اگر در غدير بوديم ... ؟ نگاه هاى كنجكاوانه به حادثه عظيم غدير

مشخصات کتاب

عنوان و نام پديدآور : اگر در غدیر بودیم...؟: نگاه های کنجکاوانه به حادثه عظیم غدیر / محمد باقر انصاری.

مشخصات نشر : قم: دلیل ما، 1387.

مشخصات ظاهری : 159 ص.

شابک : 11000 ریال(چاپ چهارم) ؛ 16000 ریال : 978-964-397-085-7

يادداشت : ص. ع. به انگلیسی:Mohammad Bager Ansari. If we were in Ghadir...? The curious look at Ghadir supreme event.

يادداشت : چاپ چهارم : پاییز 1386.

يادداشت : چاپ پنجم.

موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت

موضوع : غدیر خم

رده بندی کنگره : BP223/54/الف83الف7 1387

رده بندی دیویی : 297/452

شماره کتابشناسی ملی : 1 3 3 7 6 8 9

اطلاعات رکورد کتابشناسی : ركورد كامل

ویراستار دیجیتالی: محمد مبین روزبهانی

خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان

ص: 1

اشاره

شناسنامه

ص: 2

اهداء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اهداء

به آنان كه در تنهايى دل سرى به غدير مى زنند، و با كنجاوى رازهاى نهفتهٔ آن را جستجو مى كنند.

ص: 3

سفید

ص: 4

مقدمه

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اگر در غدير بوديم ... چه مى ديديم ... ؟

چه مى پرسيديم ... ؟

چه مى شنيديم ... ؟

چه مى فهميديم ...؟

«اگر در غدير بوديم» سخن دل هر مسلمانى است كه وارد واقعهٔ عظيم غدير مى شود، و زواياى متفاوت آن مبهوتش مى نمايد.

كنفرانسى زير آسمان باز، حضور بيش از صد و بيست هزار نفر در برابر يك خطيب، دو نفر بالاى منبرى از سنگ، بيعتى با قلبها و زبانها و دستها در طول سه روز، حضور جبرئيل و نزول پياپى وحى در آن مراسم، سرودن شعر در حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، و اين همه برنامهٔ غير عادى كه تاكنون در زندگى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اتفاق نيفتاده، با چه اهدافى برنامه ريزى شده است؟

ص: 5

از سوى ديگر حضور خط نفاق در آن صحراى سوزان، توطئه هاى پى در پى و سنگ اندازى هاى متعدد در برابر آن برنامه عظيم، تا آنجا كه كه قصد جان نبى و وصى نمايند، علامت سؤالى همراه با تعجب بر چشم هر شنونده اى نقش مى كند.

هر بيننده اى با خود مى گويد: جز خدا چه كسى مى توانست جان پيامبر و اميرالمؤمنين (علیهما السّلام) را از شر آنان حفظ كند، و با وجود آنان چگونه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توانست آن برنامه عظيم را - آن هم نه در يك ساعت كه در سه روز - اجرا نمايد؟

اينجاست كه اشتياق حضور در غدير، و جستجوى هزاران سؤال كه از آن منظره شورانگيز در دل خطور مى كند، و دريافت پاسخ آنها در دل زنده مى شود.

ص: 6

مطمئنا اگر با تمام وجود در غدير باشيم، و زواياى آن را زير ذره بين تفكر آوريم، متن ماجرا گوياى همه چيز است. نه تنها هيچ سؤالى را بى پاسخ نخواهد گذاشت، بلكه پرده از صدها نكتهٔ جديد برخواهد داشت، كه بر قلب احدى خطور نكرده باشد.

خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) غدير را به گونه اى برنامه ريزى كرده اند كه مانند روز روشن از هر ابهامى به دور باشد، و هر روز كه مى گذرد گنج هاى تازه اى از اعماق آن بركهٔ آسمانى استخراج شود.

ص: 7

در كتاب حاضر دست در دست هم مى دهيم و قافله اى ميلياردى از همهٔ دل هايى كه آرزو مى كنند «اى كاش در غدير بوديم»، روانهٔ غدير خم مى نماييم؛ تا آثار دير آشناى اعتقاد خود را از نزديك ببينيم و با آن تجديد عهدى نماييم و آنچه مى يابيم بر زبان آوريم.

اين دلنوشته ها آغاز راه غوص در اعماق غدير است، كه تا ظهور آخرين وارث غدير ادامه خواهد يافت. به اميد روزى كه در حضور او سفرى به غدير خواهيم كرد، و از دو لب مباركش اسرار و رموز غدير را خواهيم شنيد و لذت آن را با نگاه در چهرهٔ امام غدير خواهيم چشيد.

قم، محمد باقر انصارى

عيد غدير 1425 ، 10 بهمن 1383

ص: 8

1

اشارة

ص: 9

اى كاش من هم آنجا بودم

احساسات در غدير غرق مى شود و انسان را از خود بى خود مى كند. حالت با شكوه و استثنايى غدير عقل را متحير مى سازد. انسان بى اختيار دنبال كسى مى گردد تا هزاران سؤال درونش را از او بپرسد. از منظره عجيب آن روز، كارهاى استثنايى شخصيتى چون پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، حركات مشكوك منافقين، و ده ها اتفاق فوق العاده كه يكى پس از ديگرى اتفاق مى افتاد.

اينجاست كه هر كس با خود مى گويد: اى كاش من آنجا بودم. آنگاه تصور مى كند اگر من در غدير بودم چه حالى داشتم، و چه افكارى بر ذهنم هجوم مى آورد، و چگونه در آن مراسم با شكوه مشاركت و كمك مى كردم، و چه برداشت هايى از آن مجلس عظيم داشتم؟

ص: 10

بناى هزاران پيامبر ضمانت ابدى يافت

غدير آخرين خشت بنايى بود كه 124000 پيامبر در طول بيش از پنج هزار سال به پايه گذارى و بالا بردن و تكميل ساختمان آن همت گماشتند، و هر يك به سهم خود گوشه اى از اين بناى عظيم را آراستند، و نام آن به حكم «ان الدين عند اللّه الاسلام» در همه اعصار «اسلام» بود و بس.

تا آنكه پروردگار، پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بعد از همه پيامبران به عنوان معمار اعظم اين بنا فرستاد تا آن عمارت را به گونه اى جهانى رنگ و آب دهد و آنچه بدان افزودنى است بيفزايد و كامل ترين گونه غير قابل تغيير آن را براى ابديت آماده كند.

در حالى كه يك اثر باستانىِ از كار افتاده، تنها براى حفظ و مرمتش نياز به سرپرست دارد، آيا بناى چند هزار ساله اسلام كه مى خواهد تا روز قيامت به عنوان مرجع دنيا و آخرت ميلياردها انسان مورد استفاده قرار گيرد، نياز به محافظى ندارد كه از جاى جاى آن آگاهى داشته باشد و قدرت تامى بر اين حفاظت در او باشد و سابقه دلسوزى او براى اسلام بر همه روشن باشد؟

آيا اگر اين مرحله به انجام نرسد مساوى با ضايع شدن زحمات انبيا نيست؟ آيا نبايد اذعان داشته باشيم برنامهٔ غدير آخرين مرحله از يك تلاش چند هزار ساله بود كه معمارش با اجراى آن همهٔ بشريت را مديون خود ساخت؟!!

ص: 11

اى كاش آن ديدنى ترين روز تاريخ برمى گشت

واقعا اگر ما در غدير بوديم چه چيزهايى جلب توجه مى كرد؟ آن روز مردم چه چيزهايى را دانستند كه تا آن روز نمى دانستند؟ آن روز چه مطالبى مستحكم شد كه دشمنان را مأيوس كرد؟ آن روز كدام پايه اسلام پى ريزى شد كه ابديت آن را تضمين كرد؟

كسى كه از غدير مى آيد اخبار مهمى به ارمغان مى آورد! شنوندهٔ اين گزارش آرزو مى كند كه اى كاش زمان به عقب برمى گشت تا شخصا آن ديدنى ترين روز تاريخ را مى ديد و با گوش خود آن خطبه جاودانى را مى شنيد.

تصور اينكه اگر ما در كاروان غدير بوديم با چه احساس شعفى از لحظه به لحظه آن روز برگى براى پروندهٔ خود ورق مى زديم، منظرهٔ سبزى را در ذهن باز مى كند كه چشم انداز آن مى گويد: در آن روز هر كسى آرزو داشت بيشتر همراه رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد تا پيام او را به منطقهٔ خود به عنوان هديه ببرد.

ص: 12

يا على، ولايتت مبارك باد

آرزوى حضور در غدير خواسته دل هر دوستدار على (علیه السّلام) است كه آيه اكمال را نمايان كننده كامل حقيقتِ ولايت مى داند، و معتقد است كه فقط وجود نازنين اميرالمؤمنين (علیه السّلام) مى تواند اين ولايت بزرگ را بر عهده بگيرد، و اين ولايت الهى را با رفتار ملكوتيش اجرا نمايد.

آرزوى دل غديريان در روزگار پس از غدير چنين است: اى كاش در غدير بودم و به چهرهٔ مباركش نگاه مى كردم و مى گفتم: «يا على! ولايتت مبارك باد». اگر صداى لبيك از خيمهٔ غدير شنيده شود عاجز خواهيم بود از اينكه احساس خويش را بر زبان آوريم و با قلم بنگاريم.

ص: 13

غدير نثار نور بر ذرات عالم است

غدير حادثه ولايت است؛ و به گونه اى فوق العاده انجام شده كه هيچگاه فراموش نشود.

خورشيد نبوت تمام نورِ خويش را نثار انسانيت نموده، و همهٔ پروانه هاى ولايت براى سوختن بى قرارى كرده اند. سر تاجِ انسانيت در آغوش ده ها هزار پروانهٔ عاشق، لحظه به لحظه به آن سرزمين نزديك شده است.

آن روز به دست فرزند خليل (علیه السّلام) كعبه محبت ساخته شده و چشمه اى زلال جوشيده كه تا ابد تشنه دلانِ حقيقت را سيراب كند؛ و انفجار نورى رخ داده كه هيچ ذره اى در عالم از تابش آن محروم نماند.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با همان مراسم عظيم گوشزد كرد كه مسئله خلافت يك مسئله عادى نيست كه هر كس بخواهد ديگرى را انتخاب كند و يا قرعه كشى نمايد يا شورى درست كند!

بالاتر اينكه غدير تنها اعلام ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) نيست، بلكه ولايت دوازده امام معصوم (علیهم السّلام) است. بلكه فراتر از اين مى فهماند كه اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و فرزندانش اشرف مخلوقات عالم بعد از پيامبرند، و كسى برتر از على (علیه السّلام) نيست كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دست او را بلند كند و جانشين خود قرار دهد.

ص: 14

غدير آموزش ولايت پذيرى است

ايستادن بر بلنداى غدير و دور دست هاى آن را به تماشا نشستن، احساسى است

كه هر مسلمانى آرزويش را دارد. ابعاد مختلفى از غدير در اين نگاه بر صفحه دل عبور مى كند و رموزى از ناگفته هاى آن را به اشارتى نشان مى دهد.

در اين تصوير، غدير وقوف گاهِ حاجيان كعبهٔ ولايت است، و واقعهٔ غدير نمايش ولايت و آموزشِ ولايت پذيرى و ولايت گِرَوى است.

غدير جرس بيدارى و بانگ فرمانبردارى خداوندگار است؛ و راز غدير اتحاد بر سر حق است؛ و ديوار اين قلعهٔ امن مرزهاى ولايت است.

ص: 15

در غدير بشريت در آستانهٔ بلوغ قرار گرفت

كسى كه در كاروان به غدير نزديك مى شود از نداى «يا ايها الرسول ...» در مى يابد غدير آن روز استثنائى است كه پشت شيطان خواهد شكست و تاريخ ديگرى رقم خواهد خورد. اكنون بشريت با پيمودن مسيرى ششهزار ساله در آستانه بلوغ است. به همين جهت است كه تمام نگاه هاى آسمان و زمين قافله اى را دنبال مى كند كه مى خواهد تقدير انسانيت را به تقديرى حسن رقم زند.

اين قافله عشق زير فرمان رسالت براى سعادت هميشگى بشريت قلعه اى را بنا مى كند كه حوادث روزگار نمى تواند آسيبى به آن برساند. قلعه ولايت كه اگر همه مردم داخل آن مى شدند خداوند جهنم را براى هميشه خاموش مى كرد!

ص: 16

بركهٔ امامت از قطره هاى ولايت لبريز شد

با نگاهى به آينده هاى بلند مدت غدير به راحتى مى توان دريافت كه در غدير پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد تا بگويد: «آنجا كه من ايستادم على آنجاست، بر همان بلندا»! و به همه فهمانيد كه «لااقل گفتارم را به آيندگان برسانيد»، و «اى آيندگان، چشم از پيام رسانان بپوشيد و ديده بر پيام گشاييد».

در اين احساس، پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همگان را به خيمه غدير مى برد تا از باد سياهِ نافرمانى و مادى نگرى امان نامه يابند. همگان ببينند كه عمودِ ولايت هيچ سايه و نيم سايه اى برنمى تابد.

اينجاست كه با تمام وجود شكرانه اين نعمت عظمى بر زبان جارى مى شود: حمد خداى را كه در روز غدير تختگاه على (علیه السّلام) را برافراشت و بركه امامت را از قطره هاى ولايت پذير لبريز ساخت!

سپاس پيامبرش را كه دستان على (علیه السّلام) را بالا گرفت تا دستان افراشته فرشتگان براى بيعت به دستان او رسد، كه اول بيعت آسمانى ها آنگَه بخٍ بخٍ زمينيان!!

زمينيان نيز به جاى آنكه سراغ غدير روند، اين غدير است كه با آغوش باز به استقبالشان آمده، تا خانه هاى دل خود و ديگران را با آن روشن سازند.

ص: 17

قدردان وديعهٔ الهى غدير باشيم

غدير را نبايد بار سنگينى بر دوش خود احساس كرد، بلكه سنگينى آن را پيامبر و امامان (علیهم السّلام) بر دوش كشيده اند تا ما سعادتمند شويم.

ولايت و خلافت بزرگترين لطف پروردگار بر بندگان است، كه زندگى آنان را بر پايه جهان بينى توحيدى استوار ساخته است.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مقدماتى را در طول 23 سال آماده كرد تا تضمين آينده امت با مراسم غدير به احسن وجه به اجرا درآيد.

در واقع غدير بهترين راهى است كه با آمدن آن سكولاريسم و دموكراسى و تئوكراسى و امثال اينها براى هميشه سخنى براى گفتن نخواهد داشت.

بر ماست كه حق اين امانت الهى را ادا نماييم، زيرا ولايت امانتى است كه خداوند در نگهدارى آن به ما نياز ندارد، ولى ما براى سعادت مادى و معنوى خود به آن نيازمنديم.

ص: 18

جهان خواهان ولايت الهى است

تلاش 23 ساله به پايان رسيده بود و جهان نمى خواست از ولايت الهى جدا شود، و راضى نمى شد اين همه زحمت با وفات نبى اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) به پوچ تبديل گردد. آيا خدا به چنين پايانى راضى مى شد؟! هرگز!!

عظمت موضوع بر زمان سنگينى مى كرد و آن را ساكت و بى حركت متوقف كرده بود. آنجا آموزگار تاريخ ارزنده ترين پيام خود را به مسلمين تقديم مى نمود.

ابر مرد هستى نورى را در دست گرفته بود. اشك از ديدگان مؤمنين جارى بود كه مقتداى جديد خود را پيدا كرده بودند.

اللّه اكبر كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با چه زبان ساده اى و با چه عبارات زيبا و كوتاهى او را به جانشينى خود برگزيد و دين را كامل كرد.

ص: 19

غدير آغاز جدى تولى و تبرى بود

نه اينكه در غدير فقط اتمام حجت بر همهٔ مردم عالم شد، بلكه راه هدايت در آسان ترين و كاملترين شكل آن براى همهٔ نسل هاى آينده در نظر گرفته شد. مردم آن روز اگرچه خيال كردند با شكستن بيعت غدير در سقيفه كار آن پايان يافته و پرونده اش بسته شده است، ولى غافل بودند كه دفتر هدايت همه امم از همان روز آغاز شده كه در اوراقش معرفى دشمنان خدا و صراط مستقيم نيز افزوده شده است.

اگر بگوييم «غدير جرقه اى بود براى باز شدن دو پرونده براى دوستان و دشمنان خدا، و آغازى بود براى تبرى و تولى در عميق ترين گونه آن»، سخنى به جا گفته ايم.

دربارهٔ غدير خدا در كامل ترين صورت اتمام حجت فرمود، و هيچ بهانه اى براى هيچ كسى باقى نگذاشت، و به آنان كه بعد از آن همه اتمام حجت قابل هدايت نبودند مهلتى داد تا باطن خود را به همه عالم نشان دهند.

ص: 20

غدير پيوند دهندهٔ حرا به عاشوراست

صلاح عالم امكان به دست خداوند حكيم و عليم و خبيرى است كه تكوين و تشريع را با عالى ترين فرض مصلحت مقرر مى فرمايد، و هموست كه هيجدهم ذى الحجه سال دهم هجرى را بهترين زمان و غدير خم را بهترين مكان براى اعلام كمال دين مقرر مى نمايد.

غدير دريايى از باور و بصيرت است كه از سويى به بعثت در حرا متصل مى شود، و از سويى ديگر به شهادت در كربلا پيوند مى خورد.

غدير از وحى بر جان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) لبريز است، و قامت دين در زلال آن انعكاس مى يابد.

با ظهور مهدى موعود (علیه السّلام) رجعت دوباره بعثت در حرا و امامت در غدير و شهادت در عاشورا را به تماشا خواهيم نشست.

ص: 21

تا ابد نيازمند على (علیه السّلام) و غديرش هستيم

انسانيت كه هميشه با ابليس درگير است، تا ابد نيازمند غدير و تشنهٔ وجود على (علیه السّلام) است. اين ابليس بود كه از غدير آه و ناله كرد، و سپس به وسيله منافقان و دشمنان از حاكميت على (علیه السّلام) و تحقق امر الهى جلوگيرى كرد، و اين سلسله شيطانى به شكل هاى مختلف ادامه يافت.

انسان امروز در پى فردى مانند على (علیه السّلام) است كه به عنوان قطب عالم بيايد و بشريت را به سعادت واقعى برساند. آن روز غديريان خواهند گفت: «الحمد للّه الذى جعلنا من المتمسكين بولاية على بن ابى طالب (علیه السّلام)».

بنابراين غديريان از يك امر حياتى بشر سخن مى گويند، و جز با مُهر ولايت بر نامه اعمالشان به دار بقا كوچ نخواهند كرد. اين به معناى احساسى بلند از ولايت است كه هيچ بشرى نبايد به كمتر از آن قانع باشد.

ص: 22

خنده و اشك به ياد آيندهٔ غدير بود

غدير شادترين روز عمر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، اما در پشت پرده مسائلى جريان داشت كه چهره مباركش را غم آلود كرده بود. آنچه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى دانست بسيارى از مردم نمى دانستند!

آن حضرت مى دانست كه در آينده همين على (علیه السّلام) را كه بر فراز دستانش است خانه نشين خواهند كرد، و او «صبرتُ و فى العين قذى و فى الحلق شجى» خواهد گفت!

اما در كنار همين مظلوميت كمر شكن، پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى ديد روزى را كه شاگردان مكتبش نداى آسمانى غدير را از دور دست قرن ها مى شنوند و پيامش را به جهانيان عرضه مى كنند.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن روز آينده هايى را مى نگريست كه راه غدير توسط شاگردان مكتب او ادامه مى يابد و داستان غدير با خون نوشته مى شود. اين گونه بود كه در آن روز غم و شادى در هم آميخته بود، و خنده و اشك را با هم به نمايش گذاشته بود.

