ویراستار دیجیتالی: روح اله قاسمی
سرشناسه:بیستونی، محمد، - 1337
عنوان و نام پديدآور:روش تدریس و شیوه برگزاری کارگاه روش انس با قرآن از طریق "کارگاه آموزشی مفسرین جوان"(Refrence guide of Qur'an sources)/ تالیف محمد بیستونی
مشخصات نشر:تهران: بیان جوان، 1382.
مشخصات ظاهری:[107] ص؛ 11 22س م
شابک:964-94702-8-15000ریال ؛ 964-94702-8-15000ریال
وضعیت فهرست نویسی:فهرستنویسی قبلی
يادداشت:عنوان روی جلد: شیوه برگزاری و تدریس روش انس با قرآن از طریق کارگاه آموزشی مفسرین جوان.
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس
عنوان روی جلد:شیوه برگزاری و تدریس روش انس با قرآن از طریق کارگاه آموزشی مفسرین جوان.
عنوان دیگر:روش انس با قرآن
موضوع:تفسیر -- فن -- راهنمای آموزشی
رده بندی کنگره: BP91/5/ب 94ر9 1382
رده بندی دیویی: 297/171
شماره کتابشناسی ملی:م 82-16264
------------------------------
روش تدریس و شیوه برگزاری کارگاه
روش انس با قرآن
از طريق «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان»
(Reference guide of Quran Sources)
تأليف :
دكتر محمد بيستونى
ص: 1
اِلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَ اِلى مَوْلانا وَ مَوْلَى الْمُوَحِّدينَ عَلِىٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ اِلى بِضْعَةِ الْمُصْطَفى وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ اِلى سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَيْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ اِلَى الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ الْمَعْصُومينَ الْمُكَرَّمينَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ سِيَّما بَقِيَّةِ اللّهِ فِى الاَْرَضينَ وَ وارِثِ عُلُومِ الاَْنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْياءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّينِ ، الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّريفَ فَيا مُعِزَّ الاَْوْلِياءَ وَ يا مُذِلَ الاَْعْداءِ اَيُّهَا السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الاَْرْضِ وَ السَّماءِ قَدْمَسَّنا وَ اَهْلَنَا الضُّرَّ فى غَيْبَتِكَ وَ فِراقِكَ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِكَ وَ مَحَبَّتِكَ فَاَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ مِنْ مَنِّكَ وَ فَضْلِكَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْكَ اِنّا نَريكَ مِنَ الْمُحْسِنينَ
ص: 2
بسم الله الرحمن الرحیم
ص: 3
ص: 4
بسم اللّه الرحمن الرحيم
قرآن منشور هدايت، راهنماى جاويد، مبشر نور و بركت و «نسخه شفابخش» براى همه انسان ها مى باشد. اين نور روشنگر و ابر باران خيز و «نسيم معنوى وجانبخش حيات» بايد به عمق جان و روح نفوذ نموده و با روش هاى صحيح و كارشناسى شده در متن زندگى و فعاليت هاى فردى و اجتماعى همه انسانها خصوصا «اهل قبله» قرارگيرد . درهمين راستا، فرزندمعنوى و عزيزم جناب آقاى «دكتر محمد بيستونى» كه از عنفوان جوانى درخدمت «قرآن و مساجد» بوده است . در يك تلاش طاقت فرسا و منظم كه بنده از 10 سال پيش، مستقيما در جريان آن قرارگرفتم«طرح جديدودقيقى»راتحت عنوان «روش انس باقرآن» ازطريق«كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» ابداع نموده است و كليّه منابع تحقيقاتى آن را نيز شخصا تأليف كرده و همه آن ها را قبل از چاپ و نشر براى «تصحيح لفظى و محتوايى و اعرابى» به رؤيت اينجانب رسانده است. بنده نيز با كمال دقت و حوصله تمامى آن ها را از اول تا آخر مطالعه و تصحيح نمودم.
تأليفات قرآنى جناب آقاى دكتر
ص: 5
محمد بيستونى كه عموما در حوزه «تفسير موضوعى و زنجيره اى قرآن كريم» مى باشد، بسيار ساده و براى عموم مردم و متديّنين خصوصا «نوجوانان وجوانان عزيز» كاملاً قابل استفاده بوده و مى تواند تحوّل عظيمى را در «مؤانست نسل جوان با محتواى قرآن كريم» خصوصا در حوزه هاى علميه و دانشگاهها و مراكز آموزشى و دولتى كشور به همراه داشته باشد . از ويژگى هاى بارز تأليفات تفسيرى ايشان ، توجه به «تفسيرموضوعى و زنجيره اى (تفسير قرآن با قرآن)» مى باشد كه در نوع خود بى نظير است. اميدوارم جوانان عزيز مسلمان در سراسر جهان وجود وى را غنيمت شمرده و از تأليفات قرآنى ايشان كه بحمداللّه اخيرا به زبانهاى عربى ، انگليسى ، فرانسه و آلمانى نيز در دست چاپ و انتشار مى باشد ، حداكثر استفاده را بنمايند . آرزو مى كنم خداوند تبارك و تعالى به اين برادر با ذوق و علاقمند به قرآن و مسائل جوانان توفيق ادامه مخلصانه چنين «تلاشهاى مفيد و مؤثر قرآنى» را بيش از پيش عنايت فرمايد .
بتاريخ 2/7/1382 ه.ش
27 رجب المرجب 1424 ه.ق
مبعث رسول اكرم صلى الله عليه و آله
سيد مرتضى خاتمى
ص: 6
عنوان / صفحه
شيوه برگزارى و تدريس روش انس با قرآن
از طريق «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» ... 8
شيوه برگزارى «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» ... 12
شيوه تدريس حضورى روش انس با قرآن ... 17
بحثى پيرامون تفسير موضوعى قرآن كريم ... 39
انواع مختلف تفسير ... 39
تفسير موضوعى چيست ؟ ... 43
چه مشكلاتى را با تفسيرموضوعى مى توان حل كرد؟ ... 47
فايده تفسير موضوعى ... 50
سابقه تفسير موضوعى ... 51
تفسير موضوعى در كلمات علما وبزرگان پيشين ... 59
روش صحيح در تفسير موضوعى ... 64
مشكلات تفسير موضوعى ... 66
چرا تفسير موضوعى قرآن رشد كافى نكرده است!؟ ... 69
بحثى پيرامون تفسير به رأى ... 71
توصيه قرآن به تدبّر و تعقّل در آيات ... 71
تفسيربه رأى از ديدگاه روايات ... 73
معناى حقيقى تفسير به رأى ... 76
بررسى مفاد روايات تفسير به رأى ... 79
ارتباط وحى قطعى و عقل يقينى ... 82
نمونه هاى جديد تفسير به رأى ... 85
نظريه استادعلامه طباطبايى درخصوص تدبردرقرآن ... 88
روش انس با قرآن در يك نگاه ... 91
تاريخچه شكل گيرى روش ... 93
ص: 7
مقدّمه : از آنجا كه روش انس با قرآن (Refrence guide of Quran Sources) از طريق «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» بحمدالله بااستقبال گسترده خصوصا در دانشگاه ها و دبيرستانهاى كشور ، حوزه هاى علميه ، وزارتخانه ها ، سازمان ها و مراكز دولتى و نهادهاى انقلابى ، بسيج و ارتش جمهورى اسلامى ايران قرار گرفته است، شيوه برگزارى «كارگاه هاى آموزشى» و چگونگى تدريس «روش انس با قرآن» را تأليف نمودم زيرا براى اينجانب و دستياران و كارشناسان همكار در مؤسسه قرآنى تفسير جوان ، امكان پاسخگويى به درخواست هاى روزافزون جهت تدريس حضورى در كارگاههاى آموزشى مراكز يادشده ميسّر نمى باشد . مضافا بر آنكه اخيرا از كشورهاى عراق، افغانستان، امارات متحده عربى ، عربستان ، آلمان و كانادا نيز با مراجعات متعددى براى راه اندازى «كارگاه هاى آموزشى مفسّرين جوان» جهت آموزش «روش انس با قرآن» در آن بلاد مواجه بوده ام كه ناچار به ترجمه عربى ، انگليسى ، آلمانى و فرانسه روش يادشده و منابع تحقيقاتى آن شده ام . انگيزه اى كه باعث شد اين كتاب را تدوين نمايم توصيه اى بود كه در ملاقات حضورى با حضرت آية اللّه شهيد سيد محمدباقر حكيم «قدس اللّه نفسه
ص: 8
الزكيه» در تاريخ 19 مرداد سال جارى 20 روز قبل از شهادت وى در معيت اصحاب قرآنى آقايان مهندس سيدحيدر شهرستانى و مهندس جبار فرجى و حاج اصغر عابدزاده با ايشان داشتيم كه فرمودند : «اينكه گفتيد دو تفسير قرآن را به زبان عربى در قطع جيبى و خلاصه تحت عنوان "تفسير الشّباب" و "تفسيرالبيان" ترجمه و منتشر نموده ايد براى من يك بشارت عظيمى بود زيرا پس از حضور در عراق بسيارى از جوانان عراقى به بنده مراجعه نموده و درخواست تفسير قرآن كريم بصورت خلاصه و ساده را دارند ...». لذا ثواب معنوى اين كتاب و اثرات بابركت آن در انس هرچه بيشتر جوانان مسلمان جهان را با قرآن، به روح ملكوتى شهيد عظيم الشأن حضرت آية اللّه سيدمحمد باقر حكيم "رضوان اللّه تعالى عليه" تقديم مى دارم .
اين مؤسسه قرآنى آمادگى دارددرراستاى اهداف خودكه ايجاد«جهش درتفسيرموضوعى و زنجيره اى قرآن كريم» در جامعه مى باشد متقاضيان را بصورت رايگان و فى سبيل اللّه ، آموزش دهد و از اين طريق نمايندگان معرفى شده از سوى مراكز ياد شده مهارت كافى براى برگزارى «كارگاههاى آموزشى مفسّرين جوان» را بصورت مستقل كسب مى نمايند. اين روش تفسيرى جديد ، در نوع خود بى نظير مى باشد زيرا تركيبى از «تفسير موضوعى و تفسير زنجيره اى (تفسير قرآن به قرآن)» مى باشدومخاطبين خودرا قادرخواهدساخت تا در كمتر از20دقيقه،موضوعات موردنيازخودرا(تا 20 هزارموضوع) «گرچه عربى ندانند» در كل قرآن كريم در قالب
ص: 9
«الفاظ صريح مرتبط با موضوع و يا مفاهيم فاقد لفظ موضوع ولى مرتبط با آن» ، جستجو و بررسى نمايند .
ضمنادر «تحقيقات ميدانى» كه اخيرادريك جامعه آمارى با تركيب دانشجويان، دانش آموزان دبيرستانى و دوره راهنمايى درشهرشيراز انجام دادم به اين نتيجه رسيدم كه «بهترين راه براى روخوانى و روانخوانى و قرائت و تجويد و حفظ قرآن كريم» اين است كه ابتدا به «محتواى قرآن» به صورت موضوعى توجه و هدايت داده شود تا با «ايجاد انگيزه» در افراد ، به تدريج آن ها به سوى توجه به«فرم ظاهرى» و فراگيرى قرائت و حفظ موضوعى قرآن سوق داده شوند .
دراينجاوظيفه خودمى دانم تا سلام و درود خود را به روح ملكوتى «شهيدمحراب حضرت آية اللّه دستغيب» كه همسايگى با مسجد جامع شيراز و مؤانست با ايشان سرمايه جاودانى بنده بوده است، تقديم داشته و آرزو نمايم تا توفيق تداوم راه قرآنى آن عزيز و همه شهداى گرانقدر را داشته باشم . همچنين عرض ادب و تشكر و سپاس خود را به محضر مبارك استاد و سرور عزيزم «حضرت آية اللّه سيد على اصغر دستغيب» اعلام داشته و به درگاه خداى منان به خاطر توفيق عظيم آشنايى با ايشان از عنفوان جوانى در مسجدالرضاى شيراز تا زمان حال شكرگزارم . بنده توفيقات قرآنى خود را مديون روش تربيتى صحيح و كرامات اخلاقى معظمٌ له دانسته و همواره دعاگوى وى خواهم بود . همچنين شايسته است تاتشكر ويژه خود را به استاد ارجمندم،فقيه اهل بيت«حضرت آية اللّه سيدمرتضى خاتمى»
ص: 10
نثار نمايم زيرا ايشان زحمت مطالعه ، تصحيح و اعرابگذارى كليه تأليفات 100گانه قرآنى بنده را در طول 10 سال گذشته با صبر و حوصله و دقت فراوان متحمل شده اند و صادقانه اقرار مى كنم: اگر اين «مراقبت و امضاى معظمٌ له» نبود هرگز جرأت و جسارت چاپ و نشر كتابهاى تفسيرى مذكور را نمى يافتم .
همچنين از دوست شفيق قرآنى خود «جناب آقاى رحيم خاكى» رياست محترم مركز فعاليتهاى قرآنى دانشجويان كشور كه در ترويج و توسعه «كارگاه هاى آموزشى مفسّرين جوان» در دانشگاه ها با اينجانب صميمانه همكارى نموده اند نيز سپاسگزارى مى نمايم.
در خاتمه از خانواده فهيم و متدين خود خصوصا فرزند عزيزم جناب آقاى محمدعلى بيستونى كه همواره در مراحل مختلف «مطالعاتى و تحقيقاتى و مخاطب شناسى» تأليفات قرآنى اينجانب همكارى نموده اند تشكر و قدردانى مى نمايم .
اميدوارم با لطف الهى و در پرتو عنايات خاصّه «قطب عالم امكان حضرت مهدى صاحب الزمان» "عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف" اين قبيل تلاش هاى كاربردى قرآن كريم براى روزى ذخيره شود كه فقط اعمال و نيّات خالصانه كارساز خواهد بود .
دكتر محمد بيستونى
رئيس هيئت مديره مؤسسه قرآنى تفسير جوان
رمضان المبارك 1424 ه ق
آبانماه 1382 ه ش تهران
ص: 11
شيوه برگزارى«كارگاه آموزشى مفسّرين جوان»
قبل از برگزارى هر يك از «كارگاههاى آموزشى مفسّرين جوان» اقدامات زير بايد انجام شود :
1- دعوتنامه اى با امضاى بالاترين مقام مسئول از مراكز متقاضى خطاب به مؤسسه قرآنى تفسير جوان براى برگزارى كارگاه آموزشى ارسال مى گردد .
در اين دعوتنامه ذكر نكات زير ضرورت دارد :
1/1 - معرفى مختصر اهداف و وظايف مركز متقاضى .
2/1 - تعداد تقريبى قرآن پژوهانى كه در «كارگاه آموزشى» حضور خواهند يافت .
3/1 - سطح تحصيلات و مقاطع سنّى شركت كنندگان در «كارگاه» .
4/1 - ميزان آشنايى شركت كنندگان بازبان عربى كه با چهار تنوع «ضعيف ، متوسط ، خوب ، عالى» مشخص شده باشند .
5/1 - ميزان بودجه اختصاص يافته براى تأمين منابع مطالعاتى «كارگاه آموزشى» .
6/1 - دائمى يا موقت بودن «كارگاه آموزشى» .
2 - منابع تحقيقاتى براى استفاده «قرآن پژوهان» در زمان برگزارى كارگاه با پرداخت مبلغ
ص: 12
پشت جلد آنها توسط مركز متقاضى از «مؤسسه انتشارات مربوطه» به شرح زير خريدارى خواهد شد :
1/2 - دوره 27 جلدى تفسير جوان (به ازاى هر 10 نفر يك دوره كه بصورت ثابت در «كارگاه آموزشى» نگهدارى خواهد شد) .
2/2 - دوره 30 جلدى تفسير بيان (به ازاى هر 10 نفر يك دوره كه بصورت ثابت در «كارگاه آموزشى» نگهدارى خواهد شد) .
3/2 - فهرستواره موضوعى دو جلدى تفسير جوان (به ازاى هر نفر يك دوره كه بصورت ثابت در «كارگاه آموزشى» نگهدارى خواهد شد).
4/2 - فهرستواره موضوعى دو جلدى تفسير بيان (به ازاى هر نفر يك دوره كه بصورت ثابت در«كارگاه آموزشى» نگهدارى خواهد شد) .
