سرشناسه : حسینی نژاد، سیدمجتبی، 1359-
عنوان و نام پديدآور : نقش پدر در غیرت دینی پسران/ سیدمجتبی حسینی نژاد.
مشخصات نشر : قم: اثر قلم ، 1399.
مشخصات ظاهری : [133] ص.؛5/14×5/21س م.
شابک : 300000 ریال 978-622-7581-18-8 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. 129 - 132؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : غیرت -- جنبه های مذهبی -- اسلام
*Sense of honor -- Religious aspects -- Islam
پدر ان و پسران -- جنبه های مذهبی -- اسلام
Fathers and sons -- Religious aspects -- Islam
تربیت کودکان -- جنبه های مذهبی-- اسلام
Child rearing -- Religious aspects-- Islam
رده بندی کنگره : BP250/1
رده بندی دیویی : 297/632
شماره کتابشناسی ملی : 7560292
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب : خانم نرگس قمی
ص: 1
نقش پدر در غیرت دینی پسران
«سیدمجتبی حسینی نژاد»
ص: 2
نقش پدر در غیرت دینی پسران
«سیدمجتبی حسینی نژاد»
ص: 3
سرشناسه: حسینی نژاد، سید مجتبی، 1359 -
عنوان و نام پدیدآور: نقش پدر در غیرت دینی پسران / سیدمجتبی حسینی نژاد
مشخصات نشر: قلم: اثر قلم، 1399.
مشخصات ظاهری: 131 ص ؛ 14/5 * 21/5 س م.
شابک: 8-18-7581-622-978
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه : ص 127 - 131 ؛ همچنین به صورت زیر نویس.
موضوع: غیرت - جنبه های مذهبی - اسلام
موضوع : پدران و پسران - جنبه های مذهبی - اسلام
موضوع - کودکان - سرپرستی - جنبه های مذهبی - اسلام
رده بندی کنگره: BP 250/1
رده بندی دیویی: 297/632
شماره کتابشناسی ملی: 7560292
وضعیت رکورد: فیپا
نقش پدر در غیرت دینی پسران
مؤلف: .... حجة الاسلام سید مجتبی حسینی نژاد
ناشر: .... اثر قلم
چاپ: .... احسان
نوبت چاپ: .... اول 1399
شمارگان: .... 1000 نسخه
شابک: .... 8-18-7581-622-978
قیمت: .... 30000 تومان
صفحه آرایی: .... حمیدرضا علیزاده
آدرس: قم، مجتمع ناشران، واحد 237
شماره تماس: 09364310318 / 378842678-025
ص: 4
پیشگفتار. 9
مقدمه. 11
ریشه غیرت دینی.. 14
فصل اول: «مفهوم شناسی»
1. نقش.... 17
2. پدر. 18
3. غيرت.. 19
منشأ غيرت.. 23
فلسه غيرت.. 24
نمونه هايي از غيرت مندي.. 24
4. پسران.. 27
فصل دوم: « ضرورت غیرت از منظر آیات و روایات »
گفتار اول : جایگاه و خواستگاه عفت... 32
انواع غیرت.. 34
1. غیرت فطری.. 34
2. غیرت غریزی.. 36
3. غیرت تعقلی.. 38
4. غیرت جاهلی.. 40
ص: 5
الف.آیات.. 40
1. غیرت مثبت و ارزشی.. 45
2. غیرت منفی و ضد ارزشی.. 45
ب. روایات.. 46
غیرت دوستی خدا 46
ج. سیره معصومین علیهم السلام. 51
گفتار دوم: مصادیق و فطرت در غیرت.. 55
مصادیقی از غیرت دینی الهی.. 55
غیرت فطری انسان نسبت به محبوب ها 61
* تولی و تبری در غیرت ورزی.. 63
فصل سوم: «انواع و عوامل ایجاد و تقویت کننده غیرت»
غیرت در اسلام. 69
گفتار اول : انواع غیرت.. 70
انواع غیرت.. 70
الف - غیرت دینی.. 71
ب - غیرت ناموسی.. 73
ج - غیرت ملی.. 74
گفتار دوم : عوامل ایجاد و تقویت کننده ی غیرت.. 76
الف) تقویت باورهای دینی.. 76
ب) معرفت دینی.. 76
ج) بهره مندی از خطابه. 77
د) تبلیغات هماهنگ... 77
ه-) تجلیل از غیرت مندان.. 77
ص: 6
فصل چهارم: «آثار غیرت و عوامل بی غیرتی»
گفتار اول:آثار و برکات غیرت.. 83
الف) عفّت و پاکدامنی.. 83
ب) جلوگیری از فساد. 85
ج) ثبات خانواده. 86
د) عزّت و سربلندی.. 86
گفتار دوم: عوامل بی غیرتی.. 87
الف) شکوفا سازی غیرت.. 87
ب) همنشینی با افراد با غیرت معاشرت و همنشینی با هر فردی آثاری دارد 89
عوامل بی غیرتی.. 89
1. خود کم بینی.. 89
عوامل تزلزل غیرت دینی.. 90
الف) تساهل و تسامح منفی.. 90
فصل پنجم: «نقش پدر در ایجاد و حفظ غیرت»
1. پایه های غیرت را از دوران جنینی در پسرتان، پی ریزی کنید. 95
2. از قدرت یادگیری پسرتان در دوران خردسالی، غافل نباشید. 96
3. مراقب نوع پوشش و رفتارهای خصوصی خود با همسرتان باشید. 97
1. مراقب تبلت هایی که به زور وارد خانه تان می شوند، باشید. 98
2. قهرمان های با غیرت را به پسرتان معرفی کنید. 99
3. از سنی به بعد باید مراقب همبازی های کودک خود باشید. 101
4. در قالب قصه، غیرت را در ذهن پسرتان جای دهید. 101
ص: 7
5. همبازی پسرتان شوید تا غیرت را در هنگام بازی به او آموزش دهید. 102
6. با جوایز ویژه، پسرتان را به یادگیری اشعار ارزشی ترغیب نمایید. 104
7. لباس هایی در شأن یک پسر مسلمان بر تن او کنید. 104
تربیت دینی فرزند.. 106
1) تربیت اعتقادی.. 107
2) تربیت عبادی.. 108
3) تربیت اخلاقی.. 108
فصل ششم: «نکته های ظریف تربیتی و غیرت دینی در سیره و وصیت شهداء»
1) دیدگاه شهید آیت الله دکتر محمدحسین بهشتی در تربیت فرزندان.. 113
2) سیره شهید علی صیاد شیرازی(ره ) در تربیت فرزندان.. 114
3) سیره شهید حمیدرضا جعفرزاده پور در تربیت فرزندان.. 115
4) شهید حجت الاسلام شیخ فضل الله محلاتی از نگاه فرزندان.. 116
نتیجه گیری.. 127
فهرست منابع. 129
ص: 8
حضرت علی (علیه السلام) خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرموده اند: … فرزندم؛ از دوران کودکی تو استفاده نمودم و خیلی زود در پرورش تو قیام کردم پیش از آن که دلِ تربیت پذیرت سخت شود و مطالب گوناگون، عقلت را اشغال نماید. (1)
در سال های اخیر همزمان با دغدغه هایی که برای حجاب دختران به وجود آمده است، نگرانی هایی مبنی بر کمرنگ شدن غیرت مردان در جامعه اسلامی مان به وجود آمده است. وجود غیرت دینی در پسران، عاملی اساسی برای عفیف بودن و تشکیل زندگی مشترک است که در سعادت دنیا و آخرت آنان می تواند بسیار اثرگذار باشد. در حدیثی از رسول خدا صلوات الله علیه می خوانیم: هنگامی که زنی آرایش کرده و معطر از خانه خارج شود و شوهرش نیز به این کار راضی باشد به ازای هر قدمی که بر می دارد خانه ای در آتش برای شوهرش بنا می شود.(2)
بدیهی است که ضعیف شدن حیا در زنان با سست شدن غیرت در مردان رابطه مستقیم دارد، از این رو توجه به تربیت پسران بر مبنای غیرت و مردانگی در کنار تربی دختران با حیا، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. در این نوشتار سعی شده است نکات و راهکارهای عملی برای تربیت پسران
ص: 9
بر مبنای غیرت مردانگی، به والدین ارائه شود.
با پیشرفت تکنولوژی باید آموزش، بصیرت و آگاهی از وسایل ارتباط جمعی نیز انجام گیرد و این مهم با همراهی و دوستی خانواده ها با فرزندان را لازم دارد.
پدران و مادران می توانند با آموزش درست ارزش های اخلاقی را به فرزندان انتقال دهند. تعلیم غیرت به پسران و عفت به دختران از بزرگ ترین وظایف خانواده ها در بحث تربیت واخلاق است.
بنابراین اگر پدری می خواهد فرزندانی با غیرت تربیت کند باید بداند که چگونه می تواند نقش غیرت را در آنها درونی کند.به عبارت دیگر باید به ابعاد غیرت واقف باشد که چگونه و با چه روش تعلیمی می تواند به فرزندان خود اثرات مثبت غیرت و خطرات بی غیرتی که ضرر زننده بنیاد خانواده است را آموزش دهد و این گوهر گرانبها را در وجودشان به ودیعه گذارد. آنچه به نظر می رسد و می تواند تا حدودی به این سوالات پاسخ دهد از قبیل: غیرت پدر، کنترل شهوت، تاصیر دوستان و همکلاسی ها، الگوبرداری از شخصیت مهم در اسلام ، آگاهی در روابط آنان و بسیاری موارد دیگر.
هدف اصلی این کتاب، آگاهی از غیرت دینی و نفش پدر از دیدگاه اسلام، روان شناسی و علوم تربیتی است و اینکه پدران تا چه اندازه می توانند در تربیت پسران به ویژه در باب غیرت دینی موثر باشند.
ص: 10
همه ی کارشناسان خانواده بر این باورند که رفتارهای والدین اثر مستقیم بر تربیت کودک می گذارد. کودک عیناً همه ی رفتارهای والدین و اطرافیان نزدیک را یاد می گیرد و به همان شکل انجام می دهد. به دلیل این ویژگی فطری که در کودکان وجود دارد، یک روش مؤثر برای آموزش دادن به کودک این است که پدر و مادر برای کودک خود تأتر بازی کنند، بدین معنی که برای آموزش دادن یک رفتار خاص به او، بدون اینکه مستقیم و بصورت زبانی به او آموزش بدهند، با هماهنگی یکدیگر آن رفتار را طوری انجام دهند که کودک شاهد آن باشد و در قالب گفتگوهایی که با هم دارند، آموزش های لازم را به او بدهند.
غیرت از جمله صفات مردانه محسوب می شود، لذا ارتباط های بیشتر پدر با پسر سبب می شود ناخودآگاه پسر صفات مردانه را از پدر یاد بگیرد.
پدر خانواده می تواند گاهی به کودک پسر مسئولیت هایی بدهد که او را نسبت به داشتن صفات مردانه ترغیب نماید، برای مثال در موقعیت هایی خاص به او بگوید که “وقتی من نیستم شما باید مراقب خواهر کوچک تر خود و یا مادر خود باشی.” همچنین گاهی پدر در مقابل کودک خود، حجاب مادر را ستایش کند و از روی محبت نشان دهد که حجاب مادر چقدر برایش مهم
ص: 11
است.
یک پدر می تواند با کمی دقت و مطالعه در این خصوص، غیرت مردانه را به دور از افراط و تفریط و مناسب با درک و فهم کودک، در او پرورش دهد. در عین حال اجازه دهد تا کودک بچگی کرده و دوران کودکی خود را با آرامش و لذت سپری نماید.
امروزه شاهدیم که بسیاری از والدین از اینکه فرزند پسر یا دخترشان رفتارهای نامتعارف و دور از اخلاق از خود بروز می دهد، رنج می برند. در واقع ریشه بسیاری از این نا هنجاری ها در تربیت نادرست خود والدین وجود دارد، که در آموزش نکات مربوط به حیا، عفاف، غیرت و مردانگی سهل انگاری کرده اند. امید است والدین با یک بازنگری مجدد و دلسوزانه در روش های تربیتی خود و از آن مهم تر با رعایت دقیق تر حریم محرم و نامحرم توسط خود، بتوانند دخترانی با حیا و پسرانی با غیرت تربیت نمایند.
براي پرورش فرزندان صالح و شايسته به خصوص پسردر درجه اول، پرورش دهنده و مربي او، بايد از خصوصيات ويژه اي برخوردار باشد تا از آغوش پاك و از محيط سالم زندگي برخوردار باشند و اين گلهاي قشنگ و آراسته و اميدبخش (فرزندان) براي جامعه پرورانده شوند.
هدف اصلي اين کتاب، اگاهي از نقش غیرت در تربيت پسر، از ديدگاه اسلام، روان شناسي و علوم تربيتي است و اين كه پدران تا چه اندازه در
ص: 12
تربيت پسران اثر گذارند و چگونه مي توانند از پسران خود، پدرانی شايسته را پرورش و تحويل جامعه دهند.
بي ترديد، اگر پدران به نقش مهم خود در تربيت فرزندان به ويژه پسران آگاه باشند و از شيوه هاي سازنده در اين زمينه بهره گيرند مي توانند افرادي شايسته و مفيد را تعليم و تربيت كنند.
طبيعي است با تحقق بخشيدن به غیرت پسران، بسياري از مشكلات اجتماعي كه امروزه تا حد زيادي وبال جوامع شده است، رفع خواهد شد؛ زيرا بيشتر ناهنجاري ها و نابساماني هاي اجتماعي در جهان كنوني ناشي از بي توجهي پسران به وظايف خود و آشنا نبودن آنان با روش درست تربيت فرزندان است. لذا از مهم ترين ضرورياتي كه در اين کتاب به آنها مي پردازد عبارتند از:
1- شناخت پدران نسبت به مسئله غیرت :
2- آگاهي پدران از تفاوت بين غیرت و تعصب
3- پرداختن به موضوع غیرت به طور مستقل
4- پي بردن به ابعاد غیرت
موارد ياد شده از ضرورت هاي اين کتاب است.
ص: 13
حسّاسیت افراد به عقیده و مکتب مورد علاقه خود امری اجتناب ناپذیر است و هر چه اعتقاد افراد به دین و مکتب خود بیشتر و عمیق تر باشد، حسّاسیت دینی آنان نیز بیشتر خواهد بود و کسانی که اهل تساهل و مداهنه هستند، به لحاظ این که وابستگی چندانی به فکر و اعتقاد خود ندارند، حسّاسیتی از خود در برابر دشمنان دین نشان نمی دهند و نیز آنان که بصیرت دینی ندارند، نمی توانند برای همیشه غیرت دینی داشته باشند؛ چنین افرادی با اوّلین شبهه، انگیزه جانبداری خود را از دست می دهند. از این رو، در قرآن و روایات اسلامی اهمیت ویژه ای به شناخت و بینش مؤمنان داده شده است.
اگر پدری می خواهد صدقه جاریه و باقیات صالحات برای خود تدارک ببیند، باید به تربیت دینی فرزندش اقدام کند تا هم در دنیا و آخرت از برکات فرزند صالح بهره مند شود و هم به دستور خداوند و تکلیف الهی اش عمل کرده باشد.
ص: 14
ص: 15
ص: 16
براي اينكه ديد خواننده نسبت به واژه ها و كلمات موضوع روشن تر و وسيع تر گردد بايد هر واژه را در معناي لغوي و اصطلاحي تعريف و توضيح و تفسير كرد در معناي لغوي، واژه هايي كه مي توانند به جاي كلمه مورد نظر بكار روند، مي آيد و در معناي اصطلاحي به توضيح و تفسير بيشتر واژه ي مورد نظر پرداخته مي شود در اين گفتار، واژه هاي كليدي موجود در موضوع بررسي مي شود كه به ترتيب عبارتند از:
نقش، پدر، غیرت، فرزند
كه اين واژه به كار مي رود هنگامي است كه اثر و نشاني روي زمين يا چيزي گذاشته شده و باقي مانده باشد.
جمع اين كلمه نيز «نقوش است. (1)
در تحقيق مورد نظر مراد از «نقش» معناي اخير است يعني «اثر و نشاني روي زمين يا چيزي گذاشته شده و باقي مانده باشد.»
لغوي
(پَ یا پِ دَ) (اِ.) 1- جاندار نر (به ویژه انسان ) که دارای فرزند است. 2- مجازاً بنیانگذار، پدید آورندة چیزی تازه ، مثل پدر شعر نو. 3- عنوان احترام آمیز و مهرآمیز برای مردان سالخورده . 4 - بابا، باب، واله. ؛ صلواتی نوعی تحسین و تمجید که غالباً برای طعنه زدن به کار برند. ؛ سوختگی موذی گری ، زیرکی و پنهان کاری توأم با بدجنسی . ؛ کشتگی داشتن : کنایه از: دشمنی دیرینه و سخت داشتن . ؛ سگ الف - دشنامی است برای کسان که پدرش را تا حد سگ پایین می آورند و حقیر نشان می دهند. ب- چیز بسیار بد. (2)
ص: 18
اصطلاحي
پدر یا بابا یکی از نسبت های خانوادگی است و به والد طبیعی یا اجتماعی مرد گفته می شود و از دید زیست شناختی، اجتماعی، فرهنگی، و مذهبی می تواند تعریف های گوناگونی داشته باشد. از دید اجتماعی پدر به مردی که نقش اجتماعی پدری را انجام دهد نیز گفته می شود. امروزه پژوهش های بسیاری دربارۀ اهمیت نقش پدری در رشد روانی و اجتماعی فرزندان انجام شده است. همچنین در گذشته به مرشدانی که می توانستند مریدی را تا مقام حقیقت برسانند بابا می گفتند. (1)
غيرت در لغت و اصطلاح اخلاق عبارت است از حالت دگرگوني نفساني يک مرد از اينکه ببيند يا متوجه شود که نواميس خانوادگي او مثل مادر؛ خواهر؛ همسر و دختر او يا نوانيس ديگران در معرض بهره وري حرام قرار گيرد. اين دگرگوني نفساني يا جنبه پيشگيري دارد يا جنبه رفعي و نتيجه آن اقدامات پيشگيرانه يا رفعي است مثل جلوگيري از نشست و برخاست و رفت آمد با افراد نامحرم خصوصا "افراد بيتقوا و لاابالي. اين امر در روايات درخصوص غيرت به همسر بيشتر مورد تأکيد قرار گرفته است. بعضي تعصب دفاع از دين و مال و تربيت اولاد را نيز از موارد و انواع غيرت
ص: 19
شمرده اند. درحالي که در اصطلاح وکاربرد مردم و دين غيرت در مورد تعصب و دفاع از ناموس بکار رفته است. ازسوي ديگر غيرتي که مورد سفارش قرار گرفته براي مرد است اما غيرت زن مذموم است. زيرا اکثر غيرت زن حسادت درمورد حلال است و آن وجود همسر ديگري براي شوهر مي باشد. و حال آنکه غيرت در مورد بهره بري ناموسي از راه حرام است نه از راه حلال ولي زن براي حرام بودن غيرت نشان نمي دهد بلکه از وجود زن ديگر چه حلال و چه حرام براي شوهر ناراحت است. و چه بسا از تماس حرام شوهرش با زن ديگر ناراحت نمي شود بر خلاف زماني که شوهرش بخواهد يک همسر ديگر اختيار کند. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرموده اند «غيرت جز براي مردان نيست اما زنها پس همانا غيرت از ناحيه آنها حسادت است و غيرت براي مردان است وبراي همين (که غيرت براي مرد است نه زن) خداوند براي زنها جز شوهران شان را حرام کرده و براي مردان چهار همسر را حلال کرده و در کنار آنها سه زن ديگر را براي مرد»(1)
حضرت امام علي علیه السلام مي فرمايند: «غيرت زن کفر آور و غيرت مرد نشانه ايمان اوست»(2)
زن مؤمن ار خود غيرت نشان نمي دهد بلکه زن هاي کافر و منکر از خود غيرت نشان مي دهند. از اين رو امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند
ص: 20
«انما تغار المنکرات منهن فاماالمؤمنات فلا»(1)