ص: 23

مسلمانان زحمت تخريب بناى غدير را بر عهده گرفتند!

واى بر آنان كه اركان و پايه هاى دين و همهٔ مقدسات را بازيچه قرار دادند، و آن قدر اين كار را ادامه دادند تا آن را منهدم كردند! كار بدانجا كشيد كه كرامت انسان و انسانيت از عالم وجود رخت بر بست و ارزش وحى ناديده گرفته شد! آنگاه جزاى حقگويى قتل و گردن زدن و مصادره اموال و همه هستى انسان هاى حقگو شد!

واى بر آنان كه با اين كارشان پيشرفت اسلام و مسلمين را تبديل به بازگشت قهقرى كردند، و دشمنان اسلام افتخار كردند كه خودِ مسلمانان زحمت تخريب بناى غدير را بر عهده گرفتند و مانع از نداى «أشهد أن عليا ولى اللّه» در تمام نقاط جهان شدند!

آيا جاى تأسف نيست كه تا امروز بسيارى از كشورهاى اسلامى حتى اين جمله را به شكل صحيح آن نشنيده اند، ولى خدا را شكر كه نسل كنونى آموخته چگونه از موانع و ديوارهاى قطاع الطريق بر سر راه غدير عبور كند.

ص: 24

2

اشارة

ص: 25

با وجود غدير چرا عاشورا اتفاق افتاد؟

جاى تعجب نيست كه غدير به عظمت ياد شود، چرا كه از بزرگترين رخدادهايى است كه در تاريخ طلايى اسلام ضبط شده، و تجلى گسترده ترين رحمت الهى است.

اگر كسى انصاف داشته باشد بايد اين روز را به عنوان بزرگترين عيد خود به حساب آورد، چرا كه غدير معيارى براى قبولى اعمال انسان است، و زندگى بدون ولايت همچون زندگى در دوران جاهليت است، چرا كه بدون معرفت به امام زمان است.

اگر چنين است پس چرا با وجود غدير، سقيفه به وجود آمد؟ اگر بتوانيم درك كنيم كه چرا مسلمانان امام حسين (علیه السّلام) و ياران باوفايش را شهيد كردند پاسخ اين سؤال را هم خواهيم دانست كه چرا امت مسلمانِ حاضر در غدير خانه صاحب غدير را به آتش كشيدند!! آرى، اگر مسلمانان نعمت بزرگ امامت در غدير را قدر مى دانستند، هرگز به اين مسائل بهت انگيز و اسفبار دچار نمى شدند.

ص: 26

با انكار غدير عزت اسلام را به دست خود نابود كرده اند

در دنيايى زندگى مى كنيم كه براى قضاوت دربارهٔ هر سخنى معيارهاى شناخته شده اى از نظر منطق و ادب وجود دارد. به همين جهت سخن جاهلانه خيلى زود خود را نشان مى دهد، و اكثريت مردم قادر به تشخيص آن هستند.

در چنين روزگارى كه خطبهٔ غدير از منابع شيعه و اهل سنت نقل شده و اسناد آن مستحكم گرديده و اول تا آخر اين ماجراى الهى با دقت جمع آورى و ثبت شده، بايد با چشم حيرت نگريست كسانى را كه وجدان و فطرت را كنار گذاشته درباره غدير با آن همه شواهد و قرائن اين گونه قضاوت مى كنند!

واقعا اگر غير مسلمانان اين ماجرا را مطالعه كنند، و با چشم اعجاب به چنين منشور دائمىِ يك آيين بنگرند و جانشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از آن نتيجه بگيرند، و از برخورد جاهلانهٔ مسلمانان با غدير انگشت حيرت به دندان بگيرند، ما چه سخنى براى گفتن خواهيم داشت و چگونه عزت خود را به دست خود نابود شده خواهيم يافت؟!

ص: 27

غدير يعنى اسلام دگرگون شدنى نيست

در حالى كه عده اى در جامعه اسلامى و در حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شايع مى كردند كه حضرت جانشينى ندارد و پس از آن حضرت همه چيز دگرگون شدنى است، در چنين شرايطى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى خواست ثابت كند كه بعد از خود جانشين دارد، و جانشينش بايد از اهل بيتش باشد. او تعيين هم شده است، و بنابراين هيچ چيز بعد از آن حضرت دگرگون شدنى نيست!

اين است كه غدير خم به عنوان آخرين حادثه از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى ما به يادگار مانده است، كه با آن مراسم با شكوه تمام رشته هاى منافقين درباره اسلام پنبه شد و بقاى اسلام ضمانت گرديد.

بنابر اين با صداى بلند مى گوييم: از غدير مكانى به يادگار ماند كه زيارتگاه شد، و تاريخى به يادگار ماند كه داستان دين ما شد، و اعتقادى باقى ماند كه ملاك و ضابطه حق و باطل شد.

ص: 28

چرا معناى «مولى» را تغيير مى دهند

واقعهٔ غدير هنگام وقوع آن يك معنى بيشتر نداشت، و آنچه به عنوان اختلاف در هدف و معناى آن ديده مى شود بعد از واقعه با اهدافى شوم ايجاد شده است.

در حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، با توجه به طرز تفكرهاى جاهلى و غير واقع بينانه، عمدا برداشت هاى غلطى از واقعه غدير ارائه شد تا افكار عمومى درباره آن مغشوش گردد.

اغراض شخصى و اهداف باطل درونى نيز سعى در منحرف ساختن افكار از فهم واقع داشت، و اين عامل نقش اساسى در منع از اجراى حكم غدير در روزهاى بعد از رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داشت. از همين جا بود كه دست به كار تغيير در معناى كلمه «مولى» شدند تا از اين طريق اهداف خود رابه كرسى بنشانند.

خوشبختانه از نظر آنچه به حواس ظاهرى باز مى گردد، پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) راه هرگونه اشتباه يا دريافت غلط را مسدود نمود. با همهٔ تلاشى كه مغرضان به كار گرفتند ولى آن خطبه بلند در آن مراسم سه روزه و آن اسناد متواتر براى نسل هاى تاريخ كافى است كه نشان دهد غدير شفاف ترين گونه منصوب كردن دوازده امام (علیهم السّلام)به صاحب اختيارى مردم است.

ص: 29

غدير يعنى على (علیه السّلام) در كنار محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اطاعت و ولايت على (علیه السّلام) را بعد از رحلت خود بر آنان واجب كرد، و آنجا على (علیه السّلام) نقطهٔ پرگار غدير شد.

اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ايستاد تا همه بدانند هيچكس جز على (علیه السّلام) لياقت و حق چنين مقامى را - كه اطاعت مطلق از او و حق تصرف مطلق براى اوست - ندارد. در واقع خطبه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به وجود شرايط امامت در على (علیه السّلام) اشاره مى نمايد و جامعهٔ بشريت را به ولايت و پيروى از او فرا مى خواند.

بايد پذيرفت كه خداوند تعالى اكمال دين و اتمام نعمت را به زعامت و رهبرى و ولايت اميرالمؤمنين (صلی الله علیه و آله و سلم) مقيد فرموده، به گونه اى كه تحقق هر زعامت و امامتى غير از رهبرى ايشان از نظر اسلام ارزشى ندارد.

غدير اساس همه پيام هايى است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از طرف خدا به مردم رسانده، و دستور صريح خداوند درباره ولايت و غدير است. مخالفت با چنين نص صريحى خروج از دين است، و به عبارت ديگر غدير دستور خداست، و سقيفه ضد امر خدا و بدعت است.

ص: 30

اگر دربارهٔ خلافت از ما مى پرسيدند ...

رنج هايى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در طول عمر خود براى رساندن دين الهى كشيد قابل مقايسه با هيچ رنج و غمى در عالم نيست، چنانكه آن حضرت فرمود: «ما اوذى نبى مثل ما اوذيت».

اكنون اگر خود پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قضاوت را به ما بسپارد كه براى آينده چنين دينى چه كسى را بايد تعيين كرد؛ يا اصلاً نيازى به رهبرى هست؛ و يا خود مردم براى خودشان رهبر تعيين كنند؛ ما چه پاسخ منصفانه اى مى توانيم داشته باشيم؟

بايد اذعان داشت كه اگر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جانشين خود را شخصا تعيين نكرده بود، تمام آن زحمات و رنج ها از نظر هر قضاوت كننده اى بيهوده و بى ارزش مى شد، چنانكه فرمان الهى نيز همين معنى را در آيه بيان فرموده است: «وان لم تفعل فما بلغت».

ص: 31

اعلام شد كه مخلوق در خلافت حق ندارد

آخرين سال عمر مبارك پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) يك موقعيت بى سابقه بود كه در دوران ششهزار ساله انبيا فقط يك بار ايجاد شد. با ختم نبوت اتمام حجت نهايى بر خلق انجام مى شد و نتيجهٔ تلاش 124000 پيامبر در يك سخنرانى و عصاره آن در يك جمله اعلام مى گرديد.

در چنين موقعيتى به طور رسمى اعلام مى گرديد كه انتخاب خليفه از طرف مخلوق نيست، بلكه از طرف خالق است، و هيچ فرضى براى سپردن اين مسئله به بندگان وجود ندارد.

تنها راه نجات مردم كتاب خدا و اهل بيت (علیهم السّلام) اعلام مى گرديد و در نتيجه همه راه ها باطل به شمار مى آمد و براى هيچ ادعا كننده اى راهى باقى نمى ماند.

از آنجا كه اكثر مسلمانان از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) دور بودند و از جزئيات بسيارى از وقايع مدينه خبر نداشتند و ممكن بود دسيسه گران اين مسئله را بهانه اى براى بسيارى از اهداف خود قرار دهند. مراسمى رسمى و عمومى كه هزاران نفر از دور دست ها جمع شده بودند، امر الهى در مسئله خلافت را براى هميشه غير قابل تحريف مى نمود.

ص: 32

غدير مى گويد: رسالت تمام شدنى نيست

در غدير خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اعلام كرد كه فعلاً رسالت تو تمام شدنى نيست و مرحلهٔ اصلى آن باقى مانده است. ابلاغ اين وظيفه براى تو خطرى در پى دارد، ولى از آن هراس نداشته باش. اگر اين مسئوليت را انجام ندهى رسالت الهى را ابلاغ نكرده اى.

در مقابل اين فرمان شديد و صريح الهى حسودان خيال كردند با جو سازى مى توانند امر الهى را مانع شوند و تغيير دهند. اما تأكيدات خداوند ثابت كرد كه امامت على (علیه السّلام) و يازده فرزندش فرمان لايتغير پروردگار است.

اين گونه خداوند در غدير اتمام حجتى بى نظير نمود كه گستره آن در تاريخ سابقه ندارد. اتمام حجت بر صد و بيست هزار نفر حاضر در آن مجلس، و بر همه مسلمانان آن عصر در شهرهاى دور و نزديك، و بر همه مسلمانانى كه آن روزها كودك بودند و هنوز به حد بلوغ نرسيده بودند، و بر مسلمانانى كه هنوز در رحم مادر بودند، و بر آنان كه هنوز در صلب پدر بودند، و بر نسل هايى كه هنوز راهى طولانى تا تولد خويش در پيش داشتند. اين گونه حجت بر بشريت تمام شد و هيچكس را گريزى و گزيرى از آن نماند.

ص: 33

غدير آغاز معرفت است

دقت در غدير ابوابى از معرفت را به روى يك مسلمان باز مى كند. از يك سو متوجه مى شود كه امامت و جانشينى حضرت على (علیه السّلام) كه در آن زمان خاص بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گشت از روز ازل معين بود.

از سوى ديگر امامت در آن حد است كه تمام دين به آن بسته است، و دين بر مدار ولايت و امامت دور مى زند و در حقيقت وجود دين دائر مدار آن است، و مغز تمام احكام بلكه ريشه تمامى آن موضوع ولايت و امامت است.

ديگر اينكه رسول خدا و جانشينانش بر همه مفترض الطاعة هستند، و در فرمانبرى از آنان كسى مستثنا نيست، و رد امامت آنان در حقيقت رد حكم خداست.

در نگاهى ديگر احاطه علم اميرالمؤمنين (علیه السّلام) شايستگى آن حضرت را براى خلافت مى فهماند، به گونه اى كه بايد گفت: لياقت بيان معارف را غير از على (علیه السّلام) ديگرى ندارد.

ص: 34

بعثت و غدير متلازم است

بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و غدير اميرالمؤمنين (علیه السّلام) مباركترين واقعه در تاريخ بشريت است، كه سرنوشت بشر را تا قيامت تغيير داده اند.

اين هر دو حقيقتى اند كه در ظرف تاريخ تجلى پيدا كرده اند؛ بلكه فراتر از تاريخ اند كه در هر زمان و مكانى جريان دارند، و در هر عصرى بشر در مقابل آن وظيفه اى دارد.

اين است كه درك حقيقت غدير بايد همراه با درك بعثت باشد، چرا كه حقيقت اين دو يكى است، همان گونه كه حقيقت پيامبر و على (علیهما السّلام) يكى است، كه در دو ظرف زمانى و مكانى مختلف تجلى پيدا كرده اند.

پس مى توان اذعان داشت كه شناخت پيامبر و على (علیهما السّلام) شناخت بعثت و غدير است، همانگونه كه معرفت به غدير و بعثت معرفت به پيامبر و على (علیهما السّلام) است.

لذا عظمت نگاهى كه غدير را بعثتى به بزرگى بعثت خاتم مى بيند، قابل تقدير است.

او غدير را ابلاغ امرى بس بزرگ و عظيم به وسعت تاريخ از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) تا قيامت تلقى مى كند، كه با رسالت 23 ساله - نه يك بار كه چند بار - برابرى مى كند!

در اين نگاه بعثت نبوى با بعثت علوى پيوند خورده و گوهرى ديگر از جنس آفتاب به مؤمنان آيين محمدى تقديم مى كند، و زرين ترين صحنه تاريخ ورق مى خورد.

ص: 35

غدير دوام دهنده زحمات 23 ساله بود

گذشته از آنچه در غدير اتفاق افتاد، بايد پرسيد: تعيين جانشين براى شخصيت و موقعيتى همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عاقلانه است يا بدون سرپرست گذاشتن امت و معرفى نكردن جانشين؟

او كه عقل كل و مظهر تام حكمت است پاسخ قاطعى به اين سؤال داده و طى بى نظيرترين مراسمى كه كسى در اين موارد سراغ دارد جانشين خود و صاحب اختيار دينش را براى همه مردم معرفى فرموده است.

او در آن روز در واقع دوام دهنده و مكمّل زحمات بيست و سه سالهٔ خود را معرفى كرد، تا ادامهٔ آن تا قيامت از رونق نيفتد و درخت اسلام براى هميشه با طراوت بماند.

ص: 36

غدير بى نظيرترين برنامه ريزى جهانى است

كسانى كه مراسم سه روزهٔ غدير را با ذره بين مديريت مى نگرند، به خوبى پى مى برند كه در حد خود از بى نظيرترين برنامه ريزى هاى جهانى با آينده نگرى لازم بوده است.

از يك سو مردمى كه از هر سو براى حج آمده بودند در بازگشت خود پيام غدير را منتشر مى كردند. تأخير سه روزه حاجيان در غدير و سؤال منتظران كه چرا دير آمده اند، بازگو كردن ماجراى غدير را براى اهل هر شهر و ديارى به دنبال داشت.

از سوى ديگر منبرى كه از سنگ و جهاز شتر بنا شده بود، و قيام دو شخصيت اعظم بر فراز آن، بلند كردن و معرفى اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در اثناى خطابه، مسائلى بود كه براى هميشه ياد غدير را زنده نگه مى داشت.

گذشته از اين دو، هر يك از زواياى مختلف مراسم در حد خود موشكافى هاى جداگانه اى را مى طلبد تا جهت گيرى هر يك روشن شود.

اما واقعا جاى تعجب است كه با همه اين زحمات، مردم غدير را به گونه اى فراموش كردند كه گويا هيچ اتفاقى نيفتاده است!

ص: 37

فرمان غدير مستقيماً از سوى خالق هستى صادر شد

ندايى كه در غدير از حنجره پر بركت امانتدار ودايع الهى شنيده شد، فرمانش از خزانه علم و حكمت پروردگار صادر گرديد و توسط پيك الهى جبرئيل امين طى تشريفات خاصى بر قلب محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نشست.

انعكاس عملى اين فرمان الهى خطبه غدير بود كه طولانى ترين خطبه در گنجينه تاريخ است. محتواى آن نيز مفاهيم دقيق اعتقاد را در گسترده ترين شكل خود در بر دارد.

از بعدى ديگر، ذكر غدير در قرآن ضامن استمرار و ابديت آن است، چرا كه با تلاوت شبانه روزى قرآن، قارى خود را متوجه ولايت اميرمؤمنان (علیه السّلام) از لسان مستقيم خالق جهان مى نمايد.

در نگاهى ديگر، ادبيات قرآنى غدير لبريز از زيبايى و احساس است. هدفى كه اين ظرافت دنبال مى كند هر چه دقيقتر، و واضحتر نشان دادن محتواى اهداف غدير و كامل كردن اتمام حجت ها در اين زمينه است. مطالعه جامع و كامل آيات غدير شاهد زنده اين مدعا خواهد بود.

ص: 38

رسالت محمدى وارد مرحلهٔ جديدى شد

فجر غدير با تلاقى انگشتان نبوت در انگشتان امامت، يد بيضايى بود كه معجزه ابدى اسلام براى نسل هاى در انتظارش شد. وزنه ولايت در غدير سنگين تر ادا شد، و با انتقال ولايت به على (علیه السّلام) رسالت محمدى وارد مرحله جديدى گرديد و تحت پرچم علوى نقطه عطف جديدى را آغاز نمود.

با نصب امام براى صاحب اختيارى مؤمنين، ولايت فعليت پيدا كرد و مردم تسليم در برابر او را از همان لحظه آغاز كردند و امام هم مسئوليت هاى خود را از همان هنگام آغاز نمود، تا مردم را به قرب الهى و رستگارى برساند.

اكنون نوبت آن است كه احساس شود بزرگترين عيد هر كس آن است كه به ولايت الهى متمسك شود تا ثمرات اطاعت را بچشد، و بدون آن عبادت مفهوم و لذتى نخواهد داشت.

ص: 39

غدير ايستادن پشت سر على (علیه السّلام) است

از روز آغاز غدير پرونده اى بزرگ به روى بشريت باز شده كه در ابعاد مختلف مردم را مورد سؤال قرار خواهد داد.

آب گوارايى كه در آن دشت سوزان براى روح هاى عطشناك در خم ريخته شد، همه را در برابر آن مسئول نمود و اين آخرين صحنه ابتلاى الهى انسان را فراهم آورد.

آنان كه خبر از غدير دارند در برابر آزمايش سنگين الهى بايد يكى از دو راه را انتخاب كنند: «اللهم وال من والاه ... و انصر من نصره» يا «اللهم عاد من عاداه ... و اخذل من خذله». بنابراين بيعت با «على» مصافحه با همه رنج هايى بود كه براى ايستادن پشت سر اين واژه سه حرفى بايد كشيد.

گويا مى يابيم كه اگر ما كه از عمق جان دلباخته غديريم نبايد فراموش كنيم كه بيعت با دستان يد اللهى على (علیه السّلام)از فراسوى قرن ها از ما چه مى خواهد؟ وظيفه ما در برابر ميراث جاودانه غدير چيست؟ فرزندان آينده غدير از ما چه مى خواهند؟

ص: 40

غدير به معناى رضايت الهى از اطاعت امام است

غدير روزى بود كه سرنوشت بلند مدت ملت اسلامى تعيين شد و قرآن و اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان رهبر و هدايتگر مردم معرفى شدند.

