سرشناسه : حسینی نژاد، سیدمجتبی، 1359-، گردآورنده
عنوان و نام پديدآور : پژوهشنامه تربیت دینی فرزندان: نقش مادر در عفت دختران، نقش مادر در تربیت دینی فرزندان.../گردآورنده سیدمجتبی حسینی نژاد.
مشخصات نشر : قم: اثر قلم، 1400.
مشخصات ظاهری : 169 ص.
شابک : 400000 ریال:978-622-7581-32-4
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: 163 - 164؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : نقش مادر در عفت دختران، نقش مادر در تربیت دینی فرزندان... .
موضوع : تربیت خانوادگی -- جنبه های مذهبی -- اسلام
*Domestic education -- Religious aspects -- Islam
مادران و دختران -- جنبه های مذهبی -- اسلام
Mothers and daughters -- Religious aspects -- Islam
خانواده ها -- جنبه های مذهبی -- اسلام
Families -- Religious aspects -- Islam
تربیت اخلاقی-- جنبه های مذهبی -- اسلام
Moral education-- Religious aspects -- Islam
رده بندی کنگره : BP253/4
رده بندی دیویی : 297/644
شماره کتابشناسی ملی : 7590245
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب : خانم نرگس قمی
ص: 1
ص: 2
عفت مادر و تربیت فرزندان
كبری كریمی
ص: 3
ص: 4
تقدیر و تشکر [ از باب روايت نوراني «من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق]
این جانب از کلیه اشخاصی که در به ثمر رساندن اين پژوه-ش مرا ياري نمودند، کمال تقدیر و تشکر دارم .
همچنین به طور ویژه از «سرکار خانم نوروزي» و «سرکار خانم بختياري» که در این پژوهش مرا ياري رسانده اند کمال تقدیر و تشکر را دارم.
تقدیم به:
اين اثر پژوهشي، تقدیم به پیشگاه با عظمت و نوراني دخت نب-ي مكرم اسلام حضرت «فاطمه زهرا علیها السلام» آن که الگوي مادران و دختران در تمامي ابعاد زندگي به ويژه مسئله حجاب و عفاف بوده و هست و فرزند گرامیش آن که بشریت منتظر پاکی و عفاف جامعه به دستان مبارکش مي باشد تقديم می گردد.
ص: 5
ص: 6
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لَّازواجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ المُومِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَن يُعرَفنَ فَلَا يُو ذَيْنَ وَ كَان الله غُفوراً رَّحِيماً»؛
«ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو (هنگام خروج از منزل چادرهای خود را بپوشند . این کار برای این که (به عفت و پاکدامنی) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا و کوتاهی در زمینه عدم رعایت حجاب از آنها سر زده است) خداوند همواره آمرزنده رحیم است». (1)
در اسلام مسأله عفت در مباحث اخلاقی برای زن و مرد مطرح شده ولی تکیه بیشتر آن روی زنان است. چیزی که موجب تربیت صحیح فرزندان ما می شود در وهله ی اول مربوط به عفت مادر می باشد، یعنی مادر باید از خود شروع کند و به تمام ارزش ها و احکام الهی پایبند باشد و از شهوات و آلودگی ها خود را دور ن نگه دارد.
مادر محور اصلی زندگی فرزند است و نخستین انتقال دهنده اثرات ذهنی، فردی و اجتماعی می باشد.
ص: 7
بنابراین اگر مادری می خواهد فرزندانی با عفت تربیت کند باید بداند که چگونه می تواند نقش عفت را در آنها درونی کند. به عبارت دیگر بای-د ب-ه ابعاد عفت واقف باشد که چگونه و با چه روش تعلیمی می تواند به فرزندان خود اثرات مثبت عفت و خطرات بی عفتی را آموزش دهد و ای--ن گ-وه-ر گرانبها را در وجودشان به ودیعه گذارد. آنچه به نظر می رسد و می تواند تا حدودی به این سؤالات پاسخ دهد از قبیل: عفیف بودن مادر، تغذیه حلال، کنترل شهوت، تأثیر دوستان و همکلاسی ها، الگو برداری از شخصیت مهم در اسلام، آگاهی در روابط آنان و بسیاری مواردی دیگر.
ص: 8
پیشگفتار 7
مقدمه 13
فصل اول: مفهوم شناسی
1 - نقش 23
2 - عفت 24
3. مفهوم شناسی حجاب 24
رابطه عفاف و حجاب 25
4 - مادر 27
5 - تربیت 27
6- فرزندان 28
فصل دوم: ضرورت عفت از منظر آیات و روایات
گفتار اول: جایگاه عفت 31
فطری بودن عفاف 32
الف. آيات 34
ب. روايات 38
ص: 9
ج. عقل 40
د. سیره ی عملی عقلاء 40
گفتار دوم : دلیل قرآنی بر ضرورت عفاف 40
1. عفاف مردان 41
2. عفاف بانوان 42
3. عفاف در خانواده 44
4 عفاف جوانان 46
گفتار سوم : دلیل روایی بر ضرورت عفت 50
1. پاکدامنی 51
2. ضرورت حجاب و عفاف و پاک زیستی 52
فصل سوم: ابعاد و عوامل ایجاد و تقویت کننده عفت
گفتار اول : ابعاد عفت 64
1. عفت در ظاهر و پوشش 64
2. عفت در گفتار 70
3. عفت در رفتار (نگاه) 73
گفتار دوم : عوامل ایجاد و تقویت کننده ی عفت 82
1. تقویت ایمان 82
2. شناخت خود 83
3. همنشینی با افراد با حیا (نقش دوستی و معاشرت) 84
4. توجه به برکات حیاء و عواقب بی حیایی 86
5. وراثت 87
6. محیط 89
الف) محیط خانه و خانواده 89
ب) محیط اجتماع 91
ج) محیط جغرافیایی 93
ص: 10
فصل چهارم: آثار و مصادیق عفت
گفتار اول: آثار عفت و بی عفتی 100
اثرات عفت 100
الف: آثار فردی عفت 100
ب: اثرات اجتماعی عفت 103
آثار بی عفتی 104
الف: آثار دنیوی 105
ب: آثار اخروی بی عفتی 106
گفتار دوم: مصداق هایی از زنان و مردان عفیف در تاریخ گذشته و عصر حاضر 108
زنان و مردان عفیف در تاریخ گذشته 109
1. عفت حضرت یوسف علیه السلام 109
2. عفت حضرت مریم علیها السلام 110
3. عفت حضرت فاطمه علیها السلام 110
مصداق هایی از زنان عفیف در تاریخ معاصر 111
1. پیام بانو مجتهده امین (صاحب تفسیر مخزن العرفان به دختران) 111
2. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کنار جنازه بانوی با عفت 111
3. فریاد دختر با حجاب در کشور ضد دین 112
فصل پنجم : نقش مادر در ایجاد و حفظ عفت
گفتار اول : مادر بعنوان عامل مؤثر در ایجاد عفت و مراقبت از عفت 117
نقش مادر در ایجاد عفت 118
1. قبل از تولد 118
2. زمان بارداری 121
3. بعد از تولد 122
4. کودکی 123
5. نوجوانی 124
ص: 11
6. جوانی 126
نقش مادر در عفت دختر جوان 127
1. بالا بردن سطح آگاهی جوان 127
2. الگوسازی مناسب 128
الف. خانواده (مادر) 128
ب معلم 129
گفتار دوم : توصیه های اسلام به مادران در مورد عفت 132
1. ازدواج 132
2. مربی دختران 134
3. تفهيم ها 135
4. تعديل ها و تحمل ها 139
نتیجه گیری143
فهرست منابع 149
ص: 12
مادر به عنوان محور اصلی زندگی دختر، عمده ترین نقش را درباره ی او ایفا می كند در همه ی فرهنگ ها مادر نخستین كسی است كه دختر از او سرمشق می گیرد و از او نخستین اثرات ذهنی را كسب می كند. برای دختر، مادر همه چیز است كه موجبات آرامش و رفاه نسبی او می شود و به دلیل همانند بودنش می تواند نفوذ بیشتری بروی داشته باشد و مادر، آموزنده ی درس عفت و تقوا، عبادت و خلوص، پاكی و خداترسی برای دخترش می باشد
نقش الگوئی او برای دخترش آن چنان است كه آثار نیك رفتار برای مادام العمر در ذهن او باقی می ماند. در او خیرخواهی و خیراندیشی نسبت به دیگران و شاكله و جودی او از هر جهت بوجود می آورد.
بر این اساس كه تصویر شد «نقش عفت مادر» در تربیت دختر اگر با معیارهای تقوا و فضیلت همراه باشد نقطه حیاتی و مركزی جامعه آینده كلید می خورد.
برای پرورش فرزندان صالح و شایسته به خصوص دختر در درجه اول، پرورش دهنده و مربی او، باید از خصوصیات ویژه ای برخوردار باشد تا از آغوش پاك و از محیط سالم زندگی برخوردار باشند و این گل های قشنگ و آراسته و امیدبخش (فرزندان) برای جامعه پرورانده شوند.
ص: 13
هدف اصلی این کتاب، اگاهی از نقش عفت مادر در تربیت دختر، از دیدگاه اسلام، روان شناسی و علوم تربیتی است و این كه مادران عفیفه تا چه اندازه در تربیت دختران اثر گذارند و چگونه می توانند از دختران خود، مادرانی شایسته را پرورش و تحویل جامعه دهند.
بی تردید، اگر مادران به نقش مهم خود در تربیت فرزندان به ویژه دختران آگاه باشند و از شیوه های سازنده در این زمینه بهره گیرند می توانند افرادی شایسته و مفید را تعلیم و تربیت كنند.
طبیعی است با تحقق بخشیدن به عفت دختران، بسیاری از مشكلات اجتماعی كه امروزه تا حد زیادی وبال جوامع شده است، رفع خواهد شد؛ زیرا بیشتر ناهنجاری ها و نابسامانی های اجتماعی در جهان كنونی ناشی از بی توجهی مادران به وظایف خود و آشنا نبودن آنان با روش درست تربیت فرزندان است. لذا از مهم ترین ضروریاتی كه در این کتاب به آنها می پردازد عبارتند از:
1 - شناخت مادران نسبت به مسئله عفاف:
2 - آگاهی مادران از تفاوت بین حجاب و عفاف
3 - پرداختن به موضوع عفت به طور مستقل
4 - پی بردن به ابعاد عفت
موارد یاد شده از ضرورت های این کتاب است.
حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه ی بشرى و بویژه جوامع اسلامى مطرح بوده و هست. این دو واژه در کنار هم به کار برده مى شوند و در نگاه اول به نظر می آید هر دو به یک معنا باشند. اما با جستجو در متون دینى به تفاوت آن ها پی می بریم. در قرآن كریم خداوند متعال عفت را از صفات مؤمنین شمرده و چهار بار از ریشه ی عفاف استفاده شده است.
ص: 14
درباره ی موضوع «نقش عفت مادر در تربیت دختر» مستقلاً كتابی نگاشته نشده است. لیكن تألیفاتی از واژگان كلیدی آن یعنی نقش، مادر، تربیت - برای دختران و غیره نگاشته شده كه در این كتاب ها به موضوع عفت به طور كلی پرداخته اند و در خصوص نقش عفت مادر در تربیت دختر به صورت مختصر و گذرا صحبتی به میان آورده اند.
یكی از دغدغه های اصلی والدین تربیت فرزندان به خصوص دختران است.
و در تربیت آنچه بیش از همه نمود دارد، عفت می باشد كه خود مفهوم گسترده ای دارد و همه ابعاد تربیت را تحت تأثیر خود قرار می دهد. عفت یعنی «خود نگهداری در قلمرو شهوات و خواسته های نفسانی»(1)
در این جا مادر كه از جنس دختر است نقش تربیتی اش مؤثرتر می باشد. به همین خاطر باید به نحوه ی نقش آفرینی عفت خود در زمینه ی تربیت دخترش آگاهی بیشتر پیدا كند كه یكی از راه های آن مطالعه و آگاهی از رهنمودهای دینی است.
کتاب هایی كه مورد مطالعه قرار گرفته عبارتند از:
1 - كتاب سازندگی و تربییت دختران از آقای دكتر علی قائمی كه چاپ هشتم بهار 1387 از انتشارات انجمن اولیاء و مربیان تهران منتشر شده است این كتاب دارای 371 صفحه و یازده بخش و هر بخشی از آن حداقل دارای 3 فصل است كه بعضی از بخش های آن به 6 فصل هم می رسد. بخش اول كتاب مربوط به مسأله زنان در دوران های مختلف می باشد و در بخش دوم تا نهم كتاب مربوط به تربیت دختران در عرصه های گوناگون (عبادی - اجتماعی- حقوقی - اخلاقی و...) است بخش دهم به تربیت دختر در مراحل مختلف
ص: 15
اشاره دارد و بالاخره آخرین بخش یعنی یازدهم به زمینه های تربیت پرداخته است. دكتر قائمی در مقدمه كتابش در مورد زن اینچنین بیان می كند گمان ما اینست كه در طول تاریخ به دو گروه بیش از دیگر گروها ستم شده است. زنان و كودكان و ستمدیدگی این دومی تا حدودی مربوط است به مظلومیت آن اولی یعنی زن، هدف این كتاب بیشتر در مورد تربیت دختران چه در زمینه فردی و چه در زمینه ی اجتماعی می باشد و همچنین نقش هایی كه قرار است دختران در آینده بر عهده بگیرند مثل انتخاب شغل و خانه داری، از نكات مثبت این كتاب می توان به فصل بیست و سه با عنوان تربیت و عفت اشاره كرد كه نویسنده ابتدا مقدمه ای در مورد عفت و بعد ضرورت حفظ عفت و اهمیت آن برای دختران و اقداماتی كه باید در این مورد به كار گرفته شود پرداخته است اما موضوع عفت به این گستردگی را در هشت صفحه خلاصه كرده اگر این موضوع برای خوانندگان روشن تر می شد به امتیازات این كتاب می افزود.
2 - كتاب «پرسمان حجاب» پژوهشی در باب پوشش از دیدگاه قر آن از حجت الاسلام و المسلمین آقای حسین مهدی زاده كه چاپ پنجم آن در زمستان 1388 توسط انتشارات صهبای یقین قم منتشر شده است.
این كتاب در 208 صحفه در سه فصل نگاشته شده است. در این كتاب بعد از مقدمه ای در مورد حجاب كه بر گرفته از آیات قر آن می باشد در فصل اول كلیاتی را از بحث حجاب و پوشش بیان می كند و در پایان این فصل با پرداختن به این مسئله از دیدگاه قر آن و حدیث آن را مورد بررسی قرار می دهد. فصل دوم در زمینه ی چادر و جلباب و فواید آن سخن به میان آورده و در فصل سوم كه فصل پایانی است عوامل حجاب و بد حجابی و آثار مثبت و منفی این مسئله را با سؤال های زیبا و به روز بیان می كند و در آخر هم به جمع بندی و نتیجه گیری مطالب، با بیان راه كار به پایان می رساند. از مواردی كه در این
ص: 16
كتاب بسیار به چشم می آید طرح سؤالات روزمره به زبان پرسش گری است كه سائل آن طالب یاد گیری جواب آنها است که این حائز اهمیت می باشد و از مطالبی كه شاید بتوان بعنوان ضعف این مجموعه بیان كرد كلی گویی و بسط این مطالب در مورد سؤالات با جواب های كوتاه است كه می توانست با تشریح پاسخ ها باعث رونق هر چه بیشتر این مجموعه گردد.
3 - كتاب مسئله حجاب، نویسنده ی آن متفكر شهید استاد مطهری، چاپ هفتادوهفتم، سال 1387، انتشارات صدرا، دارای 250 صفحه و پنج بخش می باشد. بخش اول كتاب مربوط به تاریخچه ی حجاب و در بخش دوم علت پیدا شدن حجاب و بخش سوم فلسفه پوشش در اسلام و بخش چهارم ایراد ها و اشكال ها و در بخش پنجم: به حجاب اسلامی پرداخته است. حرف نویسنده و گروه روشنفكر و متدین انجمن اسلامی پزشكان این است كه ریشه ِ بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افكار و عقاید آنان باید جستجو كرد. فكر این نسل از نظر مذهبی آنچنان كه باید راهنمایی نشده است و از این نظر فوق العاده نیازمند توجه است. نویسنده احساس كرده گذشته از انحرافات عملی فراوانی كه در زمینه ی حجاب به وجود آمده این مسأله و سایر مسائل مربوط به زن وسیله ای شده در دست یك عده افراد ناپاك و مزدور صفت كه از این پایگاه علیه دین مقدس اسلام جارو جنجال تبلیغاتی راه بیندازند. بدیهی است در شرایط موجود كه نسل جوان از جنبه ی
مذهبی به قدر كافی راهنمایی نمی شود این تبلیغات آثار شوم خود را می گذارد اما به فضل خداوند فعالیت های قلمی این شهید چه در جراید و مجلات و چه به وسیله ی این كتاب اثر نیك محسوس داشته، از نكات مثبت آثارشهید مطهری این است گر چه در زمان خاص و توسط استاد به صورت سخنرانی بوده لیكن مؤلف با قلمی روان آن را به مخاطب القاء كرده است بیان شیوای شهید همراه با ذكر آیات و روایات. نگاه دقیق او به جامعه آن روز نشان از تسلط او
ص: 17
بر موضوع دارد. گر چه مؤلف در مقدمه اشاره به این دارد كه تمامی مطالب پس از استخراج از ضبط صوت عیناً پیاده شده ولی در برخی جاها اضافه ی برخی مطالب مشخص است در مسئله حجاب اصطلاحاتی سنگین با توجه به علم و آگاهی وافر استاد ایراد شده كه برای همه ی مخاطبین خصوصاً در سنین پایین مناسب نیست، باید تحصیلات و علوم انسان احاطه ی وسیع داشته باشد تا بتواند مسائل را به خوبی درك كند. در این كتاب فصل بندی و عنوان بندی زیبایی دارد و ارجاعات و پاورقی های آن از منابع دست اول همچون قرآن و روایات می باشد كه برای محققین جامع و كامل می باشد.
4 - كتاب «برای ریحانه» از حجت الاسلام والمسلمین آقای محمود اكبری كه چاپ سیزدهم آن در زمستان 1383 توسط انتشارات گلستان ادب قم منتشر شده است. این كتاب در 176 صفحه كه بعد از پرداختن به مباحث كلی و مقدماتی در مورد ارزش دختر در فرهنگ اسلامی و ارتباط و وظایف والدین در خصوص آن ها در 10 قسمت مطالب را بیان كرده است.
در این كتاب با كمك گرفتن از داستان های شیرین پیرامون دختران و نكته های كوتاه و ظریف و زیبا در این زمینه مخاطب را به خود جذب كرده است و شاید همین مطلب از موارد و نكات مثبت كتاب باشد اما نقد وارد بر این كتاب این است كه مطالب به صورت پراكنده نگاشته شده حتی فهرست كتاب نیز سازماندهی و فصل بندی نشده كه تا حدودی استفاده از این كتاب را دشوار می سازد.
لذا سعی بر آن شده که به نقش عفت مادر در تربیت فرزندان بپردازد عاملی كه بیشترین تأثیر را در این مهم ایفا می كند و کتب و مقالات معرفی شده به شكل منسجم به این موضوع نپرداخته اند سعی بر آن شده كه نقش عفت مادر، بر تربیت فرزندان با بیانی ساده و روان بررسی و مطرح نماید شاید
ص: 18
خدمتی در شناساندن این مهم، به مادران امروز و فردای جامعه انجام گیرد.
عفت ریشه در فطرت انسان دارد و از درون آدمی نشات می گیرد. یکی از بزرگ ترین فضائل انسانی عفت است و هیچ کس در سیر الی الله بدون داشتن عفت به جایی نمی رسد و در دنیا نیز آبرو و حیثیت انسان در گرو عفت است برهمین اساس آموزه های اسلام ناب بر عفت و پاکدامنی، فرزند صالح و شایسته است و هرچه عفاف بیشتر باشد، نقش آفرینی فرزندان به ویژه فرزند دختر در تاریخ بیشتر است.
در قرآن سه سفارش در زمینه عفت که شامل عفت در پوشش و گفتار و رفتار می باشد آمده است چرا که این سه بعد عامل تعیین کننده اخلاق و رفتار آدمی است که باز رعایت محدوده و حریم الهی می توان خشنودی پروردگار و سعادت دنیوی و اخروی را کسب کرد و تجاوز از این حریم ها عقوبت اخروی را به دنبال خود دارد و از طرفی عوامل مؤثر در عفت جمله: تقویت ایمان، شناخت ابعاد وجودی خود و ارزش مقام والای آدمی، نقش دوستی و معاشرت با افراد با حیا، توجه به برکات حیا و عواقب بی حیایی و .... که مادر با شناخت و تقویت آن می تواند مؤثر در تربیت فرزندش باشد.
مادر به عنوان عامل مؤثر در ایجاد عفت و مراقبت از عفت، از قبیل تولد، بعد از تولد، الگو سازی، تعامل مادر و دختر در عفت و توجه مادر به فرق عفت دختر و پسر و مراقبت های سازنده از قبیل: مراقبت اجتماعی، آمد و شد و خلوت ها در معاشرت ها ابراز محبت، دقت در روابط خود و همسرش، تقویت ایمان و عقیده و توجه به تهاجم فرهنگی و .... می تواند نقش موثری در عفت فرزندان خود داشته باشد.
ص: 19
ص: 20
ص: 21
ص: 22
برای اینكه دید خواننده نسبت به واژه ها و كلمات موضوع روشن تر
و وسیع تر گردد باید هر واژه را در معنای لغوی و اصطلاحی تعریف و توضیح و تفسیر كرد در معنای لغوی، واژه هایی كه می توانند به جای كلمه مورد نظر بكار روند، می آید و در معنای اصطلاحی به توضیح و تفسیر بیشتر واژه ی مورد نظر پرداخته می شود در این گفتار، واژه های كلیدی موجود در موضوع بررسی می شود كه به ترتیب عبارتند از: «نقش - عفت مادر - تربیت - فرزند»
كه این واژه به كار می رود هنگامی است كه اثر و نشانی روی زمین یا چیزی گذاشته شده و باقی مانده باشد.(1)جمع این كلمه نیز نقوش است. در تحقیق مورد نظر مراد از «نقش» معنای اخیر است یعنی «اثر و نشانی روی زمین یا چیزی گذاشته شده و باقی مانده باشد.» (2)
لغوی: پارسائی، نهفتگی، پاکدامنی، خویشتن داری
اصطلاح: عفت عبارت از: «ترک شهوات پست و پاکی جسد»(3)
کاربرد کلمه حجاب درباره پوشش زن اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است به کار می رفت. حجاب به معنای پرده، چادر، روپوش، روبند و آنچه با آن چیزی را بپوشانند و چیزی که مانع بین دو چیز دیگر باشد، آمده است. مقصود از حجاب اسلامی آن نوع پوششی است که بر اساس دستور قران کریم، زیبائیهای بدن زن را بپوشاند، خداوند در قران خطاب به زنان مسلمان می فرماید:
«لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ»(4)
زینت هایشان را آشکار نسازند.
ص: 24
برخی مفسران مصداق زینت را در این آیه شریفه، بدن زن می دانند. در اینجاذکر نکته ای ضروری خواهد بودوآن اینکه هنگامی که ازحجاب سخن به میان می آید، بی درنگ پوشش ونوع آن به ذهن می رسد و کمتر به حقیقت و روح حجاب و ریشه ها و مراحل شکوفائی آن پرداخته می شود. این در حالی است که برای یافتن راهکارهای مناسب و ترویج فرهنگ حجاب باید به لایه های زیرین آن هم چون حیاورزی و عفت گرایی نیز توجه کرد.(1)
عفاف بدون رعایت پوشش قابل تصور نیست. نمی توان به زن یا مردی عفیف گفت، در حالی که بدون پوشش یا با پوشش نامناسب در انظار عمومی ظاهر می شود. گرچه تفاوتهای رفتاری انسانی ریشه در تفاوت خلقت و فطرت، گرایش ها و منش ها دارد، در اسلام از نشانه های برجسته عفاف می توان به پوشش اسلامی (حجاب) اشاره کرد. شهید مطهری: در ذیل آیه 61 سوره نور چنین می نویسد: از جمله «ان یستعففن خیر لهن» می توان یک قانون علی را استنباط کرد و آن این است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف وستر (پوشش) را مراعات کندپسندیده تر است. میان حجاب وعفاف نیز ارتباط وجود دارد. عفت، حالتی نفسانی و درونی است که نمودها و جلوه های گوناگونی در نگاه، گفتار، راه رفتن و ...دارد. حجاب در حقیقت همان نمود و ظهور عفاف، در چگونگی و مقدار پوشش است. ازسوی دیگر، میان این دو واژه رابطه معنائی نیز وجود دارد.
حجاب در لغت به معنای پوشش، پرده و مانع است. به نگهبان، حاجب می گویند؛ چون مانع ورود بیگانگان در حریم و محیط خاص می گردد.
ص: 25
بنابراین، حجاب و پوشش زن به منزله حاجب ومانعی در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند ازسوی دیگر، مفهوم «منع وامتناع» در ریشه لغوی عفت نیز وجود دارد.(1)
بنابراین می توان گفت دو واژه «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک اند.
تفاوتی که میان منع وبازداری حجاب و عفت است، تفاوت میان ظاهر وباطن است؛ یعنی منع وبازداری در حجاب مربوط به حفظ ظاهر است، ولی منع و بازداری که در معنای عفت اخذ شده مربوط به باطن و درون است؛ چرا که عفت حالتی درونی است باتوجه به اینکه تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر یکی از ویژگی های عمومی انسان است، معمولاً میان حجاب و پوشش ظاهری با عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر وتاثر متقابل وجود دارد. بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر وبهتر باشد، در تقویت و پرورش روحیه باطنی و درونی عفت، تاثیر بیشتری دارد؛ وبالعکس، هرچه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد، حجاب و پوشش ظاهری بیشتر وبهتر می گردد بر این اساس، این دو معمولابا هم رابطه تنگاتنگی پیدا می کنند. به عبارت دیگر، درون پاک بیرونی پاک می پروراند و هرگز قلب پاک موجب باور شدن میوه ناپاک بی حجابی نخواهد شد و آیه قران به خوبی به این مطلب اشاره کرده و می فرماید:
«وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا»
زمین پاکیزه گیاهش به فرمان پروردگار می روید؛ اما سرزمین های بد طینت (وشوره زار) جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید.(2)
ص: 26
لغوی:
واژه «مادر» در واقع ترجمه «امّ» است كه «والده» باشد. البته «مام و ماما و مار هم گفته شده است.»(1)
اصطلاحی: كلمه «مادر» مفهوم گسترده ای دارد و وصف ناشدنی است ولی آنچه كه در كتب لغت به صورت معنای قالبی آمده این است كه ««مادر» زنی كه فرزند دارد، زنی كه یك یا چند بچه به دنیا آورده باشد.» اما مراد ما در این کتاب از واژه «مادر» یعنی؛ كسی كه پرورش فرزند را به عهده دارد چه در دوران حمل یا بعد از حمل تا شامل زنی كه فرزند را به دنیا نیاورده و تنها در تربیت او نقش دارد نیز بشود.(2)
لغوی: «تربیت مصدر باب تفعیل از ماده (ربی - یربو)، رشد دادن - پروردن، آموختن، پروردن كودك تا بالغ شود.»