از امام باقر علیه السلام روايت شده که فرموده اند: غيرت زنان حسد است و حسد اصل کفر است زيرا زن ها هنگامي که غيرت بورزند خشمگين مي شوند و هنگامي که خشمگين شدند کافر مي شوند مگر آنها که زن هاي مسلمه باشند»(2)
روايت شده که يک روز زني عريان نزد پيامبر صلی الله علیه وآله آمد و در جلوي ايشان ايستاد و گفت يا رسول خدا من کار بد کرده ام پس من را (از گناه با مجازات) پاک کن وبدنبال او مردي آمد که لباسي بدستش بود که آن را بر روي زن انداخت ؛ پيامبر صلی الله علیه وآله فرمودند جريان چيست؟ گفت اين همسر من است اي رسول خدا من با کنيز خود خلوت کرده بودم پس ساخت زنم آنچه مي بيني. پيامبر صلی الله علیه وآله فرمودند : اورا نزد خودت بگير ؛ سپس فرمودند : همانا زني که غيرت مي ورزد نمي بيند بالاي وادي را از پايين وادي. (3)
اين نوع حساسيت در بين بعضي حيوانات نيز وجود دارد. عمار مي گويد در خدمت اميرالمؤمنين علیه السلام در مسجد کوفه نشسته بودم هيچ کس آنجا حضور نداشت جز من ناگاه اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: راست مي گويد راست مي گويد من متوجه چپ وراست شدم کسي را نديدم ؛ در شگفت شدم که مولايم با که حرف مي زند اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: تعجب
ص: 21
کردي من با که حرف مي زنم؟ گفتم آري فرمودند: سرت را بلند کن سربلند کردم چشمم به دو کبوتر افتاد که با هم به زبان خود گفتوگو مي کردند. فرمودند: عمار مي داني اين دو با هم چه مي گويند؟ گفتم نه به جان شما، فرمودند کبوتر ماده به نر مي گويد تو با ديگري پيوسته اي و از من کناره گرفته اي . کبوتر نر قسم مي خورد نه من چنين کاري را نکرده ام ، ولي ماده باور نمي کند کبوتر نر به او گفت قسم به جان اين آقا که در مسجد نشسته، من با ديگري پيوسته ام وديگري را به جاي تو بر نگزيده ام. باز ماده مي خواست قبول نکند، من به او گفتم راست مي گويد تصديقش بکن. عمار مي گويد: گفتم آقا من خيال مي کردم جز سليمان کس ديگري زبان حيوانات را نمي داند. فرمودند عمار: به خدا قسم سليمان بن داوود از خدا به وسيله اهل بيت خواست تا زبان پرندگان را به او آموختند. (1)
بله اگر زن بخطر تماس شوهر با نامحرم از خود غيرت نشان دهد پسنديده است. واين نوع غيرت ناشي از حب و عشق است همانطور که گاهي در مورد ازدواج حلال از روي حسادت نيست بلکه از روي حب است. در روايتي نقل شده که به امام گفته شد: گاهي زن بر مرد غيرت مي ورزد و او را اذيت مي کند فرمودند: «اين ناشي از حب است».(2)
ص: 22
غيرت از صفات فطري و ذاتي است و بطور شديد يا ضعيف در انسان و حيوان وجود دارد.
بعضي حيوانات بر غيرتمندي بر حيوانات ديگر برترند وبعضي در بي غيرتي مشهورند. مطابق روايات پنج خصلت ارخصلت هاي خوب انسان که در خروس سفيد موجود است عبارتند از: «شناخت وق تهاي نماز، سخاوت، شجاعت، کثرت و ... .» در ميان حيوانات خوک ها در بي غيرتي مشهورند و هيچگونه حياء و ادب زناشويي ندارد. (1)
صفت غيرت به صورت اکتسلبي نيز قابل تشديد يا تضعيف است. هر چه انسان بيشتر با تمايلات نفساني و خواسته هاي شهواني وريشه هاي حرص و آز و ... را در وجودش بخشکاند و به تمام انسان درست گردد غيورتر مي شود و حتي به ناموس ديگران چون ناموس خود مي نگرد و در مورد آنها هم حساسيت به خرج مي دهد . اما بي تقوي کسي است که پا در مسير انحراف گذارد ، بي غيرت نيز مي گردد و از بي عفتي خود و نواميس خود رنجي نمي برد. (2)
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده اند: «الغيره من اليمان، غيرت از ايمن است»(3) يعني جزيي از ايمان است . پس انسان براي مؤمن
ص: 23
بودن بايد غيرت بورزد . گوش کردن موسيقي در ضعف غيرت بسير مؤثر است. حضرت امام صادق علیه السلام فرموده اند: « شيطاني است به نام قفندر که هر گاه در منزل مردي چهل روز عود (و ديگر وسايل ساز و آواز) نواخته شود و مردم به آنجا رفت و آمد کنند آن شيطان هر يک از اعضاي خود را روي عضو مشابه صاحبخانه قرار داده و سپس در آن عضو به نوعي مي دمد که بعد از آن غيرتش از بين رفته و حتي اگر در مقابلش با همسرش زن کنند ناراحت نمي شود، فلا يغار بعدها حتي تؤتي نساؤه فلا يغار».(1)
حس غيرت در انسان به مانند پاسباني است که باعث مي شود نسلها با هم مختلط نشوند و نظام خانواده از هم نگسلد، احساس غيرت چون حس علاقه به فرزند است که اگر اين علاقه نمي بود کسي به تناسل و حفظ نسل دست نمي زد و اگر غيرت هم نبود هرج و مرج در روابط بين زنان و مردان پيش مي آمد ونسبت هيچکس مشخص نمي شد. (2)
در اينجا براي نمونه بعضي از موارد غيرتمندي که در روايات ديني آمده است را مورد توجه قرار مي دهيم. جلوگيري از رفتن مکرر آنها به بازار براي
ص: 24
خريد هاي که مرد نيز مي تواند انجام دهد يا آنکه مي توانند با هم براي خريد بروند. از حضرت امام علي علیه السلام نقل شده که فرموده اند:«اي اهل عراق خبر شده ام که همانا زنان شما در راه (بازار) به مردان مي خورند چرا حيا نمي کنيد خدا لعنت کند کسي که غيرت از خود نشان ندهد، ... اما تستحون لعن الله من لا يغار»(1) و در جاي ديگر فرموده اند:« اما تستحون ولاتغارون... چرا حيا نمي کنيد و غيرت از خود نشان نمي دهيد زنان شما به سوي بازارها خارج مي شوند و مزاحم مي شوند با انسان هاي بي بند وبار».(2)
مواظبت از حجاب و آرايش زن در مقابل نامحرم از اهم اموري است که در مورد آن مرد بايد از خود غيرت نشان دهد. از حضرت امام علي علیه السلام روايت شده که فرموده اند: « زن دلبر است هر که او را گرفت بايد بپوشاندش»(3)
از حضرت امام علي علیه السلام نقل شده که فرموده اند: کسي که اطاعت کند زنش را خداوند او را واژگون از جانب صورت وارد دوزخ گرداند. شخصي پرسيد اين چه نوع اطاعتي است؟ فرمودند: زن از او مي خواهد که با لباس نازک به مراکز پر جمعيت مانند حمامها و عروسي ها و مجالس ترحيم برود و شوهرش تقاضاي او را اجابت مي کند و از سخن او اطاعت مي کند. (4) از پيامبر
ص: 25
اسلام صلی الله علیه وآله روايت شده که فرموده اند : « هر زني که آرايش کرده وعطر زده از در خانه خارج شود و شوهرش هم به آن راضي باشد خدا در مقابل هر قدمي که زن بر مي دارد براي شوهرش خانه اي در آتش دوزخ بنا خواهد کرد».(1) از حضرت امام علي علیه السلام نقل شده که فرموده اند: هرکس در چهار چيز از زن خود اطاعت کند خداوند او را با بيني در آتش دوزخ مي افکند يک از آن چهار چيز پوشيدن لباس نازک بر تن زن است. (2)
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده اند : اي مردم سراويلات (شلوارهاي پوشانده پاها) برگيريد که پوشاننده ترين لباس شما است و بوسيله آن زنهاي خود را هنگام بيرون آمدن از خانه حفظ کنيد. (3)
حضرت امام علي علیه السلام مي فرمايند: «در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زيرا سخت گيري در پوشش عامل سلامت و استواري آنان است»(4) از آوردن نامحرم به خانه و رفت و آمد مردان نا محرم به منزل بايد خودداري کرد از اين رو ارتباط با مردان محرم زن سزاوار تر است البته در اين مورد در خصوص افراد غير اعتماد بايد حساسيت بيشتري از خود نشان داد. حضرت امام علي علیه السلام مي فرمايند: « بيرون رفتن زنان بدتر از آن نيست که افراد غير صالح را در ميان شان آوري و اگر بتواني به
ص: 26
گونه اي زندگي کني که غير تو را نشناسند چنين کاري را انجام بده»(1) در جلوگيري از تهيج شهوت زن در جايگاه هاي عمومي بايد اقدام نمود حضرت امام علي علیه السلام مي فرمايند:
«زن ها را بر زينهار سوار نکنيد که غريزه جسي شان تهييج تحريک مي شود».(2)
واژۀ پسر دربرابر واژۀ دختر به کار می رود.به انسان مذکر در سنین پایین پسر گفته می شود. البته به مذکری که ازدواج نکرده باشد نیز پسر گفته می شود. همچنین به فرزند مذکر نیز پسر گفته می شود حتی اگر ازدواج کرده و متأهل باشد.(3)
واژه پسران جمع پسر است.
ص: 27
ص: 28
ص: 29
ص: 30
غیرت واژه ای عربی و به معنایِ رشک ورزیِ محافظه کارانه یا رشک ورزیِ توجیه پذیر است.
بر خلاف تصور عموم مردم، غیرت یک واژه ی کلی است که انواع و اقسام مختلفی دارد، نظیر: غیرت ملّی، غیرت دینی، غیرت انسانی، غیرت بر محارم و... (1)
مرحوم نراقی در تعریف غیرت گفته است:
غیرت و حمیّت؛ یعنی تلاش در نگهداری آنچه حفظش ضروری است.(2)
بطور کلی در مفاهیم اسلامی، غیرت حسی درونی دانسته شده که برای محافظت از حریم خانواده در وجود مرد نهاده شده است، مرد با همین صفتِ غیرت، ناموس خود را از دسترس لذت جویی و نگاه آلوده ی دیگران دور می کند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگاه می دارد. در مبحث حجاب سید ابوالحسن مهدوی آمده است که:
ص: 31
در وجود زن احساسی نهفته است، به این صورت که نیاز دارد کسی حامی و دلگرمی او باشد، این نیازِ زن با همان صفت غیرت که در وجود مرد است، پاسخ داده می شود. (1)
سپس در ادامه، جمله ای از جان گری ، پژوهشگر انگلیسی آورده است:
زن، زمانی احساس آرامش خواهد کرد که احساس کند تسلیم کسی است که می تواند به او اعتماد کند و آن کس او را حمایت می کند و به او اهمیت می دهد، این نیاز درونی و واقعی زن است. زمانی که این جنبه زن رشد پیدا کرد، می تواند جنبه ی عاشقانه و محبت آمیز طبیعتش را احساس و بیان کند. (2)
غیرت یک امر طبیعی، فطری و غریزی در انسان است. شاید مهم ترین عامل در ایجاد چنین حالتی در انسان، همان حس مالکیت، همراه با حس هویت بخشی و تشخص یابی باشد که انسان را از دیگری جدا می کند و استقلال وی را بروز و ظهور می دهد.
خداوند در هر انسانی، نفس و روانی را قرار داده که با همه سادگی اش، دارای همه صفات و اسمای الهی است. از این رو، یک انسان کامل، انسانی
ص: 32
است که همه صفات جلالی و جمالی خداوند را دارا باشد و آنها را ظهور داده و به فعلیت رسانیده باشد. از جمله صفات جلالی خداوند غضبان است. انسان نیز همان طوری که دارای قوه جاذبه است؛ دارای قوه دافعه نیز است که در قالب غضب خودش را نشان می دهد. اگر قوه غضبی نبود امنیت و آرامش از ساحت زندگی بشر بیرون می رفت. این قوه غضب است که او را در برابر عوامل نابودگر حفظ می کند و در قالب دفاع، امنیت جانی و روانی و مانند آنها را برای آدمی فراهم می آورد.
با نگاهی به انواع و اقسام غیرتی که انسان از خود نشان می دهد روشن می شود که نمی توان همه انواع و اقسام غیرت را از یک سرچشمه و خاستگاه دانست؛ بلکه انواع غیرت دارای خاستگاه و ریشه های متفاوتی است.
از آنجایی که غیرت بیشتر در قالب واکنشی پدید می آید باید گفت که غیرت در انسان ها یک کنش ابتدایی نیست، بلکه واکنشی در قبال کنش های دیگران است؛ مگر آنکه غیرت را در حوزه تشخص یابی و هویت سازی قرار دهیم که می تواند با کنش آغاز شود و به واکنش بینجامد؛ اما اغلب اقسام غیرت از قبیل واکنش های انسانی در برابر کنش های دیگری است. بنابراین باید گفت سرچشمه این واکنش های انسانی در قالب انواع و اقسام غیرت، ممکن است اموری چون حمیت، تعصب و تعقل و مانند آن ها باشد.
در منابع اسلامی عواملی به عنوان خاستگاه و ریشه غیرت مطرح شده
ص: 33
است. از جمله حضرت علی علیه السلام ریشه غیرت را شجاعت (ثمره الشجاعه الغیره)(1) ملااحمد نراقی، شجاعت و قوت نفس(2)،
علامه طباطبایی، فطرت(3)،
و شهید مطهری احساس و عاطفه بشری(4)می دانند.
چنان که گفته شد، منشأ و ریشه های غیرت متعدد و متنوع است. بر این اساس، می توان از اقسام و انواع غیرت به سبب تفاوت و تمایز خاستگاه و ریشه های آن سخن گفت.
از جمله مهم ترین انواع غیرت براساس خاستگاه و ریشه های آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
هر انسانی دارای هویتی است که او را از دیگری جدا می سازد. اگر فصل در منطق انواع موجودات را از یکدیگر جدا می سازد، غیرت فصلی هر فرد و شخص انسانی است که او را از شخص دیگر متمایز می کند. بنابراین، غیرت ورزی را باید در سایه هویت یابی و تشخص یابی هر فرد انسانی تعریف کرد. هر انسانی می کوشد تا با تبیین حدود و شاخص هایی خود را از فرد
ص: 34
دیگر متمایز سازد. بخشی از هویت یابی و تشخص یابی از طریق غیرت انجام می گیرد؛ البته دامنه غیرت فطری به این بخش محدود نمی شود، بلکه هر آنچه مقتضی فطرت باشد، نوعی غیرت زدایی از آن بروز و ظهور می کند. به عنوان نمونه اقتضای فطرت، پاکی و طهارت، گرایش به زیبایی و خوبی ها و گریزش از زشتی های و بدی ها است. (1) از این رو، انسان وقتی دریابد امری بیگانه بر آن است تا پاکی و طهارت او را آلوده کند و حریم حرمت پاکش را بیالاید، برای پالایش و یا زدودن و یا دفع آن عامل ناپاکی در قالب غیرت و غیرزدایی عمل کرده و واکنش از خود نشان می دهد. از این رو شهید مطهری در توضیح سخن علی علیه السلام که فرمود: «ما زنی غیورقط؛ انسان شریف و غیور، هرگز زنا نمی کند»(2)، مستدرک الوسائل می نویسد: «غیرت یک شرافت انسانی و یک حساسیت انسانی نسبت به پاکی و طهارت جامعه است.» (3)
شهید مطهری ایشان به این نکته توجه می دهد که غیرت یک رفتار اجتماعی است؛ پس همانند گفتمان ها که در محیط اجتماعی تحقق می یابد، غیرت نیز در محیط اجتماعی بروز و ظهور دارد و انسان در رفتار اجتماعی بر خود لازم می بیند تا با غیرت، عناصری را که مزاحم با فطرت خویش می یابد دفع یا رفع
ص: 35
کند. (1)
امیرمؤمنان علیه السلام درباره بی غیرت به مسئله تغییر فطرت او اشاره کرده و فرموده است: «من لایغار فانّه منکوس القلب؛ کسی که غیرت نورزد قلب چنین فردی واژگونه است.» (2)
وسائل الشیعه فطرت پیامبران چون سلیم است، گرایش به غیرت دارند. (3)حضرت ابراهیم علیه السلام به تعبیر قرآن دارای قلب سلیم بوده است. ایشان نیز غیور بود. پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمود: «کان ابراهیم ابی غیورٌ، و انا اغیرمنه، و ارغم الله انف من لایغار؛ پدرم ابراهیم علیه السلام بسیار غیرتمند بود و من از او غیرتمندتر هستم و خداوند بینی آن کسی را که بی غیرت است به خاک بمالد و ذلیل کند.» (4)
یکی از ویژگی های موجودات و آفریده های الهی، حس مالکیت است. انسان مظهر خداوند است و از صفات مهم الهی که بارها در آیات قرآن تکرار شده، ملک و مالک است. همین صفت در انسان نیز به عنوان مظهر اتم و اکمل الهی بروز و ظهور کرده است؛ هر چند که تفاوت ماهوی میان ملکیت خداوندی و ملکیت انسانی وجود دارد؛ زیرا ملکیت الهی حقیقی و ملکیت انسانی شبه حقیقی است؛ ولی این تمایز، اختصاصی به این صفت ندارد،
ص: 36
بلکه همه صفات انسانی این گونه است. به هر حال، حس مالکیتی که در انسان است، موجب می شود تا حالتی در او ایجاد شود که به آن غیرت غریزی می گویند. حس مالکیت زمانی شکل می گیرد که اجتماعی باشد. پس غیرت عملی در محیط اجتماعی است و انسان با غیرت سعی می کند دیگری را در جایی قرار دهد که متعرض مالکیت او نشود و هر گاه انسان دریابد و حس کند مالکیت او در معرض خطر است واکنش غیرتی از خود نشان می دهد. البته نباید چنین حسی را با خودخواهی یکسان دانست؛ زیرا خودخواهی در جایی است که حضور بیگانه در حریم ملک و مالکیت ضرری به مالک و ملکیت او وارد نمی سازد، اما شخص براساس خودخواهی اجازه بهره مندی دیگری از آن را نمی دهد. از این رو خودخواهی به عنوان یک امر ناپسند تلقی می شود، اما غیرت در حوزه حفظ حریم ها و حرمت ها از جمله حریم ملکیت، یک امر مطلوب و مثبت و ارزشی دانسته می شود. شهید مطهری درباره تفاوت غیرت و خودخواهی می نویسد: «پیشنهاد اینکه انسان به عنوان مبارزه با خودخواهی، غیرت را کنار بگذارد، درست مثل این است که پیشنهاد شود غریزه علاقه به فرزند- و بطور کلی مطلق حس ترحم و عاطفه انسانی- را به عنوان اینکه یک میل انسانی است، ریشه کن نماییم؛ در صورتی که این [غیرت] یک میل نفسانی در درجات پایین حیوانی نیست؛ بلکه یک
ص: 37
احساس عالی بشری است.» (1)
از نظر امام صادق علیه السلام، غیرت نقش دفاعی و حفاظتی را برای خانه و خانواده دارد و باید به این منظر به غیرت مردانه نگریست نه از باب خود خواهی. ایشان می فرماید:
إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَ عِیالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها وَ إن لَم یَکُن فى طَبعِهِ ذلِکَ: مُعاشَرَهٌ جَمیلَهٌ وَ سَعَهٌ بِتَقدیرٍ وَ غَیرَهٌ بِتَحَصُّن؛
مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نیازمند رعایت سه صفت است هر چند در طبیعت او نباشد: خوشرفتارى، گشاده دستى به اندازه و غیرتى همراه با خویشتندارى. (2)
انسان موجودی عاقل است و خردورزی دارد. عقل انسانی همان طوری که بر پای قوه های غضبی و شهوی عقال می زند و آن را محدود می سازد، اجازه نمی دهد تا کسی به حریم او وارد شود و او را محدود و ذلیل و خوار کند و استقلال و عزت او را سلب نماید. این گونه است که غیرت تعقلی شکل می گیرد و شخص با واکنش هایی بر آن می شود تا غیرزدایی کند. حمیت ها و تعصب های عقلانی بازتابی از این غیرت تعقلی است. پس نباید هر گونه حمیت و تعصبی را سرزنش کرد؛ چنانکه قرآن حمیت و تعصب
ص: 38
جاهلی را در برابر تعصب و حمیت تعقلی و عقلانی قرار می دهد و میان آنها تمایز قائل است(1)؛
علامه طباطبایی در این باره می نویسد: «اولا، اسلام مسئله غیرت و تعصب را باطل ندانسته، بلکه اصل آن را حفظ نموده است؛ زیرا غیرت ریشه در فطرت انسان دارد و اسلام هم دین فطرت است؛ ولی در جزئیات آن، دخالت کرده و فرموده است: آن مقدار از غیرت و تعصب که مطابق با فطرت است، حق است و هر آنچه اقوام براساس خواسته های نفسانی به آن شاخ و برگی داده اند، باطل است؛ ثانیا، اسلام خاستگاه و ریشه های همین ودیعت فطری- یعنی غیرت- را از هر سویی به سوی خدای متعال برگردانیده و سپس موارد بسیاری را در یک قالب ریخته است که همان توحید است؛ به عبارت واضح تر، هر جا که تعصب ورزیدن خداپسندانه باشد، باید تعصب ورزید و هرجا که موجب خشنودی خدا نباشد، نباید غیرت ورزید.» (2)
اصولا از نظر امام علی علیه السلام ارتباط تنگاتنگی میان حمیت تعقلی، شجاعت و عفت مرد با غیرت اوست؛ ایشان می فرماید:
عِفَّتُهُ (الرَّجُل) عَلى قدرِ غَیرَتِهِ؛
پاکدامنى مرد به اندازه غیرت اوست. (3)
ص: 39
و در جایی دیگر می فرماید:
عَلى قَدرِ الحَمِیَّهِ تَکونُ الغَیرَهُ؛
غیرت به اندازه تعصّب و ننگ داشتن بستگى دارد. (1)
واژه جهل در قرآن گاه در برابر علم و گاه در برابر عقل به کار رفته است. جاهل حقیقی کسی است که از خرد خود بهره نمی برد و تعقل نمی ورزد. از نظر قرآن پیش از اسلام، به جای حاکمیت عقل و تعقل، سفاهت و بی خردی حاکمیت داشته است. از این رو رفتارهای دوره پیش از اسلام را به عنوان رفتارهای جاهلانه ارزیابی کرده و از حمیت و تعصب های جاهلانه و سفیهانه سخن به میان آورده است. (2)
واژه غیرت در قرآن کریم به صورت مستقیم به کار نرفته است، ولی آیت الله مکارم شیرازی ، آیات 60 تا 62 سوره احزاب [یادداشت 1] را بیان کنندۀ مفهوم غیرت دانسته که در آن، «منافقان، بيماردلان و شایعه پراکنان درباره زنان پاکدامن»، به مجازاتِ شدید، تبعید و قتل تهدید می شوند.
نخستین آیات در این مورد، آیات 60 تا 62 سوره احزاب است که خداوند سه گروه را شدیداً مورد تهدید قرار می دهد منافقان و بیماردلان
ص: 40
(اراذل و اوباش هوس باز) و شایعه پراکنان که اگر دست از کارهای خود یعنی مزاحمت نوامیس مردم و تضعیف روحیه مسلمین و نشر شایعات دروغین درباره زنان پاکدامن برندارند به شدیدترین مجازات گرفتار خواهند شد، می فرماید:
(اگر منافقان و آنها که در دل های شان بیماری است و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود نکشند تو را بر ضد آنها می شورانیم، سپس نمی توانند جز مدت کوتاهی در این شهر در کنار تو باشند [و از همه جا طرد می شوند] و هر جا یافت شوند دستگیر خواهند شد و به قتل می رسند)؛ «لَئِنْ لَمُ ینْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فی الْمَدینَةِ لَنُغْرِینَّک بِهِمْ ثُمَ لا یجاوِرُوُنَک فیها اِلاّ قَلیلا * مَلْعُونینَ اَینَما ثُقِفُوا اُخِذُوا وَ قُتِلُوا تَقْتیلا».
این غیرت الهیه که سبب دفاع شدید از عرض، نوامیس و کیان مسلمین شده، سرمشقی برای همگان در مسأله غیرت دینی و ناموسی است و نشان می دهد که در برابر اراذل و اوباش، منافقان کوردل و بیماردلان نباید بی تفاوت یا خونسرد باشند. این تعبیر به همراه آنچه در تاریخ از سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده، نشان می دهد که آن حضرت در این گونه موارد سختگیر بوده و با متخلفان برخورد شدید می کرد، که این مسأله، به عنوان فضیلتی اخلاقی و وظیفه اجتماعی پذیرفته شده است.
ص: 41
تعبیر به «الَّذینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ» در آیات قرآن در معانی مختلف به کار رفته، گاه اشاره به نفاق است، مانند آنچه در آیه 10 سوره بقره آمده؛ «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً» و گاه در مورد کسانی به کار رفته که هوس های سرکش جنسی دارند، همچنان که در آیه 32 همین سوره به زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) دستور می دهد به هنگام سخن با نامحرمان، به گونه ای هوس انگیز سخن نگویند که بیماردلان در آنها طمع کنند، «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ». جالب توجه این که قرآن در ادامه همین آیات (آیه 60 و 61) می افزاید: «این سنت خداوند در اقوام پیشین است [و منحصر به امت اسلام نیست] و برای سنت الهی هیچ گونه تغییری نخواهی یافت». این تعبیر نشان می دهد که حکم بالا یک حکم عام در تمام ادیان الهی بوده، و سنّتی است تغییرناپذیر، که باید در برابر مزاحمین، منافقین و شایعه پراکنان برخورد قاطعانه کرد [البته با حفظ تمام موازین شرعی و منطقی] و البته مفهوم غیرت نیز همین است.
آیه 33 سوره یوسف، دومین مورد از این آیات است که به غیرت دینی یکی از بزرگ ترین پیامبران الهی، یعنی حضرت یوسف (علیه السلام) اشاره می شود، هنگامی که از سوی زنان هوس باز مصر مخصوصاً زلیخا مورد تهاجم قرار گرفت و از او خواستند تسلیم خواسته های نامشروع زلیخا یا تسلیم خواسته های نامشروع خودشان شود، یوسف که در سن جوانی و در
ص: 42
برابر طوفان شهوات قرار داشت، به شدت مقاومت کرد تا آنجا که زندان را با همه رنج هایش بر تسلیم در برابر خواسته های آنها ترجیح داد و به درگاه پروردگار چنین عرضه داشت: (پروردگار من! زندان نزد من محبوتر است از آنچه اینها مرا به سوی آن می خوانند و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من برنگردانی قلب من به آنها مایل می شود و از جاهلان خواهم بود)؛ «قالَ رَبِّ السِّجْنُ اَحَبُّ اِلَی مِمّا یدْعُونَنی اِلَیهِ وَ اِلاّ تَصْرِفْ عَنّی کیدَهُنَّ اَصْبُ اِلَیهِنَّ وَ اَکنْ مِنَ الْجاهِلینَ»؛ این تعبیر هم از مقام عفت و عصمت یوسف حکایت می کند و هم از غیرت و پارسائی او و هنگامی که این روحیه پاک را با عدم غیرت عزیز مصر مقایسه می کنیم که وقتی ناپاکی همسرش زلیخا بر او ثابت شد تنها به این جمله قناعت کرد! «یوسُفَ اَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِری لِذَنْبِک اِنَّک کنْتِ مِنَ الخاطِئینَ»(1) ؛ (یوسف از این موضوع صرف نظر کن و تو ای زن، استغفار کن که از خطاکاران بودی) فرق میان این دو روشن می شود واضح است منظور یوسف این نبود که از خداوند طلب زندان کند بلکه هدف این بود که اگر او را در میان زندان و عمل نامشروع مخیر کنند، زندان را ترجیح می دهد.
در سومین آیه، خداوند به زنان مؤمنه دستوری می دهد که علاوه بر حفظ حجاب؛ (هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهان
ص: 43
شان پیدا شود و صدای خلخالی که بر پا دارند به گوش رسد)؛ «وَ لا یضْرِبْنَ بِاَرْجِلِهِنَ لِیعْلَمَ ما یخْفینَ مِنْ زِینَتِهِنَ» (سوره نور/ 31). در این آیه نیز عفت و غیرت به هم آمیخته شده تا آنجا که به زنان اجازه نمی دهد پا را بر زمین بکوبند و صدای خلخال را ظاهر کنند(1) و همان گونه که در بالا اشاره کردیم اسلام به زنان پیامبر (به عنوان الگو و سرمشق) دستور می دهد که هنگام سخن گفتن با بیگانگان سخنان خود را با آهنگی هوس انگیز ادا نکنند که سبب تحریک هوسبازان گردد. این ها همه دستوراتی است که هم تأکید در رعایت نهایت عفت، و هم تاکید رعایت غیرت دارد. (2)
ص: 44
بنابر این غیرت براساس دیدگاه قرآن به دو دسته تقسیم می شود:
آن غیرتی است که برطبق تعقل و در چارچوب فطرت و غریزه های محدود شده عقلانی باشد. پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وآله فرمود:
«مِنَ الغَیرَه ما یُحِبُّ اللّهُ، وَ مِنها ما یَکرَهُ اللّهُ، فَاَمّا ما یُحِبُّ فَالغَیرَهُ فِی الرَّیبَهِ، وَ اَمّا ما یَکرَهُ فَالغَیرَهُ فِی غَیرِ الرَّیبَه؛
غیرتی وجود دارد که خدا دوست دارد و غیرتی نیز هست که دوست ندارد. غیرتی که خدا آن را دوست دارد، غیرت در ریبه و شک است؛ و غیرتی که دوست ندارد، غیرت نشان دادن در جایی است که ریبه و شک وجود نداشته باشد.»(1)
آن غیرتی است که براساس جاهلیت و سفاهت شکل گرفته و غرایز، کنش ها و واکنش های شخص را مدیریت کند. از جمله مصادیق غیرت منفی و ضد ارزشی غیرت در امور حلال است. امام صادق علیه السلام فرمود: «لاغیره فی الحلال؛ در امور حلال، غیرت ورزی، نابجاست».(2) بر همین اساس امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «غیره الرّجل ایمانٌ، و غیره المرئه عدوانٌ؛ غیرت ورزی مرد از ایمان نشأت گرفته، ولی غیرت ورزی زن (در رابطه با هوو) از
ص: 45
روی دشمنی (و حسادت) است.» (1) و در نهج البلاغه در فرازی از وصایای حضرت علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام چنین آمده:
«إِیَّاکَ وَ التَّغَایُرَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِ الْغَیْرَهِ فَإِنَّ ذَلِکَ یَدْعُو الصَّحِیحَهَ مِنْهُنَّ إِلَى السَّقَم و البریّه الی الرّیب؛
از غیرت ورزی در غیرموردش پرهیز کن، زیرا این گونه غیرت (افراطی) سبب گرفتاری و انحراف افراد درستکار از زنان شده و موجب آن می شود که افراد بی گناه در معرض تهمت(2) قرار گیرند.» (3)
در نوشتار پیش رو غیرت دوستی و غیرت ورزی خداوند در حدود و احکام و برخی مصادیق آن مورد واکاوی قرار گرفته و خطری بودن غیرت انسان نسبت به محبوب ها بررسی شده است.
امام صادقعلیه السلام می فرماید:
«اِنَّ اللَه غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیورٍ؛
خداوند غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد».(4)
ص: 46
از ویژگی های غیرت الهی آن است که غیر (بیگانه) را به حریم حرمت هایش راه نمی دهد؛ و اگر کسی به هر طریقی بخواهد حدود الهی را با تعدی خویش مخدوش سازد، در دنیا و آخرت به شدت مجازات می کند. غیرت الهی در «غیرزدایی» تا آنجا گسترش می یابد که هر موجود غیوری را دوست می دارد؛ زیرا «غیرت» ورزی دیگران به معنای گرایش به اخلاق خدایی است و خدا، همکیشان خویش را دوست می دارد و به آنان از هر جهت احترام نهاده و تکریم می کند و به عنوان ولیّ و ناصر به یاری آنان می شتابد.
غیرت دوستی خدا تا جایی است که حتی کافر حربی به سبب همین غیرت ورزی از رحمت الهی برخوردار می شود و از مرگ و قتل و بردگی رهایی می یابد؛ چنانکه پیامبر صلی الله علیه وآله در حق یکی از اسیران فرمود: الان جبرئیل نازل شد و فرمود: در تو پنج صفت هست که خداوند آنها را دوست دارد: صداقت، شجاعت، سخاوت، اخلاق خوشی که با خانواده و اطرافیانت داری و «الْغَیْرَه الشَّدِیدَه عَلَى حَرَمِک، غیرت زیادی که نسبت به حَرَم و خانواده ات داری.» (1)
در مقابل، خداوند هر کسی را که بی غیرتی می ورزد، دشمن داشته و به شدت با او مقابله می کند و در دنیا و آخرت خوار و خفیف می سازد و عزت را
ص: 47
از وی سلب و او را دچار ذلت می کند. از همین رو امیرمومنان علی علیه السلام درباره بی غیرتان می فرماید:
لَعَنَ الله مَنْ لَا یَغَار؛ خدا لعنت کند و از رحمت خویش دور سازد، کسی را که غیرت ندارد».(1)
از نظر آموزه های قرآن، مومنان می بایست نسبت به حدود الهی غیرت بورزند و در ساختار فریضه امر به معروف و نهی از منکر حافظ حدود الهی باشند و اجازه ندهند کسی به حدود الهی تجاوز کند و معروف را منکر و منکر را معروف سازد و به جابه جایی و تغییر ارزش ها اقدام کند.
بر اساس همین، غیرت ورزی است که سیدالشهدا اباعبدالله الحسین علیه السلام علیه دستگاه سیاسی جائر، ظالم، فاسق و فاجر قیام می کند؛ زیرا یزیدیان همه حدود الهی را به شکل علنی زیر پا می گذاشتند و با تجاوز و تعدی شرم آور خویش، چیزی از حدود الهی را به جا نمی آوردند، بلکه به روشنی و به شکل علنی و فاجرانه و فاسقانه، هنجارشکنی داشتند و ارزش های اساسی اسلام را به سخریه می گرفتند.
اباعبدالله الحسین علیه السلام بارها بر اساس غیرت ورزی نسبت به هنجارشکنی یزیدیان هشدار می دهد و در بیان انگیزه قیام مسلحانه خویش علیه یزیدیان و دستگاه خلافت اموی
پس از نماز در خطبه ای در جمع یاران
ص: 48
خود و لشکریان حرّ می فرمایند: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
«مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ الله نَاکِثاً لِعَهْدِ اللهِ مُخَالِفاً لِسُنَّهِ رَسُولِ اللهِ یَعْمَلُ فِی عِبَادِ الله بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ یُغَیِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ کَانَ حَقِیقاً عَلَى الله بِقَوْلٍ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ؛
اگر کسی ببیند یک جائر و ستمگر دارد حلال خدا را حرام می کند، قوانین و حدود الهی را زیر پا می گذارد، با سنت پیغمبر صلی الله علیه وآله مخالفت می کند، بدعت ها را زنده می کند، در میان بندگان خدا به گناه و تجاوزگری عمل و رفتار می کند، علیه چنین کسی با گفتار و عملی که سزاوار برای خداست، جلوی او نایستد و غیرت ورزی نداشته باشند، بر چنین ساکتی است که خدا او را با همان ظالم محشور کند. (1)
علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان گفته است: «غیرت عبارت است از دگرگونی انسان از حالت عادی و اعتدال؛ به طوری که انسان را برای دفاع و انتقام از کسی که به یکی از مقدساتش- اعم از دین، ناموس و یا جاه و امثال آن - تجاوز کرده، از جای خود می کند. این صفت غریزی، صفتی است که هیچ انسانی به طور کلی از آن بی بهره نیست. پس غیرت یکی از فطریات
ص: 49
آدمی است و اسلام هم دینی است که بر اساس فطرت تشریع شده(1) و امور فطری را تعدیل می کند. پس آن اموری که در حیات بشر لازم و ضروری است را معتبر و واجب می سازد و آنچه غیرضروری است، حذف نموده و از اعتبار می اندازد». (2)
پس غیرت در یک کلمه همان «حفظ حریم حرمت ها و خطوط قرمزهایی است که به شخص تشخّص و هویت می بخشد»؛ زیرا هر کسی با محدوده سازی و ایجاد تمایز با «غیر»، می تواند هویت مستقل خود را اثبات کرده و تشخص یابد.
البته مفهوم غیرت در آموزه های اسلامی جامع تر از آن چیزی است که در تعریف غیرت گفته شد؛ زیرا با توجه به خاستگاه و اقسام غیرت می توان گفت که غیرت از منظر اسلام، غیرزدایی از حریم حرمت هایی است که می بایست به اصطلاح امروزی آن را "تابو" دانست و اجازه نداد کسی به آن حریم نزدیک شود و تعدی و تجاوزی نسبت به آن داشته باشد. (3)
ص: 50
امام صادق علیه السلام به نقل از حضرت على علیه السلام مى فرماید:
«یا اهل العراق! نبئت انّ نساءکم یدافعن الرّجال فى الطّریق؛ أما تستحون؟! قال الکلینى: و فى حدیث آخر انّ امیرالمؤمنین علیه السلام قال: اما تستحیون و لا تغارون نساءَکم یخرجن الى الاسواق و یزاحمن العلوج؟!»(1)
یعنى: اى اهل عراق! با خبر شدم که زنان شما در راه، با مردان برخورد مى کنند؛ آیا حیا و شرم نمى کنید؟! مرحوم کلینى مى گوید: در حدیث دیگرى آمده است که حضرت فرمود: آیا حیا نمى کنید و به غیرت نمى آیید که زنانتان به طرف فروشگاه ها بیرون مى روند و با افراد بى ایمان و لاابالى برخورد مى کنند؟!