براى رغبت و تمايل مردم به امامت و ولايت، مؤمنان با درك و ايمان به اين مطلب كه اگر امام را اطاعت كنند و او را دوست بدارند، خداوند متعال آنها را دوست خواهد داشت، رضايت خداوند را شامل حال خود گردانيدند.

اين سرنوشت بدان گونه رقم خورد كه با وجود على (علیه السّلام) كسى نمى تواند با سؤالات شبهه انگيز مردم را دچار شك و ترديد كند.

با ديدن چنين سرنوشت نامه اى كه در غدير خم رقم خورد، هر كس كه خواستار رضايت پروردگار باشد از عمق جان آن را مى پذيرد.

ص: 41

غدير اعتماد به خداوند است

بايد بشر به اين اطمينان خاطر برسد كه جز خداوند متعال كسى نمى تواند جانشينى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) انتخاب كند، كه همچون پيامبرش و ادامه دهنده راه او باشد.

اگر اين اعتماد در انسان ها به وجود آيد و با اين ديدگاه به غدير بنگرند زيبايى هاى اسلام را مى فهمند، كه چگونه به انسان براى يافتن حقيقت خود و واقعيت هاى موجود در خلقتش كمك مى كند.

آنگاه است كه به غدير افتخار خواهد كرد و خود به جشن آن اقدام خواهد نمود.

اكنون جا دارد انتظار داشته باشيم كه تا روز ظهور خورشيد ولايت حضرت مهدى (علیه السّلام)، طيف وسيعى از مسلمانان به اين اطمينان قلبى رسيده باشند كه فقط برگزيده پروردگار مى تواند حلال مشكلاتشان باشد.

ص: 42

3

اشارة

ص: 43

مظلوميت غدير شرمسارى در برابر ملل است

مسلمانان بايد بدانند كه ثمرهٔ مظلوميت غدير انحطاط داخلى و شرمسارى خارجى است. انشعاب مسلمانان به فرقه هاى متعدد و انحرافات آنان از اسلام واقعى نيز نتيجهٔ همين تنها گذاشتن غدير است.

آيا ملل ديگر دنيا به مسلمانان با نظر استهزاء نگاه نخواهند كرد كه چگونه به تلاش هاى صاحب غدير براى بازگرداندن مردم به راه اسلام اصيل با نظر مسخره پاسخ دادند و او را از خود راندند. اين در حالى بود كه در غدير آنچه براى اتمام حجت لازم بود به مردم ابلاغ شد و چيزى باقى نماند.

از اينجا مى يابيم كه پايدارى بر آنچه در طول بيست و سه سال تلاش پيگير پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى مردم به يادگار ماند، آرزوى اصلى آن حضرت بود، وگرنه دينى كه از سوى پيروانش كنار گذاشته شود و نقش مؤثر خود را از دست دهد به معناى ضايع كردن زحمات نبى مكرم است.

بيعت و دستور تبليغ غدير به غايبين در همين راستا بود كه خط اسلام استمرار يابد و نسل هاى مسلمانان خود را موظف به استقامت و حفظ آن بدانند.

ص: 44

انكار غدير نقطهٔ مخالفت با خداست

ادعاى ديندارى بدون ولايت على (علیه السّلام) نه اينكه مستوجب ثواب و سپاس نيست كه موجب عقاب هم هست، چرا كه نقطه دقيق مخالفت با خداوند است.

در بيان اين اعتقاد است كه در متن خطبه، مهمترين امر به معروف را تبليغ ولايت و مهمترين نهى از منكر را نهى از مخالفت امام مى يابيم.

اين عظمت را كه در خطابه غدير و آن مراسم باشكوه مى بينيم، قلبمان مى تپد كه اى كاش در غدير از همه زودتر مثل سلمان و ابوذر و مقداد دست در دست مولا و آقايمان مى داديم، و اعلام ولايت محبوب مان را با گوش خود مى شنيديم و جشن مى گرفتيم.

ص: 45

عظمت و گسترهٔ غدير ابدى است

غدير حقيقتا يك واقعهٔ عظيم بوده است. سيل جمعيت در هواى سوزان يادآور محشر كبرى در قيامت بوده، كه همه مردم با نداى «وقفوهم انهم مسئولون» متوقف مى شوند. آنگاه كاملترين رسولان در توقفى سه روزه دستورى را ابلاغ كرد كه محافظ همه دستورات الهى است.

از اين رو اعلام ولايت در غدير به منزله معرفى روح و اصل اسلام است، و به همين جهت هم در تاريخ، هم در حديث، هم در تفسير و هم در علم كلام درباره آن سخن به ميان آمده؛ و متفكران و انديشمندان در هر زمان به تدبر و تفكر در مورد واقعه و خطبه آن پرداخته و مطالب جديدى به دست آورده اند.

اين عظمتى است كه خداوند بر قامت غدير پوشانده و تا ابد باقى خواهد ماند. اكنون با توجه به اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مخاطبان گونه گون غدير را از فراز منبر انگشت نشان نمود؛ آيا اين سؤال توبيخ گونه جا ندارد كه بپرسيم: اگر كسى در خصوص اين پيام الهى قصور كند، بايد به او چه گفت و سزاى او چيست؟

ص: 46

به جاى ابلاغ غدير بر ضد آن اقدام كردند!

همان اندازه كه غدير مهم است و شناخت جزئيات آن واجب، شناسايى دشمنان غدير نيز لازم است و در به دست آوردن اهداف غدير مؤثر.

اهميت اين مسئله آنگاه بيشتر معلوم مى گردد كه بدانيم صد و بيست هزار نفر حاضر در آن ماجرا فقط با دو ماه و ده روز فاصله آن را فراموش كرده اند و به ياد نياورده اند. عجيب تر اينكه ديگران را بر مسند خلافت او نشانده اند و با او بيعت هم كرده اند.

آرى، شيطان را بايد اولين دشمن غدير دانست كه افكار مردم را به سوى اهداف ضد غدير سوق داد، و براى شكل گرفتن هر چه سريعتر پديده شومى به نام سقيفه از هيچ تلاشى فروگذار نكرد.

ص: 47

غدير به معناى تنفس در فضاى ولايت است

غدير كه به مذاق عده اى گوارا و براى برخى ناگوار است، به عدم دخالت مردم در انتخاب امام بازمى گردد. اين سخن ادامه همان است كه مردم را در انتخاب پيامبر رأيى نيست.

غدير همه چيز را در كوتاهترين عبارت به مردم گوشزد كرده كه مردم بايد درباره خلافت دندان طمع را بكنند و مطمئن باشند كه در اين باره كوچكترين حقى ندارند.

بر اساس اين باور، بانگ پيروزى دين خدا از مأذنه ولايت بلند مى شود: «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم ...» و «اليوم أكملتُ لكم دينكم و أتممتُ عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام دينا»؛ و آنگاه است كه بشريت بر ساحل نجات ولايت على (علیه السّلام)لنگر انداخته در فضاى نعمت ولايت او تنفس مى كند.

ص: 48

غدير را هم بياموزيم و هم جشن بگيريم

تبليغ ظاهر و باطن غدير دو مسئله اى است كه بايد در عرض يكديگر انجام شود.

اگر جشن با شكوه غدير برپا مى شود، كلاس بزرگ غدير هم برگزار گردد. اگر ادبيات غدير براى جلوه هاى زيباى آن به كار گرفته مى شود، تدبر و تفكر در مفاهيم بلند غدير هم جزئى از برنامه اعتقادمان قرار گيرد.

مطالعه كنندگان غدير اعتراف دارند كه با هر بررسى غدير احساس تازه اى پيدا مى كنند و دريچه هاى جديدى را به روى خود باز مى بينند؛ و از اين كشف خود اشك شوق مى ريزند و بر مظلوميت صاحب غدير اشكى سوزان جارى مى كنند.

اگر مفتخريم كه غديرى هستيم و با ولايت اهل بيت (علیهم السّلام) احساس غرور مى كنيم، بايد در اعماق اين درياى اعتقاد غوص بيشترى كنيم و آن را كاملتر بياموزيم.

ص: 49

با غدير پيروى از كامل ترين شريعت واجب شد

ضرورت داشت مراسمى به عنوان غدير براى شناخت خدا و پيامبر و على و ائمه اطهار (علیهم السّلام) فراهم گردد؛ تا حجت بر همه بشر اعم از مسلمان و غيرمسلمان، و اعم از آنان كه در آن روز به دنيا آمده بودند يا نيامده بودند، تمام شود.

چنين مراسمى طبق برنامه اى دقيق در پنج مرحله به انجام رسيد. در مرحله نخست خداوند على (علیه السّلام) را براى همه نمونه قرار داد. در مرحله دوم از آغاز سفر حج زمينه هاى برنامه آماده شد.

مرحله سوم زمينه هاى فكرى بود كه در مكه و عرفات و منى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را با خطبه هاى خويش آماده اين اهداف مى نمود. مرحله چهارم انتخاب غدير و آن مراسم مفصل بود كه اصلى ترين مرحله را تشكيل مى داد.

مرحله پنجم مراحل عملى مسئله بود كه با بيعت و گفتن «السلام عليك يا اميرالمؤمنين» اقرار مردم بر اين مقام الهى را تثبيت فرمود.

با چنين احتجاجى خداوند پيروى از كامل ترين شريعت بعد از پيامبر خاتم را بر تمام افراد بشر واجب گردانيد.

ص: 50

نجات امت در رجوع به خط غدير است

وقتى از خود مى پرسيم: چرا بايد هر روز ده بار در نمازهاى پنج گانه به خدا التماس كنيم كه «اهدنا الصراط المستقيم»؟ پاسخ اين سؤال را در خطبه غدير مى يابيم كه صراط مستقيم جز راه دوازده امام (علیهم السّلام) نيست، و «الذين أنعمت عليهم» پيروان على (علیه السّلام) هستند، و «المغضوب عليهم» دشمنان آن حضرت، و «الضالين» راه نايافتگان به اين ولايت عظمايند.

با اين نگاه، اجتماع بى مانندى كه در غدير تشكيل شد معنويت به ارمغان آورد، و بزرگترين امضاى الهى را تحويل بشريت داد. از آن روز بشر با فكرى آسوده آغاز و انجام راه خويش را تشخيص داد و بدون درنگ آماده حركت شد. اى كاش همه اين عزت را درك مى كردند و به آن ارزش قائل مى شدند تا معنويت بهشت را از همين جا احساس مى كردند.

ص: 51

صد و بيست هزار نفر كجا رفتند؟!

با اين همه ابلاغ و تبليغ و تأكيد كه درباره غدير انجام شده آيا جاى تأسف نيست كه مسلمانان غدير را - كه كُلاً چهار حرف دارد - فراموش كرده اند و گويا نمى توانند آن را در ذهن خود جاى دهند!

نزد چه كسى جز خدا شكايت بايد برد كه صد و بيست هزار نفر شاهد ولايت على (علیه السّلام) در غدير بودند، و با اين همه حق او را غصب كردند!

در يك كلمه اين تبليغ رسا به همه عالم اعلام مى كند: اگر بدون ولايت كار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بى نتيجه مى شود، ما و شما چه هستيم كه بدون ولايت عبادت كنيم و انتظار قبولى آن را داشته باشيم!

با دقتى قابل تقدير، اين حقيقت بزرگ از اعماق غدير استخراج مى شود كه آنچه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در صدد ابلاغ آن بوده معرفى خط امامت به عنوان مشعل هدايت اسلام است، و تحقق عينى آن تنها بخشى از اين پيام را تشكيل مى دهد و همه آن نيست. بنابراين غصب حقشان اگرچه آثار بسيارى بر جامعه اسلامى مى گذارد، اما تأثيرى در روند اصيل آن ندارد.

ص: 52

پرچم دائمى اسلام غدير است

غدير فقط براى ديروز و امروز نيست بلكه تا دورترين فرداها را زير پرچم بلند خود گرفته است، و چه زيباست كه از نقطه تلاقى نبوت و امامت كوثرى جوشيده كه تا پايان هستى در جريان خواهد بود.

غدير را بايد روز ضمانت و بيمه ابدى اسلام ناميد، و براى اين مهم شادى به راه انداخت. غدير روزى است كه كوثر الهى خود را نشان داد و معناى خير كثير بر همه روشن شد.

سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير ولايت على (علیه السّلام) را همراه با مفاهيم حساسى آورده كه هيچ حديثى مانند آن نيست. آنجا مولى بودن على (علیه السّلام) بر مولى بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مترتب گرديده، و اين گوياى همه چيز است، چرا كه اهل بيت مثل قرآنند و امامت مانند نبوت منصب الهى است و با دستور خاص خداوند اعلام مى شود. اينجاست كه راهى جز رجوع اعتقادى و عملى به غدير باقى نمى ماند.

ص: 53

غدير تضمين استمرار حجج الهى است

شايد در آن روز مردم ناباورانه از خود مى پرسيدند: اين همه برنامه در سه روز براى چيست؟ اما در واقع پروردگار اين روز و اين مكان را از دير زمان براى اين مراسم مفصل انتخاب كرده بود، تا از يك سو باطل را براى فرزندان توحيد بى نقاب نشان دهد، و از سوى ديگر اسلام را در كامل ترين صورت آن نمونه نهايى براى انسانيت معرفى كند.

فلسفه غدير به رمز خلقت بشر و هدف از آن باز مى گردد. بر اساس اين حقيقت حجج الهى از آغاز خلقت بشر به صورت لاينقطع در كنار انسان حضور داشته اند و او را تنها نگذاشته اند تا هم راه صحيح خود را بداند و هم در برابر خداوند حجتى بر عملكرد نادرست خود نداشته باشد.

اينجاست كه در يك تعبير مى گوييم: در غدير مسئله رهبرى امت اسلامى بعد از پيامبر گرامى (صلی الله علیه و آله و سلم) به صورت قطعى و علنى مشخص گرديد. اين وضوح به حدى است كه انكار آن به انكار كمال نهايى اسلام بازمى گردد، و تنها از عهده افرادى برمى آيد كه انكار حقايق برايشان يك امر ساده باشد و از آن شرمى نداشته باشند.

ص: 54

نوبت به دخالت ديگرى نمى رسد

غدير آخرين خشت اسلام بود كه پايدارى ساختمان دين به وسيله آن بود و موجب پيوند تمام بدنه اسلام گرديد، و بدون آن ديوارها بر هم مى ريخت. اين است كه غدير جزئى از اصول دين بوده و هم رديف توحيد و نبوت و معاد است.

اگر نيك بنگريم در غدير اين عصاره نبوت است كه دست على (علیه السّلام) را به عنوان عصاره امامت مى گيرد، و از قامت خود بالاتر مى برد تا پايه هاى بسيارى از دين را پى ريزى نمايد.

غدير مى گويد: براى تعيين جانشين خدا در زمين، خداوند و پيامبر كافى هستند و نياز به ديگرى نيست؛ چرا كه حاكم مطلق خداوند و سپس رسول اوست. پس درباره تكليف حكومت بعد از رسول هم بايد از آنان پيروى كنيم.

اكنون كه خدا و رسول غدير را براى ما تدارك ديده اند و دوازده امام (علیهم السّلام) را به جانشينى بعد از رسول تعيين كرده اند، نوبت به ديگرى نمى رسد كه در اين باره دخالت نمايد و تعيين تكليف كند.

ص: 55

انكار غدير طعنه به توحيد است

موضوع غدير را در محدوده هاى مختلفى مى توان شناسايى كرد، ولى بايد اهرم سخن را بر موضوع گزينش آسمانى تثبيت كرد. همين مسئله چنان جاذبه و كششى براى غدير به ارمغان آورده كه حتى نظر غير مسلمانان را به سوى آن جلب كرده است.

نتيجه متقابل اين اهرم فكرى آن است كه هر كس غدير را نمى پذيرد و امام غدير را قبول ندارد، گزينش الهى را زير سؤال مى برد يا اصلح براى خلافت را نشناخته و يا شناخته و ديگرى را برگزيده است؟ اين تفكرى است كه طعنه به توحيد مى زند!!

ص: 56

غدير صاعقه بر قصر باطل است

خطابه غدير با هدف بيمه كردن ابدى اسلام به صورت مجموعه اى واحد، معرف بيمه كنندگان اسلام تا روز قيامت است. در بُعد ديگر مردم در فكرهاى گوناگونى بودند، ولى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به فكر سپردن بهشت به امت خود بود، كه با اعتقاد به آن پروردگار را ملاقات كنند.

با توجه به اينكه اسلام «لا اله الا اللّه» و «محمد رسول اللّه» و «على ولى اللّه» را با هم آورد، و اين مسلمانان بودند كه بين اركان آن فاصله انداختند؛ اگر كسى موحد باشد، و با توحيد و نبوت واقعا آشنايى داشته باشد، به هيچ وجه ولايت على (علیه السّلام) را انكار نخواهد كرد.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن فرمول سه بعدى را كه در اولين روز تبليغى خود عرضه كرده بود، در 23 سال حيات پر نشيب و فراز خود به شيوه هاى گوناگون و پر تأثير بيان مى كرد.

پس بايد با اين احساس در غدير نگريست كه روح جوان اسلام و شاهرگ حياتى دين بوده، و صاعقه بر قصر باطل است.

ص: 57

از غدير آموختيم كه بر محور ولايت باشيم

غدير معرفى محورى است كه بشر بايد در لحظه لحظهٔ عمرش بر گرد آن طواف كند. غدير بيان كننده يك مقوله اساسى در اعتقاد است كه «زمين خالى از حجت نيست»، و حجت خداوند در زمين شخص عظيمى است كه هر كس راه خدا را درك كرده گرد او جمع مى شود.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) براى معرفى محور ولايت به زمينه سازى در مردم پرداخت و سؤال هايى مطرح كرد كه بيانگر مسئوليت خود و آنان بود. مردم نيز در پاسخ آن پرسش ها به آنچه مقدمه اعلام خلافت على (علیه السّلام) بود اعتراف كردند، و به يك معنى آمادگى خود را براى پذيرش محور الهى در حيات دنيوى و اُخروى خود اعلام كردند.

اينجا بود كه على بن ابى طالب و ائمه معصومين (علیهم السّلام) به عنوان محور ربانى جهان معرفى شدند، و ما از واقعه غدير چگونگى جمع شدن بر گرد اين محور ولايت و تعلق به آن را آموختيم.

ص: 58

4

اشارة

ص: 59

دربارهٔ غدير واقعيت گرا باشيم

نوشتن درباره غدير كار آسانى نيست، به خصوص آنكه تاكنون هزاران صفحه درباره آن به رشته تحرير در آمده است. بايد با فكرى روشن و ذوقى فوق العاده به استقبالش رفت تا حقش ادا شود.

احساس واقعيت گرا از غدير آن است كه پيش بينى هاى خطابه عظيم آن نسبت به آينده بلند مدت اسلام به دقت زير نظر باشد. از سوى ديگر بلنداى مفاهيم آن از نظر مخفى نماند.

در اين صورت اين دريافت از غدير بسيار جدى خواهد بود، كه به حكم غدير نه تنها خليفه الهى تعيين شده، بلكه هر كس بدعتى در دين گذارد يا تبديل و تغييرى در آن ايجاد كند نمى تواند خليفه باشد.

از آن دقيق تر اين است كه به حكم غدير نه تنها على (علیه السّلام) مولى بر انسان هاست كه بر جميع مخلوقات است، چرا كه پيامبر مولى بر همه مخلوقات است.

