليه السَّلام و حضور تحت لوايش عنايت فرما.
ص: 76
پيش گفتار
نماز و ولايت در سفر غدير··· 5
اعلان ولايت پس از نماز غدير··· 6
جلوه نماز در سايه ولايت··· 6
داستان هاى نمازِ غديرى··· 7
1
نماز از اعلان سفر غدير تا مكه
نخستين آيه غدير در مدينه··· 10
مرحله دومِ آيات غدير در مدينه··· 11
نزول آيات حج و اعلان عمومى··· 12
حركت به سوى مكه··· 13
نماز در مسجد شجره··· 13
نظافت و غسل در ميقات حج··· 14
غسل نِفاس قبل از مراسم احرام··· 14
بناى مسجد در محل نمازهاى پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم··· 15
ص: 77
2
نماز در مكه قبل از غدير
نماز طواف در مقام ابراهيم عليه السَّلام··· 18
آموزش نماز توسط پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در مكه··· 20
پوشش جديد براى كعبه··· 20
نماز در مِنا قبل از عرفات··· 21
نماز در مسجد «عُرَنه» قبل از عرفات··· 21
خوشامد به مهمانان پروردگار··· 22
دعاى اول پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات··· 23
دعاى دوم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات··· 23
دعاى سوم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات··· 24
دعاى چهارم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات··· 25
دعاى پنجم پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم در عرفات··· 27
سفارش نماز در عرفات··· 28
سؤال درباره نماز در مشعر··· 28
نماز صبح در مشعر الحرام··· 30
سفارش به نماز در مِنا··· 31
خطابه پيامبرصلّى الله عليه و آله وسلّم پس از نماز در مسجد خيف··· 32
خطابه پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم درباره مساجد··· 34
هشدار پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم درباره نماز و اذان و مسجد··· 35
رحمت خدا به خاطر عبادت كنندگان مخلص··· 37
خبر پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم از آسيب هاى مسجد و نماز··· 37
ص: 78
3
نماز از مكه تا غدير
وداع پيامبر صلّى الله عليه و آله وسلّم با مسجد الحرام··· 40
نماز در «قُدَيد»··· 41
دعاى اول براى على عليه السلام در «قُدَيد»··· 42
دعاى دوم براى على عليه السلام در «قُدَيد»··· 43
4
نماز در سه روزه غدير
جايگاه نماز و منبر در غدير··· 49
نماز جماعت در برابر منبر غدير··· 50
آغاز خطابه غدير با ياد دعا··· 50
ثناى خطابه غدير با حمد الهى··· 52
معرفى اميرالمؤمنين صلّى الله عليه و آله وسلّم با نماز در خطبه··· 52
نصب اميرالمؤمنين صلّى الله عليه و آله وسلّم در غدير با دعايى بلند··· 53
تكرار دعا پس از نصب اميرالمؤمنين صلّى الله عليه و آله وسلّم در غدير··· 54
اعلان نزول آيه اكمال در غدير با يك دعا··· 55
شاهد گرفتن خدا بر ابلاغ غدير با يك دعا··· 56
سفارش به نماز در خطبه··· 56
سفارش دوباره به نماز در خطبه··· 58
ختم خطابه غدير با دعا··· 59
ص: 79
نمازهاى واجب در سه روزه غدير··· 60
مُنكر نماز و غدير !··· 61
سنگ آسمانى بر دشمن نماز تا غدير !··· 63
5
نماز بعد از غدير تا مدينه
علامت گذارى مسجد غدير··· 66
تخريب مسجد غدير به دست دشمنان··· 67
مسجد غدير در زمان ائمه عليهم السَّلام··· 68
مسجد غدير از غيبت صغرى تا قرن چهاردهم··· 69
قرن چهاردهم و انهدام مسجد غدير··· 71
محل كنونى مسجد غدير··· 72
غدير روزِ شكر و حمد الهى··· 72
نماز و عبادت و احياى غدير··· 73
دعاى غدير: تجديد عهد و پيمان و بيعت··· 74
ص: 80