همچنین در نامه 31 نهج البلاغه از کلمات حضرت امیر استفاده مى شود که هر چه زن کمتر از منزل خارج شود، از جهات مختلف براى او و همسرش بهتر خواهد بود. البته اگر کار ضرورى و لازمى براى او پیش آید و خارج شود، باید حجاب را کاملاً رعایت کند و از هر گونه حرکت ناشایستى دورى کند. اسلام، با حضور محجبانه زنان در اجتماع مخالفتى ندارد و منافاتى بین کار زن و حجاب و مستور بودنش نمى بیند. او مى تواند در بیرون از خانه کار کند ولى باید مسائل شرعى را رعایت کند. چنانچه حضرت امام
ص: 51
رحمه الله بارها فرمودند که اگر شؤون و مسائل شرعیه رعایت شود، خدمت و کار زن در جامعه مانعى ندارد.
البته صفت غیرت در انسان، مانند پاسبانى است که موجب ثبات خانواده مى گردد و غیرتمند با تعصب و حمیت و حفظ نوامیس خود، جلوى انحراف هاى احتمالى را خواهد گرفت. انسان غیور نه تنها نسبت به خانواده خود بلکه نسبت به ناموس دیگران نیز حساس است؛ زیرا وظیفه حراست و پاسبانى را منحصر در اهل و عیال خود نمى داند بلکه در سطحى گسترده تر در اجتماع و حتى در سراسر جهان خود را مسؤول مى داند. او آفریده خالقى است که غیور مطلق است؛ چنان که در روایتى، به غیرت الهى اشاره شده است:
«ان الله غیور یحب کل غیور و لغیرته حرّم الفواحش ظاهرها و باطنها.»(1)
یعنى: خداوند غیرتمند است و هر انسان غیرتمندى را هم دوست دارد و چون غیور است، گناهان زشت چه آشکار و چه پنهانش را حرام کرده است.
در برابر، کسانى که غیرتمند نیستند و مخالف آن مشى مى کنند. ذلیل و خوار خواهند شد؛ چنان که رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید:
ص: 52
«جدع الله انف من لا یغار من المؤمنین و المسلمین.» (1)
یعنى: خدا بینى مؤمن و مسلمانى را که غیرت نداشته باشد، به خاک ذلّت مى مالد.
البته غیرتمدارى در سیره انبیا و امامان معصوم، بوضوح دیده مى شود. پیامبر گرامى اسلام با تأیید غیرتمدارى حضرت ابراهیم، خود را غیرتمندتر مى دانند و با یادآورى آثار زیانبار بى غیرتى، از همگان مى خواهند که از باب «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» از ایشان پیروى کنند:
«کان ابراهیمُ علیه السلام ابى غیورا و انا اغیرُ منه و ارغم الله انف من لا یغار من المؤمنین.» (2)
یعنى: پدرم ابراهیم مرد غیرتمندى بود، ولى من غیرتمندترم و خداوند بینى مسلمانى را که غیرت ندارد، به خاک ذلت مى مالد.
در سیره امامان معصوم علیهم السلام که کردار و گفتار آنان نه تنها سرمشق شیعیان و مسلمانان بلکه آزادمردان جهان است، آموزه هاى فراوانى در این باره وجود دارد؛
براى مثال، حضرت امام حسین علیه السلام ، سردار غیرت و آزادى، وقتى مشاهده نمود که لشکر یزید بین او و اهل بیت جدایى افکنده اند، با بازداشتن آنها از حرکت به سوى خیمه هاى اهل بیت، غیرتمدارى خویش را
ص: 53
نشان داده و فرمودند:
«اقول انا الذى اقاتلکم و لقاتلونى و النساء لیس علیهنّ جناح فامنعوا عتاتکم عن التعرّض لحرمى ما دمت حیّا» (1)
یعنى: من با شما مى جنگم و شما نیز با من مى جنگید؛ زنها که گناهى ندارند. تا من زنده هستم نگذارید سرکشها و ستمکاران شما، متعرض اهل بیت من شوند.
با نگاهى به روایات و سیره معصومین علیهم السلام درمى یابیم که غیرت، از نیکوترین صفات مردان است. خداوند غیرتمندان را دوست دارد و خود نیز غیور است. بى غیرت، در دنیا و آخرت، عذاب مى کشد و بى عفتى نوامیس او، فساد خانوادگى، ناصالح شدن فرزندان و... نتیجه همین بى غیرتى است.
ناگفته نماند این صفت پسندیده و بعضى از صفات دیگر در حیوانات و پرندگان نیز وجود دارد. امام رضا علیه السلام در این باره فرمودند:
«فى الدیّک الابیضِ خمسُ خصال من خصال الانبیاء: معرفته باوقات الصلاة و الغیرة و السّخاء و الشجاعه و...» (2)
یعنى: خروس سفید، پنج خصلت از خصال انبیا را داراست: آگاهى
ص: 54
به اوقات نماز، غیرت، بخشش، شجاعت و... .
در حقیقت، وقتى صفت پسندیده اى در حیوانات و پرندگان که عقل ندارند، وجود دارد، باید در اشرف مخلوقات به نحو کاملتر موجود باشد. این روایت حضرت امیر علیه السلام که بى غیرت را واژگون و سیاه قلب مى دانند، شایان توجه است:
«ان اللّه یغار المؤمن فلیغر و من لا یغار فانّه منکوس القلب» (1)
یعنى: خداوند نسبت به مؤمن غیرت دارد. او هم باید غیرت - که از صفات خداى بزرگ است - داشته باشد. کسى که غیرت ندارد، قلبش واژگون و سیاه است.
«غیرت» از واژه «غیر» به معنای «دیگر» است؛ «تغیّر و تغییر» از همین ریشه به معنای دگرگونی احوال است که البته می تواند مثبت یا منفی باشد؛ از همین رو در قرآن، از تغییر حالات در نفس انسانی سخن به میان آمده است.
البته از آنجا که نفس انسانی به طور تکوینی و فطری،حق شناس و حق گرا و باطل گریز است، تغییری که در نفس رخ می دهد، همواره تغییر منفی است؛ زیرا در این حالت «نفس» حالت فطری خود را از دست می دهد
ص: 55
و به سبب آنکه گرفتار غبارگرفتگی و مهرخوردگی شده، قلب که مرکز ادراکی و گرایشی نفس است، کارکرد فطری و تکوینی خود را از دست می دهد و «غیر» جایگزین آن می شود. این گونه است که غیری چون شیطان شناخت و گرایش را مختل می کند و به دنبال آن رفتارهای نفس متغیر، بر خلاف تکوین و هدایت های فطری است که خدا برای هر مخلوقی قرار داده است. (1)
نتیجه چنین تغییر و تغیر آن است که غیر و بیگانه ای چون شیطان در نفس قرار می گیرد و اوست که مدیریت نفس و مهارش را به دست می گیرد و زمینه را برای از دست رفتن نعمت ها فراهم می آورد.(2)
از نظر قرآن، غیرت می بایست به این شکل در نفس انسانی تحقق یابد که اجازه حضور غیر در نفس و قلب انسان را ندهد؛ بلکه همواره خدا در نفس و قلب انسان باشد؛ زیرا در جوف انسان جایی برای غیرخدا نیست. خدا می فرماید: مَا جَعَلَ الله لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ؛ خدا برای مردی دو قلب در «جوف (دیون)» وی قرار نداده است. (3) این بدان معنا است که وقتی انسان دو قلب ندارد، بلکه تنها یک قلب دارد، می بایست این قلب را برای خدا قرار داده و بیگانه را در آن راه ندهد؛ زیرا آمدن بیگانه و غیر به معنای
ص: 56
رفتن خدا از قلب انسان است؛ زیرا خدا شرک را نمی پذیرد و اگر خانه ای به شراکت برای خدا و غیر باشد، خدا همه را به غیرواگذار می کند؛ چنانکه خدا به صراحت می فرماید: آنچه برای شریکان شان است به خدا نمی رسد و آنچه برای خدا است، پس آن را به شریکان شان می رساند. (1)
به سخن دیگر، از غیرت الهی این است که اگر کسی خانه دلش را برای غیر نیز قرار دهد، خدا به عنوان شریک همه شراکت خویش را واگذار می کند و هیچ چیز از آن نمی خواهد؛ زیرا خدا تنها «خالص» را می پذیرد و هرچیزی که ناخالصی داشته باشد را به طور کامل به همان شریک می سپارد و از حق و سهم خویش می گذرد. (2)
همین غیرت الهی مقتضی این است که اگر حدود الهی مورد تعدی قرار گیرد، به شدت شخص را مجازات می کند. این حدود الهی نمی بایست از طریق «فسق، فجور و فحشاء» و مانند آنها مورد تعدی و تجاوز قرار گیرد؛ زیرا یکی از علل مصیبت ها در دنیا و عذاب ها در آخرت همین تعدی به حدود الهی است، که خدا از سر غیرت متجاوزان به حدود خویش را مجازات می کند.
اصولا تعیین حدود الهی در قالب احکام الزامی و تجویزی، خود بیانگر
ص: 57
غیرت الهی است؛ زیرا خدا به هدف «غیرزدایی» و «دور کردن شیطان» از مرزهای خویش، احکام را وضع کرده است تا این گونه «قلب» این حریم امن الهی را از نفوذ و رخنه شیطان و طوافگران شیطانی حفظ کند و اجازه ندهد تا «بیت الله» و «عرش الله» که همان قلب انسان است به دست اشغالگری کینه توز و «عدوّ مبین» اشغال شود و یا به شراکت در اختیار شیطان قرار گیرد. از همین رو امام صادق علیه السلام با توجه به غیرت الهی به منشاء و خاستگاه صدور احکام الهی اشاره کرده و در این باره می فرماید: إِنَ الله غَیورٌ وَ یحِبُ کُلَ غَیورٍ وَ لِغَیرَتِهِ حَرَّمَ الفَواحِشَ ظاهِرُها وَ باطِنُها؛ خداوند با غیرت است و مردان غیور را دوست دارد و از همین رو، زشتى ها را چه آشکار و چه پنهان حرام کرده است.(1)
از مصادیق حدود الهی می توان به آیاتی اشاره کرد که خدا به عنوان احکام خمسه (واجب، حرام، مستحب، مراده و مباح) بیان کرده و خواهان مراعات آن به عنوان «تقوا» شده است. (2)
همه مواردی که خدا از روی غیرت، متجاوزان به حدود الهی را به مجازات تهدید می کند.(3) از مصادیق غیرت ورزی ذات باری تعالی است. خدا
ص: 58
در قرآن بصراحت احکامی در قالب حدود الهی معرفی کرده و در پایان فرموده است: اینها حدود الهی است. پس به آن تعدی نکنید! و هر کسی به حدود الهی تعدی و تجاوز کرد پس آنان همان ظالمان هستند. (1) که البته از نظر قرآن، این شخص در وهله نخست به خودش ظلم کرده است. (2)
هرگونه تعدی به احکام الهی، تعدی به حدودی است که «غیرت الهی» را برای مجازات برمی انگیزاند و شخص را گرفتار عذاب خوارکننده می سازد.(3)
پیامبر صلی الله علیه وآله در غیرت ورزی خدا و ایجاد ذلت و خواری در دنیا و آخرت نسبت به بی غیرت ها می فرمایند: کان ابراهیم ابی غیورٌ، و انا اغیر منه، و أرغم الله أنف من لایغار؛ پدرم ابراهیم علیه السلام بسیار غیرتمند بود و من از او غیرتمندتر هستم و خداوندبینی آن کسی را که بی غیرت است به خاک بمالد و ذلیل کند.» (4)
از جمله حدود الهی می توان به اموری چون اطاعت خدا و رسول و عدم معصیت نسبت به آنان(5)، مراعات کامل احکام روزه به ویژه نسبت به مسائل
ص: 59
شهوت جنسی و هم خوابی با همسر(1) پرهیز از حرام خواری و رشوه دهی برای کسب مال حرام(2)، جهاد و مقاتله علیه متجاوزان به حدود الهی. (3)
مراعات عِدّه در طلاق(4)، بقا در خانه پس از طلاق تا پایان عده(5)، مراعات معروف اجتماعی(6)، عدم جواز بازپس گیری هبه و مهریه از زن مطلقه(7)،مانع نشدن از ازدواج مجدد زنان مطلقه(8)، شیردهی دوساله کودک(9)، تامین خوراک و پوشاک و مسکن همسر مناسب با عرف اجتماعی و شئونات او (همان)، عده چهار ماه و ده روز بر زن شوهر مرده(10)، لزوم ازدواج مجدد در طلاق سوم برای حلیت رجعیت به شوهر نخست(11) و همه احکام واجب و حرام و مستحب و مکروهی که در قرآن و فقه اسلامی بیان شده، اشاره کرد که از نظر
ص: 60
قرآن، حدود الهی است و عصیان و مخالفت نسبت به آن غیرت الهی را بر می انگیزاند.
از آنجا که همه صفات الهی در فطرت انسانی سرشته شده است(1) هر انسان دارای فطرت سالمی، غیرتمند است و غیرت در چنین انسانی یک واکنش طبیعی و انسانی است. از این رو در روایات از کسانی که غیرت ندارند به عنوان انسان های مبتلا به بیماری قلبی روحی یاد شده است که فطرت طبیعی خود را از دست داده اند. در روایت آمده که : اِذا لَمْ یغُرِ الرَّجُلُ فَهُوَ مَنْکُوسُ الْقَلْبِ؛ اگر انسانى غیرت نداشته باشد، قلبش وارونه است.(2)
پس غیرتمند نسبت به دخالت های نابه جا و ناروای دیگران به آن چیزی که دوست دارد واکنش نشان می دهد و هر چه متعلق غیرت، ارزشمندتر و محبوب تر باشد، به شکل فطری، واکنش انسان نیز شدیدتر خواهد بود.
بنابراین، اگر کسی نسبت به تعرضات و گناه های ناپاک دیگران نسبت به محبوب خویش مثل همسرش، واکنش نداشته باشد، بیانگر آن است که فطرت سالم و طبیعی خود را از دست داده و به بیماری روحی و روانی (قلبی) دچار شده است که نمی تواند احساسات و عواطف واقعی خود را
ص: 61
نسبت به محبوب و ارزش های خویش نشان دهد و به دفاع از محبوبش بپردازد؛ اینکه شخص اجازه می دهد دیگران با چشم چرانی یا حتی رفتارهای نابهنجار متعرض محبوب و همسر او شوند، یا باید گفت این فرد در عشق ورزی دروغ می گوید و آن همسرش محبوب وی نیست؛ یا اینکه دچار وارونگی قلب شده است و قلب مریضش اجازه نمی دهد بر اساس فطرت واکنش نشان دهد و به دفاع از حریم حرمت خانواده و محبوب بپردازد. از آنجا که خدا محبوب خویش را دوست می دارد، بسیار غیور است و اجازه نمی دهد که کسی به حریم محبوبش تجاوز و تعدی کرده و نگاه نادرست و ناروا داشته باشد؛ از همین رو به سختی متجاوزان را مجازات می کند و هر کسی را که گرفتار بی غیرتی شده نیز به همان سرنوشت متجاوزان مبتلا می سازد.
علاّمه مجلسى درباره این بیماری قلب که در روایت بیان شده، می فرماید: منظور از «قلب وارونه» در این روایت ، همان ظرف وارونه ای است که پشت و رو گذاشته شده و چیزى در آنجاى نمى گیرد، قلب افراد فاقد غیرت نیز تهى از صفات و اخلاق برجسته انسانى است.(1)
به سخن دیگر، وقتی لیوان را وارونه قرار دهیم هر چیزی که بر آن می ریزند، به دلیل آنکه با بخش بسته اش مواجه می شود، به درون لیوان
ص: 62
نمی رود، بلکه از پشت و پهلوی آن سرازیر می شود و به خارج می افتد؛ اما اگر قلب همانند لیوان از جهت بازش قرار گیرد، به طور طبیعی با آبی که بر آن می ریزند، پر و لبریز می شود؛ قلبی که وارونه است، همان لیوان وارونه است.
غیرتمندی در انسان، مستلزم اموری چون نفرت نسبت به متجاوز به حریم خصوصی و ارزشی است و انسان در واکنش نخست خویش نسبت به متجاوز اولین واکنشی که نشان می دهد در همان قلب خودش است که با «نفرت» و بیزاری نسبت به متجاوز و بیگانه همراه خواهد داشت. همچنین غیرت از لوازم محبت انسان به چیزی است؛ چرا که هر کس که مُحبّ چیزی باشد و آن را دوست داشته باشد، به طور فطری نسبت به آن محبوب خویش «غیور» است و غیرت می ورزد. از این رو استاد مطهری می نویسد: غیرتمند کسی است که نگاهدار عصمت و آبرو و شرف و عزّت است و از قبول اهانت بر عِرض خود ابا دارد.(1)
به سخن دیگر، اصولا غیرت با دو اصل اساسی «حب و بغض» همراه است؛ زیرا انسان وقتی نسبت به محبوبی غیرت می ورزد، تمام تلاش خویش را انجام می دهد که محبوب در امنیت و آسایش باشد و محبت خویش را به هر شکلی شده به او ابراز کند؛ از سوی دیگر تلاش می کند تا هر
ص: 63
گونه عاملی که به «محبوب» آسیب می رساند، دور کند. این گونه است که عشق و نفرت خودنمایی می کند، عشقی که تولی را موجب می شود و شخص، محبوب خویش را «ولی» خود قرار داده و تحت ولایت او می رود، و از سوی دیگر نسبت به غیر و دیگری «نفرت» و «بغض» می ورزد و اجازه نمی دهد تا به حریم «محبوب» نزدیک شود. این گونه است که «تولی و تبری» شکل می گیرد.
پس هر کسی اگر چیزی را محبوب دانست، نسبت به آن «غیرت» می ورزد و با «تولی و تبری» و «حب و بغض» آن را نشان می دهد. بر این اساس، کسی که غیرت نسبت به محبوب نمی ورزد، یا دروغگو در محبت است، یا آنکه گرفتار وارونگی قلب شده و قلب گرفتار مرض است.
به یک معنا باید گفت که غیرت با ایمان ارتباط تنگاتنگی دارد؛ زیرا معصوم علیه السلام ایمان را چیزی جز حب و بغض نمی داند؛ زیرا غیرتمند نسبت به محبوب خویش، محبت دارد و نسبت به غیر بغض و نفرت دارد؛ مگر آنکه شخص گرفتار مرضی چون نفاق باشد که غیرت نسبت به محبوب را از دست داده باشد؛ از همین رو رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) درباره جداسازی ایمان از نفاق به مسئله غیرت توجه می دهد و آن را معیاری برای سنجش ایمان از نفاق معرفی می کند و می فرماید:
اَلغَیرَهُ مِنَ الایمانِ وَالمِذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛غیرت از ایمان است و بى
ص: 64
بند و بارى از نفاق.(1)
انسان می بایست غیرتمندی خویش را نسبت به هر محبوبی بویژه همسر محبوب خود به نمایش گذارد و اجازه ندهد که غیر به حریم همسرش نظر ناپاک داشته باشد یا همسرش کاری کند که دیگران به حریم حرمتش نزدیک شوند. غیرت مردان در محافظت از ناموس و خانواده اش تجلی بیشتری دارد. مردان باغیرت کسانی هستند که نسبت به حیا و عفت زنان خویش سختگیری می کنند و اجازه نمی دهند که بی دلیل در جامعه حاضر شده و روابط باز و ولنگاری داشته باشند به گونه ای که در خیابان ها و معابر در میان مردان حرکت کنند و تن به تن مردان بسایند و در میان آنان رفت و آمد کنند و در بازارها در میان مردان بگردند. امیرمومنان على علیه السلام درخصوص غیرت مردان نسبت به ناموس و حیا و عفت زنان خویش می فرماید:
أَلَم یبلُغنى عَن نِسائِکُم أَنَّهُنَّ یزاحِمنَ العُلوجَ فِى السواقِ أَلا تَغارونَ؟ مَن لَم یغِر فَلا خَیرَ فیهِ؛ به من خبر رسیده که زنانتان در بازار تنه شان به تنه مردان بى ایمان و لاابالى می خورد آیا غیرت ندارید؟! کسى که غیرت ندارد خیرى در او نیست.(2)
شیخ حر عاملی می نویسد که در عصر خلافت حضرت علی علیه السلام به آن
ص: 65
حضرت گزارش می دهند که در مسیر راه ها بعضی از مردان و زنان رعایت حریم عفت را نمی کنند. آن حضرت بسیار ناراحت شد، مردم کوفه را جمع کرد و در ضمن سخنانش فرمود: نبّئت انّ نسائکم یدافعین الرجال فی الطریق، اما تستحیون؟ لعن الله من لایغارّ؛ به من خبر رسیده که زنان شما در مسیر راه ها به مردان تنه می زنند. آیا حیا نمی کنید؟ خداوند لعنت کند کسی را که غیرت نمی ورزد!. (1)
ص: 66
ص: 67
ص: 68
«غیرت» یكی از كمالات انسانی است كه دست پرتوان آفرینش، اسباب آن را در وجود آدمی تعبیه كرده است. غیرت ورزی در حد عالی آن، لازمه انسانیت آدمیان مخصوصاً مؤمنان پرهیزکار است. امیرمؤمنان - علیه السلام - فرمود:
«اِنَّ اللهَ یَغارُ لِلْمؤمِنِ فَلْیَغَرْ، مَنْ لا یَغارُ فَاِنَّهُ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ»(1)
خداوند برای مؤمن، غیرت می ورزد، پس او نیز باید غیرت آورد. هر كس غیرت نورزد، دلش وارونه است.
شاید مراد از وارونگی دل این باشد كه شخص بی غیرت از حالت طبیعی انسان خارج شده و به ورطه پوچی و تباهی سقوط كرده است.
وجود غیرت در جامعه انسانی تا آنجا ضروری و حیاتی است كه شارع مقدس اسلام در تشریع احکام نیز به آن عنایت داشته است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«اَلا وَ اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْحَرامَ وَ حَدَّ الحُدودَ وَ ما اَحَدٌ اَغْیَرَ مِنَ اللهِ وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفواحِشَ»؛(2) آگاه باشید كه خداوند، محرمات را حرام و حدود را وضع كرد و هیچ كس غیورتر از خدا نیست كه از
ص: 69
روی غیرت، زشتی ها را حرام كرده است.
بر همین اساس، خدا به هر غیرتمندی نظرلطف و مرحمت دارد. امام صادق - علیه السلام - فرمود:
«اِنَّ اللهَ غَیوُرٌ یُحِبُّ كُلَّ غَیورٍ»(1)
خداوند، غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.
از آنچه گذشت، به اهمیت، ضرورت و تقویت غیرت پی می بریم، ذكر این نكته نیز ضروری است كه انسان با شنیدن واژه غیرت، ناموس و حریم خانواده در ذهنش تداعی می شود در حالی كه مرز غیرت از این حد فراتر رفته انواع و اقسام دیگری را شامل می شود كه اهمیت آنها نیز از غیرت ناموسی كمتر نیست. در این جا به انواع غیرت اشاره می شود.
شاید بتوان انواع غیرت را به تعداد پدیده هایی كه نزد انسان تقدّس و حرمت دارد، گسترش داد كه در این صورت از مرز شمارش فراتر می رود. اما از دیدگاه دیگر می توان همه پدیده های مقدّس را در قالب دین، ناموس و آبرو و میهن خلاصه كرد كه در نتیجه، غیرت به سه نوع: دینی، ناموسی و ملّی تقسیم می شود.
ص: 70
منظور از غیرت دینی، این است كه انسان مسلمان نسبت به كیان اسلام و آنچه بدان مربوط می شود حسّاس باشد، با تمام توان در اثبات و اجرای آن بكوشد و از كوچك ترین خدشه و تعرّضی نسبت به آن جلوگیری كند. بر این اساس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، سفارش به حق و صبر، تعلیم و تعلم و... می تواند در راستای غیرت دینی قرار گیرد، چرا كه هر یک از موارد یاد شده از یکسو، در تحكیم احکام اسلام مؤثر است و از سوی دیگر، با ضدّ آن سرستیز دارد.
قرآن مجید با لحن تحریک آمیزی از مسلمانان می خواهد كه ضمن تقویت غیرت دینی خویش در موارد لزوم، آن را به كار گیرند و از اسلام و مسلمانان بی یاور دفاع كنند:
«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلوُنَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ و النِساءِ وَ الْوِلْدانِ»؛(1) شما را چه شده كه در راه خدا و مردان و زنان و كودكان مستضعف نمی جنگید؟
پیام این آیه نشانگر آن است كه جنگیدن در راه خدا و تلاش در رهاسازی مستضعفان خواستِ خدا و لازمه مسلمانی است كه اگر انجام نپذیرد، دور از انتظار و مورد اعتراض خدا قرار می گیرد.
ص: 71
امیرمؤمنان - علیه السلام - نیز غیرت را عین دیانت دانسته، فرمود:
«غَیْرَهُ الرَّجُلِ ایمانٌ» (1)
غیرت مرد (عین) ایمان است.
همه غزوه ها و سریه های پیامبر - صلی الله علیه و آله - جنگ های سه گانه امیرمؤمنان - علیه السلام - مبارزه و صلح تحمیلی امام مجتبی - علیه السلام - و حماسه جاوید عاشورا و مبارزات بی امان پیشوایان معصوم - علیهم السّلام - و علمای دردآشنا در طول تاریخ، جملگی رنگ «غیرت دینی» دارد، خداوند می فرماید حتی پیامبر - صلی الله علیه و آله - از اینكه مردم ایمان نمی آورند، نزدیک بود هلاک شود.
«لَعَلَّکباخِعٌ نَفْسَکاَلّا یَكُونوُا مُؤْمِنینَ»(2)
گویا از اینكه ایمان نمی آورند. می خواهی جانت را از دست بدهی!
امام علی - علیه السلام - از این كه مسلمانان نسبت به اجرای احکام اسلام و جهاد در راه خدا، بی تفاوتی نشان می دادند، دلش چركین بود و از خدا مرگ طلب كرد.
«... قاتَلَكُم اللهُ لَقَد مَلَاتُم قَلْبی قَیحاً وَ شَحَنْتُم صَدری غَیظاً...»(3)
خدا مرگتان دهد كه دلم را چركین كردید و سینه ام را از خشم آكندید!
ص: 72
همچنین می فرماید:
«وَ لَوَدِدْتُ اَنَّ اللهَ فَرَّقَ بَیْنی وَ بَیْنَكم وَ الْحَقَنی بِمَنْ هُوَ اَحق بی مِنْكُم...» (1)
دوست دارم كه خدا میان من و شما جدایی افكند و به كسی كه سزاوارتر از شما به من است، ملحقم سازد.
حمایت و حفاظت از ناموس، ارتباطی تنگاتنگ با شرف و مردانگی شخص مسلمان دارد و اسلام با تأكید از او خواسته كه از ناموس خود و هم كیشانش در برابر هر گونه گزند داخلی و خارجی به شدت دفاع كند و كمترین مسامحه ای از خود بروز ندهد، حتی روایت شده كه:
«اگر كسی ببیند كه مرد بیگانه ای با همسرش نزدیكی می كند، می تواند هر دو را بكشد»(2)
فتوا ی امام راحل (قدس سرّه) نیز چنین است:
اگر به ناموس كسی - خواه همسرش باشد یا دیگران - به قصد تجاوز حمله شود، واجب است به هر وسیله ممكن آن را دفع كند گرچه به كشتن مهاجم بیانجامد، بلكه اگر قصد آبروریزی به كمتر از تجاوز هم داشته باشد، به ظاهر حكمش همین است.» (3)
ص: 73
همچنین، مسلمانان وظیفه دارند كه در میان خود - در روابط اجتماعی و خانوادگی - عفت شخصی و عمومی را رعایت كنند. زنان با حجاب كامل اسلامی و رعایت شؤون اجتماعی، از هر گونه خودنمایی و تحریک مردان امتناع ورزند و مردان نیز با متانت و حفظ امانت نسبت به پاکدامنی خود و دیگران همت گمارند. نیز ناموس خویش را از رفت و آمدهای غیرضروری، پوشیدن لباس های جلف و زننده، هر گونه خودآرایی در اجتماع، سخن گفتن و روبرو شدن با نامحرم و... باز دارند تا زمینه های ناامنی ناموسی محو شده، جای خود را به امنیت و عفت بدهد.
مراد از «غیرت ملّی» احساس مسؤولیت در برابر تمامیت ارضی كشور اسلامی و دلسوزی و حمایت از مسلمانان و عزت و شرف آنان است كه به شكلی با «غیرت دینی» و «غیرت ناموسی» نیز پیوند دارد.
ناگفته مشخص است كه «ملّی گرایی» به معنای امروزی از نظر اسلام محكوم و نامعقول است؛ ولی وطن دوستی و مشاركت در دفاع از میهن و هم میهنان مسأله ای است كه با سرشت انسانی عجین و از سوی اسلام نیز به رسمیت شناخته شده است و روایت زیر گواه آن می باشد:
«حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْایمانِ»(1)
ص: 74
وطن دوستی از ایمان است.
پس از جنگ صفین و فتنه حکمیت، نیروهای معاویه یک سلسله عملیات ایذایی در نوار مرزی و شهرهای تحت فرمان امیرمؤمنان - علیه السلام - انجام داند، آن حضرت از چنین جسارتی بسیار دلگیر شد و با جدّیت از نیروهای خویش خواست كه به این حملات پاسخ دهند و پس از آنكه شنید ضحاکبن قیس به زائران خانه خدا حمله كرده و اموالشان را به غارت برده است، به مردم فرمود:
«... لایُدرَکالْحَقُّ الّا بِالْجِدّ اَیَّ دارٍ بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ وَ مَع اَیّ اِمام بَعْدی تُقاتِلُونَ»(1)
حق، جز در سایه تلاش و كوشش به دست نمی آید، پس از (تصرف و غارت) این میهن از چه دیاری دفاع خواهید كرد و بعد از من، همراه كدام پیشوا خواهید جنگید؟
امام خمینی (قدس سرّه) در این باره چنین فتوا داده است:
«اگر دشمنی به كشور اسلامی یا مرزهای آن حمله كند و اسلام و جامعه اسلامی مورد خطر قرارگیرد، بر مسلمانان واجب است كه به هر وسیله ممكن و با بذل جان و مال از آن دفاع كنند.» (2)
ص: 75
غیرت یک اراده و حالت روحی و اخلاقی است که در اجتماع نِمود و بروز پیدا می کند. با این شاخصه و نشانه می توان جوامع بشری را به جامعه های با غیرت و بی غیرت تقسیم کرد. در جامعه ای که در برابر ناهنجاری های اخلاقی و حرکت های غیر انسانی حساسیت و دفاع کم رنگ باشد و مردم تماشاگر صحنه های فساد و فحشا و آلودگی های خانوادگی و جنسی و شهوانی باشند، حسّ غیرت مرده است و از مردانگی و جوانمردی خبری نیست. در مقابل، کسانی که از این ناهنجاری ها رنج می برند و وجدانشان آنان را در برابر این صحنه ها آرام نمی گذارد و از خود واکنش نشان می دهند. انسان های زنده و غیرت مند به شمار می روند.
از آنجا که غیرت از ثمرات ایمان محسوب می شود، تقویت ایمان موجب تقویت غیرت است. کسی که به ارزش های الهی رو آورد و بدان باور داشته باشد، به طور طبیعی از آن دفاع می کند.
تردیدی نیست که غیرت دینی یک ضرورت است، اما غیرت بدون پشتوانه معرفت به حدود الهی نمی تواند پا بر جا باشد؛ زیرا با اولین شبهه، انگیزه جانبداری خود را از دست می دهد. از این رو، در قرآن وروایات اسلامی اهمیت ویژه ای به معرفت و بینش مؤمنان داده شده است. کسی که
ص: 76
نمی داند چه سرمایه ای دارد، یا ارزش آن را نمی داند، با از دست دادن آن نگران نمی شود؛ اما کسی که به سرمایه خود و ارزش های آن توجه داشته باشد، در حفظ آن نیز تلاش می کند و در صورت از دست دادن آن ناراحت می شود.
خطابه یکی از عواملی است که احساسات و غیرت مردانگی را به جوش می آورد و پشت سر خود حرکت و جنبش ایجاد می کند.(1) و این حربه در جهت مثبت یا منفی همواره در جهان مورد توجه ملّت ها بوده است.
یکی از راه های کاربردی برای تقویت غیرت، تبلیغات هماهنگ مسئولان فرهنگی کشور از طریق فیلم، هنر، کتاب، مطبوعات و... است.
یکی از راه های تقویت غیرت دینی، تجلیل از غیرت مندان است؛ همان طوری که برای تقویت بنیه دفاعی، ورزشی، هنری، علمی و... از دست اندرکاران این مسایل تجلیل به عمل می آید، اگر غیرت مندان در جامعه مورد احترام و توجه قرار گیرند و افراد بی غیرت مطرود جامعه باشند. غیرت عمومی جامعه تقویت می شود.
ص: 77
حضرت علی علیه السلام همواره از غیرت مندان تجلیل می کرد که در این جا به چند نمونه اشاره می شود:
ابوذر غفاری یکی از این مردان است. او به شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم راست گوترین افراد در زیر آسمان بود و حنجره مقدسش سد راه متجاوزان و مانع زیاده خواهی فرصت طلبان اموی بود. در سال 30 هجری عثمان او را به بیابانی بی آب و علف تبعید کرد و فرمانی صادر کرد که کسی حق بدرقه او را ندارد و مروان را مأمور اجرای این فرمان شوم نمود، ولی علی علیه السلام به همراه حسنین علیهما السلام و قنبر بدون اعتنا به دستور عثمان به بدرقه ابوذر رفتند.
آن حضرت هنگام بدرقه، خشم مقدس ابوذر را ستود و غیرت دینی او را تمجید کرد و فرمود:
یا اباذر انَّک غَضِبت لِله فَارْجَ مَن غَضِبت له...
ای اباذر! تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی داشته باش که به خاطر او غضبناک شدی، این مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی، پس دنیا را که به خاطر آن از تو ترسیدند، به خودشان واگذار و با دین خود که برای آن ترسیدی، از این مردم بگریز... (1)
در سال 38 هجری قمری مردم مصر دست به قیام زده و حاکم اموی را به ذلّت کشاندند. در پی آن، حضرت علی علیه السلام مالک اشتر را با
ص: 78
عهدنامه معروفش به استانداری مصر منصوب کردند و در نامه ای که برای مردم مصر نوشت، از مردم غیور مصر تجلیل کرد که در برابر منکرات ایستادند و خشم مقدس خود را به نمایش گذاشتند. در بخشی از آن نامه آمده است:
از بنده خدا امیرالمؤمنین، به مردمی که برای خدا به خشم آمدند، آن هنگام که خداوند در زمین معصیت شد و حقّش از بین رفته بود. (زمانی که) ستم و تباهی خیمه خود را بر سر نیک و بد، مسافر و حاضر و بر همگان برافراشت؛ نه معروفی ماند که در پناه آن آرامش یابند و نه کسی از زشتی ها نهی می کرد.
سپس در معرفی مالک اشتر به روحیه والای او در نبرد با معاندان و خشم مقدس او اشاره کرده و می نویسد:
من بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای وحشت نمی خوابد و در لحظه های ترس، از دشمن روی بر نمی گرداند.
بر بدکاران از شعله های آتش، تندتر و شدیدتر است. او مالک بن حارث است... او شمشیری از شمشیرهای خداست که نه تیزی او کند می شود و نه ضربت آن بی اثراست... (1)
آن حضرت در خطبه ای دیگر، ضمن یادآوری یارانی چون عمار یاسر،
ص: 79
مالک بن تیهان، خزیمة بن ثابت انصاری ملقّب به ذوالشهادتین پس از گریستن برای مظلومیت خود، آنها را معرفی می کند و می فرماید:
دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند، سنّت های الهی را زنده و بدعت ها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی نمودند. (1)
آن حضرت در این سخنان سوزناک که با گریه ممتد همراه بود، از کسانی که با پای بندی به قرآن و فرایض، دارای غیرت دینی بوده و به احیای سنّت ها و مظاهر دین و نابودی ریشه های بدعت و بی دینی و مظاهر فساد و بی بندوباری همت می گماردند، تجلیل کرده و آنان را برادران خود می خواند و از جدایی آنان ابراز تأثر و اندوه می نمایند.
در سخن دیگر می فرماید:
رَحِمَ اللّه رَجُلًا رَأی حقّاً فَاعانَ عَلَیه او رَأی جَوراً فَرَدّه و کانَ عَونا بِالحقّ عَلَی صاحبه؛(2)
خدا رحمت کند آن کس را که حقی را بنگرد و یاری کند، یا ستمی را مشاهده کرده آن را نابود سازد و حق را یاری کند.
ص: 80
ص: 81
ص: 82
بايد توجه داشت كه تمامي احكام دين اسلام اعم از واجبات و محرمات در زندگي بشري بدون حكمت و منفعت نيست به عنوان مثال اگر در دين اسلام نماز واجب شده، به خاطر اين است كه انسان سركش نگردد و در همه حال خود را نيازمند پروردگار عالم بداند از اين رو بايد بگوييم؛ غیرت نيز كه يكي از احكام مربوط به بانوان است، حكمت ها و آثار مفيد و سازنده اي چه در زمينه ي فردي و چه در زمينه اجتماعي براي مردان و پسران به دنبال خواهد داشت.
غیرت و تعصبّ ناموسی یکی از عوامل اساسی عفّت و حفظ حریم خانواده است. کسی که برای ناموس خود حرمت قایل است و نسبت به آن تعصّب دارد، به خود اجازه نمی دهد که به ناموس دیگران خیانت کند.
او می داند که اگر به ناموس دیگران نظر سویی داشته باشد، به یقین ناموس او نیز مورد سوء نظر دیگران قرار خواهد گرفت. بنابراین، غیرتش به او اجازه بی عفّتی نمی دهد. علی علیه السلام فرمود:
«ما زنی غیورٌ قطُّ»(1)؛ شخص با غیرت هرگز زنا نمی کند.
ص: 83
هر اندازه این صفت اخلاقی در او تقویت شود، بر عفّتش افزوده می گردد.
علی علیه السلام فرمود:
عفّت هر انسانی به اندازه غیرت اوست. (1)
استاد شهید مطهری رحمه الله می فرماید:
انسان این حالت را دارد که هر چه بیشتر در گرداب شهوات فرو رود و عفّت و تقوا را از کف بدهد، احساس «غیرت» در وجودش ناتوان می گردد. شهوت پرستان از این که همسران آنها مورد توجّه دیگران قرار بگیرند رنج نمی برند و احیاناً لذّت هم می برند و از چنین کارهایی دفاع می کنند و افرادی که با شهوات نفسانی مبارزه می کنند غیورتر و نسبت به همسران خود حسّاس تر می گردند. این گونه افراد حتّی نسبت به ناموس دیگران نیز حسّاسند؛ یعنی وجدانشان اجازه نمی دهد که به ناموس دیگران بی حرمتی شود. (2)