ص: 60

براى غدير بايد سينه داغ كنيم

غدير با درخشش خود در دنياى ظلمانى تا آنجا كه مد نظر صاحب آن بود زمان ها و مكان ها را درنورديد، ولى اهل ظلمت آن را نمى فهميدند.

غدير درياى نور است كه اگر همه عالم از آن بنوشند پايان نمى يابد، و اگر جهانيان در پرتو نور آن قرار بگيرند گوشه اى از آن را پر نخواهند كرد. روز هيجده ذى الحجه سال دهم هجرى روز نورافشانى دو آفتاب بود.

آيا در حالى كه نور افشانى عالم را فراگرفته، اين خفاش صفتى نخواهد بود كه ما شناگر اين درياى نور نباشيم و قلب خود را صيقل ندهيم؟! پس بياييم و از اين دريا به قدر ظرفيت خود بنوشيم.

براى اين نور پيروز، كه اهل دنيا به خاطر الهى بودنش هرگز قبول نكردند؛ و آن حوادثى كه بعد از غدير ناله هاى حق جويان را بلند كرد، بايد سينه داغ كنيم.

ص: 61

غدير مسئلهٔ بشريت است

آثار عميق غدير در جامعه اسلامى و ادامه آن تا زمان حال غير قابل انكار است.

اين واقعه مسئله هدايت يك قوم و قبيله و يا يك منطقه و شهر و كشور نيست، بلكه مسئله برداشتن بار سنگين رسالت و كامل كردن مسير حق تا روز قيامت براى همه بشريت است.

آيا جز اميرالمؤمنين (علیه السّلام) چه كسى مى توانست چنين منصبى را بر عهده بگيرد و مسير نورانى اسلام را به عنوان ادامه رسالت هدايت كند؟

ص: 62

غدير را از زمينه تا نتايج آن بايد شناخت

اولين فكرى كه در مطالعه واقعه غدير به ذهن هجوم مى آورد دريافت تصويرى از زمينه آن است.

سوابق اسلام تا آن روز، اهداف بلند مدت آن، و نيز تركيب جامعه اسلامى مقارن مراسم غدير مسائلى است كه يك حس ناشناخته انسان را وادار به كشف آن مى نمايد.

با روشن شدن زمينه هايى كه بر جامعه اسلامى آن روز حاكم بوده، معلوم خواهد شد كه مخاطب پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فقط حاضرين در غدير نبوده اند، بلكه نسل هاى بعدى مسلمانان در طول قرن ها همه مورد خطاب حضرت بوده اند، و در سايه همين مراسم وصى واقعى پيامبرشان را شناخته اند، و اين يكى از نتايج غدير است.

ص: 63

مفاهيم بلند غدير قابل اغماض نيست

چرا بايد مسلمانان براى پوشاندن حقيقت غدير يك بُعدى بنگرند، و اين همه مفاهيم بلندى كه در متن آن نهفته را ناديده بگيرند؟ اين حركت سرچشمه گرفته از القائات و افكار نادرستى است كه قرن ها از سوى دشمنان داخلى اسلام طراحى شده و مسلمانان با كمال حسن ظن آنها را پذيرفته اند.

با توجه به چنين جو خطرناكى كه مسلمانان در طى قرن ها درگيرش بوده اند، آيا ممكن است خداوند جامعه اسلامى را بدون ميزان و راهنما گذارده و سر در گم رها كرده باشد؟

روز غدير براى معرفى همين ميزان است، و «من كنت مولاه فعلى مولاه» تابلوى ابدى در ارزيابى عقايد مسلمانان است.

جا دارد بگوييم اگر در غدير اتفاق مهمى رخ داده همانا اين بوده كه معيار و ميزان براى مسلمانان معرفى شده و به خاطر همين «اليوم اكملت لكم ...» نازل شده است.

ص: 64

اگر معناى غدير محبت و دوستى بود ...

دو مقطع حياتى اسلام را بايد رسالت و امامت دانست، و مسلمانان بايد به عنوان دو سر منشأ فكرى و اعتقادى به آن نگاه كنند.

آنچه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم مأموريت انجام آن را داشت تنها يك رخداد تاريخى يا جغرافيايى و يا بحث روايى و يا مسئله سياسى نبود، بلكه سپردن اختيار تام اسلام به دست جانشين خود بود.

لذا مى توان ادعا كرد حتى اگر منظور پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير دوستى و محبت خود نسبت به حضرت على (علیه السّلام) هم بود و مردم به آن عمل مى كردند، اين حوادث و مصائب نسبت به امام على (علیه السّلام) و اولادش اتفاق نمى افتاد.

ص: 65

در غدير فرهنگ ولايت تأسيس شد

احساس پر هيجان، غدير را از قُله بلندى مى نگرد و دو وجود مقدس را بر فراز آن مى بيند و دو دست خدا را كه همزمان بالا رفته مجسم مى كند.

او پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را مى بيند كه بى هيچ توجهى به هياهوى جامعه امر الهى را اجرا فرموده؛ و محبان غدير اين خوشبختى را بر خود و ديگران مباركباد گفته اند.

او حقيقت غدير را چنان مجسم كرده كه مولا على (علیه السّلام)، جهانِ سرگردان در بيابانِ بى هويتى و بى هدفى را مفهوم و معنا مى بخشد، و به اين نتيجه رسانده كه در غدير فرهنگ ولايت تأسيس گرديده است.

او واقعه غدير را تنها براى حكومت يا حاكميت نمى داند، بلكه آن را يك مكتب مى داند كه ارزش مى آفريند و انديشه توليد مى كند.

در اين نگاه عيد غدير به معناى واقعى - يعنى تعيين امام از جانب خدا توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) - از مسايل اصولى مسلمانان و عيد اعتقادى آنان است و خداوند رضايت داده به اسلامى كه در رأس آن بعد از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) امامان معصوم (علیهم السّلام) باشند.

اين معناى كامل به همراه شاهدان عينى بلاواسطه در ميدان غدير، پاسخ شبهات آينده، خلاصه گيرى از ثمره زحمات دوره بيست و سه ساله رسالت، توضيح مفصل درباره معنى و مفهوم ولايت، فرهنگ نامه دائمى غدير را تشكيل داده است.

ص: 66

غدير يعنى اسلام فقط شهادتين نيست

غدير مى گويد: كسى غير از على (علیه السّلام) را نمى توان يافت كه شايسته اين مقام باشد تا پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او را جانشين خود قرار دهد.

غدير گنجى پنهان در مكنون علم الهى و سينه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود كه در آن روز آشكار شد.

غدير روزى بود كه خط ايمان از ديگر خط ها ممتاز شد و معلوم گرديد كه ايمان فقط گفتن شهادتين نيست، بلكه پذيرش حقيقى ولايت است كه بايد در قلب ظهور كند و در عمل جلوه نمايد.

غدير در هنگامه وداع پيامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) با اوج قدرت امتش شكل گرفته، و خلافت امام على (علیه السّلام) به عنوان حكم و فرمان اجرا گرديده، و پايبندى به آن با بيعت اعلام شده است.

ص: 67

غدير براى همهٔ جهانيان بوده اما مسلمانان هم ... !

حسادت برخاسته از عداوت كه گريبانگير دشمنان اهل بيت (علیهم السّلام) است از غدير خم آغاز شده، و در همانجا حسودانى وجود داشته اند كه واقعه غدير بر خلاف فكر و انديشه آنان بوده است. نتيجه اين حسادت تا امروز ادامه يافته كه علماى كشورهاى اسلامى امروزه واقعه غدير را كاملاً به فراموشى سپرده اند.

امروز بايد شش ميليارد جمعيت جهان حجت الهى خود را در سايه غدير مى شناختند، ولى حتى مسلمانان از اين نعمت عظمى - كه آن روز بر مردم تمام شد - غافل اند.

مى توان ادعا كرد كه اگر هر انسان عاقلى حداقل يك بار خطبه غدير را بخواند شوق شديد به پيروى از امامان پيدا مى كند، و به اين معرفت افتخار مى نمايد.

ص: 68

فهم دورادور را بر فهم حاضر در صحنه مقدم مى دارند!

اگر بگوييم: «غدير» يعنى «مولى»، و «مولى» يعنى «على (علیه السّلام)»، سخن گزافى نگفته ايم! اين را لحظه به لحظه ماجرا و كلمه به كلمه خطبه با رساترين ندا اعلام مى كنند.

تكرار كلمه «مولى» در يك سياق، تبريك يك صد و بيست هزار نفر به مقام ولايت، فهم ادبى حسان بن ثابت در آن لحظات، اتمام حجت با غدير در برابر دشمنان ولايت، همه مسائلى است كه ارزش علمى و اعتبار جهانى دارد، نه فهم كسانى كه بعد از چهارده قرن ادعا مى كنند «ولى» در اين حديث به معناى دوستى ساده است.

آيا چنين فهم دورادورى در برابر آن فهم حاضر در صحنه ارزشى خواهد داشت؟

ص: 69

چراهاى اعراض از غدير شنيدنى است!

نتيجه روشنى كه از روند غدير به دست مى آيد آن است كه مخالفت با على و ائمه معصومين (علیهم السّلام) در حقيقت مخالفت با خدا و شكستن بيعت خداست.

پيش بينى آينده اسلام بُعد ديگرى است كه با اشاره به وجود مقدس امام عصر (علیه السّلام) در خطبه غدير به چشم مى خورد است.

اكنون نوبت اين سؤال مى رسد كه با اين همه دقت و ظرافت و مراعات جهات اجتماعى، پس چرا اكثريت صحابه از على (علیه السّلام) اعراض كردند؟ براى اين مطلب علل بسيارى وجود دارد: بغض نسبت به اميرالمؤمنين (علیه السّلام)، تحمل نكردن عدالت على (علیه السّلام)، سنخيت نداشتن در صفات انسانى، حسد، نفاق، جهل و ناآگاهى نسبت به على (علیه السّلام)، حب دنيا.

با اين سابقه مردم، آيا به همين دل خود را خوش كنيم كه اكثريت غدير را نپذيرفته اند؟ آيا اكثريت مردم دنيا در هميشه تاريخ بر باطل نبوده اند؟

ص: 70

تأسف بر انسان هايى كه غدير را از دست دادند

جا دارد تأسفى بلند به حال انسان ها داشته باشيم كه از نعمت عظاى غدير محروم مانده اند، و بگوييم: وا اسفا بر انسان وَ اى حسرت بر آنچه از دست داده است!

سپس بايد نفرين كنيم كسانى را كه راه را بر بشريت بستند، و نگذاشتند حقيقت غدير و هدف از اين تبليغ عظيم به مردم برسد. واى بر آنان كه راه كمال و سعادت بشر را بستند و نگذاشتند نداى ولايت و امامت به گوش هاى شنوا برسد، و اين گونه كلمات خدا را از مواضع خود منحرف كردند.

ص: 71

اگر غدير حاكم مى شد تمدن اسلامى فراگير مى گرديد

تمدن هر ملتى طبق ارزش هايى كه بر آن حاكم است فراگيرتر و گسترده تر مى شود. اسلام با تبيين مبانى فكرى خود در جوانب مختلف نيازهاى بشر، آخرين برگ آن را در غدير ورق زد كه مهمترين جلوه آن نيز به شمار مى آمد.

در خطبه غدير تمدن اسلام به صورت شفاف نشان داده شد، و عامل رشد و ارتقاى آن با وجود امام اعلام شد. امام به خاطر شرايطى كه در وجودش نهفته حافظ از زوال و سقوط خواهد بود.

تأكيد بر امامت در غدير از آنجا سرچشمه گرفته كه از بزرگترين اصول تمدن است، و بدون وجود امام با شرايط لازم راهى براى تطبيق قانون - كه مقوّم ديگر تمدن اسلامى است - وجود ندارد.

اكنون اگر نيك بنگريم خواهيم ديد كه مسلمانان به خاطر نپذيرفتن امامت الهى در اسلام، از رشد و ارتقاء تمدن خويش عقب مانده اند، و اگر امامت در دست امامان معصوم (علیهم السّلام) بود تمدن صحيح مسلمانان تا امروز باقى بود و بر همه عالم بدون استثنا حاكم مى شد.

ص: 72

مقام ولايت دست يافتنى نيست

مسلمانان نمى دانند كه اعتقاد ما از امامت تنها يك حكومت ظاهرى نيست، بلكه مقامى بسيار والا و معنوى و روحانى است. امام مقامى است كه هدايت همه مردم را در امور دين و دنيا بر عهده دارد؛ و فكر و روح مردم را به سوى خدا هدايت مى كند.

بايد براى مردم جهان بيان كرد كه مقام امامت يك منصب الهى است، و براى غيرمعصوم دست نايافتنى است، زيرا غير معصوم در معرض گناه است، و گناه باعث مى شود حق از بين برود و اعتقاد و اعتماد مردم خدشه دار گردد.

اگر عمق امامت را مردم بفهمند خواهند پذيرفت كه جز امامت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) چيزى نمى تواند كامل كننده دين و تمام كننده نعمت به شمار آيد و در كنار رسالت قرار گيرد.

ص: 73

غدير با عينك سقيفه قابل مطالعه نيست

ما معتقديم آنچه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد بالاترين نمونه در ساخت يك جامعه بشرى بود. چگونه مى شود كه هر صاحب مرام و ايده اى در عالم براى ادامه راهش به فكر جانشين است به جز صاحب اسلام؟!

آيا بهتر نيست به جاى اين گونه سبك فكرى ها، اذعان داشته باشيم كه اگر خبر غدير هم به ما نرسيده بود، باز هم يقين داشتيم كه خداى اسلام و پيامبر آن فكر آينده را كرده اند.

افسوس بر غدير، كه بخواهند آفتاب معارفش را با عينك سقيفه مطالعه كنند و حق آن را ضايع نمايند!؟ مردم دنيا گرفتار مسير تاريك سقيفه شده اند، كه از درك اهميت واقعه غدير باز مانده اند.

بايد حقايق غدير را بيان كرد و به مردم مهلت داد تا كم كم اهميت اين روز عظيم را بفهمند. هر يك از ما وظيفه داريم در راه بقاى آن تلاش كنيم و از سهل انگارى بپرهيزيم، تا روزى كه خبر واقعه غدير را جهانى كنيم.

ص: 74

غدير در جستجوى تشنگان است

غدير يك روز رسمى براى يك اعلان رسمى بود. مراسمى ترتيب داده شد تا اين امر رسمى در با عظمت ترين و به ياد ماندنى ترين شكل خود انجام گيرد. نتيجه اين شد كه با رسميت اعلام ولايت در غدير براى هيچ كس اعم از مؤمن و منافق تا روز قيامت عذرى باقى نماند.

پس نعمت غدير مانند آفتاب نشان مى دهد كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حكيم تر از آن است كه دين خدا را بدون امام رها كند، همان گونه كه ما را نيز رها نخواهد كرد. با اين تدابير حكيمانه و اسلوب حساب شده، پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عذر هر عذر آورنده اى را از ميان برداشته است.

غدير عين حق و محض حقيقت است كه حد و مرزى نمى شناسد. نگرشى ژرف احساسى اين چنين از غدير جلوه مى دهد، و مى يابيم كه درخشش اين حق تا ابديت امتداد دارد و در جستجوى راست قامتانى تشنه قرن ها را درمى نَوَردد، و در هر زمانى به گونه اى جلوه مى كند و بلند همتان را با خود همراه مى نمايد.

اينجاست كه نگاهى اخم آلود به سنگ اندازان در برابر ولايت، چهره غديريان را در برمى گيرد، چرا كه آنان احساس مى كنند اساسا اسلام با على (علیه السّلام) زيبايى دارد، و بدون على (علیه السّلام) به سان بدنى بى روح مى ماند.

ص: 75

آيا مردم در غدير نمى دانستند مسئله بر سر چيست؟

جز خدا و جبرئيل و پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) كسى چه مى دانست كه مسئله تعيين خليفه را اگر در كفه ترازو بگذارند از تمام رنج و مبارزه 23 ساله گران تر است!؟

چرا مى گويند: مردم در غدير نمى دانستند مسئله بر سر چيست، و بعد از چهارده

قرن هم هنوز كسى نفهميده كه آن توقف در آفتاب سوزان براى چه بوده است؟ چرا نمى گويند: همه مى دانستند كه منبر غدير براى نصب كسى است كه بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چشمه زلال اسلام محض از خانهٔ او مى جوشد، و خداوند فقط خود مى داند كه در خلقت او و يازده فرزندش چه عظمتى را به وديعت گذاشته است!

ص: 76

اگر در غدير بوديم

5

اشارة

ص: 77

در ظهور «من كنت مولاه ...» خود را بازسازى نماييم

اگر با ولايت دين ما كامل شده پس بدون آن اعتقادمان ناقص است؛ و اگر با ولايت نعمت تمام شده با سپاس گزارى از آن اعتقادمان كامل تر خواهد شد؛ و اگر خدا از اسلام با ولايت راضى است پس بدون ولايت در واقع مسلمان نيستيم!!

غدير مى گويد: هر كس بدون ولايت على (علیه السّلام) ادعاى ديندارى كند در واقع پايبند به چيزى است كه اسلام نيست!

به حكم غدير اگر كسى اثرى از عشق ولايت در درون خويش نيافت بايد بداند كه خدا از او راضى نيست.

به حكم غدير يك مسلمان بايد «من كنت مولاه فهذا على مولاه» را دستور العمل زندگى خود قرار دهد و در ظهور آن خود را بازسازى نمايد.

ص: 78

رمز غدير در عجين شدن نبوت با امامت است

عظمت ماجراى غدير اين اقتضا را دارد كه شناخت و نگاه افراد و اشخاص نسبت به آن درجه بندى شود. در واقع هركس به اندازه توان علمى و فهم و درك عقلى خود مى بيند و هر كس به اندازه ظرفيت خود از آن چشمه زلال مى نوشد.

عمق حادثه غدير به ما مى فهماند كه اين واقعه مختص به يك زمان و عصر نبوده، بلكه در تمام ازمنه و اعصار جارى و سارى است. جريان غدير تنها يك رخداد تاريخى و يا گذرگاه جغرافيايى و يا بحث روايى و يا مسئله سياسى نيست؛ بلكه غدير يك تفكر و انديشه است كه رمز آن عجين شدن امامت با نبوت است، و در رويكردى ديگر غدير همتاى قرآن تا روز قيامت است.

حق آن است كه تنها پديد آورندگان غدير مى توانند به تعريف جامع آن بپردازند، و تنها زيبنده خدا و پيامبر و على (علیهما السّلام) است كه غدير را به بهترين شكل معرفى نمايند.

ص: 79

اگر همه انكار كنند غدير شهادت مى دهد!

رنجنامه اى كه به عنوان درد دل با غدير در ميان مى گذاريم احساسى آميخته با اشك است؛ چرا كه به خوبى دريافته ايم كه تك تك ريگ هاى آن سرزمين از سقيفه مى نالند.

از جگر تفتيده غدير ناله سوزناكى به گوش جهانيان مى رسد كه گويا مى ترسد پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او را در تنهايى على (علیه السّلام) بى وفا بداند، چرا كه در آن غوغا جا داشت از جحفه كنده شود و در مسجد پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حضور يابد، و به آنچه در آنجا رخ داده شهادت دهد!

اينجاست كه پاسخ اين سؤالات معلوم مى شود كه آيا پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير مى ترسيد! آيا در شيرين ترين روز عمر خود از چه چيزى مى ترسيد؟ در ميان آن جمعيت انبوه آيا ترس معنايى داشت؟ پاسخ همه اين سؤالات در سقيفه به فاصله چند ساعت از رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داده شد!!