5/2 - فرهنگنامه دو جلدى لغات قرآنى جوان (به ازاى هر نفر يك دوره كه بصورت ثابت در «كارگاه آموزشى» نگهدارى خواهد شد) .
6/2 - برخى از كتابهاى منتشرشده حاوى تفسير موضوعى با معرفى «مؤسسه قرآنى تفسير جوان» به انتخاب مركز متقاضى كه بعنوان «نمونه كار تحقيق موضوعى» در كارگاه به هريك از شركت كنندگان اهداء خواهد شد .
7/2 - فرم امتحانى (مسابقه) 8 صفحه اى به تعداد حاضرين كه پس از تدريس استاد ، توسط
ص: 13
قرآن پژوهان شركت كننده در كارگاه مورد استفاده قرار خواهد گرفت و مجددا جهت امتيازبندى و اعطاى جايزه در اختيار استاد قرار مى گيرد . ضمنا «جايزه و هزينه آن توسط مركز متقاضى» تأمين خواهد شد.
8/2 - دو پوستر [نمودار مراحل انجام كار در «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان»] و [نمودار روش جستجوى نرم افزارى تفاسير موضوعى قرآن كريم در «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» ] .
9/2 - روش انس با قرآن سطح 1 و 2 جهت آشنايى حاضرين با سطوح مختلف آموزشى و كتاب «قرآن شناسى جوان» كه علوم قرآنى را به طور مختصر و به زبان بسيار ساده مطرح نموده است ، به حاضرين اهداء خواهد شد .
10/2 - كتاب روش انس با قرآن «سطح 3» كه در «كارگاه آموزشى» به شركت كنندگان اهداء خواهد شد .
3 - يك ميز كار سراسرى به طول سه متر بصورت عمود يا موازى با رديف نشستن شركت كنندگان در كارگاه آموزشى، براى قراردادن منابع دهگانه مندرج در بند 2 در سالن برگزارى كارگاه قرار داده شود و منابع مذكور بصورت منظم و بترتيب رديف هاى يك تا ده از راست به چپ روى آن چيده شود .
4 - اتيكتى با ابعاد كاغذ A4 بر روى ميزى كه استاد آموزش دهنده روش انس با قرآن از آن
ص: 14
استفاده خواهد كرد و پشت آن مى نشيند ، در قسمت سمت راست وى بصورت موّرب قرار داده شود تا براى تهيه گزارش مصوّر در كادر فيلمبردارى قرار گيرد . متن اتيك مذكور بدين صورت مى باشد :
«روش انس با قرآن» ويژه جوانان از طريق «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» ( Refrence guide of Quran Sources)
ضمنا يك ليوان آب نيز در سمت چپ استاد روى ميز مقابل وى گذاشته شود .
5 - يك پلاكارد سراسرى به طول سه متر پشت سر استاد آموزش دهنده با متن فوق الاشاره نصب گردد تا براى پوشش خبرى در حين برگزارى «كارگاه آموزشى» مورد استفاده قرار گيرد .
6 - پوستر «نمودار مراحل انجام كار در كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» در سمت راست استاد و پوستر «نمودارروش جستجوى نرم افزارى تفاسير موضوعى قرآن كريم در كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» درسمت چپ استادبا فاصله يك متر از زمين بر روى پايه اى در منظر ديد حاضرين گذاشته شود تا در طول برگزارى كارگاه با ملاحظه آن مسير كار را به خوبى فراگرفته و اجرا كنند .
لازم به يادآورى است كه دو نمودار اشاره شده فوق در قسمت پايانى كتاب روش انس با قرآن (سطح 3) ضميمه مى باشد .
ص: 15
7 - چند پارچ آب با ليوان يكبار مصرف در فواصل منظم قرار داده شود تا حاضرين براى آب خوردن از سالن كارگاه خارج نشوند . ضمنا پذيرايى از شركت كنندگان در 90 دقيقه دوم كارگاه همزمان با برگزارى مسابقه تحقيق موضوعى و بدون تعطيل شدن كلاس انجام خواهد شد .
8 - دو نفر دستيار توسط مركز متقاضى ، جهت همكارى با استاد براى اداره «كارگاه آموزشى» از قبل تعيين و به وى معرفى شده و در طول برگزارى جلسه 3 ساعته كارگاه در سمت راست و چپ ميز موضوع بند 3 مستقر شوند. يكى از وظايف اين دو نفر قراردادن مجدد منابع استفاده شده توسط قرآن پژوهان ، در مخزن منابع مطالعاتى كارگاه بر روى ميز كار مربوطه مى باشد . ضمنا از ديگروظايف دستياران مذكور درج نام قرآن پژوهان حاضر در كارگاه در «دفتر مخصوص ثبت نام» مى باشد .
9 - سيستم نور و صدا و عكاسى و تصويربردارى و دماى فضاى كارگاه از قبل بررسى شود تا آرامش لازم براى حداكثر استفاده از كلاس فراهم گردد و از زمان شروع تا پايان برنامه 3 ساعته كارگاه ، تردد غيرضرورى و مختل كننده تمركز حاضرين انجام نشود .
ص: 16
شيوه تدريس حضورى روش انس باقرآن
در «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان»
1 - كتاب روش انس با قرآن (سطح 3) به همراه برگه امتحانى (فرم مسابقه) توسط دو نفر دستيار استاد ، بين حاضرين توزيع گردد و توضيح داده شود كه : «روش انس با قرآن» توسط جناب آقاى دكتر بيستونى براى نخستين بار ابداع شده و نام ايشان «ثبت» گرديده است همچنين توضيح دهيد كه سطح كتاب مذكور مخصوص دانش آموزان دوره راهنمايى (و كسانى است كه با زبان عربى هيچگونه آشنايى ندارند) و سطح براى دانش آموزان دبيرستانى (و كسانى است كه در حد متوسط با زبان عربى آشنايى دارند) و سطح ويژه دانشجويان (و عزيزانى است كه با زبان عربى آشنايى كافى داشته و مربى ، قارى و يا حافظ قرآن كريم مى باشند) .
2 - استاد پس از شروع كارگاه با جمله نورانى «بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» و دعا براى سلامتى امام زمان «عجل اللّه تعالى فرجه الشريف» (اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِّيِكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِه
ص: 17
فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّا وَ حافِظا وَ قائِدا وَ ناصِرا وَ دَليلاً وَ عَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعا وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً) با معرفى خود و رشته تحصيلى و سوابق قرآنى اش به حاضرين ، با آن ها ارتباط صميمى برقرار نمايد .
3 - در خصوص «شفابخش بودن قرآن» مطالب زير توسط استاد به آرامى گفته شود تا حاضرين آيات و روايات آن را كه دو بار بايد گفته شود بنويسند :
بامراجعه به قرآن كريم و روايات نقل شده از ائمه معصومين عليهم السلام ازجمله درسخنان رسول اكرم صلى الله عليه و آله ونهج البلاغه على بن ابيطالب عليه السلام ازقرآن كريم بعنوان «نسخه شفابخش براى همه دردهاى جسمى و روحى» ياد مى شود .
1/3 - آياتى كه با صراحت تمام از قرآن كريم بعنوان «شفادهنده» نام مى برد عبارتند از :
يك وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ : قرآن را نازل مى كنيم كه شفا و رحمت براى مؤمنان است. (1)
دو ... قُلْ هُوَ لِلَّذينَ امَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ : بگو : اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آورده اند وسيله .
ص: 18
هدايت و درمان است. (1)
سه يا اَيُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِى الصُّدُورِ : اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده كه درمان است براى آن چه در سينه هاست. (2)
2/3 پيامبر رحمت و آزادى حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله در همين رابطه مى فرمايند :
يك - خَيْرُالدَّواءِالْقُرْآنُ : بهترين دارو قرآن است .
دو - مَنْ لَمْ يَسْتَشْفِ بِالْقُرآنِ فَلا شِفاهُ اللّه : هركس كه با قرآن درمان نشود ، خدا (او را با هيچ چيز ديگرى) شفا نبخشد .
3/3 بخشى از بياناتى كه امام اول شيعيان جهان حضرت على بن ابيطالب عليه السلام از قرآن كريم بعنوان «شفاى بيماريها» ذكر مى كند به نقل از نهج البلاغه با استفاده از ترجمه موضوعى مرحوم مغفور محمد دشتى (رضوان اللّه تعالى عليه) به شرح زير است :
يك « اِنَّهُ رَبيعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ، فَاِنَّهُ شِفاءُ الصُّدُورِ » : قرآن بهار قلب هاست ، از نور آن .
ص: 19
شفا بجوئيد، زيرا آن شفادهنده سينه هاى بيمار است. (1)
دو « اِنَّ فيهِ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُم » : قرآن شفادهنده دردهاى شما و سامان دهنده امور فردى و اجتماعى شماست.(2)
سه « ... فَاِنَّ فيهِ شِفاءٌ مِنْ اَكْبَرِ الدّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفاقُ وَ الْغَىُّ وَ الضَّلالُ: ... در قرآن شفاى بزرگ ترين دردها است كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است » . (3)
چهار «شِفاءً لا تُخْشى اَسْقامُهُ» : (قرآن داروى شفابخشى است كه هيچ بيمارى از آن برنمى خيزد». (4) كافى است يك ماه خود را متعهد به پيروى از اين نسخه شفابخش كنيم ، فرمانش را در زمينه علم و آگاهى و عدل و داد و تقوى و پرهيزكارى ، اتحاد و صميميت ، از خودگذشتگى و جهاد و ... پذيرا گرديم ، خواهيم ديد به سرعت نابسامانى هامان سامان مى يابد ..
ص: 20
پنج - «دَواءً لَيْسَ بَعْدَهُ داءٍ» (قرآن دارويى است كه در صورت عمل به آن هيچ بيمارى باقى نخواهد ماند).
بدون شك بيمارى هاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زيادى با بيمارى هاى جسمى او دارد ، هر دو كشنده است ، هردو نياز به طبيب و درمان و پرهيز دارد ، هردو گاهى سبب سرايت به ديگران مى شود ، هردو بايد ريشه يابى شوند و پس از شناخت ريشه اصلى بايد به درمان هردو پرداخت .
هردو گاهى به مرحله اى مى رسند كه غيرقابل علاجند ولى در بيشتر موارد مى توان آن ها را درمان كرد .
قرآن نسخه شفابخشى است براى برطرف ساختن ضعف ها و زبونى ها و ترس هاى بى دليل ، اختلاف ها و پراكندگى ها .
قرآن داروى شفابخشى است براى آنها كه از بيمارى عشق به دنيا ، وابستگى به ماديات و تسليم بى قيد و شرط در برابر شهوتها رنج مى برند .
قرآن نسخه شفابخشى است براى دنيايى كه آتش جنگ ها در هر سوى آن افروخته است و در .
ص: 21
زير بار مسابقه تسليحاتى كمرش خم شده و مهم ترين سرمايه هاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسليحات مى ريزد.
بهترين دليل براى اثبات واقعيت تأثير قرآن كريم ، مقايسه وضع عرب جاهلى با تربيت شدگان مكتب پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز اسلام است . ديديم چگونه آن قوم خونخوار و جاهل و نادان كه انواع بيمارى هاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فراگرفته بود ، با استفاده از اين نسخه شفابخش نه تنها درمان يافتند ، بلكه آن چنان قوى و نيرومند شدند كه ابرقدرتهاى جبار جهان را به زانو درآوردند .
4 - حال كه دانستيم «قرآن عامل شفاست» ، بايد ببينيم چگونه مى توانيم با قرآن «درمان» شويم و با آن «ارتباط» برقرار كنيم . اولين گام براى درمان بيمارى هاى روحى و جسمى ، «تشخيص بيمارى» است كه در حوزه بحث روش انس با قرآن از آن تحت عنوان «تشخيص موضوع» توسط قرآن پژوه ياد مى كنيم . انسان بيمارى هاى فراوانى دارد بايد به سراغ اصلى ترين آنها و اولويت بندى بيمارى ها برويم .
در قرآن كريم در بعضى آيات دستور
ص: 22
مى دهد كه چيزهايى را كه نمى دانيد از آنها كه مى دانند بپرسيد ( ... فَاسْئَلُوا اَهْلَ الذَّكْرِ اِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) (1). در آيه ديگر از بعضى سئوالات با اينكه عنوان دينى دارد نهى شده و مى فرمايد: از چيزهايى كه اگر فاش و آشكار شود غمگين و اندوهناك مى شويد سئوال نكنيد ( يااَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ اَشْياءٍ اِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ ... ) (2).
در اسلام از يك طرف از زياد سئوال كردن و سرگرم شدن به سئوالات و موضوعات غيرضرورى نهى شده و از طرفى دستور مى دهد حقايقى را كه نمى دانيد و دانستن آنها براى شما ضرورى است بپرسيد .
بنابراين اولاً انسان بايد تشخيص دهدكه دانستن چه موضوعاتى لازم است و عمل به آنها برايش ضرورت دارد . سپس با اولويت بندى به دنبال دريافت پاسخ سئوالات خود باشد.
در همين راستا هر قرآن پژوه بايد موضوع ريشه اى و مورد نياز اساسى خود را ، شناسايى نموده به نحوى كه با اولويت بندى موضوعات اصلى و فرعى بلافاصله با دريافت نسخه از قرآن به.
ص: 23
فكر عمل به آن باشيم و به تدريج با عمل به محتواى قرآن ، بيمارى خود را درمان كنيم تا اثرات مقطعى و احساسى به عادت و ملكه تبديل شود . در مرحله بعد بيمار بايد به داروخانه مراجعه نموده و با كمك دكتر داروساز (در صورتى كه خودش اين تخصص را نداشته باشد) داروى موردنياز خود را شناسايى و مورداستفاده قرار دهد به عبارت ديگر دومين گام براى درمان با قرآن «داروشناسى» است كه در حوزه بحث «روش انس با قرآن» از آن به نام «قرآن شناسى» نام مى بريم. بنابراين با مطالعه كتاب «قرآن شناسى جوان» با درياى باعظمت قرآن و علوم قرآنى به صورت مختصر آشنا خواهيم شد .
5 - شرحى پيرامون منابع مطالعاتى و كاربردى «روش انس با قرآن» به شرح زير داده مى شود :
1/5 - «تفسير 27 جلدى جوان» برگرفته از تفسير نمونه با ذكر تفاوت دو تفسير و تأييد آية اللّه مكارم (صفحه 91 و 92 از كتاب روش انس با قرآن «سطح 3» قرائت شود . همچنين متن تأييديه حضرت آية اللّه مكارم مندرج در اولين صفحه يكى از مجلّدات تفسيرجوان و متن تأييديه حضرت آية اللّه سيدمرتضى خاتمى مندرج در صفحات نخستين اين كتاب براى حاضرين خوانده شود).
ص: 24
2/5 - «تفسير 30 جلدى بيان» برگرفته از تفسير عظيم مجمع البيان طبرسى (صفحه 89 و 90 از كتاب روش انس با قرآن «سطح 3» ، قرائت شود) .
3/5 - كتاب «قرآن شناسى جوان» كه علوم قرآنى را به زبان ساده و مختصر بيان نموده است .
توضيح دهيد كه «انس با قرآن يعنى خود را مخاطب قرآن دانستن» . بنابراين قبل از تلاوت قرآن نام خود را در جلو آيات اضافه كنيد تا بصورت عينى و ملموس مخاطب كلام وحى باشيد .
6 - كتاب روش انس با قرآن (سطح 3) را به صورت گروهى ورق زده و در خصوص سرفصل هر عنوان مختصرى توضيح دهيد و صفحات زير شرح داده شود :
1/6 - صفحه 7 و 8 توضيحات تفاوت «روش انس با قرآن» در مقايسه با شركت در جلسات تفسير كه روش انس با قرآن مانند «ماهيگيرى» و روش صيد از دريا به صورت خودكفا مى باشد و شركت در جلسات تفسير نظير استفاده از «ماهى» آماده كه وابستگى مستمر دارد و اشاره به مربى گرى و اداره مستقل «كارگاههاى آموزشى مفسّرين جوان» توسط حاضرين.