بانوی محترمه و با عفّتی روزی به شوهرش گفت: قدر پاک دامنی مرا نمی دانی؛ من که اینگونه پاکدامن هستم، بیشتر به من احترام کن.
شوهرش گفت: عفّت تو بستگی به عفّت من دارد؛ این من هستم که تو را پاکدامن نگه داشته ام. آن روز بانوی مذکور، این سخن را از شوهرش
ص: 84
نپذیرفت، مدّتی از این ماجرا گذشت، روزی آن زن از بازار عبور می کرد، مرد هوسرانی به سوی او دست دراز کرد و لباس او را گرفت، ولی بی درنگ رها ساخت.
زن به خانه بازگشت و به شوهرش گفت: امروز در بازار، مردی با نظر بی عفّتی به من نگریست و مزاحم من شد، دست درازی کرد و چادرم را گرفت، ولی زود رها کرد.
شوهر گفت: اللّه اکبر، اتفاقاً من مدّتی قبل روزی به زنی نگاه کردم و لباسش را گرفتم، ولی بی درنگ توبه کردم و دستم را کشیدم. این برخوردی که به تو شده مکافات همان عمل من است.
زن گفت: اکنون دریافتم که سخن تو حق است که عفّت و پاکدامنی زن بستگی به عفّت و پاکدامنی شوهرش دارد، اگر شوهر به هر اندازه به ناموس دیگران خیانت کند، دیگران به همان مقدار به ناموس او خیانت خواهند کرد؛ چرا که جهان، دار مکافات است و خیانت به ناموس دیگران، نوعی قرض و بدهی محسوب می شود که دیر یا زود باید ناموسش آن را پرداخت کند.
به همان اندازه که بی تفاوتی و بی غیرتی زمینه ساز فساد و مایه آلودگی جامعه است، غیرت و حسّاسیت در برابر منکرات نقش باز دارنده ای دارد...، گاه یک انسان غیرت مند می تواند جوّ فاسد یک جلسه و محل را تغییر دهد و
ص: 85
افراد آلوده از چنین فردی حساب می برند.
جوانی بود که اگر به مجلسی می رفت و کوچک ترین گناهی در آن مجلس انجام می شد، عکس العمل نشان می داد. او می گفت: حتی در محیط پارک شد، جلو مفاسد را به تنهایی می گیرم.
جوان دیگری، آن چنان نسبت به مفاسد اجتماعی حسّاس بود که یک تنه در مقابل مفاسد می ایستاد. او می گفت: تا جان در بدن دارم هرگز در برابر صحنه های گناه خاموش نخواهم بود.
یکی از آثار غیرت ثبات و تحکیم خانواده است. جامعه ای که مردانش نگهبان و حافظ ارزش ها هستند، افراد مزاحم و هوسران امنیت ندارند. مردان، با خیال راحت به سر و کار زندگی خود می روند و زنان با آسودگی خاطر و بدون نگرانی می توانند در عرصه اجتماع ظاهر شوند و آن جا که مردم بی تفاوت باشند، دختران و زنان پاکدامن در اجتماع احساس امنیت نمی کنند.
آنان که در فکر و اندیشه و ارزش های الهی خود دارای صلابت و پایمردی هستند و اهل سازش و مداهنه نیستند، از عزت و محبوبیت خاصّی برخوردارند. بسیار دیده شده که یک محل و گاه یک شهر برای یک انسان مؤمن غیور که موقعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هم ندارد احترام
ص: 86
می نمایند واز او حساب می برند؛ برخلاف آنان که در خط حزب باد هستند و با هر موجی همسو می شوند؛ چنین افرادی در جامعه عددی محسوب نمی شوند و کسی از آنها حساب نمی برد. (1)
بی غیرتی وبی تفاوتی یک بیماری روحی است که به شکل های مختلف می توان آن را درمان نمود:
جوانی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: من عادت کرده ام که به نوامیس مردم نگاه کنم، درباره این گناه چه کنم؟
حضرت او را کنار خود نشاند و فرمود: آیا میل داری کسی با خواهر تو چنین رفتار کند؟
گفت: هرگز.
حضرت فرمود: تو هم می توانی این غیرت را داشته باشی که به ناموس دیگران نگاه نکنی. (2)
جوانی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد: اجازه می دهید من زنا کنم؟
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نزدیک بیا، جوان بلافاصله
ص: 87
نزدیک آمده و در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست.
حضرت فرمود: آیا دوست داری کسی با مادر تو زنا کند؟
جوان گفت: نه یا رسول الله.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: همین طور مردم نیز دوست ندارند کسی با مادرشان چنین کند.
سپس پیامبر فرمود: ای جوان! تو علاقه مندی دیگران با دختر تو بر خلاف عفّت حرکت کنند؟
جوان: نه فدایت شوم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: همین گونه دیگران نیز حاضر نیستند کسی با دخترشان چنین کند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: آیا تو راضی می شوی کسی خواهر تو را در آغوش بگیرد؟
جوان: نه ای پیامبر خدا.
جوان به کلی از سؤال خود پشیمان شد و درخواست دعا کرد. رسول خدا نیز او را دعا فرمود و او از آن عمل متنفر گردید و بدین گونه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به وسیله تحریک حسّ غیرت، آن جوان را نسبت به این عمل پشیمان ساخت. (1)
ص: 88
از این رو در روایات از همنشینی با برخی از افراد، نهی و نسبت به برخی از افراد توصیه شده است و کسی که بخواهد از این صفت رذیله رهایی یابد باید با افراد با غیرت نشست و برخاست کند. ج) توجّه به عواقب بی غیرتی یکی از راه های مقابله با پدیده بی غیرتی، تبیین آثار و عواقب بی غیرتی در قالب های گوناگونی چون هنر، خطابه، کتاب، موعظه و... است.والبته اگر هر فرد از عوامل بی غیرتی اجتناب کند غیرت مندی در وجودش تقویت شود. (1)
مرحوم نراقی در این زمینه می گوید:
«از جمله علل اصلی این صفت خبیثه، خود کم بینی و ضعف نفس است که نفس را یارای دفاع و حمایت از آنچه که شرع و عرف پشتیبانی و نگهبانی از آن را بر وی واجب و ضروری شمرده است ندارد و در این حالت است که قوۀ غضبیه که به عنوان پاسبان انسان به او ارزانی شده است از حالت عادی خود خارج شده، راه تفریط را می پیماید».
1. آهنگ های مبتذل: یکی دیگر از علل بی غیرتی، مشغول شدن به
ص: 89
ترانه ها و موسیقی های حرام و مبتذل می باشد که مرد را بی غیرت و زن را بی حیا می کند. چنانچه امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید: «اگر در منزلی چهل روز نوای موسیقی پخش شود، شیطان وارد شده، چنان قدرت نمایی کند که غیرت و حفظ ناموس را از او بردارد، آنچنانکه حتی اگر به ناموس وی هم تجاوز شود، در نزد او اهمیتی ندارد».(1)
2. حرام خواری: تصرف نمودن در اموال دیگران که از آن به خوردن مال حرام یا همان لقمۀ حرام یاد می شود؛ خواه ناخواه آثاری را در پی دارد که می توان آنها را به وضوح در منابع دینی و کلام بزرگان مشاهده کرد. یکی از آثار این پدیدۀ شوم، بی غیرتی است چرا که لقمۀ حرام در انسان تولید هوس نامشروع می کند و هوس نامشروع به آنجایی می انجامد که انسان نسبت به ارزش های مربوط به خود بی تفاوت[بی غیرت] می گردد. (2)
در پایان این بحث:
سازش و معامله بر سر دین و کوتاه آمدن از اصول، ارزش ها و مبانی دینی، نقطه مقابل غیرت دینی است که به غلط از آن با عنوان «تساهل و
ص: 90
تسامح دینی» یاد می شود که باید آن را مداهنه نامید.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«ایاکمّ و التَّهاوُن بِامر اللّه فَانَّه مَن تَهاوَنَ بِامرِ اللّه اهانَه اللّه یومَ القِیامَة»
از سبک شمردن امر خدا بپرهیزید. هر که امر خدا را سبک شمارد، خدا او را در قیامت خوار می گرداند.
برخی دانسته یا ندانسته بر این امر پا فشاری می کنند که باید ارزش های دینی را نادیده گرفت و در اجرای احکام دین باید سهل انگاری نمود!
آنان می گویند: در عصر مدرنیسم نباید نسبت به مسایل ارزشی سخت گیر و متعصبانه برخورد نمود، بلکه باید به همه سلیقه ها، ایده ها و رفتارهای ناروای افراد میدان بدهیم. اگر کسی خواست به فساد رو کند، یا به مقدسات توهین کند، یا علیه آن چیزی بنویسد، نباید از خود عکس العمل نشان دهیم؛ زیرا در یک جامعه همه مانند هم فکر نمی کنند و هر کس برای خود ایده ای دارد، اگر بخواهیم زندگی خوبی داشته باشیم باید تحمل کنیم.
طرفداران تساهل و تسامح با استناد به آیات قرآنی که در بردارنده مسائلی همچون ضرورت رفق و مدارا با پیروان دیگر ادیان، عدم خشونت و اجبار در قلمرو اندیشه و باور، واقع نگری و توان سنجی در احکام دینی، تبلیغ دین در حدّ یادآوری و پند دهی و نه تحکم و اجبار و.. . به اثبات دیدگاه خویش پرداخته اند. و به آیاتی چون: لا إِکراهَ فِی الدِّینِ متوسل شده اند که
ص: 91
معنا و بیان دیگری دارد.
«یرِیدُ اللَّهُ بِکمُ الْیسْرَ وَ لا یرِیدُ بِکمُ الْعُسْرَ»؛
خداوند برای شما آسانی را خواسته است و دشواری را نخواسته است.
خداوند نخواسته است کمترین حَرَج و حکم طاقت فرسایی بر شما وضع کند. (1)
«فَذَکرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکرٌ»؛
پس تذکر ده؛ زیرا تو پند دهنده هستی.
آنان که آیات فوق را مؤید تساهل و تسامح می دانند، آیات زیر را چگونه توجیه می کنند؟
«وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیدْهِنُونَ»
ناباوران به دین، دوست دارند تا با ایشان سازش کنی و با مسامحه روبه رو شوی تا آنان نیز با تو از در مسامحه وارد شوند.
إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»
یگانه دین پذیرفته شده نزد خداوند اسلام است.
«إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلائِکةُ»
آنان که گفتند: پرودگار ما اللّه است و سپس بر سر این ایمان پایداری ورزیدند. (2)
ص: 92
ص: 93
ص: 94
تربیت دینی یکی از گونه های تربیت است که در گونه های دیگر تربیت نیز نقش دارد. پدر به عنوان مدیر خانواده، نقش مهمی در تربیت فرزندان دارد که این نقش در تربیت دینی پررنگ تر است. با ما همراه باشید تا با نقش پدر در تربیت دینی فرزندان بیشتر آشنا شوید.
برخی به منظور تربیت دینی فرزندان، به گونه ای رفتار می کند که دین در کام فرزندانشان تلخ می گردد.
در مورد شروع زمان تربیت فرزند نظرهای مختلفی مطرح است، برخی سن 6 سالگی را برای شروع تربیت مناسب می دانند و برخی بیشتر، اما در این بین با توجه به روایات و آموزه های اسلام مبنی بر اثرپذیری جنین، برخی کارشناسان مذهبی بهترین زمان شروع تربیت فرزند را از دوران بارداری می دانند، زیرا معتقدند در این دوران و بعد از آن در دوره نوزادی و شیرخوارگی می توان طینت فرزند را با انجام یک سری اعمال و داشتن ملاحظاتی در اعمال خود، بخوبی و در مسیر بندگی پرورش داد.مواردی مانند شیر دادن به فرزند با وضو، شرکت نکردن در مجلس گناه ، مراعات های اخلاقی والدین در خانواده و موارد دیگری که در مقاله ای با عنوان “نوزادانی که با حیا می شوند” ارائه شده است. بدیهی است برای تربیت پسری با غیرت لازم است
ص: 95
ابتدا زمینه دل و ذهن او پذیرای مفاهیم دینی و اخلاقی باشد، چرا که «غیرت» چیزی جدا از ایمان و اخلاق نیست.
آنچه که در دوران کودکی به فرزند خود آموزش می دهید، نسبت به آموزش های سال های بعد، در طول دوران زندگی او پایدارتر خواهد بود و این آموزه ها، کمتر دچار تزلزل و دگرگونی خواهد شد. متأسفانه برخی از والدین پسر خود را تا دوران نوجوانی رها می کنند و بعد از آن بدون آنکه در کودکی غیرت ورزیدن را به او آموزش داده باشند، توقع دارند که فرزندشان، پسری عفیف و با غیرت باشد.
حضرت علی علیه السلام خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام فرموده اند: قلب کودک نورس مانند زمین خالی از بذر و گیاه است، هر تخمی که در آن افشانده شود به خوبی می پذیرد و در خود می پرورد. فرزندم؛ از دوران کودکی تو استفاده نمودم و خیلی زود در پرورش تو قیام کردم پیش از آن که دلِ تربیت پذیرت سخت شود و مطالب گوناگون، عقلت را اشغال نماید.(1)
بنابراین لازم است از دوران کودکی مفاهیم دینی و ارزشی را به کودک خود آموزش دهید تا بنیان های فکری او از ابتدا به درستی شکل بگیرد.
ص: 96
بهتر است از حدود 2 سالگی در نوع پوشش خود در خانه دقت کنید. مادران بهتر است لباس های خیلی باز استفاده نکنند، درست است که کودک دو ساله متوجه تفاوت های جنسیتی نمی شود اما از آنجا که پوشیده بودن را به عنوان یک ارزش باید درک کند، لازم است در محیط خانه و از طرف والدین حد معقولی از پوشش را ببیند. علاوه بر اینکه با رعایت پوشش مناسب توسط والدین، کودک خردسال زودتر از سن خود، متوجه جنبه های متفاوت جسمانی زن و مرد نخواهد شد.
همچنین والدین باید بیش از پیش مراقب رفتار زناشویی خود در مقابل فرزندان باشند و نیز در رفتار با محارم و نامحرمان در داخل و بیرون از منزل بیشتر مراعات کنند. حتی فیلم هایی که می بینند بصورت مستقیم بر حیا و غیرت کودک تأثیر می گذارد.
این ها نشان می دهد روابط همسران در خانواده تا چه حد بر سلامت اخلاقی کودکان تأثیرگزار است که متأسفانه برخی والدین با سهل انگاری در رعایت این حریم ها، آسیب های جبران ناپذیری را به فرزند خود وارد می کنند. بسیاری از مطالعات نیز نشان می دهد ریشه ی انحرافات جنسی افراد ناشی از عدم آگاهی والدین بوده است.
برای یک کودک هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که والدین با او
ص: 97
همبازی شوند. در چنین شرایطی آنچه که شما به کودکتان آموزش می دهید بر جان و قلب او می نشیند و به راحتی از بین نمی رود.
در قسمت قبل به 7 مورد از نکاتی که می توان در تربیت پسران بر مبنای غیرت، به کار برد اشاره کردیم. در این مقاله در ادامه ی نکات قبلی به مواردی خواهیم پرداخت که در ارتباط با بازی های کودکان می توان بکار برد تا به تدریج صفت غیرت را در فرزندان پسر پرورش دهیم.
با توجه به ورود موبایل های اندروید و تبلت ها به عرصه زندگی امروز، شاید کمتر پدر و مادری بتواند فرزند خود را از این ابزارها دور نگه دارد. بسیاری از والدین در سال های اولیه زندگی فرزند، موبایل و تبلت را از او دور نگه می دارند، اما در سال های بعد با رواج این وسیله در دست کودکان دیگر، به سختی می توان این گرایش کودک را کنترل کرد. حتی برخی کودکان 4ساله می توانند به تنهایی از اینترنت بازی های رایانه ای را دانلود کرده و بعد از نصب مشغول بازی شوند.
بنابراین به طور کامل نمی توان کودک را از تبلت و بازی های رایانه ای دور نگه داشت، لذا والدین باید راه های دیگری را برای مدیریت فرزند خود در استفاده از بازی ها بکار ببرند و بازی های مناسب را خود پیدا کرده و با زمان بندی مشخص که کودک نیز آن را درک کند، در اختیار او قرار دهند.
ص: 98
برای مثال در صورتی که فرزندتان را نمی توانید از بازی با تبلت دور نکه دارید، می توانید در طول روز یک ربع ساعت را برای او تعیین کنید و بازی مناسب با سن او را در اختیارش قرار دهید. سعی کنید از موضع خود کوتاه نیایید و بازی با تبلت را منوط به داشتن زمان بندی و برنامه ریزی نمایید. البته لازم به ذکر است که حتماً باید سرگرمی های دیگری را همیشه برای کودکتان آماده داشته باشید تا جایگزین زمان های استفاده از تبلت شود
واضح است که بازی های کودکان چه اندازه بر شکل گیری شخصیت آنان تأثیرگزار خواهد بود، نکته ای که دشمنان اسلام و انسانیت با علم به این موضوع تمام تلاش خود را برای به کنترل درآوردن ذهن نوجوانان و جوانان یک کشور، در قالب بازی های رایانه ای و اسباب بازی ها بکار گرفته اند. آنچه که ناخودآگاه در نتیجه این تولیدات غربی بر فکر و روح فرزندان ما سایه می افکند، این است که جنس قهرمان های کودک را بر مبنای سوپرمن های غربی قرار می دهد، هویتی که به شدت با مفهوم غیرت اسلامی و دینی در تضاد است.
علاوه بر داستان های این انیمیشن ها و بازی ها که فرهنگ غربی را به کودک القا می کنند، ظاهر شخصیت ها و قهرمان های آن ها نیز حائز اهمیت است. همیشه در کنار قهرمان داستان، یک زن با پوشش و ظاهر نامناسب
ص: 99
وجود دارد، که علاوه بر آموزش های نادرست در ارتباط با جنس مخالف، غیرت را در پسران از بین می برد.
در مقابل این کارتون ها و بازی های کامپیوتری حتماً باید در قالب های مختلف از جمله اسباب بازی، کتاب، لوازم التحریر و محیط های مذهبی، دائماً قهرمان ها و اسطوره های اسلامی و ملی را به کودک ارائه کرد تا ذهن او از این شخصیت ها خالی نباشد. پدر و مادر می بایست در مورد این اسطوره ها و قهرمانان با زبانی کودکانه با پسر خود صحبت کنند و ویژگی های یک قهرمان واقعی که همان داشتن غیرت دینی و اخلاقی است را با کلماتی زیبا به پسر خود آموزش دهند.