اصطلاحی: «تربیت ادب و اخلاق به کسی یاد دادن یا فراهم کردن زمینه رشد یا شکوفائی استعدادها و به رساندن قوای نهفته یک موجود به فعلیت»(3)
ص: 27
لغوی: واژه فرزند پسر یا دختر هر مرد یا زنی نسبت به خود او
اصطلاحی: «فرزند نرینه و مادیّنه انسان است».
ص: 28
ص: 29
ص: 30
عفت یكی از بزرگ ترین فضائل انسانی است و هیچ كس در سیرالی الله بدون داشتن عفت به جایی نمی رسد و در دنیا نیز آبرو و حیثیت انسان در گرو عفت است. بر همین اساس آموزه های اسلام ناب بر عفت و پاكدامنی زن تأكید فراوانی دارد زیرا اولین اثر پاكدامنی، فرزند صالح و شایسته است و هر چه عفاف بیشتر باشد، نقش آفرینی فرزندان به ویژه فرزند دختر در تاریخ بیشتر است؛
لذا عفاف و پاكدامنی جزو ممدوح ترین صفات توصیه شده در اسلام می باشد چرا كه خصوصیاتی از قبیل پاكدامنی - وقار - حیا - متانت - حجاب، ارتباط مستقیم با عفت دارند و در واقع كم و زیاد شدن عفت در وجود انسان می تواند باعث كم یا زیاد شدن. هر یك از این خصوصیات شود و بالعكس و این نشان از اهمیت و جایگاه این فضیلت اخلاقی دارد پس از شناسایی جایگاه بحث به دلایل این بحث می پردازیم چرا كه آشنایی با دلیل های تبیین كننده هر بحث نشان از تسلط كمی و كیفی بر آن مبحث می باشد در اینجا ادله اصلی عفت دختر از جمله مادر و آشنایی با نقش كلیدی او روشن كننده مسیر اصلی بحث می باشد.
1 - فطری بودن عفاف. 2 - عقل. 3 - سیره عملی عقلاء 4 - آیات؛ كه در
ص: 31
قرآن كریم خداوند متعال عفت را از صفات مؤمنین شمرده است. 5 - روایات؛ در روایات نیز از عفت و پاكدامنی به برترین خصلت، برترین جوان مردی، پارسایی، محبوب ترین پاكی، خوی زیركان، رأس همه ی خوبی ها، شریف ترین صفات شریف و ... تعبیر شده است.
عفّت ریشه در فطرت انسان دارد و از درون آدمی نشأت می گیرد. غیرت، جوانمردی و کرامت نفسانی، همگی انسان را به عفاف دعوت می نمایند.
داستان حضرت آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش را اثبات می کند. در تورات (کتاب مقدس یهودیان که برای مسیحیان نیز مقدس است) می خوانیم:
«و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر، خوش نما، دلپذیر و دانش فزایی رسید، پس از میوه اش گرفته، بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند؛ پس برگ های انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتنن ساختند. ...»
بعد ادامه می دهد:
«و آدم، زن خود را حوا نام نهاد؛ زیرا که او مادر جمیع انسان ها است. و خداوند رخت هایی برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید.»(1)
بر طبق این متن، آدم و حوا لباسی نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهمیدند که عریانند که بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعداً خداوند لباسی از پوست به ایشان ارزانی داشت. در قرآن کریم در مورد داستان حضرت آدم علیه السلام و حوا چنین آمده است؛
ص: 32
«فَلما ذاقَا الشَّجَرَة بَدَت لَهُما سَوءاتُهمُا وَ طَفِقا یَخصِفانِ عَلیهِما مِن وَرَقِ الجَنة؛
آن گاه «که آدم و حوا از درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشکار گردید) و به سرعت، با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند.(1)»
طبق آیات شریفه قرآن کریم، حضرت آدم و حوا قبل از چشیدن درخت ممنوعه لباس (معنوی) داشته اند و بعد از آنكه با چشیدن درخت ممنوعه لباس خود را از دست دادند بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند.
این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگ ها (ولو به طور موقت)، از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی و یا تذکر هر یک به دیگری صورت نگرفته است، این اقدام بیانگر فطری بودن پوشش در انسان است و ثابت می کند که لباس و پوشش، به تدریج و بر اثر تمدن ها ایجاد نشده است، بلکه انسان های نخستین، یا به تعبیر بهتر، نخستین انسان ها، به طور فطری بدان گرایش داشته اند.(2)
تمام ادیان آسمانی، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند و جامعه بشری را به سوی آن دعوت کرده اند؛ چرا كه لزوم عفاف و حجاب به طور طبیعی در فطرت زنان به ودیعت نهاده شده است و احکام و دستورهای ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است؛ پس در همه ادیان الهی پوشش و حجاب زن واجب گشته است.(3)
اسلام که آخرین و کامل ترین دین الهی است لباس را «هدیه الهی»
ص: 33
معرفی نموده و وجوب پوشش زنان را با تعدیل و نظم مناسبی به جامعه بشری ارزانی داشته است. از انحرافات و یا افراط و تفریط هایی که پیرامون پوشش زنان وجود داشته است اجتناب نموده و در تشریح قانون، حد و مرزی متناسب با غرایز انسانی را در نظر گرفته است.(1)
امام علی علیه السلام فرمود:
«العفةُ اَفضَلُ الفُتُوة؛
عفت و پاكدامنی، برترین جوانمردی است.(2)»
عقل خالی از هوا و هوس، هر چیزی كه باعث عزت انسان و مانع از فساد اخلاقی شود را می پسندد.
بدین معنا كه چون انسان به اقتضای فطرتش عفت مدار و طالب زیبایی و نامانوس با زشتی و پلیدی است و عقل در جداسازی زیبا از زشت و نیك از بد به كمك او می شتابد. و راه را روشن می كند.
اصولاً آفریدگار هستی قبل از تشریع دین و وضع قوانین، فطرت انسان را به مواهبی عجین ساخته كه زمینه كارآمدی شریعتند، چنان كه از عقل به عنوان حجت باطنی تعبیر می گردد و از فطرت به عنوان خمیر مایه ی توحید. هر چه عفت در وجود انسان تقویت گردد، تكامل نیروی عقلانی قوی تر می شود.
در قرآن کریم خداوند متّعال عفّت را از صفات مؤمنین شمرده است.
آیاتی كه در قرآن به مقوله عفت توجه شده است عبارتند از:
ص: 34
1 - «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ، وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ، وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ، وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ، إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ، فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ(1)»
به راستى كه مؤمنان رستگار شدند و كسانى كه پاكدامنند، مگر در مورد همسران شان یا كنیزانى كه به دست آورده اند كه در این صورت بر آنان نكوهشى نیست، پس هر كه فراتر از این جوید آنان از حد درگذرندگانند.»
2 - «لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ (2)»
كسانی كه از حال آنها اطلاعی ندارند، به خاطر خویشتن داری و عفت ورزی ایشان گمان می كنند كه آنها غنی و بی نیازند. در این آیه شریفه، كنش بزرگ منشا «مناعت طبع» عفاف است، یعنی، خویشتنداری عزت نفس و امتناع از دست نیاز دراز كردن در مقابل دیگران، عفاف است.
3 - «وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافًا وَ بِدارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى بِاللّهِ حَسيبًا»(3)
در این آیه درباره ی شناخت زمان رشد و بلوغ یتیمان، به سرپرستان سفارش
ص: 35
می كند كه از دست یازی به اموال یتیمان خودداری كنند و عفاف ورزند. این آیه نیز خویشتن داری را عفاف خوانده است.
صاحب المیزان در تفسیر این آیه می فرماید:
«گاهی سرپرست یتیم فقیر است و چاره ای ندارد، جز اینکه برای رفع حوائجش برای یتیم کار کند، و از اجرت کارش حوائج ضروریش را برآورد ولی گاهی سرپرست یتیم ثروتمند است، در این صورت خدای تعالی می فرماید: هر کس که ثروتمند است طریق عفت در پیش گیرد و از مال یتیم چیزی را نگیرد و اگر فقیر است به طور شایسته از آن بخورد»(1)
4 - «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحًا حَتّى يُغْنِيَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الّذينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فيهِمْ خَيْرًا وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللّهِ الّذي آتاكُمْ وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنّ فَإِنّ اللّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنّ غَفُورٌ رَحيمٌ(2)»
و كسانی كه اسباب زناشویی نمی یابند، پاكدامنی ورزند تا خداوند از بخشش خویش توانگرشان گرداند. در این آیه شریفه، خویشتن داری، (استعفاف) را به رام كردن قوه ی جنسی اطلاق فرموده است.
5 - «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتي لا يَرْجُونَ نِكاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنّ وَ اللّهُ سَميعٌ عَليمٌ(3)»
و زنان یائسه ای كه امید زناشویی ندارند، گناهی نیست كه جامه ها (چادرهایشان) را فروگذارند، به شرط آنكه زینت نمایی نكنند و اگر پاكدامنی
ص: 36
بورزند (و چادر را فرو نگذارند) بهتر است و خداوند، شنوای داناست.
در زبان پارسی، از خویشتن داری در امور جنسی، به پاكدامنی تعبیر می كنند كه بخشی از معنای «عفاف» است. زیرا عفاف، مطلق خویشتنداری را گویند همان گونه كه از آیات ذكر شده از خویشتنداری با كلمه ی «استعفاف» و «تعفف» یاد شده است.
6 - «وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(1)»
و هر كس از شما از نظر مالى نمى تواند زنان [آزاد] پاكدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما كه مالك آنان هستید [ازدواج كند] و خدا به ایمان شما داناتر است [همه] از یكدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده شان به همسرى [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست گیران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نیمى از عذاب [= مجازات] زنان آزاد است این [پیشنهاد زناشویى با كنیزان] براى كسى از شماست كه از آلایش گناه بیم دارد و صبر كردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است.
ص: 37
7 - «وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الاُولَى»(1)
در خانه های خود بمانید و هم چون جاهلیت در میان مردم ظاهر نشوید.
به طور خلاصه می توان پیام های این آیه را به شرح ذیل بیان کرد:
1 - جایگاه زن در خانه است، اگر هم زن بیرون خانه می رود باید بدون خودنمایی باشد.
2 - خودنمایی و پوشش نامناسب، نشانة تمدن نیست، بلکه نشانة جاهلیت است.(2)
3-جاهلیت اول، نشان دهندة جاهلیت آخری است که ما امروز شاهد آن هستیم.
برترین پاكدامنی قناعت كردن است.
3 - امام علی علیه السلام می فرماید:
الصَّبرُ عَنِ الشَّهوَةِ عِفَّةُ و عَنِ الغَضَبِ نَجدةُ و عَنِ المعِصيَةِ وَرَع(1)؛
«بردباری در مقابل شهوت عفت و در مقابل خشم بزرگواری و در مقابل نافرمانی خداوند ورع است.»
4 - امام علی علیه السلام می فرماید:
الحِرفَةُ مَعَ العِفَّةِ خَيرُ مِنَ الغِني مَعَ الفُجوِر(2)؛
«پیشه وری با پاكدامنی بهتر از بی نیازی با بدكاری است.»
5 - امام علی علیه السلام می فرماید:
العفّةُ افضلُ الفُتَوَةُ(3)؛
«عفت برترین جوانمردی است.»
6 - امام علی علیه السلام می فرماید:
زَكاةُ الجَمالُ العِفاف(4)؛
«زكات زیبایی عفت است.»
7 - امام علی علیه السلام می فرماید:
العِفة ُرَأسُ كُلِّ خِير(5)؛
ص: 39
«عفت سرامد همه ی خوبی هاست»
طبق این روایات ثابت می شد كه عفت از واژه هایی است كه در فطرت انسان موجود است و حداقل از صدر اسلام مورد توجه بوده است و از مفاهیم و اصطلاحات جدید اخلاقی نیست.
نداشتن عفاف، مفاسد گوناگون و ناهنجاری های فراوانی در جامعه پدید می آورد و موجب از هم گسیختگی نظام خانواده می شود و آثار منفی روانی و اجتماعی در پی دارد. عقل سلیم همیشه حکم می کند که عفاف از عوامل خوشبختی و موجب سلامت و تکامل فرد و جامعه است.
اقوام و قبایل مختلف چه مسلمان و چه غیر مسلمان، عفاف را رعایت می کردند و برای عفاف اهمّیّت قایل بودند.
قرآن كریم عالی ترین مضامین انسان ساز و زندگی ساز را در خود دارد. بی شك اگر جوامع انسانی به این مضامین آسمانی عمل نمایند بی عفتی و رذایل اخلاقی از زندگی رخت بر بسته، فضیلت های اخلاقی و انسانی جای آن نشسته و جامعه ای ارزشی و سالم پدید می آید.(1)
ص: 40
آیه اول:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنّ اللّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ»(1)
ترجمه:
«به مردان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرم) فرو ببندد و فرج خود را حفظ كند، این برای آن ها پاكیزه است. خداوند به آن چه انجام می دهند آگاه است.»
آیه شریفه در راستای حفظ عفت عمومی در جامعه، دو وظیفه برای مردان مؤمن در نظر گرفته است:
وظیفه اول: چشمان خود را از نگاه به حرام فرو بندند. (یغضوا من ابصارهم)
یغضوا از ماده ««غضّ» دراصل به معنای كم كردن است و در بسیاری از موارد به كوتاه كردن و یا كم كردن نگاه گفته می شود.»(2)
چنان چه ملاحظه می گردد به جای «نگاه كردن» از تعبیر «كوتاه كردن نگاه» استفاده شده است و این تعبیر نكته ظریفی را در خود دارد و آن این است كه منظور از چشم پوشی ازنگاه مردان به زنان نامحرم این نیست كه آنان چشمان خود را ببندد، چرا كه چشمان بسته خطراتی در پیش رو دارد و اگر بنا باشد هر مردی با دیدن زنی نامحرم دیدگانش را ببندد سیستم زندگی از هم پاشیده می شود. بلكه منظور این است كه مؤمنین در مواجهه با زنان نامحرم
ص: 41
به گونه ای نگاه نكنند كه چشمان شان از نگاه به او پر شود، آنان باید برای لحظاتی شعاع نگاه خود را كوتاه كنند تا زن نامحرم از حوزه دید خارج گردد.
وظیفه دوم: حفظ عورت (وَ یَحفِظوا فروجَهُم)
منظور از «فرج» اشاره ای كنایی به عورت است كه در زبان فارسی از آن به دامان تعبیر می گردد.(1) این وظیفه، مردان را متعهد می كند تا عورت خود را در برابر نامحرم بپوشانند. به این ترتیب روشن می گردد كه پوشش، فقط اختصاص به بانوان ندارد بلكه مردان نیز تا حدی كه شرع مقدس اسلام آنان را ملزم كرده، باید پوشش داشته باشند.
اما زنان از جهت خصلت طبیعی كه همان جنبه خاص زنانگی، ظرافت، لطافت و جاذبیت است، با مردان، تفاوت محسوس و انكار ناپذیری دارند.(2)
آیه دوم:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنّ عَلى جُيُوبِهِنّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنّ أَوْ آبائِهِنّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنّ أَوْ أَبْنائِهِنّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنّ أَوْ إِخْوانِهِنّ أَوْ بَني إِخْوانِهِنّ أَوْ بَني أَخَواتِهِنّ أَوْ نِسائِهِنّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنّ أَوِ التّابِعينَ غَيْرِ أُولِي اْلإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنّ وَ تُوبُوا إِلَى اللّهِ جَميعًا أَيّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلّكُمْ تُفْلِحُونَ»(3)
ص: 42
ترجمه:
«بگو به بانوان با ایمان، نگاه شان را از نامحرمان فروگیرند. دامان شان را حفظ نموده و زینت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننما یند و روسری های خود را بر سینه افكنند (تا گردن و سینه آنان پوشانده شود) و زینت خود را آشكار نسازند مگر برای شوهران شان یا پدران شان یا پدرشوهران شان یا پسران شان یا پسران همسران شان یا برادرهای شان یا پسران برادران شان یا پسران خواهران شان یا زنان هم كیشانشان یا بردگان شان (كنیزان شان) یا افراد سفیه كه تمایلی به زن ندارند یا كودكانی كه از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند. پاهای خود را به نحوی بر زمین نزنند كه زینت آلات مخفی آنان معلوم شود و همه به سوی خدا توبه كنید، ای مؤمنان، باشد رستگار شوید.»
این آیه شریفه را می توان «منشور عفاف» نامید چرا كه عمل به محتوای آن راهگشای بن بست های اخلاقی و اجتماعی دنیای امروزاست. بی شك اگر جوامع مختلف بخصوص جوامع اسلامی به اسلام برگردند و به این آیات نورانی و نجات بخش توجه كرده و آن را زیربنای قوانین و مقررات خود قرار دهند. سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت را برای جامعه و مردم خود به ارمغان خواهند آورد.
در این آیه شریفه وظایفی درراستای ترویج فرهنگ عفت و پاك دامنی برای زنان مؤمنه مشخص شده است، ناگفته پیداست نقش زنان در گسترش فرهنگ عفت، نقش محوری و تأثیرگذار است.
وظایف بانوان عبارت است از:
1. هم چنان كه نگاه به زنان نامحرم برای مردان حرام است، زنان نیز باید از نگاه حرام به نامحرم خودداری كنند و در مواجهه با نامحرم افق دید چشمان
ص: 43
خود را كوتاه نمایند.
2. پاك دامنی زنان، پاكی جامعه را به دنبال دارد. لذا برای زنان لازم است همواره در حفظ دامن خویش از آلودگی، فساد و معصیت نهایت تلاش را به عمل آورند.
3. جلوه گری زنان در جامعه ممنوع است چرا كه همواره شكارچیان عفت با چشم ها و دل های ناپاك در پی یافتن شكار برای خود هستند.
4. آرایش و آشكار ساختن زینت آلات جز برای شوهر و محارم ممنوع است. بانوان مومنه باید نسبت به این مهم مقید باشند.(1)
5. مسایل شرعی از جمله مباحث محرم و نامحرم را به خوبی یاد گرفته و حریم آن را در خانه خانواده و جامعه پاس دارند.
6. زنان عفیفه به هیچ عنوان نباید تحت تاثیر القائات فرهنگی بیگانه و یا سنت های غلط رایج در جامعه كه با موازین دینی سازگاری ندارد قرار گیرند بلكه باید سنت ها و مدل های غلط و مفسده انگیز را در هم شكسته و آموزه های دینی را جا یگزین آن نمایند.
7. راه رفتن (رفتار، گفتار، كردار) زنان به گونه ای نباشد كه جلب توجه نماید.
آیه سوم:
«يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الّذينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الّذينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظّهيرَةِ
ص: 44
وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنّ طَوّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ اْلآياتِ وَ اللّهُ عَليمٌ حَكيمٌ»(1)
ترجمه:
ای كسانی كه ایمان آورده اید، بردگان شما و هم چنین كودكان تان كه به حد بلوغ نرسیده اند؛ در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند، پیش از نماز صبح، نیم روز؛ هنگامی كه لباس های (معمولی) خود را بیرون می آورید و بعد ازنماز عشاء، این سه وقت خصوصی برای شماست.
خانواده به عنوان هسته كوچكی از جامعه، نقش محوری در سعادت و شقاوت جامعه دارد. اگر خانواده های یك جامعه آراسته، فضا یل اخلاقی و تربیت دینی باشد آن جامعه نیز مزین به فضایی معنوی خواهد بود و اگر در خانواده ها بجای حاكمیت دین، گناه، فساد، رذایل و بی بند و باری و بی عفتی حاكم باشد طبیعتاً جامعه نیز از آن تأثیرپذیر است.
اسلام برای این كه جامعه، جامعه ای عفیف باشد راه كارها و دستورات مختلفی را ارائه نموده است.
یكی از این راهكارها سالم سازی فضای خانواده است به نحوی كه عفت و پاك دامنی در خانه ها و خانواده ها نهادینه گردد و فرزندان از همان سن كوچكی، عفاف را تمرین نمایند تا در آینده شخصی عفیف گردند. برای نیل به این هدف مقدس در این آیه شریفه ازاولیاء خواسته شده است:
1. نسبت به انتقال و آموزش مسا یل دینی و احكام شرعی به خصوص عفت و پاك دامنی فرزندان، جدیت به خرج دهند چرا كه مسوؤلیت تربیت دینی خانواده به عهده آنان است و در روز قیامت باید نسبت به این وظیفه
ص: 45
پاسخگو باشند.(1)
2. محل استراحت خود را از محل استراحت فرزندان تفكیك نموده و در زمینه زناشویی مراقبت های لازم اخلاقی را در محیط خانه به عمل آورند.
3. فرزندان را توجیه كنند كه در ساعات مخصوص استراحت والدین به حریم پدر و مادر تعرض نكنند و در صورت ضرورت قبلا با پدر و مادر هماهنگ نموده و برای ورود به اطاق آنان اجازه بگیرند.
4. اوقات خاص استراحت پدر و مادر معمولا پیش از نماز صبح، نیمروز (ظهر) و انتهای شب (بعد از نماز عشاء) می باشد كه باید توجه فرزندان را به این مسأله جلب نمود.
5. پدر و مادر برای ساعت استراحت خویش برنامه ریزی نمایند تا فرزندان نیز خود را با آن ساعات وفق دهند.
آیه چهارم:
«وَ لْيَسْتَعْفِفِ الّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحًا حَتّى يُغْنِيَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الّذينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فيهِمْ خَيْرًا وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللّهِ الّذي آتاكُمْ وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنّ فَإِنّ اللّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنّ غَفُورٌ رَحيمٌ»(2)
ترجمه:
«و آن هایی كه وسیله ازدواج نداشته باشند باید عفت پیشه كنند تا خداوند آنان
ص: 46
را از فضلش بی نیاز سازد.» ازدواج یك نیاز فطری است نیازی مانند همه نیازهای دیگر از قبیل گرسنگی، تشنگی و ... هم چنان كه همه نیازها و غرایز بشری باید ارضاء گردد، غریزه جنسی هم باید پاسخ داده شود، اسلام به هیچ وجه موافق سركوب غرایز نیست بلكه معتقد است غرایز باید طبق برنامه ای شرعی و اخلاقی پاسخ داده شود.
كلید ارضاء غریزه جنسی ازدواج است، ازدواجی مشروع منطبق بر اصول اخلاقی و اسلامی، ازدواجی ساده و بی پیرایه.
اما متاسفانه شرایط امروز به نحوی است كه مردم از فرهنگ ازدواج اسلامی فاصله زیادی گرفته اند و توقعات، تجملات، سخت گیری ها، آداب و رسوم غلط، چشم و هم چشمی ها، این مسأله آسان و ساده را به مسأله ای پیچیده و غیرقابل دسترس مبدل كرده است. بسیاری از جوانان شب ها و روزها را در آرزوی داشتن همسری مهربان و باوفا می گذرانند و چه بسا برخی از آنان آلوده به گناه و معصیت می شوند و قربانی فرهنگ بی بند و باری، مدپرستی، فساد و فحشا گشته و رواج بی عفتی، بدحجابی، برهنگی، مدپرستی، اینترنت، ماهواره، نشریا ت مبتذل هویت دینی و اخلاقی آنان را تهدید می كند.
لذا خداوند متعال دراین آیه شریفه به یاری افرادی می آید كه به دلایل فوق یا به هر دلایل دیگر زمینه ازدواج برایشان فراهم نیست و به آنان گوشزد می فرماید كه شرایط، محیط، مشكلات و موانع مجوزی برای ارتكاب گناه نیست. آنان باید مراقب باشند كه عفت و پاك دامنی خود را از دست نداده و در مواجهه با امواج تهاجم فرهنگی و ضد اخلاقی تقوا پیشه نموده و به فضل خداوند امیدوار باشند.
بدیهی است دژ محكم عفت و امید به فضل الهی روحیه ی این افراد را
ص: 47
قوی كرده و آنان را در مواجهه با گرفتاری ها و مشكلات یاری خواهد كرد.(1)
آیه پنجم:
«يا أَيّهَا النّبِيّ قُلْ ِلأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللّهُ غَفُورًا رَحيمًا (2)»
ترجمه:
«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنه بگو جلباب ها (روسری های بلند) خود را بر خویش فرو افكنند. این كار برای این كه (از كنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است...»
در شأن نزول این آیه آمده است: گروهی از زنان مسلمان به مسجد رفته و پشت سر پیامبر صلی الله علیه وآله نماز می گذارند، هنگام شب، موقعی كه برای نماز مغرب و عشاء می رفتند بعضی از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنان می نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنان را آزار داده و مزاحم آن ها می شدند. آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را به طور كامل رعایت كنند تا به خوبی شناخته شوند و كسی بهانه مزاحمت پیدا نكند.(3)
بر این اساس:
1. خطاب خداوند تمام زنان مؤمنه است و دستور حجاب شامل همه آن ها می گردد.
2. پوشیدن لباسی كه معرف شخصیت زن برای تامین عفت و آبروی او باشد، لازم است.
ص: 48
3. به هروسیله ممكن باید بهانه را از دست افراد بیمار و هرزه گرفت.
4. نوع لباس مردم در جامعه می تواند معرف شخصیت، دیدگاه، مكتب و هدف آن ها باشد.
5. سرچشمه بسیاری از مزاحمت های هوس رانان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آنها است.
6. زنان با حجاب باید با حضور در صحنه، جو عمومی عفاف و پاكدامنی را حفظ كنند و فرصت مانور را از هوس بازان بگیرند.
آیه ششم:
«وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنّ وَ لا تَبَرّجْنَ تَبَرّجَ الْجاهِلِيّةِ اْلأُولى.(1)»
ترجمه:
«و در خانه های خود بمانید و هم چون جاهلیت در میان مردم ظاهر نشوید.»