اما همه - حتى دشمنان غدير - اذعان دارند كه با مظلوميت غدير در سقيفه پرونده آن بسته نشد، بلكه غديريان در خلوت سكوت و تنهايى چراغ پر فروغ آن را در شب هاى تاريك و هولناك زمان براى هميشه زنده نگاه داشته و مى دارند.

چهارده قرن است كه شعاع غدير آرام بخش دل هاى پريشان است، كه به دنبال حقيقت و معرفت اند، و عصر حاضر آغاز احساس چنين نيازى است.

ص: 80

به محرومين از غدير بايد گريست

اين خداست كه دست بيعت ما را در دست اميرمؤمنان على (علیه السّلام) نهاده است. اگر نظر لطف او نبود ما هم مانند بسيارى از مسلمانان از اين نعمت عظمى محروم مى مانديم.

در واقع غدير از صفحات زرين تاريخ است كه مردمان از خواندنش غافل و از بركاتش محروم مانده اند. جاى تعجب است كه واقعه اى با امضاى خير الاولين و آخرين و مربوط به سرگذشت امت مسلمان باشد، و مورد غفلت ميليون ها مسلمان قرار گيرد!

تاريخ مقصر نيست، زيرا جاى ابهام و سؤالى درباره غدير باقى نگذاشته است.

مقصر كسانى هستند كه تاريخ را با گزينش به مردم عرضه مى كنند، و حقايق را سانسور شده و تحريف شده ارائه مى نمايند.

بايد به كسانى كه از نعمت ولايت محروم اند، به چشم مظلومانى نگاه كنيم كه به خاطر جاه طلبى و حق ستيزى ظالمان از اين نعمت محروم شده اند. بايد همچون طبيبى مهربان كه به معالجه مريض مى پردازد، سراغ آنان رويم و اين چراغراه هدايت را نشانشان دهيم و به آنان تفهيم نماييم.

ص: 81

خداوند بهترين راه را در غدير نشان داد

حادثه غدير مظهر لطف و رحمت خداست، كه شخصى را با وظايفى بسيار مهم و سنگين براى مردم انتخاب كرده است. عده اى به جاى آنكه اقرار كنند خداوند بى زحمت ترين راه را برگزيده كه فرد لايق و شايسته را انتخاب كرده، خود را به عنوان انتخاب كننده اى در برابر ذات الهى مطرح مى كنند.

بايد بپذيريم كه آن روز نعمت خدا با تعيين رهبر لايقى همچون على (علیه السّلام) تكامل يافت؛ و اسلام با تكميل برنامه هايش به عنوان آئين نهايى از طرف خدا پذيرفته شد، و كفار در ميان امواج يأس فرو رفتند.

البته بسيارى از مسلمانان اين قدردانى را از خود نشان داده اند، و نويسندگان و گويندگان و شعراى خوش ذوقى عالى ترين قطعات را به زبان هاى مختلف درباره غدير از خود به يادگار گذاشته اند.

در يك نگاه بايد بگوييم: قبل از همه خداوند با نزول دو فراز از قرآنش درباره غدير آن را به گونه اى جاودانه ساخته كه تا قرآن هست غدير از خاطره ها محو نخواهد شد.

ص: 82

چراغ هاى غدير را بر سر راه مردم روشن كنيم

غدير حق بشريت است و براى ادامه راه هستى به انسانيت تقديم شده است. از ضرورت هاى امروز بشر است كه غدير به هر صورت ممكن برايش بيان شود. هر كس به اندازه توان خود بايد اين رسالت را ادا كند و لااقل با غدير يك چراغ بر سر راه مردم نصب كند.

از همين جا پى مى بريم كه در سقيفه چه ظلم بزرگى در حق بشريت روا شده است.

تمام مظالم و خرابى هاى صدر اسلام تا امروز، نتيجه آن ظلمى است كه بر غدير و به على (علیه السّلام) روا داشته شد. هر بد و بدى در اين جهان مطرح است به سبب همان ظلم بزرگى است كه در حق غدير اعمال شد، و كسانى باعث آن هستند كه حق على (علیه السّلام) را غصب نمودند.

امروزه هنوز بعضى سعى مى كنند اين همه جنايت را از عهده سقيفه بردارند و در صدد توجيه كارهاى آنان بر مى آيند، غافل از آنكه منطق غدير برنده تر از آن است كه با اين توجيهات كم رنگ شود.

ص: 83

غدير فرصت پايانى اسلام بود

اين منطقى است كه آن حضرت مى خواست از اين فرصت بزرگ و پايانى براى مرتب كردن امر رهبرى مسلمانان بعد از وفات خود استفاده كند.

لذا همه كسانى كه در آن وقت حضور داشتند، اهميت اعلان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را درك كردند و هيچ كس فكر نكرد كه «مولى» به معناى «دوست» بكار برده مى شود.

بايد مسئله بسيار عظيمى رخ داده باشد تا خداوند اعلام كند اكنون دين را كامل كرده و نعمتش را تمام نموده و اسلام را به عنوان آيين برگزيده است.

لذا بايد توجه داشت كه ارتباط و اهميت خطبه غدير فقط به يك قوم يا يك زمان يا مكان محدود نمى شود، بلكه همان طور كه رسول گرامى (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند، حاضرين بايد به غايبين و والدين بايد به فرزندان تا روز قيامت خبر دهند.

ص: 84

منكرين غدير دين خود را فروخته اند

بشر بارها نشان داده كه براى هدايتش عقل به تنهايى كافى نيست، و وجود كاملى به عنوان راهبر مادام العمر او ضرورى است، و در يك جمله حجت باطنى همچنان نياز به حجت ظاهرى دارد و از آن مستغنى نيست.

از همين جاست كه شيعه قائل است امامت مربوط به اصول دين بوده، و تعيين امام - همانند نبوت - يك امر الهى است. رمز غدير نيز در اهميت مسئله امامت نهفته و اين ولايت الهى است كه باعث به وقوع پيوستن واقعه غدير خم شده و آن را امرى مهم قلمداد كرده است.

اكنون جا دارد كه با اذعان كامل بگوييم: آنان كه غدير را ديده يا شنيده اند و به آن اعتنايى نكرده اند در واقع روحشان به كمال نرسيده، كه در اين امتحان دين و آخرت خويش را به بهاى قليلى فروخته اند.

اين بدان جهت است كه اهداف غدير و سقيفه در نقطه كامل تضاد با يكديگر قرار دارند. غدير ادامه رسالت و سرچشمه وحدت است، و راهى است كه مستقيم به خداوند تبارك و تعالى مى رساند. سقيفه اما بازگشت قهقرايى مردم از رسالت محمدى به جاهليت است، و با تفرقه بين مهاجر و انصار آغاز شده و تا ابد تخم اختلاف را بين مسلمانان كاشته است.

ص: 85

با وجود غدير چرا رشتهٔ خلافت از قرآن گسيخت؟

با اين درياى زلال و بى پايانى كه خدا در اختيار مسلمانان گذاشت، اگر تا قيامت اشك بريزند كم است كه بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رشته خلافت از قرآن گسيخت، و رداى آن را كسى بر تن كرد كه خود يقين مى دانست اهلش نيست.

معجون اسلام با كامل ترين عناصر تشكيل دهنده آن در دسترس مسلمين قرار گرفت، ولى آنان با بى پروايى سخت ترين ضربه ها را به دين وارد كردند.

مهمترين وظيفه ما اين است كه اين واقعه متعلق به همه مسلمانان را به آنان گوشزد كنيم، كه هر اندازه آن را بهتر درك كنند وضع كنونى شان دگرگون تر خواهد شد و قدم به عالم معرفت و شناخت دين خواهند گذاشت.

ص: 86

غدير با ابديت قرآن پيوند خورده است

حيات ابدى غدير و نشاط هميشگى آن ما را به وجد آورده است. اراده حكيمانهٔ خداوند را مى بينيم كه غدير را در تمام قرون و اعصار، به صورت زنده در دل ها و به صورت مكتوب در اسناد و كتب ماندگار نموده است. متن قرآن را مى نگريم كه با نزول دو آيه ابديت غدير به ابديت قرآن پيوند خورده است.

دريافته ايم كه با رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نبايد اسلام رحلت مى كرد! پس امامت بعد از نبوت عطيه و لطف ديگرى از خالق مهربان بوده و غدير تحقق پيدا كرده و دست على (علیه السّلام) در دستان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آخرين رسالت او را رقم زده تا اين رسالت تا قيامت ادامه يابد.

نكته ظريفى است كه بدانيم حكومت جوان اسلامى به على (علیه السّلام) نياز داشت و او مى دانست اين تمدن را به كدام سو ببرد. پس بى جا نخواهد بود اگر بپذيريم غدير مكمل تمدن شكوهمند اسلامى است، و نام غدير يادآور آن است كه در سايه اهل بيت (علیهم السّلام) هرگز به دوران جاهليت باز نخواهيم گشت.

ص: 87

غدير را نمى توان به حساب مذهب خاصى گذاشت

مسلمانان بايد بدانند كه غدير متعلق به همه آنان است و قرن ها با فرهنگ و دين و اعتقاد آنان همگام بوده، و به عنوان يك جريان مقدس هميشه در جامعه اسلامى حضور داشته است.

اين است كه رويداد غدير همه تاريخ اسلام را تحت تأثير قرار داده، و نمى توان با آن همچون يكى از مسائل حاشيه اى برخورد كرد و آن را به حساب مذهب خاصى گذاشت.

ص: 88

غدير راه خود را به سوى نسل ها باز كرد

اگر از غدير فقط به علت انتخاب اين موقعيت بپردازيم، براى خود كتابى مى شود كه اسرار نهفته اى از اين پيام جهانى را فاش مى كند. يكى از علل انتخاب اين فرصت آن بود كه كسى نتواند پيام غدير را پنهان كند، و اگر بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم مدينه و مكه قابل اعتماد نباشند، باز خبر آن راه خود را به سوى نسل ها طى كند.

انتخاب بيابان به خصوص با منبرى در فضاى باز اين حُسن را داشت كه همه مردم مى توانستند او را ببينند و صداى او را بدون امكانات صوتى و تصويرى آن عصر بشنوند.

اين گونه چه بسيار كسانى كه خبر غدير را مى شنيدند، و به آن بهتر از كسانى كه از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شنيده بودند عمل مى كردند.

ص: 89

غدير بشارت انبياست

اگر از آسمان به غدير نگاه كنيم آن را بلندترين قله رسالت الهى خواهيم يافت كه از حضرت آدم (علیه السّلام) آغاز شد و تا حضرت خاتم ادامه يافت.

خداوند بشارت تأسيس حكومت عدل را به بندگانش داده و اين وعده از روز اول دنيا به بشر يادآورى شده است. اين بشارت توسط انبيا و اوصيا براى مردم گفته شده تا روزى كه حلقه حياتى اين سلسله در غدير به انجام رسيده است.

رسالتى كه در آيه تبليغ امر به آن شده، و اهميت آن برابر با كل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و اتمام اين رسالت به ابلاغ آن وابسته است، جز استمرار و تحقق رسالت و وعده الهى درباره حكومت عدل نمى تواند باشد.

پس در واقع غدير تحقق يك وعده الهى به مؤمنين است، كه راه آن به مردم نشان داده شده است. بنابراين جا دارد روز مبارك غدير را روز بزرگترين رسالت الهى بدانيم كه خداوند وعده آن را به همه انبيا داده است.

شايد از همين جاست كه هميشه نسبت به غدير احساس نياز مى شده كه آن را بحث و تحليل و تفسير نمايند و نتايج آن را مورد بررسى قرار دهند.

ص: 90

ملائكه پيشقدم شدند

غدير را بايد مظهرى از لطف و محبت و مهربانى و كرم خداوند به شمار آورد، كه بندگان ضعيف خود را اين گونه از هزاران خطر ضلالت محافظت فرموده است. لذا بندگان بايد تشكر و قدردانى خاصى درباره غدير به درگاه الهى داشته باشند.

با اينكه جا دارد همه انسان ها نظر به اهميت چنين روزى در زندگى دنيا و آخرتشان آن را بزرگتررين جشن خود قرار دهند، ولى ملائكه در اين باره پيشقدم شده اند و چهارده قرن است كه همه آنان در چنين روزى در آسمان ها جشن باشكوهى مى گيرند.

ص: 91

غدير حل مشكلات است

حل همه مشكلات جهان در گذشته و امروز و آينده و هر كمالى كه بشر طالب آن است در خطبه غدير نهفته، حتى حل مشكلات فردى مسلمانان نيز ارتباط مستقيم با اعتقاد به محتواى اين كلام بلند و رسالت الهى دارد.

خطبه غدير افكار را به راه صحيحى سوق داده كه برترين اعتقاد به شمار مى آيد، و شامل تمام شرايط كمال انسان است؛ بلكه سعادت همه عالم متوقف بر آن است.

اگر انسان ها به اين خطبه معتقد باشند و سپس محتواى آن را در اعمال خود مجسم كنند، سعادت فقط شامل حال عالم بشريت نمى شود، بلكه همه عوالم را در بر مى گيرد.

ص: 92

6

اشارة

ص: 93

دربارهٔ خدا و پيامبرمان بى انصافى نكنيم

درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) انصاف نيست بگوييم: كشتى امت را كه ناخداى پيامبرگونه اى مى طلبد، بى سرپرست در ميان امواج متلاطم فتنه ها رها كرده تا هر نااهلى كه قدرت را به دست گرفت سكان آن را در اختيار بگيرد.

درباره خداوند هم انصاف نيست بگوييم: نتيجه تلاش پيامبران را بدون قيِّمى در دست طمعكاران سقيفه رها كرده تا مردم را به قهقراى جاهليت بكشانند.

آرى، خطابِ «يا ايها الرسول بلِّغ ...» نشانه كار عظيمى است كه خدا مى خواهد مردم آن را بدانند، همانطور كه آنچه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در طول سه روز عملى نموده نشانه تلاش بى امانى است كه براى تحقق اراده پروردگار به انجام رسانده است.

ص: 94

بلندترين قلهٔ پرواز، زبان و قلمى بلند مى خواهد

غدير نامى نيست كه از سر زبان ها بيفتد، و حلاوت آن هرگز از كام درك كنندگانش محو نخواهد شد. دوستان غدير آن قدر نام آن را نقل مجلس خود ساخته اند كه بيگانگان هم از آن باخبر شده اند.

اما با اين همه، لسان و قلم نقش مهمى را در ابلاغ و تبيين معارف الهى ايفا مى كنند. شكى نيست كه هر اندازه موضوع مهم تر باشد گفتار و نوشتار راه پيچيده ترى را در پيش خواهد داشت كه غدير اعظم آنهاست.

براى غدير روحى تلاشگر و روحيه اى فداكار و قلبى مؤمن و زبانى گويا و فصيح و قلمى زيبا و پر مغز لازم است، تا حق آن را ادا كند و رسالتى را پى گيرد كه اگر ابلاغ نمى شد رسالت هيچ پيامبرى ابلاغ نشده بود.

غدير اوج نهايى تحقق سنت الهى در تعيين خليفه در زمين بود، كه در كامل ترين شكل خود تحقق يافت و رشته خلافت تا آخرين روز دنيا تعيين گرديد.

اكنون زبان و قلمى لازم است كه اين بلندترين قله پرواز فكرها را به تصوير كشد و نقش دقيق آن را بر دل ها رسم نمايد.

ص: 95

وظيفهٔ سنگينى كه بر دوش داريم

پيش بينى آينده خطرناك جامعهٔ اسلامى و زمينه رشد دوباره شب پرستان در نبود نور، به اين نتيجه منتهى مى شود كه در غدير «امام» ادامه وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ و اين واضح ترين بيانى است كه غدير امامت را در قاب آن متجلى ساخته است.

اكنون بايد ديد چرا عده اى از مسلمانان غدير را ناديده مى گيرند؟ آيا در صدد پوشاندن آفتاب با دست خويش اند؟

اين حركت از سوى دشمنان غدير، باعث شده كه عده اى در صدد احياى غدير باشند تا امر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر احياى سنتش در بحران اختلاف امت را عملى كنند.

اگر چه غدير انكار كردنى نيست، ولى اگر در احياى آن تلاش نشود دست هايى در فكر به فراموشى كشاندن آن هستند. اينها همه سنگينى وظيفه اى را كه ما غديريان بر دوش داريم به ما خاطر نشان مى نمايد.

ص: 96

غدير روز تلخيص دين در يك كلمه است

غدير آميخته اى از علم و ادبيات است. يك مسئلهٔ كاملاً علمى كه دقيق ترين مبانى فكرى و فرهنگى و ادبى در جوانب آن مراعات شده است.

با اين نگاه وقتى ببينيم امر ولايت در رديف اصول سه گانهٔ دين قرار گرفته، از نظر قواعد علمى معنايى جز ولايت مطلقه و اولى به تصرف بودن امام معصوم (علیه السّلام) با آن تطابق نخواهد داشت.

هر كس در هر طراز علمى و با هر سابقه اعتقادى، فقط يك بار ماجراى غدير را به عنوان يكى از وقايع تاريخ مطالعه كند، متوجه فوق العاده بودن آن خواهد شد.

او روزى را خواهد يافت كه خدا براى حفظ اركان دينش كسى را انتخاب كرده كه حقيقتا شايسته اين مقام بوده است.

به عبارت ديگر غدير روزى است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ملخص دين را جمع بندى فرمودند، و حجت را در كاملترين گونه خود بر مردم تمام كردند.

ص: 97

مطالعهٔ غدير قلب را صفا مى دهد

گشت و گذارى كنار بركه و درختان غدير، نسيم روح بخشى از معارف را بر دل و جان سرازير مى كند و عقل را تا آنجا كه نرفته مى برد.

خدا مى خواسته اين برنامه در آخرين روزهاى عمر رسول به صورت مستقل مطرح گردد، و در خطبه غدير كلمات قرآنى آورده شود تا دلالت آنها براى مردم روشن شود، و از كلمه «بلَّغت» به معناى ايصال به مقصود و اتمام حجت استفاده گردد.

تواتر اين حديث در حدى بوده كه انكار آن ضربه علمى به شخصيت انكار كننده بوده است.

تهديد الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) موجب شده كه همه بدانند مسئله شخصى در ميان نبوده و ولايت يك فرمان الهى است.

استفاده پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از كلمه «مولى» به خاطر آن بوده كه اين كلمه عميق تر و دقيق تر از كلمه خليفه يا حاكم است، چون خليفه آن كسى است كه به جاى مولى مى نشيند، اما مولى خودش صاحب تصرف و اختيار است.

اينها گوشه هايى از اين صفاى قلب است كه با مطالعه غدير به دست مى آيد.

ص: 98

خورشيد ولايت در غدير كاملاً طلوع كرد

غدير پيامى دارد كه معادل تمام رسالت الهى يا فراتر از آن است. اين آخرين گذرگاه صعود انسان هاست كه دشمن گمان مى كند مى تواند حلقوم او را بگيرد. به همين جهت است كه براى ابلاغ پيام حتمى و تكميل كننده دين سنگ تمام گذاشته مى شود.

اكنون كه حصن حصين ولايت بپا مى شود، مردم با اين پيمان كه اين پيام الهى را از اين گوشه تا آن گوشه جهان ابلاغ كنند متفرق مى شوند.

اينجاست كه نشستى با عظمت به احسن وجه به پايان مى رسد، كه همه انبيا از آدم (علیه السّلام) تا خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) براى آن مبعوث شده اند. در يك كلمه زحمات تمام انبيا (علیهم السّلام) به بار مى نشيند.

آن روز خورشيد غدير كاملاً طلوع كرد. اگرچه مدتى ابرهاى سياه و وحشتناك آن را پوشاند، ولى اشعه خورشيد ولايت تا ابديت و در تمام نقاط جهان پهناور نغمه هاى حيات و بيدارى را سروده و مى سرايد.