ص: 25
2/6 - صفحه 10 و 11 شرح واژه «ناس» در آيه 185 سوره بقره (شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ) و آيه 4 سوره ابراهيم (وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهمْ) . در همين فصل از كتاب توضيح داده شده است كه تفكّر و تدبّر مستمر در آيات موضوعى قرآن كريم ، باعث انس با قرآن و تجلّى محتواى آن در رفتار و گفتار مى باشد .
3/6 - صفحه 12 قرائت جمله امام خمينى(ره) در مورد تفكّر و تدبّر در قرآن. در همين رابطه حاضرين را جهت اطلاع بيشتر ، به مطالعه فصل پايانى اين كتاب از صفحه 71 تا 90 درباره «تفسير به رأى» ارجاع دهيد.
4/6 - صفحه 20 توضيح گروه بندى 10گانه موضوعات قرآنى و اينكه اين موضوعات 350گانه در يك تحقيقات ميدانى از دانشگاهها و دبيرستانها نيازسنجى شده است .
5/6 - صفحه 25 روش چكيده نويسى (برجسته سازى كليدواژه ها مهمترين اصل چكيده نويسى است) و فرق چكيده نويسى با خلاصه نويسى كه چكيده نويسى «كلمات ريشه اى و اساسى منبع» رادربرمى گيرد و نشانگر «رئوس مطالب كليدى» است و 100 تا 200 كلمه را
ص: 26
شامل مى شود ولى خلاصه نويسى بيانگر «مفاهيم منبع» مورد نظر است و محدوديت مقدارى ندارد .
6/6 - صفحه 66 معرفى فرهنگنامه لغات قرآنى جوان .
7/6 - صفحه 78 اشاره به مشهورترين تفاسير تشيع و تسنّن .
8/6 - صفحه 80 معرفى تفسير مجمع البيان از روى متن خوانده شود .
9/6 - صفحه 152 معرفى تفسير كشف الاسرار و عُدة الابرار از روى متن خوانده شود .
10/6 - صفحه 161 معرفى ترجمه طاهره صفارزاده از روى متن خوانده شود .
11/6 - صفحه 163 معرفى ترجمه مصطفى رحماندوست از روى متن خوانده شود .
12/6 - صفحه 182 معرفى ترجمه منظوم كامل قرآن كريم توسط اميد مجد از روى متن خوانده شود.
13/6- صفحه 185 معرفى سايت هاى قرآنى حاوى متون تفسيرى (فقط سايت قرآن پژوهى خوانده شود و تصريح گردد كه اين سايت با هزينه اى بالغ بر 000/000/185 تومان توسط مؤسسه قرآنى تفسيرجوان و مؤسسه پارسا "وابسته به دفتر حضرت آية اللّه سيستانى در قم"
ص: 27
راه اندازى شده است) .
14/6 - صفحه 191 آشنايى با 10 نرم افزار قرآنى داراى گرايش تفسير و علوم قرآنى (فقط شماره 1 ازروى متن خوانده شود) .
15/6 - نمودارهاى ضميمه كتاب كه در انتهاى آن است تشريح شود .
7 - توضيح اين كه «روش انس با قرآن» به شما اين مهارت را مى دهد كه هر موضوعى را كه در زندگى خود نياز داريد به سادگى و سرعت (كمتر از 20 دقيقه) در تفسيرهاى قرآن كريم پيدا كنيد . مبتكر و ابداع كننده اين روش آقاى دكتر محمد بيستونى مى باشند و براى اولين بار با همين روش حدود 2000 نفر در دهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم در ماه مبارك رمضان سال 82 موضوعات انتخابى خود را در قرآن كريم جستجو كردند و بلافاصله از آن ها امتحان گرفته شد كه همگى از نمره 20 نمره بالاى 15 را كسب كردند . ضمنا فقط در طول سال 81 تا 82 حدود /5000 نفر بصورت حضورى «در كارگاه هاى آموزشى مفسّرين جوان» روش «مراجعه موضوعى و زنجيره اى به تفاسير قرآن كريم» را فراگرفتند كه در ميان آن ها از دانش آموز سوم دبستان (آقاى حسين ناصرى دانش آموز مدرسه 22 بهمن منطقه 9 تهران) تا دانشجويان دانشگاه ها
ص: 28
و اساتيد و طلاب حوزه هاى علميه شيراز و اصفهان و تهران نيز وجود داشته اند . اين امر حاكى از آن است كه اين روش بسيار ساده بوده و براى همه مقاطع سنى و تحصيلى قابل دسترس و فراگيرى است . در ادامه مطالب خود توضيحات زير را اضافه كنيد :
1/7 مراجعه فورى موضوعى به تفسيرهاى قرآن كريم مستلزم تأليف تفسيرهاى ساده و جيبى براى استفاده جوان ها بود ، زيرا مخاطبين اصلى اين طرح نوجوانان و جوانان بين 12 تا 25 سال مى باشند كه بدليل مقتضيات سنى و شرايط روحى خاص اين مقطع سنى حوصله مطالعه كتابهاى پرحجم با بحث هاى پيچيده وجود ندارد . بنابراين «تفسير جوان» (برگرفته از تفسير نمونه آيت اللّه مكارم) در 27 جلد با قطعى جيبى و «تفسير بيان» (برگرفته از تفسير مجمع البيان مرحوم طبرسى) در 30 جلد در طول مدت 10 سال تأليف و منتشر شده است .
2/7 - در دومين گام ، برجسته سازى و نمايه سازى موضوعات مطرح شده در دو تفسير مذكور در دستور كار قرار گرفت و با صرف هزينه اى بالغ بر حدود 000/000/20 تومان فهرستواره موضوعى تفسير جوان در يك مجلد
ص: 29
(در دو جلد) با حدود /000/10 موضوع و فهرستواره موضوعى تفسير بيان نيز در يك مجلد (در دو جلد) با حدود /000/10 موضوع قرآنى كاربردى با همكارى حدود 20 نفر از طلاب و دانشجويان فاضل در طول حدود دو سال با نظارت و هدايت تخصصى مؤلفِ دو تفسير مذكور و آقايان عباس يارى پور و على احمدى ميرآقا (هرسينى) تأليف شد .
جالب است كه بدانيد تعداد موضوعات مندرج در كتاب فهرست موضوعى تفسير نمونه 1091 عنوان و كتاب تَفْصيلُ الاْآيات عبدالباقى كه ترجمه عربى كتاب ژول لابوم فرانسوى است 350 عنوان مى باشد .
3/7 - براى استفاده از فهرستواره موضوعى تفسيرجوان و تفسيربيان به نكات زيرتوجه فرمائيد:
يك موضوع ضرورى و كاربردى مورد نياز خود را انتخاب كنيد . براى اين منظور 3 دقيقه فكر كنيد و كلمات هم معنى و متضاد با موضوع انتخابى خود را تا حدامكان پيدا كنيد . مثلاً اگر موضوع «ايمان» را در قرآن جستجو مى كنيد كلماتى نظير «تقوا» و «عمل صالح» (هم معنى با موضوع) و «كفر» (متضاد با موضوع) را نيز يادداشت نمائيد . اين كار باعث خواهد شد تا
ص: 30
بتوانيد آيات موضوعى بيشترى را كه هر يك به نوعى با موضوع اصلى انتخابى شما مرتبط مى باشند ، پيدا نموده و تحقيق موضوعى كاملترى را ارائه دهيد .
دو قبل از مراجعه به فهرستواره توجه داشته باشيد كه موضوعات مندرج در آن به زبان فارسى و به همان صورتى كه در گفتگوهاى روزمره بكار مى روند بايد جستجو شوند مثلاً اگر مى خواهيد پيرامون موضوع آب در قرآن كريم تحقيق كنيد ، در حروف الفبايى فهرستواره در رديف «آ» كلمه «آب» را بيابيد و به دنبال كلمه «ماء» يا «الماء» نباشيد . ضمنا توجه داشته باشيد موضوعات اصلى از منتهى اليه سمت راست هر صفحه و موضوعات فرعى مرتبط با موضوع اصلى در ذيل آن و با مختصر تورفتگى مشخص شده اند . بنابراين با مشاهده شكل كلمات زير :
ص: 31
فلسفه آفرينش شيطان
روش مبارزه با شيطان
اين مفهوم به دست مى آيد كه موضوع اصلى انتخابى ما «شيطان» و دو موضوع فرعى كه زير مجموعه موضوع اصلى مى باشد ، «فلسفه آفرينش شيطان» و «روش مبارزه باشيطان» مى باشد .
همچنين توجه داشته باشيد كه عبارت «نيز نك» به معناى «نيز نگاه كنيد به» مى باشد . بدين معنى كه اگر مثلاً در پايان آدرس هاى داده شده در فهرستواره براى پيدا نمودن آيات موضوعى مربوط به «شيطان» به اين جمله برخورد كرديد : «نيز نك ابليس» اين مفهوم را مى رساند كه علاوه بر آياتى كه به شما معرفى شد در حروف الفبايى فهرستواره در قسمت «الف» ذيل موضوع ابليس ، آيات ديگرى نيز به شما معرفى شده است كه با موضوع انتخابى شما يعنى «شيطان» ارتباط نزديك دارد و ممكن است قابل استفاده باشد .
علاوه بر دو علامت فوق الاشاره ، اگر در جستجوى آيات موضوعى با علامت >>> مواجه شديد ، بدين معناست كه موضوع انتخابى
ص: 32
شما با لفظى كه انتخاب كرده ايد در فهرستواره موجود نيست ولى با لفظ مقابل علامت اشاره شده فوق قابل جستجو خواهد بود . مثلاً اگر موضوع «بشر» را انتخاب كرده ايد و در فهرستواره آن را اين چنين يافتيد :
بشر >>> انسان
يعنى توجه فرمائيد كه در فهرستواره موضوعى، كلمه اى با لفظ «بشر» وجود ندارد و در صورت تمايل مى توانيد در حروف الفبايى در قسمت «الف» موضوع «انسان» را مورد توجه و جستجو قرار دهيد .
4/7 - پس از مراجعه به آدرس جلد و صفحه داده شده در مقابل هر «موضوع» به چهار نكته زير توجه فرمائيد :
يك - «موضوع» انتخابى شما در صفحه موردنظر الزاما داراى «تيتر مشخص» در آن صفحه نخواهد بود.
دو - «موضوع» انتخابى شما يا بصورت «صريح و مستقيم» با همان لفظ انتخابى شما درج شده و يا بصورت «مفهومى ، انتزاعى و غيرمستقيم» مطرح گرديده است مثلاً اگر موضوع انتخابى شما
ص: 33
«آرامش» باشد و در صفحه آدرس داده شده درباره «حركت هماهنگ و جهت دار موجودات جهان» مطلبى باشد، بدين معنى خواهد بود كه تفسير آيه موضوع انتخابى بصورت مفهومى و غيرمستقيم اين پيام را دربردارد كه : اگر شما با جهان و نظام آفرينش ، در مسير رشد و تكامل حركت كنيد اين حركت هماهنگ با كل جهان باعث «آرامش» شما خواهد بود و حركت در مسير مخالف خلقت ، استرس و اضطراب را به دنبال خواهد داشت .
سه - براى يافتن آيه موضوعى مرتبط با موضوع انتخابى خود ، پس از آنكه به صفحه آدرس داده شده در فهرستواره مراجعه كرديد ، اولين آيه قبل از تفسير مذكور، همان آيه مورد نظر شما خواهد بود .
چهار - تذكر داده شود كه بعضا ممكن است در آيه اى چندين موضوع مطرح شده باشد ، مثلاً در آيه 282 سوره بقره كه طولانى ترين آيه قرآن كريم نيز مى باشد «20 موضوع» وجود دارد . در چنين مواردى :
اولاً : فقط بخشى از آيه را كه مربوط به موضوع است انتخاب كنيد . ثانيا : اگر بخش مذكور اول آيه
ص: 34
بود به جاى ادامه آيه كه بايد حذف شود سه نقطه (...) بگذاريد و اگر وسط آيه بود قبل و بعد آن را با سه نقطه متمايز كنيد و در صورتى كه آخر آيه بود ، به جاى قسمت هاى حذف شده در قبل سه نقطه بگذاريد . فايده رعايت اين موضوع آن است كه در مراجعه بعد از تحقيق انجام شده مشخص خواهد شد كه «قسمت انتخابى» فقط بخشى از آيه است نه كل آن و براى حفظ يا مطالعه ، اصل امانتدارى در نقل كلام الهى رعايت مى گردد .
8 - آيا به جز روش موردبحث ما ، روش جامع ديگرى براى كشف فورى موضوعات در قرآن در حال حاضر ، وجود دارد ؟ پاسخ به دلايل زير منفى است :
1/8 - از طريق كتاب ارزشمند مُعْجَمُ الْمُفَهْرَس لاَِلْفاظِ الْقُرْآنِ الْكَريمِ فؤاد عبدالباقى كه از بهترين واژه ياب ها و آيه ياب هاى قرآن كريم است ، نمى توان به طور جامع و كامل موضوع يابى كرد زيرا :
اولاً برخى از الفاظ و موضوعات موردنياز به شكلى متفاوت از آنچه ما تصور مى كنيم در معجم مذكور تيتر شده است مثلاً لفظ «تقوى» در قالب
ص: 35
ريشه فعل كه مفرد مذكر غايب از فعل ماضى و بصورت «وَقَىَ» مى باشد قابل جستجوست و فقط در صورتى كه مراجعه كننده به صرف و نحو زبان عربى و قواعد «اعلال و تبديل ها» مسلط باشد اين تغيير را متوجه خواهد شد .
ثانيا : صرفا از طريق «لفظ موضوع» نمى توان موضوع را در قرآن كريم جستجو كرد ، زيرا بسيارى از موضوعات بصورت انتزاعى و مفهومى بدون استفاده از لفظ مستقيم و صريح موردنظر ما ، در قرآن مطرح شده و فقط با مراجعه به تفسير آنها مى توان به ارتباط بين آن مفهوم و موضوع مورد جستجو پى برد . (1)
2/8 - فهرست موضوعى هاى موجود غالبا بصورت سنتى و به شيوه غيرعلمى و بدون استفاده از كامپيوتر تدوين شده و تعداد موضوعات آن ها محدود و آدرس ها بعضا بامحتوا همخوانى ندارد و اشتباهات فراوانى در مراجعه آدرس با صفحه اشاره شده مشاهده مى شود .
9 - توزيع برگه هاى امتحانى (فرم مسابقه) و .
ص: 36
انتخاب موضوع و جستجوى حداقل يك آيه و مراجعه به تفسير جوان و تفسير بيان و درج تفسير آن و برداشت شخصى (تا آن جا كه ظاهر آيه تحمّل دارد) بترتيب مندرج در روى برگه كه به قرار زير مى باشد :
اول : آيه
دوم : ترجمه
سوم : لغت
چهارم : شأن نزول
پنجم : تفسير
ششم : برداشت شخصى
ضمنا جهت درج ترجمه لغات (مفردات آيه) ، از فرهنگ نامه لغات قرآنى جوان (دوجلدى در يك مجلد) استفاده كنيد و توجه داشته باشيد كه اگر تفسير ذيل آيه طولانى بود ، آن را خلاصه كنيد و در صورتى كه كوتاه باشد آنرا عينا درج فرمائيد .
10 - به منظور رعايت امانتدارى و حق معنوى مؤلّف، همواره درتحقيقات خودكل عبارت استفاده شده را داخل دو قلاب [...] قرار دهيد و در قسمت بالاى آخرين كلمه متن استفاده شده از كتابهاى
ص: 37
ديگر (ترجمه ، لغت ، تفسير) ، عددى را در داخل پرانتز بگذاريد و در ذيل صفحه (پاورقى) با تكرار همان عدد و خط فاصله به ترتيب زير نام مؤلف و مشخصات كتاب وى را درج كنيد :
اول : نام كتاب
دوم :مرتبه علمى مؤلف يامترجم(اگرشاخص بود)
سوم : نام و نام خانوادگى مؤلف
چهارم : تعداد مجلّدات
پنجم : نام ناشر
ششم : شماره جلد
هفتم : شماره صفحه
براى مثال در صورتى كه از تفسير عظيم مجمع البيان براى تفسير آيه مورد نظر خود استفاده نموده ايد پس از پايان متن استفاده شده به شرح زير شناسنامه كتاب را درج كنيد :
[...] (1)
11 - نمونه اى از كل منابع تحقيقاتى كارگاه كنار دست استاد باشد تا به حاضرين نشان داده شود و روش كار با آنها تشريح گردد .0.