«قرن» از ماده وقار به معنای سنگینی است و كنایه از قرار گرفتن در خانه هاست، «تبرج» نیز به معنای آشكار شدن در برابر مردم است و منظور از «جاهلیت اول» ظاهراً همان جاهلیتی است كه مقارن عصر پیامبر صلی الله علیه وآله بود و به طوری كه در تواریخ آمده، در آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند و دنباله روسری های خود را به پشت سر می انداختند به طوری كه گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره های آنها نمایان بود. خداوند متعال در این آیه زنان پیغمبر را توصیه فرموده كه مانند زمان عصر جاهلیت نباشند. هر چند این حكم یك حكم عام است و تكیه آن بر زنان پیامبر صلی الله علیه وآله به عنوان تاكید بیشتر است.
به طور خلاصه می توان پیام های این آیه شریفه را به شرح ذیل بیان كرد:
ص: 49
1. جایگاه زن در خانه است، اگر هم زن بیرون خانه می رود باید بدون خودنمایی باشد.
2. خودنمایی و پوشش نامناسب، نشانه تمدن نیست، بلكه نشانه جاهلیت است.
3. جاهلیت اول، نشان دهنده جاهلیت آخری است كه ما امروز شاهد آن هستیم.(1)
آیه هفتم:
«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا(2)»
ترجمه:
(ای همسران پیامبر: شما هم چون یكی از زنان معمولی نیستید اگر تقوی پیشه كنید) بنابراین به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید كه بیماردلان در شما طمع كنند و سخن شایسته بگویید.
زنان، هنگام سخن گفتن و برخورد با نامحرم باید جدی، خشك و البته به طور معمولی سخن بگویند نه هم چون زنان سبك سر، كمبود شخصیت خود را با سخنان تحریك آمیز و الفاظی توام با ناز و شهوت جبران كنند. چرا كه این حركات و ژست ها جامعه را به سوی بی عفتی پیش می برد و بیماری های روحی را تشدید می نماید.
آمیخته شدن زندگی انسان ها با خصلت نیكوی عفت، زندگی را در
ص: 50
عرصه های مختلف معنادار و مستحكم نموده راحتی، آسایش، شخصیت و آرامش واقعی را برای آنان به ارمغان می آورد. و نسلی سالم، آینده ای پر بار، محیطی معنوی و جامعه ای عفیف و سربلند را در پی خواهد داشت، در مقابل اگر انسان ها از این خصلت حسنه دور باشند و در منجلاب فساد و بی عفتی بیفتند چیزی جز پشیمانی، لذت زودگذر، عقیده، خودخوری، شرمساری، جنون و صدها آفت جسمی و روحی به دست نخواهند آورد. چه بسایك لحظه هوس رانی و فاصله گرفتن از عفت یك عمر پشیمانی و اندوه، را برای آن ها به بار خواهد آورد.
با بررسی در مضامین دینی به گونه های مختلفی از عفت بر می خوریم كه هر كدام در جایگاه خود اهمیت به سزایی در رشد و تعالی انسا ها دارند. در این گفتار اشاره ای اجمالی به آن ها می افكنیم.
عَن أمیرَ المؤمنین علیه السلام قالَ:
الفَضائِلُ أربعةَ أجناسَ: أَحَدَها: الحِكمَةُ، وَ قوامِها فِي الفِكرةِ. وَ الثاني: العِفّةُ، و َ قَوامُها فِي الشَّهوَةِ. وَ الثالِثُها: القوّةُ، وَقَوامُها فِي الغَضَبِ. وَ الرابِعُها: العَدلُ، وَ قَوامُها فِي اِعتدالِ قَوَى النَّفس.(1)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:
فضیلت بر چهار گونه است: 1 - حكمت كه موضع آن فكر است. 2 - عفت كه موضوع آن شهوت است. 3 - قوه و نیرو كه موضوع آن غضب است. 4 - عدالت كه موضوع آن اعتدال نفسانی است.
ص: 51
اصول اخلاقی انسانی 3 چیز است: قوه شهویه، قوه غضبیه، قوه عاقله؛ هر یك از این سه قوه را از جهت فعلیت و تجلی می توان به سه قسم تقسیم كرد: حد افراط، تفریط، حد اعتدال... . و هر یك از این قوه را اثری ویژه در روان و كردار آدمی است و در این باره باید گفت: حد اعتدال قوه غضب «شجاعت» است و حد افراط آن «تهور» و تفریط آن را «جبن» گویند همچنین اعتدال «قوه عاقله» كه آدمی را به خیر و نیكی فرا می خواند و از بدی و اعمال ناپسند باز می دارد «حكمت» است و حد افراط آن را «جُربزه» و تفریط آن «غباوت» خوانده می شود، و «قوه شهویه» نیز اگر در حد اعتدال خویش قرار گیرد، «عفت» نام دارد و اگر به حد افراط برسد «شره» و تفریط آن «خمود» نامیده می شود.(1)
1 - امیرالمؤمنین علی علیه السلام در ضمن گفتاری به فرزندش امام حسین علیه السلام می فرماید:
«وَ اَکفُف عليهنَّ مِن اَبصارهِنَّ بِحجابِک اياهُّنَّ، فَاِنَّ شِدَّةِِ الحجاب خيرٌ لَك.»
«و از طریق حجاب و پوششی مراكز بانوان، آنها را بپوشان، چرا كه رعایت حجاب به طور جدّی و محكم، زنان را به طور سالم تر و پاك تر، حفظ خواهد كرد.(2)»
2 - امام صادق علیه السلام فرمود:
ص: 52
«لا يَنبَغي لِلمَرأةِ أن تُجَمِّرَ ثَوبَها اِذا خَرَجَت بيتهِا؛
برای زن هنگام خروج از خانه شایسته نیست كه لباسش را خوشبو كند.(1)
3 - رسول اكرم صلی الله علیه وآله در گفتاری، دو دسته را اهل دوزخ خواند و فرمود:
«صِنفان مِن أهلِ النّار: لَم أَرهُما بعدُ، قومُ مَعَهُم سياقٌ كَاذنابِ البَقَر يَضربونَ النّاسَ بِها، و نِساء....
الف: ستمگران تازیانه به دست، كه با تازیانه خود، مردم را می زنند.
ب: و نساءٍ كاسياتٍ عارياتٍ مميلاتٍ مائلاتٍ، رؤسَهُّنَّ كاسنِمَةِ البُختِ المائِلَة
دسته دوم زنان بد حجاب و برهنه ای هستند كه با زرق و برق خود را به مردم نشان داده و هوس های آنان را به سوی خود جذب می كنند، موهای آن ها همچون كوهان های شتر سبكسر عربی است.(2)
4 - حضرت رضا علیه السلام فرمود: پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله هفت دسته را لعنت كرد از جمله:
المُتغافِلُ عَلي زَوجَتهِ و هُوَ الدَّيُّوثُ:
مردی كه در حفظ عفت همسرش، مسامحه می كند، و پوشش او را نادیده می گیرد، چنین مردی دیّوث است.(3)
5 - پیامبر اكرم از وصف بهشت سخن به میان آورده سپس فرمود: خداوند
ص: 53
می فرماید:
و عِزَّتيِ وَ جَلالي و اُرتفِاع مَكانيِ لَا يَدخُلكِ مُدمِنُ خَمرٍ و لا مُصِّرَّ عَلَى رِباً و لا فتّانُّ وَ هُوَ النَّمامُ و لَا دَيُّوثٌ وَ هُوَ الذَّي لا يَغارُ وَ يُجتَمَعُ في بَيتهٍ عَلَى الفُجُورِ؛ «سوگند به عزت و جلالم، بر تو (ای بهشت) وارد نمی گردد آن كس كه:
1 - همواره شراب می خورد. 2 - همواره ربا می خورد. 3 - نمام و سخن چین. 4 - و همچنین دیّوث یعنی كسی كه در مورد حفظ عفت ناموسش غیرت نمی ورزد و در خانه اش انحراف جنسی و بی ناموسی جریان دارد.(1)
6 - پیامبر از ماجراهای دیدنی های شب معراج در آسمان ها
سخن به میان آورده یازده نفر از زنان را شمرد كه به سخت ترین كیفر الهی عذاب می شدند از جمله فرمود:
زنی را دیدم به موهایش آویزان شده و مغزش می جوشید او زنی بود كه در دنیا موی خود را از نامحرمان نمی پوشانید. نیز زنی را دیدم كه گوشت بدنش را می خورد او زنی بود كه در دنیا چهره و بدنش را برای نامحرمان می آراست.
نیز زنی را دیدم كه گوشت بدنش با قیچی هایی بریده بریده می شد. او زنی بود كه در دنیا خود را در معرض تماشای نامحرمان و در اختیار آنها می گذاشت.
نیز زنی را دیدم كه صورت و بدنش می سوخت و زباله های درون شكمش را می خورد. او زنی بود كه در دنیا بین زن و مرد نامحرم روابط نامشروع بر قرار می ساخت.(2)
ص: 54
7 - امام صادق علیه السلام در مورد وارد كردن جنازه زن به قبر فرمود:
و المرأَةُ تُوخَذُ عَرضاً فانَّهُ اشتَر؛
جنازه زن را از ناحیه عرض (نه طول) گرفته شود (و وارد قبر گردد) زیرا چنین كاری برای پوشش بدن زن پوشاننده تر است.(1)
8 - هنگامی كه بازماندگان شهیدان كربلا را به صورت اسیر به مجلس یزید بردند نگاه یزید به حضرت سكینه دختر امام حسین افتاد دید گریه می كند پرسید چرا گریه می كنی؟ سكینه در پاسخ فرمود:
كيفَ لا يَبكي مِن لَيسَ لَهُ ساتِر يَستُرُ وَجهَها عَنكَ وَ عَن جُلَساء مَجلِسِك.
«چگونه گريه نكنند كسي كه پوشش براي او نيست تا چهره خود را از تو و حاضران در مجلس تو بپوشاند؟»(2)
9 - نَهَي رسُولَ اللهِ اَن يُدخَلَ عَلي النساءِ اِلّا بِاذنِ الا ولياءِ.
«پیامبر از ورود بر زنان بدون اجازه اولیاء آنها نهی كرد.»(3)
10 - كیفر بی ناموس:
امام صادق فرمود: خداوند به موسی وحی كرد كه به مردم بگو:
«لا تزنوا فترني نسائكم كما تدين تدان»
«زنا نكنید كه موجب آن می شود تا با زنان شما زنا شود چرا كه همانطور كه با
ص: 55
دیگران رفتار كنید آنها نیز با شما همان رفتار كنند.»(1)
11 - پیامبر صلی الله علیه وآله می فرماید:
«اِنَّ اللهَ يُحِبُّ الحَيّيِ المُتَعفِّفُ، و يُبغِضُ البذّيَّ السّائلَ الملحِفُ؛(2)
«خداوند شخص باحیای با مناعت طبع را دوست دارد و از درخواست كننده وقیح سمج نفرت دارد.»
12 - امام علی علیه السلام می فرماید:
«ما المُجاهِدُ الشهيدُ في سبيلِ الله بأعظَمَ أجراً ممَّن قَدَرَ فَعفَّ، لكادَ العفيفُ اَن يكونَ ملكاً مِنَ الملائكَةِ.
«كسی كه در راه خدا جهاد كند و شهید شود اجرش بزرگتر از كسی نیست كه بتواند گناه كند و عفت ورزد، انسان پاكدامن نزدیك است كه فرشته ای از فرشتگان خدا شود.»(3)
13 - امام علی علیه السلام می فرماید:
«العّفةُ رأسُ كلِّ خيرٍ؛
عفت، سرآمد هر خوبی است.»(4)
ص: 56
14 - امام علی علیه السلام می فرماید:
«العّفةُ أفضَلُ الفُتوة؛
عفت، برترین جوانمردی است.»(1)
15 - امام علی علیه السلام می فرماید:
«العّفافُ يَصونُ النّفسَ و يُنَرِّّّ هُما عَنِ الدَّنايا؛
«عفت، نفس را مصون می دارد و آن را از پستیها دور نگه می دارد.»(2)
16 - امام علی علیه السلام می فرماید:
زكاةُ الجمالِ العفاف؛
زكات زیبایی عفت است.(3)
16 - امام صادق علیه السلام می فرماید:
(عِّفوا عَن نِساءِ النّاسِ تَعِفَّ نساؤُكُم)؛
«نسبت به زنان مردم عفت ورزید، تا نسبت به زنان شما عفت ورزند.»(4)
18 - قال رسول الله صلی الله علیه وآله:
«أَََََََََكثَرُ ما تلجُ بِهِ اُمَّتِيَ النّارَ الأجوَفانِ: البَطنُ وَ الفَرجُ(5)»
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله می فرماید:
ص: 57
(بیشتر امت من به سبب دو میان تهی به آتش می روند: شكم و شرمگاه.)
19 - قال رسو الله صلی الله علیه وآله:
(انّ موسيc آَجَر نفَسُه ثمانِيَ سِنينَ، أو عَشراً، عَلي عِفّةِ فَرجِهِ و طَعامِ بَطنِهِ؛)
«پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
موسی علیه السلام در قبال پاك نگه داشتن شرمگاه و غذای شكمش خود را به مدت هشت یا ده سال به مزدوری در آورد.»(1)
20 - قال الامام الباقر علیه السلام:
ما عُبِدَ اللهُ بِشيءٍ أفضَلَ مِن عِفَّةِ بَطنٍ و فَرجٍ؛(2))
«امام باقر علیه السلام می فرماید: خداوند به چیزی برتر از پاك نگهداشتن شكم و شرمگاه عبادت نشده است.»
21 - امام علی علیه السلام می فرماید:
اَفضَلُ العِبادَةِ عِفّةٌ البَطنِ وَ الفَرجِ؛
«بالاترین عبادت، عفت شكم و شهوت است.»(3)
22 - «امام باقر علیه السلام نیز نقل كرده اند:
«ما مِن عِبادَةِ أفضَلَ عِنّدَاللهِ مِن عِفّةِ بَطنٍ وَ فَرجٍ(4)»
«هیچ عبادتی نزد خداوند برتر از عفت شكم و دامن نیست.»
ص: 58
«و هنگامی كه كسی به ایشان عرض كرد كه من در انجام اعمال نیك ضعیفم و نمی توانم نمازهایی فراوان بخوانم و روزه های بسیار بگیرم ولی امیدوارم كه تنها مال حلال بخورم و نكاح حلال بكنم.»
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«ايُّ الإجتهادِ أفضَلُ مِن عفَّةِ بطنٍ و فرجٍ؛
چه جهادی (كوششی) برتر از عفت شكم و دامن است.(1)»
23 - رسول خدا صلی الله علیه وآله نگرانی خود را از بی عفتی در امت خود چنین اظهار می كند:
«ثلاثٌ أخاُفهُنَّ عَلى أُمّتی مِن بَعدی: الضَّلالةُ بَعدَ المَعرِفَةِ و مَضَّلات الفِتَنِ و شَهوَةُ اُلبَطنِ و الفَرجِ»
«پس از خود، از سه چیز بر امتم هراسانم؛ گمراهی بعد از معرفت، فتنه های گمراه كننده و شهوت شكم و دامن» و در بیانی دیگر می فرمایند: «بیشترین عامل ورود امّت من به جهنّم، پیروی از شهوت شكم و دامن است.(2)»
24 - نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله می فرماید:
«خيرَ الغِني غَنيِ النَفس(3)»
بهترین بی نیازی ها استغناء نفس است. اگر، عزت و شخصیت و بزرگی را طالبید و اگر می خواهید محبوب همه كس باشید، عفت نفس داشته باشید و
ص: 59
به آنچه در دست مردم است طمع نداشته باشید.
25 - الامام صادق علیه السلام:
فَاِنَّما شيَعةُ عليٍّ مَن عَفَّ بَطنُهُ و فَرجُهُ و اَشَتَّد جِهادُهُ و عَمِلَ لِخالِقِه و رَجا ثوابَهُ و خافَ عِقابَهُ، فاذا رأيتَ فاولئكَ شَيعةُ جعفرٍ.
در حقیقت شیعه علی علیه السلام كسی است كه عفت بطن و فرج دارد. (در عبادت و مبارزه با نفس سختكوش است) برای آفریدگارش كار می كند، به پاداش او امید دارد و از كیفرش بیمناك است؛ هر گاه چنین افرادی را دیدی (بدان كه) آنان شیعه جعفری اند.(1)
در این فصل با بررسی آیات و روایات جایگاه عفت و ضرورت آن مورد بررسی قرار گرفته، که قطعا هر انسان ذی شعوری می پذیرد که با رعایت دستورات اسلام در حفظ حریم، ثمرات فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی برای او به همراه دارد.
ص: 60
ص: 61
ص: 62
دین مقدس اسلام - به عنوان آیین جامع و کامل خداوند متعال - نه تنها با ظهور خود، شخصیت معنوی و حقوقی زنان را احیا نمود و آنان را در شخصیت انسانی و تحصیل کمالات معنوی با مردان برابر و یکسان دانست و جلوی ظلم ها و جنایت ها و تعدی های مردان به آنان را گرفت، بلکه به خاطر حرمت و حفظ شخصیت آسمانی زنان و به جهت این که خلع سلاح نشوند و کارایی جاذبه های آن ها از دست نرود و شأن معشوق بودنشان نزد همسران و خانواده های خویش محفوظ و مستدام باشد، در حمایت از آنان و هم چنین حفظ انسانیت و عفت عمومی، دستورهایی حکیمانه مبتنی بر لزوم رعایت عفت و حیا در ابعاد گوناگون صادر نموده است؛
قرآن کریم، که تنها کتاب بی نظیر انسان شناسی و روان شناسی است و انسان را تفسیر و نیازهای حقیقی او را تشریح می کند، جلوه های عفت زنان را بیان فرموده تا در تشخیص مصادیق آن به اشتباه نیفتند و حرمت شان شکسته نشود و عفت و اخلاق عمومی نیز جریحه دار نگردد و ضمن بیان های گوناگون تشویقی و هشداری، رعایت آن امور عفیفانه را توصیه و واجب نموده. در اینجا مادر كه مهم ترین نقش در تربیت و عفیف كردن دخترش را دارد باید دامنه و ابعاد عفت را بداند و اینكه هر یك از این بُعدها چه مسائلی را شامل می شود به این طریق با رعایت آن ها در حد اعتدال باقی می ماند كه مورد تأیید عقل و
ص: 63
شرع است و عفتی همه جانبه دارد. از طرفی دیگر عوامل تأثیرگذار بر این ابعاد را هم باید بداند تا آنها را تقویت كند یا از بین ببرد لذا در این فصل سعی شده به این مهم ابعاد پرداخه شود تا یك مادر به آگاهی های لازم در مورد ابعاد عفت و عوامل ایجاد كننده و مؤثر بر آن دست یابد.
برخی از دانشمندان مِن جمله مرحوم مطهری مطرح كرده كه «پوشش» معادل (سِتر در زبان عربی) است که این تعبیر در قرآن و روایات و کلمات فقها هم به کار رفته است. ستر در لغت به معنای پوشش و آن چیزی است که به وسیله آن چیز دیگری پوشانده می شود.
در قرآن، در ماجرای ذوالقرنین، ستر به همین معنا به کار رفته است:
«حَتَّی اِذَا بَلَغَ مَطلِعَ الشَّمسِ وَجَدَها تَطلُعُ عَلی قَومٍ لّم نَجعَلَ لَّهُم مِن دُونها سِتراً(1)؛
تا اینکه زمانی که به محل برآمدن خورشید رسید، آن را چنان یافت که بر قومی طلوع می کرد که برایشان در برابر آن پوششی قرار ندادیم.»
اما در روایات، عنوان ستر برای پوشش بدن به كار رفته است. برای نمونه در روایتی از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: روزی رسول الله با جمعی از اصحاب در هوایی ابری و بارانی در بقیع نشسته بودند که زنی سوار بر الاغ ار آنجا گذشت. پای حیوان در گودالی فرو رفت و زن به زمین افتاد. در این هنگام حضرت روی خود را بر گرداند. دیگران گفتند که زن شلوار بر تن
ص: 64
داشته است. رسول الله پس از دعا در حق زنانی که شلوار بر تن می کنند و در صدد پوشش مناسب تری اند، فرمود:
«ایُّها النّاس اتَّخذوا السَرا ویلاتِ. فانّها مِن اَسترثیِا بِکُم و حَصِّنوا بها نِسائکم اذا خَرَجنَ(1)؛
«ای مردم! شلوار را به عنوان پوشاک بر گزینید که از پوشاننده ترین لباس های شماست و به وسیله آن زنانتان را هنگامی که خارج از خانه می روند امن و محفوظ بدارید.»
آن چه در اسلام درباره پوشش زنان مورد نظر است نه لباس خاصی بلكه پوشش خاصی است؛ به عبارت دیگر، آن چه از نظر شارع مهم می باشد اندازه و حدود پوشش است و ویژگی خاصی مدنظر نیست.
به لحاظ میزان پوشانندگی لباس زنان را در دو نوع پوشش سر و بدن باید در نظر گرفت؛ پوشش سر برای پوشاندن موی سر و گردن و گریبان كه در ایران پوشاك معمول برای این امر روسری یا مقنعه است(2) و پوشش بدن برای پوشاندن اعضای بدن به جز مچ دست به پایین كه اكنون مانتو یا پالتو متداول است. اما پوشش در گذشته با بلند گرفتن لباس صورت می گرفت، كه در حال حاضر جوراب و كفش معمول است.
نمونه معمول برای پوشش بهتر بدن و در بر گرفتن سر و بدن زنان، در ایران چادر است، این نوع پوشش گاه به صورت روسری های بلند (آن چه در زبان
ص: 65
عربی به آن نصیف گفته می شود و تا نیمه بدن می افتد)
نیز دیده می شود.(1)
پوشش برای زنان واجب شده چرا كه تمام اندام و موهای زن برای مردان؛ خصوصاً جوانان، جذاب و وسوسه انگیز است؛ لذا دین مقدس اسلام به جهت پیشگیری از انحراف فکرها و تباهی قلب ها، برای پوشش بانوان دو وظیفه مقرر فرموده: یکی کمیّت پوشش؛ که باید فراگیر بوده و تمام بدن از سر تا پا را بپوشاند، جز صورت و دست ها تا مچ؛ به شرط اینکه از زینت و آرایش جلب توجه کننده خالی باشد.
پوشش این اعضا واجب نیست؛ گرچه خوب و شایسته است. دوم کیفیت پوشش؛ که باید زینتی و بدن نما، تنگ و چسبان، زننده و تحریک کننده نباشد و به طور کلی نه نگاه را به سوی خود معطوف دارد و نه دلی را برباید و جذب نماید.
یگانه پوشش کاملی که دارای این دو ویژگی بوده و عفیفانه و خدا پسندانه می باشد، چادر مشکی و غیر زینتی است. این حکم خداوند است.(2)
«وليَضرِبنَ بخُمُرِ هِّنَّ عَلَي جُيُوبِهِنَّ؛
زنان باید مقنعه ها و سرپوش های خود را بر روی سینه انداخته و حائل قرار دهند.(3)»
پوششی می تواند این حكم الهی را جامه عمل بپوشاند كه اولاً علاوه بر پوشاندن كامل سر و موها زیر چانه و گوش ها و دور گردن و سینه و برآمدگی آن را نیز كلاً بپوشاند و ثانیاً به همراه لباس گشاد، بلند و ساده باشد كه همانند
ص: 66
چادر، حجم و برجستگی های بدن و تمام اندام را بپوشاند.
آیه علاوه بر بیان وجوب حجاب، حدود پوشش زنان را مشخص می نمایند. تا مبادا عفت و استعدادهای عالی انسانی خود و افراد جامعه، به ویژه فرزندان، در آتش شهوت ناشی از آن بسوزد و تباه گردد. این احكام حدود و مرزهای الهی است كه حافظ موجودیت انسان و پرورش دهنده شخصیت اوست - و كسی كه از آن ها تجاوز كند، به خود ظلم كرده است.(1)
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است بعضی از آن ها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او از لحاظ تاریخی مسلم است که زنان مسلمان قبل از نزول آیات پوشش به حکم عادت معمول آن روز زنان عرب چهره خود را نمی پوشانیده اند، چنانکه كه روسری را از پشت گوش ها ردّ کرده و اطراف آن را به پشت خود می انداخته اند و در نتیجه گوش ها، گوشواره ها، چهره، گردن و گریبان نمایان بوده است. وقتی در همچو زمینه ای دستور داده می شود که حجاب را بر گریبان بزنند معنای این دستور این است که دو طرف حجاب روسری را از جانب راست و چپ به جلو آورده و به طور چپ و راست بر گریبان بزنند. به کار بردن این دستور موجب می شود گوش ها و گوشواره ها و گردن و گریبان پوشیده شود و چهره باز بماند.(2)
دانشمندان درباره وضعیت جوامع ابتدایی در زمینه عفاف، پوشش دیدگاه متعارضی دارد؛ (چنان که هنری لوکاس در کتاب تاریخ تمدن خود اعتقاد دارد كه انسان در آغاز هم به وجود عفت و پوشش اهمیت می داده است و به
ص: 67
خاطر همین تک همسری گزین بوده و هرج و مرج جنسی وجود نداشته و خانواده نقش مهمی داشته است.)
ویل دورانت اذعان دارد در ادبیات مصر باستان نشانه هایی از عفت و حجب دیده می شود که با آثار و نشانه های روزمره زندگی و برهنگی و پوشش نا مناسب آن متفاوت است. این ادبیات عفیفانه نشان دهنده تلقی جوامع مصر باستان از عفت و حجب بعنوان یک ارزش اخلاقی است.