اگر کودک بازی نامناسبی را در تبلت خود دارد، باید والدین طوری آن بازی را حذف کنند که برای کودک جلب توجه نکند، برای مثال بازی که در آن کاراکتر دختر پوشش مناسب ندارد را باید طوری حذف کنید که پسر شما متوجه نشود دلیل اصلی حذف بازی جیست، تا بر روی آن دقیق و حساس نشود. دیدن هر روزه تصاویر نامناسب به تدریج اثرات منفی خود را خواهد گذاشت و قبح رفتارهای خلاف شرع را در نظر کودک خواهد ریخت.(1)
ص: 100
جنسیت همبازی خیلی مهم است. شاید در گذشته و زمان کودکی ما این مسئله چندان مهم به نظر نمی رسید و پسرها و دخترها تا 9سالگی هم با یکدیگر بازی می کردند و مشکلی به وجود نمی آمد. اما امروزه همزمان با از بین رفتن بسیاری از حریم ها در روابط زن و مرد، کودکان نیز بسیار هشیارتر و حساس تر به تفاوت های جنسیتی زن و مرد شده اند. لذا مانند گذشته نمی توان نسبت به همبازی های فرزندان بی تفاوت بود.
لازم است در این مورد با توجه به حسایست فرزند خود و حساسیت همبازی او نسبت به مسائل جنسی تصمیم بگیرید. باید این مدیریت را بصورت نا محسوس انجام بدهید، برای مثال اگر می بینید کودکی در خانواده ای تربیت شده که حریم محرم و نامحرم را رعایت نمی کنند و کودک آن ها زودتر از سن خود درباره مسائل جنسی صحبت می کند، ضروری است که رفت و آمدهای خود را با این خانواده محدود کنید و بالعکس با خانواده هایی بیشتر رفت و آمد کنید که این حساسیت ها را در مورد فرزند خود رعایت می کنند.
یکی از اثربخش ترین روش های تربیتی، قصه گویی است. در این روش ذهن کودک کاملاً در اختیار قصه گو است، بنابراین با بیان نکات
ص: 101
آموزنده در قالب قصه می توان کودک را به تفکر کردن در آن مورد وادار کرد و با هدایت ذهن او، نتیجه تربیتی مطلوب را به دست آورد. کار تربیت کودک با این عمل (که برای کودک بسیار شیرین است) بسیار آسان می شود.
برای انتقال مفهوم غیرت، که شامل غیرت دینی، ملی و ناموسی می شود، حتماً از داستان های اهل بیت علیهم السلام و داستان رشادت های امام حسین و حضرت عباس علیهم السلام و کودکان کربلا استفاده نمایید.(1)
همچنین داستان هایی از نوجوانی و جوانی رسول خدا صلوات الله علیه و دیگر پیامبران الهی می تواند بسیار اثرگزار و هدایت گر باشد. قرآن کریم نیز بسیاری از مفاهیم و ارزش ها را در قالب داستان هایی از پیامبران و اقوام گذشته که به «قصص قرآنی» معروفند، برای انسان بیان فرموده است.
فرزندان راه حل های مسائل و مشکلات زندگی را ناخودآگاه در بازی ها یاد می گیرند، پس چه بهتر که والدین گاهی همبازی کودک خود شوند تا در خلال بازی آنچه برای تربیت فرزند نیاز است را به او آموزش دهند. همبازی شدن با کودک علاوه بر اینکه فرصتی مغتنم برای آموزش وانتقال مفاهیم تربیتی به کودک است، سبب می شود با روحیات و علاقمندی های فرزندتان آشنا شوید. شاید در خارج از فضای بازی تا مدت ها متوجه
ص: 102
علاقمندی ها و گرایش های فرزندتان نشوید. می توانید از این شناختی که پیدا می کنید راه های جدیدی را برای انتقال ارزش هایی مثل غیرت ورزیدن، پیدا کنید.
پیامبر اسلام (صلوات الله علیه) فرمودند: کسی که کودک دارد باید در پرورش وی، کودکانه رفتار کند. (وسائل الشیعه، ج 21، ص 486) پس در همبازی شدن با کودکتان مهمترین نکته این است که شما نیز یک کودک شوید، در اینصورت است که می توانید بسیاری مفاهیم را در حد فهم کودک در بازی به او انتقال دهید. برای مثال در بازی اجازه دهید او نقش پدر را بازی کند و شما نقش فرزند را بر عهده بگیرید و در این نقش سعی کنید ویژگی های یک فرزند خوب را به نمایش بگذارید.
همچنین در حال حاضر بازی های مذهبی هم در بازار وجود دارد که ممکن است برخی از آن ها که می توانند انتقال دهنده مفهوم غیرت به فرزندتان باشند به اندازه ی بازی های دیگر جذابیت نداشته باشند، در اینصورت شما با همبازی شدن با کودکتان، این ضعف بازی را پر می کنید زیرا برای یک کودک هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که والدین با او همبازی شوند. در چنین شرایطی آنچه که شما به کودکتان آموزش می دهید بر جان و قلب او می نشیند و به راحتی از بین نمی رود.
ص: 103
راهکارهایی عملی : شما می توانید از 2 سالگی علاوه بر سوره های کوچک قرآن، شعرهای کودکانه را نیز به پسرتان آموزش دهید، همواره تلاش کنید شعرها و سرودهایی که القا کننده صفات نیک اخلاقی و ارزشی هستند، بیابید و به کودکتان آموزش بدهید. مفاهیمی مانند غیرت که شامل غیرت دینی و ملی نیز می شود را می توانید به راحتی به کمک اشعار و نقاشی های کودکانه به فرزندتان آموزش دهید. برای یادگیری این سرودها جوایزی ویژه در نظر بگیرید که محبوب پسرتان باشد.
راهکارهایی عملی : هیچ گاه نسبت به طرح و آرم لباس های فرزندتان بی تفاوت نباشید. همانطور که هجمه های سنگینی برای تغییر فرهنگ و سبک زندگی اسلامی از طریق مد و لباس وجود دارد، این هجمه در مورد لباس های کودکان بسیار شدیدتر است، در حالی که گاهی از نظر والدین پنهان می ماند.شخصیت های کارتونی و متن های انگلیسی که بر روی لباس های کودکان به ویژه پسرها طراحی می شوند، اغلب شامل مفاهیمی بر خلاف دین و ملیت هستند. شاید چند جمله ی انگلیسی حتی درباره طبیعت بر روی لباس کودک چندان اهمیت نداشته باشد، اما کودکان خردسال در سنینی هستند که از کوچک ترین نشانه ای در اطراف خود در حال
ص: 104
یادگیری هستند، لذا با دیدن دائمی این علائم در کودکی، به تدریج در بزرگسالی حساسیت خود را نسبت به ارحجیت فرهنگ ایرانی به فرهنگ غربی از دست می دهند و حتی در مواردی می توان گفت فرهنگ غربی را با ارزش تر و غنی تر از فرهنگ خود می پندارند.لذا شایسته است والدین نسبت به طرح لباس های کودکان بی تفاوت نباشند زیرا لازمه غیور بودن این است که هر فردی نسبت به ملیت خود و ارزش های جامعه ی خود نیز غیور باشد. (1)
در پایان لازم به ذکر است والدین باید در تربیت فرزند به ویژه در آموزش مفاهیم دینی و ارزشی جانب اخلاق و مدارا را رعایت نمایند و همواره با صبر و حوصله با کودک خود رفتار نمایند. بدیهی است چنانچه پدر و مادر در تربیت دینی فرزند با تندی و بی حوصلگی رفتار نمایند، نه تنها کودکان از یادگیری سرباز می زنند بلکه در نوجوانی و جوانی از این مفاهیم دل زده خواهند شد. همچنین بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام محبت کردن کودکان نه تنها ضروری بلکه حیاتی است و حتی عامل سعادت و نجات خود والدین خواهد بود. امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند متعال به مردی که بیشتر به فرزندش محبت کند، رحم می کند. (2)
ص: 105
برای نهادینه کردن غیرت در پسران ناگزیریم از بیان مبحث تربیت دینی در این خصوص مواردی در ذیل می آید:
اگر پدری می خواهد صدقه جاریه و باقیات صالحات برای خود تدارک ببیند، باید به تربیت دینی فرزندش اقدام کند تا هم در دنیا و آخرت از برکات فرزند صالح بهره مند شود و هم به دستور قرآن کریم و تکلیف الهی اش عمل کرده باشد؛ زیرا قرآن کریم می فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردید، خود و خانواده تان را از آتش دوزخ نگاه دارید.» پاین آیه نورانی، مسئولیت سنگین تربیت دینی اعضای خانواده را بر دوش سرپرست خانواده می نهد. علامه مجلسی در شرح این آیه، به چهار وظیفه مهم اشاره می کند که به وسیله آن، حفظ خانواده از آتش دوزخ امکان پذیر می شود:
1. دعوت به فرمان برداری از دستورهای خداوند متعالی؛
2. آموزش واجبات الهی که بخشی از آن در رساله های عملیه و بخشی دیگر در کتاب های اخلاقی آمده است؛
3. بازداشتن از زشتی ها و گناهان، و برچیدن زمینه گناه از محیط خانه؛
4. تشویق و ترغیب خانواده به همه کارهای پسندیده. به کارگیری این چهار حقیقت، تحقق این آیه نورانی است.
با توجه به ساختار دین، که از سه بخش اعتقادی، احکام و اخلاق
ص: 106
تشکیل شده، تربیت دینی در سه حوزه قابل پیگیری و برنامه ریزی است:
تربیت اعتقادی از دو جنبه مهم و ضروری است: نخست اینکه دین داری انسان، به باورها و اعتقادهای او بستگی دارد و دوم اینکه باورهای اعتقادی، پایه و اساس در بخش دیگر است؛ چنان که در روایات آمده است: «ایمان، انسان را به کارهای نیکو هدایت می کند».تا زمانی که انسان به یگانگی خدا و رسالت پیامبر باور نداشته باشد، نمی تواند به دستورهای آنها عمل کند و تا زمانی که به معاد، بهشت و دوزخ ایمان نداشته باشد و برای خود، زندگی دیگری پس از زندگی چند روزه دنیا نشناسد، زندگی دنیایی خود را به گونه ای دیگر رسم خواهد کرد. بنابراین، تربیت اعتقادی، بسیار مهم و ضروری است؛ از این رو، در قرآن کریم می بینیم که لقمان به تربیت اعتقادی فرزندش مبادرت کرده، می فرماید: «فرزندم، به خدا شرک نورز که شرک، ظلم بزرگی (به خداوند) است».
بنابراین، یکی از وظیفه های مهم پدر این است که برای ایجاد و تقویت باورهای دینی صحیح در فرزندش، متناسب با سطح رشد عقلی و شناختی او برنامه داشته باشد و از سوی دیگر، با چشمانی تیز و دقیق از سنگرهای اعتقادی خانواده خود محافظت کند تا فاسدان، اندیشه و اعتقاد خانواده و
ص: 107
فرزندانش را به تباهی نکشند. (1)
همان گونه که عمل صالح بدون باور و ایمان تحقق نمی یابد، ایمان نیز بدون عمل صالح پذیرفته نیست؛ چنان که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ایمان بدون عمل پذیرفته نیست». عمل صالح، پیروی از دستورهای خدا، انجام واجبات و ترک محرمات است و این یعنی عبادت و بندگی در برابر خدا، پس بخش دیگر تربیت دینی آن است که انسان در عمل نیز زندگی خود را بر اساس دستورهای الهی تنظیم کند و عبودیت و بندگی را آن گونه که شایسته است، به جا آورد. پدر در این زمینه نقشی بسیار پررنگ و مهم دارد. اگر پدر، روح عبادت، بندگی و تسلیم در برابر دستورهای الهی را در خود تقویت کند و آن را در عرصه خانه و زندگی به نمایش گذارد، می تواند امید داشته باشد که خانواده و فرزندانی مؤمن و باتقوا خواهد داشت. همان گونه که در ابتدای این نوشتار گفته شد، نقش الگویی پدر آن چنان قوی است که فرزندان همان گونه خواهند شد که پدر رفتار می کند، نه آنگونه که می گوید.
ص: 108
دین نورانی اسلام، دینی جامع است که برای تمام شئون زندگی انسان، برنامه و دستور دارد تا انسان با عمل بدانها، از یک زندگی سالم و سعادتمند دنیوی و اخروی بهره مند شود. یکی از جنبه های انسان، اخلاق است که اخلاق فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و... را دربر می گیرد. پدر در این زمینه نیز می تواند با رشد اخلاقی خود، به تربیت اخلاقی فرزندانش کمک کند.
پدر گرامی، با توجه به اهمیت و ضرورت تربیت دینی، لازم است به کتاب های مفصل در این زمینه مراجعه کرده، آگاهی تان را ارتقا دهید تا با توجه به اصول تربیتی و بهره گیری از روش های مناسب و اثربخش، به این امر مهم اقدام کنید؛ زیرا گاهی، برخی به منظور تربیت دینی فرزندان، به گونه ای رفتار می کنند که دین را در کام فرزندانشان تلخ، و آنها را از دین گریزان می کنند. از این رو، حساسیت موضوع به اندازه ای است که هر پدر دلسوز و مهربانی را بر آن می دارد که با مطالعه و آگاهی لازم، به تربیت دینی فرزندش اقدام کند. (1)
ص: 109
ص: 110
ص: 111
ص: 112
ایشان معتقد بود: فرضاً درعین حالی که به تربیت جهت دار نیاز دارد، این تربیت باید درعین انتخاب گری و آزادی باشد؛ سعی کنیم با نگاه یا عمل خود، اشتباهات فرزند را متذکر شویم. در هنگام راهنمایی فرزندان در کارها نگوییم: این طور که من می گویم باید انجام دهی؛. مراقبت از فرزندان (کنترل) باید غیرمستقیم باشد فرزندان را به هیچ وجه در حضور دیگران، خانواده و حتی در تنهایی تحقیر نکنیم. مهم است که فرزند همیشه احساس کند، حریم شخصی او از طرف والدین محفوظ است. هیچ گاه در صدد استهزاء و مقایسه فرزندان با دیگران نباشیم سعی کنیم با عمل آداب اجتماعی را به فرزندان یاد بدهیم. (1)
فرزند او می گوید:
در سال 49 پس از مراجعت از آلمان به تهران، یک روز که اصفهان بودیم،
ص: 113
چند نفر از بزرگان به دیدار پدرم آمدند. وقتی وارد جلسه شدیم، پدرم با هم دست داد. ما هم که به لحاظ سنی نوجوان بودیم، بدون توجه به نظر دیگران، باهمه دست دادیم و احوال پرسی کردیم. چون جاهای دیگر هم می دیدیم، وقتی پدرمان وارد جمع می شود به احترام با تک تک افراد دست می دهد. (1)
(باید) ارتباط دائمی و همیشگی با کارشناسان امور تربیتی داشت و مسائل مربوط به فرزندان را با آنان در میان می گذاشت. برای آگاهی بیشتر از وظایف خود در قبال فرزندان، عضو انجمن اولیا و مربیان مدرسه هم بود. مطالعه کتب تربیتی و روان شناسی از دیگر برنامه های او برای برقراری ارتباط سالم تر و مفیدتر با فرزندان بود. نظارت بر چگونگی مطالعات درسی و رفع مشکلات تحصیلی و فراهم کردن زمینه مناسب، از برنامه های شهید صیاد برای بهتر درس خواندن فرزندان بود. (2)
ص: 114
مادر شهید جعفر زاده پور درباره ایشان می گوید:
به من خیلی محبت می کرد. همیشه می گفت مادر، دعا کن که خداوند پسری به من بدهد تا او را عوض من که شهید می شوم، داشته باشی. وقتی هم که خدا دعایش را مستجاب کرد و صاحب پسری شد، هر وقت که می گفتم مادر، این بچه را بغل کن و نگهش دار، زیاد او را در بغل نمی گرفت و می گفت: اگر زیاد به پسرم دل ببندم، می ترسم دوری اش ناراحتم کند. من رفتنی ام؛ بهتر است که شما بیشتر به این بچه برسید.
سیره این شهید بزرگوار درباره تربیت فرزندان این گونه بود: به بچه های خود احترام زیادی می گذاشت؛ در سلام دادن به آن ها هم پیش دستی می کرد؛ فرزندانش را به نماز و روزه سفارش می کرد؛ همیشه دوست داشت بچه ها مثل خودش در مسجد و حسینیه حاضر شوند و در مراسم سوگواری ها شرکت کنند؛ همان طور که خود به پدر و مادر احترام می گذاشت، سفارش می کرد که بچه هایش هم همین طور باشند و به بزرگ ترها احترام بگذارند؛ سعی می کرد بچه ها با تقوا و با ایمان بزرگ شوند. (1)
ص: 115
پدر به مسائل شرعی ما اهمیت می داد: روی درس و تحصیل هم تاکید داشت و برای آن محدودیت قرار نمی داد، حتی وقتی برای ادامه تحصیل در خارج اجازه خواستم، اجازه داد. از دور مواظب کارهایمان بود و ما را با زبان خودمان امربه معروف و نهی از منکر می کرد. چیزی را با زور نمی قبولاند، حتی در مسائل شرعی. می گفت باید خودمان درک کنیم. اگر شب نمی سپردیم که برای نماز صبح بیدارمان کند، بیدار نمی کرد.
گاهی که شیطنت می کردیم، به اندازه ای که لازم می دید، با ما اخم و دعوا می کرد. اما اگر مسائل شرعی کوتاهی می کردیم، مثلاً دروغ گفته بودیم یا غیبتی می کردیم، سخت برمی آشفت و حتی گاهی تا سه روز قهر می کرد و فقط جواب سلام ما را می داد. اما باز هم اگر چیزی می خواستیم، غیرمستقیم می داد.
به مادر خیلی احترام می گذاشت. یک بار هم نشنیدم که نسبت به ایشان از کلمه "تو" استفاده کند. حتی وقتی مادر خواب بود، از بالای سرش رد نمی شد.
به درس ما اهمیت می داد. گاهی می گفت: چون وقت ندارم و نمی توانم به درستان برسم، سعی کنید از معلم ها تان استفاده کنید.
من به مدرسه شهید مطهری می رفتم. آن جا در کنار درس هایمان، زبان
ص: 116
عربی و انگلیسی هم یاد می دادند.
همیشه شاگرد خوبی بودم. کارنامه ام را که نشان می دادم، خوشحالی را توی چهره پدر می دیدم، آن وقت به بچه ها می گفت: شما هم سعی کنید نمرات تان به همین خوبی باشد.
به بچه ها سفارش می کنند: درس را کنار نگذارید. (1)
نمونه و مصداق واقعی از غیرت دینی، شهدای عزیز هستند که با مراجعه و بهره گرفتن از وصیت نامه آنها می توان بعینه مشاهده کرد.
پایان بخش کتاب تمثال و قسمتی از وصیت نامه شهدای بخش خیرگو، شهرستان لامرد، استان فارس (زادگاه مولف کتاب) آورده می شود.
امید که از شفاعت آن با غیرتان بهره جوئیم
ان شاء الله
ص: 117
عکس 1