ص: 38
بحثى پيرامون تفسيرموضوعى قرآن كريم
قبل از شروع كلاس در «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» مطالب زير را كه از كتاب «پيام قرآن» جلد اول تأليف حضرت آية اللّه مكارم شيرازى استخراج شده است مطالعه وبراى حاضرين تشريح نماييد،زيرابه اعتقاد بنده «حضرت آية اللّه مكارم شيرازى پدرعلم تفسيربراى جوانان» و از ذخاير گرانقدر جهان اسلام در حوزه تفسير قرآن به زبان روز مى باشند .
انواع مختلف تفسير
[هنگامى كه سخن از تفسير قرآن به ميان مى آيد فورا نظرها به همان تفسير معمولى (تفسير ترتيبى) جلب مى شود كه آيات قرآن را به ترتيب موردبحث و بررسى قرار مى دهد و محتوا و حقيقت آن ها را روشن مى سازد ، همان كارى كه از صدر اسلام تاكنون در تفسير قرآن معمول بوده است و دانشمندان و علماى بزرگ اسلام هزاران كتاب به نام «تفسير قرآن مجيد» در زمينه آن تأليف كرده اند .
البته نوع ديگرى از تفسير نيز كم و بيش رايج بوده ، كه ناظر به تفسير «مفردات قرآن» است ، يعنى واژه هاى قرآنى را جداگانه ، به صورت معجم و
ص: 39
به ترتيب الفبا موردبحث قرار مى دهد كه نمونه روشن آن كتاب «مفردات راغب» و كتاب «وجوه القرآن» و «تفسير غريب القرآن طريحى» و در اين اواخر نيز كتاب «التحقيق فى كلمات القرآن الكريم» و «نثر طوبى يا دائرة المعارف قرآن مجيد» است .
در حالى كه براى قرآن انواع ديگرى از تفسير نيز وجود دارد كه از جمله آن ها «تفسير موضوعى» است و در اين قبيل تفاسير آيات قرآن را بر اساس موضوعات مختلف مربوط به اصول و فروع اسلام و مسائل اجتماعى ، اقتصادى و سياسى و اخلاقى مورد مطالعه و بررسى قرار مى دهند .
نوعى ديگر از تفسير كه ما نامش را «تفسير ارتباطى» يا زنجيره اى نهاده ايم آن است كه موضوعات مختلف قرآن را در ارتباط با يكديگر ببينيم .
مثلاً بعد از آنكه موضوع «ايمان» و موضوع «تقوى» و موضوع «عمل صالح» به طور جداگانه در تفسير موضوعى مورد بررسى قرار گرفت ، اين سه مطلب را در ارتباط با يكديگر با توجه به آيات قرآن و اشاراتى كه در آن است تفسير مى كند و ارتباط اين سه را با يكديگر روشن مى سازد و مسلما در اين صورت حقايق تازه اى از چگونگى
ص: 40
رابطه اين موضوعات با يكديگر براى ما كشف مى شود كه بسيار ارزنده و راهگشا است .
مى دانيم طرز صحيح مطالعه عالم آفرينش و موجودات عالم هستى آن است كه آن ها را در رابطه با يكديگر ببينيم، خورشيد و ماه و زمين و انسان و جوامع انسانى در حقيقت موضوعاتى جدا از هم نيستند و در مجموع يك واحد به هم پيوسته را تشكيل مى دهند و طرز مطالعه صحيح آن ها اين است كه همه را در ارتباط با هم مورد بررسى قرار دهيم.
در كتاب «تدوين» يعنى قرآن مجيد نيز مطلب همين گونه است و روابط دقيق و ظريفى در ميان تمام موضوعات قرآنى وجود دارد و بايد آن ها را در ارتباط با يكديگر مورد تفسير قرار داد .
نوع ديگر ازتفسير، «تفسير كلى» يا «جهان بينى قرآن» است ، در اينجا مفسر تمام محتواى قرآن را در رابطه با عالم هستى در نظر مى گيرد و به تعبير زنده تر كتاب «تكوين» و «تدوين» را به يكديگر پيوند مى دهد و هردو را در كنار هم مى بيند و هر دو را در ارتباط با هم تفسير مى كند .
ص: 41
طبق اين حساب در مجموع پنج گونه تفسير براى قرآن تصور مى شود :
1 - تفسير مفردات قرآن
2 - تفسير ترتيبى
3 - تفسير موضوعى
4 - تفسير ارتباطى
5 - تفسير كلى ، يا جهان بينى قرآن
و از اين اقسام پنجگانه تنها قسم اول و دوم در ميان ما شناخته شده است و تا حد كمى قسم سوم، يعنى تفسير موضوعى كه هنوز مراحل ابتدائى خود را طى مى كند و اميد است با توجهى كه در اين اواخر از سوى دانشمندان و علماى اسلامى نسبت به آن شده است با كار و زحمت بيشتر تدريجا مراحل تكاملى خود را طى كند و در آينده محل شايسته خود را احراز نمايد .
و اما قسم چهارم و پنجم تفسير قرآن هنوز مورد توجه مفسّران واقع نشده است و اين كارى است كه برعهده نسل حاضر و نسل هاى آينده است كه بعد از رشد كافى تفسير موضوعى به آن بپردازند و حق آن را تا آن جا كه ممكن است ادا كنند .
ص: 42
قبل از پاسخ به اين سؤال لازم است سؤال ديگرى را مطرح كنيم و آن اين كه : چرا قرآن به سبك موضوعى جمع آورى نشده و شبيه كتاب هاى معمولى نيست بلكه با تمام آن ها تفاوت دارد ؟
پاسخ اين است كه : براى تهيه كتاب هاى معمولى مؤلف يا مؤلفان ، موضوعات مختلفى را كه در يك قدر جامع شريكند در نظر مى گيرند ، مثلاً «بيمارى هاى مختلف» كه همه آن ها به مسأله «سلامت انسان» ارتباط دارد در علم طب در نظر گرفته مى شود ، سپس مسائل مربوط به اين موضوعات را به فصول و ابواب مختلف تقسيم مى كنند (بيمارى هاى قلبى ، بيمارى عصبى ، بيمارى گوارشى ، بيمارى هاى دستگاه تنفسى ، بيمارى هاى پوستى و بيماريهاى ديگر) .
بعد از آن هرفصل و هر باب را با توجه به مقدمات و نتايج آن مورد بررسى قرار مى دهند و به اين ترتيب كتابى بنام كتاب «طب» تدوين مى شود .
ولى قرآن هرگز چنين نيست ، كتابى است كه در طول 23 سال با توجه به نيازها و شرايط مختلف اجتماعى و حوادث گوناگون و مراحل مختلف
ص: 43
تربيتى نازل شده است و همگام با حيات جامعه اسلامى پيش رفته و در عين حال بسته به زمان و مكان خاصى نيست .
يك روز تمام بحث هاى قرآن بر محور مبارزه با بت پرستى و شرك و آموزش توحيد با تمام شاخه هايش دور مى زد و سوره ها و آياتى كه در اين دوران نازل شد همگى بحث از مبدأ و معاد مى كرد (مانند سوره هايى كه در مكه در سيزده سال اول بعثت نازل شد) .
روز ديگر بحث هاى داغ و پرحرارتى پيرامون جهاد و مقابله با دشمنان داخلى و خارجى و منافقان مطرح بود .
يك روز ماجراى جنگ احزاب جلو آمد ، سوره احزاب نازل شد و حداقل تعداد 17 آيه آن ، از اين جنگ و حوادث آموزنده و مسائل تربيتى و پيامدهاى آن سخن گفت .
روز ديگر داستان صلح حديبيه فرا رسيد و سوره فتح نازل شد و بعد از آن ماجراى فتح مكه و غزوه حنين پيش آمد و آيات سوره «اِذاجاءَ نَصْرُ اللّهِ» و آيات ديگر نازل گرديد .
خلاصه همزمان با شكوفائى اسلام و حركت عمومى جامعه اسلامى آيات مناسبى از قرآن نازل
ص: 44
و دستورات لازم داده مى شد و اين برنامه دقيق انسانى را تكميل مى كرد .
با توجه به آنچه در بالا گفته شد ، منظور از تفسير موضوعى روشن مى شود و آن اينكه «آيات مختلفى كه درباره يك موضوع در سرتاسر قرآن مجيد در حوادث و فرصت هاى مختلف آمده است جمع آورى و جمع بندى گردد و از مجموع آن نظر قرآن درباره آن موضوع و ابعاد آن روشن شود» .
مثلاً آيات مربوط به دلايل خداشناسى از قبيل فطرت ، برهان نظم ، برهان وجوب و امكان و ساير براهين در كنار هم چيده شود و از آن جا كه «اَلْقُرْآنُ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضَا» (آيات قرآن يكديگر را تفسير مى كنند) ابعاد اين موضوع روشن مى گردد .(1) .
ص: 45
همچنين آيات مربوط به بهشت و دوزخ، صراط، نامه اعمال، آيات مربوط به مسائل اخلاقى، تقوى ، حسن خلق ، شجاعت و ... آيات مربوط به احكام نماز ، روزه ، زكات و خمس و انفاق ، آيات مربوط به عدالت اجتماعى و جهاد با دشمن و جهاد با نفس و ... .
مسلما هرگاه اين آيات كه در قرآن مجيد به مناسبت هاى گوناگون نازل شده است هر گروه جداگانه جمع آورى و در كنار هم چيده شود و تفسير گردد حقايق تازه اى از آن كشف خواهد شد و از اينجا ضرورت تفسير موضوعى روشن مى شود .
ص: 46
چه مشكلاتى را با تفسير موضوعى
مى توان حل كرد؟
پاسخ اين سؤال با توجه به آنچه در بالا ذكر شد به خوبى روشن است ، ولى براى توضيح بيشتر بايد به اين امر توجه كرد كه :
دربسيارى از آيات قرآن تنها يك بعد ازابعاد يك موضوع آمده است مثلاً در مورد مسأله «شفاعت» :
1 - دربعضى از آيات «اصل امكان شفاعت» آمده.
2 - در بعضى ديگر «شرايط شفاعت كنندگان»(1).
3 - در بعضى «شرايط شفاعت شوندگان»(2).
4 - در بعضى «نفى شفاعت از همه جز خدا»(3).
5 - در بعضى ديگر «اثبات شفاعت براى غير خدا» شده است (48 / مدثر) .
در اينجا مى بينيم هاله اى از ابهام مسائل مربوط به شفاعت را دربرگرفته ، از حقيقت شفاعت گرفته ، تا شرايط و خصوصيات ديگر ، ولى هنگامى كه آيات شفاعت را از قرآن برداريم و در كنار هم بچينيم و آنها را در پرتو هم تفسير كنيم اين ابهام .
ص: 47
برطرف شده و مشكل به خوبى حل مى گردد .
همچنين آيات مربوط به ابعاد جهاد ، يا فلسفه احكام اسلام ، يا آيات مربوط به برزخ ، يا مسأله علم خدا و همچنين موضوع علم غيب و اينكه آيا براى غيرخدا آگاهى بر غيب ممكن است يا نه ؟ اگر آيات هريك يكجا موردتوجه قرار گيرد ممكن است حق مطلب ادا شود و ابهامات موجود همه از طريق تفسير موضوعى حل شود .
اصولاً آيات مربوط به «محكم» و «متشابه» كه دستور مى دهد آيات «متشابه» قرآن را در پرتو «محكمات» تفسير كنيد خود نوعى تفسير موضوعى است .
به هرحال با تفسير آيات مربوط به يك موضوع در پرتو هم ، جرقه هاى تازه اى از ميان آنها جستن مى كند ، جرقه هايى كه در ميان آنها معارف قرآنى است و راهگشاى بسيارى از مشكلات عقيدتى و احكام اسلامى مى باشد .
آيات قرآن را از اين نظر مى توان به كلمات جداگانه اى تشبيه كرد كه هركدام براى خود مفهومى دارد اما وقتى آنها را در كنار هم بچينند مفاهيم تازه اى مى بخشد .
يا آنها را مى توان به مواد حياتبخشى مانند
ص: 48
«اكسيژن» و «ئيدروژن» تشبيه كرد كه وقتى با هم تركيب شوند آب كه ماده حيات بخش ديگرى است به دست مى آيد .
خلاصه بسيارى از اسرار قرآن را جز از اين طريق نمى توان گشود و به عمق آنها ، جز از اين مسير نمى توان راه پيدا كرد و فكر مى كنيم براى بيان اهميت تفسير موضوعى همين قدر كافى باشد .
ص: 49
به طور خلاصه فايده تفسير موضوعى را مى توان در امور زير خلاصه كرد :
1 - رفع ابهام هايى كه در بدو نظر در بعضى از آيات به چشم مى خورد و گشودن متشابهات قرآن .
2 - به دست آوردن يك تفسير جامع درباره موضوعاتى مانند «توحيد» و «معاد» و «عبادات» و «جهاد» و «حكومت اسلامى» و موضوعات مهم ديگر.
3 - آگاهى از شرايط ، خصوصيات ، علل و نتايج موضوعات و مسائل مختلفى كه در قرآن مطرح است .
4 - به دست آوردن اسرار و پيام هاى تازه قرآن از طريق انضمام آيات به يكديگر .
ص: 50
جوانه هاى تفسير موضوعى قبل از هر چيز در خود قرآن ديده مى شود و چنانكه گفتيم دستور قرآن در زمينه تفسير آيات «متشابه» به وسيله آيات «محكم» نوعى از تفسير موضوعى است .« هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ عَلَيْكَ الكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمّا الَّذينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ اِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ فِى العِلْمِ يَقُولُونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ اِلاّ أُولُوالاَْلْبابِ »
«اوست كسى كه اين كتاب را برتو فرو فرستاد . پاره اى از آن، آيات محكم (صريح و روشن) است . آن ها اساس كتابند و (پاره اى) ديگر متشابهند . اما كسانى كه در دل هايشان انحراف است براى فتنه جويى و طلب تأويل آن ، از متشابه پيروى مى كنند ؛ با آن كه تأويلش را جز خدا و ريشه داران دانش كسى نمى داند . (آنان كه) مى گويند : ما بدان ايمان آورديم ، همه (چه محكم و چه متشابه) از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكّر نمى شود» .(1)
ص: 51
سپس در كلمات ائمه هدى عليهم السلام نيز نمونه هاى فراوانى آمده كه طرز و گردآورى آيات مربوط به يك موضوع و جمع بندى و سپس استفاده از آن را به ما آموخته است كه شايد چند نمونه زير براى اثبات اين مطلب كافى باشد :
1 - در روايت معروفى كه به عنوان وصيت و موعظه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به «عبداللّه بن مسعود» در «بحارالانوار» آمده (1)، و روايتى است بسيار طولانى و پرمعنى ، نمونه هاى زيادى از اين معنى وجود دارد ، به طورى كه مى توان گفت اين روايت كلاًّ بر محور تفسير موضوعى دور مى زند ، از جمله هنگاهى كه در نكوهش دنيا سخن مى گويد مى فرمايد : اى ابن مسعود ! احمق كسى است كه طالب دنياى زودگذر باشد سپس براى بى اعتبار بودن زرق و برق اين جهان به آيات زير استدلال مى نمايد :
«اَنَّمَا الْحَيوةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِى الاَْمْوالِ وَ الاَْوْلادِ ... : بدانيد زندگى دنيا بازى و سرگرمى و زينت و وسيله .
ص: 52
تفاخر وبرترى جويى دراموال و اولاد است ...» (1).
«وَ لَوْلا اَنْ يَكُونَ النّاسُ اُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفا مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ وَ لِبُيُوتِهِمْ اَبْوابا وَ سُرُرا عَلَيْها يَتَّكِئُونَ : اگر بهره مندى كفار از مواهب سبب نمى شد كه همه مردم امت يكپارچه (گمراه) شوند ما براى كسانى كه كافر مى شدند خانه هايى قرار مى داديم با سقف هايى از نقره و نردبان هايى كه از آن بالا روند و براى خانه هاى آنها درها و تخت هايى (زيبا و نقره گون) قرار مى داديم كه بر آن تكيه كنند» (2).