در میان بابلیان یکی از رسومی که به طور معمول طبقات بالای اجتماع از آن پیروی می کردند این بود که برای زنان، در خانه محل خاص و اندرونی قرار می دادند. در هند، در عصر قهرمانی (1000-500 ق.م) حجاب، پرده نشینی و مستوری برای زنان وجود داشته است. بر اساس اشعار جاهلی در دوران قبل از اسلام حتی نقاب به عنوان پوششی برای صورت استفاده می كرده اند. این پوشش ظاهراً به طبقات بالای اجتماع اختصاص داشته و حاكی از شرافت صاحب آن بوده است. بر طبق گزارش های تاریخی زنان مسیحی چادر می پوشیدند و چهره خود را می پوشانده اند. بدین ترتیب پوشش زنان پس از قرون وسطی تا پایان قرن نوزدهم از تحول چندانی برخوردار نشد؛ چنان كه در كتاب های تاریخ پوشاك اقوام مختلف و لباس به آن اشاره شده است. اما در قرن بیستم عاملی كه باعث سست شدن بنیاد خانواده، كم رنگ شدن عفت عمومی و در نتیجه برهنگی و نمایش گری شدت گرفت این بود كه وقتی باورها و ارزش ها و هنجارهای جامعه از دین جدا شده و در میان عامه مردم رسوخ كرد پوشش هم به عنوان یكی از مظاهر فرهنگی از این روند جدا نماند. كنار گذاشتن اصول اخلاقی در فیلم ها نیز سست شدن عفت و رواج برهنگی در جامعه ی غرب را رواج داد.(1)
ص: 68
عده ای معتقدند كه زن باید پاکدامن باشد و عفاف در پوشش او نیست. آن چه در روابط زن و مرد مهم است، روابط سالم است که برای بوجود آمدن آن عفاف کافی است و نیازی به پوشش خاصی نیست. به عبارت دیگر آن چه از ایجاد رابطه ناسالم میان زن و مرد جلوگیری می کند، وجود همین عفاف در زن است و به اصطلاح دل باید پاک باشد و نیاز به پوشش خاصی نیست. در پاسخ به این چنین افرادی باید گفت، پاکدامنی (عفاف) علاوه بر جنبه درونی و قلبی، جنبه بیرونی و رفتاری نیز دارد و کسی که عفاف را قبول دارد، در رفتار او از جمله پوشش او تاثیر می گذارد. در روایت آمده که «بالعفافِ تزکوُا الاعمال؛ با عفاف اعمال پاک می شود.(1)» و عفاف در پاکی عمل اثر می گذارد.
این درست كه عفاف در مرحله اول امری قلبی و درونی است كه تا انسان آن را نپذیرد هیچ پوششی نمی تواند آن را تأمین كند، حتی چادر و روبند، اما نكته اینجاست كه پوشش مناسب از مظاهر و نمودهای عفاف و پاكدمنی است و پوشش اسلامی - پوششی كه برجستگی های بدن زن و موهای او در آن نمایان نیست - مصداق كامل عفاف است.
به بیان دیگر عفاف و پشش با یكدیگر رابطه دارند و عفاف زن در شكل كامل تر و بهتر آن با این پوشش تحقق پیدا می كند؛
ارتباط بین عفاف و پوشش در سوره نور همین نكته را در بر دارد:
«وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتي لا يَرْجُونَ نِكاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنّ وَ اللّهُ سَميعٌ عَليمٌ(2)»؛
«یعنی و زنان از كار افتاده ای كه امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست
ص: 69
(كه لباس های رویین) خود را بر زمین بگذارند. به شرط این كه در برابر مردم خودآرایی نكنند؛ و اگر خود را بپوشانند، برای آنان بهتر است؛ خداوند شنوا و داناست.»
اهمیت حفظ كامل پوشش برای خانم ها می تواند برای آنها باعث حفظ شخصیت انسانی او شود یعنی زنان از لحاظ استعدادها و امكانات وجودیش دیده شود نه صرفاً فیزیك بدنی و ظاهری او مطرح باشد.
به دنبال پوشش، امنیت نیز برای زن به ارمغان آورده می شود و می تواند آزادانه و بدون هیچ مانعی در اجتماع به فعالیت بپردازد. از سوی دیگر رعایت پوشش اسلامی از سوی زنان در برابر مردان یكی از مؤلفه های سامان دهنده روابط سالم زن و مرد در اجتماع است و زنان را از صورت كسانی كه خواسته یا ناخواسته رقیبانی در برابر همسر مردان قرار می گیرند و مردان را به خود و زیبایی های خود می خوانند، خارج می كند و از این راه به استواری بنیان خانواده كمك می كند.(1)
یکی دیگر از ابعاد عفت در ارتباط با نامحرم در گفتار ظاهر می گردد. قرآن کریم در این باره خطاب به همسران پیامبر می فرماید:
«يا نِساءَ النّبِيّ ِ لَسْتُنّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتّقَيْتُنّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا»
«با صدای نرم، به گونه ی هوس انگیز، سخن نگویید، كه بیمار دلان در شما طمع كنند، (بلكه) به خوبی و شایستگی، سخن بگویید.»
ص: 70
این آیه گرچه خطاب به همسران پیامبر صلی الله علیه وآله است، ولی بدون شک این یک حکم عام است؛ و زنان در ارتباط با نامحرم نباید به گونه ای هوس انگیز سخن بگویند تا کسانی که در دلشان مرض است در آنان طمع کنند و هرگونه سخن گفتن با ناز و كرشمه و غمزه همراه با تغییر صدا به شکل تحریک آمیز، زمینه ساز انحراف افراد شهوات ران است که باید از آن پرهیز شود.(1) تأثیر صدای شیوای زن اگر توأم با ناز و کرشمه در برابر جوان، به ویژه همراه با خنده و تبسم روی او باشد، آن چنان اثرگذار است که طوفانی در دلش ایجاد می کند؛ به گونه ای كه موجب سلب آرامش و معطوف شدن ذهن وی به زن و لذت های شهوانی شده و از امور حیاتی باز داشته می شود؛ در حالی که زنان، منحرف احساس مسئولیت در برابر نسل نوساخته؛ با آن ضعف غریزی و عاطفی نمی کنند، به راحتی از این موضوع می گذرند و آن را سهل و كوچك می پندارند. در صورتی كه گناهش نزد خداوند بزرگ است. ضمن این كه باعث به طمع انداختن بیماردلان و به خطر افتادن امنیت و آرامش زن و یا اغفال او می شود. (2)
در صورتی كه خانم ها با نامحرمان باید طوری صحبت كنند كه به قصد لذت و ریبه نباشد، صدای خود را نرم و لطیف نكنند، خوف افتادن در فتنه و مفسده در كلامشان نباشد و در صورت امكان از سخنان غیر ضروری با نامحرمان دوری كنند، همچنین از شوخی كردن با نامحرمان بپرهیزند.(3)
ص: 71
به طور كلی خانم ها به دو صورت می توانند حرف بزنند، صورت اول: گفتار خضوع؛ یعنی همان با ناز و عشوه حرف زدن است صورت دوم: گفتار معروف؛ یعنی گفتار معمولی، گفتاری كه محرك نباشد. نوشته اند وقتی آیه «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ(1)»
نازل شد بعضی ها دست در دهانشان می كردند تا صدایشان خشن شود. آیه می فرماید: این كارها لازم نیست انجام دهید، افراط و تفریط هم خوب نیست، اگر می خواهید با نامحرمی صحبت كنید نباید به صورتی حرف بزنید كه نفهمد چه می گویید، «و قلن قولا معروفاً» عادی حرف بزنید، محرك نباشد. چقدر گفتارها باعث كشش نامحرم به سوی زنان شده است! در كلاس درس، در برخوردها، در گفت وگوها و در رفت و آمدهای فامیلی كه باید به این مسأله توجه شود.(2) با توجه به آیات و روایات می توان گفت عفت در كلام دارای ویژگی هایی است از قبیل: عاری بودن از گناه مثل دروغ، غیبت، فحش و ... و در مقابل زبان خوش داشتن، كم حرف زدن سنجیده گفتن و محكم و منطقی صحبت كردن.
به عنوان مثال: حضرت علی علیه السلام درباره سنجیده گویی می فرمایند:
«لِسانَ العاقِلُ وَراء قَلبه وَ قَلبُ الاَحمَق وَراء لِسانه»
«زبان عاقل در پشت قلب او قرار دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.» زیرا انسان عاقل قبل از سخن گفتن آن را می سنجد تا از درستی آن مطمئن شود.(3)
ص: 72
نوع سوم از ابعاد عفت، عفت در اخلاق و رفتار می باشد.
پرورش اخلاق انسان ها ضروری و برای دختران ضروری تر است. آن ها باید مكارم اخلاق را بدانند تا آن را در قالب محبت ها و عاطفه ها در دل فرزندان بكار ببرند. به عفت اخلاقی دختران باید توجه كرد از آن جهت که اگر آنان پاك و تهذیب گردند مردان هم پاك و تهذیب خواهند شد.
اداره جهان در حقیقت بدست مادران خردمند و صاحبان اخلاق است همچنان كه بی سرو سازمانی و بی نظمی آن تا حدودی زیادی مربوط به آن هاست.
یك مادر در جنبه مسائل اخلاقی باید به جنبه هایی چون ایثار و فداكاری، قدردانی، فضیلت آرزو و آمال، حیا، صداقت، شجاعت، خیرخواهی، پاكدامنی، عزت نفس، قناعت، تجمل، عشق به هدف الهی، تعاون و تكامل اجتماعی، گذشت، خرد و دوراندیشی، حلم، امانت و دیگر فضیلت ها را در نظر بگیرد و از جنبه هایی چون خودخواهی، خودپسندی، خود مداری، غیبت، سخن چینی، افتراء و بهتان، ضعف نفس، زبونی و جبن، عظمت فروشی و دیگر مسائلی از این قبیل پرهیز كند. در این گونه پرور ش ها سعی بر آن است تا آن جا كه ممكن است باید دختران را چون فرشته ای پاك، تربیت كرد تا افكار و روحیه ی آنها به صورتی در آید كه در عالم، همتایی برای آنان نباشد و اینكه زنان بگونه ای پرورش یابند كه متجانس با مردان نباشند.
او باید شخصیت و عفافی برتر از مردان داشته باشد زیرا در واقع، نفس او مربی مردان است.
همچنین در پرورش اخلاقی این تنگ نظری است كه اخلاق را در حد كم حرف زدن، كم روئی، مطیع صرف شدن می دانند
ولی كوشش ها باید متوجه
ص: 73
این امر باشد كه او را به خودسازی، معاشرت نیكو، ادای وظایف بر اساس آنچه كه خدا خواسته و دوری از كذب و حسادت و كینه توزی سوی دهیم. او باید به گونه ای پرورش یابد كه اگر زیبا هم نباشد مردان به وجودش افتخار كنند و صمیمیت، پاكی امانت داری و شجاعت روحی او را بستانید.(1)
اولین حقی که هم زن و هم مرد باید رعایت کنند، خوش اخلاقی است؛ زیرا آنچه که کانون خانواده به شدت به آن نیازمند است؛ نرمی، ملایمت، سازگاری، گذشت، ایثار، فداکاری، صفا و صمیمیت است و محبت و عشق و علاقه از همین روحیات به وجود می آید.
اساساً اگر در هر محیطی، اخلاق حاکم نباشد، زندگی در آنجا از لذت و صفا برخوردار نخواهد بود.
رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند:
«ألا خَيرُكُم لِنسائه و أنا خَيرُ كُم لِنسائي؛
بدانید بهترین شما كسی است كه به زنان خود مهربانتر باشد و من بهترین شما هستم.(2)»
اگر احترام توأم با صمیمیت و مهربانی باشد. زن و شوهر به هم افتخار می كنند و این احساس، شوق او را به زندگی زناشویی و آمادگی وی را برای گذشت و بردباری در برابر محرومیت ها و سختی های احتمالی بیشتر می كند.
اگر منفی بافی ها، بدبینی ها، زخم زبان ها در زندگی راه پیدا کند، محبت خدادادی رخت بر می بندد.(3)
ص: 74
در امر پرورش اخلاقی دو مسأله با دو جنبه اثبات و نفی باید مطرح باشد. صفات و آدابی است كه دختران باید پذیرای آن گردد و جنبه هائی است كه آن ها باید از آن پرهیز كنند.
مسائلی را باید در نظر داشت كه در حیطه فضیلت می آیند. مثلاً او را باید بگونه ای بار آورد كه به پاكدامنی و عفاف عشق پروراند. صداقت و راستی را از جان و دل پذیرا باشد. شجاع باشد روحیه ی امین و امانتدار داشته باشد. متواضع باشد آن چنان كه ناگزیر نباشد در هر جائی بنشیند و فضل فروشی كند، از درون پُر باشد تا مجبور نگردد از طریق لباس و زیورآلات خود را بزرگ جلوه دهد. در ذهنش چیزی زیباتر از پاكی ایمان نباشد. فداكاری و ایثار در راه هدف را مایه افتخار بداند. بنای حیات خانوادگی را بر محبت و مودّت و تفاهم استوار سازد، در مسیر تقوا باشد. مطیع حق و فرمان وظیفه باشد.(1)
در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
«ما عُبدِاللهَ بشيءٍ اَفضَلُ مِن عِفّة بطنٍ و فرجٍ(2)؛
خداوند به چیزی بهتر از عفت در شكم و فرج پرستیده نشده.»
دو نوع عفت شكمی و جنسی كه در روایت ذكر شده است از مصادیق «عفت در رفتار» است. اگر انسا ن در مواجهه با تمایلات و خواهش های مربوط به شكم و خوراك، حدود الهی را رعایت كند و از خوردنی های حرام استفاده نكند دارای عفت شكم است. اگر انسان در مواجهه با تمایلات و خواهش های غریزه جنسی، حدود الهی را رعایت كند و مرتكب گناهانی مثل زنا و بدحجابی و بی حجابی - كه با غریزه جنسی مرتبط هستند - نگردد دارای
ص: 75
عفت جنسی است.
اصولاً انسان، با شخصیت خویش زندگی می کند و رفتار و کردار او زائیده شخصیت و پرتوی از افکار و ملکات اوست؛
«قُل کُلُّ يَعملُ علي شاکِلته»؛
«بگو - ای پیامبر- هر کسی براساس خلق و خوی و روحیات خویش رفتار می کند.»(1)
پس رفتارهای زیبنده مولود شخصیت زیباست و كردار ناشایست زاییده ی سیرت زشت بزرگسال و عدم آگاهی نوجوان است.
بنابراین رفتار عفیفانه معرف شخصیت زن نجیب و با حیاست و به وی بها و ارزش می بخشد.(2)
گاه حضور اجتماعی زن و مشاركت وی در عرصه های اجتماعی، گاه ارتباط و معاشرت با مردان است که این معاشرت، عفت در روابط اجتماعی را اقتضا می کند و دارای شرایطی است که از جمله آن:
الف) پرهیز از خلوت با نامحرم:
یکی از مهم ترین موارد عفت در ارتباط با نامحرم، پرهیز از خلوت با او و حضور در مکانی به تنهایی است. اهمیت این مسئله تا آن جاست که پیامبر بر عدم اختلاط آنان با مردان تأکید نموده و می فرماید: بر زنان است که در خلوت با مردان ننشینند.
ب) پرهیز از مصافحه
ص: 76
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :
مَن صافَحَ امرأةً تَحرمُ عَليهِ فَقَد باءَ بسخَطٍ مِن اللهِش عزوجّل؛
«هر کس با زنی كه محرم او نیست مصافحه كند، غضب حق تعالی را برای خود خریده است.(1)»
ج) پرهیز از تبرج
پرهیز از خودنمایی و جلوه گری در مقابل نامحرم دستور صریح قرآن کریم به زنان پیامبر صلی الله علیه وآله است که شامل تمامی زنان مسلمان می شود.
رفتار هر مسلمانی باید تجلی تربیت دینی باشد و به تعبیری دیگر ارزش های اخلاقی اسلام را باید در رفتار تك تك مسلمانان جلوه پیدا نمود و این ارزش ها به نحوی در آن ها ملكه شود كه از مسائلی كه با اصول تربیتی و اخلاقی اسلامی و فضائل اخلاقی، انسانی در تضاد بوده و انسان را در شهوات غوطه ور كند بپرهیزد. خلوت كردن و اختلاط با نامحرمان، معاشرت با دوستان ناباب، بی موالاتی پدر و مادر در فضای خانواده محیط ناسالم و ... از جمله مواردی است كه منجر به خدشه دار شدن عفت رفتاری می گردد.(2)
زمینه سازی ازدواج به موقع، آسان و ساده فرزندان، مراعات مسائل اخلاقی در زمینه زناشویی و عمل به دستورات اسلام در مورد مسائل خانوادگی از جمله مواردی است كه توجه به آن، عفت رفتاری را تقویت می نماید.
رعایت حریم محرم و نامحرم، پرهیز عملی از معاشرت های حرام توجه جدی به تربیت دینی خانواده، رعایت حقوق متقابل بین پدر و مادر و فرزندان. و همچنین جدی گرفتن حقوق اجتماعی و... از مصادیق دیگر عفت رفتاری
ص: 77
است.(1)
یكی دیگر از مصادیق عفت رفتاری (عفت در نگاه) است:
انسان وقتی كه به چیزی نگاه می كند اگر منظورش تماشای او باشد نگاهش دقیق می شود و توجهش تام می گردد
و اما اگر منظور تماشا نباشد بلكه همان قدر است كه لازمه ی تخاطب است نگاهش دقیق و خیره نیست. در صورت اول اگر پرسش شود، جزئیات چهره ی طرف را به خاطر دارد، و در صورت دوم اگر صد بار هم دیده باشد باز هم اگر بپرسند نمی داند كه فی المثل چشم طرف درشت است یا ریز معمولاً انسان هنگامی كه نمی خواهد به چیزی نگاه كند و ضرورت ایجاد می كند كه چشم افكند، عدم تمایل روح به دیدن قهراً موجب می شود كه پلك ها اندكی به هم نزدیك شوند. منظور ما این است كه در قرآن كریم سوره لقمان از زبان لقمان به فرزندش می گوید:
«و اغضض من صوتك(2)»
(صدای خودت را كاهش بده، ملایم كن، فریاد نكن.)
و در جای دیگر می فرماید:
«إِنّ الّذينَ يَغُضّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ أُولئِكَ الّذينَ امْتَحَنَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ»(3)؛
«آنان که صدای خود را (هنگام سخن گفتن) در حضور رسول خدا ملایم می کنند، یعنی فریاد بر نمی آورند، آنان کسانی هستند که خداوند دل هایشان را برای تقوا آزمایش کرده است.»
ص: 78
در اینجا گاهی بصر را به معنی نگاه و گاهی به معنای دیده گرفته است. نگاه، عمل چشم است و دیده خود چشم است به اعتبار عملی كه دارد. تحقیق این است كه بصر به معنای دیده است و ممكن است مجازاً بر نگاه اطلاق شود. پس اگر اَبصار را در آیه به معنای دیدگان بگیریم غضّ به معنای كاهش دادن است. حاصل آنكه یا در لغت «بصر» باید تصرف كرد و یا در لغت «غضّ» این در صورتی است كه «مِن» را برای تبعیض یا زائده بگیریم، ولی اگر «مِن» را برای ابتدا بگیریم تصرف در هیچ یك از دو لغت لازم نمی آید و متعلّق غضّ محذوف خواهد بود یعنی «یَغُضّوا النَّظَرَ (ای ینقضوه) مُبتَدءً مِن اَبصّارِِهِم(1)»
نتیجه به هر حال یكی است؛ ولی مقصود متن این است كه نسبت غضّ - كه كاهش است - به دیده از آن جهت داده شده كه منظور كاهش عمل این عضو است، و این لفظ به این عضو به اعتبار عمل خاصش اطلاق می شود، برخلاف لفظ عین. در آیه مورد بحث معنای «یَغُضّوا مِن اَبصّارِهم» این است كه نگاه را كاهش بدهند یعنی خیره نگاه نكنند و به اصطلاح علمای اصول نظرشان آلی باشد نه استقلالی.
نظر آلی به زن، یعنی نظر در حال مكالمه، مورد نهی نیست در حالی كه این سخن غلط است؛ بلكه مراد از غضّ بصر، چشم فرو بستن است، یعنی نیم بسته كردن چشم؛ چنانكه انسان وقتی بخواهد به یك شیء نگاه نكند و به اشیاء دیگر نگاه كند ناچار باید چنین كند؛ و این مطلب غیر از مسأله نظر استقلالی و نظر آلی است. نظر استقلالی و نظر آلی هر كدام ممكن است به طور باز بودن تمام چشم و بدون غضّ بصر باشد پس آیه نظر استقلالی
ص: 79
و تماشایی را كه دقیق و خیره است نهی می كند اما نظر تخاطبی را نهی نمی كند.(1)
البته بحث از نگاه، بحث از عفت و پاكدامنی است ولی باز هم به نحوی به حفظ زن در وجود خود و به جنبه های مربوط به اهداف و مقاصد حجاب ارتباط می یابد. قرآن می فرماید:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنّ»(2)
به زنان با ایمان بگو چشم خود را از نامشروع بپوشانند
چه بسیارند عوارض و انحرافات كه به علل عشوه گری ها، نگاه های ناروا و لذت های نامشروع پدید می آیند و هیجانات ناشی از آن زمینه ساز لغزش ها می شود و اقل زیان این هیجانات این است كه مایه ناراحتی اعصاب و روان می گردند.(3)
از خطرناک ترین آفت هایی که جوانان را تهدید می كند و هر لحظه ممكن است دختر یا پسر جوان را به هلاكت و نابودی بیندازد، چشم چرانی و تماشای مناظر شهوت انگیز و یا نگاه کردن به نامحرم با قصد لذت است.
چشم چرانی به اندازه ای خطرناك است كه در روایات اسلامی، منشأ بسیاری از گناهان و فسادهای جنسی معرفی شده و حتی با ایمان ترین افراد نیز برای حفظ ایمان خود باید از چشم چرانی پرهیز كنند.(4)
ص: 80
قال الامام الصادق علیه السلام:
النَظرةُ بعدَ النظَرةِ تزرَعُ في القَلبِ الشَّهَوَةَ و كفي بها لصاحِبها فتنَة(1).
امام صادق علیه السلام می فرماید:
نگاه بعد از نگاه، بذر شهوت در دل می كارد و این خود برای به فتنه (و به گناه) كشاندن صاحبش كافی است.
امیرالمؤمنان علی علیه السلام نیز می فرمایند:
«العُيونَ مَصائد الشيطان؛
چشم ها (نگاه) دام های شیطانند.»(2)
دام شیطان و اسارت در بند شهوت چیزی نیست که جوان بتواند به راحتی از آن رهایی یابد، پس قبل از آن که انسان به اسارت شهوت درآید باید به فکر چاره ای باشد و راه غلبه و نفوذ شیطان را که همان نگاه های آلوده و شهوت انگیز است بر خویش ببندد؛ چرا که انسان اسیر دل است و دل در گرو دیده، و چه زیبا سروده بابا طاهر كه:
ز دست دیده و دل هر دو فریاد *** که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد *** زنم بریده تا دل گردد آزاد
بنابراین اگر دختران جوان می خواهند آرامش روحی داشته باشند و اسیر افکار و اعمال شیطانی نگردند در حفظ چشم بسیار بکوشند و مواظب باشند که به نامحرم و صحنه های تحریک آمیز به قصد لذت نظر نکنند.(3)
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
ص: 81
«النظرَةُ سهمٌ من سهامِ اِبليسَ مسمومٌ، مَن تَرَكها للهِ لا لغَيرهِ أعقَبهُ الله ايمانا يجد طعمه(1)؛
«نگاه كردن، یكی از تیرهای زهرآلود ابلیس است. هر که به خاطر خداوند و نه به خاطر غیر او، چشم خود را فرو بندد خداوند در پی آن ایمانی به او ارزانی دارد كه مزه اش را بچشد.»
به طور كلی ریشه یابی مسائل، كمك زیادی در بررسی و حل آنها می كند. در زمینه عفت نیز باید عوامل مؤثر در آن شناخته و بررسی شود تا بتوان گام بیشتری در جهت تقویت آنها نمود چرا كه منطق هر انسان عاقلی آن را درك می كند و می پذیرد.
در اینجا عوامل متعددی در جنبه های فردی، اجتماعی، خانوادگی و ... در ایجاد و تقویت عفت مؤثرند كه به طور خلاصه و مجمل عبارتند از:
ایمان قدرت نیرومند و بزرگی است که میزان آن را به وسیله ترازو نمی توان سنجید، ولی به هنگامی که فرد در بوته امتحان قرار می گیرد حدّ و میزان آن معلوم می گردد. توان آن در دختران و طبقه زنان بیشتر است چون با شرایط عاطفی و رقّت های آنان دمسازتر است. به عبارت روشن تر بگوییم در زنان و دختران خداترسی و مراقبت از خود به سبب ایمان بیشتر است تا در مردان و پسران.(2)
ص: 82
پرورش ایمانی برای همه افراد و مخصوصاً برای دختران امری مهم و اساسی است. برای حفظ عفت و شرافت آن ها، نجات از سردرگمی و سرگردانی و دوری از انحراف و نابسامانی، ضروری است که رابطه ای مأنوس بین آنان و خدا ایجاد کنیم، ستایشی و نیایشی نشأت گرفته از احترام پدید آوریم. در پرورش آن، استدلال های عقلی برای كودكان ضرورت ندارد. تنها نیروی فطری و شناخت طبیعی كه در نهاد آن هاست برای پرورش ایمان كافی است به وجود خدا فطرت گواهی می دهد و روان خدا آشنا آن را تأیید می كند و عقل مستدلا از آن حمایت می نماید. در این راه والدین و مربیان را وظیفه ای سنگین و نقشی مؤثر است. و در این زمینه به نقش مادر اتكا می كنیم و گفته مهم «ژان راندوف» سیاستمدار مشهور آمریكایی را ذكر می كنیم كه گفته بود:
«فقط یك چیز از شرك و خداشناسی من جلوگیری كرد و آن خاطره ساعتی بود كه مادرم در بستر مرگ دست های كوچكم را گرفت و مرا بر روی زانو نشانید و كلمه توحید را بر لبهایم جاری ساخت.(1)»
قرآن كریم در تبیین عظمت انسان؛ اعم از زن و مرد، تمام عالم وجود را در یك كفه و انسان را در كفه دیگر قرار داده، می فرماید:
«سَنُريهِمْ آياتِنا فِي اْلآفاقِ وَ في أَنْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيّنَ لَهُمْ أَنّهُ الْحَقّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنّهُ عَلى كُلّ ِ شَيْ ءٍ شَهيدٌ»
«به زودی آیات و نشانه هایمان را در جهان و درون جانشان، به آنها نشان می دهیم.»(2)
ص: 83
آفرینش این مخلوق باعظمت: كه خلقت كائنات به او منتهی می شود، برای وصول به كمال و بهشت لقا و نعیم است. نزول كتاب های آسمانی و بعثت انبیاء و اوصیای الهی به جهت آن بوده كه نهال انسانیت در وجود انسان رشدكرده و به ثمر بنشیند. بنابراین معرفت به «عظمت اسلام وكرامت انسان» رمز سعادت در دنیا و آخرت و وصول به هدف خلقت می باشد و عمده مشكلات بشریت، از جهل به این دو موضوع ناشی می شود.