ص: 99

با ترك غدير كسى روز خوش نديد

اگر غدير را سرمايه جاودانى اسلام بدانيم و آن را محور اعتقادات و احكام و اخلاق و همه شئون زندگى مان قرار دهيم، شايد توانسته باشيم گوشه اى از حق آن را ادا كرده باشيم.

در حقيقت غدير فرقان و جدا كننده بين حق و باطل است. غدير مثل قرآن جاودان است. ما هر چه داريم از غدير است. مكتب و دانشگاه امام صادق (علیه السّلام) از غدير است.

افسوس كه در آغاز راه، غدير را در سقيفه مظلوم كردند و عظمت آن را پايمال نمودند و درِ خانه اش را به آتش كشيدند و پهلوى او را شكستند و به جاى احترام به او سيلى زدند؛ و اين همه را به عنوان ضديت با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) انجام دادند.

از آن روز ديگر مسلمانان روى خوش نديدند و به غدير هم روى خوش نشان ندادند، و ذلت خود را به دست خود رقم زدند.

ص: 100

على (علیه السّلام) چراغ هميشه روشن غدير است

خداى مهربان محبت بى پايان خود را به بشر ارزانى داشته و گام به گام دست او را گرفته و مسير صحيح را نشان او داده است. اين روال درباره همه انسان ها در همه جا انجام شده، تا نبوت ختم شده و به آخرين روزهاى خود رسيده است. غدير همان روز است كه امامت براى روشن نگاه داشتن نور راستى تا قيامت و حفظ انسان از گم شدن در سياهىِ بدى ها اعلام شد.

بگذار خطبه و فرمايشات غدير را فراموش كنند، كه اين نور الهى نشان داده كه در دنيا هر چيزى را منكر شوند و به فراموشى بسپارند، «على (علیه السّلام)» نام چراغى است كه تا قيامت روشن خواهد ماند، و هر كس به اين چراغ نزديك شود راه راست را آشكارا مى بيند و نجات مى يابد. پس جادارد بگوييم: «غدير نجات انسان از طرف خدا بود».

ص: 101

براى محبتمان غير على (علیه السّلام) را بر نمى گزينيم

درك اينكه كاروان اسلام را جز على بن ابى طالب (علیه السّلام) هيچكس ديگرى نمى توانست به سر منزل مقصود رهنمون باشد، احساسى فراتر از عشق نسبت به آن وجود مقدس در دل ايجاد مى كند. اين بدان معنى است كه ما جز او كسى نداريم و براى سفره محبتمان نمى توانيم ديگرى را برگزينيم.

چه كسى جز او مى تواند ما را از اين پرتگاه هايى كه در پيش داريم به سلامت عبور دهد. اوست كه از هم اكنون آخرين نقطه مسير كاروان را تشخيص مى دهد، و مى داند كه چه منزلگاه هايى پيش روى ماست؛ و با چه وسايلى بايد مجهز بود و چه توشه و كوله بارى بايد گرفت، تا بتوان از همه اين پيچ و خم ها به سلامت عبور كرد.

اگر سرپرستى كاروان به دست كسى غير از او بيفتد، سرنوشتى دردناك در انتظارمان خواهد بود، و كتاب هدايتمان در پيچ و تاب قرائت هاى مختلف و روشنفكرانه مدفون و متروك خواهد شد.

ص: 102

پاداش آن همه تلاش اين همه بى وفايى نبود

غدير امتحان بزرگى بود كه تا ابد ادامه خواهد يافت. در اين امتحان به هر كس درجه خودش داده مى شود، و در واقع هر كس عيار خود را به نمايش مى گذارد.

عده اى ادعاى اطاعت از خدا و رسول دارند ولى امامت و ولايت را انكار مى كنند. اينان دروغ مى گويند و دروغ خود را به همه نشان مى دهند.

آنان در متن خطبه شنيدند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از اتفاقات بعد از رحلت خود خبر داده، و با اين همه هم حسودى كردند، و هم خلافت را غصب كردند و هم احكام خداوند را تغيير دادند.

و اينان همه آن نادرستى ها را ديدند و مى بينند و باز هم حضرت على (علیه السّلام) را رها كرده دنبال خلفاى غاصب رفته و مى روند.

عده اى ديگر غدير خم را انكار كرده و مى كنند و در واقع خارى بر چشم اسلام زده و مى زنند.

اين مصيبت جاودانه اى براى اسلام است كه با غديرش اين گونه رفتار كنند، در حالى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن گونه در راهش تلاش كرد.

ص: 103

جامع ترين اقدام پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را ناديده گرفتند

سه منظره پشت سر هم با فاصله كوتاه زمانى، تداعى كننده يك فكر اساسى درباره غدير و جامعه اى است كه آن را نپذيرفت.

از يك سو ترس پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خودش مربوط نمى شد، بلكه از بى تحملى مردم در برابر فرمان الهى هراس داشت. از سوى ديگر محكم كارى بى نظيرى كه به صورت بيعت در غدير تحقق يافت دلسوزانه ترين و در عين حال جامع ترين اقدام ممكن درباره امت اسلامى بود.

اكنون منظره سوم تحير هر شنونده اى را بر مى انگيزد كه با آن پيش بينى هاى اساسى، مردم چه زود و چه آسان همه چيز را به دور ريختند و غدير را كَأَن لَم يَكن تلقى كردند و سقيفه را كَأَنَّه كانَ مِن قَبل به حساب آوردند.

ص: 104

حضرت مهدى (علیه السّلام) از غدير وعده داده شد

مخاطبان خطبه غدير همه بشريت تا آخرين روز دنيا هستند، كه بايد از آينده تدارك ديده شده الهى براى سعادتشان آگاه باشند. لذا پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشى از خطبه غدير را به حضرت قائم آل محمد ارواحنا فداه اختصاص دادند، و او را در شفاف ترين كلمات با محتوايى بلند معرفى كردند.

نسل هاى آن روز و فرداهاى انسانيت با شنيدن آينده سبز جهان در سايه كسى كه بر همه اديان غالب است و از همه ظالمان انتقام خواهد گرفت، احساس ديگرى يافته و اميدهاى معنادارى در وجودشان جان مى گيرد.

اينجاست كه صراط مستقيم بودن اهل بيت (علیهم السّلام) روشن مى شود و اينكه فقط اطاعت آنان باعث نجات است؛ و همين جاست كه بيعت با على (علیه السّلام) به عنوان بيعت با خدا تلقى مى گردد.

ص: 105

غدير براى آن بود كه مولى را از پيش خود معنى نكنند

مرورى فورى بر خطبه غدير هر مطالعه كننده اى را متوجه مى كند كه سعى اصلى در آن بر روشن كردن معناى «مولى» و «ولايت» است.

از يك سو انسان ها براى دقيق بودن مفهوم ولايت در گونه هاى مختلف مردم، از روستايى و شهرى، عجمى و عربى، غلام و آزاد، كوچك و بزرگ، سياه و سفيد نام برده شده اند.

از سويى عيار ولايت با عيار نبوت مساوى اعلام شده تا كسى آن را پايين تر حساب نكند و لايق هر كسى نداند.

از سوى ديگر براى تصريح در مصداق «مولى» حضرت على (علیه السّلام) را بلند فرمود و به همه نشان داده است.

اين همه براى آن بود كه گوش هاى ناشنوا، غدير را با چشم ببينند و چشم هاى نابينا آن را با گوش بشنوند، و در آينده هاى دور و نزديك تاريخ براى «مولى» از پيش خود معنى نسازند!

ص: 106

غدير معرفى آخرين حجج الهى بود

حضور دائمى حجت پروردگار در زمين يك اصل غير قابل انكار خلقت است، كه از اولين لحظه خلق بشر آغاز شده و تا آخرين لحظه آن ادامه خواهد يافت. فرستادن 124000 پيامبر در راستاى قانون «لولا الحجة لساخت الارض بأهلها» انجام گرفته است.

شايد به همين خاطر است كه امر به معرفى آخرين حجج الهى در قرآن ضمن آيه اى بيان شده، كه در هيچ جاى قرآن آيه اى بدان صراحت و لحن شديد پيدا نمى شود؟!

با اين همه، تعجب از كسانى است كه در چنين صحنه اى حضور داشتند و جزئى ترين مسائل آن صحنه را خوب حفظ كردند، ولى لُبّ لباب غدير را - كه بر سر آن بيعت كردند - به فراموشى سپردند!

ص: 107

هرگز قادر به درك اعماق غدير نيستيم

تصويرى از واقعه غدير كه حقى در آن ضايع نشده باشد، نياز به همتى عالى و روحى بلند دارد؛ تا حقيقت آن روز بزرگ درك و حق آن ادا شود.اين همه به آن خاطر است كه غدير با شخصيتى همچون على (علیه السّلام) گره خورده، و زمانى مى توانيم به حقيقت اين روز پى بريم كه با چنين شخصيتى آشنايى داشته باشيم.

همان گونه كه على (علیه السّلام) وجودى است كه ما هرگز قادر به درك او نخواهيم بود، غدير نيز از چنين خصيصه اى برخوردار است. هيچ كس نمى تواند ادعا كند با ظرف كوچك وجودش درياى غدير را نوشيده است!

ص: 108

عظمت غدير را به زير كشيدند

با نگاهى به قلب مقدس پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نگاهى ديگر به عملكرد مردم، احساسى تلخ به تصوير كشيده مى شود كه چگونه مردم آن عظمت را به زير كشيدند.

از يك سو در غدير پرشكوه ترين همايش بزرگ الهى برگزار شده، و مصطفاى الهى مرتضايش را بر همه جهانيان و در همه اعصار امام قرار داده است. از سوى ديگر به نام اينكه منظور از مولى در غدير «دوست» است، دوستان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بايد تازيانه بخورند و درِ خانه شان آتش زده شود؟! اين بدان معنى است كه آن اوج عظمت با چنين قساوتى تا اين حد مورد جسارت قرار گرفت!

ص: 109

معناى «مولى» را با زبان مادرزادى فهميدند

شخصيتى چون پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) كه عقل كل و انسان كامل و بزرگترين پيامبر و سفير آسمانى است ولايت را در غدير با كلمه «مولى» اعلام كرده است.

صد و بيست هزار عرب خالص هم با زبان مادر زادى خود بدون هيچ شبهه اى از كلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) صاحب اختيارى و ولايت را فهميده اند.

معرفى دقيق مقام ولايت و دستور اينكه حاضران به غايبان برسانند، مى رساند كه لفظ مولى هر معنايى براى خود پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد براى على (علیه السّلام) نيز دارد.

ص: 110

7

اشارة

ص: 111

قلب غدير را شكستند

حيف بود غدير، اين شيرين ترين و ناب ترين و زلال ترين و قشنگ ترين روز اسلام اين گونه به فراموشى سپرده شود. روزى كه با برنامه ريزى مفصل و تلاشى پيگير توانست حتى بيعت و تبريك ملائك را به حضور مبارك مولا على (علیه السّلام) تقديم نمايد، تا انسانها از زلال اين نعمت بهره جويند.

با احساس لذتى بى نهايت، آرزو مى كنيم كه اى كاش نفاق دورويان همانجا بروز مى كرد، و سنگ عذاب الهى فرقشان را مى شكافت تا بعدها قلب مبارك مولا را آن گونه نمى شكستند.

در حالى كه بايد به عنوان اقدامى معجزگونه به اين واقعه افتخار كرد، جالب است كه عده اى به نام اسلام به بى سرپرست ماندن مسلمانان بعد از پيامبرشان افتخار مى كنند؛ و شعار مى دهند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جانشينى تعيين نكرده و آنچه در غدير فرموده منظورش معرفى خليفه نبوده است! به حال چنين طرز تفكرى بايد خنديد يا گريست؟

تعجب از جامعه اى است كه كنار گذاشتن على بن ابى طالب (علیه السّلام) را از خوش اقبالى خود مى دانست، در حالى كه حب دنيا با ابرهاى اوهام افق جامعه را پوشانده بود!

اين گونه بود كه امام غدير را در ميان نخلستان ها به آبيارى و بيل زنى فرستاده بود، و با اين همه از خلأ خود احساس نگرانى نمى كرد!

ص: 112

سرنوشت ما در غدير رقم مى خورد

به غدير از اين زاويه مى نگريم كه خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) مى خواهند امت را با على (علیه السّلام) بسنجند و سعادت دنيا و آخرت را در گِرو غدير قرار داده اند. اين است كه همه بايد بدانند سرنوشت شان با غدير رقم مى خورد، و بهشت و جهنم از غدير تعيين مى شود.

در نگاهى به دلِ غديريان، اين احساس لطيف مشاهده مى شود كه تمام خواسته ها و آرزوهايشان را يافته اند، و چشم از هر چه بوى غير على (علیه السّلام) مى دهد برداشته اند.

ص: 113

خاطره هاى غدير شنيدنى است

سرزمين غدير گفتنى هاى بسيارى دارد؛ افسوس كه مسلمانان آمادگى شنيدن آن را ندارند. اين زمين در هجرت و فتح مكه و سفر حج قدم هاى مبارك پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر خود حمل كرده و بدان افتخار مى كند. با اين همه هيچيك را به روز غدير مقايسه نمى كند كه مهمترين خطابه در تاريخ انبيا در بزرگترين اجتماع بشرى بر خاك آن ايراد شد.

منبرى از سنگ برپا شد و دو نور آسمانى قدم بر آن گذاشتند و على (علیه السّلام) بر فراز دست پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جهانيان معرفى شد، و در پى آن ولايت مطلقه دوازده جانشين پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تا آخرين روز دنيا اعلام گرديد. سر در ورودى غدير تابلوى بلند «من كنت مولاه فهذا على مولاه» شد، و سه روز ميزبانى اين سرزمين از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى دو بيعتى بود كه براى ولايت گرفته شد.

غدير چهره هايى را به ياد دارد كه پس از خطبه مانند آفتاب و ماهتاب روشن شد، و گروهى را نيز به خاطر دارد كه چهره هايشان قيرگون مانند «يوم تسودُّ وجوه» گرديد.

غدير از آن روز در قلوب مؤمنين چراغى روشن و در دل منافقان آتشى جگرسوز است.

ص: 114

دستى بالا رفت تا غدير را بر آسمان بنويسد

مرورى بر تاريخ اسلام حقيقتى تاريخى و دينى را نشان مى دهد كه هيچ صاحب عقلى قادر بر انكار آن نيست.

حساسيت مسئله تا آنجاست كه خدا براى اولين و آخرين بار با پيامبر عزيزش خطاب تهديدآميز به ميان مى آورد كه «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»!

سؤالاتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از مردم نمود و پاسخ مردم به آنها و منظره پيش آمده، همه را متحير ساخت و انديشه ها را از تشخيص هدفى كه در پيش بود عاجز نمود؛ تا لحظات حساسى كه دست خود را با دست على (علیه السّلام) بالا برد تا بتواند بلندترين تابلوى جهانى ولايت را بر آبگينه آسمان بنويسد.

اما بايد به خاطر داشت كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در همان غدير جامعه اسلامى را با محتواى «قِلَّت متقين» و «كثرت منافقين» و «حيله گرى خطاكاران» و «حركات نابجاى مسخره كنندگان دين» ارزيابى فرمود و اين گونه چراغ خطر را نيز در برابر ديدگان همه امت اسلامى روشن كرد.

ص: 115

بياييد دوستانه غدير را بفهميم

اگر دو دوست دوستانه درباره غدير به گفتگو بنشينند و در فضايى خالى از غرض ورزى و جو سازى آن را مورد بحث و بررسى قرار دهند، بدون شك معارف نورانى آن در دل هايشان جاى مى گيرد.

در چنين فضايى است كه بايد بدانيم خداوند درباره غدير حكمى خاص در آيه اى مخصوص نازل كرده، و بايد بدانيم كه اين چه پيغامى بوده كه رساندن آن موجب ناراحتى مردم مى شد، و با نرساندن آن رسالتِ حضرت ناقص مى ماند؟ و همه بايد بدانيم كه معناى مولى همان است كه درباره رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) صادق است؛ و بايد بدانيم كه غدير معجزه اى همچون روز اصحاب فيل داشت.

ص: 116

مجلس و منبر و سخنرانى غدير متمايز بود

آفتاب داغ و نبود سايبان و جمعيت انبوه زمينه خاصى بود كه بايد بانگ آسمانى «يا ايها الرسول بلِّغ» به عنوان آخرين خطاب رسمى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن موقعيت به جهانيان اعلام مى شد.

چند درخت كهنسال كه نمى توانست آن جمعيت انبوه را در خود جاى دهد، و سايبانى كه زير آن درختان براى منبر و محل سخنرانى آماده كردند، و ايستادن پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام سخنرانى، و اميرالمؤمنين (صلی الله علیه و آله و سلم) كه از آغاز سخنرانى در كنار حضرت ايستاده بود، همه خصوصياتى بود كه اين مجلس و اين منبر و اين سخنرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از ساير سخنرانى ها متمايز مى كرد. هر كس آن منظره را مى ديد يقين مى كرد منظور از آن فقط اثبات امامت و ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) است.

ص: 117

ماجرايى كه با ادبيات سخن قابل تحليل است

گاهى به عمق يك پيام نمى توان تصريح كرد، اما روند ماجرا و ادبيات گفتگوها براى اين منظور دست به دست يكديگر مى دهند و روشنتر از روز هدف را نشان مى دهند.

پيام اصلى آيه تبليغ به اين باز مى گردد كه نتيجه همه زحمات پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن بود كه مقام على (علیه السّلام) را به مردم بفهماند، و اينكه تمام زحمات كشيده شده فقط به خاطر معرفى على (علیه السّلام) بوده است.

اين را از آنجا مى فهميم كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زحماتى را كشيد، ولى با اين همه خدا وحى مى كند كه تا ولايت على (علیه السّلام) را اعلام نكنى رسالت خود را كامل نكرده اى. در واقع خدا مى خواهد به همه بفهماند كه با على (علیه السّلام) رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) كامل مى شود.

ص: 118

خدا از رحمتش مضايقه نكرد

غدير اسرارى را با زبان رمز به مردم جهان گوشزد كرده، كه هر كس آن را بفهمد گوى سعادت را ربوده و خوشبختى خود را ضمانت كرده است.

نكته از آنجا آغاز مى شود كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حكومت اسلامى را تأسيس مى كند، و به بشر نشان مى دهد كه حكومت چگونه بايد باشد.

آنگاه در غدير خم به ما مى گويد: براى سعادت خويش تحت حكومت الهى قرار بگيريد كه چنين هدفى بدون رهبر الهى معنى ندارد؛ و سپس در غدير رهبر الهى براى حكومت الهى معرفى مى كند.

نگاه تيزبين به مجموع غدير درك خواهد كرد كه حكومت الهى فقط يكى است، و ديگر حكومت ها واقعى نيستند و انسان ها را به گمراهى سوق مى دهند. همچنين غدير به ما مى فهماند اگر انسان هايى كه دسترسى به حكومت الهى داشتند قدر آن را مى دانستند، خدا آن را از ايشان مضايقه نمى كرد.

صاحب غدير هم اين را به همه فهمانيد كه حكومت الهى براى انسان ها هدف هاى بلند تعيين مى كند و انسان ها را با ارزش مى كند. از همين رو اگرچه مردم او را كه مظهر و اهرم حكومت الهى بود كنار گذاشتند؛ اما او حكومت الهى را كنار نگذاشت.

ص: 119

غدير يعنى بدون ولايت امامان خدا راضى نمى شود

راضى شدن خدا به معناى تحقق مصلحت تمام عيار براى اهداف خلقت است.