«مَنْ كانَ يُريدُ العاجِلَةَ عَجَّلْنا لَه فيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُريدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَه جَهَنَّم يَصْلاها مَذْمُوما مَدْحُورا : كسى كه زندگى زودگذر دنياى مادى را مى طلبد مقدارى از آن را كه اراده كنيم به او مى دهيم ، سپس دوزخ را براى او قرار خواهيم داد كه در آتش سوزانش پيوسته مى سوزد در حالى كه مذموم و رانده درگاه خداست» (3).
در جايى ديگر پيرامون «قول به غيرعلم» اى .
ص: 53
ابن مسعود ! بدون آگاهى درباره چيزى سخن مگوى و تا نشنوى و نبينى حرف مزن ، سپس آيات متعددى از قرآن را در زمينه همين موضوع ارائه مى فرمايد :
«وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ اُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْئولاً : از آنچه نمى دانى پيروى مكن چراكه گوش و چشم و دل ها همه مسئولند» (1).
و نيز مى فرمايد :
«سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ: به زودى گواهى آن ها نوشته مى شود و از آن بازخواست خواهندشد» .(2)
و نيز مى فرمايد :
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ : هيچ سخنى را انسان تلفظ نمى كند مگر آنكه نزد آن فرشته اى مراقب و آماده است .(3)
و نيز فرمود :
«وَ نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ : ما به انسان از .
ص: 54
رگ قلبش (يا رگ گردنش) به او نزديكتريم» (1).
و همچنين بحث هاى ديگرى پيرامون «ذكر اللّه » و «انفاق در راه خدا» و «مكارم الاخلاق» و غير آن با اتكاء به جمع بندى آيات قرآن در اين حديث شريف مطرح شده است (2).
2 در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است كه در يك جمع بندى از معنى «كفر در قرآن مجيد» مى فرمايد: كفر در قرآن پنج گونه است:
نخست كفر «جحود و انكار» است كه آن خود بر دو گونه است : يكى انكار اصل وجود خداوند و بهشت و دوزخ و قيامت، همان گونه كه قرآن از زبان آنها نقل مى كند: «وَ ما يُهْلِكُنا اِلاَّ الدَّهْرُ : تنها طبيعت است كه ما را مى ميراند» (3).
شاخه ديگر: كفر بمعنى «انكار توأم با معرفت و يقين» است ، همانگونه كه در قرآن آمده است : «وَ جَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها اَنْفُسُهُمْ ظُلْما وَ عُلوّا : آيات الهى را از روى ظلم و برترى جوئى انكار كردند دره.
ص: 55
حالى كه در دل به آن يقين داشتند». (1)
سوم «كفر معصيت و ترك طاعت» است ، همانگونه كه خداوند درباره گروهى از بنى اسرائيل كه بعضى از دستورات الهى را عمل مى كردند و بعضى ديگر را ترك مى گفتند، مى فرمايد: «اَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ : آيا به قسمتى از كتاب خدا ايمان مى آوريد و به قسمتى كافر مى شويد»؟! (2)
«قسم چهارم» كفر به معنى «برائت و بيزارى» است ، همانگونه كه خداوند از قول ابراهيم در برابر بت پرستان نقل فرموده است : « كَفَرْنابِكُمُ» يعنى «ما از شما بيزاريم» (3)و نيز فرموده است : «يَوْمَ القِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعضٍ : در قيامت بعضى از شما از بعضى ديگر (به خاطر عقائد و اعمالشان) بيزار مى شوند»!
و اماقسم پنجم ازكفر«كفر به معنى ناسپاسى نعمت» است ، همانگونه كه خداوند فرموده : «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابى لَشَديدٌ : اگر ت.
ص: 56
شكرگزارى كنيد نعمتم را بر شما افزون مى كنم و اگر كفران كنيد عذاب من دردناك است» (1).
سپس امام عليه السلام اقسام «شرك» را كه در قرآن مجيدآمده است،جمع آورى فرموده وآنهارابه عنوان «شرك اعتقادى» «شرك عملى» «شرك اطاعت» «شرك ريا» با ذكر آياتى از قرآن مجيد شرح مى دهد (2).
همان گونه كه ملاحظه مى كنيد امام عليه السلام با جمع بندى آيات «كفر» و «شرك» يك نظركلى بر اين دوموضوع افكنده و روشن مى سازد كه اين دو واژه، مفهوم وسيع و گسترده اى دارند ، «كفر هرگونه پوشانيدن حق را شامل مى شود» ، خواه در مسأله اعتقادات باشد يا در عمل يا در زمينهمواهب الهى و «شرك هرگونه همتا قراردادن براى خداوند را دربرمى گيرد» خواه در مسائل اعتقادى باشد يا عملى يا اطاعت از قوانين و مانند آن . چهره زيباى تفسير موضوعى در كلمات امام عليه السلام از دو نمونه فوق به خوبى روشن مى شود كه چه اثرى در وسعت بينش انسان و فهم عميق آيات قرآن مى بخشد .
نمونه جالب ديگر همان چيزى است كه در.
ص: 57
حديث معروف «موسى بن جعفر» عليه السلام براى «هُشام بن حَكَم» بيان شده است :
امام عليه السلام در بخشى از اين حديث ، براى اثبات «مقام عقل و خرد» آيات مربوط به «اولى الالباب» را در قرآن جمع آورى فرموده و به هشام مى گويد :
ببين خداوند چگونه اولوالالباب (خردمندان و صاحبان مغز) را به بهترين وجهى ياد كرده و بر قامت آنها بهترين لباس را پوشانيده است ، سپس هفت آيه از قرآن مجيد را كه از اهميت مقام اولوالالباب سخن مى گويد در كنار هم ارائه مى دهد (آيات 269/بقره، 7/آل عمران، 190 / آل عمران، 9 / زمر ، 29 / ص ، 54 / غافر) (1).
جمع بندى آيات فوق و ملاحظه آنها در كنار هم بينش عميقى به انسان در مورد فهم معنى «اولوالالباب» و مقام و موقعيت آنها مى دهد و اين كارى است كه فقط از تفسير موضوعى ساختهاست .
اين ها نمونه هايى بود از شكوفه هاى تفسير موضوعى در كلمات پيشوايان بزرگ اسلام پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام و نمونه هاى متعدد ديگرى نيز وجود دارد كه براى پرهيز از طولانى شدن بحث از ذكر آنها خوددارى مى كنيم .).
ص: 58
تفسير موضوعى در كلمات علما و بزرگان پيشين
تفسير موضوعى هرچند به صورت مقطعى و بر محور موضوعات خاص در كلمات علماى گذشته نيز بسيار ديده مى شود ، ولى بايد اعتراف كرد كه هيچكدام لااقل تا آنجا كه ما سراغ داريم تفسير موضوعى را بر تمام محورها مطرح نكرده اند .
از كسانى كه در اين موضوع پيشگام بوده است مرحوم «علامه مجلسى» است كه در هريك از فصول بحارالانوار واردمى شود آيات مربوط به آن موضوع را جمع آورى مى كند ، سپس يك ديد كلى بر همه آنها مى افكند، در بعضى از موارد نظرات مفسران را نقل مى كند و در تبيين اين آيات مى كوشد .
مثلاً در جلد 67 هنگامى كه درباره «قلب» و «سمع» و «بصر» و معنى آنها در قرآن مجيد سخن مى گويد دهها آيه در اين زمينه از قرآن جمع آورى كرده و بعد از ذكر روايتى از كافى به تبيين كلى معنى آنها پرداخته و در حدود ده صفحه در اين زمينه بحث مى كند (1).3.
ص: 59
در جلد 58 در فصل حقيقت «خواب» و تعبير آن نخست بيش از ده آيه از آيات قرآن را در اين موضوع جمع آورى كرده سپس چندين صفحه به تفسير آنها مى پردازد .(1)
در جلد 22 در نخستين باب كه از ماجراهاى يهود و نصارا و مشركان بعد از هجرت بحث مى كند ده ها آيه از سوره هاى مختلف قرآن را در همين موضوع جمع آورى كرده ، سپس به بحث و تفسير آنها پرداخته است .(2) اين محقق بزرگ همين كار را در فصول ديگر اين كتاب عظيم انجام داده است .
از نمونه هاى ديگر تفسير موضوعى در كلمات بزرگان پيشين كتاب هايى است كه تحت عنوان «آيات الاحكام» نوشته شده ، در اين كتاب ها آيات مربوط به احكام فقهى مثلاً آيات مربوط به اجزاء و شرايط نماز و اجزاء و شرايط روزه و حج و نكاح و طلاق ، احكام حدود و ديات و قضاوت اسلامى و غير اينها به صورت موضوعى جمع آورى و در كنار هم مورد بررسى قرار گرفته 2.
ص: 60
است .
ظاهرا اولين كتابى كه در اين زمينه تأليف شده كتاب «احكام القرآن» تأليف «محمدبن صائب كلبى» است كه از ياران امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام بوده ، او كه در سال 146 وفات كرد حتى قبل از شافعى امام معروف اهل سنت (متوفاى 204) به تأليف چنين كتابى پرداخت .
بعد از او نيز گروه زيادى از بزرگان فقها و دانشمندان دست به تأليف كتاب هايى در زمينه آيات الاحكام (گاه به همين نام و گاه به نام هاى ديگر) زدند كه مرحوم محدث تهرانى در كتاب «الذريعة» بالغ بر 30 كتاب از اين سلسله را نام مى برد . (1) كه مشهورترين آنها در ميان علما و فقهاى امروز كتاب آيات الاحكام مرحوم محقق اردبيلى ، موسوم به «زبدة البيان» و آيات الاحكام مرحوم فاضل مقداد موسوم به «كنز العرفان» است .
در كتاب اخير آمده است كه مشهور در ميان دانشمندان اين است كه تعداد پانصد آيه در قرآن مجيد درباره احكام فقهى وجود دارد و اين با محاسبه آيات مكرر در اين زمينه است والاّ عدد آن 4.
ص: 61
كمتر از اين مى شود .(1)
و نيز كتاب هايى چون «اعجاز قرآن از نظر علوم امروز» كه در آن آياتى كه مربوط به اكتشافات علمى امروز است و جزء معجزات علمى قرآن محسوب مى شود و «جامعه و تاريخ يا حقوق در قرآن مجيد» عناوينى است كه براى تلاش هاى مستمر در زمينه تفسير موضوعى ديده مى شود .
كتاب هايى در زمينه قصص قرآن نيز تأليف يافته كه داستان هاى انبياء را با گردآورى آيات قرآن تشريح مى كند .
ولى بااين همه بايد اعتراف كرد هريك از اين كتاب ها ناظر به تفسير موضوعى در يك شاخه محدود و معين است، نه يك تفسير كلى و جامع پيرامون تمام موضوعات قرآن. در اين اواخر تلاش ها و كوشش هاى قابل توجهى براى تفسير موضوعى قرآن به طور گسترده صورت گرفته است كه شايان هرگونه تقدير است و از جمله بهترين آن ها مى توان به مجموعه كتابهاى «پيام قرآن» كه توسط جمعى از دانشمندان اسلامى با نظارت حضرت آية اللّه مكارم شيرازى تأليف شده است 5.
ص: 62
نام برد .
و در يك جمله كتاب هايى كه در اين زمينه مى توان نام برد كتاب «مفاهيم القرآن» مى باشد كه تاكنون چندين جلد آن به فارسى و عربى انتشار يافته و كتاب باارزشى است .
ولى با تمام اين تلاش ها و كوشش هاى شايان تقدير بايد اعتراف كرد كه هنوز مسأله تفسير قرآن به شكل «موضوعى» دوران طفوليت خود را مى گذراند و سال ها طول خواهد كشيد تا همچون تفسير «ترتيبى» مقام شايسته خود را پيدا كند و اين ممكن نيست مگر با تلاش هاى پيگير دانشمندان و مفسّران كه بااستفاده از تجارب گذشتگان اين موضوع را پيش برند و به كمال مطلوب برسانند .
آنچه را در طرح «روش انس با قرآن» نيز ملاحظه مى كنيد حلقه اى از اين زنجير است كه اميد است با ضميمه شدن به حلقه هاى ديگر سلسله قابل ملاحظه اى را تشكيل دهد . مهم اين است كه صاحب نظران از كارهاى تكرارى در اين زمينه بپرهيزند و هركدام به ابداع و ابتكار تازه اى دست زنند ، تا در پرتو اين ابداعات و اين ابتكارات اين راه طولانى طى شود .
ص: 63
روش صحيح در تفسير موضوعى
براى تفسير موضوعى دو روش وجود دارد :
روش اول كه موضوعات مختلف را اعم از موضوعات اعتقادى (توحيد و معاد و ...) يا موضوعات اخلاقى (تقوى ، حسن خلق و ...) مطرح مى شود و بعداز تحليل هاى فلسفى و كلامى، يا تحليل هاى اخلاقى ، بعضى از آيات قرآن كه در اين زمينه وارد شده است به عنوان شاهد ذكر مى گردد .
روش دوم اين است كه ماقبل از هرچيز به گردآورى تمام آياتى كه درباره يك موضوع در سرتاسر قرآن وارد شده است بپردازيم و بدون پيشداورى هاى قبلى اين آيات را در كنار هم چيده يك يك تفسير كنيم و بعد در يك جمع بندى رابطه آنها را با يكديگر در نظرگرفته و از مجموع آنها به يك ترسيم كلى دست يابيم .
در اينجا مفسر مطلقا از خود چيزى ندارد و همچون سايه به دنبال آيات قرآن مى رود ، همه چيز را از قرآن مى فهمد و تمام همت او كشف محتواى آيات است و اگر از كلمات ديگران حتى از احاديث كمك مى گيرد در مرحله بعد و جداگانه خواهد بود .
ص: 64
در طرح جديد «روش انس با قرآن» ما به تبعيت از حضرت آية اللّه مكارم شيرازى كه به اعتقاد بنده پدر علم تفسير براى جوانان مى باشند ، اين شيوه را انتخاب كرده ايم و فكر مى كنيم اين راه بهتر ما را به حقايق قرآنى مى رساند تا راه اول . اتفاقا اين دو روش در تفسير معمولى (همان تفسيرهاى «ترتيبى» كه به ترتيب آيه ها و سوره ها نوشته شده است) نيز وجود دارد گروهى آيات قرآن را بر نظرات خود تطبيق مى كنند و گروه ديگرى نظرات خود را تابع آيات قرآن قرار مى دهند و مسلما راه صحيح تفسيرى راه دوم است .
ص: 65
مشكلات تفسير موضوعى
تفسير موضوعى حداقل سه مشكل عمده دارد كه بر سر راه «مفسّر» خودنمائى مى كند :
1 - تفسير موضوعى اين نيست كه انسان كتاب هاى معجم قرآن مجيد را در برابر خود بگذارد و مثلاً براى تفسير موضوع جهاد يا تقوا آياتى كه تحت همين عنوان (جهاد و تقوا) در معجم آمده است جمع آورى كند .
زيرا بسيار مى شود كه آياتى از قرآن پيرامون اين دو موضوع سخن مى گويد بى آنكه كلمه «تقوا» يا «جهاد» در آن به كار رفته باشد و اين فراوان است .
بد نيست در اينجا از يك مثال استفاده كنيم . مى دانيم خداوند، «رحمن» و «رحيم» و «ارحم الراحمين» است و اين معنى در بسيارى از آيات قرآن منعكس مى باشد ، ولى آياتى در قرآن داريم كه اين حقيقت را بيان مى كند بى آنكه ماده «رحم» در آن به كار رفته باشد، ازجمله آيه 61 سوره نحل است كه مى گويد : «وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللّهُ النّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دابَّةٍ ...: اگرخداوند مردم را به خاطر ظلمشان مجازات كند جنبنده اى را روى زمين باقى نخواهد
ص: 66
گذارد» .(1)
همين مطلب در آيه 45 فاطر با تفاوت مختصرى آمده است : «وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللّهُ النّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دابَّةٍ ...» .
اين دو آيه نهايت لطف و رحمت الهى را نسبت به بندگانش نشان مى دهد بى آنكه در اين دو آيه اشاره اى به واژه «رحم» شده باشد .