اینجاست كه زن (مادر) بایستی خود را بشناسد آگاه از جایگاه والایی كه برخوردار است چرا كه نقش او در رشد و تعالی انسان و جامعه انسانی، به مراتب از مرد بیشتر است و رسالت اصلی او، ضمن مجاهدت برای وصول به كمال، پیامبر گونه است و شغلی مهمتر از تعلیم و تربیت دینی وجود ندارد. انسان به شناخت و ادب خود سزاوارتر است؛ تا به شناخت اشیاء(1).
حضرت علی می فرمایند:
«العالِمُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ و كفی بالمرءِ جهلاً الاّیَعرِفُ قَدرَهُ؛
دانا كسی است كه قدر خود را بشناسد و در نادانی انسان این بس كه ارزش خویش نداند.(2)»
اسلام و بزرگان دین ما اهمیت فراوانی به دوست سالم می دهند. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در این باره می فرمایند:
ص: 84
«لا تَجلسِوا عِندَ كُلِّ عالمٍ يَدعُوكُم اِلاّ عاِلمٌ يَدعُوكُم مِنَ الخَمسِ الى الخَمسِ: مِنَ الشَّكِ اِلى اليَقين، و مِنَ الكِبرِ الىَ التّواضُعِ، وَ مِنَ الرِّياءِ اِلَى الاِخلاصِ، وَ مِنَ العداوةِ الىَ النصيحَةِ، وَ مِنَ الرَّغبَةِ اِلىَ الزُّهدِ.»
«نزد هر عالمی رفت و آمد ننمایید مگر آن عالمی كه شما را از پنج مرحله خارج نموده به پنج مرتبه برسانند... 1 - آنانی كه شما را از شك و تردید به یقین می خوانند. 2 - افرادی كه شما را از تكبر به فروتنی سوق می دهند. 3 - كسانی كه شما را از تظاهر و خودنمایی به خلوص نیت دعوت می كنند. 4 - اشخاصی كه از دلبستگی به دنیا (گناه) شما را به بی علاقگی به آن فرا می خوانند. 5 - كسانی كه شما را از خیانت به مردم باز داشته و بر خیرخواهی آنان سفارش می كنند.(1)
لذا بهترین دوست خوب، كسی است كه با نگاه و صحبت هایش انسان را به یاد خدا و نزدیك به خدا و با راهنمایی هایش از گناه دور نماید؛ چنان كه امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
«المؤمنُ مراةُ المؤمِن؛
مؤمن آیینه مؤمن است.(2)»
و در جایی دیگر می فرماید: «من أحبك نهاك؛ كسی كه دوستت بدارد، تو را نهی می كند (و از زشتی ها و گناهان باز می دارد.(3)»
ص: 85
احساس حضور در پیشگاه ناظران بسیار بزرگوار و با عظمت به ویژه پروردگار عالم مایه شرم و حیای انسان و حفظ حرمت و حریم آن هاست؛ لذا قرآن كریم او را دعوت به حیا كرده و می فرماید:
«اَلم يَعلم بِأنَّ الله يَري»؛
آیا انسان نمی داند كه خداوند او را می بیند.(1)
شرم و حیا یکی از عوامل بازدارنده طبیعی انسان در برابر گناهان و آلودگی ها و زشتی هاست که همچون سلول های دفاعی بدن و پوست درخت از آفت ها جلوگیری می کند. حضرت علی علیه السلام فرمود:
«الحیاءٌمِفتاحٍ کُلِ خَیر(2)»
«حیا، کلید هر خوبی است.»
و چون زمینه های گناه و هوی و هوس در زنان بیشتر است، این عامل ایمنی در زنان و دختران نیز بیشتر است.
حیا نور جان است (الحیاء نورٌ)(3) كه جلوه های آن، در كردار، گفتار، پوشش و حتی دیده دختران محجّبه و عفیفه نمایان است.
بانویی که به عطر عفت و حیا معطر است، رایحه آن، جسم او را به حجاب اسلامی، جان او را به اخلاق الهی و دیگران را به روابط انسانی با او عطر افشان می سازد.
ص: 86
پس باید توجه داشت هم به بركات حیا و هم عواقب بی حیایی كه مبادا این حفاظ و حریم از بین برود كه در آن صورت، زمینه ای برای ارزش ها و پاكی ها باقی نمی ماند.
در اینجا حدیث پیامبر را آویزه گوش قرار می دهیم كه:
«اِستَحي من اللهِ استحياءَ كَ مِن صالِحي جيرانِكَ؛ فانَّ فيها زيادةِ اليقينِ»
«هر یك از شما باید از دو فرشته ای كه با خود دارد شرم كند، همچنان كه از دو همسایه خوب خود كه شب و روز در كنارش هستند شرم می كنند.»(1)
مسئله ای كه امروزه در جوامع بشری تا حدی مورد غفلت و بی توجهی است نقش رفتار و گفتار و كردار انسان در ساختار فردی، اجتماعی، و فردی جامعه خویش است. این موضوع در روانشناسی و جامعه شناسی اسلامی بسیار مهم و نقش آفرین است و سهم به سزایی در ساختار جوامع بشری دارد. هر چند از دیدگاه همه مكاتب تربیتی این امر قابل قبول است که تثبیت و شكل پذیری شخصیت فردی و اجتماعی انسان در سایه دو ركن وراثت و تربیت است. اسلام در وراثت و تربیت چه در عرصه نظری و چه در بُعد الگوهای عملی بهترین، كارآمدرترین و واقع بینانه ترین رهنمودها را دارد به گونه ای كه در یك نگرش تطبیقی، تمامی مكاتب علمی دنیا در این زمینه فاصله زیادی با الفبا و مبادی فرهنگ اسلامی دارند؛ به عبارت دیگر چنان كه آیات و روایات اسلامی به اهمیت و تشریح این مسئله پرداخته اند، هیچ یك از مكاتب نپرداخته اند. عفت در وراثت از دیدگاه اسلام، زمینه رشد بسیاری از سجایا، خلقیات و ارزش ها در انسان است، صفات و روحیات خُلقی هم برگرفته از عوامل ژنتیکی است.
ص: 87
این امر مهم در بسیاری از متون اسلامی صریحاً به چشم می خورد؛ مثلاً امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:
حسنُ الاخلاق برهانُ كَرَمِ الاعراق؛
«زیبایی و محاسن اخلاقی، دلیلی بر ارزشمندی و کرامت نسب و نژاد است.(1)»
درباره ی عفت هم از امام صادق علیه السلام وارد شده که:
طُوبی لِمَنْ کانَتْ أُمُّهُ عَفیفَةً؛
«سعادت و خوشبختی از آن کسی است که مادری عفیف دارد.»(2)
در کلام دیگری از امیرمؤمنان این گونه آمده:
علیکُم بالُزوم العِفّهِ و الاَمانَهِ فإنَّهمُا أَشرَفُ مَا أسرَرتُم و أحسَنُ ما أعلَنتُم و أفضَلُ مَا أدَّخَرتُم(3)؛
«بر شما باد به ملازمت ورزیدن به عفاف و امانتداری؛ زیرا بهترین و شریف ترین ارزشی که شما مخفی می کنید (و به اسلاف خود منتقل می سازید) و زیباترین چیزی که از شما آشکار می شود و با فضیلت ترین و پرفایده ترین ذخیره ها محسوب می گردد، عفت و امانت است.
بر همین اساس قرآن كریم بر عفت و پاكدامنی زن تأكید فراوانی دارد؛ زیرا؛ اولین اثر پاکدامنی فرزند شایسته و صالح است و هر چه عفاف بیشتر
ص: 88
باشد، نقش آفرینی زن در تاریخ بیشتر است؛ لذا بالاترین ارزشی را که قرآن کریم به مریم دختر عمران نسبت می دهد، عفاف و پاکدامنی است.
«اَلَتّی اَحَصَنتَ فَرَجَهَا فَنَفخنا فیه مِنُ روحِنا(1)»
بانویی که شایستگی دمیدن روح ما را (عیسی روح الله) به خود اختصاص داد این جایگاه مادری پیامبر اولوالعزم جز به واسطه پاکدامنی مریم علیها السلام نبود.
لذا اسلام در بحث انتخاب همسر، تاکید فراوان بر پاکدامنی، صلاحیت و عفت مادر دارد و تصریح می کند که عامل وراثت، موجبات انتقال این صفت را قطعا فراهم می سازد. آنچه را که علم ژنتیک دنیا در قرن اخیر کشف کرده، الفبای ناچیزی است در برابر قوانین مستدل و متقن اسلام.(2)
خانواده اولین و بیشترین نقش را در ایجاد عفت دختران دارد كه در اینجا از چند بعد مورد ارزیابی قرار می دهیم:
1 - جو حاكم بر خانواده
بدیهی است كه دین داری و یا بی دینی، نجابت و اصالت خانواده و یا سبك رفتاری اهل منزل و عدم قباحت كارهای نادرست، در اغلب موارد در رفتار، روحیه و فكر و احساس دختر تأثیر می گذارد. هر چه خانواده با اصالت، نجیب و دین دار باشد، دختران خانواده نیز این گونه خواهند بود و اگر
ص: 89
خانواده بی بند و بار باشد طبیعی است كه دختران آنها نیز به انحراف كشیده می شوند. خانمی كه از همان كودكی در نحوه ی پوشش دخترش توجه كافی را دارد مسلماً این تأثیر در آینده نمایان می شود. و به عكس خانمی كه دخترش را جلو نامحرمان به رقص و پوشش نامناسب تشویق می كند، از نظر روانی، آینده كودكش را تحت تأثیر قرار می دهد.
خانمی كه خودش در برابر نامحرم پایبند و مقید باشد این موضوع روی دخترش هم مؤثر است و به عكس هم همینطور.
2 - عدم سستی اعتقادات دینی و مذهبی در خانواده
بی شك، تقیدهای دینی و مذهبی والدین تأثیر مستقیم و عمیقی در روح و جان فرزندان به ویژه دختران دارد و در چنین خانواده هایی كم تر انحراف در بین فرزندان دیده می شود. اما در خانواده هایی كه مسائل دینی و مذهبی رعایت نمی شود؛ انجام بسیاری از كارهای غیر اخلاقی و دینی عادی جلوه می كند و همین مسئله باعث انحراف شدید فرزندان می گردد.
شناخت صحیح دین و عمل به آن موجب سعادت و خوشبختی انسان می شود و از طرف دیگر، هر گونه كج فهمی در مسائل دینی و افراط و تفریط و اعمال سلیقه های شخصی، نه تنها صحیح نیست، بلكه موجب سرخوردگی و گریز فرزندان از دین و مسائل و احكام تعالی بخش آن می گردد.
3 - استحكام پیوند خانوادگی
در خانواده هایی كه از نعمت وجود پدر و مادر بهره مندند فرزندان آن ها به مراتب عفیف تر از خانواده هایی هستند كه از نعمت وجود پدر و مادر بی بهره اند در این خانواده ها انحرافات اخلاقی دختران دیده می شود، به ویژه درباره ی بچه های طلاق.
ص: 90
4 - كنترل كافی خانواده
یكی از عوامل مؤثر در ایجاد عفت توجه و دقت والدین در كنترل رفت و آمدها و رفتارهای دختران است. اولیا باید رفتار و اعمال دختران خویش را عاقلانه كنترل نمایند و از هر گونه افراط و تفریط فرزندان در این زمینه ها جلوگیری كنند.
5 - درك صحیح اولیاء
باید پدر و خصوصاً مادر با درك صحیح از شخصیت و روحیات دختران خویش، رفتاری صحیح با آنان داشته باشند و آنها را در مشكلات یاری نمایند، نه این كه خود مشكلی بر مشكلات دخترانشان بیفزایند.
6 - عدم ضعف عاطفی
پدر و مادران بایستی برای اینكه فرزندان آن ها خصوصاً دخترانشان به سمت و سوی فساد و انحراف سوق داده نشوند آنان را از سرچشمه ی محبت سیراب كنند و از تعابیر عزیزم و الفاظ محترمانه برای هر چه بیشتر نزدیك شدن به فرزندان خود و كم كردن فاصله ها بین خود و فرزندشان استفاده كنند هر چه دختر از لحاظ عاطفی در محیط و كانون گرم خانواده تأمین گردد نسبت به جنس مخالف و عوامل فریب دهنده كمتر واكنش نشان می دهد
و به سمت و سوی آن كشیده نمی شود.(1)
یكی دیگر از عوامل ایجادكننده و موثر در عفت، جامعه و افراد و آحاد آن
ص: 91
می باشد جامعه در صورتی می تواند از عوامل ایجادكننده عفت باشد كه آگاه باشند از آثار عفاف و حجاب، یا اعتقاد كامل به عفاف و نقش تأثیرگذار آن در جامعه داشته باشند. كمك كنند به فرهنگ سازی صحیح كه جامعه را به سوی حیا و عفاف و روابط صحیح زن و مرد سوق دهد.
در اینجا اختصاراً به عوامل فرهنگ ساز جامعه اشاره می كنیم:
1 - سیاست های کلان
بی گمان از اساسی ترین و بنیادی ترین عوامل در تمامی ابعاد فرهنگ عمومی جامعه، نوع سیاست های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که دست اندرکاران اداره یک جامعه اِعمال می کنند. تأثیر این سیاست ها به گونه ای است که گاه در مدت کوتاهی بسیاری از خلقیات و آداب و رسوم جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. مثلاً به دلیل سیاست های دنیاطلبانه و تبلیغ روزافزون زرق و برق و تجملات، مردمی که ساده زیستی را ارزش می دانند، سرگرم جلوه های دنیا شده و در زیاده خواهی بر هم سبقت می گیرند و همچنین در روند تحولات اجتماعی در زمینه عفاف و حجاب و روابط زن و مرد. پس سیاست های کشور می بایست در زمینه های مختلف مورد دقت و کنکاش قرار گرفته و آثار مختلف آن ارزیابی شود.
2 - نهادها و شخصیت های مؤثر در فرهنگ جامعه
عدم برنامه ریزی مشخص و مدوّن و عدم هماهنگی میان نهادهای فرهنگی، نه تنها حجاب و عفاف عمومی را افزایش نداده است بلکه موجب سیر نزولی این مسأله شده و با آن که همایش ها و سمینارهای متعدد در موضوعات مختلف برگزار می شود اما آن طور كه باید در زمینه گسترش عفاف و سالم سازی روابط اجتماعی زنان و مردان كار نمی شود برخورد قاطع و سازنده با پدیده ی
ص: 92
بی عفافی و بدحجابی نمی شود این مسائل باید بطور جدی مورد دقت و بررسی قرار گیرد.
3 - تهاجم فرهنگی
غرب با استفاده از تمامی ابزارهای انتقال فرهنگ، می کوشد تا کشورهای اسلامی به ویژه جمهوری اسلامی را تحت پوشش فرهنگ خویش قرار داده و ملت های مسلمان را استحاله فرهنگی نماید. من جمله از تلاش هایش ترویج بی بند و باری و بد حجابی و گرفتن عفاف و حیا از زنان مسلمان می باشد با فرستادن و ارسال انواع فیلم و عکس و نوارهای صوتی و نشریات مبتذل و خلاف عفت، گسترش شبکه های ماهواره ای، ارسال اطلاعات رایانه ای از سکس و فحشاء به سراسر جهان و مدل های مختلف پوشش های غربی و... جامعه ی ما را به سوی فرهنگ غرب سوق می دهد.
بی شك محیط جغرافیایی و عوامل طبیعی و مادی، موقعیت و وضعیت اقلیمی محل تولد و نشو و نمای کودک نیز تأثیر مهمی در پیدایش نژادهای گوناگون و ساختارهای شخصیت متفاوت نوع بشر دارد. ابن خلدون، در مورد تأثیر محیط جغرافیایی بر انسان می گوید: تردیدی نیست محیط طبیعی در انسان مؤثر است. و از نظر اخلاق حالات خاصی را در افراد ایجاد می نماید: غالباً جود و سخا و شجاعت در صحرانشینان، و کسالت و سستی در محیط های گرم، و علاقه به استقلال و بزرگواری در کوه نشینان و رضا و قناعت در محیط کشاورزی و علاقه به کوشش و کار در محیط های سردسیر بیشتر دیده می شود.
او ویژگی های جسمی و روحی انسان را محصول محیط جغرافیایی می داند
ص: 93
و تأثیر وراثت را در این مسئله دخیل نمی داند؛ او می گوید درست نیست كه نظریه كسانی را بپذیریم كه می گویند مردم فلان منطقه ی معین خواه شمال یا جنوب چون از نسل فلان شخصیت معلوم می باشند واجد خصوصیاتی هستند كه در آن نیا وجود داشته است؛ چنین عقیده ای را به هیچ رو نمی توان تعمیم داد. ابن خلدون موقعیت و شرایط جغرافیایی را در كیفیت اعتقادات دینی موثر می داند او در زمینه تأثیر محیط جغرافیایی با دیه و شهر، در میزان اعتقادات دینی می گوید: تأثیر فراوانی نعمت و آسایش زندگی در وضع بدن و حتی در كیفیت دین و عبادت هم نمودار می شود، چنانچه می بینیم بادیه نشینان و هم شهرنشینان كه در مضیقه و خشونت می زیستند. دیندارترند و به عبادت روی می آورند، بلكه مشاهده می كنیم كه اهل دین در شهرها و اماكن پرجمعیت، اندكند به این ترتیب ابن خلدون بین میزان خداگرایی و فقر و مسكنت و یا توانایی ناشی از شرایط محیطی رابطه برقرار می كند.
هرچند این مطلب قابل نقد و بررسی می باشد اما با توجه به یافته های محققان بخشی از فرایند شكل گیری هوش و اخلاقیات اكتسابی بوده و بر اثر فرایند رشد به ویژه در سالهای كودكی و نوجوانی شكل می گیرد كه خود از عوامل متعدد همچون محیط اجتماعی، اقلیم، محل سكونت و... تأثیر می پذیرد از این رو در آموزه های دینی، به اثرات محیط جغرافیایی در اخلاق انسان توجه شده است و به همین دلیل آموزه های دین، توجه آدمی را به برخی ویژگیهای جغرافیایی و فرهنگی محل زندگی جلب كرده است.(1)
براین اساس پژوهشگران عامل جغرافیایی از قبیل تأثیر آب و هوا و اوضاع جغرافیایی را در ایجاد تعادل روحی و فکری افراد مؤثر دانسته اند، لذا می توان رفتارهای فردی و اجتماعی انسان را تابع محیط طبیعی دانست. پس با توجه به
ص: 94
مطالب گفته شده و بر اساس تغییرات روحی، جسمی و عقلی كه با توجه به محیط جغرافیایی در انسان رخ می دهد دوره های تربیتی برای او نیاز است كه پرورش وی نیز باید با شناخت ویژگی های هر دوره صورت پذیرد. شناخت این دوره ها برای تربیت فرزند دختر و برنامه ریزی برای ایجاد عفاف دختران لازم و ضروری می باشد.
بنابر آنچه كه در این فصل گفته شد به سه سفارش قرآن در زمینه عفت در پوشش و گفتار و رفتار اشاره شد چرا كه این سه بعد عامل تعیین كننده اخلاق و رفتار آدمی است كه با رعایت محدوده و حریم الهی می توان خشنودی پروردگار و سعادت دنیوی و اخروی را كسب كرد و تجاوز از این حریم ها عقوبت اخروی را به دنبال خود دارد و از طرفی باید عوامل مؤثر در عفت را شناخت و نسبت به تقویت آن كوشید. من جمله: تقویت ایمان، شناخت ابعاد وجودی خود و ارزش مقام والای آدمی، نقش دوستی و معاشرت با افراد با حیا، توجه به بركات حیا و عواقب بی حیایی و ...
ص: 95
ص: 96
ص: 97
ص: 98
باید توجه داشت كه تمامی احكام دین اسلام اعم از واجبات و محرمات در زندگی بشری بدون حكمت و منفعت نیست به عنوان مثال اگر در دین اسلام نماز واجب شده، به خاطر این است كه انسان سركش نگردد و در همه حال خود را نیازمند پروردگار عالم بداند از این رو باید بگوییم؛ حجاب نیز كه یكی از احكام مربوط به بانوان است، حكمت ها و آثار مفید و سازنده ای چه در زمینه ی فردی و چه در زمینه اجتماعی برای بانوان به دنبال خواهد داشت.
مادامی كه دختران به لباس عفاف و حجاب محفوظ بمانند امكان نگاه ناروا و تحریك در آنان و به راه افتادن جوانان منحرف به دنبال آن ها مطرح نیست.
حجاب زن پوششی است كه هم جلوی تحریكات نسبت به جوانان و مردان را می گیرد و هم دختران را از گزند عوامل انهدام عفت در امان می دارد. برخلاف دعوی عده ای، حجاب دست و پاگیر نیست - و عامل انزوای زن به حساب نمی آید - و می توان با آن كار كرد و تلاش انجام داد و ما جلوه آن را در جامعه پس از انقلاب دیده ایم كه چگونه در اجتماعات و تظاهرات می توان شركت فعال داشت و علاوه بر آن حجاب زبونی شخصیت را هم سبب نمی شود زیرا كه قدر و شأن زن با حجاب حتی بیشتر و افزون تر است.
در این فصل به بررسی آثار عفت و بی عفتی در زمینه فردی - خانوادگی
ص: 99
و اجتماعی و آثار دنیوی و اخروی عفت و مصداق هایی از عفاف در تاریخ گذشته و معاصر اشاره شده است.
وجود عفت مانند هر ارزش اخلاقی دیگر می تواند ثمراتی را بدنبال خود داشته باشد همانطور كه نبود آن می تواند زیان آور باشد و اثرات مثبت و منفی كه با وجود و عدم این فضیلت همراه است می تواند فردی یا اجتماعی باشد و هر كدام به تناسب خود نقش آفرینی كنند.
1. آرامش
اولین اثر عفاف فردی آرامش است. خانمی كه محجبه است آرامش روحی دارد؛ نگاه دیگران دنبالش نیست می داند گناه اجتماعی نمی كند، و باعث تحریك دیگران نمی شود.
حجاب نه تنها باعث آرامش روحی زن میباشد بلكه باعث آرامش روانی و نبودن هیجانات و فشارهای عصبی و روانی ناشی از تحریكات جنسی و دمادم مردان هم می شود.(1)
2. مصونیت و امنیت
یكی دیگر از اثرات فردی عفاف، مصونیت و امنیت زن است، زن از
ص: 100
تعرضات مردان هوسران مصون می ماند و مایه امنیت او در جامعه است او با پوشش خود راه طمع را بر مردهای كذایی می بندد و نمی گذارد كسی به ذهنش خطور كند كه وی را بازیچه ی هوس های خود قرار دهد این جاست كه زیبایی شخصیت زن كه خدا در روح او قرار داده است دیده می شود.(1)
3. پاکی نسل و سلامت آن
در اسلام توصیه اکید بر به جا گذاشتن نسلی پاک و طاهر شده است و این قضیه بدون عفت و پاک دامنی زن و مرد میسر نیست. تکثیر نسل، با ارضای غریزه جنسی به صورت غیر مشروع هم ممکن است؛ ولی آیا چنین نسلی می تواند حامل و انتقال دهنده میراث های عظیم بشر در عرصه های معنوی و علمی باشد؟
حضرت یعقوب علیه السلام ارضای غریزه جنسی را با ازدواجی پاک و سالم به فرزندش توصیه می کند:
«زن بگیر، بدان امید که خداوند از او نسلی پدید آورد که زمین را با تسبیح خدا گران بار کند.»(2)
4. تحكیم خانواده
یكی دیگر از آثار فردی عفت تحكیم و قوام خانواده هاست. پایداری خانواده ها در حجاب بیشتر است و از هم پاشیدگی كمتر.
ص: 101
حجاب باعث تقویت بنیان خانواده بوده و زنان با حجاب خود، هم در تحكیم خانواده ی شخصی خود نقش دارند و هم در تحكیم خانواده ی دیگران... نقش آن ها در تحكیم خانواده ی خود، به این لحاظ كه اعتماد شوهر را به پاكی خود جلب نماید. و در تحكیم خانواده دیگران این است كه مردان را از تمتعات خارج از خانواده محروم كنند. لذا به همسران خود بیشتر توجه می كنند. از سوی دیگر رعایت پوشش اسلامی از سوی زنان در برابر مردان یكی از مؤلفه های سامان دهنده روابط سالم زن و مرد در اجتماع است و زنان را از صورت كسانی كه خواسته یا ناخواسته رقیبانی در برابر همسر مردان قرار می گیرند و مردان را به خود و زیبایی های خود می خوانند، خارج می كند و جاذبه های همسران را برای یكدیگر و درون خانواده نگه می دارد و باعث پدید آمدن جاذبه های بیشتر همسران به یكدیگر می شوند و از این راه به استواری بنیان خانواده كمك می كند.(1)
همان طور كه می دانیم تشكیل خانواده مركز عشق و امید و تحقق آرزوهای شیرین همه دختران و پسران جوان است. جوانان تشكیل زندگی زناشویی را برآورنده ی بسیاری از آرزوها و رویاهای خود می دانند. از سوی دیگر خانواده مهم ترین و اساسی ترین نهاد اجتماعی جامعه انسانی است و تاثیر آن در نهادهای اجتماعی دیگر مثل نهاد آموزش و پرورش و نهاد حكومت و سیاست غیرقابل انكار است. بنابراین ثبات و استحكام نهاد اجتماعی خانواده در استحكام و استواری نهادهای دیگر جامعه نیز موثر خواهد بود.