شايد تعبير جالبى باشد كه بگوييم: پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمى توانست خداوند را راضى كند مگر با ولايت على (علیه السّلام) و فرزندانش، چرا كه اسلام وابسته آنان است.

آن روز بود كه در سايه ولايت علوى دين به كمال رسيد و نعمت بر امت مسلمان تمام شد، و كفر از دين ما مأيوس گرديد، و اين همه فيوضات و بركات همان وقت شامل حال مسلمانان شد.

اين بدان معنى است كه هر كس گمان مى كند بدون ولايت امامان بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى تواند خدا را راضى كند خيال باطلى كرده، و كوركورانه از كنار اين حقيقت روشن رد شده و به كسى جز خود ضرر نزده، و خود را در دنيا و آخرت از سفره رحمت خداوند دور كرده است.

بنابراين غدير يك مسئله ساده نيست كه به سادگى از كنارش عبور كنيم و بود و نبود آن را يكسان بشماريم.

ص: 120

غدير اعلام خاتميت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است

خدا وقتى دينى را خاتم و كامل معرفى مى كند تمام جوانب آن را تأمين فرموده است، و به همين جهت است كه ولايت تنها عامل يأس كافران مى گردد. وجود حجت نيز، نه تنها بر تمام مسلمين، بلكه بر تمام بشر نعمت است.

بنابراين اگر ولايت نبود و ولى بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منصوب نمى شد ممكن بود دين اسلام دين خاتم و آخرين دين نباشد.

از همين جا مى توان نتيجه گرفت كه براى ابديت دين نياز به اسلام مجسم است، و على بن ابى طالب و ائمه طاهرين (علیهم السّلام) هستند كه به حكم غدير مى توانند بدون هيچ ترديدى قرآن و اسلام مجسم ناميده شوند.

ص: 121

ما بر حفظ غدير تعهد داريم

احساس وظيفه در پيشگاهِ پيامبر دلسوزى كه با تمام وجود براى امتش فداكارى كرد، مسئوليتى عظيم براى زنده نگاه داشتن حماسه غدير ايجاد مى كند. اين تعهد هنگامى شديدتر مى شود كه فرمان صريح پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى حفظ و ابلاغ پيام غدير در متن خطبه باشد.

با چنين احساسى است كه مى توان قدر زحمات علامه امينى را فهميد كه عمر شريفش را در راه غدير و رساندن پيام بزرگ آن به گوش جهانيان صرف كرد، و كتاب گرانسنگ «الغدير» را نوشت.

ص: 122

انكار غدير عذاب سختى را به دنبال خواهد داشت

اتفاقى كه در غدير خم به وقوع پيوست تمام راه هاى مؤثر و زمينه هاى پذيرش ولايت را انديشيده بود، و مسير براى اكمال دين آماده بود. همين غدير بود كه قامت راست كرد و خود را بالا آورد و از قله بلند خود امام را به همگان نشان داد.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با گفتار و رفتار فهماند كه اين مسئله يك حكم عقيدتى محض نيست، بلكه عمل بر اساس آن هم لازم است.

لذا مى توانست جامعه اسلامى را الگو و معيارى براى اديان و ملل ديگر قرار دهد.

اگر چنين است پس مخالفت با غدير كفران نعمت بزرگى است كه عذاب سختى را به دنبال خواهد داشت.

ص: 123

غدير يعنى سقيفه و فروعات آن خارج از دين هستند

غدير را بايد از دو بُعد جاذبه و دافعه نگريست. با اعلام «اليوم اكملت لكم دينكم» بايد بدانيم دين با چه چيزى كامل شده همان گونه كه بايد بدانيم بعد از كمال چه كسانى چه چيزهايى را به آن افزوده اند!

در غدير با امامت دوازده امام (علیهم السّلام) دين كامل شد و آنچه از فروع امامت ايشان باشد جلوه اى از اين كمال است، و اين نقطه جاذبه غدير است.

در مقابل آنچه غير از راه امامت به دين اضافه شود يا از آن كم شود خارج از دين است. در نتيجه سقيفه و فروعات آن همگى خارج از دين هستند، و اين نقطه دافعه غدير است.

ص: 124

غدير ختم هدايت نيست، ادامهٔ هدايتگران است

توجه به جهانى بودن غدير و استمرار آن تا قيامت، از ظريفترين ابعاد اين واقعه عظيم است. تلقى منشور انسانيت از غدير، تعيين دائمى مفسر و مجرى قانون در كنار اصل قانون از خصيصه هاى همين ديدگاه است.

بايد درك كنيم كه غدير در پايانِ حيات مادى نبوت، نه به معناى ختم هدايت كه به معناى خالى نبودن زمين از هدايتگران الهى است.

مبناى ديگر غدير، حاكميت انسان كامل و برتر و با صلاحيت است كه قادر است قانون اساسى اسلام و عدالت اجتماعى را بر گيتى بگستراند، و جهانى سازى را مبتنى بر علم و عدالت و عصمت به همه نشان دهد.

ص: 125

غدير پُلى بين نبوت و ولايت بود

در آنجا كه نامش غدير بود پيامبر و على (علیهما السّلام) بر سكويى ايستادند كه تمام افق هاى بشريت از آن ديده مى شد. حساسيت منبر به قدرى شديد بود كه رسالت با آن عظمت در گِرو اجراى فرمان «بلِّغ» قرار گرفته بود! اين عظمت را خدا به غدير داد و اهميت آن را چنان بالا برد كه هم پله رسالت قرار گرفت. بيست و سه سال رسالت همسنگ يك فرمان قرآنى شد.

چرا بايد چنين مى شد؟ زيرا غدير روزى است كه در آن نجات بشريت تا ابد تأمين شد. ولايت ادامه سعادت بشرى را تا روز قيامت ضمانت كرد. در واقع غدير پُلى بود بين نبوت و ولايت، كه اسرار زحمات صد و بيست و چهار هزار پيامبر در آن نهفته بود.

آرى، فرمان آن قدر مهم است كه نه تنها بايسته ابلاغ است كه بايستى ابلاغ شود، و گرنه همان بلايى بر سر اسلام مى آيد كه بر سر اديان گذشته آمد.

ص: 126

8

اشارة

ص: 127

بر زخم غدير مرهمى بگذاريم

غدير از آن ماست. براى ديگرى گفته نشده و چشم اميد به سوى ديگرى ندارد. همين غدير از دشمنانش زخم هاى كمى نديده است و اكنون از ما مرهم مى طلبد. اكنون كه رخسار نازك آن زخم ديده، قلبش نيز غمزده است كه چرا تاكنون ناشناخته مانده است؟!

امروز فرياد غدير بلند است كه كجا هستند دوستداران من؟ امروز كه هنگامه آزادى بيان و زمان ارتباطات است، پس كجايند ياران من تا از چهره ام غبار را پاك كنند، و بر زخم هاى رخسار نازكم مرهم نهند. بلكه از صورت نورانى من پرده بردارند و تصوير زيبا و جذاب مرا به مردم نشان دهند و با حسن عالمتاب من جهان را روشن كنند.

چند قرن است كه فرياد غدير بلند است: «چرا از نصرت ولايت دست كشيده ايد و با اين همه به نصرت الهى اميدواريد»؟ غدير اگرچه بيابانى پر از سكوت به نظر مى آيد، ولى هر روز زنده تر از ديروزش، به خاطر مى سپارد آنان را كه عهد كردند و ثابت قدم ماندند، و يا آنان كه اين عهد را شكستند.

غدير خود را براى محكمهٔ عدل الهى در قيامت آماده مى كند، تا از پيمان شكنان شكايت كند و براى ثابت قدمان گواهى دهد. او شاهد هميشه تاريخ است كه در پيشگاه خدا سخن خواهد گفت.

ص: 128

روزگارى كه مبلغ غدير رفت ...

چرا چهارده قرن است كه جهان روى نام على (علیه السّلام) و مفهوم غدير دور مى زند؟ زيرا امامت او كليدِ آغاز دعوت آشكارا و مُهرِ اتمام دين جاودانه اسلام بود.

تصوير على (علیه السّلام) را در آئينه غدير خم بايد ديد و تعريفش را از خطيب غدير مى بايست شنيد.

غدير كجاست؟ جايى كه صفاى آن به آينه مى مانست، و على (علیه السّلام) همه را در آن سيراب كرد. مؤمنين تشنه دسته دسته مى آمدند و دست در دست ساقى مى گذاشتند، و از دستان خيبر برانداز او جامى برمى گرفتند، و بانوان مؤمنه دست در جامى كه ساقى دست در آن گذاشته بود مى گذاشتند.

اگر واقعا چنين است، پس چرا بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نامى از على (علیه السّلام) و غدير به ميان نيامد؟ زيرا اين على (علیه السّلام) حقيقتى است مع الحق و مع القرآن، كه تا پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى خواهد او را بر كرسى خلافت بنشاند، كينه ها بر افروخته مى شود و حسودان و سياه دلان تاريخ به انجام نرسيدن اين هدف قصد جانش را مى كنند. پس در روزگارى كه او نيست چه انتظارى بايد داشت؟!!

ص: 129

در غدير روح ولايت در اسلام دميده شد

ملائكه در برابر آدم (علیه السّلام) سر تعظيم فرود آوردند، و بشر در برابر على (علیه السّلام) بايد سر تسليم فرود آورد. آن روز گل آدم (علیه السّلام) سرشته شد و روح در او دميده شد، و در مراسمى عظيم ملائكه گردآورى شدند تا در امتحانى بزرگ بر او سجده كنند و در واقع امر خدا را اطاعت كنند.

در غدير نيز روح ولايت در اسلام دميده شد و بشريت در برابر منبر غدير قرار گرفتند، تا در امتحانى بزرگ تسليم محض خود را در برابر ولايت مطلقه دوازده امام بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اعلام كنند، و در حقيقت ميزان اطاعت خود از خداوند را نشان دهند.

اينجاست كه نبايد تعجب كنيم اگر در خطبه غدير مى يابيم كه منكرين ولايت على و ائمه معصومين (علیهم السّلام) كافرند، و بدون بازگشت به ولايت توبه آنان پذيرفته نيست.

همانگونه كه شيطان در برابر آدم سجده نكرد و در واقع به خدا كفر ورزيد، منكرين غدير و غاصبين خلافت نيز با انكار ولايت على (علیه السّلام) خدا را انكار نمودند و به او كفر ورزيدند.

خداوند در قرآن با اشاره به ماجراى سامرى، اين مسير غم انگيز بعد از رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را كه ريشه در سامرى گرى دارد، بيان فرموده است.

ص: 130

ديدند و شنيدند و لمس كردند!

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را مى بينيم كه در ميدان غدير سه كار انجام دادند. هم خطبه مفصل ايراد فرمودند و هم على (علیه السّلام) را بلند كردند و هم بيعت گرفتند. اين سياست تبليغى براى آن بود كه بعد از غدير بهانه ها قطع شود و عذرى باقى نماند. براى اين بود كه عده اى نگويند ما در غدير بوديم ولى كور بوديم و على (علیه السّلام) را نديديم! يا كَر بوديم و صداى «من كنت مولاه ...» را نشنيديم!!

حضرت اولاً خطبه ايراد فرمود تا آنهايى كه گوش دارند بشنوند؛ و بعد على (علیه السّلام) را بلند نمود تا آنان كه گوش ندارند نگاه كنند؛ و سپس بيعت گرفت تا اگر بينايى و شنوايى عده اى از كار افتاده حداقل با قوه لامسه دست در دست على (علیه السّلام) بيعت كنند!!

وقتى آفتابى به بلنداى غدير مى تابد و عده اى آن را نمى بينند، و نداى آن از اوج آسمان به همه اقطار پخش مى شود و گروهى آن را نمى شنوند، و نواى دلنشين آن بر هر لسانى جارى است و زبان هايى از ذكر آن ابا دارند؛ اينجاست كه انسان يقين پيدا مى كند آنان كور و كر و لال اند و بيمارى لاعلاجى سراسر وجودشان را فراگرفته است.

ص: 131

دشمنان غدير صدها سال را يك شبه پيمودند

با دقتى شايان توجه، احساس آگاهانه اى مجسم مى شود كه منكرين غدير در روزهاى آغازين پس از رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، راه صدها ساله دشمنان اسلام را در يك شب پيمودند و آنان را بر سر سفره آماده نشاندند.

پس اين واقعيتى است كه هر مشكلى تا امروز دامنگير مسلمانان شده ريشه در انكار واقعه غدير در روزهاى نخست دارد.

اين بدان معنى است كه براى جبران آنچه گذشته نيز راهى جز بازگشت به غدير وجود ندارد.

اينجاست كه مى يابيم چرا مخالفين غدير درباره آن به تكاپو افتاده اند؟ زيرا از يك سو مسئله فراتر از آن است كه شبهه سازى آن را متزلزل كند، و از سوى ديگر قبول غدير جوازى براى سقيفه نمى گذارد.

همين باعث شده كه مخالفين توان و همت خويش را در تحريف و تأويل معناى آن صرف كنند.

احساس اينكه چگونه غدير باعث نااميدى طمعكاران در خلافت شد و آب پاكى بر خيال باطل آنان ريخت، از اينجا به وجود مى آيد كه درك كنيم غدير واقعه اى بود كه حتما بايد اتفاق مى افتاد؛ و اگر اتفاق نمى افتاد دوست از دشمن و منافق از مؤمن شناخته نمى شد.

ص: 132

با ترك غدير گِرِه بر گرفتارى خود زده اند

بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) راه بسيار بلندى پيش روى مسلمانان بود، كه نياز به رهبرى و راهنمايى لحظه به لحظه داشت. هم يافتن چنين شخصيتى كار هر كس نبود و هم امضاى هر كسى در اين باره مقبول نمى افتاد.

اگر غدير بدان معنى باشد كه گزيننده و يابنده لايق چنين مقامى خداست و معرف او پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ضمانت كننده اش هم خدا و هم رسولش، پس در واقع خداوند كليد حل مشكلات را تقديم مردم نموده، و اين مردم بوده اند كه به جاى باز كردن قفل هاى زندگى با اين كليد مشكل گشا، آن را كنار گذاشته اند و هر روز گره ديگرى بر گرفتارى هاى خود افزوده اند.

با اينكه صفحه صفحه كتاب بشريت براى حك شدن سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير بر عمق وجودشان لحظه شمارى مى كردند، چرا بايد دستان تبهكار از كلمه كلمه آن جلوگيرى كنند و جهان را از حقايق علوى محروم سازند؟

اين سؤالى است كه براى پاسخ آن بايد از غدير تا سقيفه را پيمود و عاملان آن را جستجو كرد، و با احساسى برگرفته از عقل اين مسئله را پيگيرى نمود.

ص: 133

غدير در يك آيه گنجانده شد

فرمان غدير با يك آيه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد كه هر كلمه اش بُعد عظيمى از ماجرا را در بر مى گرفت، و راهكار آن را ارائه داده بود. اگرچه عمق اين آيه هنوز به طور كامل موشكافى نشده است، ولى دقتى كوتاه در تعبيرات آن همه چيز را به خواننده مى گويد.

اهميت مأموريت غدير در برابر ساير وظايف رسالت، پرماجرا بودن غدير در بين موضوعات تبليغ رسالت، توجه خطر از ناحيه تبليغ پيام و مخفى بودن آن، خطر از هم پاشيدگى و نابودى دين، همسنگ بودن آن پيام با كل رسالت، مطالبى است كه با يك نگاه به الفاظ آيه خود را نشان مى دهد.

انتصابى بودن خلافت از كلمه «من ربك»، هدف بودن رسالت و اينكه جز شخص رسول قادر به چنين تبليغى نيست از عبارت «يا ايها الرسول»، اشاره به منافقان و دشمنان غدير با عبارت «القوم الكافرين»، همه اينها همچنان از متن آيه استخراج مى شود؛ و به انسان مى فهماند كه اعماق همين يك آيه ژرفتر از آن است كه در نظر ابتدايى به نظر مى آيد.

ص: 134

خطبهٔ غدير گزارش واقعه است!

متن خطبه غدير بسيارى از جزئيات واقعه نيز هست، و شايد بتوان ادعا كرد كه اگر هيچ متن تاريخى جز اصل خطبه درباره غدير نداشته باشيم، باز هم به اندازه كافى منبعى كه بتواند جوانب قضيه را نشان دهد در دست داريم؛ كه براى استخراج پيام هاى آن نيازمند ده ها صحيفه هستيم.

از نمونه هاى جالب اين مدعا آن است كه از متن خطبه مى توان به دست آورد توقف در غدير به دستور خداوند بوده؛ و بعضى از ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تحمل شنيدن آن را نداشته اند.

ص: 135

جامعهٔ اسلامى مراقب مى خواهد

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه غدير تأكيد خاصى بر تشابه بين حضرت على بن ابى طالب (علیه السّلام) و حضرت هارون (علیه السّلام) برادر حضرت موسى (علیه السّلام) نموده است.

يك سوى اين تشابه مربوط به جانشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و سوى ديگر آن مربوط به امتى در معرض خطر است.

از آنجا كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از آينده قوم خود با خبر بود، آنها را نهيب مى داد كه مبادا بعد از او به بيراهه روند و سخن جانشينش را نپذيرند. از سوى ديگر به جانشين خود اعلام مى كرد كه اى على، براى من هارون باش و با تدبيرات حساب شده خود جامعه نوپاى اسلامى را نگاهبانى كن.

ص: 136

غدير جدى بود، سهل انگارى نمى پذيرد

فضايى بسيار جدى در غدير حاكم بود تا عظيم ترين پيام الهى با ظرافت تمام به انسانيت ابلاغ شود. بيانات پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از غدير نشان مى داد كه حادثه عظيمى در شرف وقوع است.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در اين انجام وظيفه الهى مورد خطاب «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» قرار گرفت. بعد از آن ماجراى حارث فهرى معلوم كرد كه خدا چگونه پشتيبان ولايت على (علیه السّلام) است.

از اين مجموعه اى كه همه شاهد و ناظر آن بودند، و نسل هاى بعدى كه كيفيت اين ابلاغ را شنيدند، همه بايد درس بگيرند كه خداوند هيچ سهل انگارى درباره ولايت را قبول نخواهد كرد.

ص: 137

غدير بهشت حاضر همهٔ اديان الهى است

غدير سرسبزتر از آن است كه به نظر مى آيد. آنجا هم بهشت است و هم راهى به سوى بهشت! خدا با غدير بهشت را قبل از آخرت در اين دنيا به ما ارزانى داشته است. ما بايد آن را به ديده حقيقتى مؤثر ببينيم كه در تمام شئون مسلمانان تأثير دارد. نه فقط مسلمانان كه بايد گفت: غدير روز تعيين وصى براى همه پيامبران بوده است.

غدير مغز اديان الهى و هدف اصلى خدا بود، به گونه اى كه اگر روز غدير خم نبود هيچكس به سعادت واقعى نمى رسيد.

اين چه خصلتى است كه گروهى از انسان ها حقايقى چون غدير را دانسته به فراموشى مى سپارند، و آنها را نشنيده مى انگارند؟

ص: 138

با غدير همهٔ اهداف تأمين مى گرديد

بشريت بايد بداند كه خالق مهربان او نيازهايش را تا آخر روزگار در نظر گرفته، و تأمين آن را در زيباترين شكل مقدر نموده است.

با نگاهى به مجموعه واقعه غدير بايد گفت: مسئله اى كه چنين اهميتى دارد و پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اين گونه كمر همت به ابلاغ آن بسته، قرار دادن حكومت و صاحب اختيارى مردم در گسترده ترين شكل خود است، به گونه اى كه شامل همه امت اسلامى و همه زمان ها گردد.