2 - مشكل ديگر تفسير موضوعى همان مشكل جمع بندى آيات و نتيجه گيرى از آنها است ، كه نياز به دقت و ظرافت و ذوق و آگاهى بسيار و احاطه فراوان به آيات قرآن و تفاسير دارد و در آنجا كه آيات مربوط به يك موضوع متعدد و هركدام بعد خاصى دارد اين جمع بندى پيچيده تر مى شود .
به علاوه تفسير موضوعى تفسير نوپايى است كه كوشش و كار فراوانى روى آن انجام نشده و همين امر كار كسانى را كه در رده آغازگرانند ت.
ص: 67
مشكل و پيچيده مى سازد و با تفسير معمولى كه از همان آغاز نزول قرآن روى آن كار شده است تفاوت بسيار دارد .
3 - مشكل بزرگ ديگر اين است كه موضوعاتى كه در قرآن مجيد اين كتاب بزرگ آسمانى مطرح شده حدّ و حسابى ندارد ، از مسائل اعتقادى گرفته تا مسائل عملى و از مسائل اخلاقى گرفته تا سياسى و اجتماعى و اقتصادى و آداب معاشرت و جنگ و صلح و تاريخ انبياء و اسرار آفرينش و ... در هر يك از اين زمينه ها موضوعات فراوانى است كه قرآن از آنها بحث كرده و بررسى همه اين ها وقت و حوصله زيادى لازم دارد .
گاه يك آيه در تفسير موضوعى در چندين بحث موردتوجه واقع مى شود و هريك از ابعاد آن را در فصل خاصى بايد مطرح كرد در حالى كه در تفسير ترتيبى يكبار آن آيه تفسير مى شود و تمام .
ص: 68
ظاهرا جواب اين سؤال تا حد زيادى از بحث هاى گذشته روشن شد و آن اينكه مشكلات فراوانى كه بر سر راه تفسير موضوعى بوده ، همواره مانع از نموّ آن گشته است ، به خصوص اينكه تفسير موضوعى نياز به معجم هاى دقيق و جامعى دارد كه بتوان هر آيه موضوعى را به آسانى از آن استخراج كرد و اين امكان در زمان هاى گذشته وجودنداشته و امروزبحمداللّه دردسترس ما است آن هم با استفاده از كامپيوتر كه اخيرا تحت عنوان «فهرستواره موضوعى تفسير جوان و تفسير بيان» هر كدام با حدود 000/10 موضوع كاربردى قرآن كريم به همت «مؤسسه قرآنى تفسير جوان» تأليف و منتشر شده است.
اين نكته نيز قابل توجه است كه جمعى از دانشمندان غربى و خارجى علاقمند به قرآن مجيد جهت تهيّه معجم هايى براى اين كتاب آسمانى زحمت كشيده اند كه يكى از نمونه هاى قابل ملاحظه آن كتاب «نُجُوم الْفُرْقانِ فى اَطْرافِ الْقُرآنِ» نوشته مستشرق آلمانى «فِلوگِل» است و نوشته هاى ديگرى نيز از ناحيه مسلمانان مانند
ص: 69
«مفتاح كنوزالقرآن» و كتاب «فتح الرحمن» تهيه شده است .
و بنا به تصريح مقدمه «مُعْجَمُ الْمُفَهْرَس لاَِلْفاظِ الْقُرْآنِ الْكَريمِ» هم اينها بوده كه به مؤلف آن امكان داده است كه بتواند اين معجم غنى و جالب را تهيه و در دسترس علماى اسلام قرار دهد .
آخرين سخن در اينجا اين است كه «عليرغم تمامى مشكلاتى كه در تفسير موضوعى وجود دارد آثار و بركات آن به همين نسبت زياد است ، به خصوص براى دانشمندان و محققان و حقايقى كه در پرتو آن كشف مى گردد ايمان و نشاط و علاقه آنها را به ادامه كار افزون مى كند و آتش عشق را در دلشان شعله ورتر مى سازد ، زيرا آيات قرآن مجيد درباره يك موضوع هركدام جداگانه به صورت نقطه اى است كه وقتى همه آنها جمع آورى و كنار هم قرار داده شود از مجموع اين نقطه ها شكل و ترسيم تازه اى به دست مى آيد كه قبلاً وجود نداشت و اين بسيار مهم و جالب و نشاط انگيز است . و همان گونه كه گفتيم شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليهم السلام از همان آغاز ما را به تفسير موضوعى راهنمايى كرده اند و نمونه هاى مختلفى در كلام خودشان از اين كار ارائه داده اند كه بسيار دلپذير و زيبا است و قبلاً به بعضى از آنها اشاره شد»] .(1)).
ص: 70
ازآن جاكه در جلسات«كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» سؤالات متعددى در خصوص تفسير به رأى مطرح خواهد شد برگزيده اى از كتاب ارزشمند مبانى و روشهاى تفسير قرآن كريم تأليف حضرت آية اللّه عباسعلى عميد زنجانى استاد دانشگاه تهران به شرح زير جهت استفاده اساتيد و مربيان «روش انس با قرآن» ذكر مى گردد :
توصيه قرآن به تدبّر و تعقّل در آيات
[قرآن جامعه انسانى را به تدبّر و تعقّل در آياتش فراخوانده و اين دعوت را با نوعى سرزنش تلويحى درآميخته است تا جايى براى هيچ گونه بهانه باقى نماند :
«اَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرآنَ اَمْ عَلى قُلُوبٍ اَقْفالُها : آيا در (حقايق و معانى) قرآن تدبّر نمى كنند ، يا بر قلب ها(شان) قفل هاى (مخصوص) آن دل ها ، خورده است» ؟(1)
ص: 71
و اصولاً يكى از دلايل نزول قرآن ، اين است كه مردمان در آيات آن تدبّر و تعقّل كنند .
«كِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِه وَ لِيَتَذَكَّرَ اُولُوالاَْلْبابِ : قرآن كتابى است مبارك و ميمون كه ما آن را بر تو نازل كرديم تا آن كه (مردمان) در آيات و نشانه هاى آن تدبّر كنند و صاحبان خرد (از آن) پند گيرند» .(1)
اما تفكّر و تدبّر در آيات قرآن با چه روشى بايد انجام شود تا انحراف در دين و اشكال در برداشت از قرآن به وجود نيايد ؟ در پاسخ به اين سؤال ادامه بحث را مطالعه كنيد .ص.
ص: 72
1 - محدّثان شيعه و سنى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده اند كه ايشان در مواضع مختلف و به تعابير گوناگون فرمودند :
الف) «مَنْ فَسَّرَ الْقرآن بِرأْيِهِ ، فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ: كسى كه قرآن را به رأى و نظر خود تفسير كند، جايگاهش آتش جهنّم است» .(1)
ب) «مَنْ فَسَّرَ الْقرآن بِرَأْيِهِ ، فَقَد اِفْتَرى عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ : كسى كه قرآن را مطابق با انديشه و نظر خود تفسير كند ، بر خدا دروغ بسته است». (2)
ج) «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ ، وَ اِنْ اَصابَ فَقَدِ اخْطَأ:كسى كه به رأى خود درباره قرآن سخن گويد، اگر سخن او مطابق باواقع هم باشد، بازبه خطارفته است» .(3)
2 - شيخ كلينى در اصول كافى از امام محمّد باقر عليه السلام نقل مى كند كه ايشان به قتاده ، مفسِّر معروف ، فرمودند : «وَيْحَكَ يا قَتادَة ! اِنْ كُنْتَ اِنَّما فَسَّرْتَ الْقُرْآنَ مِنْ تِلقاءِ نَفْسِكَ ، فَقَدْ هَلَكْتَ وَ اَهْلَكْتَ ؛ و أِنْ أَخَذْتَهُ مِنَ الرِّجالِ فَقَدْ هَلَكْتَ و أَهْلَكْتَ : واى بر تو اى قتاده ! اگر قرآن را از پيش خود تفسير كنى ، به يقين ، هلاك مى شوى و ديگران را نيز به هلاكت خواهى كشاند . [همچنين] اگر تفسير قرآن
ص: 73
را از ديگر مردم (درست مانند حالتى كه از پيش خود تفسير كنى) فراگيرى ، سرانجام هلاك شده ، ديگران را نيز به هلاكت خواهى كشاند» .(1)
3 - عياشى از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه فرمودند: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِه ، اِنْ اَصابَ لَمْ يُؤْجَرْ ؛ و أِنْ أَخْطَأَ ، فَهُوَ أَبْعَدُ مِنَ السَّماءِ : كسى كه قرآن را به رأى و نظر خويش تفسير كند ، اگر درست مطابق باواقع باشد ، اجر و پاداشى برايش نيست ؛ و اگر به خطا رود ، هر آينه [از مرز حق و حقيقت] ، بيش ازفاصله آسمان هااز يكديگر ، دور شده است» .(2)
4 - درتفسيرِ منسوب به امام حسن عسگرى عليه السلام چنين آمده است كه : «اَتَدْرونَ مَنِ المُتَمَسِّكُ بِالقُرآنِ الَّذى لَهُ الشَّرَفُ الْعَظيمُ ؟ هُوَ الَّذى يَأْخُذُ الْقرآنَ وَ تَأْويلَه عَنّا اَهْلَ الْبَيْتِ اَو عَنْ وَسائِطِنَا السُّفَراءِ عَنَّا اِلى شيعَتِنا ؛ لاعَنْ آراءِ الْمُجادِلين وَ قِياسِ الْفاسِقين . فَأمَّا مَنْ قالَ فِى الْقرآنِ بِرأْيِهِ ، فَأِنِ اتَّفقَ لَهُ مُصادِفَةُ صَوابٍ فَقَدْ جَهِلَ فى أَخْذِهِ مِنْ غَيْرِ اَهْلِهِ وَ أِنْ أَخْطَأَ الْقائِلُ فِى الْقُرْآنِ بِرَأْيِهِ ، فَقَدْ تَبَوَّأَ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ: آيا مى دانيد چه كسانى به قرآن ، كه آن را شرفى بس بزرگ و والاست ، تمسّك مى جويند ؟ آنان كه قرآن و تأويلش را از ما اهل بيت و يا از نمايندگان و سفيران ما به سوى شيعيانمان ، 6.
ص: 74
به دست آورند ؛ نه از [طريق [قياس بدكاران و آراى اهل جدل. امّا آنان كه به رأى و نظرخوددرباره قرآن اظهارنظر مى كنند، اگر تصادفا گفتارشان درست باشد، عملشان از روى نادانى بوده، قرآن را از غير اهلش فراگرفته اند؛ و امّا اگر دچار خطا و اشتباه شده، سخنشان مطابق باواقعِ امورنباشد، جايگاهشان آتش جهنّم خواهدبود .(1)
5 علاّمه مجلسى دربحارالانوارازامام رضا عليه السلام و ايشان از حضرت على عليه السلام و ايشان از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، نقل مى كند كه فرمودند: « ما آمَنَ بى مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ كَلامى : آن كس كه كلامِ مرا به رأى خويش تفسيركند، [هرگز] به من ايمان نياورده است» .(2)
با توجّه به رواياتى كه نمونه اى اندك از آن ها نقل شد ، (3) ميزان شدّت حُرمت «تفسير به رأى» و منع از آن ، به خوبى روشن مى شود .د.
ص: 75
اكنون بايد ديد معناى حقيقى «تفسير به رأى» چيست ؟
شيخ طبرسى در مجمع البيان در توجيه كلام پيامبر صلى الله عليه و آله [عنوان قبلى، حديث اوّل،قسمت «ج»[ مى گويد :
«معناى حديث اگر حديث صحيح باشد اين است كه : هركس قرآن را بر رأى و نظر خود حمل كند [بر مبناى رأى خود تفسير كند] و به مقتضاى شواهد الفاظ و قرائن عمل ننمايد ، اگر سخن او مطابق باواقع هم باشد ، باز به خطا رفته است» (1).
جمعى از مفسّران متأخّر كه روش «تفسير قرآن به قرآن» را تنها روش صحيح در تفسير و تبيين معانى و مقاصد قرآن دانسته اند ، «تفسير به رأى» را بر طبق مبناى تفسيرى آن ها چنين معناكرده اند كه : «تفسير به رأى ، يعنى استمداد از غيرقرآن ، در فهم و بيان معانى و مقاصد قرآن» .
استاد علامه طباطبايى در تأييد نظريه فوق مى گويد :
ص: 76
[از روايات و آيات چنين استفاده مى شود كه نهى از تفسير به رأى ، متعلق به روش تفسير و استخراج مقاصد قرآن مى باشد ؛ به اين معنا كه مفسّر مى كوشد در فهم كلام الهى ، همان روشى را به كار گيرد كه در فهم بيان مخلوقِ اله ، با آن مأنوس مى باشد. بديهى است اختلاف ، در بلاغت نيست، زيرا كلام خدا نيز به زبان عربى بوده ، تمام جهاتِ بلاغت كلام عرب در آن ملحوظ است .
«وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ : و ما هر پيامبرى را به زبان خودش فرستاديم تا آنكه [به سهولت مسائل و مشكلات ايشان را] به روشنى براى آنان بيان كند» .(1)
«وَ هذا لِسانٌ عَرَبِىٌّ مُبينٌ : و اين ، زبان عربى آشكار است» .(2)
بلكه اختلاف بين آن دو [روش فهم كلام بشر و روش فهم كلام خدا] تنها از نظر مُراد و مصداقى است كه كلام بر آن انطباق مى يابد ... .
... [روشن است] براى فهم مدلول هاى كلام و استخراج معانى از الفاظ ، اسلوب و قواعدى .
ص: 77
وجود دارد كه مردم همواره در گفتگوهاى خود از آن پيروى مى كنند و هنگامى كه مفسّر همين اسلوب ها و قواعد را در فهم معانى و مقاصد قرآن به كار مى گيرد ، خواه ناخواه ، از روش و اُسلوب خاصّ قرآنى خارج مى گردد ؛ زيرا قرآن در تفهيمِ مطالب ، اسلوب خاصّى دارد كه لازم است مفسّر كاملاً آن را رعايت كرده ، از حدود آن تجاوز نكند . بالاخصّ ، با توجّه به اينكه قرآن در زمان حيات پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله به آن معنا كه در بين ما شهرت دارد ، جمع آورى نشده بود ، بلكه به صورت سوره ها و آيه هاى پراكنده نزد مسلمانان وجود داشت . بنابراين ، هرگاه كسى بخواهد معانى و مقاصد آيه اى را درك كند ، روا نيست كه تنها به مدلول آن آيه توجّه كند و از ساير آيات چشم بپوشد ، چنانكه درباره فهم مدلول ها و معانىِ كلام مردم ، اين چنين عمل مى كند ...] . (1)0.
ص: 78
نهى روايات از تفسير به رأى متوجّه وقع نهادن به نتايج و مطالبى است كه براساس تفسير به رأى از آيات استنتاج مى گردد و تعلّق منع موجود در اين روايات به پيروى از روش «تفسير به رأى» نيز ، برخلاف مقاصد واقعى حمل مى شود . از اين رو ، مى توان گفت كه اقدام به «تفسير به رأى» هرگاه مصادف با حمل آيه بر مقصد حقيقى آن باشد ، در واقع ، محذورى نخواهد داشت و به تعبير اصطلاحى ، نهى از اتّباع روش «تفسير به رأى» ارشادى است و منع حقيقى متعلّق به پيروى از نتايجى است كه در سايه اين روش از آيات به دست مى آيد ؛ زيرا مفسّر هيچگونه حجّت شرعى بر نسبت دادن آن معانى و مقاصد به آيات و پيروى نمودن از آن ها را ندارد .
تأمّل در روايات 2 ، 3 ، 4 و 5 از روايات گذشته، صحّت اين مطلب را روشن مى كند ؛ زيرا برطبق اين چهار روايت ،افترا ، هلاكت و ضلالت ، دورى از حقّ و گرفتارى به آتش جهنّم ، در صورتى دامنگير مرتكب به «تفسير به رأى» خواهد بود كه نتيجه تفسير وى برخلاف معانى مقصود از آيات باشد . امّا باقى روايات ، گرچه ظاهر آن ها بيانگر حرمت «تفسير به رأى» به طور مطلق مى باشد ، ولى با
ص: 79
ملاحظه قرائن موجود در اين روايات ، مى توان از ظهور ابتدايى روايات مزبور دست كشيد .