و تردیدی نیست که یكی از عوامل مهم در تشكیل و استحكام خانواده رعایت عفاف و حجاب است. چون اگر در جامعه حجاب کاملا رعایت
ص: 102
گردد، جوانان با ازدواج به تشکیل خانواده تمایل پیدا می کنند و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات و استحکام بیشتری خواهند داشت و در نهایت بیشترین فایده و نفع نصیب خود زنان خواهد شد زیرا با مستحکم شدن خانواده بانوان از محبت و حمایت روحی و عاطفی همسران خود برخوردار خواهند شد.(1)
1. تاثیر در حضور اجتماعی سالم زنان
زن بخش عظیمی از نیروی انسانی جامعه را تشکیل می دهد که در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می تواند نقش آفرینی عظیمی داشته باشد. اسلام با تدبیر حکیمانه قانون حجاب و عفاف کامل بانوان در خارج از منزل، در حقیقت جواز حضور آنها در اجتماع را صادر نموده است و با دستورات جامع و راه گشا در زمینه رعایت حجاب اسلامی، از یک سو این نیروی عظیم را از تباه شدن و بی اثر ماندن نجات داده است و از سوی دیگر، جلو فساد گستری و ناهنجاری های ناشی از اختلاط مرد و زن را گرفته است. بنابراین، حجاب كامل بانوان باعث می گردد كه آنان به طور سالم در صورت ضرورت و لزوم در جامعه حضور یابند تا جامعه بتواند از نیروی آنها به طور شایسته استفاده كند.(2)
2. رعایت احترام بانوان
زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است. حفظ حجاب و عفاف
ص: 103
و پوشش به نوعی باعث احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وی از نگاه های شهوانی و حیوانی است. به طور كلی اشیایی كه در همه جا یافت می شود و دسترسی به آن به آسانی امكان پذیر است از ارزش كمتری برخوردارند از طرفی بشر همواره اشیاء گرانبها و با ارزش خود را از دسترس دیگران دور نگه داشته و به شیوه ای خاص از آن مراقبت می كند. مثلاً برای طلا و اشیاء قیمتی خود صندوق های بسیار محكمی درست كرده تا اشیاء نفیس خود را در آن نگه دارد و از دزدان و سارقان حفظ كند. دین اسلام نیز كه زن را همچون گوهر گرانبهای هستی و دارای شخصیت كامل انسانی می داند حجاب را بهترین وسیله برای حفظ ثبات و شخصیت زن معرفی كرده است. اسلام نه تنها زن را یك انسان محترم و با شخصیت می داند بلكه اكرام و احترام او را ملاك كرامت انسانی معرفی می كند.(1)
3. ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه
در هر جامعه ای كه روابط زن و مرد بر اساس عفاف بوده است؛ یعنی زنان در خارج از محدوده ازدواج، خودآرا و خودنما نبودند و وسیله تهییج مردان را فراهم نكردند و مردان هم در خارج از دایره ازدواج دنبال لذت طلبی و كامجویی نبودند، قلبها و روح ها، آرام و سالم و در نتیجه، جامعه در آرامش و سلامت بوده است.
پس به واسطه عفاف و رعایت حجاب در فرد، خانواده تقویت یافته و منجر به اصلاح جامعه می شود. با عفاف و خویشنداری می توان از هدر رفتن استعدادها، توان ها و امكانات جلوگیری كرد و به بالندگی هنجارها و ارزش ها پرداخت.
ص: 104
از آن جایی كه بی عفتی در دنیا و آخرت دارای آثار سوء و منفی زیادی است می توان آثار آن را به دو دسته كلی دنیوی و اخروی تقسیم كرد. در این کتاب آثار دنیوی به 1 - فردی. 2 - اجتماعی پرداخته كه آثار فردی خود شامل اختلالات روانی - افت تحصیلی - خشونت و آزار جنسی و .... زمینه ساز رذایل اخلاقی و سقوط ارزش دختران می باشد.
1. اختلالات روانی
یكی از آثار فردی و پیامدهای سوء و منفی بی عفتی دختران ایجاد اختلالات روانی است. برخی از دختران با سوء استفاده از غریزه خودنمایی برای جلب رضایت دیگران در محیط های اجتماعی به خودآرایی و جلوه گری اقدام می كنند و در نتیجه فكر و اندیشه خود را خواسته یا ناخواسته در بعد تمایلات و تخیلات پوچ، محدود می كند در نتیجه در جامعه فشارهای روحی جبران ناپذیری بر روان و اعصاب و شخصیت او وارد می سازد.
2. افت تحصیلی و آموزش در مراكز علمی
یكی دیگر از آثار و پیامدهای سوء بی عفتی دختران، افت تحصیلی و آموزشی در میان دانش آموزان و دانشجویان دختر است.
3. خشونت و آزار جنسی
آزار و اذیت توسط مردان و جوانان ولگرد و لاابالی یكی دیگر از آثار
ص: 105
سوء بی عفتی دختران است، گویا این قبیل مردان پوشش ناقص و بد برخی دختران و زنان را به منزله چراغ سبزی می دانند كه نشان دهنده تمایل زنان و دختران به كارهای خلاف و گناه آلود است و همین نكته ذهنی و روانی از نظر آنان (مردان) مجوز اذیت و آزار زنان و دختران می باشد.
4. زمینه ساز رذایل اخلاقی و سقوط ارزش دختران
بی عفتی منشأ برخی از رذایل اخلاقی و در نتیجه باعث سقوط دختران از مقام و منزلت الهی و انسانی خویش می گردد اگر دختری نقیصه عفت را داشته باشد توجه مردان به او جنبه شهوانی پیدا می كند و در نتیجه ارزش های حقیقی او فراموش می گردد.
در بینش اسلامی اعمال انسان علاوه بر آثار دنیوی دارای آثار اخروی نیز می باشد. اعمالی مثل آشكار كردن مو، آرایش و زینت ها در نزد نامحرم و جلوه گری با لباس های نازك تنگ و رنگارنگی از جمله مصادیق مختلف بی عفتی هستند كه در برخی احادیث در مورد آن وعده عذاب های مختلف داده شده است كه می توان
آن عذاب ها را آثار اخروی بد حجابی نامید.
برخی از این آثار عبارتند از:
1. آتش دوزخ
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در حدیثی از ایشان نقل شده است زنانی را كه زینت خود را برای نامحرمان آشكار سازند سزاوار آتش دوزخ دانسته اند.
ص: 106
نَهيَ النَبَّي صلی الله علیه وآله: اَن تَتَزَيَّنَ المرأَةَ لِغَيرِ زَوجِها فَاِن فَعَلتَ كانَ حَقَّاً عَلَي اللهِ اَن يَحرِقها.(1)
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله نهی كرد از این كه زن، خود را برای غیر شوهرش آرایش نماید اگر چنین كند بر خداوند سزاوار است كه او را در آتش بسوزاند.
2 - آویزان شدن با مو
از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در مورد بخشی از چیزهایی كه در شب معراج دیده است نقل شده است:
و رأيتَ امرأةُ مُعلقة بِشَعرِها يَغلي دماغَ رأسِها(2)؛
و زنی را دیدم كه به موهای سرش آویزان بود و مغز سر او به جوش و غلیان درآمده بود.
حضرت در توضیح رفتاری كه این اثر و پیامد را باعث شده است فرموده اند:
امّا المُعلَّقة بشَعرِها فَانّها كانَت لا تَغطي شَعرِها مِنَ الرِجال(3)؛
اما آن زنی كه به موهای سرش آویزان بود «زنی بود كه موهای خود را در دنیا از مردان نامحرم نمی پوشاند.»
ص: 107
3. چیدن گوشت بدن خود
از عذاب های اخروى دیگر برای زنان بدحجاب این است كه در قیامت گوشت بدن آن ها توسط خودشان با قیچی هایی از آتش چیده می شود. در حدیث معراج از پیامبر صلی الله علیه وآله نقل شده است:
«رأيتَ امرأةُ تقطعُ لَحمُ جَسدِها مِن مُقَّدمِها و مؤخَرِها بالمقاريضِ مِنَ النّار(1)»
«زنى را دیدم كه گوشت بدنش را از جلو و عقب با قیچى هایى از آتش مى چید.»
و اَمّا التّي كانَت تَقرِضُ لَحُمها بالمتعاريضِ فانَّها كانَت تعرضُ نفسِها عَلَي الّرِجال(2)
«اما آن زنی كه گوشت بدن خود را به قیچی هایی از آتش می چید آن زنی بود كه در دنیا خود را در معرض تماشای مردان نامحرم و در اختیار آنها می گذاشت.»
آگاهی از سرگذشت اقوام و ملل به خاطر آموزندگی ها و فوایدی كه دارد و روح كنجكاو آدمی را ارضا می كند، همواره مورد علاقه ی بشریت بوده است، اشتمال قرآن به یك سلسله از قصص و تواریخ انبیا و اقوام و ملل گذشته و ترغیب مردم برای توجه به سرگذشت های آنان از یك سو و نیاز مسلمین به آگاهی از زندگی فردی و اجتماعی افراد و قوم های مختلف، نیاز به مطالعه تاریخ را برای مردم آشكار می سازد. تاریخ مهم ترین استاد
ص: 108
با تجربه برای هر انسان محسوب می شود لذا قرآن دستور موكدی بر سیر و سفر و استفاده از تجارب پیشینیان دارد. لذا یك مادر می تواند با تشویق و راهكارها و پیشنهادهایی دختر خود را ترغیب به مطالعه از سرگذشت پیشینیان نماید چرا كه نقش به سزایی در عفت یابی دختر محسوب می شود و به عنوان الگو و سرمشق برای دختر محسوب می شود در این قسمت از بحث مصداق هایی از نقش زنان در عفت یابی در تاریخ گذشته و معاصر بیان كرده ایم باشد كه الگویی شود برای همه مادران و دختران جامعه امروز و فردا.
ماجرای عفت یوسف علیه السلام در برابر زلیخا همسر عزیز مصر كه در قرآن در سوره یوسف آمده تابلو تاریخی عظیمی است كه پیروزی درخشان عفت را بر شهوت در یك جنگ داغ و جنجالی به تماشا گذاشته است. یوسف نوجوانی بسیار زیبا بود، دست تطاول او را به عنوان برده و غلام ناشناس به كاخ عزیز مصر وارد ساخت، همسر عزیز مصر به نام زلیخا دلباخته او شد، از هر راه و ترفندی خواست یوسف را به دام خود بكشاند و از او كامجویی جنسی نماید، ولی با توكل به خدا و حفظ حریم عفت هرگز خود را نباخت و اسیر آن دام بزرگ شیطانی نشد، و فریب نخورد، تا آنجا كه زلیخا او را به اطاقی كه در درون چندین اتاق قرار داشت برد، اطاقی كه هر سوی آن آینه كاری شده بود، زلیخا با كمال بی شرمی قسمت هایی از بدنش را برهنه كرد تا یوسف را بفریبد ولی یوسف در این میدان، پیروز گردید، نه از این جهت كه به زلیخا علاقه نداشت، بلكه ترس از خدا موجب گردید
ص: 109
كه سنگر عفت و حیا را حفظ كند.
امام صادق علیه السلام فرمود: زلیخا در آن اطاق، پارچه ای
روی بت انداخت، یوسف پرسید چرا پارچه بر روی بت انداختی؟ زلیخا جواب داد: «برای اینكه از بت حیا كردم» یوسف علیه السلام فرمود: تو از بت حیا می كنی، آیا من از خدا حیا نكنم؟ دراین هنگام یوسف علیه السلام با سرعت تمام از پیش روی زلیخا رد شد و به طرف در اطاق آمد و پا به فرار گذاشت و از همه اطاق ها خارج شد، زلیخا به دنبال یوسف دوید و به او رسید و لباس او را از پشت گرفت تا به عقب بكشاند، ولی یوسف آن چنان خود را كشید كه یقه اش پاره شد.(1)
حضرت مریم علیها السلام مادر حضرت عیسی علیه السلام در رابطه با حفظ عفت، بسیار حساس بود، هنگامی كه بدون شوهر، به اعجاز الهی باردار شد وقتی كه درد زایمان گرفت بسیار ناراحت شد، از این نظر كه نگران بود تا ناجوانمردان روزگار به او تهمت بزنند. شدت ناراحتی او از این جهت در حدی بود كه می گفت:
«يا ليتَني مِتُ قَبلَ هذا و كُنتُ نَسياً مَنسياً»(2)
ای كاش، قبل از این مرده بودم و به كلی فراموش می شدم.
عبدالله بن حسن (نوه امام حسن مجتبی علیه السلام از پدران خود نقل می كند)
ص: 110
هنگامی كه ابوبكر و عمر به اتفاق هم، فدك را غضب كردند و این خبر به حضرت زهرا علیها السلام رسید، در این هنگام، حضرت زهرا علیها السلام روسری خود را بر سرش پیچید و عبای خود را بر سر نمود و همراه گروهی از همفكران و یاران و زنان خویشاوندش به سوی مسجد حركت كرده، حضرت فاطمه علیها السلام روسری خود را به طور كامل كه سر و گردن و سینه اش را می پوشاند و لباسی كه در تنش بود به قدری بلند بود كه هنگام راه رفتن، گاهی قسمت پایین لباس، زیر پایش قرار می گرفت و وآن حضرت همانند رسول الله با متانت و وقار، حركت می كرد علاوه بر این ها آن حضرت در پشت پرده مسجد در حالیكه زنان اطرافش را گرفته بودند نشست و سخنرانی كرد نتیجه اینكه ایشان با رعایت همه موازین حفظ حریم عفاف و حجاب در میان مردم ظاهر می شد.(1)
ای بانوان و دوشیزگان عزیز بدانید كه هیچ خوشبختی به قدر آرامش دل نیست و سعادت حقیقی بر روی فضیلت بنا شده است. و فضیلت و آرامش روح در پرتو تمسك به ریسمان محكم توحید است همان طور كه در قرآن می فرماید «فَمَن یَّكفُر بِالطّاغوتِ وَ یومِن بِالله فَقد استَمسِكَ بِالعُروةِ الوثقی»(2)
«سعادت واقعی، در اثر ایمان و یكتاپرستی و تقوا پدید خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنیا و آخرت هستید، پیرو قرآن گردید و قدم به قدم به سوی حق پاگذارید، آنگاه خوشبختی را احساس خواهید كرد.(3)
ص: 111
تركیه كشوری است كه براساس سیستم لائیك (منهای مذهب) اداره می شد. از این رو از مظاهر مذهب جلوگیری می نمود. یكی از دختران شجاع مسلمان (19 ساله) به نام نور جان كوجا مان، دانشجو بود و در شهر آنكارا، با حجاب اسلامی به دانشگاه می رفت
و در آن جا از رییس جمهور وقت تركیه به نام كنعان اورن به خاطر آن كه طرفدار حكومت لامذهبی است انتقاد می كرد، او را دستگیر كردند و به یك سال زندان محكوم نمودند.
او در دادگاه فرمایشی آنكارا، پس از شنیدن محكومیتش به یك سال زندان، فریاد زد: امام خمینی رهبر دنیای اسلام است و من از طرفداران او هستم! این دختر شیردل، آن چنان در آن كشور ضد خدا، پایبند به احكام اسلام بود، كه حجاب خود را كاملاً رعایت می كرد و با قرآن مانوس بود و در هر فرصتی آیات قرآن را تلاوت می نمود و با صراحت می گفت: من امام خمینی را به عنوان رهبر اسلامی می شناسم و از او پیروی می كنم(1)درود خدا بر چنین دختر شجاع، قاطع و پاكدامن.(2)
بنابرآنچه در این فصل گذشت مادر با شناسایی آثار و مصادیق عفت نقش خود را شناخته و در القا آن به دخترش كه مورد بحث ماست به وظیفه اش بهتر عمل می كند چرا كه آرزوی هر مادر رساندن فرزندش به جایگاهی است كه خداوند برای بشر قرار داده و قطعاً آشنایی و آگاهی از فوائد عفت و مراقب بی عفتی در این مهم راه گشاست و همچنین با آشنا شدن از آثار و مصادیق عفت، اثرات مثبت را تقویت و عواقب منفی آن را زائل نموده و با معرفی و سیر
ص: 112
در مصداق هایی از نقش زنان در عفت یابی در تاریخ گذشته و معاصر به صورت غیرمستقیم كه خود الگوی بسیار مناسبی برای عفت یابی دختران به شمار می رود، وی را یاری رساند.
ص: 113
ص: 114
ص: 115
ص: 116
مادر شدن تنها زائیدن فرزند و تأمین غذا و پذیرائی از کودک نیست. چه بسیار زنان که چنین وظیفه ایی را انجام می دهند ولی لایق عنوان مادری نیستند. مادر شدن پذیرش مسئولیت و توجه به جنبه های تربیت و اخلاق است، سلامت روح، آگاهی، احساسات رام، فضائل انسانی، تقوا، عفت، شرف و عاطفه، اخلاق خوش و قلب مهربان می باشد. و تازه با داشتن این خصائص باز هم نمی توان او را مادر خواند مگر آنگاه که این زمینه ها را بکار ببندد و کودک را رهبری و تربیت نماید.
مادر موجد تحول در جسم و روان کودک است. اوست كه با رفتار الگویی خود انسان می پروراند، طفل را از عالم ناپاکی ها، دوروئی ها، دور می دارد، در او مهر و صفا، خیرخواهی، خیراندیشی نسبت به دیگران بوجود می آورد.
مادر کودکی می سازد با شخصیت و بزرگ منش یا سرافکنده و زبون، پاک و با عفت یا آلوده و ناپسند. و در همه حال در تکون شخصیت طفل سهم او فوق العاده است.
در این فصل مادر به عنوان عامل مؤثر در ایجاد عفت و مراقبت از عفت، قبل از تولد، بعد از تولد، الگوسازی، تعامل مادر و دختر در عفت و توجه مادر به فرق عفت دختر و پسر و مراقبت های
سازنده از قبیل: مراقبت اجتماعی، آمد
ص: 117
و شد و خلوت ها، در معاشرت ها، ابراز محبت، دقت در روابط خود و همسرش، تقویت ایمان و عقیده و توجه به تهاجم فرهنگی و در آخر توصیه های اسلام به مادران در مورد عفت مورد بررسی قرار داده ایم.
یک روانشناس آمریکایی به نام «دکتر سیلوانوس استال» در یکی از کتاب های خود می گوید: از حکیمی پرسیدند: از چه زمانی تربیت را باید آغاز کرد؟
«حکیم در پاسخ گفت: از بیست سال قبل از تولد! و اگر به نتیجه لازم نرسیدید، معلوم می شود که باید زودتر از آن شروع می کردید.»
این سخن حکیمانه در خور توجه است و معنای آن حضور معنوی نسل پیشین در زندگی روانی نسل حاضر است. در آموزش های دینی ما نیز شواهدی وجود دارد كه انتقال زمینه های روحی و اخلاقی را از والدین به فرزندان تأیید می كند. تجربه های فراوان موجود نیز گواه بر این مساله هستند هر چند از لحاظ علمی نتوانسته اند حد و مرز آن را بدقت تعیین کنند؛ بنابراین کودکی که امروز بدنیا می آید، زمینه های گوناگون ارثی را با خود به همراه دارد.
بنابراین، در یك نظریه دقیق، تربیت کودک سال ها قبل از تولد طفل آغاز می شود و بذرهای اولیه شخصیت او را باید در وجود والدین به خصوص مادر جستجو کرد.(1)
اگر مادر عفیف باشد قطعاً دختری عفیف تربیت می كند و در صورتی هم
ص: 118
اگر مادر بی عفت باشد، بچه از همان دامن مادر، منحرف بیرون می آید و چون دختران علاقه ی شدیدی به مادر دارند. بدون شك اولین الگوی تربیتی او مادر است.
در حقیقت مادر اصل، ریشه و سرچشمه وجود کودک است و کودک انعکاسی از واقعیات جسمی و روحی مادر و میوه ای از آن شجره مبارکه است. مدت اقامت نطفه در صلب پدر، بسیار اندک ولی در رحم مادر نزدیک به دویست وهفتاد روز مهمان است. آثار وجودی مادر از جسم و روان در وجود کودک ظهور می کند. بنابراین تمام یا اغلب گیرندگی و اثر پذیری او از مادر است و به همین دلیل است كه اسلام برای زن كه در آینده نقش مادر خواهد داشت اهمیت ویژه ای قائل شده است.
دختر قبل از اینکه ازدواج کند باید توجه داشته باشد كه در غذا، رفت و آمد، معاشرت، برخورد، تربیت، ادب و ایمان دقت نماید تا موجد و مولد نسلی پاک، سالم، باارزش و مؤدب به آداب باشد.(1)
امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
طوبي لِمَن كانَت اُمُّه عَفيفَة؛
خوشا به حال كسی كه مادرش عفیفه (پاكدامن) باشد.(2)
انعقاد نطفه:
اساسی ترین راهكار تربیت فرزند، پاك و طاهر بودن نطفه از حرام است.
لذا مهم ترین مسئله ای كه باید پدر و مادر ملاحظه نمایند، رعایت در خوردن
ص: 119
حلال و پرهیز از محرّمات است. کسانی که به ظواهر شرع احترام نگذاشته و مرتکب محرمات می شوند و در کسب و کار دقت لازم را انجام نمی دهند، و یا حقوق شرعی مثل خمس و زکات را پرداخت نمی نمایند، همچنین بهداشت و سلامت ظاهری را در خوردن و آشامیدن مراعات نمی کنند، اولین دسته ای هستند که باید پدر و مادر از لقمه ی آنها پرهیز کنند و مراقبت در این موارد، سود آن به خود ایشان بر می گردد. گرچه رعایت موارد مذکور، مشکل است و تا انسان شروع نکرده، شیطان روحیه ی انسان را تخریب می کند، ولی به مجرّد آنکه انسان بر خدا تکیه و توکّل کند قدرتش زیاد می شود و سخت ترین ها هم آسان می گردد. در هر حال تربیت فرزند صالح آسان نیست و گوهری است که آن را به هر کس نمی دهند.(1)
پس باید هنگام انعقاد نطفه همواره ذكر و یاد خداوند، پدر و مادر فرزند داشته باشند چرا كه اگر شیطان دخیل شد و شریك، هنگام منعقد شدن نطفه باعث می شود فرزند از دشمنان ائمه معصومین شود خلاصه اینكه برای تولد فرزندان مؤمن و مفید، طرفین باید در هنگام انعقاد نطفه دارای وضو و طهارت ظاهری و باطنی باشند چرا كه در این صورت است كه هیچ گاه وسوسه های شیطانی به این فرزند زیان نمی رساند.(2)
گرچه در اصل انعقاد نطفه از پدر است ولی ظرف و محل پرورش نطفه رحم مادر است. از روزهای اولیه انعقاد نطفه در رحم، زحمات و مشكلات مادر رسماً شروع می شود. بی میلی به غذا خوردن و گاه حالت تهوع، ضعف و حسّاس شدن روحیه و... از جمله این نشانه هاست از همین زمان اضطراب مادر شروع می شود. دایم در این فكر است كه چه كند فرزندش سالم باشد
ص: 120
و سالم به دنیا بیاید.(1)
یكی دیگر از مراحل تربیت كه مادر باید دقت كافی را داشته باشد مرحله ی بارداری وی می باشد.
در این دوران علاوه بر بهداشت جسمانی به بهداشت روانی خود نیز توجه کند و از محیطی آرام و پر نشاط برخوردار گردد؛ زیرا تنش های روانی و تألمات روحی تأثیری بد بر جنین می گذارد
در این دوران وظیفه پدر حساس و خطیر است. او باید توجه داشته باشد که: مادرانی كه در ارتباط با همسران خود از جهت روحی و عاطفی ارضاء می شوند بهتر می توانند کودک خود را در لحظات اوّلیه زندگی اش از چشمه جوشان عواطف خود سیراب سازند و زمینه را برای پیدایش کودکان سالم و متعادل فراهم آورند.
در تعالیم دینی ما توصیه شده است که مادر در دوران بارداری مراقب شرایط روحی و معنوی حاکم بر خود باشد و از یاد خدا - که سرچشمه نور و صفاست - و تلاوت آیات قرآنی و انس با کلام الهی غفلت نکند؛ زیرا تقویت حالات روحانی در مادر علاوه بر تامین آرامش روحی و درونی، به القاء این نور معنوی در جنین نیز می انجامد و زمینه های روحانی را در او تقویت می کند؛ در این دوران مادر باید به بهداشت جسمی خود نیز اهمیت دهد تغذیه صحیح و کافی، استفاده از هوای سالم، پرهیز از فعالیت شدید و خستگی زیاد، در سلامت جسمی و روانی کودک آثاری عمیق دارند.(2)
نکته مهم دیگر در تغذیه دوران بارداری، رعایت تنوع غذایی است بهترین
ص: 121
راه، استفاده از مواد غذایی قابل دسترس در محل و سفره خانواده است. و البته باید توجه داشت که نیازهای غذایی در این دوران افزایش می یابد.
دوران بارداری
پس وضع تغذیه مادر در زمان بارداری، حتی در اخلاق و مقدار ضریب هوشی و استعداد کودک نیز تاثیر فراوان دارد؛ زیرا رشد اعصاب و مغز کودک از غذای مادر است، پس هر نوع غذای جسمی و روحی بر روی کودک اثر خواهد گذاشت. لذا اسلام برای این مسئله اهمیت خاصی قائل شده و سفارش های فراوانی نموده است.
بر این اساس هر مادری باید توجه داشته باشد که دوران حمل برای طفل او سرنوشت ساز است و تمام روحیات وی روی فرزندی که در شکم دارد اثر می گذارد.
همچنین باید به نوع غذا و حلال بودن آن توجه خاصی داشته باشد، زیرا تاثیر بسیار زیادی بر روی اخلاق، رفتار و ایمان کودک می گذارد.(1)
از نظر علمی رابطه مادر با طفل از سوئی رابطه رهبری و رهروی است قانون وراثت بسیاری از حالات كودك را به گونه ای ناخودآگاه ناشی از مادر می داند و در جنبه اجتماعی نیز گفته مادر و حالت مادر در مواجهه با یك امر برای كودك سند است. ترسش، مهرش، حیاتش، سخت سری و لجبازیش، خیرخواهی، و بدخواهیش، كینه توزی و حسادتش تا حدود زیادی در طفل مؤثر است. از مادر تنها نسل زشت یا زیبا باقی نمی ماند بلكه زشتی و زیبایی روان هم به مادر بستگی دارد. در اینجاست كه مادر باید بسیار محتاطانه در
ص: 122
نقش رهبری خود عمل كند چرا كه نقص و یا سلامت شخصیت روانی كودك مخصوصاً در 6 سال اول زندگی بستگی به مهر مادر و یا محرومیت از آن دارد و ممكن است اثراتش تا پایان عمر باقی بماند. نتیجه اینكه مادر منشأ سعادت یا بدبختی فرزند است اگر او مریض باشد اعضای جامعه بیمارند و انحطاط و فساد همه جا را می گیرد و اگر او به معنای علمی كلمه در جنبه مادی و معنوی سالم باشد امید به سلامت جامعه بسیار است. تمدن حقیقی و كامل در دست مادران تربیت شده و عاقل است و تأثیرات همه از سوی آنها شروع می شود.(1)
این دوره از آغاز تولد تا حدود 13 - 12 سالگی را دوران کودکی می نامند و این دوره از دو بخش عمده تشكیل می شود دوره قبل از دبستان و دوره ی دبستان.