تعيين اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و يازده امام (علیه السّلام) تا آخرين روز دنيا براى تأمين اين اهداف، راهى بوده كه فقط در غدير نشان داده شد و با تحقق آن نياز امت اسلامى تا آخر روزگار تأمين گرديد.

در يك نگاه، آن حضرت مفاهيم اصلى فرهنگ تشيع و عناصر اساسى اعتقاد شيعه در باب امامت را در غدير به گونه اى بيان فرموده كه نه تنها تا آخر دنيا براى اين مكتب كافى است، بلكه كسى نمى تواند اضافه بر آن تازه اى به ميدان آورد.

ص: 139

غدير اتمام حجتى فوق العاده و متفاوت است

فوق العاده بودن همه برنامه هاى غدير، نكته اى است كه رمز درك بسيارى از جوانب اين ماجراى مهم را در خود جاى داده است.

رسميت و عموميت اعلان ولايت در غدير يكى از مسائلى است كه آن را از موارد مشابه در طول عمر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) كاملاً جدا مى سازد، و اتمام حجتى متفاوت از ساير موارد را تداعى مى كند.

آن وقت است كه معلوم خواهد شد امامت و رهبرى مقام فوق العاده اى است، و جا دارد به كسى كه توسط پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به اين مقام نايل مى شود تبريك گفته شود.

براى فهميدن دقيق جملات و كلمات والفاظى كه در غدير ادا شده نيز در نظر گرفتن شرايط زمانى و مكانى غدير الزامى است، و آن وقت به وضوح معناى «من كنت مولاه فعلى مولاه» معلوم خواهد شد.

ص: 140

غدير پاسخ به تهمت هاى احتمالى بود

جالب است كه از يك سو سخن بر سر تمام و كمال دين باشد و از سوى ديگر عده اى بگويند: منظور از غدير تعيين جانشين بوده يا نه؟!!

از يك سو تشكر الهى به قيمت مُهر كمال و رضايت بر دين است كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اين مدت كوتاه چنان اسلام را پرورش داد و به كمال رساند كه خداوند عالم امضاى رضايت خود را بر آن ثبت نمود؛ و از سوى ديگر عده اى بگويند: «منا امير و منكم امير ...» !

و از سوى ديگر حكمت اقتضا مى كند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى اسلام جاويد هر چه تا روز قيامت لازم است بيان كند. پس در واقع غدير پاسخ به همين تهمت بيجا به پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است كه كسى بگويد: آن حضرت جانشينى براى خود تعيين نكرده است!

ص: 141

شيرينى غدير را در كام مردم تلخ كردند

احساسى دوگانه از غدير، موشكافى خاص را مى رساند كه به گونه اى همه جانبه به ماجرا نگريسته، و شيرينى آغاز غدير را در كنار تلخى آينده آن چشيده است.

او در غدير «ماه» را بر بلنداى دستان «خورشيد» مى بيند و نداى «من كنت مولاه فهذا على مولاه» را مى شنود. خورشيدى كه بر بلندايى از جهاز شتران و منبرى از سادگى و صداقت، به دل هاى تشنه صاحبدلان، معرفت و نور مى بخشد.

در ترسيم اين فكر و اعتقاد از اين نكته باريكتر از مو غافل نمانده كه فقط پاكان توفيق نوشيدن جرعه اى از غدير را داشتند و آنان كه ننوشيدند در واقع لياقت نداشتند.

او تلخكامى غدير را در طول 25 سال در كام على (علیه السّلام) مى بيند و طعم تلخ آن را در دل غديريان.

ص: 142

9

اشارة

ص: 143

موشكافى غدير تا ابد ادامه دارد

غدير را بايد جدى ترين فراز فكر و اعتقادمان بدانيم و رد پاى وحى را در جاى جاى آن جستجو كنيم. خداوند حكيم مهم ترين پيام خود را كه تا ابديت بايد مورد موشكافى نسل ها قرار گيرد نازل فرموده است.

در نگاه اول خنده آور خواهد بود كه كسى چنين امر عظيمى را به اغراض شخصى و مسايل عاطفى و ارتباطات خويشاوندى نسبت دهد، چرا كه اين امر خداست.

آيه «بلِّغ» دست مخلوق را - هر كسى كه باشد - در باب خلافت بسته است، و به هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه انتخاب و تعيين نمى دهد، بلكه فقط وظيفه ابلاغ را عمل مى كنند.

ص: 144

غدير به معناى خلقت نورانى چهارده معصوم (علیهم السّلام) است

غدير حادثه ولايت است؛ و به گونه اى فوق العاده انجام شده كه هيچگاه فراموش نشود.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى يك امر عادى آن همه خطبه ايراد نمى كند، بلكه با همين مراسم عظيم گوشزد مى كند كه مسئله خلافت يك مسئله عادى نيست كه هر كس بخواهد ديگرى را انتخاب كند و يا قرعه كشى نمايد يا شورى درست كند!

بالاتر اينكه غدير تنها اعلام ولايت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) نيست، بلكه ولايت دوازده امام معصوم (علیهم السّلام) است. بلكه فراتر از اين مى فهماند كه اميرالمؤمنين (علیه السّلام) و فرزندانش اشرف مخلوقات عالم بعد از پيامبرند، و كسى برتر از على (علیه السّلام) نيست كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دست او را بلند كند و جانشين خود قرار دهد.

ص: 145

هر نسلى موظف است غدير را منتقل كند

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) غدير را به عنوان امانتى در ميان مردم باقى گذاشت تا نسل هاى مسلمان تا روز قيامت آن را به يكديگر منتقل كنند و هر نسلى خود را موظف به حفظ آن بداند.

متأسفانه اولين نسل مسلمانان به اين امانت بزرگ الهى خيانت كردند و حرمتش را زير پا گذاشتند، و بسيارى از نسل هاى بعدى را از بركات آن و حتى شنيدن نام آن محروم كردند.

بايد اذعان داشت كه وحدت كلمه امت اسلامى در گرو قبول و اجراى ولايت على (علیه السّلام) بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، همان گونه كه تفرقه و تشتت امت به خاطر نپذيرفتن و اجرا نكردن اين دستور الهى بعد از رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

ص: 146

مقام «اولى بالمؤمنين» معرفى شد

برنامه اى به عظمت غدير نياز به مجرى با عظمتى داشت، كه تحمل سنگينى اين برنامه مفصل و مهم را داشته باشد. آن شخص عظيمى كه بتواند چنين اهدافى را به ثمر برساند، و در هر مرحله دقيق ترين برنامه را به اجرا درآورد كسى جز شخص خاتم انبيا (صلی الله علیه و آله و سلم) نبود، و هيچكس ديگرى نمى توانست از عهده آن برآيد.

شكل وقوع ماجراى غدير و مسيرى كه از آغاز تا انجام آن طى شد و كيفيت خاص آن گوياى يك هدف مقدس از اين همه برنامه است.

متوقف شدن در سرزمين گرم و خشك، بيعت و سلام به امرة المؤمنين، تهديد الهى بر عدم انجام رسالت در صورت عدم ابلاغ غدير، نزول آيه اكمال، شعر حسان، و تبريك مردم، مجموعه اى منسجم براى اعلام كسانى است كه به جاى مقام «الست اولى بالمؤمنين من انفسهم» خواهند نشست.

ص: 147

كدام حادثه؟ كدام ضابطه؟ كدام نعمت؟

اكنون كه خدا براى اولين و آخرين بار مى خواهد كمال دين و تمام نعمت و رضايت خود را اعلام كند، بايد چنين كارى در قالب بزرگترين برنامه ريزى تاريخ انجام شود، تا دقيقا معلوم شود آنچه مورد قبول و انتخاب الهى قرار گرفته كدام دين با كدام ضابطه بوده و آن نعمتى كه به اعلى درجه كمال رسيده كدام است؟

از همين جاست كه خدا خواسته اين حادثه غير معمولى و غير عادى باشد، و غدير به عنوان جالب ترين حقيقت تاريخ مطرح باشد و متضمن حقايقى سرنوشت ساز براى حيات بشرى گردد.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حتى هنگام معرفى على (علیه السّلام) به اين اكتفا نمى كند كه نام او را ببرد؛ بلكه لازم مى داند دست امير (علیه السّلام) را بلند كند و به بشريت نشان دهد و با كلمه «هذا علىٌّ» او را دقيقا نشان دهد.

اينجاست كه پى مى بريم چرا هر نعمتى در مقابل نعمت ولايت كوچك است، زيرا دينى كه در آن ولايت نباشد مورد رضايت خدا نيست اگر چه تحت پرچم توحيد باشد!

ص: 148

با غدير اسلام جهانى مى شود

جهانى شدن و جاودانگى اسلام يك شعار توخالى نبايد باشد، بلكه ضمانت و پشتوانه لازم را بايد آماده كرد، و سپس چنين ادعايى را مطرح كرد و چنان شعارى را سر داد.

اكنون همهٔ كسانى كه ادعايى به اين عظمت را بر بلندترين كتيبهٔ اسلام آويخته اند بايد بدانند كه حيات و بقاى دينشان مرهون ولايت و غدير است، و اگر ولايت نبود اسمى از اسلام باقى نمى ماند، تا چه رسد به اينكه جهانى شود.

اگر اين همه مسلمان با مذاهب مختلف، با فكرى سالم به حادثه غدير بنگرند، نتيجه اش بازسازى جامعه اسلامى با بنايى بر مبناى حقايق ريشه دار الهى مى شود.

در واقع ما غديريان بايد شعار جهانى بودن اسلام را بر پرچم توحيد نقش كنيم و به جهانيان بنمايانيم، چون ضمانت و پشتوانه اين ادعا را از غدير گرفته ايم و حافظان دين تا روز قيامت برايمان تعيين شده اند.

ص: 149

وسعت جامعه شناسى غدير تا روز قيامت است

قرائنى كه ماجراى غدير را در برگرفته تشكيل دهنده مجموعه اى عظيم از دقايق جامعه شناسى و روانشناسى است.

اين مسائل حساب شده با در نظر گرفتن جامعه اى به وسعت همه مسلمانان تا روز قيامت و در هر شهر و ديارى است.

قرائنى همراه غدير است كه با فرهنگ هاى مختلف قابل هضم و درك است، و كسى را از قافله اتمام حجت باز نمى گذارد.

ص: 150

انديشهٔ ظريف غدير رمز بقاى آن است

توجه به جهات روانشناختى در كيفيت اجراى مراسم غدير نشانه ظرافتى است كه در انديشه غدير بايد جستجو كرد.

اينكه سيزده قرن قبل از تأسيس چنين علمى، با بكار بردن دقيق ترين مبانى روان شناسى مراسم غدير در محيط آن روز به انجام رسيده رمز بقاى اين واقعه در طول قرن هاست.

پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در بهترين موقعيت و در حال انسجام مردم در سفر، و با تأكيد بر ابلاغ پيام او به غايبان و آوردن توحيد و نبوت قبل از ولايت، توانسته توجه مردم را به طور فوق العاده اى به پيام غدير جلب كند، و اين همه به دقيق ترين شكل مراعات روحيات مردم باز مى گردد.

ص: 151

غدير رمز وحدت است نه سد راه آن

اسلام دين حقيقت جويى و درك شفاف واقعيات است. تاريخ اسلام شاهد حوادث بسيارى بوده كه هر مسلمانى بايد در صدد به دست آوردن حقايق دينش از لابلاى آنها باشد، تا سرمشق هاى زندگى خود را بيابد.

از بعثت گرفته تا غدير تا عاشورا تا ظهور، مهمترين حوادثى هستند كه هيچ مسلمانى را گزيرى از فهم آن نيست.

پرداختن به اين گونه مسائل را نبايد موجب اختلاف و تفرقه دانست، چرا كه وحدت و اتحاد نبايد سدى در برابر تعقل و تفكر باشد، همان گونه كه نبايد نقابى براى پوشاندن حق و آميختن آن به باطل شود.

ص: 152

غدير قطع يد فرصت طلبان بود

آنچه در غدير انجام گرفت كارى سنگين بود و در شرايط سختى انجام پذيرفت. اين اقدام از يك سو مشتى محكم بر دهان فرصت طلبانى بود كه خود را نامزد خلافت نموده بودند! از سوى ديگر معرفى تمام عيار كسى بود كه به عنوان خورشيد ولايت بايد جانشين خورشيد رسالت مى شد.

از نگاهى ديگر تكميل دين و اتمام نعمت بود كه بايد بشارت آن به مردم ابلاغ مى شد و نمود عملىِ «إن شانئك هو الابتر» به همه نشان داده مى شد.

اينكه مى گوييم «دين با ولايت تكميل شد» ارتباط مستقيم دارد با اينكه «رسالت بدون ولايت ناقص بود»! اگر خدا مى فرمايد: «اليوم اكملت لكم دينكم» اين يك نتيجه گيرى از «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» است.

ص: 153

اتمام حجت غدير در بهترين شرايط بود

منافقينى بودند كه مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را انتظار مى كشيدند تا قدرت را پس از ايشان در دست گيرند.

از يك سو مسلمانان از اهداف و اشخاص اين گروه بى اطلاع بودند؛ و ظاهرشان مانع بود كه نفاقشان معلوم باشد، و اگر سخنى مى گفتند از نظر مردم قابل باور بود.

از سوى ديگر آنان هم قدرت چنين كارى را داشتند و هم تصميم بر چنين كارى داشتند. لذا خدا و رسول خواستند قبل از هر اقدامى از سوى آنان حجت را بر مردم تمام كرده باشند.

ص: 154

بزرگترين حقيقت در جهانى ترين شكل اجرا شد

نگاهى به ژرفاى غدير كه اگر تحقق عينى مى يافت چه مى شد و جهان چگونه بود، اين احساس را تقويت مى كند كه گويا همه جهانيان از گنجى گرانبها محروم شده اند.

هم واقعه غدير به شكل جهانى اجرا شد، و هم تمام آزادگان جهان امامى عدل گستر را در آن جستجو مى كنند.

اين تعبير لطيفى است كه در غدير بزرگترين حقيقت بشريت بر روى دستان بزرگترين پيامبر به تمام بشريت در طول و عرض زمان و مكان عرضه شد.

ص: 155

تجلى فصاحت و بلاغت را در خطابهٔ غدير بايد ديد

خطبهٔ غدير از قاعدهٔ سخنورى جدا نيست. در همه جاى دنيا خطيب با توجه به قرائن اطراف خود دربارهٔ موضوعى سخن مى گويد، و مراعات نكردن آن خصوصيات خلاف فصاحت و بلاغت به شمار مى آيد.

در غدير حضور قرائن بيش از اندازه معمول بوده كه بسيارى از آنها عمدا با هدف تفسير و تبيين محتواى خطابه ايجاد شده است.

بعضى از اين قرائن در متن خطبه و برخى ديگر در فضاى پيرامون آن است. آنچه خارج از متن خطبه است يا قبل از شروع خطبه و يا همزمان با آن و يا بعد از پايان آن، در طول سه روز توقف در غدير اتفاق افتاده است.

كسى كه خود را با آن همه قرائن در فضاى خطبه قرار دهد بدون شك اين نتيجه را خواهد گرفت كه معناى «مولى» در غدير «اولى به تصرف در همه شئون مسلمين»

است، و هيچ معناى ديگرى براى آن در اين مورد خاص امكان ندارد.

ص: 156

تجربهٔ تاريخ نتيجهٔ كنار گذاشتن غدير را نشان داد

ولايت و امامت و خلافت فقط در سايه سار غدير معنى دارد، كه برنامه آن از سوى خدا تعيين شده و توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اجرا گرديده و صاحب آن از هر گناه و خطايى منزه است.

اگر كسى كه با پيش بينى خدا و رسول تعيين شده، از منصب امامت كنار گذاشته شود، راه ديگرى نمى ماند جز آنكه كسانى كه قطعا اهل آن نيستند و از ظالمين به شمار مى آيند آن را در دست بگيرند، و نتيجه اى جز اين نخواهد داشت كه مردم در دين و دنيا و آخرتشان به انحراف كشيده شوند.

جالب اين است كه تجربه تاريخ نيز اين نتيجه را به عنوان بارزترين اثر كنار گذاشتن غدير نشان داده است!

ص: 157

غدير ادامه ٔ نقش نبوت است

موقعيت واقعه غدير بيانگر همه چيز است، و مى فهماند كه مسئله بالاتر از آن چيزى است كه تحريف كنندگان در صدد آن هستند و هدف از آن جز اعلان ولايت چيز ديگرى نيست.

امامت ادامه نقش نبوت در بين مردم است، و در واقع امام على (علیه السّلام) بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسالت الهى را به دست مى گيرد. بنابراين ابلاغ نكردن امامت على (علیه السّلام) به امت، به معناى ابلاغ نكردن بخش عظيمى از شئون رسالت است.

به عبارت ديگر اين دو يك مفهوم از يك منبع است كه توسط دو نفس در دو ظرف زمانى به مرحله عمل مى رسد. ولايت خداوند و ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ولايت امام على و ائمه اطهار (علیهم السّلام) يكى است و تفكيك بين آنها امكان ندارد.

ص: 158

غدير با ما سخن مى گويد

خلوتى با غدير پرده از اسرار پر سوزش برخواهد داشت كه چهارده قرن شاهد و ناظر آن بوده است. شن هاى داغ غدير هنوز حرارت وحى در آن روز سبز را در خود حفظ كرده اند، و در بلنداى زمان روح تشنه اهل حقيقت را سيراب مى كنند.

اما مظلوميتى كه غدير بر خود ديده، او را در جستجوى همنشينى صادق و صميمى به انتظار گذاشته است.

غدير روزى را به ياد مى آورد كه 120000 نفر مأمور به ابلاغ پيام جاودانه آن شدند، ولى خبرى از ابلاغ و تبليغ شان نشد.

اگر دل غدير را بشكافى فرمان بازگشت براى آنان كه جلوتر از على (علیه السّلام) در حركتند و دستور سرعت براى آنان كه عقب مانده اند مى يابى.

اگر با غدير سخن بگويى برايت خواهد گفت كه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دست على (علیه السّلام) را بالا برد تا مسلمانان پشتيبان دست او باشند؛ و گوشزد خواهد كرد كه دست على (علیه السّلام) آن دستى است كه اگر بالا باشد دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بالاست. غدير با تابلوى طلايى خود مى گويد: دست على (علیه السّلام) را - كه بالاست - بالا ببريد تا بالا برويد؛ و عهد كنيد كه براى بلند كردن اين دست خواهيد ايستاد.

ص: 159

IF

WE

WERE

IN

GHADIR ... ?

The curious look on Ghadir

Mohamad Baqer Ansari

ص: 160

درباره مركز

بسمه تعالی
جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
(توبه : 41)
چند سالی است كه مركز تحقيقات رايانه‌ای قائمیه موفق به توليد نرم‌افزارهای تلفن همراه، كتاب‌خانه‌های ديجيتالی و عرضه آن به صورت رایگان شده است. اين مركز كاملا مردمی بوده و با هدايا و نذورات و موقوفات و تخصيص سهم مبارك امام عليه السلام پشتيباني مي‌شود. براي خدمت رسانی بيشتر شما هم می توانيد در هر كجا كه هستيد به جمع افراد خیرانديش مركز بپيونديد.
آیا می‌دانید هر پولی لایق خرج شدن در راه اهلبیت علیهم السلام نیست؟
و هر شخصی این توفیق را نخواهد داشت؟
به شما تبریک میگوییم.
شماره کارت :
6104-3388-0008-7732
شماره حساب بانک ملت :
9586839652
شماره حساب شبا :
IR390120020000009586839652
به نام : ( موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه)
مبالغ هدیه خود را واریز نمایید.
آدرس دفتر مرکزی:
اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109