بنابر آنچه تا اينجا درباره مفاد روايات «تفسير به رأى» گفته شد ، نتيجه مى گيريم تفسير به رأى ، بنابر احتمال اوّل ، عبارت از آن است كه مفسّر به جاى اين كه وصول به مقاصد واقعى و درك معانى مراد از آيات را هدف اصلى خويش قرار دهد، «تنها به علّت نظريّه و رأى خاصّى كه دارد كلام خداوند را تفسير مى كند تا آن را بر رأى خود منطبق سازد».
به همين صورت ، بنابر احتمال دوم ، چنين نتيجه مى گيريم كه مفسّر در استخراج مقاصد قرآن بدون توجّه به طريق معمول و عنايت به جهات لازم واستمدادازمبادى و مقدّمات مقرّربراى تفسيرقرآن، «تنها از رأى و نظر شخصى خويش استمداد جويد» .
و بنابر احتمال سوم ، تفسير به رأى عبارت از آن است كه «مفسّر رأى و نظر شخصى خويش را بيان كرده ، آن را تفسير آيه قرار دهد، بدون آنكه مراعات اسلوب كلام و جهات مربوط به دلالت الفاظ و مقاصد واقعى را نموده باشد».
قابل ترديد نيست كه هر سه معناى مذكور عقلاً ممنوع بوده ، پيروى از آن جايز نيست و چنانكه در آينده توضيح داده خواهد شد ، اصولاً «هرنوع تفسيرى كه حجّت و دليل عقلى و شرعى بر وفق آن نباشد چه مصداق تفسير به رأى باشد و چه نباشد ممنوع بوده ، به
ص: 80
دلايل عقلى و شرعى محكوم و مردود است» .
ترديدى نيست كه انسان موجودى مدبّر و فطرتا طالب استدلال بوده ، عقل و برهان عقلى بر زندگى و افكاراو حاكم است. و در اين ميان ، شرع، نه تنها با اين شيوه فطرى مخالفتى ننموده ، بلكه بر آن تأكيد فراوان نيز داشته اشت و انسان بدون عقل و منطق و برهان را از چهارپايان نيز نازل تر و پست تر شمرده است . «عقل ، مبيّن حقّانيّت شرع مقدّس و راه گشاى آن است و شرع نيز مكمّل و روشنى بخش راه عقل است». اين تقارن و وابستگى ميمون و مبارك، اختصاص به كلام خداوند ندارد ، بلكه دامنه آن همه مسائل مربوط به جهان و انسان را دربرمى گيرد .
ص: 81
«بين وحى قطعى و عقل يقينى هرگز تضّاد و اختلافى رخ نمى دهد ، زيراكه هر دو واقع نما هستند و واقعيّت يك چيز نمى تواند دوگانه باشد» . اصولاً وقتى عقل ، وحى را به عنوان صحيح ترين راه كشف واقع پذيرفته است ، ديگر نمى تواند با آن مخالفتى داشته باشد . «رابطه وحى و عقل ، به مثابه رابطه بين دو نوع تعقّل قطعى و يقينى است» كه هرگاه اختلافى ميان آن دو پيش آيد ، كاشف از جهل مركّب در مورد يكى از آن دو است ، يا در تشخيص وحى اشتباه كرده ايم و يا در استنتاج عقلى . در اين چنين وضعيّتى ، تنها ملاك عقل انسان است كه شرع ، او را به عنوان راهى مطمئن پذيرفته ، بر حجّيّت آن صحّه گذاشته است و متقابلاً عقل نيز عصمت وحى را ثابت كرده است .
بنابراين، «تعارض بين وحى قطعى و عقل يقينى»، در حقيقت به منزله تعارض يك چيز با خود آن چيز است كه در نهايت به معناى «اجتماع نقيضين» خواهد بود كه آن نيز محال است و ممتنع . اين اصل غيرقابل انكار است ، ولى معناى آن چنين نيست كه به استناد عقل ، ظواهر قرآن كنار گذاشته شود و يا تأويل به خلاف ظاهر گردد ؛ زيرا منظور از وحى
ص: 82
قطعى كه هيچ گاه با عقل يقينى تعارض ندارد ، عبارت از آن معنا و مفهومى است كه به طور يقينى از آيه به دست آمده باشد و دلالت آيه بر آن معنا قطعى باشد ، كه چنين موردى به ندرت اتّفاق مى افتد .
بايد دانست «آنچه در تفسير به رأى مطرح است ، استناد به استدلال عقلى در استنتاج مفاهيم از ظواهر قرآن بدون مراعات شرايط و مقدّماتى است كه عقل در به دست آوردن معانى و مقاصد بايد بر آن ها تكيه نمايد» . فرض تعارض شرع و عقل و استناد به اصالت رأى و عقل ، در چنين مواردى، به دوراز صواب و عقل سليم است .
بنابر آنچه گذشت هرگاه از راه برهان عقلى به شناختى دست يابيم ، هنگام تعارض شناخت ما با آيات قرآن ، چند حالت ممكن است اتّفاق افتد :
1) قرآن در آن زمينه سكوت كرده باشد و سخنى مطابق يا مخالف آن نگفته باشد . در اين صورت ، بدون اشكال ، بايد مطلب عقلى را پذيرفت .
2) ظواهر يا نصوص قرآنى با استنتاج عقلى موافق بوده ، آن را تأييد نمايد . بديهى است در اين صورت هم اشكالى به وجود نخواهد آمد .
3) آنچه در ظاهر به استناد دلالت لفظى
ص: 83
متعارف و منطبق با موازين ادبى از قرآن فهميده مى شود ، با دليل قطعى عقلى مخالف باشد .
همين صورت سوم است كه در مسأله تعارض شرع و عقل و موضوع اصالت رأى ، موردبحث و نزاع مى باشد . و خوشبختانه در اكثر مواردِ اين تعارض ، به آيات و يا رواياتى برمى خوريم كه بدون احتياج به تأويل يا تطبيق ، مى توانيم با جمع بين «ظواهر موجود» ، تعارض را حلّ نماييم .
ص: 84
با شيوع افكار التقاطى، چپ گرايى و علم زدگى، نمونه هاى جديدى از تفسير به رأى پديد آمد كه تفسير مادّى مسلك آيات و واژه هاى قرآنى از آن جمله است .
امروز ، اين نوع «تفسير به رأى» به مراتب خطرناك تر و زيان بارتر از شيوه هاى گذشته آن است . اين شيوه جديد ، چه در شكل ترجمه و چه به صورت تفسير ، كه در نوشته هاى چپ گرايان علم زده به چشم مى خورد ، اگر شيوع پيدا كند موجب آن مى شود كه جنبه هاى معنوى قرآن و دين، محو و اسلام از درون تهى شده ، به صورت ظرفى خالى براى عرضه افكار منحرف و الحادى درآيد .
خطر اين نوع «تفسير به رأى» وقتى بيش تر احساس مى شود كه ساده لوحان نيز به اميد آن كه از اين طريق بازار علمى دين رونق مى پذيرد و تحصيل كردگان به قرآن گرايش پيدا مى كنند و علم و دين پيوند مى خورند ؛ به استقبال آن شتافته ، فريب كسانى را مى خورند كه در پشت سر اين تفسيرها ، مقاصد شومى را در سر مى پرورانند .
گرچه «تفسير به رأى» امثال طنطاوى در تفسير خود ، سيّد هبة الدين شهرستانى در الهيئه و الاسلام و كواكبى در طبايع الاستبداد به دور از اغراض فاسد بوده است ؛ ولى همين تفسيرها نيز ، كه به ظاهر جنبه تطبيق علوم جديد با قرآن را داشته اند ،
ص: 85
زمينه تفسير مادّى مذهب ، آيات قرآن و معارف دينى را فراهم آورده ، به تفسيرهاى مُلحدان و منحرفان وجهه علمى بخشيد .
از فراوان نمونه هاى اين گونه تفاسير به چند مورد زير توجّه مى كنيم :
1 - يكى از التقاطى مذهبان در ترجمه سوره النّاس مى نويسد : (1)
«بگو : پناه مى برم به سررشته داران مردم ، زمامدار مردمان ، ايده آل مردمان ،از سر افسون نظام افسون گر خود ناپيدا ، كه همى در سينه مردمان مى دمد» .
در اين ترجمه ، ضمن اينكه كلمه «اِله» كه به معناى معبوداست، به ايده آل و جنّ به معناى ناپيدا تفسير شده است ؛ اصولاً تفكّر سياسى اقتصادى ضدّ سرمايه دارى كه خود نظام جديد ديگرى است ، بر آيات سوره النّاس تحميل شده است .
2 - همين شخص ، در ترجمه سوره فلق مى گويد : (2)
«بگو : پناه مى برم به نوزايى قوانين ، سررشته دار سپيده دمان ، سپيده انقلاب ، سپيده دمان سياهى ؛0.
ص: 86
شكاف تاريكى شكن ، اغواشكن ، تزويرشكن ، اوهام شكن ، خرافه شكن ، بيدادشكن ، از شرّ آن چه كه كهنه شده است و از شرّ نظامى كه فضاى هستى انسان ها را فراگيرد و از شرّ قدرت هاى افسونگر و دمنده در گره هاى اراده خلق ها ، با وسايل تبليغى ، رسانه هاى گروهى !!! .
3 - هم او در ترجمه آيه «يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خِلالٌ (1)مى گويد : (2)روزى كه نه خريد و فروشى در آن است و نه دوستى و رفاقت ثمر مى بخشد ، روز انقلاب و رستاخيز است» .
در حالى كه اين آيه مربوط به روز معاد است .
4 - تفسير آيات خلقت در قرآن ، براساس نظريه تكامل .(3)
5 - تفسير آيات معاد ، براساس اصول مادّى علمى .(4)
6 - تفسير آيات مربوط به معجزات انبياء ، به امورعادى كه از هر انسان ديگرى ساخته است .(5)4.
ص: 87
استاد علاّمه طباطبايى ، مؤلف گرانقدر تفسير الميزان مى فرمايند :
«اصولاً در فهم حقايق قرآن دو راه وجود دارد :
[1] راه اوّل اين است كه ما پس از اثبات مطالب به كمك بحث هاى علمى و فلسفى آن ها را به آيات عرضه نماييم و آيات را بر آن معانى حمل كنيم . اين راه، گرچه ازنظر بحث علمى موردپسند است، ولى قرآن هيچ گاه به آن رضايت نمى دهد .
[2]راه دوم آن است كه قرآن را با خود قرآن تفسير نموده ، با تدبّرى كه بدان مأموريم ، از خود قرآن براى كشف معانى آيات استمداد جوييم و نظاير آن ها را به دقّت مورد بررسى قرار داده ، از مجموع آنها تفسير آيه موردمطالعه را به دست آوريم . و آن گاه مصاديق مختلف آيات را با خواصّ و جهاتى كه از خود آيات به دست مى آيد جستجو كنيم . درست همان گونه كه خداوند ، خود فرموده است :
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْيانا لِكُلِّ شَىْ ءٍ : و ما كتاب [=قرآن] را كه بيانگر همه چيز است ، بر تو فرستاديم .
حاشا ، قرآنى كه بيان كننده هرچيز است ، مبيِّن
ص: 88
خود نباشد .(1)
نيز ، خداوند فرموده است :
هُدًى لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرقانِ : [خداوند قرآن را به عنوان] هدايت كننده مردم [فرو فرستاد] و در آن نشانه هايى از هدايت و فرقان [جداكننده حق و باطل] قرار داد .(2)
وَ اَنْزَلْنا اِلَيْكُمْ نُورا مُبينا : و ما نورى آشكار به سوى شما فرستاديم .(3)
چگونه متصوّر است كه قرآن هدايت كننده ، بيانگر ، فرقان و [همچون] نورى روشن ، در نيازمندى هاى مردم ، فرا راه آنان باشد ، ولى احتياج مردم را به خود (قرآن) ، كه ضرورى ترين احتياج آنان است ، برطرف نسازد ؟!!
[آرى،] خداوند مى فرمايد :
وَالَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا : و كسانى كه براى ما و در راه ما كوشش كنند ، هر آينه راه هاى هدايت خويش را به روى آنان خواهيم گشود .(4)
و كدام جهاد ، بزرگ تر از كوشش و سعى در راه ت.
ص: 89
فهم كتاب خداوند است ؟ و براى هدايت مردمان كدام راه ، مستقيم تر و هموارتر از قرآن ؟» (1)
و در سطورى بعد ، براى تأييد روش خويش به كلام مولى اميرالمؤمنين على عليه السلام ، استناد كرده چنين مى فرمايند :
... و على عليه السلام ، در نهج البلاغه ، قرآن را چنين توصيف مى فرمايند:
«يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلى بَعْضٍ : قرآن ، برخى از آياتش به وسيله برخى ديگر سخن مى گويد و بعضى بربعضى ديگر گواهى مى دهد (2). اين ، همان راه مستقيم و هموارى است كه معلّمان قرآن و هاديان كتاب ربّ ، در آن سلوك كرده اند.] (3)(4)ف.
ص: 90
1 - قبل از هر كارى مطالعات كارشناسى گسترده اى در قالب «تحقيقات ميدانى» در دانشگاه ها و دبيرستانهاى كشور صورت گرفت . رئوس «نيازسنجى» انجام شده در تحقيقات مذكور به شرح زير جمعبندى شد :
1/1 : افراد مورد تحقيق ، نوعا شناخت دقيقى از علوم و مفاهيم قرآن كريم نداشته و بسيارى از آنها با بحث هايى همچون تاريخ قرآن ، فلسفه نزول قرآن ، موضوعات مهم مطرح شده در قرآن ، اعجاز علمى و عددى قرآن ، تفسيرقرآن و ... هيچگونه آشنايى ندارند .
2/1 : نوجوانان و جوانان عزيز در قالب سنتى تفاسير موجود ، اكثرا نمى توانند به «سادگى و سرعت» با محتواى قرآن كريم «ارتباط و انس» برقرار كنند .
3/1 : روش هاى معمول و تكرارى براى ترويج روخوانى ، روانخوانى ، تجويد ، قرائت و حفظ قرآن كريم اكثرا فاقد كارآيى مى باشد . زيرا تا زمانى كه «عشق و انگيزه قرآن پژوهى» و «توجه به محتوا» در افراد ايجاد نشود، اصرار تحميلى براى
ص: 91
«توجه به فرم» تأثير و فايده قابل توجهى نخواهد داشت . شاهد زنده اين موضوع ، كشور ليبى مى باشد كه حدود 000/100 نفر حافظ قرآن را با اعطاى گواهينامه در خود پرورش داده است ، اما واقعا چه تعداداز اين خيل عظيم حافظان قرآن ، با كتاب آسمانى قرآن «انس و ارتباط» برقراركرده و مفهوم قرآن در رفتار و كردارآنها تجلّى پيدا نموده است ؟!
بنابراين نتيجه گرفتيم كه «روش انس با قرآن» مى تواند با توجه دادن جامعه به محتواى قرآن «انگيزه» لازم براى پرداختن به مباحث مربوط به «قرائت و حفظ قرآن كريم» را نيز ايجاد نمايد .
2 - پس از انجام تحقيقات ميدانى و تجزيه و تحليل و ارزيابى نتايج آن «روش انس با قرآن» را طراحى نمودم و در دومين مرحله كتاب «قرآن شناسى جوان» را كه دربردارنده خلاصه اى از علوم قرآنى به زبان بسيار ساده براى جوانان مى باشد به رشته تأليف درآوردم . اين كتاب در يك جلد و 144 صفحه چاپ و منتشر شده است .
3 - يكى از نتايج حاصل از تحقيقات ميدانى انجام شده از طريق «مؤسسه قرآنى تفسير جوان» اين بود كه تا جوانان عزيز با «درياى زيباى قرآن كريم» ، با «قطره هايى از قرآن» آشنا نشوند، نمى توان آنها را به
ص: 92
يكباره با «درياى سراسر شگفتى و عظمت كتاب آسمانى» خدا ارتباط داد . بنابراين در سومين مرحله كتاب «فرهنگنامه لغات قرآنى جوان» (برگرفته از قاموس قرآن قُرشِى) را كه دوجلدى دريك مجلد و با قطع وزيرى مى باشد، تأليف نمودم تا تشنگانكوير تفتيده دنياى ماشينى «قطره قطره» از طريق «مفردات قرآن كريم» با لغات و مفاهيم اين دريا آشنا شده و «نَمى» از آن را در آغاز راه بچشند .