در تعالیم اسلامی نیز مراحل كودكی را 7 سال اول که تقریباً مطابق با دوره قبل از دبستان است، دوره سیادت نامیده اند؛ و 7 سال دوم را دوره ی اطاعت یا دوره ی تأدیب و تعلیم نامگذاری کرده اند و بالاخره 7 سال سوم را دوره ی وزارت نام نهاده اند. دوره ی کودکی كه شامل 7 سال اول زندگی كودك است به مرحله های كوچك تر دیگر تقسیم می شود.
دو هفته اول را مرحله نوزادی، 2 یا 3 سال اول را مرحله طفولیت و 3 تا 7 سالگی را مرحله خردسالی نامیده اند. روانشناسان و دانشمندان تعلیم و تربیت از این دوره (كودكی) به دوره اساسی و پایه یاد می كنند. زیرا در این دوره و به ویژه در سال های نخستین آن شخصیت كودك شكل می گیرد و زمینه
ص: 123
نگرش ها، عواطف، و الگوی رفتاری آینده او به وجود می آید. تحقیقات نشان داده است كه از 6 ماهگی تا 3 سالگی حضور مادر نه تنها در رشد عاطفی كودك بلكه در رشد عقلی و بدنی او تأثیری بسزا دارد. مادر برای كودك الگوی تدلیس و ریا و یا عفت و صداقت است اگر ناپاك باشد قطعاً آن حالت را به كودك منتقل خواهد كرد به همان گونه كه اگر پاك و عفیف باشد همان را به كودك خویش خواهد آموخت. به عقیده روانشناسان تقلید در كودك خردسال آنقدر قوی است كه هر عملی را مادر انجام دهد توسط كودك تكرار خواهد شد. این تأثیر بدان خاطر است كه كودك با مادر بیش از پدر مأنوس است.
در اینجا نكته ای را نباید از نظر دور داشت وجود نسل نوجوان و فاصله ی میان والدین امری انكارناپذیر است سرعت تحولات اجتماعی فرهنگی در جهان تفاوت بین دو نسل را بسیار عمیق و چشمگیر می سازد در گذشته سرعت تحولات تا این اندازه زیاد و چشمگیر نبود زندگی انسان ها ساده و به دور از پیچیدگی ها و اختلاف میان دو نسل در یك خانواده محسوس و عمیق نبود در زمان حاضر كه عصر سرعت نام گرفته است پیشرفت صنعت و تكنولوژی سبب شده است كه صحنه های زندگی پیوسته تغییر كند و مسائل جدیدی با خود به همراه آورد باید تلاش كنیم تا با گسترش دید فرهنگی خود قدرت همزبانی و همراهی و تفاهم با فرزندان خود را از دست ندهیم و نسبت به آنها غریبه و بیگانه نشویم.
در این مرحله نوجوانی با چالش های جدی رو به روست از یك سو تغییرات فیزیولوژیك بلوغ (شامل علایم ثانویه و به هم خوردن نظم پیشین هورمونی) ظاهر می شود و نوجوان را سردرگم خویش می كند كه این تغییرات را نوجوان هر روز در برابر آینه می بیند از سوی دیگر لیبیدو مجدداً بر دستگاه تناسلی
ص: 124
متمركز می شود و نوجوان به جنس مخالف علاقه مند می شود انرژی جنسی نوجوان را تحت فشار قرار می دهد و او برای گریز از این فشار به ریاضت طلبی و عقلی سازی پناه می برد با ریاضت طلبی (سختگیری همه جانبه بر خود) نوجوان می كوشد تا از هجوم ناگهانی كشاننده جنسی ایمن شود.(1)
نوجوان به ناگاه تغییر می كند و بر خلاف سابق دیگر به آنچه بزرگسالان می گویند گردن نمی نهد او گاهی طرز راه رفتن خود را عوض می كند لهجه خود را تغییر می دهد رویایی و عشق طلب می شود نسبت به زیبایی ها با حساسیت می نگرد و اندك اندك قدم به دنیای درون خویش می گذارد افكار وی بیشتر متوجه مسائلی می شود كه مربوط به زمان حال نیستند و با واقعیات همان لحظه تناسبی ندارند در خلال این تحول نوجوان به آرامی نسبت به قدرت فكر هوشیار می شود و در كمند ارزش های فردی خود می غلتد.
تحول روانی در دوره نوجوانی در وحله نخست رنگ جنسی و تناسلی دارد و در وحله ی دوم به شكل یك بحران نمایان می شوند و سرانجام به صورت یك دوره ی ساخته شدن و شكل گرفتن و آماده شدن در می آید.
البته نمی توان بی آنكه از شرایط اجتماعی و فرهنگی كه در آن نوجوان تحول می یابد نادیده گرفت.(2)
بی شك، مادر در هفت سال دوم و سوم زندگی نیز (نوجوانی) نقش تربیتی قابل توجهی دارد و نباید نقش خود را تمام شده انگارد. چرا كه نقش مادر بیشتر جنبه هدایت گری و راهنمایی دارد كه در اینجا به صورت - اختصار بیان
ص: 125
می كنیم - ضرورت استمرار از نقش های گذشته؛
دوره نوجوانی دوره استقلال خواهی فرزندان است؛ و آنها خود را مستقل از والدین می پندارندبا این حال نباید پدر و مادر این گونه فكر كنند و فرزندان را در این سن به حال خود رها كنند اگر مادر نسبت به رفتار و اندیشه های نوجوان بی توجه باشد و جنبه های روحی و جسمی فرزند را نادیده بگیرد به شخصیت نوجوان آسیب خواهد زد. ارتباط برقرار نكردن والدین با نوجوان به خصوص مادر موجب می شود كه وی به افراد دیگری مانند دوست و همسالان روی آورد. پیامبر صلی الله علیه وآله می فرماید: َالمَرَءُ عَلی دینِ خَلیلهِ فَلیَنظُر اَحَدَ ُكم مَن یُخالِلِ(1)؛ آدمی بر آیین دوست خود است، پس هر یك از شما مواظب باشد كه با چه كسی دوستی می كند.
این دوره از حدود 20 سالگى شروع مى شود اگر دوره نوجوانى در محیطى مناسب طى شده باشد، فرد به سطحى معقول و رضایت بخش از رشد یافتگى مى رسد. از نقطه نظر تحولى، یكى از امكاناتى كه در دوره نوجوانى گسترش مى یابد تعهدات - یعنى ظرفیت پیگیرى بى كم و كاست ارزش ها، آرمان ها و روابط پایدار - است. تعهد نسبت به خود، تمام تعهدات دیگر را تحت سیطره خویش قرار مى دهد. جوان در جستجوى یك ارزش است، ارزشى كه با شناخت واقع نگرانه، ظرفیت هایش، با سودمندى بالقوّه اش ارتباط دارد.
از دیدگاه (اریكسون) ویژگی اصلی جوانی عبارتند از: (در تحلیل روابط بین خود و جامعه، جوان در مقابل تغییرات سریع اجتماعی روابط قبلی خود
ص: 126
را با اشخاص مورد بررسی مجدد و بازنگری قرار می دهد و با از نو مشخص ساختن آنها به گذشته فرهنگی خود توحید می بخشد.)(1)
در هفت سال سوم زندگی (جوانی) كه دوره نتیجه گیری است وظیفه سنگین تر و ظریف تر است. آنها باید به گونه ای عمل كنند كه فرزندان در پایان این مدت افراد شایسته پرورده باشند و بتوانند در جامعه اسلامی خود را سرپا نگه دارند.
مادر می تواند دختر جوان خود را در جهت پرورش و هدایت بیشتر در زمینه عفت و پاكدامنی راهنمایی كند؛ از جمله:
دختران ما در این سن نیاز به آگاهی هایی در زمینه زندگی حال و آینده شان دارند كه باید از طریق مادران در اختیارشان گذاشته شود.(2)
از قبیل:
الف) آماده كردن او برای تشكیل خانواده. ب) آموزش مسائل زندگی. ج) اداره خانواده. د) هدف از ازدواج و انتخاب همسر. ه-) تربیت جنسی و آگاهی های جنسی و همچنین در انجام وظایف شخصی باید به جوانش اطلاعات بدهد.(3) اگر دختر عامل عفت باشد مسلماً در انتخاب همسر و زندگی زناشوئی دچار انحراف نمی شود و زندگی توأم با سعادتمندی خواهد
ص: 127
داشت.
مادران در حقیقت، الگوی فرزندان هستند و فرزند از مادر بیشترین الگو را می پذیرد. هر چند حس الگوپذیری فرزند از مادر، در دوران كودكی بسیار قوی است، ولی این الگوپذیری با افزایش سن كاهش می یابد. فرزند در دوره نوجوانی، هم زمان با الگوپذیری از مادر، از همسالان و دوستان نیز الگو می گیرد. حتی ممكن است نوجوان از همسالان و دوستان خود بیشتر از مادر اثر بپذیرد؛ زیرا الگوپذیری نوجوانان از هم دیگر، به دلیل هم سن و سال بودن آنان و اشتراكشان در عواطف و احساسات، قوی و عوامل مخالف آن ضعیف است. از این رو، تقویت روحیه الگوپذیری فرزند از مادر لازم و ضروری است. تشویق فرزند به پیروی از مادر و الگو گرفتن از رفتار وی، به روش های گوناگونی اجرا می گردد و شاید یكی از مؤثرترین روش ها، اشاره به آثار همراهی فرزند می باشد. بدین معنا كه نتایج مثبت هدایت های مادر و تأثیر سودمند دعاهایش در زندگی فرزند و نقش مادر در رسیدن فرد به موفقیت را به وی گوشزد كنیم.
یكی از بهترین شیوه ها در تربیت اخلاقی، روش الگویی و آموزش عملی است. در این روش والدین با رفتار و كردار خود فرزندان خویش را با اخلاق پسندیده آشنا می سازند و بذر ارزش های اخلاقی را در وجود آن ها پرورش می دهند كودكان به شدت تحت تأثیر رفتار والدین می باشند كه بر این اساس باید اولیا دقت لازم را داشته باشند كودكان با رشد سنی، نتیجه های نامترتب بر رفتارشان را به سرعت فرا می گیرند و این فراگیری نتیجه ی مرتبط آنی، سریع تر از فراگیری نتیجه های بعدی می باشد. بر این اساس مسئولیت
ص: 128
بزرگی از نظر آموزش فرزندان از نتیجه های دور و اصلی متوجه پدر و مادر است بسیاری از مشكلات تربیتی در سنین بزرگسالی از این جا ناشی می شود كه پدر و مادر در سنین خردسالی برای فرزندان خود وقت نمی گذارند و در تربیت درست فرزندان صبر و حوصله نمی كنند و ناملایمات رفتاری آن ها را با تدبیر و مدارا بر خود هموار نمی سازند، از این رو با بزرگ شدن فرزندان و درونی شدن عادت های ناپسند و تربیت های نادرست در آن ها، در تربیت اخلاقی دچار مشكل می شوند.
آشنا سازی فرزندان با اخلاق اسلامی و صفات انسانی و ایجاد عادت های پسندیده در آن ها از جمله وظایف والدین به ویژه مادران است، مادران باید تلاش كنند تا فرزندان با اعمال پسندیده و نتایج مثبت آن ها آشنا شوند. پدر و مادر باید از شكل گیری صفات رذیله در فرزند جلوگیری نمایند. كودك باید به گونه ای تربیت شود كه زمینه ی شكل گیری رذایل در او به حداقل برسد. والدین وظیفه دارند زمینه ی پیدایش صفات ناپسند و عادت های زشت را در فرزندان خود از بین ببرند. خودخواهی و خودپسندی، تكبر، بد اخلاقی، حسادت، بخل و مانند آن اخلاقیاتی هستند كه از آغاز كودكی باید با آن ها مبارزه كرد با آموزش تقویت خود باوری در دانش آموزان توسط خانواده، آنان خود را باور می كنند و با اطمینان و اتكای به خود در مسئولیت های اجتماعی شركت می جویند مقدمه ی خود باوری، خویشتن شناسی است و خویشتن شناسی نردبان معرفت است. (1)
بررسی و مطالعه در آیات قرآن این واقعیت را آشكار می سازد كه ارتباط
ص: 129
مستقیمی بین تعلیم و تزكیه وجود دارد، هر كجا اشاره به تعلیم شده بلافاصله پس از آن سخن از تزكیه به میان آمده است:
«يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»(1)
«آیا ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاك كند؛ و به شما، كتاب و حكمت بیاموزد»
«يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ»(2)
آیات خدا را بر آنان بخواند و سپس آنان را تزكیه نماید.
چنین به نظر می رسد كه تعلیم مقدمه بر تزكیه است، اگر معلم در ضمن درس دادن كه بصورت مستقیم انجام می پذیرد، كمالات روحی و اخلاقی خود را در قالب افعال و كردار در ارتباط با شاگردان، ظهور و بروز می دهد و شاگرد نیز بدون اینكه خود توجه داشته باشد تحت تأثیر روحیات معلم قرار می گیرد.
بدیهی است وقتی شاگردی جذب کمالی از کمالات معلم شود، به سوی آن کمال و صاحب کمال کشانده خواهد شد و همین كشانده شدن، تزكیه و تربیت پذیری است و به اصطلاح روانشناسی این ارتباط را (همانندی) گویند یعنی «شاگرد» می كوشد همانند معلم شود؛
از این مقدمه بخوبی آشكار می گردد كه شاگردان بدون اختیار تحت تأثیر خلقی و رفتاری معلمان خود قرار می گیرند و بدان سمت كشانده می شوند.
به این نكته باید توجه داشته باشیم كه تغییرات اخلاقی، با گفتار و پند و اندرز صورت نمی پذیرد بلكه كردار و رفتار انسان ها است كه موجب دگرگونی در دیگران می گردد. در روایات اسلامی، روش تربیتی كه بدان تكیه شده
ص: 130
«روش عملی» است نه «روش گفتاری» لذا امام جعفر صادق (علیه السلام) در فرازی می فرماید:
«كونوا دعاةً الناس بِاَعمالِكم و لا تَكونوا دعاةً الناس بِاَلسِنتكم»(1)
«مردم را با اعمال و رفتار خود به خوبی ها دعوت نمایید و توجه داشته باشید که دعوت زبانی، فاقد ارزش و بها است». پس اخلاق و خوی معلم است كه انسان را می سازد.
روش الگویی كه معلم می تواند در شاگردان بكار گیرد می تواند بطور غیر مستقیم انجام گیرد و بزرگترین فایده ای كه این روش عاید می گردد حفظ شخصیت متربی است. زیرا در این روش سعی بر این است كه شاگرد به معلم نزدیك شود. اگر معلم خود از تهذیب نفس برخوردار باشد، در این صورت كمالات معنوی و روحی، خود عامل جذب بوده و شاگردان را به هدایت و ارشاد رهنمون خواهد كرد.(2)
معلم خود نقش الگو و اسوه را به عهده دارد، یعنی شاگرد دیدگاهش درباره معلم الگو و اسوه بودن است و بدون تردید هیچ الگو و اسوه ای منهای عفت نمی تواند عامل دگرگونی و تحول اخلاقی گردد و بقول سعدی رطب خورده منع رطب چون كند. اول باید به تقوای واقعی دست یافت، پس از آن باید به الگو و اسوه بودن پرداخت.
معلم با عفت، نشستن و سخن گفتن و كلاس رفتن و درس دادنش همه بر اساس تقوی است، لباس پوشیدن و غذا خوردن او، همه و همه از پرهیزگاری
ص: 131
او نشأت می گیرد.(1)
پس مادران دقت كافی و وافی در نقش این الگو هم داشته باشند تا به نتیجه دلخواه و مطلوب خود دست یابند.
توجهی را كه اسلام به زنان و دختران معطوف داشته، در هیچ آیین و مكتبی سراغ نداریم و برای روش های برخورد اسلام با زنان نظیری را نمی یابیم. زن را به همان گونه كه هست از حقوق و مزایایی برخوردار كرد و در عین حال به پدران توصیه كرد كه ضمن رعایت عدالت اگر قصد برتری دادن داشته باشند آن را برای دختران قائل گردند. با دقت در مضامین آیات و روایات در می یابیم كه اسلام در همه زمینه ها چه فردی و چه اجتماعی سفارش ها و توصیه هایی دارد و فواید و آثار آن و همچنین عواقب زیانبار آن را هم متذكر شده است در زمینه عفت دختران هم توصیه هایی به مادران دارد كه با توجه به آیات و احادیث الهی به بررسی آن می پردازیم.
توصیه هایی در زمینه ازدواج، نقش مربی دختران، تفهیمها كه شامل انس دینی و معارف دینی و معرفت دینی و تعدیلها و تحملها، باشد كه مادران برای سعادت و خوشبختی فرزندانشان به خصوص دخترانشان پذیرای این توصیه ها باشند تا دخترانی عفیفه تحویل جامعه اسلامی بدهند. انشاء الله.
یكی از زیباترین كانون هایی كه به حفظ نفس و مصونیت انسان در مقابل مفاسد و منكرات جنسی كمك می كند ازدواج است.
ص: 132
امام رضا علیه السلام درباره ضرورت و تسریع در ازدواج می فرماید:
نَزَلَ جَبرئيلُ عَلَيَ النَّبي صلی الله علیه وآله فَقالَ: يا مُحَمَّدُ اِنَّ رَبَّكَ يَقرِئُكَ السَّلامَ، وَ يَقُولُ: اِنَّ الابِكارَ مِن النِّساءِ بِمَنزِلَة الثَّمَرُ فَلا دَواءَ لَهُ اِلاّ اجتِناوُهَ لَهُنَّ اِلاَّ البُعولُ، وَ اِلاّ لَم يُؤمَن عَلَيهِنَّ الفتِنَةُ، فَصَعِدَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وآله اَلمحِبَرَ فَجَمعَ النّاسَ ثُمَّ اَعلَمُهَم ما اَمَرَ اللهَ بِه.(1)
جبرئیل نزد پیامر آمد و گفت: ای محمد! پروردگارت تو را سلام می رساند و می فرماید: دوشیزگان همچون میوه ی روی درخت هستند. میوه چون برسد برای آن دارویی جز چیدن نباشد و گرنه آفتاب آن را فاسد و باد آن را خراب می كند، دوشیزگان نیز هر گاه به مرحله رشد زنان برسند، آنان را دارویی جز شوهر دادن نباشد و گرنه از گمراهی و فساد ایمن نخواهند بود. پس، رسول خدا صلی الله علیه وآله بر منبر رفت و مردم را جمع كرد و فرمان خداوند را به آگاهی آنان رساند.
به همین جهت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله می فرماید:
إذا تَزَوَّجَ العَبدُ فَقَدِ استَكمَل نِصفَ الدّينِ، فَليَتَّقِ الله فِي النصِّفِ الباقي؛(2)
هر گاه كسی ازدواج كند، نصف دین را كامل كرده است و برای (حفظ) نصف دیگر باید تقوای خدا پیشه كند.
همچنین پیامبر خدا درباره اهمیت و محبوبیت ازدواج در نزد خداوند می فرماید:
قال رسول الله صلی الله علیه وآله : ما بُنِیَ فِی الاسلامِ بَنَاءٌ اَحَبَّ اِلَی اللهِ وَ اَعزَّ مِنَ
ص: 133
الزِّواج؛(1)
در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد، كه نزد خداوند محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد.
«كَما أَرْسَلْنا فیكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِنا وَ یُزَكِّیكُمْ وَ یُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»(2)
«چنان كه رسول خود را فرستادیم كه آیات ما را بر شما تلاوت كند و نفوس شما را از پلیدی و آلودگی منزه گرداند و به شما تعلیم شریعت و حكمت دهد و به شما بیاموزد آن چه را كه نمی دانید.»
ارزش های وجودی انبیاء در كار تعلیم و تربیت انسان ها است. معلمی كار انبیاء است و معلم شغل و كار پیامبران را بعهده گرفته است. قوانین و برنامه های صحیح زیست و زندگی بشر بطور مستقیم و غیرمستقیم با تعلیم و تربیت صورت می پذیرد و انسان رشدو تكامل خویش را از راه آموزش و پرورش بدست می آورد و انسان از آغاز زندگی به شناخت خوبی ها و بدی ها بدون معلم نمی تواند راه پیدا كند، با آموزش و كمك انسان های دانا و فهمیده در تمام شئون زندگی انتخاب خوبی ها و پرهیز از بدی ها برای او آسان خواهد شد.(3)
در مورد هدایت دختران به سوی رشد و حركت شاید هر مادری نتواند
ص: 134
آن چه را كه لازم و ضروری آن هاست به آنان تفهیم كند، بنابراین به غیر از مادران، معلمان و مربیان نیز نقش هدایت دختران به سوی رشد و تكامل را بر عهده دارند.
معلم به شاگرد خود نفوذ و سیطره دارد بطوری كه نمونه این سلطه را از بین پدرها و كودكان نمی توان مشاهده كرد و بدیهی است هر قدر كمالات علمی و روحیات انسانی «معلم» گسترده تر باشد به همان نسبت نفوذ و سیطره اش عمیق تر خواهد بود.
امام علی علیه السلام می فرماید:
«اَلنَّصیحةُ مِنَ الاخلاقِ؛ پندگویی از اخلاق نیكان است.(1)»
از وظایف مادران و مربیان دختر تفهیم اموری است كه او نیازمند به آگاهی از آن هاست.
آگاهی از مراحل و مراتب تربیت دینی كه به شرح زیر هستند:
الف) انس دینی ایجاد تعلّقات از طریق شرطی شدن اعمال و افعال مذهبی
در مرحله انس دینی: مادران، باید چادر و یا مقنعه و روسری برای او (دختر) خود تهیه نمایند.
هیچ گاه در حضور او از پوشش خود گله نكرده مگر حدود آن را رعایت كنید. با نظر او برایش چادر، مقنعه یا روسری تهیه نمایید.
از دوره های مختلف (مانند جشن تولد) حداقل یك عكس با حجاب تهیه نمایید. عكس او با پوشش مناسب را در آلبوم گذاشته و یا قاب كرده و نصب
ص: 135
نمایید. از علاقه او به پوشش در میان جمع صحبت نمایید و رضایتمندی خود را نیز اعلام نمایید.
چادر، مقنعه و روسری او را همواره تغییر نمایید و معطر كنید. با روحانی محل، اقوام متدین و... ارتباط بیشتری برقرار نمایید.
قال امام علی علیه السلام:
جالِسِ العُلَماء يَزدَد عِلمُك، وَ يَحسُن اَدَبُك وَ تَزكُ نَفسُك؛
با دانشمندان بنشین تا بر دانشت افزوده گردد، تربیت و ادبت نیكو شود و روانت پاكیزه گردد.(1)
قال امام زَین العابِدین علیه السلام:
مَجالسُ الصّالِحين داعِيةٌ اِلَي الصَّلاحِ؛
مجالس پاكان، فراخوان به سوی صلاح و پاكی است.(2)
شعر و سرود مربوط به پوشش، عفت و حیا به او یاد دهید
برای اماكن و موقعیت های مختلف، پوشش مناسب آنان را در نظر بگیرید.
جشن تكلیف باشكوه بگیرید و اثرات آن را با هدایای سالانه تداوم ببخشید.
از او بخواهید خاطرات مربوط به عبادت، زیارت، مجالس و مراسم هایی كه شركت داشته است را بیان نماید.
در نمازهایتان و در زمان های مناسب و حضوری او را دعا كنید.
به حضور خانوادگی و یا گروه همسالان در مراسم های مذهبی اهمیت دهید.
ص: 136
پس طبق فرموده امام علی علیه السلام
صِيانَةُ المَرأة اَنعَمُ لِحالِها وَ أدوَمُ لِجَمالِها؛
صیانت زن او را شادابتر و زیبایی اش را پایدارتر می كند.(1)
ب) عادت دینی
ایجاد عادت مذهبی به کمک تکرار اعمال و احساس مسئولیت در عبادات.
با توجه به ایجاد تنوع در پوشش و علاقه مندی او، سعی كنید از محیط بیرون از خانه رعایت پوشش را آغاز نماید.
برای رفتن به بیرون از خانه، همراه با شادی و نشاط به او كمك كنید كه با پوشش مناسب حاضر شود.
اقامه نماز كه در ارتباط مستقیم با پوشش است را مورد تاكید قرار دهید.
«يا أَيّهَا النّبِيّ قُلْ ِلأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللّهُ غَفُورًا رَحيمًا»(2)
ای پیامبر به همسران و دخترانت و همه زنان مسلمان بگوی كه روسری ها را به خویش نزدیك سازند تا (به عفاف) شناخته شوند و مورد آزار اوباشان قرار نگیرند. خداوند آمرزنده و مهربان است.
عادت به نماز، عادت به پوشش را تسهیل می كند مراقب نماز او باشید.
«حافِظُوا عَلَى الصّلَواتِ وَ الصّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلّهِ قانِتينَ»(3)
در انجام همه نمازها كوشا باشید.
ص: 137
به صورت منظم و متنوع در اماكن زیارتی حضور یافته و در مراسم ها و نمازهای جماعت او را شركت دهید.
ج) معرفت دینی
فهم و استنباط معارف دینی به كمك تفكر، تعقل، و تحلیل مسائل مذهبی.
در جمع های خانوادگی و یا دوستانه موضوع پوشش را مطرح نموده و بحث نمایید.
كتاب های مناسب سن او را تهیه نماید. و یا او را دركتابخانه ها عضو نمایید.
برای طرح پرسش های او فضای محبت آمیزی فراهم آورید.
او را با مراكز پاسخ به سئوالات، روحانیون، بانوان مبلغ و كتاب های پاسخ به پرسش ها آشنا نمایید.
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(1)
سوال بگیرید از اهل ذكر آنچه را نمی دانید.
حجاب و پوشش را با مفاهیم دیگر دین مطرح نمایید.
در مورد انواع پوشش و لزوم آن برای زنان و مردان، توضیح دهید.
باورهای غلط پیرامون حجاب و پوشش را برای او توضیح دهید تا رفع شود.
از ویژگی های انسان با حجاب با او گفتگو نمایید.
در مورد تاثیرات حفظ حجاب در دیگر ابعاد زندگی با او گفتگو نمایید.
او را با ادبیات مقوله حجاب و مفاهیم مرتبط با آن آشنا نمایید.(2)
ص: 138
[يا بَني آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباسًا يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشًا وَ لِباسُ التّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ](1)
ای فرزندان آدم، همانا بر شما جامه ای فرو فرستادیم كه شرمگاه شما را بپوشاند.