عکس 2

شهید پرویز محبان(غیاثی) (دهستان کمالی،بخش خیرگو):
ما حفاظت گفتار داریم و اخبار جنگ را نمی توانیم بیان کنیم که مبادا دشمنان سوء استفاده کنند.
شهید منصور حیدری (روستای اندردهستان کمالی، بخش خیرگو):
در همه حال باید بدانیم بدهکار خدائیم و بدهکار این انقلاب.
ص: 118
عکس 1

عکس 2

شهید بهرام بذکار (روستای روگیر محمدتقی دهستان کمالی بخش خیرگو):
مادر مهربانم بدان که هر قطره اشک تو که به زمین ریحته شود گناهی است که بر گناهان من اضافه می شود و هر تکبیر الله اکبر تو ثوابی است که بر ثوابان من اضافه می شود.
شهید یوسف رئیسی مقدم (روستای قلعه مرادا، دهسان خیرگوبخش خیرگو):
به جوانان بگوئید امروز چشم شهیدان به شماست،بپا خیزید اسلام و خود را دریابید.
ص: 119
عکس 1

عکس 2

شهید سیف الله حسین پور(روستای محمدعلیا، دهستان خیرگوبخش خیرگو):
خواهرانم شما نیز از ام المصائب کربلا حضرت زینب سلام الله علیها که مصیبت ها دید تاسی بجوئید و حجاب خویش را مرافبت کنید و به دیگر خواهران نیز سفارش کنید.
شهید احمد خیرگو (مرکز بخش خیرگو):
اول پیرو خط امام امت باشید و دیگر از اخنلافات دست بکشید و همیشه در مسجدها و گروه هایی که از اسلام وقرآن هست بروید.
ص: 120
عکس 1

عکس 2

شهیدعباس علی پور (مرکز بخش خیرگو):
خواهر مهربانم تو آرزو داشتی که در حجله من شادی کنی بدان که حجله من سنگر است و شادی من روبه رو شدن با دشمن و شنیدن رگبار گلوله و الله اکبر.
شهید سیداحمد حسینی (مرکزبخش خیرگو):
وصیت من به همکلاسی ها و دوستان آن است که حافظ رهبر و دین و ناموستان باشید و درس هایتان را خوب بخوانید و سنگر درس و مدرسه را در همه حال مراقبت کنید.
ص: 121
عکس 1

عکس 2

شهید محمود باقری (مرکز بخش خیرگو):
دوستان و رفیقانم مرا حلال کنید و این راه مقدس را تا رمق در بدن دارید ادامه دهید تا ریشه صدام و صدامیان جنایتکار و تمامی ابرقدرت های شرق و غرب ریشه کن شود.
شهید بهرام پژوهش (روستای قلعه سهراب دهستان خیرگوبخش خیرگو):
وصیت من به نوجوانان و جوانان این است که از سنگر درس و مدرسه مراقبت کنید و مواظب توطئه های دشمنان قسم خورده این انقلاب باشید.
ص: 122
عکس 1

عکس 2

شهید محمد علی معصومی (چهارطاق مرکز دهستان خیرگو،بخش خیرگو):
توصیه من به برادران عزیزم این است که تنها راه نجات و اولین گام آن تزکیه و پاک شدن از آلودگی ها و شرک ها و...است و اینها هنگامی حاصل می شوند که انسان از یاد خداوند غافل شده باشد،در این موقع خداوند انسان را به حال خودش می گذارد.
شهید بهرام حسینی (روستای کتک دهستان خیرگوبخش خیرگو):
فراموش نکنید که شهیدان نظاره گر کارهای شمایند.
ص: 123
عکس 1

عکس 2

شهید سهراب آگاه
(روستای شرف آباد دهستان خیرگو، بخش خیرگو)
شهید اسماعیل شکری
(روستای قلعه سهراب دهستان خیرگو، بخش خیرگو)
ص: 124
عکس 1

عکس 2

شهید سید محمد رضوی
(مرکز بخش خیرگو)
شهید احمد ردگاه
(مرکزبخش خیرگو)
ص: 125
ص: 126
يکي از کمالات والاي انساني که اسباب آن را خداي متعال در وجود آدمي تعبيه کرده «غيرت» است. غيرت از خودپرستي ناشي نمي شود بلکه احساس خاصي است که خداوند براي حمايت از حريم زندگي خانوادگي ايجاد کرده است. در مرد، تمايل به عفاف و پاکي زن وجود دارد، همچنان که در خود زن نيز تمايل خاصي به عفاف وجود دارد. حسي که در مرد نسبت به همنوعان وجود دارد غيرت ناميده مي شود. حسادت و غيرت دو صفت کاملا متفاوت اند. ريشه حسادت، خودخواهي و از غرايز و احساسات شخصي است اما غيرت يک حس اجتماعي است و فايده و هدفش متوجه ديگران است. غيرت در آموزه هاي ناب اسلامي از چنان اهميت و ظرافتي برخوردار است که همواره به عنوان شاخصه بارز اهل ايمان و سرمايه انساني معرفي شده است. وجود غيرت در جامعه انساني تا آنجا ضروري و حياتي است که شارع مقدس اسلام در تشريع احکام نيز به آن عنايت داشته است. پژوهش حاضر
ص: 127
قصد دارد به بررسي مقوله غيرت و کارکردهاي آن در آموزه هاي ديني که در تعيين سرنوشت دنيا و آخرت آدمي تاثير به سزايي دارد، بپردازد.
غيرت شامل مواردي همچون غيرت انساني، غيرت ديني و غيرت ناموسي است و کارکردهاي گوناگوني دارد که مي توان به کارکردهاي اخلاقي غيرت (عزت نفس، ترويج مروت و جوانمردي) و کارکردهاي اجتماعي غيرت (حفظ خانواده، ترويج عفاف و جلوگيري از بي بندوباري) و نيز کارکردهاي سياسي غيرت (حفظ ارزشهاي انقلاب، ترويج فرهنگ مبارزه با استکبار، ترويج فرهنگ ظلم ستيزي و ياري مظلوم) اشاره نمود.
ص: 128
* قرآن کریم
* نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتي، قم، مؤسسه اميرالمؤمنين، 1378.
عربی
1. الکافى، محمد بن یعقوب کلینى، دار الحديث،قم، 1430 ه-.ق
2. الأمالی، الشیخ الصدوق، واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت، تهران، بی تا .
3. الأمالی، الشیخ المفید، کنگره شیخ مفید،قم،1413ق
4. المحاسن، احمد بن محمد البرقی، ناشردار الکتب الإسلامیة،تهران،1371
5. بحار الانوار، محمدباقر مجلسي، بیروت، 1405ه.ق
6. تاریخ یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، واضح یعقوبی، نجف 1358
7. تحف العقول، ابن شُعبه حَرّانی محدث شیعی، چاپ علی اکبر غفاری، قم، 1363ش.
8. تحریر الوسیله، امام خمینی، دارالعلم، قم،1379ش
9. سفينه البحار، مرحوم شیخ عباس قمی، فراهانی، تهران،1402ه.ق.
10. جامع السعادات، مهدی نراقی، ج 1، ص 301، اعلمی، بیروت، چاپ چهارم، بی تا.
ص: 129
11. شیخ عباس قمى، سفینة البحار، دار الاسوہ، قم،1344ه .
12. غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحدبن محمد آمدی، دارالکتاب الاسلامی، قم، بی تا .
13. فروع كافی، محمد بن یعقوب كلینی، با تصحیح محمد آخوندی، دارالكتب الاسلامیه، 1350 ه ش .
14. کنزالعمال، المتقي الهندي، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1401ه-/1981م.
15. مستدرک الوسايل، حسين بن محمد تقى نوری ، تحقيق: مؤسسه آل البيت، قم، آل البيت، 14ه . ق.
16. مکارم اخلاق،حسن بن فضل طبرسی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، بی تا.
17.مرآت العقول، العلامة المجلسي، دار الكتب الإسلاميّة، مصر، 1404 ه-.ق
18. ميزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، درالحدیث، قم، 1384ش
19. نفس المهموم، شیخ عباس قمى،دارالمحجه البیضاء، تهران، بی تا.
20. وسايل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملي، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1412 ه . ق.
فارسی
1. آداب زندگي، علي محمد عبداللهي، برکت کوثر، همدان،1392
2.آنچه بايد يک زن بداند، نویسنده اسدالله محمدی نیا، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، قم،1371
3. احکام خانواده، عبدالرحیم موگهي، شفق، قم، 1376 .
3. اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، مدرسه الامام علی بن ابی طالبعلیه السلام، قم، 1377ش، چاپ اول، ج 3، ص433.
ص: 130
4. اصل اخلاقي، محمد محمدی اشتهاردی، آستان قدس رضوی، شرکت به نشر،مشهد، 1397.
5. ترجمه تفسیر المیزان،محمدحسین طباطبایی، مترجم محمدباقر موسوی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی،قم،1378ش
6. سيرى در نهج البلاغه، مرتضى مطهرى، نشر صدرا، تهران، 1398
7. ترگل، عماد داوری، انتشارات اعتلای وطن، قم، 1399
8. روان شناسی تربیت نوجوان در سیره معصومین، اکبرشعبانی، مبین اندیشه، تهران، 1393.
9.شرح غررالحكم، عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی، شرح جمال الدین محمد خوانساری، انتشارات دانشگاه تهران،1346
10. مجموعه آثار؛ مطهری، نشر صدرا، تهران، 1398
11. مسئله حجاب، استاد مطهرى رحمه الله، نشر صدرا، تهران، 1398 .
12. مردان مریخی، زنان ونوسی، جان گری، شیرمحمدی، تهران،1393
9. نهج الفصاحه، مجموع سخنان و خطبه های رسول اکرم، گردآورنده ابوالقاسم پاینده، تصحیح و تنظیم عبدالرسول پیمانی و محمدامین شریعتی، اصفهان، خاتم الانبیاء، 1383.
10. اسلام و روان شناسی (مقاله)
11. معارفی از کیهان، علی پوریا (مقاله)
ص: 131
سایت
1. سایت پرسمان، https://www.porseman.com
2. سایت زن امروزی، https://www.zanemroozi.com به نقل از باحجاب
3. پایگاه اطلاع رسانی حوزه https://hawzah.net
4. سایت راسخون https://rasekhoon.net به نقل ازکتاب «همه صفحه پر از بابا (نقش پدری)، عباس آینه چی»
5. فرهنگ فارسی معین، https://www.vajehyab.com/moein
6. ویکی پدیا
7. ویکی فقه، بحث غیرت.
ص: 132
عکس 1

عکس 2

ص: 133