4 - ايرانيان فارسى زبان از ديرباز براى مراجعه موضوعى به قرآن كريم مشكل داشته اند و در طول ساليان متمادى براى واژه يابى و كشف آيات موضوعى قرآن كريم به انواع معجم هاى قرآنى (1) مراجعه مى كردند كه بارزترين آن ها كتاب اَلْمُعْجَمُ الْمُفَهْرَس لاَِلْفاظِ الْقُرْآنِ الْكَريم فُؤاد عَبْدُالْباقى مى باشد . معجم هاى مذكور عموما براى عرب زبان ها يا كسانى كه به زبان عربى تسلّط كافى داشته باشند قابل استفاده مى باشد . زيرا بايد ريشه سه حرفى هر كلمه را استخراج نموده و سپس در
ص: 93
حروف الفبايى درج شده در بالاى صفحات معجم ها ، واژه ها و موضوعات خود را جستجو نمايند . انواع معجم ها از جمله معجم فؤاد عبدالباقى دو مشكل اساسى براى فارسى زبان ها دارد :
* نخست آن كه : بسيارى از واژه ها و موضوعات به شكل ظاهرى آن ها قابل جستجو نيست مثلاً كلمه «تقوى» در «رديف تاء» در معجم المفهرس عبدالباقى به چشم نمى خورد ، بلكه بايد ريشه سه حرفى آن را كه «وَقَىَ» مى باشد جدا نموده و در رديف الفبايى «واو» آن را جستجو نمود .
* ديگر آن كه : موضوعات مورد نظر قرآن پژوهان عزيز در بعضى آيات با «لفظ صريح» آن موضوع و در برخى ديگر بدون لفظ صريح ولى با «مفهوم انتزاعى و غيرمستقيم» قابل جستجوست . مثلاً اگر يك فرد فارسى زبان بخواهد در مورد كلمه «رحم خداوند»در قرآن به صورت موضوعى تحقيق نموده و زنجيره آيات متعدد مربوط به اين موضوع را در قرآن جستجو نمايد بايد در كنار آياتى كه «لفظ صريح رحم» در آن ها وجود دارد ، به آيات ديگرى كه «فاقد لفظ صريح» ولى «داراى مفهوم رحم»
ص: 94
مى باشند نيز مراجعه كند . (1)
اين نوع جستجو به دليل فقدان «لفظ صريح» در معجم هاى موجود از جمله معجم المفهرس فؤاد عبدالباقى وجود ندارد .
لذا در پاسخ به نياز گسترده هموطنان عزيز ايرانى خصوصا نوجوانان و جوانان بين 12 تا 25 سال در «مقاطع تحصيلى دوره راهنمايى تا دكترا» "روش انس با قرآن" را طراحى ، برنامه ريزى و اجرا نمودم .
5 از آن جا كه مخاطبين اصلى خود را مقاطع سنى 12 تا 25 سال فرض نموده بودم قبل از هركارى بايد دوره كامل تفسير قرآن كريم به زبان ساده و قابل فهم براى فارسى زبانان غيرآشنا به زبان عربى تأليف مى شد . بنابراين معتبرترين ، خوش تدوين ترين و كهن ترين تفاسير جهان اسلاميعنى «تفسير عظيم مجمع البيان امين الاسلام طبرسى قدس اللّه نفسه الزكيه» كه حدود 900 سال پيش تأليف شده بود و در ميان تمامى فرق «اهل قبله» و تشيع و تسنّن داراى اعتبار جهانى مى باشد را بعنوان .
ص: 95
«اولين منبع متقدّم» برگزيدم و نام تفسير برگرفته از آن را «تفسير بيان» (30 جلدى ، قطع پالتويى) گذاشتم و تفسير شريف نمونه حضرت آية اللّه مكارم شيرازى كه خود برگرفته از 16 تفسير قرآن كريم مى باشد را بعنوان «دومين منبع متأخّر» انتخاب نمودم و نام تفسيربرگرفته ازآن را«تفسيرجوان» (27 جلدى در قطع جيبى) تعيين نمودم و در طول مدت 10 سال آن ها را در فرم و محتواى جديد به شرح زير تنظيم و تأليف نمودم :
1/5 : آيات را از قالب گروهى خارج كرده و بصورت «تك آيه اى» مورد بررسى قراردادم .(1)
2/5 : فرمت منظّمى را در كل كار تدوين دو دوره كامل تفسير مذكور بدين ترتيب طراحى نمودم :
* اول : آيه
* دوم : ترجمه
* سوم : لغت
* چهارم : شأن نزول
* پنجم : تفسير .
ص: 96
3/5 : كل آيات ، روايات و اسم هاى عربى از طريق استاد ارجمندم ، فقيه اهل بيت حضرت آية اللّه سيد مرتضى خاتمى و با تحمل صبر و حوصله و دقت فراوان اعراب گذارى شده . «اين نوع اعراب گذارى دوره هاى كامل تفسير قرآن كريم در ميان فارسى زبانان تا آن جا كه بنده تحقيق كرده ام بى سابقه بوده و به دليل سختى كار و لزوم دارا بودن تخصص عالى در رشته صرف و نحو عربى تاكنون سابقه نداشته است» . در همين جا از فرصت استفاده كرده و اعلام مى دارم اگر كسى حتى يك دوره كامل تفسير قرآن كريم به زبان فارسى را در طول 1424 سال گذشته تاكنون به بنده ارائه دهد كه متون عربى آن بصورت كامل اعراب گذارى و در قطع جيبى انتشار يافته باشد ، هزينه يك سفر حج عمره را به عنوان حق الكشف چنين پديده مهمى به وى اهداء خواهم نمود.
4/5 : تمامى تفسير مربوط به يك آيه را پس از درج آيه ، ترجمه ، لغت و شأن نزول
(در صورت موجود بودن)، در ذيل همان آيه قراردادم و سپس بحث هاى طولانى و پيچيده را كه مطالعه آن براى جوانان كم حوصله ملالت آور و غيرضرورى مى نمود، حذف كرده و جان كلام را با زبان ساده و قابل فهم براى مخاطبين اصلى دو
ص: 97
دوره تفسير اشاره شده برگزيدم ، زيرا چنان كه ميل و رغبت نوجوانان و جوانان عزيزدر دنياى امروز به «غذاهاى مادى كم حجم سريع الوصول (Fast Food)» متمايل شده است ، براى روح و روان آن ها نيز بايد «غذاهاى معنوى كم حجم سريع المفهوم(Fast Book)» طراحى شود. اين نكته مهم جامعه شناسى و روان شناسى متأسفانه در غالب كتابهاى تفسيرى قرآن كريم مورد توجه قرار نگرفته است و اكثر قريب به اتّفاق اين قبيل تفاسير ، داراى مطالب زياد با قطع بزرگ رحلى يا وزيرى و بدون اعراب گذارى (يا با اعراب گذارى ناقص) مى باشد كه يكى از دلايل اصلى عدم مراجعه نوجوانان و جوانان عزيز به كتابهاى تفسيرى تلقّى مى گردد .
5/5 : فهرست موضوعى جديدى را بر اساس ادبيات مورد علاقه نسل جوان ، براى مطالب تفسيرى انتخاب كردم تا سريعتر بتوانند با قرآن ارتباط برقرار كنند .
6 - پس از پايان تأليف و چاپ و انتشار «تفسير27 جلدى جوان (1) و تفسير 30 جلدى بيان» كه هشت سال بطول انجاميد (و بحمداللّه با.
ص: 98
استقبال گسترده جوانان عزيز خصوصا در دانشگاه ها و دبيرستان ها قرارگرفت و به عنوان متن اصلى مسابقات تفسير قرآن كريم در دانشگاه هاى كشور انتخاب شد)، مرحله اصلى شكل گيرى طرح «روش انس با قرآن» در دو سال قبل آغاز گرديد كه تنظيم «فهرستواره موضوعى تفسير جوان و تفسير بيان» بود.
براى تحقق اين منظور ابتدا 20 نفر از طلاب و دانشجويان فاضل كه داراى «غيرت قرآنى» بودند با هدايت و كمك شايسته يار قرآنى عزيز جناب حجة الاسلام عباس يارى پور سازماندهى شدند تا در يك كار گروهى (Team Work) حماسه اى را در راستاى «جهش تفسير موضوعى و زنجيره اى قرآن كريم» خلق كنند كه بدون شك قبلاً جهان اسلام نمونه آن را به خود نديده است.
قرآن پژوهان مخلص و فداكار مذكور، با نظارت تخصصى اينجانب در طول دو سال كار مداوم و بسيار سخت با استفاده از آخرين تكنولوژى علمى فهرست نويسى موضوعى و بكارگرفتن كامپيوترهاى پيشرفته و برنامه نويسى منحصر به فرد كامپيوترى ، موفق شدند حدود 10/000 موضوع را در هريك از تفسيرهاى جوان و بيان برجسته و نمايه سازى و به «زبان فارسى» در قالب حروف الفباء فرم داده و براى اولين بار در طول تاريخ اسلام مجموعه اى را
ص: 99
به متديّنين و جوانان علاقمند ارائه دهند كه با استفاده از آن هر ايرانى فارسى زبان حتى اگر عربى نداند قادر خواهد بود در كمتر از 20 دقيقه موضوعات موردنياز خود را به «سادگى و سرعت» در كل قرآن كريم جستجو و تفسير آن ها را به صورت «يكجا و در ارتباط با يكديگر» مطالعه و از اين طريق به راحتى با قرآن «ارتباط و انس» برقرار نمايند. دو كتاب «فهرستواره موضوعى تفسير جوان و فهرستواره موضوعى تفسير بيان» به حول و قوه الهى و تحت توجهات خاصّه قطب عالم امكان حضرت مهدى صاحب الزّمان عجل تعالى فرجه الشريف مى تواند «نهضت تفسيرى عظيمى» را در ارتباط با «تفسير موضوعى و زنجيره اى قرآن كريم» ايجاد نمايد . (1).
ص: 100
7 - مرحله بعدى روش تفسيرى ما «آموزش حضورى و غيرحضورى» روش انس با قرآن مى باشد كه بحمداللّه فقط در طول سال گذشته 5000 نفر به صورت حضورى و عدّه كثيرى كه تعداد آن ها را ثبت نكرده ايم به صورت غيرحضورى اين روش را در «كارگاه هاى آموزشى مفسّرين جوان» فراگرفته اند و به استناد اوراق امتحانى موجود همه آن ها از 20 نمره بالاى 15 را كسب كرده اند .
8 - به موازات اجراى «پروژه عظيم قرآنى» روش انس با قرآن دو طرح كلان نيز به شرح زير اجرا شد :
1/8 : يكى از دو پروژه مذكور راه اندازى «سايت اينترنتى قرآن پژوهى» مى باشد . در اين پايگاه قرآنى كه در نوع خود در جهان بى نظير محسوب مى گردد، 10/000 عنوان كتب قرآنى به زبان هاى فارسى، عربى، انگليسى، فرانسه ، آلمانى، اردو، پرتقالى، روسى، تركى و ... با قابليت جستجو به همراه مشخصات كتاب شناسى و چكيده هريك از آنها قرارداده شد .
اين اقدام كه انقلابى را در عالم «اطلاع رسانى تحقيقات قرآنى» ايجاد كرده است با همكارى وسرمايه گذارى مشترك«مؤسسه قرآنى تفسيرجوان»
ص: 101
و مؤسسه پارسا (وابسته به دفتر حضرت آية اللّه سيستانى) «اطال اللّه عمره الشريف» و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و رياست محترمجمهورى به اتمام رسيد. آدرس سايت مذكور بدين ترتيبمى باشد :
www.Qurandatabank.com (org.net).
2/8 : درادامه اجراى پروژه قرآنى «روش انس باقرآن» برآن شدم تاالگوى تمام عيار و كاملى را ازقرآن مجسم به تصويركشيده و آن را به نسل جوان معرفى كنم. بر همين اساس به سراغ شخصيت والاى «قرآن ناطق، حضرت على بن ابيطالب» عليه السلام رفته و ترجمه كتاب عظيم 22جلدى «الغدير علامه امينى» را بعنوان «منبع مادر» انتخاب كرده و منتخب آن را تحت عنوان «برگزيده الغدير براى جوانان» در دو جلد پالتويى تأليف نمودم .
9 - پس از پايان مراحل هشتگانه اشاره شده ، «كتاب105 صفحه اى «روش تدريس و برگزارى كارگاههاى آموزشى مفسّرين جوان» را تأليف نمودم تا «ترويج و آموزش» طرح روش انس با قرآن قائم به شخص بنده و اساتيد شاغل در «مؤسسه قرآنى تفسير جوان» نشود و هر قرآن پژوهى قادر باشد ، با مطالعه آن كارگاههاى آموزشى مذكور را شخصا
ص: 102
در محل كار و زندگى يا تحصيل خود راه اندازى و اداره نمايد .
10 - «روش انس با قرآن» در يك جلسه 3 ساعته در قالب «كارگاه آموزشى مفسّرين جوان» به صورت حضورى به قرآن پژوهان آموزش داده خواهد شد ، بدين ترتيب كه در زمان نيمه نخست كارگاه مبانى و اصول اين روش تدريس مى گردد و در نيمه دوم بلافاصله در ورق امتحانى 8 صفحه اى مخصوص اين روش، ازحاضرين امتحان گرفته مى شودتا باانتخاب يك موضوع حسب تشخيص هريك ازقرآن پژوهان حاضر در كارگاه «يك تحقيق موضوعى و زنجيره اى قرآنى» را انجام دهند . هدف از اين سبك آموزش دادن و امتحان فورى گرفتن آن است كه افراد حاضر دركارگاه «باور كنند كه به سادگى و سرعت و كمتر از 20 دقيقه مى توانند تفسير ذيل زنجيره آيات مربوط به موضوع انتخابى خود را در كتب تفسيرى از جمله تفسير جوان و تفسير بيان بيابند» .
11 - فهرست تأليفات 72گانه اينجانب كه همه آن ها جزء منابع مطالعاتى و تحقيقاتى روش انس با قرآن مى باشند به شرح زير است :
1/11 - قرآن شناسى جوان 1 جلد
2/11 - تفسير جوان 27 جلد
ص: 103
3/11 - تفسير بيان 30 جلد
4/11 - فهرستواره موضوعى تفسير جوان 2 جلد
5/11 - فهرستواره موضوعى تفسيربيان 2 جلد
6/11 - فرهنگ نامه لغات قرآنى جوان 2 جلد
7/11 - روش انس باقرآن سطح (1 و 2 و 3) 3 جلد
8/11 - برگزيده الغدير علامه امينى
براى جوانان 2 جلد
9/11 - روش تدريس و شيوه برگزارى كارگاه آموزشى
روش انس با قرآن 1 جلد
10/11 - فقر و ثروت از ديدگاه قرآن كريم
(نمونه تحقيق موضوعى) 1 جلد
11/11 - راز خوشبختى از ديدگاه قرآن كريم
(نمونه تحقيق موضوعى) 1 جلد
12 - مرحله نهايى كار ما كه انشاءاللّه پايانى براى آن متصوّر نيست، نظارت تخصصى بر «تحقيقات موضوعى» قرآن پژوهان عضو «كارگاه هاى آموزشى مفسّرين جوان» در داخل و خارج از كشور و چاپ «برترين تأليفات كاربردى در حوزه تفسير موضوعى و زنجيره اى قرآن» در همين رابطه مى باشد. ناگفته نماند كه به دليل استقبال گسترده جوانان مسلمان از كشورهاى عربستان ، امارات متحده
ص: 104
عربى، عراق ، افغانستان، كانادا و آلمان اخيرا ناچار شديم ترجمه عربى ، انگليسى ، آلمانى و فرانسه تفسير جوان و تفسير بيان و فهرستواره موضوعى آن ها را در دستوركار مؤسسه قرآنى تفسيرجوان قرار دهيم .
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
دكترمحمدبيستونى
رئيس هيئت مديره
مؤسسه قرآنى تفسير جوان
رمضان المبارك 1424 ه.ق
آبانماه 1382 ه.ش
تهران
ص: 105