نقش الگوها و برخوردها در زندگی دختران بسیار مهم است. آنها حساسیتی عجیب نسبت به روابط مشترك والدین دارند. رعایت مرزها بین والدین در روابط بطور شگفت آوری در آنان اثر می گذارد. (2)
و پدر و مادر مخصوصاً در رابطه با خود باید هشیار باشند كنترل غریزه و رعایت عفت برای دختران امری بسیار مهم است و در صورت عدم ازدواج باید عفت بورزند.(3)
كنترل اخلاقی عاملی برای جلوگیری از بسیاری از مفاسد است و در این امر محروم كردن مطرح نیست بلكه فرض ایجاد زمینه برای حفظ عفت و سعادت است. باید به آنها تفهیم كرد كه روابط نامشروع آتش عشقی را كه دائماً باید برافروخته باشد خاكستر می سازد.
خوشبختانه در دختران به مناسبت نوع آفرینش آنها و مخصوصاً در بعد حیات جنسی وضع به گونه ای است كه تحمل محرومیت و قدرت به تأخیر انداختن خواسته وجود دارد.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
ص: 139
اِنَّ اللهَ جَعَلَ لِلمَرأةِ صَبرَ عَشرَةٍ؛(1)
خداوند برای زن صبر ده مرد را مقرر كرده است.
از آنچه در این فصل گفته شد، این نتیجه را می توان گرفت كه یك مادر برای عفت فرزند دختر باید تا جایی كه امكان دارد هم خودش عفیفه باشد و هم همسر مناسبی از هر جهت مخصوصاً از جهت ایمان و اخلاق برگزیند. در قبل و حین دوران بارداری مسائل مادی و معنوی تأثیرگذار در جنین را رعایت كند و بعد از تولد هم در بعد مادی، غذای پاك و حلال به بچه بخوراند نیازهای اقتصادی او را تا حد امكان تأمین كند و هم در جنبه معنوی باید به رشد اخلاقی دختر خود از دوران كودكی توجه كند و برای نتیجه گیری بهتر در مسیر این رشد، دختر را از آموزش های مذهبی و دینی نیز بهره مند سازد، در سایه این تلاش ها شخصیت دخترش براساس اخلاقی مذهبی و با عفت شكل می گیرد؛ مادر باید ویژگی های روحی - روانی و جسمانی دختر خود را در مقاطع سنی مختلف بداند و بر اساس آن تدبیر و چاره اندیشی كند، روابط صمیمانه با او داشته باشد، مقتضیات زمان را هم در نظر قرار دهد در نتیجه مصلحتهای فردی و اجتماعی را در تصمیم گیری خود اعمال نماید؛ مادران باید خود الگوی مناسبی برای دختران شان باشند و همچنین در انتخاب الگوهای مناسب اعم از معلم و معرفی الگوهای مناسب برای دخترانشان توجه كافی داشته باشند. در تعامل عفت بین خود و دختر دقت و آگاهی كامل از فرق عفت دختر و پسر را نیز داشته باشند. و اقدامات مربوط به حجاب و عفاف و مراقبت های از آن باید از ابتدای رشد و به برنامه تربیتی افراد در خانه و اجتماع توجه خاصی مبذول شود و روابط خانوادگی باید از روی ضابطه باشد و در پایان
ص: 140
مادر باید توجه داشته باشد كه توجهی كه اسلام به زنان و دختران معطوف داشته، ما در هیچ آیین و مكتبی سراغ نداریم و برای روش ها و توصیه های اسلام نظیری نمی یابیم. توصیه هایی كه از بدو تولد تا پایان عمر فرد در نظر دارد، توصیه هایی كه برگرفته از كلام وحی و معصومین می باشد كه نقش بسزایی در عفت دختر می تواند داشته باشد البته ناگفته نماند در كنار مادر، پدر هم باید همكاری و همراهی و حمایت كند ولی مادر نقش اصلی را ایفا می كند.
ص: 141
ص: 142
بنابر آن چه كه در كلیه ی فصول گذشت می توان این نتیجه را گرفت كه عفت مادر خود زیر بنای تربیت دخترش می باشد وبرای آنكه مادر نقش عفت را در فرزند خود ماندگار كند و خود نگه داری
در مقابل گناهان را در او ایجاد كند، مراحلی را باید طی كند كه به ترتیب ذكر می شود.
البته باید دانست كه عفت هم در مسائل مادی مثل نیازهای اقتصادی و هم غیر مادی مثل امور جنسی مطرح است، و امّا مراحل عبارتند از:
1 - مرحله اول: مادر در درجه اول باید خودش عفیفه باشد و عفت در همه ابعاد آن یعنی نگاه، كلام، حجاب و پوشش، اخلاق و رفتار در ظاهر و باطن او نمود داشته باشد. عوامل موثر در عفت مثل تقویت ایمان - شناخت خود - همنشینی با افراد با حیا - و... و همچنین عوامل موثر در بی عفتی كه در دنیا و آخرت دارای آثار
سوء و منفی زیادی مثل اختلالات روانی، خشونت و آزار جنسی و... (آثار دنیوی) و آتش دوزخ و آویزان شدن با مو و چیدن گوشت بدن و... (آثار اخروی) را بشناسد و نسبت به تقویت و ذائل كردن آن ها تا جایی كه می تواند بكوشد.
2 - مرحله دوم: این مرحله انتخاب همسر عفیف است كه در شكل گیری جنین نقشی اساسی دارد و بعد از آن هم از حمایت های مادی و معنوی او بر
ص: 143
خوردار می گردد.
3 - مرحله سوم: مرحله بار داری است در این دوران علاوه بر بهداشت جسمانی به بهداشت روانی خود نیز باید توجه كند و از محیطی آرام و پر نشاط بر خوردار گردد. از بعد جسمانی مادر باید تغذیه صحیح و كافی و.... داشته باشد چرا كه سلامت جنین بسیار مهم است و در بعد روانی مادر می تواند با استفاده از تلاوت آیات قر آنی و انس با كلام الهی از نظر روحی خود را تقویت كند و القاء آرامش درونی داشته باشد بر این اساس هر مادری باید توجه داشته باشد كه دوران حمل برای طفل او سر نوشت ساز است و تمام روحیات وی روی فرزندی كه در شكم دارد اثر می گذارد و باید به نوع غذا و حلال بودن آن توجه خاصی داشته باشد.
4 - مرحله چهارم: مرحله بعد از تولد است. در این مرحله نیز هم بعد مادی و هم بعد معنوی عفت را باید در نظر گرفت زیرا یك انسان متشكل از جسم و روح است در هر كدام كه كوتاهی صورت گیرد باعث می شود كه مادر نتواند دختری با عفت تربیت كند.
لذا اقداماتی كه مادر عفیف برای عفت فرزند دختر خود بعد از تولد می تواند انجام دهد عبارتست از:
الف) نقش مادر در انتقال میراث اجتماعی:
كودك وقتی به دنیا می آید مغزش چون كاغذی سفید و ننوشته است، نخستین كلمات و حروف را مادر بر روی این صفحه می نویسد و اوست كه نقوش زشت و زیبا بر آن صفحه ترسیم می كند. اصول و قواعد زندگی را به كودك خود می آموزد طرز بر خورد و آداب و رسوم یاد می دهد و.... بنابر این مادر شالوده اساسی انتقال فرهنگ از سوی مادر است.
اوست كه بسیاری از اصالت ها و یا كجروی ها را در ذهن طفل وارد می سازد
ص: 144
و نقش اصلی را در انتقال میراث اجتماعی دارد.
ب) نقش مادر در تاثیرات اخلاقی:
ازنظر علمی ملكات اخلاقی و چگونگی حیات مادر به وسیله خون و شیر به طفل منتقل می شود مادر می تواند آموزش اخلاق را از دو راه به دختر خود بیاموزد.
1 - آموزش از طریق الگو 2 - آموزش از راه عمل.
چون تماس كودك در سال های اولیه با مادر بیشتر است و او مستقیماً شاهد رفتار مادر و طرز عمل های اوست پس از او بیشتر تأثیر می گیرد پس می توان نتیجه گرفت اگر مادری دارای عفاف باشد و اخلاق ملكات فاضله داشته باشد فرزندی خوب تربیت می كند.
ج) نقش مادر در تأثیرات روانی:
از نظر علمی رابطه مادر با طفل از سوئی رابطه رهبری و رهروی است. قانون وراثت بسیاری از حالات كودك را به گونه ای نا خود آگاه ناشی از مادر می داند. بنا بر این اگر مادری روحیه كینه توزی و حسادت یا خیر خواهی و... داشته باشد تا حدود زیادی بر طفل تأثیر می گذارد نتیجه این كه مادر منشأ سعادت یا بدبختی فرزند است؛ نقص و یا سلامت شخصیت روانی كودك مخصوصاً در 6 سال اول زندگی بستگی به مادر دارد
نكته هایی كه یك مادر عفیف برای تربیت دختر خود باید در نظر داشته باشد عبارتند از:
1 - شیردادن فرزند مطابق دستورات اسلامی باشد
2 - دادن غذای حلال و ترك هرگونه غذای حرام به كودك
3 - نام نیكو گذاردن برروی كودك.
ص: 145
4 - تمرین و تشویق كودك به خوبی ها و منع تنبیه و مجازات های
ناروا
5 - آموزش و تمرین در مسائل دینی و اخلاقی و عمل به دستورهای دینی
اگر آموزش مادر به فرزند در زمینه احكام و معارف دینی صحیح و آگاهانه باشد بسیاری از مشكلات دینی وی رفع می شود و والدین باید هماهنگ و هم فكر، باید ها و نباید های دینی را به كودك خود آموزش دهند.
6 - مادر باید از روش های تربیتی صحیح كه باعث ایجاد و حفظ و اصلاح عفت در فرزند دختر می شود آگاهی داشته باشد و بداند در كجا و به چه شیوه ای و تا چه میزان باید عمل و بر خورد كند و از حد افراط و تفریط نگذرد.
7 - مادر باید با توجه به آمادگی ذهنی و ادراكی فرزند به وی امر و نهی كنند و شیوه ی رفتار و گفتار مادر با توجه به سطح فكری فرزند باشد.
8 - فرزند خود را از عوامل مؤثر در عفت و بی عفتی و ارزش عفت و مضرّات بی عفتی آگاه سازد و او را یاری نماید.
9 - دراصلاح عفت او باید علت را جستجو كند و به شیوه های مناسب آن را رفع كند؛ البته به صورت كامل
10 - در همه روش های تربیتی مثل نصیحت، تشویق و تنبیه، الگو برداری و... در تمام مراحل ایجاد، حفظ و اصلاح عفت دختر، نقش الگویی و رهبری مادر از همه مهم تر است مخصوصاً از این بابت كه هم جنس دختر است و فرزندان معمولاً سعی می كنند كه خود را با هم جنس خود هماهنگ سازند لذا مادر اگر با تمام توان در عفت خود بكوشد و معیار های اخلاقی و دینی را رعایت كند و خودش را مجسمه عفت سازد و همچنین تضاد بین گفتار و رفتارش نباشد، دختر نیز از او یاد می گیرد و او را اسوه ی خود قرار می دهد.
ص: 146
اما مادر باید هوشیارانه و به طور غیر مستقیم راهنمای دختران خود باشند كه مبادا راه را به بیراهه بروند. پس تعامل مادر و دختر نقش بسزا و مؤثری در زمینه عفت دارد كه برای روابط نزدیك با دختر خود رعایت این اصول ضروری می باشد، از قبیل:
1 - مادران باید دخترانشان را درك كنند و به شخصیت او احترام بگذارند.
2 - هر روز با دخترانشان صحبت كنند.
3 - ایراد از او نگیرند.
4 - مرتب عشق و علاقه شان را به آنها نشان بدهند و بگویند چقدر دوستشان دارند متقابلاَ دختران نیز سعی می كنند مادران خود را درك كنند و مشكلات خود را براحتی با مادر خود در میان می گذرانند وبه این باور می رسند كه بهترین دوست در زندگیشان مادر است و هر نصیحت و تذكری كه از جانب مادر ارائه می شود از روی خیر خواهی می باشد علاوه بر مادر افراد دیگری هم هستند كه نقش الگویی برای عفاف دختران دارند كه به طور غیر مستقیم بركردار و رفتار آنان تاًثیر می گذارند از جمله این الگوها معلم است كه با اخلاق و كردار خود در ارتباط با شاگردان بدون این كه آن ها متوجه باشند تحت تاٌثیر افعال و كردار معلم قرار می گیرند و سعی در تقلید از معلم خود دارند و تلاش می كنند كه خود را شبیه او سازند اگر معلم با عفت، نشستن و سخن گفتن و كلاس رفتن و درس دادنش همه بر اساس تقوا باشد می تواند الگوی خوبی برای دختران ما باشد و مادران باید دقت كافی و وافی در نقش این الگو برای فرزندان خود داشته باشند تا نتیجه ی دلخواه و مطلوب دست یابند در ضمن مادران از همكلاسی و همسالان فرزند خود نیز نباید غافل باشند به خصوص در دوران نوجوانی كه دوران تغییرات بحران برای دختران است. بنابر این با مراقبت از فرزند خود در روابط و برخوردها و جلوگیری از روابط
ص: 147
آزاد با نا محرم و راهنمایی كردن فرزند خود در انتخاب دوست شایسته و اورا به موقع برای ازدواج آماده و به او محبت كرده و خود كنترلی را در او تقویت نمایدو همچنین آگاهی های لازم در مورد خطرات احتمالی محیط اجتماعی را به دختر خود گوشزد نماید پس مادر باید در تمام زمینه ها چه فردی، چه خانوادگی و اجتماعی باید تمام سعی و تلاش خود را به كار گیرد اگر همه مادران جامعه ما به اهمیت عفاف در تربیت دختر خود پی ببرند در آینده مادرانی با عفاف در نتیجه جامعه ای سالم و سعادتمند خواهیم داشت.
ص: 148
1 - قرآن كریم؛ ترجمه ناصر مكارم شیرازی
2 - نهج البلاغه؛ ترجمه محمد دشتی
الف) منابع فارسی
1 - اكبری، محمود، كرانه سعادت، گلستان ادب، چاپ دوم، قم، بهار 1382.
2 - ---------، محمود، رفتار والدین با دختران جوان، فتیان، نوبت چاپ پنجم، قم، 1390
3 - -------، محمود، برای ریحانه، گلستان ادب، چاپ سیزدهم، قم،1383
4 - احمدی میانجی، علی، مكاتیب الائمه، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، قم، 1426 ق
5 - احسانی، محمد، نقش مادران در تربیت دینی فرزندان، قم، دفتر عقل، 1387، (سایت مركز پژوهش های اسلامی صدا و سیما)
6 - آقا یوسفی، علی رضا، روانشناسی عمومی، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ اول، تهران، 1386
7 - آذربایجانی، مسعود و دیگران، روانشناسی عمومی، انتشارات زمزم هدایت، چاپ ششم، قم، 1388
ص: 149
8 - آشتیانی، محمدرضا و دیگران، تفسیر نمونه زیر نظر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالكتب الاسلامیه، بی چا، قم، 1362
9 - ابوالقاسم حسین بن محمدبن مفضل، راغب اصفهانی، كرانه سعادت، ناشر نور نگار، چاپ دوم، قم، 1376
10 - حسینی نیشابوری، سید علی اكبر، سخنرانی های استاد رفیعی (ویژه خانواده)، ناشر صالحان، چاپ اول، قم، 1390
11 - حافظان، محمدرضا، مجله علوم انسانی، شماره 1، 1375، (سایت نورمگز)
12 - حسین زاده، اصفهانی، اكرم، نشریه شماره 53، به نقل از پایگاه حوزه، مرداد 1384، (سایت حوزه گنجینه)
13 - حسین پور علویه، محمود، نقش مادران در تربیت فرزند، انتشارات جوانان موفق، چاپ اول، قم، 1388
14 - دهخدا، علی اكبر، لغت نامه دهخدا، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، بی جا، تهران، 1352
15 - دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین، چاپ سوم، قم، 1381
16 - رحمتی، حسین علی، پیام حوزه، شماره 25، بهار 79. (سایت حوزه)
17 - رشیدی، حسین، حریم عفاف (حجاب از دیدگاه آیات و روایات)، انتشارات رازبان، نوبت چاپ سیزدهم، قم، 1385
18 - رشید پور، مجید، آشنایی با تعلیم و تربیت اسلامی با تأكید بر روش ها، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، چاپ نهم، تهران، 1386
19 - سادات، محمدعلی، رهنمای پدران و مادران و شیوه های برخورد با
ص: 150
كودكان، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ 18، تهران، 1387
20 - صفی یاری، مسعود، پیامبر اعظم و مسائل خانواده، ناشر ظفر، چاپ اول، قم، 1385
21 - صادق كوهستانی، عطیه، حجاب زینت برتر (حجاب از دیدگاه آیات و روایات)، انتشارات نسیم حیات، چاپ اول، قم، 1385
22 - طیب، مهدی، حجاب و حقوق زن در ترازوی اندیشه و ایمان، انتشارات سفینه، چاپ اول، بی جا، 1373
23 - طباطبائی، سیدمحمدحسین، تفسیرالمیزان، مترجم سیدمحمد باقرموسوی همدانی، انتشارات جمهوری اسلامی، چاپ چهارم، جلد 3، تهران، 1390
24 - طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه و شرح نهایة الحكمة، ترجمه علی شیروانی، انتشارات دارالكفر، قم - چاپ پنجم، 1389
25 - طباطبایی، سید محمدحسین، آداب زندگی پیامبر «سنن النبی»، مترجم لطیف راشدی، انتشارات تهذیب، چاپ هفتم، قم، 1385
26 - ظهیری، علی اصغر، برای دختران، انتشارات روحانی، چاپ ششم، قم، 1387
27 - عمید، حسن، فرهنگ عمید، انتشارات امیركبیر، چاپ 27، تهران، 1384
28 - عامری، حمیده، گستره عفاف به گستردگی زندگی، بی چا، بی جا، بی تا
29 - قائمی، علی، سازندگی و تربیت دختران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، چاپ هشتم، تهران، 1387
30 - قاعده زندگی از ریچارد تمیلار، (سایت تبیان)
31 - قائمی، علی، اسلام و تربیت دختران، انتشارات امیری، چاپ یازدهم،
ص: 151
تهران، 1386
32 - -----، علی، نقش مادر در تربیت، انتشارات امیری، چاپ سیزدهم، قم، 1386
33 - كاظم زاده قمی، سید علی اصغر، جلوه های حكمت گزیده موضوعی كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، بی جا، 1373
34 - كاظمی خلخالی، دو هزار حدیث از حضرت علی علیه السلام، انتشارات فؤاد، چاپ مكرر، بی جا، 1374
35 - كلینی، محمدبن اسحاق، برگزیده ای از اصول كافی، مترجم سید جواد رضوی، ناشر بنی الزهراء، چاپ اول، قم،1376
36 - كوهی، محمدرضا، با دختران، انتشارات مشهد، چاپ اول، قم، 1386
37 - كوهی، محمدرضا، آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن با محوریت عفاف و حجاب، انتشارات امام علی بن ابی طالب،
چاپ اول، قم، 1389
38 - كریم زاده، اسماعیل و دیگران، آموزش آداب و مهارت های زندگی اسلامی، ناشر یادمان هنر اندیشه، چاپ دوم، تهران، 1389
39 - كریمی نیا، محمدعلی، دنیای دختران، ناشر پیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ هشتم، قم 1384
40 - گرمرودی تبریزی، محمدرفیع، اشكهای خونین در سوگ امام حسین علیه السلام، انتشارات كوثر، چاپ سوم، بی جا، 1385
41 - مهدی زاده، حسین، پرسمان حجاب، انتشارات صهبای یقین، چاپ پنجم، قم، 1388
42 - موسسه جهانی سبطین، حجاب حریم پاكی ها، ناشر موسسه جهانی سبطین، چاپ دوم، قم،1376
ص: 152
43 - معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، انتشارات امیركبیر، چاپ 16، تهران، 1379
44 - مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، چاپ 77، تهران، 1387
45 - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مترجم سید عبدالحسین رضایی، كتابفروشی اسلامیه، چاپ دوم، تهران، 1364
46 - مقدسی، محمد، در حریم حجاب، انتشارات نصایح، چاپ اول، قم، 1374
47 - محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحكمه، ترجمه حمیدرضا شیخی و دیگران، انتشارات دارالحدیث قم، 1425 ق = 1383
48 - میرخندان، سید حمید، حجاب در فرهنگ اسلامی، انتشارات مركز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، چاپ اول، تهران، 1387
49 - محمدی اشتهاردی، محمد، حجاب بیانگر شخصیت زن (حجاب برتر)، انتشارات معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا با همكاری انتشارات ناصر قم، چاپ اول، قم، 1375
50 - مطهری، مرتضی، پاسخ های استاد به نقدهایی بر كتاب مسأله حجاب، ناشر صدرا، چاپ بیستم، تهران، 1389
51 - میرخوانی، عزت السادات، فصلنامه ندای صادق، شماره 24، گستره عفاف در زندگی انسان، سایت حوزه.
52 - مولایی، محسن، چگونه فرزند سالم و نابغه داشته باشیم، انتشارات قلم جوان، چاپ دوم، قم، 1387
53 - میخبر، سیما، ریحانه بهشتی (فرزند صالح)، انتشارات نورالزهرا علیها السلام،
ص: 153
چاپ بیست و سوم، قم، 1385
54 - مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ چهل و نهم، تهران، 1385
55 - ملكی، حسن و دیگران، تربیت حسینی، ناشر زمزم هدایت، چاپ اول، قم، 1386
56 - موسوی راد لاهیجی، سید حسن، پدر - مادر - معلم - مرا خوب تربیت كن، ناشر، امام شناسی و آثار الحجة عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، بی جا، تابستان 1379
57 - موسوی الخمینی رحمه الله:، روح الله، رساله توضیح المسائل، انتشارات هاتف مشهد، چاپ هشتم، مشهد، 1377
58 - نصیری، عطاء الله، ماهنامه پیوند آموزشی - تربیتی، انتشارات رجا، تهران، 1390
59 - نفری، یدالله، زیباترین واژه هستی مادر، ناشر نفری، چاپ اول، قم، 1389
60 - وفائی، اعظم، صدف عفاف، انتشارات کانون اندیشه جوان، چاپ اول، تهران، 1390
61- همدانی، آیت الله نوری، جایگاه بانوان در اسلام، انتشارات مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف ، چاپ سوم، قم، 1384.
ب) منابع عربی:
1 - ابن بابویه، محمدبن علی، الامالی شیخ صدوق، مصحح ندارد، ناشر كتابچی، چاپ ششم، تهران، 1376
2 - --------، علل الشرایع، انتشارات كتابفروشی داوری، چاپ اول، قم، 1385 ش
ص: 154
3 - --------، محمدبن علی، عیون الاخبار الرضا علیه السلام، مصحح مهدی لاجوردی، انتشارات جهان، چاپ اول، تهران، 1378
4 - انیس، ابراهیم دیگران: المعجم الوسیط، ناصرخسرو، چاپ دوم، تهران، بی تا
5 - ابن اشعث، محمدبن محمد، الجعفریات (الاشعثیات) مصحح ندارد، انتشارات مكتبة النینوی الحدیثه، چاپ اول، تهران، بی تا،
6 - برقی، احمدبن محمد بن خالد، المحاسن، مصحح: محدث، جلال الدین، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ دوم، قم، 1371
7 - تمیمی، عامدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحكم و درر الكلم، مصحح مصطفی درایتی، ناشر دفتر تبلیغات، قم، 1366
8 - ----------------، غررالحكم و دررالكلم، مصحح رجائی سید مهدی، ناشر دارالكتاب الاسلامی، چاپ دوم، قم، 1410 ق.
9 - حمیری، عبداله بن جعفر، قرب الاسناد (ط - الحدیثه)، مصحح مؤسسه آل البیت، انتشارات مؤسسه آل البیت، چاپ اول، قم 1413 ق
10 - حر عاملی، محمدبن حسن، هدایة الامه الی الاحكام الائمه علیهم السلام، مصحح آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی گروه حدیث، ناشر آستانه الرضویة المقدسة مجمع البحوث الاسلامیه، چاپ اول، مشهد، 1414 ق
11 - راوندی كاشانی، فضل الله بن محمد، النوادر (للراوندی)، مصحح اردستانی، احمد، ناشر دارالكتاب، چاپ اول، قم، بی تا
12 - شریف الرضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه صبحی صالح، مصحح فیض الاسلام، ناشر هجرت، چاپ اول، قم، 1414 ق
ص: 155
13 - شعیری، محمدبن محمد، جامع الاخبار، مصحح ندارد، انتشارات مطیع حیدریه، چاپ اول، نجف، بی تا
14 - طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الاحكام، مصحح خرسان، عن الموسوی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، تهران، 1407 ق
15 - فیض كاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، الوافی، مصحح ندارد، ناشر كتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام، چاپ اول، اصفهان، 1406 ق
16 - كلینی، محمدبن یعقوب، اصول كافی، مترجم آیت الله محمدباقر كمره ای، اسوه، چاپ سوم، تهران و قم، 1375
17 - كراجكی، محمدبن علی، معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، مصحح احمد حسینی، ناشر مكتبة المرتضویة، چاپ دوم، تهران، 1394 ق، 1353 ش
18 - كلینی، محمد بن اسحاق، كافی، مصحح غفاری علی اكبر و آخوندی محمد، انتشارات دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1407 ق
19 - لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحكم و المواعظ، مصحح حسینی بیرجندی، حسین، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، قم، 1376
20 - منظور، محمدبن مكرم، لسان العرب، مصحح میردامادی، جمال الدین، ناشر دارالفكر لطباعه و النشر و التواضیح دارالصادق چاپ سوم، بیروت، 114 ق
21 - منسوب به علی بن موسی، الفقه المنسوب، مصحح موسسه آل البیت، ناشر موسسه آل البیت، چاپ اول، مشهد، 1406 ق
22 - مفید، محمدبن محمد، الاختصاص، مصحح، غفاری، علی اكبر و محرمی زرندی، محمود، ناشر الموتمر العالمیه لا لفیة الشیخ المفید، چاپ اول، قم، 1413 ق
23 - مجلسی، محمدباقر بن محمد تقی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل
ص: 156
الرسول، مصحح رسولی محلاتی هاشم، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ دوم، تهران، 1404 ق،
24 - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مترجم جمعی از محققان، ناشر دارالاحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بیروت، 1403 ق
25 - نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مترجم موسسه آل البیت، انتشارات موسسه آل البیت، چاپ اول، قم، 1408 ق
ص: 157